خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۳۷ مطلب با موضوع «دوستی به قصد ازدواج» ثبت شده است

حس میکنم خدا خیلی ازم ناراحته

سلام 

دیگه خسته شدم از تنهایی...

هفته پیش تو یکی از نرم افزارای چت موبایل با پسری آشنا شدم فقط قصدم رفع بی حوصلگیم و اینکه با یکی حرف بزنم بود..تا یکی دو روز خوب بود بعد ازم اطلاعات میخواست بابات چیکاره اس و...بعد گفت میتونیم عاشق هم بشیم تو دختر پاکی هستی،اولا بی توجه بودم تا شروع کرد به دوست دارم عاشقتم و شبو روز بهم محبت کردن از طریق چت،گفت شمارتو بده صداتو بشنوم گفتم بعدا..گفت من شرایطم جور نیست تا 6 سال دیگه میتونیم ازدواج کنیم و همش میگفت خانومم همسرم و...مهر قرار گذاشتیم همدیگرو ببینیم و گفت ببینمت بغلت میکنم میبوسمت..

امروز با خودم فکر کردم که من همچین آدمی نیستم چرا زندگی خودمو خراب کنم بدون اینکه ازش خداحافظی کنم نرم افزارو پاک کردم

من دخترم و خیلی احساساتی و تشنه محبت

عذاب وجدان دارم از طرفی همش حس میکنم خدا خیلی ازم ناراحته از طرفی میگم برم نرم افزارو نصب کنم ازش خداحافظی کنم..

به نظرتون بهش اعتماد میکردم؟ اون راست میگفت؟

موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۴۹
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۳ - ۲۲:۴۷

    مهمترین فواید رابطه دختر و پسر از دید خودشان

    عمده ی کسانی خارج از جنبه ی جنسی ، به دوستی دختر و پسر اعتقاد دارند ، 3 دلیل برای درست بودن دوستی با جنس مخالف بیان می کنند :

    1 - با دوستی با جنس مخالف می تونم فرد مورد نظرم رو انتخاب کنم . می خوام  شریک زندگیم رو خودم انتخاب کنم . بنابراین دوست میشم و هر کدوم رو که مناسب دیدم با همون ازدواج می کنم .

    2 - می خوام تجربه کسب کنم و جنبه ی خودم رو بالا ببرم . تا وقتی در جامعه با جنس مخالف صحبت می کنم دست و پام نلرزه . می خوام به پختگی اجتماعی برسم .

    3 - خیلی دوست دارم ببینم در دنیای جنس مخالف چه خبره ؟ با این کار فشار عصبی خودم رو کاهش میدم . می خوام رابطه دوستی برقرار کنم که ببینم اون ور هیچ خبری نیست تا آرامش پیدا کنم .

    شما این دلایل رو قبول دارید ؟!

    -----------
    نکته : این سوال توسط مدیر وبلاگ مطرح شده .
    الگو برداری : سخنرانی آقای پناهیان

    دلایل رد ادعاهای بالا :

    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۱۰
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۳ - ۱۶:۴۸

    آیا به ازدواج با اونی که دوسش دارم اصرار کنم؟

    سلام

    20 سالمه 4 سال با پسری به قصد ازدواج دوست بودم و به هر دری زدیم که خانوادم رضایت بدن ازدواج کنیم ولی قبول نکردن 2 بار هم اومدن خاستگاری خیلی دوستش دارم و به خاطرش بهترین خاستگارامو رد کردم ولی اخیرا پسر عموم که خیلییییییییییی با شخصیت و متین و تحصیل کرده و کلا همه چی تموم ازم خاستگاری کرده...... الان دچار تردید شدم که چیکار کنم همچنان به ازدواج با فردی که دوستش داشتم اصرار کنم ممکن بعد از 4 سال خانوادم راضی بشن یا اینکه به پسر عموم که شرایطش خیلی خوبه و از لحاظ احساسی بهش بی میل نیستم جواب مثبت بدم در این صورت این نگرانی رو دارم که بعد از مدتی دچار عذاب وجدان نشم بابت ظلمی که میکنم اخه عشقم همه جوره پای من وایساد از طرفی هم نگرانم که موقعیتای عالیمو از دست بدم لطفا کمکم کنید..........


    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۴۶
    • جمعه ۲۱ شهریور ۹۳ - ۱۶:۵۴

    من حقمو میخوام !

    دوستان گلم من متولد 75 هستم یعنی 18 ساله ام .. از سادات هم هستم...و خوب نوجوان تر که بودم شیطون تر هم بودم و متاسفانه در اول دبیرستان از رو بچگی به مدت 6 ماه با یه پسری دوست شدم ک البته رابطمون بیشتر در حد تلفن و اس ام اس بود و فقط فوقش ماهی یکبار همدیگرو می دیدیم ولی من عاشقش بودم ...ک اونم کم کم متوجه شدم نه خودش اخلاقش خوبه ! نه خانوادش ! خیلی پولدار و خوشگل بودن اما اخلاق صفر .. منم بخاطر اخلاقش بهم زدم باهاش .. و الان سه سالی میشه که دیگه ندارمش و تموم شده

     

    من تو این مدت  توبه کردم و کلا بیخیال دوستی و پسر و حتی ازدواج شدم ! هم بخاطر هدفام و اینکه میگفتم هدفام مهم ترن هم بخاطر اینکه میگفتم دیگه پسر خوب و پاکی پیدا نمیشه همه با دوست دختراشون رابطه جنسی داشتن و... من چون خودم هرجوری بوده  تحمل کردم فشار جنسی رو و گذاشتم پاک بمونم حتما میخوام یه همسری مثل خودم گیرم بیاد .. من خیلی موقعیت رابطه جنسی برام فراهم بود ولی خودم نرفتم حتی موقعی که به پول نیاز داشتم یه پسری گفت بیا یه شب با من هرچقدر بخواااای بهت میدم ...اما من گفتم نه .... چون به یه سری اصول پایبندم و ازون ورم عذاب وجدان می گیرم...من نماز شب میخونم اگه تن به این گناه بدم دیگه رو ندارم با خدا حرف بزنم چه برسه نماز شب بخونم...

    حالا منی که نسبت به همه پسرا سوءظن گرفتم و تصیمم این بود تا اخر تنها باشم بلکه یه پسری دیگه خیلی خاص گیرم بیاد و برم باهاش ...

    تو یکی از برنامه های چت موبایل سر انتخاب رشته با یه پسری حرفم شد که یکی از پسرای محل ما بود ولی خوب ندیده بودیم همدیگرو .. من هیچوقت به پسرای اینترنت اهمیت نمیدادم و میگفتم پسری که تو نت ندیده و نشناخته میاد میگه با من دوست شو صد در صد به دخترای دیگم همین و راحت میگه.. و همیشه باهاشون بد برخورد میکردم .. خلاصه سر انتخاب رشته این پسر که متولد سال 1368 بود یعنی 25سالش بود بهم گفت من می تونم راهنماییت کنم و راحت همون اول شمارشو گذاشت زنگ بزنم بهش تا راهنماییم کنه چون اون برنامه خیلی قطع  و وصلی داشت و نمیشد حرف زد شمارشو گذاشت.. گفت یا بیا فلان برنامه که سرعتش خوبه یا زنگ بزن بهم اگه ایندت برات مهمه ... منم تصمیم گرفتم از خونه بهش زنگ بزنم و زنگ زدم و الحق و والانصاف خیلی اطلاعات خوبی بهم داد و کمکم کرد ...ما اولش خیلی باهم دعوا داشتتیم اونم تقصیر من بود ! چون به پسرا بدبین بودم هی بهش میگفتم توام مث بقیه پسرایی و به قول خودش کلی توهین بهش کردم و بد رفتاری!....از حرفام خیلی ناراحت میشد و بهش بر میخورد خیلی دعوامون میشد اما اون خودش میگفت من نمیدونم چرا با وجود همه ی بدی هات بازم میخوام کمکت کنم واسه انتخاب رشتت و دانشگاهت...میگفت به جای اینکه تو بچسبی به من که کمکت کنم من هی بهت میگم میخوام کمکت کنم ! میگفت اعتراف میکنم من قصدم از ادد کردن تو اشنایی بیشتر باهات بوده ولی تا تو نخوای حرفشم نمیزنم فقط قصدم کمک بهته..اگه اخرشم منو نخواستی کمکت که کردم برو پی زندگیت!

    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۳۰۳
    • سه شنبه ۲۸ مرداد ۹۳ - ۰۹:۰۰

    منم دوست دارم دوران عقدم تو ارامش سپری شه

    سلام
    پسری هستم 29 ساله.حدودا 3 سال هست که با ی دختر 24 ساله که همشهریمه هستم.خیلی دوسش دارم اونقد که با اینکه بارها دوستام بهم کیس های مختلفی پیشنهاد کردن اما دلم نیومده.تو این سه سال هم نهایت جرممون گرفتن دست هم بوده.

    اونم دوسم داره پام نشست تا سربازیمو رفتم دکترا قبول شدم کار پیدا کردم...هر دو اهل نماز و روزه هستیم.انواع مختلف امتحانمونو پس دادیم.اون دانشجوی شهر دیگه هست و منم حدودا یک سالی هس سر کار رفتم و دانشجوی دکترای یه شهر دیگم.

    درامدم حدود 1 و 500 هست اما تازه شروع کردم هنوز و ازطرفی نمیتونم برای مخارج عروسی رو خونوادم حساب کنم چون پدرم معلم بازنشسته هست و ضمنا دوست ندارم ازش پول بگیرم.اما جدیدا دختر اشاره شده در بالا!میگه که باید سریعتر به خانواده ها بگیم.دایم سر این قضیه دعوا داریم.حق میدم بهش 3 سال وقت زیادی هست اما من هنوز امادگی لازم رو ندارم میدونم هم اگه به خانواده ها بگیم در صورت موافقت(که احتمالش زیاده) میخوان که حتما عقد کنیم سریعتر.

    بخدا اونقدر این روزا سرم شلوغه،خوب منم دوست دارم دوران عقدم تو ارامش سپری شه و حداقل با دغدغه ی کمتر.اونم از طرفی طاقتش طاق شده و میخواد تکلیفمون مشخص شه میگه شاید قسمت هم نبودیم اونموقع عزاب وجدان میگیره.ماهی یکبار میره خونه اما الان دو ماهه که سر همین مساعل راضی نشده ببینمش تا بقول خودش تحت فشار قرار بگیرم!دلم براش خیلی تنگ شده..من چیکار کنم آخه؟؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۱
    • يكشنبه ۱ تیر ۹۳ - ۲۲:۱۲

    نزدیک یکساله پسری عاشق ام شده

    سلام

    من یه دختر کاملا معتقدم . حتی تو دانشکاه سر بالا با پسرها حرف نمیزنم، نزدیک یکساله پسری عاشق ام شده، همون روز اول به خانوادش گفت،  که ناراضیاتی هایی هم ایجاد شد . خانواده اش با توجه به ظاهر ساده و باورهایم منو قبول کردن و به خانوادم زنگ زدن . چند ماه دیگه برای نشون اجازه گرفتن بعد یکسال که حتی نگاه بد به هم نکردیم و دست ندادیم الان ناخواسته دست بهم دادیم و اندام رو دست زدیم .

    دو تامون بد جور عذاب وجدان داریم .  هر بار کلی کنترل میکنیم و البته دیر به دیر همو می بینیم اما از دوس داشتن زیاد و اینکه مال همیم اشتباه کردیم هر بار جفتمون توبه میکنیم اما باز چه کار کنم، این پسر که کارگری سخت با مدرک لیسانس رفت تا پول حلقه جمع کنه ثابت کنه میتونه و خانوادشو راضی کرد و از بافت خودمه معتقده و خانواده دار .  از نظر شما قابل اطمینان نیست؟ و بعد با گناه چه کنیم ؟ اگه بعد از ازدواج سرکوفت بزنه چه کار کنم ؟  آدم با درکیه .  و میدونه برام اجازه دادن دست زدن یا بوس کردن راحت نبوده . اما بعد همه سختیاش نخواستم نه بگم  و با احساس و رضایت نرمم کرد تو رو خدا زود ج بدید مرسی البته خانه خالی یا خلوت نرفتیم اهلش نیستیم پارک و فضا باز بوده و کوتاه.


    پاسخ :

    سلام

    ببخشید مجبور شدم سوال شما رو ویرایش کنم .

    این که میگن زن و مرد نامحرم با هم خلوت نکنن چون در این صورت نفر سومی هست که اون شیطونه ، منظور این نیست که توی اتاق در بسته نمونید . توی پارک هم میشه خلوت کرد .

    به راحتی میشه حضور شیطون رو کنار شما حس کرد . شما که معتقد به دین هستید چرا رعایت محرم و نامحرم رو نکردید ؟‌ چی باعث شده که از اصول تون بگذرید ؟ چی شد که نرم شدید ؟ فقط به خاطر این که اون گفت شما رو می خوام ؟ گفت دوست تون دارم ؟

    قصد سرکوفت زدن ندارم . می خوام حضور شیطون رو در مواقعی که توی پارک با هم تنها هستید احساس کنید . برگردیم به عقب ...

    شما یک سال پیش به این آقا پسر چنین اجازه ای می دادید ؟! راضی می شدید اندام اون رو لمس کنید ؟ کاملا روشنه که جواب شما نه هستش . می خوام زیرکی شیطون رو بهتون گوشزد کنم که ذره ذره شما رو راضی به چنین کارهایی کرده .

    پس اولین کاری که شما باید انجام بدید اینه که دیگه با هم خلوت نکنید . فضای باز و بسته هم نداره . یکی از اعتقادات شما طبیعتا باید به امام زمان باشه دیگه . توی این کره خاکی یه رقابت در جریانه ! رقابت بین امام زمان عج الله و شیطان . نیشخند شیطان به امام زمان عج الله رو میشه تصور کرد . به تعبیر دیگه شاید گفته ، دختر و پسر معتقدتون رو تحویل بگیرید !

    این که میشه به عنوان همسر آینده به اون اطمینان کنید یا نه ، کار ساده ای نیست . پیشنهاد می کنم پست های ازدواج موفق دکتر فرهنگ رو که در وبلاگ خانواده برتر وجود داره مطالعه کنید .

    موفق و امام زمانی باشید .

    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۹۹
    • يكشنبه ۲۵ خرداد ۹۳ - ۱۲:۲۳

    از کجا بفهمم پسری منو برای ازدواج می خواد؟

    سلام ی سوال دارم

    پسری که واقعا به یه دختر علاقه داشته باشه چه جور پسریه؟؟؟
    اگه بحث سکس و اینا بیاد وسط ینی دوس داشتنش الکیه؟
    اگه فقط بخواد بغلت کنه بوست کنه به قولش خودش از رو دوس داشتن چی؟ اصن از کجا بفهمم که یکی واقعا منو میخواد منو دوس داره

    پاسخ :
    سلام
    فهمیدنش کار ساده ای هستش !
    1 - همون اول آشنایی بگید اگه منظورتون از نزدیک شدن به من ازدواج 
    هستش ، بیاید خواستگاری ! بعد رابطه رو قطع کنید . اگه اومد که هیچ ، اگه نیومد و بهونه آورد که اول آشنا بشیم و فعلا شرایطش رو ندارم و ... بفهمید که شما رو برای ازدواج نمی خواد .
    2 - فرض کنیم این کار رو نکردید ،
    اگه به شما ابراز علاقه می کنه و هدیه میخره و ... . بازم جدا بشید ! چون داره شما رو به خودش علاقمند می کنه که بعدا از این علاقه ی ایجاد شده سوءاستفاده کنه .
    3 - فرض کنیم باز هم توصیه دوم رو جدی نگرفتید ،
    در چنین شراطی حال روز شما این خواهد بود :
    شما عاشقش شدید
    دوری اون رو نمی تونید تحمل کنید
    نمی تونید ببینید اون داره سختی میکشه
    عیب هاش رو نمی بینید یا میگید مهم نیست
    به خواسته هاش نمی تونید نه بگید .
    اگه رابطه ی جنسی بخواد معمولا بالای 90 درصد قبول می کنید ( بستگی به میزان علاقه ی شما به اون داره )
    4 - اگه تن به رابطه ی نامشروع دادید فکر این که با شما ازدواج کنه رو بریزید دور ! چون طبق تحقیقات انجام شده ، اکثریت قاطع پسران با دخترانی که رابطه برقرار کردند ازدواج نمی کنند . اون درصد پایین هم بعد از ازدواج به همسرشون اعتماد کامل ندارند . کافیه یه نکته مبهم در رفتار همسرشون مشاهده کنن تا جنگ و دعوا رو شروع کنند
    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۸
    • يكشنبه ۱۸ خرداد ۹۳ - ۰۹:۵۴