خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۸ مطلب با موضوع «دوستی به قصد ازدواج» ثبت شده است

سختی های زندگی زناشویی

سلام دوستان
دیشب داشتم فکر می کردم زندگی زناشویی برای منی که وجودم چربی خالصه بسیار وحشتناکه!!! من بلا استثنا موقع خروج از منزل دوش می گیرم. فرض کنید یک روز تابستونی بخوام برم سر کار . این شد 1 بار دوش. بر می گردم از سر کار کر و کثیف فرضا می خواهم با همسرم رابطه داشته باشم.
قبل از رابطه باز دوش می گیرم. 2 بار دوش. دوباره بعد رابطه هم که غسل واجب می شه. یعنی حداقل 3 بار دوش در طی یک روز.
یعنی حداقل 3 بار عوض کردن لباس های زیر و رو . تا دیروز مشکلم بیکاری و پول عروسی و مهریه بود ... الان می بینم داستان سخت تر از این حرفاست. خود شسته شدن این لباس ها و پول آب و برق و پودر و .... یک هزینه سر سام آوریه !!!!
جدا برای افراد مذهبی این تعدد استحمام ها سخت نیست؟؟ کلافه کننده نیست؟؟ مخصوصا کسانی که احیانا هر روز رابطه دارند.

اسمم هم نمی گم!!!
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۵۵
    • چهارشنبه ۶ آبان ۹۴ - ۲۰:۳۶

    چرا شما اقایون بعضی وقتا محبت یادتون میره؟

    سلام

    من حدوده 6 ساله با یه پسری دوستم تا الانم رابطمون پاک بوده و هیچ توقع نابه جایی از هم نداشتیم، با اینکه . مانتوییم و ارایش معمولی میکنم ولی همیشه خودمو از نامحرم پاک نگه داشتم و چشامو خودمو پاک نگه داشتم به خاطره همین تو ساله اوله دوستیمون بهم پیشنهاده ازدواج داد و اومدن خواستگاری .

    ولی خوانواده ها مخالفت کردن ما صبر کردیم تا الان که 6 سال و خورده ای گذشته تا خوانواده هامون راضی شدن باسه بار دوم میان خاستگاری .

    حالا سوالم از اقایون اینه این اقا بعضی وقتا خیلی بهم محبت کلامی میکنه و بعصی وقتا از این محبتا خبری نیست و ابراز نمیکنه .

    منم سرش غر میزنم اگه منو نمیخای نیا خاستگاریم اونم میگه چت شده و دعوامون میشه، چرا شما اقایون بعضی وقتا محبت یادتون میره؟ ایا همه این طورین یا فقط این اقا پسر این طوریه؟

    میترسم دوسم نداشته باشه و دلم نمی خواد اگه راضی نیس بیاد خاستگاریم، چون من اجبارش نکردم . خودش خاس که بیاد، یعنی دوسم نداره؟ چرا این محبت زبونی رو فقط گاهی اوقات میگه و بعدا نمیگه؟

    دارم سرد میشم فقط اقایون جواب بدن

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۹۲
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۵

    نمیتونم باور کنم که یه نفر با چند تا نگاه از من خوشش بیاد

     سلام
    یه سوال دارم ممنون میشم اگه جواب بدید.
    سوالم اینه که واقعا میشه یه پسری وقتی برای اولین بار کسی رو میبینه که اصلا نمیشناسدش  با چند تا نگاه عاشقش بشه و ازش خوشش بیاد و بهش پیشنهاد ازدواج بده.؟
    چی باعث شده ازش خوشش بیاد؟ 
    آخه واسه من پیش اومده و من نمیتونم باور کنم که یه نفر با چند تا نگاه از من خوشش بیاد در حالی که اصلا شناختی از من و شخصیتم نداره، لااقل اگه منو می‌شناخت میتونستم قبول کنم که از شخصیتم خوشش اومده.
    آخه من چندان زیبا  نیستم ولی زشتم نیستم و اهل آرایشو این جور چیزا هم نیستم که بین بقیه به چشم بیام.
    خلاصه از نظر ظاهری معمولیم، به نظرم این چیزا فقط واسه کسایی هست که زیبان یا لااقل چیزی دارن که بقیه جذبشون بشن ، واسه همین نمیتونم  اون آقا که اتفاقا از نظر ظاهری و شرایط تحصیلی خیلی خوبن رو درک کنم .
    دوستمم میگه شاید میخواسته مسخرت کنه با بقیه بهت بخندن ولی این چیزا هم بهشون نمیخورد، ممنون میشم نظرتونو و تجربه ی مشابه اگه دارید بگید 
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۳۰
    • يكشنبه ۱۵ شهریور ۹۴ - ۲۲:۵۵

    با پسری آشنا شدم که 5 سال از من کوچیکتره

     سلام

    من یه دختر 32 ساله ام که به اوایل به دلیل ادامه تحصیل و بعد بخاطر سختگیری بیش از حد خانوادم تا کنون ازدواج نکرده بودم. در حالیکه خودم زیاد سختگیر نبودم مشکلم خجالتی بودن و احترام بیش ازحد به نظرات خانوادم است.
    به تازگی با پسری آشنا شدم که 5 سال از من کوچیکتره . البته من از نظر ظاهری سنم کمتر نشون میده. ایشون تحصیلاتش از من کمتره. دیپلمه ولی از نظر عقاید و افکار خیلی بمن نزدیکه. بهم علاقمند شدیم و از من خاستگاری کرده. با اینکه خیلی مایلم به ازدواج با ایشون ولی بخاطر اختلاف سنی خیلی نگرانم. از طرفی هم دیگه نمیخوام خودمو بیشتر از این اسیر سختگیری های خانوادم کنم. لطفا منو راهنمایی کنید. ممنون میشم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۳
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۴۹

    دختره ول کن نیست میگه تو مال منی

    سلام

    من 19 سالمه با یه دختر نزدیک به 9 ماه دوست بودم اولش برا ازدواج میخواستمش بعدش فهمیدم به درد هم نمیخوریم. هیچ گونه تماسی هم نداشتیم.

    حالا دختره ول کن نیست میگه تو مال منی و از این جور حرفا هر چی دلیل هم براش میارم به درد هم نمیخوریم حالیش نمیشه.

    الانم میخوام باهاش قطع رابطه کنم همش میاد تو ذهنم دلم براش تنگ میشه. چیکار کنم دلم براش تنگ نشه؟ مثل قبل راحت شم؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۶۰
    • سه شنبه ۲۱ بهمن ۹۳ - ۲۲:۵۹

    میزان صمیمیت بین دختر و پسری که قصد ازدواج دارند

    سلام دوستان

    یه سوالی دارم

    می خوام بدونم وقتی دو نفر یعنی دختر و پسر با هم دوست می شن به قصد آشنایی و بعد ازدواج , این دو نفر باید چقد با هم صمیمیت داشته باشن ؟ یعنی چه جوری با هم رفتار کنند؟

    اگه دستای همو بگیرن بد میشه؟ جدای از مسایل شرعی که گناهه ولی اگه بهم دست بزنن البته نه از اون بداش در حد عادی و معمولی , مثلأ اگه پسره واسه دختره گردنبند بگیره و خودش اونو بندازه گردن دختره , کلأ دوست دارم همه نظراتشونو بگن, چون الان دیگه همه ( بعضی ها ) همینطورین

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۸۳
    • يكشنبه ۱۴ دی ۹۳ - ۰۹:۴۶

    بعد از هر بار بهم زدن چند وقت بعدش زنگ میزنه

    سلام من 19 سالمه امسال تابستون بعد از کنکور برای سرگرمی چت میکردم که با یه پسر اشنا شدم قبل از دوستی بهش گفتم فقط به قصد ازدواج دوس میشم اونم قبول کرد الان سه چهار ماهی میشه دوستیم چند بار باهاش کات کردم چون به این نتیجه رسیدم که ازدواجی که قبلش دوستی باشه بدرد نمیخوره ولی دس از سرم بر نمیداره بعد از هر بار بهم زدن چن وقت بعدش زنگ میزنه .

    مخصوصا از وقتی که قرار حضوری گذاشتیم دیگه بدتر شده و میگه میخوامت و دوست دارم منم یه جورایی دوسش دارم و قرار ازدواج کنیم و مطمئنم که اونم قصدش ازداوجه چون اهل نماز و روزه و خداست مث من اولین بارشه که دوست میشه با کسی بعد از صفر قراره بیاد خواستگاری.

     ترسم اینکه ما در مورد مسائل جنسیمون در آینده حرف زدیم اما سکس تلی نه اصلا اهلش نیستیم در مورد مسائل جنسی تو سایت خوندم دلم لرزید میگم ما که تموم حرفامونو قبل عقل زدیم مشکلی برامون پیش میاد اخه همه میگن خجالت و و.. اما ما عادی شدیم جون میگه میخوام بعد عقد خجالت نکشی ایا اشتباه کردم کمک کنید 

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۰۴
    • چهارشنبه ۲۸ آبان ۹۳ - ۱۵:۲۹

    وضعم بهتر شه تا دو سال دیگه میام خواستگاری

    سلام من 19 سالمه از اویل تیر واس سرگرمی شروع کردم به چت کردن.

    اونجا بای پسر اشنا شدم اهل شمال ایرانه همسنیم تلی حرف میزنیم من عکسشو دیدم اما اون ندیده منو از همون اول بهم گفت تا اخرش بریم گفتم تا کجا گفت اگه ازهم خوشمون اومد ازدواج کنیم من گفتم تا ببینیم چی میشه.

     الان چهار ماه تلی حرف می زنیم شدیدا اصرار داره به خواستگارام جواب ندم میاد خواستگاری میگه وضعم بهتر شه تا دو سال میام میگم دروغ میگی میگه اگه بخوای الان میام تو رو به من میدن .

    نمیدونم چکار کنم بارها خواستم تموم کنم اما نمیزاره ولم نمیکنه چند بار تلی ارضاش کردم گاهی بخودم میگم به این دلیل منو میخواد وقتی بهش گفتم گفت اگه تو بگی نه دیگه نمیخوام خودشم ثابت کرده که من نه بگم اونم دیگه نمیخواد اما میگم اگرم قصدش جدی باشه امکان داره بعد ازدواج بهم شک کنه بگه تو دختر خوبی نبودی و .... .

    نمیدونم چکار کنم نظر شما چیه قصدش چیه ؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۵۲
    • جمعه ۲۵ مهر ۹۳ - ۱۱:۲۳

    مضرات دوستی با جنس مخالف چیه؟

    سلام

    میخوام بدونم مضرات دوستی با جنس مخالف چیه؟ مگه چه اشکال داره ؟ اگه از قضیه ی حرام بودنش بگذریم! دیگه اشکال کجاست؟ اینجوری آدما بیشتر با جنس مخالفشون آشنا میشن. و هم اینکه از تنهایی در میان.

    حتی اگه با یکیشون ازدواج نکرد، در عوض ارتباط اجتماعیشون قوی میشه.دیگه با دیدن هر جنس مخالفی استرس نمیگیره یا اینکه نتونه درست حرف بزنه! این خجالت عذاب آور و زیادی هم کمتر میشه. اینجوری نیست؟ البته من منظورم دوستیه پاک هستش نه اینکه رابطه جنسی و کارای کثیف داشته باشه!! فقط در حد صحبت و بیرون رفتن.

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۶۵
    • جمعه ۱۸ مهر ۹۳ - ۲۲:۴۵

    آیا دوستم رو بد راهنمایی کردم ؟

    سلام من یه دختر 18 سالم 

    بدون مقدمه میرم سر اصل مطلبی که می خوام بگم 

    راستش یه دوستی دارم هم سن خودم این دوستم سه ساله که با یه پسری تلفنی اشنا شده و عاشق هم دیگه شدن از نظر مالی یه کمی دوست من از پسره بالا تره ولی از نظر اعتقادات یکسانند پسره از *** ولی دوست من از اصفهانه ...

    پسره می خواد بیاد خواستگاریش من دوستمو بهش گفتم بره جریانو به مامانش بگه و با مامانش در میون بزاره اونم این کار و کرد بعدشم مادرش با پسره حرف زده و یه جورایی با پسره کنار اومده چون پسره سرو سنگینیه اینجور که معلومه ... مامانش الان امشب گیر داده بود که تا نفهمم چطوری با هم اشنا شدین نمیرم با بابات در میون بزارم جریان خواستگاریو ... دوستمم بهم اس ام اس داد و از من راهنمایی خواست راستش نمیدونستم چی بگم بهش منم بهش گفتم واقعیتو به مامانت بگو بگو که مزاحم تلفتی نبوده و فقط اشتباه گرفته بوده بگو که یه کمیم خودم دندم می خواریده و خودم دوباره شروع کردم بهش اس دادن چون توی سنی بودم که به جنس مخالف جذب می شدم و تا اومدیم به خودمون بجنبیم دیدیم هم دیگه رو دوست داریم بعد یه دیدار اون توی مشهد که اونم کنار مامانش بوده و از راه دور همو دیدین...

    اونم رفت همینا رو گفته به مامانش ... به نظرتون کار بدی کردم اینطوری گفتم به دوستم ؟؟؟ یعنی این راه راه خوبی بوده که من جلوش گذاشتم ؟!

    لطفا نظرتونو بگین چون نیاز دارم...

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۴۵
    • سه شنبه ۸ مهر ۹۳ - ۰۹:۴۳

    خیلی سخته که بهش پیام ندم

    من با یه پسر به قصد ازدواج اشنا شدم پسر همکلاسیم پنج ماهی ارتباط پیامی داشتیم الان ارتباطو قطع کردیم بخاطر خدا و خانواده و اینده بچمون اما این یه هفتس که ارتباطو قطع کردیم برا من خیلی سخته افسرده شدم بی قرارم احساس تنهایی میکنم هر لحظه میزنه به سرم بهش پیام بدم اما اون پسر میدونم از دستم ناراحت میشه اون از خدا میترسه منم از خدا میترسم و میدونم پیام دادنم جز تباهی چیزی نداره و از یه طرف حالاحالاها شرایط ازدواج نه من نه اون اقا نداریم چیکار کنم از این حالت بی فراری در بیام ؟؟؟

    میگید دوست صمیمی اول ندارم دوما دوست صمیمی اگرم داشته باشم نمیتونم برم خونشون یا اون بیا و خونمون خانواده اجازه نمدن و تنها جایی که میتونم دوستمو ببینم دانشگاهه و در ضمن دوست صمینی ندارم کمکم کنید

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۱۴
    • يكشنبه ۳۰ شهریور ۹۳ - ۱۰:۱۳

    کسی که چندین رابطه رو تجربه کرده مناسب ازدواج نیست

    یکی دیگه دلایل رد فواید ارتباط دختر و پسر ، اینه که اگه دختری به هر دلیلی چندین رابطه ( غیر جنسی ) رو تجربه کرده باشه ، مورد پسند مردها نیست. مردها انتظار دارند با دختری ازدواج کنند که اونها اولین مردانی باشند که باهاشون ارتباط نزدیک میگیره . 

    دختر یه حیای ذاتی داره ، وقتی با چند پسر نشست و برخواست کنه کرد ، دیگه اون حجب و حیاش از بین میره . همین طور دختر ها هم انتظار دارند که مرد اونها تا به حال با دختری دیگه ای در ارتباط نبوده باشه . یکی از مهمترین عوامل شیرین شدن زندگی یه خانم اینه که دستپاچگی مردش رو ببینه . 

    وقتی با نامحرم ارتباط نزدیکی نداشته باشیم طبیعتا در برخورد با جنس مخالف پخته نمی شیم . اون وقت ،‌زمانی که قصد ازدواج داشته باشیم یه سری خرابکاری هایی می کنیم که زیبا هستند . 

    یه نکته جهت مزاج که از واقعیت سرچشمه گرفته :

    قبلا وقتی دختر در جلسه خواستگاری برای داماد چای می برد همه منتظر بودند ببینند که چطوری دستپاچه میشه چای داغ رو روی داماد می ریزه ؟! و داماد چه عکس العملی نشون میده ؟! و سوختم سوختمش چه جوریه ؟! این یه معضل برای دختران دم بخت بود ! حتی اگه فیلم های خانوادگی ده های قبل رو ببینید چای ریختن روی داماد تقریبا جزء سکانس های تکراری اون فیلم ها بود . جالبه که همین زندگی هایی که با داغی چای شروع میشد بادوام تر بودند !

    برگرفته از سخنرانی آقای پناهیان با حذف و اضافات

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۵۹
    • چهارشنبه ۲۶ شهریور ۹۳ - ۰۰:۰۴

    خطر انتخاب تحمیلی همسر در روابط با جنس مخالف

    یکی از خطراتی که در روابط دختر و پسر وجود داره ، اینه که گاهی دختر یا پسر به دلایلی که عرض خواهد شد خودش رو ناچار به ازدواج با طرف مقابل می بینه . 

    حس مادری برای اولین بار در دختران زمانی پیش میاد که با یک پسر دوست میشن . کمی که این دوستی ادامه پیدا کرد ، نمی تونه از پسره دل بکنه . نه این که علاقه مانع این کار بشه . بلکه دلش برای اون پسر می سوزه . میگه گناه داره دلش رو بشکنم . 

    گاهی هم بعضی از پسرها وقتی وارد فاز ننه غریبم بازی میشن ، حس مادری در دختر تقویت میشه . اونوقت دیگه خیلی سخته که احساسات دختر بذاره تا اون تصمیم درستی بگیره . دختر میگه اگه ولش کنم داغون میشه ! اگه خودکشی کنه چی ؟ اگه ... ! اتفاقی که می افته اینه ؛

    دختر با این که می بینه طرف مقابلش خیلی از معیارهای اون رو نداره و خیلی کفویت ها رو با هم ندارن ولی اون حس مادری که خودش رو در قالب دلسوزی نشون میده باعث میشه که علی رغم میل باطنی با اون پسر ازدواج کنه . 


    از اون طرف حس جوانمردی در پسر گل می کنه ! البته اگه از همون اول قصد بدی ! نداشته باشه . بعد از مدتی پسر با خودش میگه ، اگه ولش کنم در حقش نامردی کردم . اونو با من دیدن ، دیگه کسی سراغش نمیره . گناه داره . عذاب وجدان ولش نمی کنه تا این که تصمیم میگره با اون دختر ازدواج کنه . 

    بعد از ازدواج می فهمن که با عرض معذرت ، چه غـ... کردن !


    برگرفته از سخنرانی آقای پناهیان با حذف و اضافات

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۴۰
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۳ - ۲۳:۱۶

    حس میکنم خدا خیلی ازم ناراحته

    سلام 

    دیگه خسته شدم از تنهایی...

    هفته پیش تو یکی از نرم افزارای چت موبایل با پسری آشنا شدم فقط قصدم رفع بی حوصلگیم و اینکه با یکی حرف بزنم بود..تا یکی دو روز خوب بود بعد ازم اطلاعات میخواست بابات چیکاره اس و...بعد گفت میتونیم عاشق هم بشیم تو دختر پاکی هستی،اولا بی توجه بودم تا شروع کرد به دوست دارم عاشقتم و شبو روز بهم محبت کردن از طریق چت،گفت شمارتو بده صداتو بشنوم گفتم بعدا..گفت من شرایطم جور نیست تا 6 سال دیگه میتونیم ازدواج کنیم و همش میگفت خانومم همسرم و...مهر قرار گذاشتیم همدیگرو ببینیم و گفت ببینمت بغلت میکنم میبوسمت..

    امروز با خودم فکر کردم که من همچین آدمی نیستم چرا زندگی خودمو خراب کنم بدون اینکه ازش خداحافظی کنم نرم افزارو پاک کردم

    من دخترم و خیلی احساساتی و تشنه محبت

    عذاب وجدان دارم از طرفی همش حس میکنم خدا خیلی ازم ناراحته از طرفی میگم برم نرم افزارو نصب کنم ازش خداحافظی کنم..

    به نظرتون بهش اعتماد میکردم؟ اون راست میگفت؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۳۰
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۳ - ۲۲:۴۷

    مهمترین فواید رابطه دختر و پسر از دید خودشان

    عمده ی کسانی خارج از جنبه ی جنسی ، به دوستی دختر و پسر اعتقاد دارند ، 3 دلیل برای درست بودن دوستی با جنس مخالف بیان می کنند :

    1 - با دوستی با جنس مخالف می تونم فرد مورد نظرم رو انتخاب کنم . می خوام  شریک زندگیم رو خودم انتخاب کنم . بنابراین دوست میشم و هر کدوم رو که مناسب دیدم با همون ازدواج می کنم .

    2 - می خوام تجربه کسب کنم و جنبه ی خودم رو بالا ببرم . تا وقتی در جامعه با جنس مخالف صحبت می کنم دست و پام نلرزه . می خوام به پختگی اجتماعی برسم .

    3 - خیلی دوست دارم ببینم در دنیای جنس مخالف چه خبره ؟ با این کار فشار عصبی خودم رو کاهش میدم . می خوام رابطه دوستی برقرار کنم که ببینم اون ور هیچ خبری نیست تا آرامش پیدا کنم .

    شما این دلایل رو قبول دارید ؟!

    -----------
    نکته : این سوال توسط مدیر وبلاگ مطرح شده .
    الگو برداری : سخنرانی آقای پناهیان

    دلایل رد ادعاهای بالا :

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۹۷
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۳ - ۱۶:۴۸

    scroll bar code