خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۳۵ مطلب با موضوع «دوستی به قصد ازدواج» ثبت شده است

می خوام با یه پسر 30 ساله ارتباط داشته باشم، به خانوادم بگم ؟

سلام وقت بخیر

من یه مدتیه که یه آقایی بهم پیشنهاد میده که با هم ارتباط داشته باشیم واسه آشنایی و از من خوشش اومده...

من 20 سالمه و اون آقا 30 و نحوه ی آشنایی مون هم بماند ولی با هم برخورد داشتیم یعنی  از روی ظاهرم فقط نگفتن.. میخوام پیشنهادش رو قبول کنم و اینم بگم که اولین کسی هست که من پیشنهادش رو میخوام قبول کنم و تا حالا هیچ ارتباطی حتی در سایت های مجازی هم با جنس مخالف نداشتم!

و اولین بارمه! و توی فامیلامونم پسر جوون نداشتیم تا حالا!!! کلا من با جنس مخالف خیلی حرف نزدم و نمیشناسمشون اصلا! یکم نگرانم و هیچی هم بلد نیستم! چطور برخورد کنم  یا چی بگم که بهشون بفهمونم که من اهل دوستی و روابط الکی و طولانی نیستم !

میشه راهنماییم کنید" و اینکه به نظرتون یه آقای 30 ساله که تحصیل کرده هست و حتی  تجصیلاتش عالیه هم احتمال داره کسی رو سرکار بذاره یا قصد وقت تلف کردن داشته باشه؟ هر چند به شخصیت و شغل و موقعیتش نمیاد اما کلی میپرسم * و به نظرتون این موضوع رو به پدر و مادرم بگم؟ یا نگم نیازی نیست؟

چون دانشجوام توی شهر خودم نیستم.. یا اگه به اون آقا بگم که تحت نظر خانواده هامون با هم ارتباط داشته باشیم ندید بدید بازی نمیشه؟!
درکل خوشم اومدازش ازهمون اول !دوست ندارم ردش کنم*

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۴ مخالف
  • ۱۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۷۵
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    کسی که خیانت کرده بازم‌ خیانت میکنه؟

    سلام

    شما جای من باشین چیکار میکنین؟!

    من با کسی دوستم و خیلی دوسش دارم . پارسال آشنا شدیم با هم . همیشه با دوستم و اون بیرون میرفتیم. یک مدت که رفت سر کار سرش شلوغ بود خسته میشد به منم نگفت که میره سر کار . منم همش بحث میکردم باهاش که بهم توجه نمیکنی. اینم بگم که من‌ خوابگاهیم .  تا اینکه عید شد و رفتم.

    اون برای درد و دل به قول خودش شروع کرد به دوستم پی ام دادن که فلانی چرا اینجوری میکنه بحث میکنه منظورش من بودم. بعد یه مدت شروع با هم صمیمی میشن و تقریبا دوست میشن . ولی با منم بود و من تغییر رفتارشو میفهمیدم خیلی باهام‌ بد شده بود.

    به هر حال همون دوستم موضوع رو بهم گفت فکر کنم عداب وجدان گرفت چون دوباره بعد عید همو میدیدیم.بهم گفت اون پی ام‌ داده و خواسته دوست شه. من همون شب بلاکش کردم ولی بعد یک‌ هفته جوابشو دادم .

    دوست پسرم گفت به خدا خودش باب دوستی رو گذاشت و اینا پیاماشم‌ به من نشون داد دیدم آره اونم کم چراغ سبز نشون نداده. به هر حال کلی قسم و آیه که منو ببخش کلی رفت و اومد. من جفتشونو بخشیدم چون دوستش دارم پذیرفتم که اشتباه کرده خودمم بی تقصیر نبودم. حالا میخوام‌ نظرتونو بدونم آیا میتونم اعتماد کنم و ازدواج کنم با این شخص؟ کسی که خیانت کرده بازم‌ خیانت میکنه؟

    اصلا باورم نمیشد چون فکر میکردم ازش بر نمیاد ولی اومد. خودش میگه ازدواج فرق داره من هیچ وقت تعهدی که به کسی با ازدواج دارم از بین نمیبرم. هر دو بین ۲۰ تا ۲۴ هستیم . و شاید ۲ ۳ سال دیگه ازدواج کنیم.

    ممنون میشم نظراتتونو بشنوم.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۰
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    با فشارهای روحی و جسمی کمتر، مقدمات ازدواج رو فراهم کنید

    سلام

    از مهمترین اهداف ازدواج پسران مسائل عاطفی و جنسی هستش . فرض رو بر این میگیریم که شما به قصد بهره مندی از بعد عاطفی با یک دختر ارتباط برقرار می کنید .

    چون موقعیت ازدواج کردن ندارید ، ممکنه با خودتون بگید فعلا رابطه رو ادامه میدم تا شرایطم جور بشه . میرید دنبال کار ، ولی اوضاع اون طوری که پیش بینی می کردید رقم نمی خوره .

    فشار روانی این موضوع از یه طرف و فشار دوست دختر از طرف دیگه اوضاع روحی روانی شما رو به هم میریزه . کمی که جلوتر میرید کم کم سر و کله غریزه ی جنسی هم پیدا میشه ، شرمندگی دست های خالی ، فشار دوست دختر و غریزه جنسی همگی بهتون حمله می کنن .

    ممکنه دوست دخترتون برای این که بیشتر به شما فشار بیاره ، ماجرای خواستگارانی که به خاطر شما داره رد می کنه رو بهتون بگه ، شاید هم می خواد به رخ شما بکشه که به خاطر تو دارم موقعیت های خوبی رو از دست میدم .

    در این اوضاع و احوال 3 اتفاق ممکنه بیافته :

    1 – بالاخره موفق میشید امکانات ازدواج رو فراهم کنید و میرید سر خونه زندگی تون
    در این صورت خانم شما ممکنه دو برخورد با شما بکنه :
    -    دختر فهمیده ای هستش و با خوب و بد شما میسازه
    -    چون خواستگاران خوبی رو به خاطر شما رد کرده توقع داره که حسابی تحویلش بگیرید ، بهش سخت نگیرید و ... ، احتمالا دیر یا زود با این جمله از اون ممکنه مواجه بشید :
    اگه به اون خواستگارم جواب مثبت میدادم ...

    2 – دختر خسته میشه و به شما میگه نمی تونم بیشتر از این صبر کنم ، تو گفتی 1 سال صبر کن الان 2 ساله ! و به یکی از خواستگارانش جواب مثبت میده . البته درستش هم همینه !!!

    3 – خود شما خسته میشید و حس جوانمردی تون گل می کنه و میگید چرا دختر مردم رو الاف خودم کردم ؟ به طریقی اون رو از خودتون زده می کنید و ... !

    می بینید که دوستی طولانی مدت به قصد ازدواج فقط در یک صورت ممکنه به یه ازدواج موفق ختم بشه . اونم این که پیش بینی های شما درست از آب در بیاد ، در اون مدت دختر مورد نظر خواستگاری بهتر از شما نداشته باشه ، اگه داشته باشه اونا رو رد کنه  این قدر فهمیده باشه که در ناملایمات زندگی به رخ شما نکشه .

    پس بهتره که اتهام بی عرضه بودن ( به خاطر نداشتن دوست دختر !!! )  رو  به جوون بخرید و بی خیال مسائل عاطفی بشید و با فشارهای روحی و جسمی کمتری سعی کنید مقدمات ازدواج رو فراهم کنید و بعد به خواستگاری دختر مورد نظرتون برید .

    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , دوستی به قصد ازدواج , مطالب محسن نجفی ,

  • ۶ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۲۱
    • شنبه ۷ فروردين ۹۵ - ۱۸:۵۲

    فکر کنم اون منو رزرو نگه داشته ...

    سلام به تمامی دوستان ...
    من مدتها خواننده این وبلاگ بودم و فکر نمیکردم که یه روز خودم هم بیام اینجا پست بذارم...
    راستش من حدود یکسال و نیم پیش که تازه کاری رو شروع کردم و امید زیادی به موفقیت توی اون کار و به دست آوردن یه درآمد خوب واسه ادامه زندگیم داشتم با یه دختر آشنا شدم که از هر لحاظ اونو دختر خوبی دیدم...
    بهش پیشنهاد دادم با هم بیشتر آشنا شیم... از هر لحاظ دختر خوبی بود و هست... توی ارتباطی هم که با هم داشتیم تمامی جوانب رو هم حتی رعایت می کرد و درباره مسائلی مثل مسائل جنسی هم ابدا صحبت نمیکردیم و من هم از اینکه با همچنین دختری آشنا شدم واقعا خوشحال بودم و اون واقعا تنها عشق من بوده و هست...
    بعد از حدود یکسال کارم با شکست روبرو شد...چیز زیادی عایدم نشد و از اونجایی که همزمان با کار درس هم میخوندم روزگار سخت می گذشت ولی باز همیشه تلاش میکردم و همچنان هم تلاش میکنم که بتونم آینده خوبی رو واسه خودم و کسی که دوستش دارم رقم بزنم...
    منتهی از دو ماه پیش قضیه ای شروع شد که واقعا برام درد آور بود... قبل از این قضایا اگر در کارم موفق می شدم من و دختری که دوستش دارم میتونستیم با هم ازدواج کنیم ولی موفق نشدم و بعد از حدود چهار ماه از اون شکست در کار دختری که دوستش دارم شروع به رفتار هایی کرد که این رابطه دوست داشتن ما گناهه و ما نباید رابطه داشته باشیم گفت که دوستم داره و تا زمانی که کارام جور شه منتظرم میمونه و خواستگاراشو رد میکنه (خواستگار کجا بود!) .
    خلاصه یه رفتار فوق مذهبی برای من ورداشت و منو الان آقای محترم و شما و هزار جور کلماتی که با غریبه ها رو هم اونطوری صدا نمیزنن صدا میزنه... و این برای منکه وابستش شدم و اونو تنها عشق خودم میدونستم خیلی سنگین بود حتی هنوز هم بهش فکر میکنم چیزی جز غصه تو دلم نمیمونه.
    اون همش به من میگه تو باید با ایمان باشی و...
    در حالی که منهم نمازهامو میخونم و به هیچ کس جز اون تا بحال حسی نداشتم و نه اهل مشروب و حتی قلیون! بارها هم شده که بعضی دوستان حالا ناخلف بساط گناه رو جور کردن ولی من بازهم خودمو کنار کشیدم.
    ولی من نتونستم حرفشو باور کنم که تنها به خاطر دین و مذهب رابطه رو قطع کرده!
    همش این تو ذهنمه که اون دیده که تو کارم شکست خوردم و ممکنه حالا حالاها پول یه زندگی خوب دستم نیاد برای همین بدون اینکه دل منو بشکنه و منو بپرونه منو دست به سر کرده و با من قطع ارتباط کرده که اگه خواستگاری واسش اومد بله رو بهش بگه و اگرم نیومد منو رزرو داشته باشه!
    باور کنید شبو روز زندگیم شده این فکر و داره داغونم میکنه خواهش میکنم اگه نظری دارید راهنماییم کنید.
    ممنونم که تا آخر خوندید
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۲
    • شنبه ۷ فروردين ۹۵ - ۱۶:۱۸

    با یه پسر دوست هستم ولی یه خواستگار بهتر برام اومده

    سلام

    من دختری هستم دو ساله با یکی دوست هستم .

    تون اوایل ازم درخواست ازدواج کرد منم تو جو بودم قبول کردم و اونم سر همین چیزا خیلی امیدوار شد و خیلی کارا کرد و حالا من یه موقعیت بهتر برام به وجود اومده الان نمیدونم چیکار کنم .

    هر چقدر ناراحتش میکنم کم محلی میکنم بازم میاد عذرخواهی میکنه و ... . نمیتونم مستقیم بهش بگم نابود میشه خودشم که نمیذاره بره . من موندم چیکار کنم ؟

    عصبی شدم پدرم در اومده طاقتم طاق شده . اقایون به نظرتون چیکار کنم بذاره بره و قطع امید کنه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • ۸۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۱۴
    • جمعه ۶ فروردين ۹۵ - ۲۳:۰۴

    با دختری اشنا شدم ولی الان به هم نمیخوریم

    سلام
    من با دختری اشنا شدم ولی الان به هم نمیخوریم ولی ایشون خیلی منو میخواد نمیتونم چجوری قانعش کنم که به درد هم نمیخوریم اخه خیلی وابسته است بهم خیلی زیاد

    پست های مرتبط :
    ۲۵ دلیل اشتباه بودن دوستی‌های قبل از ازدواج
    بعد از 6 سال دوستی از ازدواج سرد شدم
    انتقال تجربه ناموفقم در دوستی با جنس مخالف
    از دوستی 5 ساله پشیمونم
    میگفت من تو را برای دوستی نمی خوام
    توصیه به دختران و پسران در مورد دوستی با جنس مخالف
    پسرها هم از دوستی با دخترها صدمه می بینن ؟
    مضرات دوستی با جنس مخالف چیه؟
    وقتی اسم دوستی با جنس مخالف میاد میرزم بهم
    به 11 دلیل دوستی های قبل از ازدواج ممنوع
    بعد از چند سال دوستی پاک زد زیرش


    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۰۱
    • دوشنبه ۱۹ بهمن ۹۴ - ۱۹:۱۹

    حاضرید بازم به خواستگاری دختری برید که ردتون کرده ؟

    سلام
    اگه  دختری رو دوست داشته باشی و باهاش دوست بشی به قصد ازدواج ولی بعد مدتی دختره ولت کنه بگه دگه نمیخوادت و ازت خوشش نمیاد یعنی تفاهم نداشته باشه به قول خودش ( اینم اضافه کنم که دو سال قبل بعد ول کردنش بصورت رسمی خواستگاری فرستادم که جواب منفی  بهم دادن ) .
    حال سوالم اینه حاضرین هر جور شده باهاش ازدواج کنین و باز اصرار میکنین که یه فرصت دیگه بهش بدین یا اینکه قیدش رو میزنین ؟؟؟
    با تشکر
    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج , رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۶۵
    • دوشنبه ۲۸ دی ۹۴ - ۲۱:۵۲

    دختره میگه اگه دوستم داری باید برام پول بفرستی

    سلام
    پسری هستم که با دختری یک سال و 8 ماهی میشه دوست هستم و سر قضیه ای رابطمون رو خراب کرد . دختره میگفت دوستم داری یا نه ، گفتم این چه سوالی من دوست دارم دیونه ، گفت اگه دوستم داری باید برام پول بفرستی تا گوشی بخرم . گفتم نامزد کردیم برات میخرم . اصلا هر چی بخوای میخرم برات . گفت نه الان میخوام .

    گفتم نامزد کردیم . گفت پس دوستم نداری رابطمون تموم بشه بهتره .گفتم جدی میگی ؟ گفت آره شوخی ندارم . منم گفتم باش بای .

    چند روزی گذشت که اس داد اگه دوستم داشتی اس میدادی و زنگ میزدی ولی اس ندادی و الان رابطمون خراب شده به نظر شما ؟

    من چکار کنم ؟ چرا اینجوری شده ؟ دختره آخه اینجوری نبوده . حتی بهم گفته بود من تو رو واسه خودت میخوام و تا وقتی که عقدم نکردی چیزی ازت نمیخوام . نمیدونم چرا اینجوری شده ؟

     به نظر شما زنگ بزنم بهش و رابطمون اون خراب کرده آخه و خودشم باید اس یا زنگ بزن چه کار کنم ؟
    لطفا راهنماییم کنید


    پاسخ :

    سلام
    بلاتکلیف گذاشتن دختر مردم به دور از مردانگی هستش . اگه می تونید خواستگاری برید سریع این کار رو انجام بدید اگه نمی تونید این رابطه رو قطع کنید . این دوستی ها از اساس اشتباست . از یه طرف اون به دنبال اینه که ادعای شما رو راستی آزمایی کنه و از یه طرف شما گله دارید که چرا می خواد میزان دوست داشتن خودش رو از جانب من با پول بسنجه ؟

    اون می خواد که برای اثبات ادعایی که کردید براش هزینه کنید . شما هم انتظار دارید که بهتون وفادار بمونه و به خاطر یه گوشی رابطه تون رو به هم نزنه . انتظاری که اون داره و توقعی که شما ازش دارید در صورتی که عقد بودید کاملا منطقی بود ولی الان هر دو خواسته نه تنها منطقی نیست بلکه زیاده خواهیه .

    اون مگه چه نسبتی با شما داره که انتظار داره براش خرج کنید ؟! این زیاده خواهی اونه .  شما بهش گفتید که دوستش دارید ولی راهی برای اثبات این ادعا ندارید . اون طرف قضیه انتظار وفادار موندن اون خانم از جانب شما زیاده خواهی محسوب میشه . شما انتظار دارید با تکیه بر چند ادعا بهتون وفادار بمونه ؟ بر چه اساسی باید بهتون اعتماد کنه ؟ از کجا باید مطمئن بشه که حتما باهاش ازدواج می کنید ؟

    می بینید که هیچی سر جاش نیست . پازل ها کنار هم قرار نمیگیرن ، چون شکل گیری این رابطه از ریشه اشتباست .

    اگه خواهان ادامه این رابطه هستید چند فاکتور اطمینان بخش به رابطه تون اضافه کنید . بهترین کاری که می تونید بکنید اینه که خانواده ها رو در جریان بذارید . به عبارت دیگه رسما ازش خواستگاری کنید . اون وقت اگه براش خرج کردید کسی خرده ای به شما نمیگیره . شایدم بحث خرید گوشی از جانب اون منتفی بشه چون یه حرکت اطمینان بخش تر از جانب شما دیده .

    اگه نمی تونید خواستگاری کنید این رابطه رو قطع کنید . چون الان نباید دغدغه ی شما وفادار نگه داشتن اون باشه . شما باید به فکر اشتغال و فراهم کردن مقدمات تشکیل خانواده باشید .

    موفق باشید
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۲
    • چهارشنبه ۱۶ دی ۹۴ - ۰۹:۴۶

    من دوست دارم ازدواجم با دوستی باشه

    سلام

    یه راست میرم سر اصل موضوع
    ببینید الان با یکی گرم میگیری در مورد خیلی چیزا حرف میزنی کلی از طرف خوشت میاد بعد چند روز حرکات و رفتار و عقایدی ازش میبینی که متنفر میشی .

    من دوست دارم ازدواجم با دوستی باشه نه مثل دوستی های الان ههههیچ رابطه عاطفی و عزیزم و گلمی رد و بدل نشه چند وقت واسه اشنایی بیرون بری و باهاش رفت و امد داشته باشی اگه اوکی بود به خانواده ها بگی .
    اینجوری به نظرم خیلی بهتره
    اما نمیدونم کار درستی هست یا نه


    پاسخ :

    سلام

    خیر کار درستی نیست . ریسک بزرگیه ، مخصوصا برای دختران . اگه بعد از مدتی فهمیدید که اون به درد شما نمی خورید چه کار می کنید ؟!
    جدا میشید ؟!
    تجربه پست های قبلی میگه که به همین راحتی نیست . چند حالت پیش میاد :

    1 - شما قصد قطع رابطه دارید ولی اون آقا میگه نه ، به هیچ وجه ! شروع میکنه به التماس و ... ! شما حس مادری تون گل می کنه . میگید گناه داره . می دونید با اون سازگاری ندارید ولی به خاطر این که دلش نشکنه ، بلایی سر خودش نیاره ، عذاب وجدان نداشته باشید و ... ، میگید باشه . در نتیجه ازدواجی سر میگیره که از سر دلسوزی هستش .

    2 - شما مایل به ادامه رابطه و ازدواج هستید ولی اون میگه نمی تونم . شما سعی می کنید اون قانع کنید . اصرارهای شما حس مردانگی اون رو برانگیخته میکنه . با خودش میگه از مردانگی به دوره که ولش کنم . ما رو با هم دیدن . اگه کسی به واسطه این ارتباط سراغش نرفت چی ؟ اون وقت عذاب وجدان ولم نمی کنه و ... !
    بنابراین به احتمال زیاد میگه باشه . یعنی دلیل اصلی موافقت اون حس ترحم نسبت به شماست .

    در هر دو حالت چنین ازدواج هایی معمولا به شکست منتهی میشه .

    3 - فرض کنیم بعد از ارتباط ، دو نفرتون به این نتیجه رسیدید که به درد هم نمی خورید . به راحتی از هم جدا میشید . این روند با چند نفر قراره تکرار بشه ؟ یه نفر دیگه ، دو سه یا ... ؟

    4 - فرض کنیم بعد از برقراری یک یا چند ارتباط با شخصی به توافق رسیدید که با چنین رابطه های مشکل داشت . یعنی عقیده داره که همسر من نباید سابقه دوستی داشته باشه . شما چکار می کنید ؟ اگه بهش بگید خب کنار می کشه ، اگه مخفی کنید عذاب وجدان شما رو رها نمی کنه با خودتون میگید چرا مخفی کاری کردم ؟ ممکنه بعدا خودش هم بفهمه . بعد میگه چرا اون ارتباط یا ارتباط ها رو ازم مخفی کردی ؟ رابطه ی شما در چه حدی بوده ؟ ارتباط لمسی هم داشتید ؟ و ... !!!

    نمی خوام بگم چنین ازدواج های صد در صد به شکست منتهی میشه ، ولی درصد ازدواج های موفق به این روش به قدری کم هستش که قابل اعتنا نیست و نمیشه به عنوان یک توصیه اون رو به دیگران ارائه کرد .
    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۹
    • پنجشنبه ۱۰ دی ۹۴ - ۱۰:۳۷

    ۲۵ دلیل اشتباه بودن دوستی‌های قبل از ازدواج

    ۲۵ دلیل اشتباه بودن دوستی‌های قبل از ازدواج/ یوسف از زلیخا فرار کرد ولی جوانان ما می‌گویند حواسمان هست!

    کارشناس مسائل خانواده در جمع دانشحویان مشهدی گفت: ۲۵ دلیل کارشناسی و تجربه شده برای اثبات پیامدهای دوستی‌های قبل از ازدواج می‌آورم که ۲۰ دلیل عقلی و پنج دلیل اعتقادی است.

    حورایی در جمع دانشجویان در همایش «پیامدهای دوستی‌های قبل از ازدواج» که به همت کانون قرآن و عترت، بسیج دانشجویی، معاونت بهداشتی و نهاد نمایندگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در تالار ابن سینای این دانشگاه برگزار شد؛ به بیان 25 دلیل اشتباه بودن دوستی قبل از ازدواج پرداخت که مشروح آن آورده شده است.

    به محض مطرح شدن بحث ازدواج مبحث شناخت خود را نشان می‌دهد. ازدواج بدون شناخت محکوم به شکست است، حال این سئوال در ذهن شکل می‌گیرد که چگونه طرف مقابل خود را بشناسیم؟ آیا این شناخت از طریق خواستگاری (برخی به اشتباه روش سنتی می‌گویند) به دست می‌آید و یا دوستی‌های قبل از ازدواج؟

     

    خواستگاری به هیچ عنوان گزینه مناسبی برای شناخت نیست

     

    خواستگاری به هیچ عنوان گزینه مناسبی برای شناخت نیست، در حالی که اصل انجام خواستگاری بسیار لازم و ضروری است؛ اما می‌تواند پاسخ‌های هنگام خواستگاری از سمت طرفین به گونه‌ای انتخابی باشد که بخواهند توافق انجام شود و حقیقت را در بر نداشته باشد.

     

    در این جا گزینه دوستی‌های قبل از ازدواج مطرح می‌شود که این گزینه اشتباه اول را نه تنها جبران نمی‌کند، بلکه افرادی که از چاله شناخت با خواستگاری رها شدند را به چاه خواهد انداخت. بر این اساس  25 دلیل کارشناسی و تجربه شده برای اثبات پیامدهای دوستی‌های قبل از ازدواج می‌آورم که 20 دلیل عقلی و پنج دلیل اعتقادی است.

     

    اولین دلیل «جاذبه‌های افراد برای یکدیگر» است. جاذبه‌ها مانع از شناخت خواهند شد زیرا دو جنس مخالف خواه ناخواه برای یکدیگر جذابیت دارند و پدیدار شدن این جاذبه‌ها نمی‌گذارد شما به شناخت برسید.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۱۱
    • پنجشنبه ۲۸ آبان ۹۴ - ۱۸:۱۹

    سختی های زندگی زناشویی

    سلام دوستان
    دیشب داشتم فکر می کردم زندگی زناشویی برای منی که وجودم چربی خالصه بسیار وحشتناکه!!! من بلا استثنا موقع خروج از منزل دوش می گیرم. فرض کنید یک روز تابستونی بخوام برم سر کار . این شد 1 بار دوش. بر می گردم از سر کار کر و کثیف فرضا می خواهم با همسرم رابطه داشته باشم.
    قبل از رابطه باز دوش می گیرم. 2 بار دوش. دوباره بعد رابطه هم که غسل واجب می شه. یعنی حداقل 3 بار دوش در طی یک روز.
    یعنی حداقل 3 بار عوض کردن لباس های زیر و رو . تا دیروز مشکلم بیکاری و پول عروسی و مهریه بود ... الان می بینم داستان سخت تر از این حرفاست. خود شسته شدن این لباس ها و پول آب و برق و پودر و .... یک هزینه سر سام آوریه !!!!
    جدا برای افراد مذهبی این تعدد استحمام ها سخت نیست؟؟ کلافه کننده نیست؟؟ مخصوصا کسانی که احیانا هر روز رابطه دارند.

    اسمم هم نمی گم!!!
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۴۳
    • چهارشنبه ۶ آبان ۹۴ - ۲۰:۳۶

    چرا شما اقایون بعضی وقتا محبت یادتون میره؟

    سلام

    من حدوده 6 ساله با یه پسری دوستم تا الانم رابطمون پاک بوده و هیچ توقع نابه جایی از هم نداشتیم، با اینکه . مانتوییم و ارایش معمولی میکنم ولی همیشه خودمو از نامحرم پاک نگه داشتم و چشامو خودمو پاک نگه داشتم به خاطره همین تو ساله اوله دوستیمون بهم پیشنهاده ازدواج داد و اومدن خواستگاری .

    ولی خوانواده ها مخالفت کردن ما صبر کردیم تا الان که 6 سال و خورده ای گذشته تا خوانواده هامون راضی شدن باسه بار دوم میان خاستگاری .

    حالا سوالم از اقایون اینه این اقا بعضی وقتا خیلی بهم محبت کلامی میکنه و بعصی وقتا از این محبتا خبری نیست و ابراز نمیکنه .

    منم سرش غر میزنم اگه منو نمیخای نیا خاستگاریم اونم میگه چت شده و دعوامون میشه، چرا شما اقایون بعضی وقتا محبت یادتون میره؟ ایا همه این طورین یا فقط این اقا پسر این طوریه؟

    میترسم دوسم نداشته باشه و دلم نمی خواد اگه راضی نیس بیاد خاستگاریم، چون من اجبارش نکردم . خودش خاس که بیاد، یعنی دوسم نداره؟ چرا این محبت زبونی رو فقط گاهی اوقات میگه و بعدا نمیگه؟

    دارم سرد میشم فقط اقایون جواب بدن

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۷۲
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۵

    نمیتونم باور کنم که یه نفر با چند تا نگاه از من خوشش بیاد

     سلام
    یه سوال دارم ممنون میشم اگه جواب بدید.
    سوالم اینه که واقعا میشه یه پسری وقتی برای اولین بار کسی رو میبینه که اصلا نمیشناسدش  با چند تا نگاه عاشقش بشه و ازش خوشش بیاد و بهش پیشنهاد ازدواج بده.؟
    چی باعث شده ازش خوشش بیاد؟ 
    آخه واسه من پیش اومده و من نمیتونم باور کنم که یه نفر با چند تا نگاه از من خوشش بیاد در حالی که اصلا شناختی از من و شخصیتم نداره، لااقل اگه منو می‌شناخت میتونستم قبول کنم که از شخصیتم خوشش اومده.
    آخه من چندان زیبا  نیستم ولی زشتم نیستم و اهل آرایشو این جور چیزا هم نیستم که بین بقیه به چشم بیام.
    خلاصه از نظر ظاهری معمولیم، به نظرم این چیزا فقط واسه کسایی هست که زیبان یا لااقل چیزی دارن که بقیه جذبشون بشن ، واسه همین نمیتونم  اون آقا که اتفاقا از نظر ظاهری و شرایط تحصیلی خیلی خوبن رو درک کنم .
    دوستمم میگه شاید میخواسته مسخرت کنه با بقیه بهت بخندن ولی این چیزا هم بهشون نمیخورد، ممنون میشم نظرتونو و تجربه ی مشابه اگه دارید بگید 
    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۱۵
    • يكشنبه ۱۵ شهریور ۹۴ - ۲۲:۵۵

    یه راهکار مناسب بدید تا از بلاتکلیفی در بیام

    با عرض سلام خدمت اعضای  محترم سایت خانواده برتر
    من خودم از اعضای اینجا هستم از همون اوایل که اینجا بر پا شد.
    مشکلی که من دارم از این قراره.. با اقایی سه سال پیش به قصد ازدواج اشنا شدیم. خب ماه اول خیلی خوب و عالی بود و همه جوره مورد پسند هم بودیم و از هم خیلی خوشمون میامد.

    اما بعد از اون دیگه مشکلات ما شروع شد اینکه اقا اظهار داشتند که هنوز وضعیت کار و سربازی و درسشون مشخص نیست بهتره که فعلا ازدواج نکنن. خب به هر ترتیب این ارتباط به مدت چند ماهی قطع شد که تو اون مدت من خیلی دلم پیششون گیر کرده بود و همه جوره قبولش داشتم حتی حاضر بودم بخاطرش چند سال صبر کنم اما در صورتی میتونستم صبر کنم که حداقل خانواده ها در جریان باشن و حداقل یه خاستگاری ساده انجام میشد.

    به همین خاطر ترجیح دادم در ارتباط نباشم. تا اینکه سال نو شد و ایشون دوباره به من زنگ زدن و با هم حرف زدیم و قرار شد همو ببینیم..

    خوب منم چون دوسش داشتم بعد مدتی راضی شدم که ببینمشون شاید گره کار باز میشد. تا اینکه ایشون بهم پیشنهاد دادن تا مدتی همینطور با هم دوست بمونیم تا شرایط ازدواجشون مهیا بشه.

    دیگه بماند که به چه سختی راضی به دوستی شدم و دوستی ما هم در حد صحبت و چند ماهی یه بار همو دیدن بود تو این چند ساله. اما من همیشه به فکر ازدواج با ایشون بودم و هستم .

    ولی تا بحال هیچ عکس العمل قابل قبولی از ایشون ندیدم و الان هم واقعا نمیدونم باید چیکار کنم تا ایشون راغب به ازدواج بشن. و همین حضور آقا هم یکی از علت های بزرگی هست که دوست ندارم فرد جدیدی وارد زندگیم بشه و ایشون از همه لحاظ واسه من ایده ال هستند و الان هم شرایطشون به نسبت قبل بهتر شده.

    اما از شما دوستان عزیز و مخصوصا با تجربه ها خواستار یه راهکار مناسب هستم تا از این بلاتکلیفی در بیام که واقعا چیکار کنم؟؟
    در ضمن من 28 ساله و ایشون 29 ساله هستن.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۲
    • چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۰

    ازدواج کردم ولی هنوز تو فکر دوست پسرمم

    سلام
    قصه من قصه ی خیانت هست خواهش میکنم با تعصب جواب ندید
    من سالها قبل از اینکه ازدواج کنم با پسری دوست بودم عاشقانه میخواستمش ولی نشد و رفت و من سالها گریه کردم و همیشه در عالم خیالم باهاش حرف میزدم .

    وقتی ازدواج کردم شوهرم یه مرد خیلی مهربان و دست و دلبازی هست و هیچ چیز برای من کم نذاشته ولی من هنوز تو فکر دوست پسرمم که سالها از این ماجرا گذشته من وقتی با شوهرم نزدیکی دارم دوست پسرم رو مجسم میکنم  و یا وقتی هر رابطه عاطفی دیگه دارم احساس میکنم اون هست 

    خیلی وقت ها میرم همون جایی که همیشه با دوست پسرم مینشستیم و ساعتها خیره میشم شاید برگرده .
    من بیشتر وقت ها بدون اینکه شوهرم بفهمه با ماشین خودم میرم تو بیابونهای اطراف شهر و اینقدر با صدای بلند گریه میکنم و اینقدر خودمو نفرین میکنم  تا اینکه بی حال میافتم رو زمین.

    شوهرم اصلا خبر نداره من زمانی که باردار بودم به خاطر فشار عصبی که داشتم بچه ام هم الان 3 سالشه ولی تا ناراحت میشه اینقدر میزنه تو سر خودش. شوهرم میگه نمیدونم بچمون چرا اینجوری هست ولی من تو این سالها هبچ وقت به روی خودم نیاوردم.
    نمیدونم  من دنیا و آخرتم رو با هم از دست دادم شوهرم از هبچ محبتی دریغ نمیکنه ولی من دلم هنوز پیش دوست پسرم گیره.
    دوست پسرم هم مادرش مانع شد و نذاشت که به هم برسیم . الان خیانتی که میکنم روز به روز زندگیم رو بدتر میکنه

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۱۴
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۵

    scroll bar code