خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۳۷ مطلب با موضوع «تربیت رفتاری دختران» ثبت شده است

دختر 9 ساله م تنهایی حموم نمیره

سلام

میخوام که به عنوان نقش مادر در زندگی فرزندانم هیچ کوتاهی و یا گناه و ظلمی نکرده باشم.
من مادری هستم که دو دختر دارم که سناشون 11 و 9 ساله هست. دخترای خوب و عاقلی دارم اما دختر کوچکم همیشه ی خدا حاضر نیست تنها بره حمام و یا باید من ببرمش و یا خواهرش. راستش درست نمیدونم برای چی این طور میکنه.

گفتم شاید ترسو باشه.به خاطر همین بردمش پیش روان شناس که چند جلسه ای شد ولی فایده ای نداشت. نمیدونم منظورم رو متوجه شدید یا نه.

دختر کوچکم هر وقت حتی حمام هم که میره با هر کسی مثلا اگر اون فردی که باهاش رفته زودتر بیاد بیرون٬ دخترم می مونه تو حمام و خودش رو میشوره.

اما سوالی که برام پیش اومد این بود که من خانم بارداری هستم که دیگه نمیتونم با دخترم حمام برم. و الان خواهر بزرگ ترش میبرتش. می خواستم بدونم این کار تاثیر بدی رو افکار فرزندان من نمیذاره؟...حمام رفتن دختر با پدرش البته قبل از رسیدن سن دختر به سن تکلیف چه طور ؟ گناه داره ؟

نهایت قدردانی و تشکر را ازتون دارم.

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۳۹
    • پنجشنبه ۸ مهر ۹۵ - ۲۳:۵۰

    منطق جوان ها یا نوجوان ها از لحاظ رفتار ، گفتار و پوشش چیه ؟

    با سلام

    از کاربرهای محترم  یک سوال دارم  آن هم اینکه منطق جوان ها یا نوجوانها از لحاظ رفتار و گفتار و یا از لحاظ پوشش چیه ؟ و پدر و مادرها چه کار باید به کنند که به مذاق آنها بر نخوره و فرد خوب و عالی در آینده در جامعه ظاهر شوند.

    من از تمام دوستان و اگر روانشناس های محترم و از جمله دختران و پسران عزیز میشه نظرشان را بدون تعارف و واقعی و بدون قضاوت یک طرفه جواب بدهند .

    خیلی متشکرم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۳
    • پنجشنبه ۲۸ مرداد ۹۵ - ۱۷:۲۳

    از ایده های تربیتیتون برای داشتن فرزند صالح بگید

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    از دوستان خواهش می کنم از ایده هایی که خودتون برای تربیت فرزند صالح دارید، یا اگه نکته ای جایی خوندید یا در اطرافیان دیدید اینجا ذکر کنید . برای مثال یکی  از برنامه هایی که خودم برای تربیت بچه هام ، تصمیم به انجامشون دارم اینه :

    مسابقه ی مبارزه با هواهای نفسانیمون . این مسابقه رو می تونیم در دوران دبستان و خصوصا نزدیک سن تکلیف    توی خونه برای همه ی اعضای خانواده بذاریم . مثلا مسابقه ی اینکه یک روز حواسمونو جمع کنیم که هر حرفی که‌ دوست داریم اما خدا دوست نداره به زبون نیاریم . و حواسمون  به رفتار همدیگه هم  باشه و اگه برای مثال مادر دید که بچه ش داره از یه همکلاسی غیبت می کنه یا بچه دید مادر یا پدر دارن غیبت می کنن یا یه نفرو مسخره می کنن به هم تذکر بدیم .  کار های درست یا غلطمونو یادداشت می کنیم و در اخر هم پاداش یا تنبیه برای برنده یا بازنده در نظر میگیریم.
    این مسابقه رو میتونیم از یه روز شروع‌ کنیم و کم کم روز هاشو بیشتر کنیم تا به چهل روز برسیم .فوایدی که این مسابقه میتونه داشته باشه اینه که:
    اول اینکه بچه مبارزه با هوای نفسو یاد میگیره و می فهمه هر حرفی که دوست داشت بگه یا هر کاری که دلش خواست انجام بده  اما خدا اونو نهی کرده نباید انجام بده .
    دو با تذکر دادن، نهی از منکر و امر به معروفو یاد میگیره . 
    سه اینکه نسبت به رفتار خودش هوشیار تر میشه و سعی می کنه کنترل بیشتری داشته باشه . و چهار اینکه این مسابقه میتونه یه نمونه از زندگی دنیا براش باشه و مفهوم پرهیزکاری  و پاداش و جزا و نتیجه ی عملشو ‌ بهتر درک کنه   .
     گناهان زبانی یه نمونه بود میتونیم این مسابقه رو درباره ی گناهان دیگه یا کار های خوب دیگه انجام بدیم ؛مثلا مسابقه ی نماز اول وقت خوندن .
    یکی دیگه اینکه مثلا یه مدت خاص یه عمل مذهبی رو مثلا یک دعا رو هر روز با هم به جا بیاریم یا نماز هامونو به جماعت بخونیم و...
    حالا دوستان از ایده ها یا بازی های تربیتی برای اینکه بچه ی صبور تر ، مسئولیت پذیر تر، با گذشت تر ، با تقوا تر ، مودب و با حیا تر،اینکه تمایل و اشتیاق بیشتری به دینداری داشته باشه ، اینکه هدف زندگیشو در سن مناسب درک کنه ،اهل تفکر باشه  یا هر خصوصیت اخلاقی دیگه که در نظرشون هست رو بگن . اگر مذهبی هم نیستید از برنامه هایی که برای بچه هاتون دارید بگید.
  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۶
    • چهارشنبه ۳۰ تیر ۹۵ - ۱۰:۴۴

    اثر پرنسسی چه تاثیری بر زندگی دخترها دارد؟

    "اثر پرنسسی" به یک دختر می گوید: مهم ترین چیزی که باید به آن توجه کنی این است که مثل یک پرنسس باشی، زیرا اگر تو به اندازه کافی زیبا و به اندازه کافی شکننده و ناتوان باشی، آنگاه یک شاهزاده زیبا سوار بر اسب سفید برای نجات تو خواهد آمد. او با تو ازدواج خواهد کرد و از آن به بعد در یک قصر زیبا به خوبی و خوشی زندگی خواهی کرد.

    طبق این نظریه، پرنسس ها باید دخترهای خوبی باشند، باید خوشگل باشند، باید لباس های زیبا بپوشند، باید آرام و مودب بنشینند، باید کمی خجالتی باشند. پرنسس ها نباید کثیف بشوند، نباید لباس و کفش هایشان گلی بشود، نباید بپرند، نباید بدوند، نباید بلند بخندند و هرگز نباید عصبانی بشوند.

    رسانه ها هم این ایده را گسترش می دهند و به دختران می گویند که لاغرتر باش، پوست نرم تری داشته باش، لب های بزرگتری داشته باش، لکه های پوستت را پاک کن، وزنت را کم کن، مژه های بلند تری داشته باش، کمر باریک تری داشته باش و ... . جالب اینکه برای همه اینها هم راه حل های مختلفی ارائه می دهد که شامل انواع کرم ها و محصولات لاغری و لوازم آرایشی و حتی تیغ های جراحی است.

    چگونه این اثر را از بین ببریم؟

    ما به عنوان پدر و مادر می توانیم دختر هایمان را از گرفتاری در این تفکر قالبی نجات بدهیم. ما باید به آنها یاد بدهیم که زیبایی، چیزی است که با فردیت و استقلال آنها، ارزش های آنها، نقشی که در این جهان ایفا می کنند، سلامتی آنها و حس شادابی که در خودشان احساس می کنند تعریف می شود. باید دقت کنیم که توانایی ها و استعدادهایشان را به آنچه که به صورت سنتی برای جنس آنها تعریف شده محدود نکنیم.

    دخترتان خودش را آن طوری می بیند که شما به او نگاه می کنید، پس توانمندیهایش را بینید و آنها را به او بگویید. شما می توانید الهام بخش او باشید! به او بگویید که آسمان محدود نیست و او می تواند تا ستاره ها بالا برود. به او بگویید که می تواند به هر آنچه در رویاهایش دارد برسد و هیچ چیزی جلوی او را نمی گرید. به او بگویید که لازم نیست پرنسس باشد و به انتظار قهرمان زندگیش بنشیند، او می تواند قهرمان زندگی خودش باشد.

    منبع :http://momiran.ir.domains.blog.ir/post/princess_effect

    پیشنهاد دهنده :
    پسر 52

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۸۵
    • دوشنبه ۱۴ تیر ۹۵ - ۲۳:۴۱

    چطور در مورد پریودم برای پسران نوجوانم توضیح بدم ؟

    سلام

    وقتتون بخیر.

    با توجه به اینکه ماه رمضان هست و من دو تا پسر ۱۴ و ۱۱ ساله تو خونه دارم، مواقعی هست که بدلیل عذر شرعی نمیتونم روزه بگیرم. در سایر مواقع هم که در این شرایطم نماز نمیخونم و دردهای  شدیدی دارم و ... . دوست دارم این مطلب رو برای پسرهام توضیح بدم و اونها رو تا حدودی آگاه کنم.

    اما نمیدونم چطوری و در چه حدی بهشون بگم. لطفا راهنماییم کنید. در ضمن اینو هم بگم که پسر بزرگترم بسیار اهل مطالعه و درونگراست درحالیکه پسر کوچکترم بسیار بازیگوش و برونگرا هست. ممنون از توجه شما.

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۲۷
    • پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ - ۱۷:۰۸

    بهترین درسی که می تونید به یه نوجوان بدید چیه ؟

    سلام خدمت همه کاربرای عزیز و فهمیده

    بنده این وبلاگو خیلی دوست دارم و نظرم اینه که اینجا میتونم خیلی چیزها یاد بگیرم

    گاها بعضی دوستان این قدر مطالب خوب و پخته شده و ازروی تجربه های خودشون میگند که من واقعا احساس میکنم  چشمم به بعضی از واقعیتها روشن میشه

    ولی‌ از همه بیشتر اون نظراتی که خالی از احساسات و عقده ها و کینه ها بوده روی من تاثیر مفیدی گذاشته

    من گاها اگر وقت داشته باشم سعی میکنم خیلی از پست ها و حتی بعضی از پست های قدیمی و نظرات بعضی از دوستان که واقعا پخته و از روی اطلاعات بالا نوشته شده رو بخونم

    زیاد وقتتونو نگیرم تو این پست از همه دوستان خواهش میکنم یه لطفی بکنند و به این سوال من از ته دل پاسخ بدن

    اگر یه نوجوونی پیش شما بیاد و از شما بخاد که بهترین درسی که از زندگیتون گرفتید و فهمیدن اون برای اون نوجوون میتونه  بسیار تو زندگیش  تاثیرگزار باشه و  باعث خوشبختی و موفقیتش بشه چی بهش میگفتید؟

    «تاموس»

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۸۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۱۳
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۵۹

    خدا میگه از بچگی بچه هاتونو با دین آشنا کنید اما ...

    سلام

    خدا میگه که از بچگی بچه هاتونو با دین اشنا کنید احادیثی هم داریم که همینو ( اشنایی کودکان با دین و خدا و پیامبر و ... ) مطرح کردن، خب برای یک انسان که از بچگی از دین بهش گفتن تحقیق در مورد دین بی معنیه ، چون اون انسان اگه توی تحقیقاتش به چیزی رسید که خلاف دین بود یعنی به این نتیجه رسید که نمیتونه دینو قبول کنه، همه میدونین که چقدر برگشت از دین براش سخته چون از بچگی با باور های دینی بزرگ شده، میدونید یه جایی سخن بسیار زیبایی از یه نفر خوندم که اسمشو نمیگم چون اگه بگم پاسخ ها به سمت این میره که اون شخص ادم خوبیه یا بدیه و فلان....

    حالا سخن : اگه شما از پدر و مادر یه بچه بپرسید که بچه ی شما دموکرات یا جمهوری خواه یا اینکه طرفدار دموکراسیه یا کمونیسم یا لیبراسیم یا... به شما میخندن و میگن بچه ی ما هنوز خیلی کوچیکه و نمیتونه این چیزا رو بگه وقتی خودش بزرگ شد تحقیق میکنه و یکی از این هارو انتخاب میکنه اما اگه از همون پدر و مادر بپرسید که بچه ی شما چه مذهبی داره خیلی سریع و بدون کوچکترین مکثی همون دینی که خودشون دارن رو به اون بچه نسبت میدن.

    خب یه بچه ی هفت ساله اصلا یه ادم 15 ساله حتی انقدر درکش قوی نیست که دین انتخاب کنه. وقتی خدا میگه از بچگی بچه هاتونو با دین اشنا کنید، یک لحظه بدون تعصب به این جمله فکر کنید اون بچه وقتی بزرگ شد چه طور تحقیق کنه چون خدا از بچگی دینی بهش منسوب کرده، اگه ام تحقیق کنه چقدر واسش برگشت از دین سخته .

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۰۳
    • پنجشنبه ۲۳ ارديبهشت ۹۵ - ۱۶:۲۸

    آموزش دستشویی رفتن به کودکان

    سلام
    یه دختر 2 سال و چهار ماهه دارم می خوام اونا از مای بیبی بگیرم از کسانی که تجربه ای در این زمینه دارند میخوام بهم کمک کنن.
    ایا این سن برای گرفتن دستشویی بچه مناسبه ؟ البته بچه ام خیلی با هوشه . با توجه به اینکه من یه ادم حساس در نجس و پاکی هستم و دوس ندارم فرش هایم نجس بشه بهترین راه چیه و به نظر شما چه مدت طول می کشه تا بتونم اونا به گفتن دستشویی عادت بدم ؟
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۵۲
    • شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۵ - ۲۲:۱۸

    کاهش وابستگی شدید دختر 4 ساله به خواهر تازه عقد کرده اش

    سلام . ممنون که هستین ...

    من 19 سالمه و عقد کردم . یه خواهر 4 ساله دارم که خیلی روی من حساسه . اوایل عقدم وقتی می دیدید شوهرم کنارم نشسته بغض میکرد. با گذشت هشت ماه حساسیتش کمتر شده اما الان شوهرم روش حساس شده هر جا بخوایم بریم گریه می کنه منم ببرین و اینا شوهرمو عصبانی میکنه .

    منم سعی کردم از وابستگی خواهرم کم کنم تا شوهرمم انقدر ناراحت نشه .اما خب هنوز هم این وابستگی هست من سال دیگه ازدواج می کنم اما خب با این وضع خواهرم مطمئنم خیلی اذیت میشه . چیکار کنم به نظرتون؟؟؟

    نمیخوام جوری برخورد کنم با آبجیم که ناراحت بشه چون یدونه خواهرمه . و از طرفی دلم نمیخواد شوهرمو ناراحت ببینم .

    خواهش میکنم راهنماییم کنین.

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۰۹
    • شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۵ - ۲۲:۰۶

    چکار کنم دخترم برای درس خوندن انگیزه پیدا کنه ؟

    سلام
    من دختری دارم  اصلا به حرف های من گوش نمیده بهش میگم برو درساتو بخون دستت تو جیب خودته مثل من بدبخت نشی .
    میگه من علاقه به درس خوندن ندارم پدرش میگه بی خیال خوند که خوند نخوند به درک الان فشار خونت میزنه بالا . ولی من مادرم نمیتونم بی خیال باشم .
    شب تا صبح کارگری میکنم تا پول هزینه مدرسشو بدم دلم نمیخواد اونم مثل من یک کارگر ساده باشه. آخه منم مادرم آرزو دارم دخترم یک دانشگاه خوب قبول شه و حرفی برای گفتن داشته باشه .
    به نظر شما چیکار کنم انگیزه پیدا کنه برای درس خوندن ؟
    لطفا کمکم کنید
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۴۲
    • چهارشنبه ۲۵ فروردين ۹۵ - ۲۰:۱۲

    فرزند خردسالم با رفتارش منو به مرز جنون کشیده

    سلام من خانمی حدود 30 ساله متاهل و دارای یک فرزند زیر 3 سال هستم ،من در زندگی مجردی سختیهای زیادی کشیدم که اصلا قابل گفتن نیست وهیچ وقت آرامش نداشتم همیشه کابوس میدیدم.......

    تا اینکه به لطف خدا ازدواج کردم با مردی بسیار خونسرد و مهربان ، اما به خاطر همان سختی ها صبرم رو از دست دادم مشکلی که حالا دارم اینکه فرزندم بسیار ناصبره، واقعا با رفتارش منو به مرز جنون کشیده، به طوری که در فامیل مثل شده، بخاطر بچه مجبور شدم کارم رو که 7 ساله زحمتش رو کشیدم از دست بدم، که ضربه سختی بود .

    دیگه اعصاب بچه رو ندارم سریع و به شدت عصبانی میشم و رفتار های میکنم که برای خودم هم عجیبه، مثلا امروز که بچه با جیغ هاش عصبانیم کرده بود براش آرزوی مرگ کردم ، یا امشب که پوشکش رو از پاش باز میکرد و با جیغ و داد نمیگذاشت شلوارش رو پاش کنم با عصبانیت کشیدمش تو حیاط و دعوا کردم اونم خیلی ترسید و گریه کرد .

    خیلی ناراحت شدم هرگز در تمام عمرم فکر نمیکردم از این حرکات انجام بدم، همیشه یک رفتار آرمانی تو ذهنم داشتم. ولی.......

    رفتارم با همسرم هم خیلی بد شده، با کوچکترین موصوع با او پرخاشگری میکنم اگر هر کسی غیر از او بود تا حالا صد بار من رو طلاق میداد.

    هر کاری میکنم که عصبانی نشم نمیشه، از طرفی چون مادر شهر کوچکی هستیم و به خاطر موقعیت شغلی نمیتونم به مشاور مراجعه کنم یا پیش روانپزشک برم .

    شما چه تجربه ای تو این زمینه دارید، به نطر تون من چه کار کنم آخه این عصبانیت شدید و وضع اعصاب داره دیوانم میکنه و زندگیمون  رو مختل کرده، بچه هم به رفتار اش ادامه میده .

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۶۵
    • دوشنبه ۲ فروردين ۹۵ - ۱۹:۰۱

    دختر عمه 12 ساله م میگه من دوست پسر میخوام !

    سلام
    ما کلا یه خانواده داریم که زیاد ازاد میگیرن همه چیزو (چه از طرف مادری چه پدری) . ولی نمیدونم چی شده منو مامانو بابامو داداشم کلا باهاشون فرق داریم و مذهبی ایم یه ذره هم عمه کوچیکم اینا اونم نه تو حجاب و اینا فقط روی مسائل جنس مخالف حساسن .

    من بزرگترین نوه مادری ام از طرف پدری ام نزدیکا همه ازم کوچیکترن اینه که نسبت بهشون احساس مسئولیت خاصی دارم!

    یه دختر عمه 12 سالمه که زیاد توی مسایل دوستی کنجکاوه، خوب اینم اخلاق منه که هیچ وقت نهی نمیکنم و نمیگم فلان کارو نکن و سمتش نرو سعی میکنم با مثال و توضیح بدی ها و زیان هایی که اون مساله وارد میکنه بگم که خوب اکثرا هم قانع میشن .

    ولی دختر عمم با همه ی این اوصاف بعد چند ماه برگشت گفت اصلا نمیتونم تحمل کنم من دوست پسر میخوام! چون همه دوستام دارن ( از طرفی بهش حق میدم که تحت تاثیر اطرافیانشو دوستاش یه ذره هوایی بشه )

    خب من مشوق این بچه ام نمیتونم بهش بگم باشه ولی در چارچوب برو دوست شو! چون خودم  اصلا نمیپسندم و خانوادش بفهمن کشتنم ( خانواده ی مستبدی داره که به بچشون رو نمیدن! شوهر عمم منظورمه بیشتر )( گیریم دوستم بشه اخه هدف یه پسر 15-16 ساله از دوستی چی میتونه باشه؟) نمیتونمم بهش دوباره بگم نه چون مطمئنم پنهونی از من این کارو ادامه میده خوب بد از بدتر میشه دیگه .

    از چند نفر که تو این موارد خبره ترن پرسیدم اونا همش دلیل و برهان مذهبی اوردن! خوب بچه 12 ساله رو که اینجوری نمیشه کامل قانع کرد!

    اگه موردی براتون پیش اومده یا راهکاری دارید لطفا بهم بگید!!!!

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۹۵
    • سه شنبه ۲۵ اسفند ۹۴ - ۱۹:۰۱

    چیکار کنم که میوه دلمون عادت کنه سر جاش بخوابه ؟

    سلام

    ما یه نی نی 9 ماهه داریم که شب ها عادت داره تو تخت ما میخوابه و یا اینکه حداقل تا زمانی که خواب نرفته تو تخت ما هست تا کامل خواب عمیق فرو بره و بعد بخوابونیمش سر جای خودش .

    اینطوری این کوچولوی مزاحم! ، دوباره نصف شب چند بار بیدار میکنه من و باباش رو و شیر که خورد و خواب رفت دوباره سر جاش میخوابونیم ...

    حالا کسانی که تجربه دارن بگن من چیکار کنم که میوه دلمون سر جاش عادت کنه .

    ممنون 

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۱
    • شنبه ۱ اسفند ۹۴ - ۱۸:۲۴

    چطور باید با یک نوجوان در سن بلوغ رفتار کرد؟

    سلام دوستان
    خیلی سریع میرم سر اصل مطلب چجوری با یک نوجوان توی سن بلوغ رفتار و صحبت کرد؟؟؟

    اما حالا بخاطر اینکه سوالم رو بهتر بفهمید بیشتر توضیح میدم . بچه ها توی سن بلوغ دچار یک غرور کاذب میشن و حس میکنن اونقدر بزرگ شدن که دیگه کسی نمی تونه کمکشون کنه و همه چیز رو میفهمن همچنین مقداری لج بازی و لجاجت توشون هست از اونورم نمی دونم چرا ولی شاید برای کسب تجربه های جدید دنبال کار ها و چیزایی میرن که اصلا به صلاحشون نیست تازه بگذریم از اینکه خیلی زود رنج و حساس هستن .
    حالا سوال من از دوستان اینه بچه ها رو تو این سن چطوی باید مدیریت کرد مخصوصا اگر دختر باشه .
    چطوری باید بهشون فهموند که کاری که دارن انجام میدن اشتباهه چون حرف هیچکی رو قبول نمی کنن و از اونورم بزرگ شدن و حس بزرگی میکنن نمیشه خیلی محدودشون کرد یا تنبیهشون کرد واقعا چکار باید کرد؟؟؟!!!!

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۲۵
    • شنبه ۳ بهمن ۹۴ - ۱۶:۵۱

    تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟

    با سلام

    احتمالا ادبیات من برای دوستان آشنا باشه ، چون تا حالا چندین پست نوشتم و آقای نجفی هم لطف کردن نمایش دادن.

    تو این پست نمی خوام دوباره به دعوای دهه 50-60 با بچه های نسل 70-80 دامن بزنم بلکه سوالی برام پیش اومده که جواب به اون در زندگی آینده خیلی از عزیزان می تونه یک ابزار تجربه باشه.

    خود بنده از یک خانواده تقریبا مذهبی هستم که غالبا حدود رو رعایت می کنیم و خیلی از روابط از دید خانواده نکوهیده و ناهنجار محسوب می شه. ولی برام جالبه که تو کل اقوام تقریبا دهه هفتادی رو ندیدم که یا ازدواج نکرده باشه و یا این که با جنس مخالف ارتباط نداشته باشه (چه مذهبی چه غیره ...).

    در حالیکه بچه های دهه های 50-60 خونواده ( که کم هم نیستن ) تقریبا از این فضا دور بودن. مثلا تو یک خونواده پسره دهه هفتادی ازدواج کرده ولی هنوز دهه شصتی در پی سلوک خودشه. یا مثلا با وجود این که حداقل خونواده ها وجه مذهبی دارن تعدد این روابط دوستی جالبه!!!

    حالا سوالاتی که برام پیش اومده اینه که:


    1- با وجود این که بچه های دهه 70 بیشتر در راس توجه بودن و از امکانات بیشتری برخوردار بودن و مسلما خلاء های عاطفی کمتری دارن پس این گرایش از دید من شدید به جنس مخالف چیه؟


    2- اگر بگیم وسایل ارتباط جمعی اون در مورد بچه های شصتم کم نبوده ولی آیا آرامش نسبی بیشتر منجر به تحریک جنسی در این سطح می شه؟

    3- آیا همه این عوامل باعث شده که نیازهای جنسی و عاطفی جای خودش رو به پیشرفت بیشتر، کارآمدتر بودن، تحصیلات بالاتر، عقاید عمیق تر و ... در مورد دهه های 70-80 بده؟ و این که آیا این به معنی سطحی نگری و سطحی اندیشی این نسل نیست؟

    4- حالا با تمامی این اوصاف تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟ شبیه به نسل جدید و یا بهتر بگم به شکل مدرنیتنه یا سنتی ؟ و این که در واقع کدوم نسل موفق تر بودن یا خواهند بود؟

    تشکر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۹۸
    • پنجشنبه ۱ بهمن ۹۴ - ۱۹:۲۴

    scroll bar code