خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۱۱ مطلب با موضوع «کفویت در ازدواج» ثبت شده است

مشکلم اینه که خانواده ی شوهرم خیلی پولدارن

سلام خدمت دوستان
یه سوال خیلی فوری فوتی دارم! من چند ماه دیگه قراره ازدواج کنم با یه آقایی که از همه لحاظ مثل همیم. اخلاق و رفتار، تحصیلات، زیبایی، ایمان، هوش، کلا از لحاظ درونی و ظاهری کاملا شبیه همیم.

فقط من یه مشکلی دارم اونم اینه که خونواده ی این آقا خیلیییی پولدارن. جزو معدود ثروتمندای تهران محسوب میشن ولی خونواده ی ما کاملا معمولین. لاکچری لایفمم ضعیفه :) خودم با این آقا مشکلی ندارم. ایشون هم همین طور. ولی نمی دونم با خونوادش بتونم بسازم یا نه؟

بعدا به مشکل برنمی خوریم اگه باهاش ازدواج کنم؟ کسی بوده که یه همچین وضعیتی داشته باشه؟ می خوام بدونم الان چه جوری زندگیش پیش میره؟

اگه میشه با جزئیات توضیح بدین (دقیقا کجاها به مشکل برخوردین، کجاها نه. یا مثلا جلسات خواستگاری چه جوری پیش رفته، برخوردشون چه جوری بوده و... )

مرسی

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۴۶
    • سه شنبه ۱۷ آذر ۹۴ - ۰۹:۲۶

    کفویت اقتصادی با نگاه واقع بینانه

    سلام

    افراد دیدگاه‌ها و نگاه‌های متفاوتی نسبت به کفویت اقتصادی دارن که دیدگاه هر کدومشون محترم است و موفقیت زندگی در این است که با فردی مانند خودشون ازدواج کنند.

    ۱- افرادی که فقط ثروت نشان دهنده‌ ی شخصیتشون هست. یعنی فقط افرادی را قبول دارن که ثروتمند هستن و متاسفانه شاید فقیران را آدم حساب نکنند.

    ۲- افرادی که ثروت دیگران براشون آنچنان اهمیت نداره اما نمی‌تونند تحمل کنند که مثلا شوهر خواهرشون فلان مدل ماشین سوار میشه ولی ایشون مدل پایین دارن سوار می‌شن.

    ۳- افرادی که براشون ثروت دیگران مهم نیست و مقایسه هم نمی‌کنند خودشون با دیگران اما تحمل رفتار دیگران ندارن:

    مثلا فردی داماد خانواده‌ای است ولی نمی‌تونه تحمل کنه که پدر خانمش اونو تحویل نمی‌گیره بابت اینکه در حد اون یکی دامادش پول نداره

    ۴- اما از آنجایی که خانواده‌ها خیلی مهم هستن، اگر دختر خانم و آقا با هم به توافق برسند شادی خانواده‌ها شروع کنند به گفتن رسم و رسوم‌های خودشون و گرفتن عروسی و عقد و مجلس در شان خانواده خودشون.

    تمام این‌ها مثال‌هایی بود از نوع نگرش به ثروت. ولی این نکته‌ رو فراموش نکنید که اگر وضعیت اقتصادی دختر خانم از آقا پسر بالاتر باشه، امکان ایجاد مشکل بیشتر است.

    اما نگاه از نگاه اسلام اصلا کفویت اقتصادی مطرح نیست ؛

    مردان و زنان بی‌ همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌سازد؛ خداوند گشایش‌دهنده و آگاه است!
    سوره مبارکه النور آیه ۳۲

    اما اصل مطلب: من نمی‌گم حتما اینجوری زندگی کنید اما واقع بینانه خودتون بشناسید و با خودتون سبک سنگین کنید ببینید جزء کدوم دسته هستید، زمان خواستگاری بیان کنید که نگاه‌تون اینگونه است. بگید براتون مهم یا بی‌اهمیت است.

    «آقا ابراهیم»

    موضوعات مرتبط: ازدواج آسان , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۷
    • سه شنبه ۳ آذر ۹۴ - ۰۸:۲۳

    تحقیق در مورد کفویت در ازدواج

    سلام .با عرض تبریک سال جدید

    دختری بیست ساله هستم و در حوزه علمیه مشغول تحصیل هستم بنا به یکی از پروژه هایی که  برای انجام دادن دارم و موضوعش در باره کفویت در ازدواج هست و حالا هرچی تلاش میکنم نظر مردمو به صورت مستند جمع کنم تا تحقیقم از هر حیث بهترین باشه نمیشه چون این روزا محلی برای جمع اوری سوالاتم ندارم میشه شما دوستان نظرتونو درباره هم کفو بودن در ازدواج برام بیان کنید واگر مطلبی در این باره میدونید برام بزارید. 


    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۶۹
    • شنبه ۸ فروردين ۹۴ - ۰۹:۳۶

    انواع کفویت در ازدواج ← کفویت شخصیتی

    وقتی میرید تفریح چه کارهایی باعث میشه که شما لذت ببرید . مثلا فرض کنید میرید کنار دریا ، دوست دارید با امواج کشتی بگیرید یا لب ساحل بشینید و کتاب بخونید یا به افق خیره بشید .
    دوست دارید در جمع شلوغ کاری کنید یا یه گوشه ای می نشینید و یه موسیقی آرام گوش می کنید ؟
    اگه اهل شلوغ کاری و اهل جوشیدن در جمع هستید شما شخصت برون گرا دارید . اگه دوست دارید در خلوت خودتون باشید ، شما شخصیت درون گرا دارید .
    ازدواج یه شخص به شدت درون گرا با یه شخص به شدت برون گرا  صحیح نیست . فرض کنید میرید مسافرت . شما وسایل تفریح و سرگرمی رو بر میدارید مثلا کفش کوهنوردی ، راکت بدمینتون ، توپ و ... ! و همسرتون یه چمدون کتاب را جمع می کنه یا موزیک پلیرش رو پر می کنه از موسیقی های آروم بدون کلام  ! آیا این مسافرت به شما خوش میگذره ؟!
    از کجا بفهمیم طرف مقابل درون گراست یا برون گرا ؟
    اگه بهترین چیز برای اون مطالعه ، سکوت ، سکون و ... باشه میشه نتیجه گرفت که اون درون گراست . گاهی اوقات پیش میاد فردی هم مطالعه رو دوست داره و هم جنب و جوشش زیاد . این چه شخصیتی داره ؟
    اگه شخصی 70 درصد از این ویژگی های یه برون گرا رو داشته باشه ، برون گراست ولو این که به مطالعه و سکوت هم علاقمند باشه و بلعکس .
    درون گرایی و برون گرایی کاملا قابل تغییر هستش . یعنی یه دورن گرا می تونه رو خودش کار کنه بشه برون گرا .
    آرام آرام روش و رویه اش رو عوض می کنه . اون روش و رویه باید به دلش بچسبه . که اون بشه جزء گروه دوم .

    دومین نکته در کفویت شخصیتی :
    مکان کنترل بیرونی و مکان کنترل درونی
    کسی که مکان کنترل درونی داره ،‌ علت ناکامی ها ، شکست ها ، نرسیدن به خواسته ها و عدم موفقیت ها رو بیشتر در درون خودش ، اعمالش ، رفتارش ، نوع نگاهش و نوع تحلیلش بررسی می کنه . میگه من احیانا درست عمل نکردم که این طوری شد . کسی که مکان کنترل درونی داره ،‌ می پذیره که اشتباه کرده . اعتراف به خطا و اشتباه می کنه و حاضره به خاطر اشتباهی که کرده از دیگران عذرخواهی بکنه .
    کسی که مکان کنترل درونی داره ، واقعا می پذیره که اشتباه کردم و می خواد که عذر خواهی بکنه و اگه شرایط ایجاب بکنه ، عذر خواهی هم می کنه .
    اشتباه نکنید ! کسی که مکان کنترل درونی داره ، کسی نیست که در هر اتفاقی خودش رو محکوم می کنه ، این آدم بیماره . هر چی میشه میگه تقصیر من بود . منظور من اینه که اگه مقصر بود تقصیر رو به گردن میگیره . زندگی در کنار کسانی که مکان کنترل درونی دارند خیلی شیرینه . آدم کیف می کنه با آین آدم ها . چون می پذیره . میگه اشتباه کردم . من اگه به اون دوست تکیه نکرده بودم ، من اگه فکر نمی کردم .... ! زندگی به گونه ای دیگر بود . اشتباهم رو می پذیرم و غذر می خوام . توی زندگی مشترک هر وقت اشتباه می کنه میگه من اشتباه کردم . نمی خواد اون یکی رو محکوم کنه .
    و اما کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند . دیگران رو توی زندگی شون مقصر می دونن . وقایع ، اتفاقات ، حوادث ، شانس و ... رو در اشتباهاتشون دخیل می دونن . وقتی میگی کمی هم بدشانس بودی، میگه آره خودم هم فکر می کنم شانس بی تاثیر نبود . شانس کدومه ؟ شانس اصلا وجود نداره . انسان های موفق انتخاب می کنن برنده باشند . انسان های ناموفق انتخاب می کنند بازنده باشند .
    دین ، روانشناسی ، فیزیک ، متافیزیک و ... ، هیچ کدوم شانس رو قبول ندارند . شانس یعنی چی ؟  کسی که مکان کنترل بیرونی داره ، میگه آره شانسم .... ، چنین شخصی نه تنها مسئولیتی رو در اتفاقات نمی پذیره ، بلکه مدام دنبال پیدا کردن مقصر و تعیین درصد تقصیر هستش . خب کی مقصر بود در این شرایط ؟ میگه پدرم . فکر می کنی چند درصد مقصره ؟ میگه 90 درصد !
    میگیم چرا این ترم نمره ات در دانشگاه خوب نشد ؟ میگه : آقا پارتی بازیه ! هر کی با استاد کانال بزنه نمره میگیره . سوال می فروشن . نمیگه من درس نخوندم ،‌میگه با استاد کانال می زنم . 
    به یکی گفتن چرا معتاد شدی ؟ میگه رفیق بد ، مواد ارزون ، البته زغال خوب هم بی تاثیر نبود ! همه رو در معتاد شدنش مقصر میدونه الا خودش !!! .
    زندگی در کنار کسی که مکان کنترل بیرونی داره بسیار تلخه . کسی که مکان کنترل بیرونی داره می تونه عوض بشه ، اگه نگاهش رو عوض کنه . 
    ازدواج با کسی که مکان کنترل بیرونی داره رو به هیچ وجه توصیه نمی کنم .
    سومین موضوع در بحث کفویت شخصیتی ، چیزی ایت به نام شخصیت قربانی ؛
    شخصیت قربانی فکر می کنه  همه ی راه ها به روی او بسته شده ، فکر می کنه هیچ امیدی برای نجات نداره ، فکر می کنه تمام شد ! تمام دنیا جلوی من صف کشیدند برای این که منو زمین بزنن . کسی که شخصیت قربانی داره فکر می کنه همه ی آدم ها عامل بدبختی اون هستند .
    تو حرف هاش نفرت از انسان ها به وضوح دیده میشه . اینا بمیرن ، اونا که مرده شورشون رو ببرن ، اونا که آدم نیستند و ... ! کسی که شخصیت قربانی داره ، دوست داره از کسانی که بدگویی می کنه ، شما هم اون بدگویی رو ادامه بدید .
    میگه آره خواهرم بدبختم کرد ، انتظار داره شما بگید مرده شورش رو ببرن !  کسی که شخصیت قربانی داره از رنج کشیدن لذت می بره . اصلا خوشش میاد آزار ببینه . وقتی بهش پیشنهاد میدی میگی من می تونم کمکت کنم ، میاد میگه باشه باشه ، از سیر تا پیاز زندگیش رو میگه ، بعد وقتی راهکار بهش ارائه میدی ،‌میگه نه ! می دونی اینا فایده نداره !!!  کسی که شخصیت قربانی داره ، حاضر به شنیدن توصیه های شما هست ، ولی آخرش میگه به هیچ دردی نمی خوره . خیلی دوست داره براش تاسف بخورید . آره تو رو می فهمم بدبخت شدی آخیییییییی .
    کسی که شخصیت قربانی داره ، حاضر به برداشتن هیچ گامی نیست ، فکر می کنه همه چیز تموم شده است . ازدواج با کسی که شخصیت قربانی داره ، به هیچ وجه ، به هیچ وجه ، به هیچ وجه توصیه نمیشه ! بد بخت میشید اگه با چنین شخصی ازدواج کنید . توی همون مراحل اول وقتی دارید با هم صحبت می کنید ، از زمین و زمان گله داره . مدام به همه بد و بیرا میگه .
    چهارمین مورد در ارتباط با کفویت شخصیتی ، توافق و عدم توافق هستش ؛
    کسانی که توافق دارند ، کسانی هستند که سعی می کنند با شرایط ، محیط ، اوضاع و احوال ، خودشون رو سازگار بکنند . کنار بیان ، صاحب عقیده هستند ، برای باور خودشون ارزش قائل هستند ولی به نظرات دیگران هم احترام میذارن ، هیچ وقت دنیا رو به شکل من نمی بینن ، کسی که عنصر توافق در اون هست هیچ وقت نمیگه که من از این جا خوشم نمیاد . من وقتی شما داد می زنی می پرم بالا ، من .... ! کسی که عنصر توافق رو داره ، سعی می کنه به جای من ، ما رو ببینه . دوستان و جمع رو می بینه . زندگی در کنار کسی که توافق داره خیلی شیرینه ! اینقدر لذت بخشه ! ... . و اما کسی که توافق نداره ، همش می خواد غر بزنه ! وقتی جایی بره که خوشش نیاد میگه هواش آلودست ، سکوت نداره ، صندلی هاش سفته و ... . همش بنای ناسازگاری داره . یه چیزی میگی مخالفت می کنه . بهش میگی ،‌فلانی باحاله نه ؟! میگه کجاش باحاله ؟؟؟!!! .... مدام جبهه میگیره . مدام بین خودش و دیگران خط و مرز تعیین می کنه . مدام قهر می کنه . هر چی بگی ساز مخالف میزنه . میگی روزه میگه نه خیر شبه ! خب باشه شبه ! میگه نه فکرهام رو  کردم دیدم روزه !!! زندگی در کنار کسی که عدم توافق داره ، بسیار بسیار بسیار تلخه !
    زندگی با کسی که عنصر عدم توافق داره مثل اینه که دو نفر بخوان با یک مداد ،روی یک ورق کاغذ ، هر کدوم نقاشی دلخواه خودشون رو بکشن . یعنی ما توی همه ی زندگی با هم می جنگیم .
    قراره من و شریک زندگیم ، زندگی مون رو نقاشی بکنیم . نقش ازدواج در صورتی زیبا ترسیم میشه که دو نفر بخوان با هم توافق داشته باشند . من نه بخوام غالب باشم و نه بخوام مغلوب باشم . نه بجنگم . بلکه بخوام همراهی کنم . بخوام همدلی و همسویی کنم . نتیجه ی این همدلی ما رو به وجد میاره .
    اگه دست داری نقاشی زندگیت رو زیبا بکشی ، عنصر توافق رو جدی بگیر . تحقیقات نشون میده ، مکان کنترل درونی ‌و توافق ، دو تا از مهمترین عناصر برای ایجاد یه زندگی خوب و زیبا به شمار میان .
    پنجمین گروه در کفویت شخصیتی این که انسان ها از درک محیط پیرامون شون ، از نظر برقراری ارتباط با دنیای اطرافشون 4 گروه میشن . این که من دنیایی پیرامونم رو چه طوری درک و حس کنم و چطوری با این دنیا رابطه برقرار کنم ؟

    تایپ شده از روی سخنرانی دکتر فرهنگ با حذف و اضافات

    موضوعات مرتبط: راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ ) , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۲
    • پنجشنبه ۱ خرداد ۹۳ - ۱۷:۵۴

    انواع کفویت در ازدواج ← کفویت سیاسی

    کشور ما ، از اون کشورهایی هست که مسائل سیاسی خیلی خیلی پر رنگه . من رفته بودم پاریس ،‌ اون جا ،‌ به یکی که آدم مطرحی بود گفتم که از آقای رئیس جمهور چه خبر ؟‌  .... !
    یه روزی داشتیم تو پاریس قدم می زدیم ،‌ شنیدم  صدای جیغ میاد . بعد دیدم یه عده ای دارن جیغ میکشن و دست میزنن . گفتم ببخشید چه خبره ؟!‌گفتند راهپیمایی علیه دولته !
    بعد اومدند نشستند توی میدون ،‌ از ساک هاشون ساندویچ در آوردند و شروع کردن به خوردن !  و رفتند . بعد گفتم خیلی خشن بود این راهپیمایی !!!
    کشور ما خیلی سیاسیه . یه موقع من دیدگاه سیاسی خاصی ندارم . ممکنه اطلاعات سیاسی داشته باشم . ولی گرایش سیاسی پر رنگی ندارم . حاضر نیستم چشم در بیارم برای اعتقاد سیاسی .
    اگه من یه آدمی هستم که از نظر دیدگاه سیاسی آدم خیلی معمولی هستم . باید با کسی ازدواج کنم که از نظر سیاسی مثل خودم معمولی باشه . ولی اگه یه آدمی هستم که خیلی پر رنگم و طرفدار حزب سیاسی A ، اگه با کسی 
    ازدواج کنم که طرفدار دو آتیشه ی حزب سیاسی B هستش ، بیچاره ام که !
    من مورد مشاوره داشتم که زن و شوهر چون به یکیشون به شدت این وری بود و اون یکی به شدت اون وری ! . اومده بودن و طلاق می خواستند . می گفتم بذارید کمی نصیحت تون کنم . می گفتن نصیحت نمی خواد ،‌فقط جدایی!!! می خواستند چشم همدیگه رو در بیارن !
    اگه می خوای با کسی ازدواج کنی که گرایش سیاسی پر رنگ داره ، یا شما باید همون گرایش رو با همون میزان تعصب داشته باشید ،‌یا اگه نداری باهاش ازدواج نکن .
    اگه دیدگاه سیاسی معمولی داری ، سال یه بار اخبار سیاسی می بینی ! ولی اگه اون رو سه ماه قبل از انتخابات نمی بینی ! ازدواج شما صحیح نیست .
    تایپ شده از روی سخنرانی دکتر فرهنگ با حذف و اضافات

    موضوعات مرتبط: راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ ) , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۹
    • پنجشنبه ۱ خرداد ۹۳ - ۱۷:۵۳

    انواع کفویت در ازدواج ← کفویت ظاهری

    کفویت ظاهری رو در سه قسمت شرح میدیم :
    1 - با کسی ازدواج کنید که بهره ی او از زیبایی با شما ،‌ نزدیک باشد . وقتی می خوای ازدواج کنی ، لطف کن برو چند دقیقه ای در آینه خودت رو نگاه کن . دنبال یکی بگرد نزدیک به زیبایی خودت . قرار نیست دیو و دلبر با هم ازدواج کنند .  با کسی ازدواج کن که تناسب ظاهری در شکل و چهره با تو داشته باشه . 
    دنبال کسی که خیلی از تو زیباتره نباش . می دونی چرا ؟
    من با یه چهره ی معمولی با یه خانمی ازدواج می کنم که خیلی زیباست . خب داریم کنار هم میریم تو خیابون . هر چی مرد تو خیابونه ،‌ حالا اقلا بیشترشون ، چون خانم من خیلی خوشگله !،‌ مردا چهار چشمی خانم منو نگاه می کنن . خانم یه نگاه به من می کنه ،‌ یه نگاه به اونا می کنه که بهش زل زدند ! بعد میگه من دیونه بودم به این ازدواج کردم ؟ مردهای تو خیابون هی غش می کردن واسه ما ! .
    یکی دو سال که از ازدواج بگذره تازه سر و کله ی این چیزها پیدا میشه . کافیه یه کمی از دست هم دلگیر بشید . تازه اونی که خوشگل تره ، خانم یا آقا ، این قدر آدم بود که من باهاش ازدواج کنم ! چرا با این ازدواج کردم ؟!
    ولی اگه هر دو خوشگل باشند . تو خیابون ، خانم ها به آقا و آقایون به خانم نگاه می کنن . ای دو تا هم با هم می خندن ! کلی با هم ذوق می کنن .
    اگه با کسی ازدواج کردی که خیلی خوشگل تر از تو باشه ، باید بگم که اون همسر تو نیست . اون همسر همه ی همجنس های توست . همه تو خیابون نگاش می کنند . با خودش میگه ، حق دارند چون خوشگلم . همسرم قدرم رو نمی دونه .  پس با کسی ازدواج کن که از لحاظ زیبایی ظاهری تقریبا در یه سطح باشید .
    2 – تناسب در قد
    قد خانم یا آقا یا باید اندازه ی هم باشه یا این که خانم از آقا کوتاهتر باشه . اگه خانم از آقا بلند تر باشه ،‌وقتی که می خوان با هم صحبت کنند ، آقا سرش رو بالا میگیره و میگه عزیزم شام چی داریم ؟! در چنین شرایطی آقا احساس حقارت می کنه . بعد روانی داره . اگه قد خانم کوتاهتر باشه ، به شوهرش نگاه می کنه و میگه امشب بریم پیتزا بخوریم ؟  این خانم احساس حمایت می کنه .
    چقدر کوتاهتر ؟ تا گوش . کمتر از این نه .
    سخت نگیرید . در جمع بندی معیارها بهتون میگم اگه این کفویت ها وجود نداشت چطور تصمیم بگیرید . اول سخت میگیریم بعد یادتون میدیم چطور میشه از کنار اینا عبور کنید . بدون تعارف ، می خوام یا شما ازدواج نکنید ، یا اگه ازدواج می کنید ازدواج موفق بکنید . پس اجازه بدید چیزهایی که باعث اختلال می کنه رو بهتون بگم .
    3 – تناسب در هیکل
    اگه تناسب نداشته باشید ، در روابط زناشویی به مشکل می خورید  در تفریح به مشکل می خورید . اونی که هیکلش بزرگتره ( چاق تره ) نمی تونه پا به پای اونی که لاغرتره راه بره و زود خسته میشه .

    تایپ شده از روی سخنرانی دکتر فرهنگ با حذف و اضافات

    موضوعات مرتبط: راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ ) , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۲۷
    • پنجشنبه ۱ خرداد ۹۳ - ۱۷:۵۲

    انواع کفویت در ازدواج ← کفویت فرهنگی

    کفویت فرهنگی یعنی این که از لحاظ رسم و رسوم با هم منطبق باشیم . رسم هایی نداشته باشیم که طرف مقابل به هر دلیلی نخواد یا نتونه به اون رسم ها احترام بذاره . یا اصلا به طور کلی از رسم و رسوم هم با خبر نباشند .
    مثلا خانواده دختر رسم دارند که بعد از بارداری عروس ، پدر و مادر عروس جشن بگیرن . حالا پسر این خانواده میره از یه خانواده ای همسر انتخاب می کنه که چنین رسمی ندارن .
    بعد از بارداری عروس چه اتفاقی می افته ؟! خانواده ی پسر منتظر جشن و شام هستند ولی از طرف پدر و مادر عروس خبری به گوش نمی رسه ! قبول دارید که خانواده داماد از این بابت ناراحت میشن . چون رسم و رسومشون داره نادیده گرفته میشه .  از اون طرف خاناده ی دختر میگن ، این مسخره بازی ها چیه ؟ دخترمون حامله شده ، خدا رو شکر . دیگه چرا 2 میلیون خرج کنیم ؟
    یه نمونه ی دیگه ؛
    در یه خانواده رسم هست که وقتی یه عروسی میشه 10 روز جشن میگیرن ! و ناهار شام میدن ! 5 روز خونه ی پدر عروس و 5 روز خونه ی پدر داماد ! حالا فرض کنید یه پسر از این خانواده میره از خانواده ای که چنین رسمی ندارند همسر انتخاب می کنه . چه اتفاقی می افته ؟!
    در خانواده ی عروس هر اتفاقی قراره بیافته همون یه شبه ! روز دوم خبری نیست ! فردای اون روز یهو خانواده ی عروس می بینن کل فامیل آقا داماد دوباره برگشتند !!! اون وقت چی میشه ؟!
    ما باید ببینیم عادات ،‌ آداب ،‌رسوم ،‌سنت ها ، معاشرت ها و‌ روابط اجتماعی ما چقدر به هم شبیه هستش . گاهی وقت ها خیلی از هم دوره . اینا باعث تنش میشه . خیلی ها این چیزها رو ندیده میگیرن ،‌بعد ازدواج می کنن و کلی دردسر میکشن . اینا باید مورد بررسی قرار بگیره .
    خیلی مهمه که آداب و رسوم ما با همدیگه تناسب داره با نه . فرض کنید دختر در یه خانواده ی زن سالار بزرگ شده ،‌پسر در یه خانواده ی مرد سالار بزرگ شده . توی خانواده ی دختر مادر بوده که حرف آخر و میزده و در خانواده ی پسر این پدر بوده که حرف اول و آخر رو میزده ، با هم ازدواج کنند . اینها با هم کفویت یا تناسب فرهنگی ندارند . حالا پسره می خواد حرف اول و آخر رو بزنه و دختر هم همین طور . فکر می کنید چی میشه ؟!
    همه ی قومیت ها عزیز و محترم هستند . شب عروسیه . این دوست محترم عزیز نور چشم بختیاری ،‌ خوشگل ترین لباسش رو می پوشه شب عروسی میاد . شلوارهای گشاد ، کت های خاص .
    این نگاه می کنه میگه زشته !!! قوم و خویش های شما با پیژامه اومدند ؟ پیژامه چیه ؟ این شلوار 5 تا دست کت و شلوار هاکوپیان ارزش داره . این خیلی گرون قیمته . اونوقته که درگیر میشیم .
    نه تو توهین کردی ! گفتی قوم و خویش هات نمی دونن نباید تو عروسی با پیژامه بیان !  بابا این پیژامه نیست . شلوار رسمی ماست . اینا فرهنگشون با هم مطابقت نداره .  
    یه دوستی اومد با من مشورت کرد . گفت پسر من فلان دانشگاه درس می خونه ،‌ با دختری از همون دانشگاه آشنا شده که اهل فلان شهرستانه . من رفتم دانشگاه با دختره صحبت کردم . دیدم که دختر خوبیه .
    گفت اومدم مشورتی کنم . پیگیر این ازدواج بشیم یا نه . گفتم نه . گفت چرا ؟  گفتم این شهری که تو داری میگی دختره از این شهره ،‌ این شهر مردمانی داره بسیار ساده ، بسیار صاف ، بسیار بی ریا و ... . به واسطه ی آشنایی قبلی که داشتم ، گفتم این شهری که داری میگی آدم های صاف و ساده و بی غل و غشی داره . شماها رو هم من میشناسم . آدم هایی هستید اهل تجمل  ، آداب و مقررات و اتیکت و .... ! ببین فرهنگ شما با هم نمی خونه . حرف منو گوش نکرد . گفتند ما میریم شهرستان . گفتم برید .
    وقتی اومدن تهران داشت با من صحبت می کرد ،‌در حد انفجار عصبانی بود .
    - نمی فهمم !
    - چی شد ؟
    - گل خریدیم 100 هزار تومن  !!! بردیم براشون گذاشتن تو پارچ !
    - ببخشید من گفتم اینا آدم های صاف و ساده ای هستند . نمی دونسته باید در گلدان کریستال بکنه دسته گل شما رو !  که به شما بر نخوره .
    - دیگه
    - خجالت نکشیدند .
    - واسه چی ؟
    - همه مرداشون بدون جوراب جلوی ما نشستن !
    - گفتم بابا اینا آدم های صاف و ساده ای هستند .
    موضوع اینه که ما تطابق فرهنگی نداریم . اون فکر نمی کنه که اگه بدوم جوراب جلوی شما بیاد ، از نظر شما توهین حساب میشه . توی اون شهر وقتی مهمونی میرن راحتند . جوراب رو در میاره میگه آخی خنک شدم . چه خبر عباس آقا ؟
    خب فرهنگ ما با هم جور نیست . مگه مجبوری ازدواج کنی .  دوستان اینایی که میگم جدی بگیرید جدی بگیرید جدی بگیرید .
    من می خوام با بزرگواری ازدواج بکنم که زبان خاصی داره . فارسی صحبت نمی کنه . کرده ، ترکه ، بلوچه و ... . خیلی خب . این خانواده سال هاست که به زبان خودشون صحبت کردند . یعنی اینا تو خونواده با زبون خودشون با هم حرف می زنن .  ما رفتیم مهمونی خونه ی اینا . اونا همه با هم حرف می زنم . من به خانمم میگم جلو من این جوری حرف نزنن من عصبانی میشم . دارن در مورد من حرف می زنن ؟!!!
    سوال :
    آیا شما ازدواج بین دو فرهنگ مختلف رو توصیه نمی کنید ؟
    نمی گم توصیه نمی کنم ،‌میگم وقتی می خوای ازدواج کنی ، ببین چقدر فرهنگ های شما به هم نزدیکه . اگه دیدید تناسب فرهنگی دارید اشکالی نداره . ولی اگه دیدید تناسب فرهنگی ندارید این ازدواج خطاست خطاست خطاست ... چک و چونه هم نزن .
    تایپ شده از روی سخنرانی دکتر فرهنگ با حذف و اضافات

    موضوعات مرتبط: راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ ) , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۰
    • پنجشنبه ۱ خرداد ۹۳ - ۱۷:۵۰

    انواع کفویت در ازدواج ← کفویت اقتصادی

    یه قسمت کفویت اقتصادی اینه که درآمد خانواده ها با هم متناسب باشه .  ما تناسب در درآمد ها داشته باشیم .
    1) ما یه خونه ای داریم 120 متری ، دو خوابه ، مال خودمونه ،‌حوالی فلان جا !
    2) اونم میگه ما هم یه دو خوابه داریم 130 متره ! حوالی همون دور و ور !
    1) من کارمندم درآمدم ماهی 800.000 تومنه ، بچه ام می خواد 
    ازدواج کنه .
    2) منم کاسبم درآمدم ماهی 1.000.000 میلیون تومنه .
    خب این کفویت اقتصادی وجود داره . ولی اونایی که می خواید برید با کسی ازدواج کنید که سطح مالی اون خیلی خوب باشه . که می خواید برید آویزون اون آدم بشید . تو داری با پول بابای اون ازدواج می کنه نه با خودش .
    وقتی سطح اقتصادی خانواده ها ، متفاوت بود ، خواستگاری مگه نمی خواید برید ؟ مگه نمی خواید برید و بیاید ؟ مگه نمی خواید ازدواج کنید ؟ مگه بعدش روابط خانوادگی ندارید ؟ میاید خونه ی اینایی که پولدارند ، یه چیزی گذاشته اندازه بچه هندونه ! میگه پرتقال فلانه ! انگور گذاشته دونه این قدر ! آدم میگه اصلا این میره تو دهن ، نمیره ؟! فقط ظرف میوه شون رو می بینی یه 200 هزار تومنی می ارزه ! اینا واقعیت داره . ما تهران در محلی که زندگی می کنیم ، همسایه هامون از میوه فروشی با تراول چک خرید می کنن !
    حالا اونا می خوان بیان خونه ی اینا ! ازدواج دیگه ! رفت آمد باید باشه ! یه چیزی گذاشته میگه پرتقال بمی صادراتیه ! یه چیز دیگه هم هست در حال غیب شدنه ! میگه گوجه سبزه ! خونه ای اینا میری می خوان غذا بدن به مهمون ها ! سفره انداختن اون سرش ناپیدا ! اینا رو می خورن ؟!
    خونه ی اینا میای ،‌آبگوشت !  می دونی چه داستانی پیش میاد ؟ مدام وقتی این مایه دارها می خوان بیان خونه ی اینا ، یا ابالفضل دوباره باید برم اداره وام بگیرم شام بدم به اینا ! مگه بیکاری ؟ چه داستانیه که من تمام زندگیم تنش باشه .  این میشه زندگی ؟!
    وقتی تو یه آدمی هستی خیلی معمولی ،‌میری با یکی ازدواج می کنی که خیلی پولداره ! یه اتفاق هایی می افته . ماشین می خرن میذارن زیر پات  و ... ! دو سال بعد ... یه اتفاقی بیافته ، با هم یه چالشی پیدا بکنید ، دختر خانم میگه :
    ببین تو گدا گُدول بودی بابام تو رو جمع کرد ! تو نمی دونستی ژیان چیه ! بابام تویوتا انداخت زیر پات !  پسره می خواد چکار کنه ؟ با همون تویوتا توسط دختره خفه میشه !
    دوست من ، گام یک کفویت اقتصادی اینه ، با کسی ازدواج کن که هم سطح اقتصادی خانواده شما باشد . بعد با اون رشد کن برو بالا . از نظر مالی تلاش کنید وضع تون رو بهتر کنید .
    گام دوم کفویت اقتصادی اینه : نگاه من به مسائل مالی و دنیایی با نگاه شما به مسائل مالی و دنیایی تناسب داره یا نه ؟ وقتی کسی که خیلی به پول اهمیت میده ازدواج کنه ، چند تا شغل می خواد داشته باشه ؟‌ 6 صبح میره ، 12 شب میاد !  خب طرف مقابل نگاهش چطوره ؟ میگه ببین یه نون بخور نمیری هم باشه خوبه . می دونید ما توی ماست هم خیار رنده کنیم نون تلیت کنیم بخوریم خوبه . ولی با هم باشیم بریم تفریح  و ... . زندگی همیناست !
    نگاه اقتصادی این دو نفر مثل هم دیگست ؟ مطمئنا اینا دچار چالش میشن .
    این فردا دنبال کار کار کاره ،‌این زنگ میزنه میگه نمیای پیشم ؟! یکی می خواد فرش ابریشم داشته باشه ، اون میگه گلیم این قدر باحاله !!!
    بعضی از خانواده ها میگن که اگه پسر خونه نداشته باشه ،‌این کفویت اقتصادی نداره . از همون اول میگن برو یه خوه جور کن بیا ! همین اول به نام دخترمون هم بزن !  ببخشید چند درصد از پدر و مادر ها وقتی ازدواج کردند خونه داشتند ؟! کفویت اقتصادی این نیست که پسر خونه داره یا نداره . فقط عُرضه ی کار کردن رو باید داشته باشه .
    اما اگه خانواده ی دختر یه خانواده ی پولدارند ، این قدر پولدار که دختر از خودش ماشین شخصی داره ،‌خونه ی شخصی داره . کفویت اقتصادی یعنی باید با خانواده ای ازدواج کنه که پسر هم خانه و ماشین شخصی داشته باشه .
    تایپ شده از روی سخنرانی دکتر فرهنگ با حذف و اضافات

    موضوعات مرتبط: راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ ) , کفویت در ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۷۶
    • پنجشنبه ۱ خرداد ۹۳ - ۱۷:۴۸

    انواع کفویت در ازدواج ← کفویت ادراکی

    اولین چیزی که در کفویت ادراکی مهمه هست ، درک و شعوره . وقتی میگیم کفویت ادراکی مردم خیال می کنن ، اولین نکته ی مهم مدریک تحصیلی هستش . من عذر می خوام از کسانی که مدرک دکترا دارن . ولی چون توی دانشگاه های بسیاری تدریس می کنم ، بسیار میشناسم کسانی که مردک دکترا دارن ولی دریغ از فهم و شعور ، دریغ! بسیار کسانی رو میشناسم که دیپلم یا زیر دیپلم هستند ولی دریای شعور . کفویت ادراکی گام اولش اینه . این انسان فهم و شعورش در چه حدی هست . به طور خلاصه گام برای تشخیص فهم و شعور یه نفر اینه که این آدم شعور داره یا نه ؟ نه این که این آدم تحصیلاتش چقدره ؟ خب در بررسی شعور روایت قشنگی داریم . علی علیه السلام فرمودند با انسان نادان ازدواج نکنید . چرا که این کار بلایی عظیم است و فرزندان شما نیز ضایع خواهند شد . بچه ای که پدرش ، مادرش یه آدم نادان و کج فهمه ،‌عاری از شعوره ، این بچه داره زیر دستش بزرگ میشه .
    گام دوم کفویت ادراکی تحصیلات خانم و آقاست . تحصیلات خیلی مهمه . ولی بعد از شعور . توصیه ی برادرانه من ، یا تحصیل خانم و آقا مساوی باشه یا خانم یک مدرک پایین تر باشه . یه مدرک ، بیشتر نه .
    دوستان ،‌اگه تحصیلات خانم بالاتر بود ، می دونید چه اشکالی بوجود میاد ؟ ما مردها !!! کلا مرررررردیم ! اگه مدرک تحصیلی خانم بالاتر باشه ، به رگ غیرت ما بر می خوره . اینم بهتون بگم اول ازدواج خیلی ها میگن نه ، مهم نیست عزیزم من واقعا افتخار می کنم که دیپلمه هستم و خانمم فوق لیسانس داره . مایه ی مباهات و ... ! اینا حرفی بیش نیست ! می دونید یکی دو سال که از ازدواج میگذره تازه سر و کله ی این عدم تناسب ها پیدا میشه .
    تابستونه می خوایم بریم سفر . خانم میگه دلم لک زده واسه آقا امام رضا علیه السلام . بریم مشهد . آقا میگه نه بابا بریم شمال دریا ! خانم مشهد آقا شمال .... ! می دونید چی میشه ؟ آقا میگه چیه !!! مدرکش رو به رخم می کشه . یه فوق لیسانس زپرتی داری هیچ هم حالیت نیست ! خانم میگه ببخشید من گفتم بریم مشهد اصلا اسمی از فوق لیسانس آوردم ؟! وقتی تنش ایجاد میشه آقا تازه یادش میاد که مدرک تحصیلی اون بالاتره !
    مدرک تحصیلی اگه بیشتر از یه مقطع پایین تر باشه ، آقا فوق لیسانسه ، خانم دیپلمه . می دونید چه اتفاقی می افته ؟ وقتی دعوا میشه ، آقا به خانم میگه ، خب چه کارت کنم ؟! درس که نخوندی نمی فهمی ! دانشگاه نرفتی شعور نداری ! چه کارت کنم ؟
    سوال : شما می دونی که چند ساله ورودی های خانم ها به دانشگاه از آقایون بیشتره . من چون تقریبا در درصد بالایی از دانشگاه های ایران تدریس داشتم و دارم ، بسیاری از دانشگاه ها ، خوابگاه پسرانه رو کردند دخترانه ! چون ورودی دخترا بیشتر شده . اگه شما میگی مدرک خانم یا مساوی یا کمتر از آقا باشه ، الان دخترایی که میرن دانشگاه تعدادشون بیشتره ، پس طبیعی هستش دخترانی مدرک تحصیلی بالاتری دارن بیشتر از پسرهاست . یه تعداد ازدواج می کنن یه تعداد هم می مونن ، اینا رو چه کارشون کنیم ؟
    در جمع بندی معیارها به شما میگم . در شرایطی میشه ، معیارها رو نادیده گرفت . مثلا میگیم اشکال نداره ، دختره تحصیلاتش بالاتره ، ما این رو ندیده میگیریم .
    سومین موضوع در کفویت ادراکی ، تحصیلات دو خانواده است . دو خانواده از لحاظ تحصیلات باید تقریبا هم سطح باشند . اگه یه نفر از خانواده ای هست که غالب افراد اون خانواده تحصیلات دانشگاهی دارند ، و نفر دوم از خانواده ای هست که اغلب افراد اون خانواده شغل های آزاد مثل بقال ، نجار و ... هستند این ازدواج درست نیست .
    یه آقایی در تهران با من مشورت کرد ،‌این آقا 5 ماه بعد ازدواج می خواست طلاق بگیره ‌ . من رفتن خونشون . شب نشستم با آقا و خانم صحبت کردم . خیلی برام جالب بود . یکی از نکاتی که خانم گفت این بود : آقای فرهنگ ، همه ی قوم و خویش ها ما دانشگاهی ، استاد دانشگاه ،‌با کلاس ، خارج برو و ... ! اینا قوم و خویش هاشون صافکار و نقاش و ... !  گفتم ببخشید شما 5 ماه پیش که می خواستید ازدواج کنید . یادتون نبود که اینا قوم و خویشاشون فلانن و شما بهمان ؟ الان یادت افتاده ؟
    اول ازدواج خیلی ها میگن مهم نیست . اصلا مهم نیست !!! خیلی هم مهمه . وقتی یه اختلاف پیش اومد ، تازه این یادش میاد که بگه قوم و خویش های شما اون طورین و مال ما این طوری !
    مهمه که خانواده ها از لحاظ تحصیلاتی همچین بالانس باشن . نه این که بگید خب صبر کن ! ما تو فامیلمون 4 تا لیسانس داریم ، 3 تا فوق لیسانس . شما چی ؟  ما 4 تا لیسانس داریم شما  2  تا فوق لیسانس !  پس ما کفویت ادراکی مون یه فوق لیسانس کم داریم !!! از این کارها نکنید . مته به خشخاش نذارید .
    تایپ شده از روی سخنرانی دکتر فرهنگ با حذف و اضافات

    موضوعات مرتبط: راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ ) , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۱
    • پنجشنبه ۱ خرداد ۹۳ - ۱۷:۴۷

    انواع کفویت در ازدواج ← کفویت اعتقادی

    کفویت اعتقادی به دو دسته تقسیم میشه :
    کفویت دینی و کفویت مذهبی
    کفویت دینی یعنی با کسی 
    ازدواج کنید که تناسب دینی باهاتون داشته باشه . ما توصیه نمی کنیم ازدواج مثلا یه مسلمان با مسیحی رو . کاری نداریم که از نظر شرعی اصلا اجازه نمیدن . ولی ازدواج با کسی که دین و آیینش با شما تفاوت داره ، ازدواج نامناسبی هستش . این می خواد بره مسجد اون می خواد بره کلیسا . این می خواد بره برای امام حسین سینه بزنه اون می خواد بره پیش پدر مقدس پاکش کنه . اصلا به هم نمی خورید . این میشه کفویت دینی ، یعنی کسی که دینش با من یکسان باشه .
    دومین کفویت اعتقادی ، کفویت مذهبی هستش . من دیدم که دوستان شیعه و سنی می خوان با هم ازدواج کنن . هیچ ایرادی دینی نداره که یک سنی با شیعه ازدواج کنه . می تونن ازدواج کنن . ولی حواستون باشه که ما ، توی راز و نیازها و عبادتمون ، توی نحوه ی عباداتمون ، توی آیین ها و مراسمات مون خیلی با هم متفاوت هستیم . بالاخره اون دوست عزیز ، بزرگوار و محترم سنی وقتی می خواد وضو بگیره ، می خواد از این وری وضو بگیره ، این دوست عزیز  بزرگوار و محترم شیعه می خاد از این وری بگیره . اون می خواد دست بسته نماز بخونه این یکی دست باز . زن و شوهر هم هستید . این به اون گیر میده اون به این ! .
    توی تربیت فرزند ، به مساله می خوریم چون این دوست مقید به یه سری از روایات و مسائل خودشه ، این مقید به یه سری مسائل دیگه . کفویت مذهبی یعنی این که به دنبال ازدواج با کسی که مذهبش با شما فرق داره نباش .

    آیا این دو نفر از نظر دینی و اعتقادی هم کفو هستند :
    سوال از آقا :
    شما چقدر جلوی دختر خاله و دختر عمه راحت هستید ؟ مثلا با هم دست میدید ؟ خیر
    ممکنه دختر خاله و دختر عمه جلوی شما بی حجاب باشند ؟ بله
    اگه یه عروسی مختلط باشه ، شرکت می کنید ؟ مثلا عروسی خواهرتون ؟ سعی می کنم شرکت نکنم مگر این که مجبور باشم .
    نماز می خونید ؟ بله
    شده تا حالا حالش رو نداشته باشید ؟ بله . ولی خوندم .
    اهل مسجد رفتن هستی ؟ حالا نه همیشه ، گاهی ؟ بله
    سوال از خانم :
    شما ممکنه با پسر خاله ، پسر عمو ، پسر دایی و پسر خاله دست بدید ؟ نه
    جلوشون ممکنه بی حجاب باشید ؟ نه . حداقل سه چهار سالی یک بار
    اگه یه عروسی مختلط باشه ، شرکت می کنید ؟ قبلا شرکت می کردم . الان نه
    نماز می خونید ؟ بله
    شده تا حالا بگید حالش رو ندارم ولش کن  بعدا می خونم؟ یه مدت یکی در میون می خوندم . الان اگه حالش رو هم نداشته باشم می خونم .
    شما مسجد میرید ؟ مدام نمیرم ولی ممکنه نرسم برم خونه برم مسجد نماز بخونم .
    وقتی میگیم تناسب ، یعنی در 70 درصد موارد با هم نزدیک باشن . صد در صد نه . آیا این دو نفر از لحاظ دینی با هم تناسب داشتند یا نه ؟‌

    کفویت نگرشی :
    یه موضوعی رو می خوام طرح بکنم . اصلا هم نمی گم که این موضوع اعتقاد من هست یا نه . شماها فرض کنید این چیزی که میگم اعتقاد من هست . این موضوع رو من میگم . هر کسی با حرف من مخالف هست . دستش رو بلند می کنه میگه من مخالفم .
    من فکر می کنم خیلی زشت بود که آقای اوباما وقتی رئیس جمهور آمریکا شد ، گفت که ، انتخاب سگ دخترم ،‌از وزیر بازرگانی سخت تره  .
    کسی هست که یه نظر دیگه ای داشته باشه ، بگه نه این جوری هم نیست ؟
    نظرات حضار :
    1 - به نظر من شاید آقای اوباما این عقیده رو داشته که دخترش براش مهم تره .
    2 – در فرهنگ آمریکا ،‌سگ یه جایگاه ویژه ای داره . بنابراین چیز مهمی نیست .
    3 – برای اوباما این یه باوره  و نظره . به نظرش احترام میذارم .
    4 – در مورد کشوری دارید صحبت می کنید که تمام ساختارهاش مشخصه . برای همین انتخاب کردن وزیر بازرگانی بسیار ساده است .
    5 – فکر می کنم این یه نظر شخصی نباشه چون در زمان بوش هم همین طور بود برای انتخاب سگ یه پروسه ای طی شد . من فکر می کنم این یه قسمتی از سیاست سیاستمداران آمریکایی که به یه دلیلی به سگ اهمیت میدن .

    من فکر می کنم که یعنی چی یه عده تو خونه هاشون ماهواره داره ؟ این بی تربیتی ها چیه ؟ خب خجالت بکشن !
    کسی حرف منو رد کنه که میشه به این دلیل آنتن ماهواره داشت .
    نظرات حضار :
    1 – به نظر من از هر چیزی میشه خوب استفاده کرد هم بد . ماهواره کانال خوب داره ، کانال بد هم داره .
    2 – به جای این که جوون ها سی دی سی دی آهنگ ها رو بگیرن گوش بدن ، ماهواره می بینن . من هم با حرف قبلی موافقم .
    3 – به نظر من یه آزادی کامله ، هر کسی می خواد استفاده کنه و به کسی هم ربطی نداره . می تون هم خوب باشه و هم بد .
    4 – آنتن ماهواره با فرهنگ ما ایرانی ها جور نیست . ماهواره مثل یه چاقوی دو لبه می مونه . می تونه میوه پوست بکنه یا دل بترکونه !
    آنچه در مورد آقای اوباما و آنتن ماهواره گفتم اصلا معلوم نیست ، نظر من این هست یا نه ، نظر من مال خودمه ، نظر شما مال خودتونه . موضوع اینه ، اگه من هنوز پافشاری کنم روی این چیزی که گفتم . نه من هنوز هم میگم که اوباما بی خود کرد اون حرف رو زد . من هنوز هم میگم که هر که آنتن ماهواره داره بی تربیته .
    آیا من با دوستانی که نظرشون رو گفتند ، آیا در نوع نگرش مون به هم شبیه هستیم ، نزدیکیم ، متناسبیم ؟ 
    این میشه کفویت نگرشی . با هم ازدواج می کنن ، بعد آقا یا خانم اصرار می کنه که آنتن ماهواره بیاره تو خونه ، اون یکی مخالفه . این میگه من آنتن میارم اون میگه وسیله ی فساده ، این میگه تو خودت یه چیزیت میشه ، این میگه اگه بیاری میرم خونه بابام . به خاطر عدمم تناسب در نوع نگاه به زندگی ، اینا به تیپ و تاپ هم میزنن .
    اینایی که میگم افسانه نیست . تو تهران مورد مشاوره داشتم ،‌که به خاطر آنتن ماهواره که خانم مخالف و آقا موافق بودند . خانم قهر کرده بود رفته بود خونه ی باباش . می گفت تا آقا نیاد بگه من اشتباه کردم ، آنتن رو هم خرد نکنه بر نمی گردم . همون اول می تونیم یه بررسی هایی بکنیم که بعد دچار چالش نشیم .
    رفتار ما نشون میده که نوع نگرش ما چگونه است . چون رفتار ما ناشی از نگرش ما به زندگی است . خانم محترم اگه دیدی آقا پسره ،‌وقتی خوهرش حرف میزنه ، بر می گرده و با تندی نگاهش می کنه ، احتمالا نگاه این آدم به جنس زن ، نگاه پستی هستش . فردا ممکنه به تو هم همین گونه نگاه کنه .
    نگو به خواهرش این جور نگاه کرد . این آدم مشکوکه ! آقای محترم اگه دیدی خانمت با پدرش تند حرف می زنه ، این یه نگاه به زندگی است . یعنی من به خودم اجازه میدم حرمت پدرم رو بشکنم . ایرادی هم توش نیست  . احتمالا فردا حرمت تو رو هم میشکنه ! اینا خیلی مهمه .
    تایپ شده از روی سخنرانی دکتر فرهنگ یا حذف و اضافات

    موضوعات مرتبط: راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ ) , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۶۱
    • پنجشنبه ۱ خرداد ۹۳ - ۱۷:۴۵

    هم کُفو بودن دومین معیار ازدواج

    کُفویَت یعنی چی ؟ یعنی تناسب داشتن . یعنی این با اون تناسب داره ؟ متناسب هستند یا نه ؟ با هم جور درمیان یا نه ؟ سنخیت با هم دارن یا نه ؟ سازگاری دارن یا نه ؟این یعنی کُفویُت .
    کفویت به معنی این نیست که عین هم باشند . شباهت نه ، تناسب ! بعضی ها میگن کفویت زیاد مهم نیست . پرواز برای اوج گرفتنه ، بالا رفتنه . یه پرنده رو در نظر بگیرید یه بالش بال عقابه ، یه بالش بال گنجشک ! این تناسب نداره . نمی تونه پرواز کنه . کفویت یعنی این که دو تا بال مثل هم باشند .
    پیامبر فرمودند از هم کفوتون دختر بگیرید . با هم کفو خودتون ازدواج 
    کنید . بعضی ها میان میگن که ، ما در صدر اسلام ازدواج هایی داشتیم که با هم کفویت نداشتند . چرا رسول الله رفت با خانم خدیجه ازدواج کرد ؟ چند سال بزرگتر بود خانم ؟  15 سال ! دوست من ، یه خانمی با من صحبت می کردند که بزرگتر از آقا بودند  . می گفتند خانم خدیجه ! من گفتم نمی دونم شما خانم ها چرا تا سن تون میره بالا اولگوتون میشه خانم خدیجه ؟!
    خانم خدیجه خیلی رفتارهای دیگه هم داره . فقط همین یکی ؟ بزرگتر بود ؟ ما در صدر اسلام ازدواج هایی داریم که لطفا اون ها رو برای خودتون نخواید الگو بکنید در این زمینه ی خاص . مثلا پیامبر با کسی ازدواج می کنه که سال ها از خودش بزرگتره . می دونید ما چند تا امام معصوم داریم که با کنیز ازدواج کردند ؟
    کنیزی که شده مادر امام معصوم بعدی . امام جعفر صادق علیه السلام ، امام موسی کاظم علیه السلام ، امام رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام   همگی با کنیز ازدواج کردند .
    داستان اونا با من و شما خیلی فرق می کنه . امام باید به کسی ازدواج می کرد که پاکترین زن کره ی خاکی بود . بهترین زن عالم باید میشد شریک امام ،‌ که لایق مادر امام بودن باشه .
    خب قطعا بهتر از اون کنیز زنی روی کره زمین نبوده . کنیز بودن که عار و ننگ نیست . مرتبه ی ایمانی که اون کنیز داشته بقیه نداشتند . پس نگید چرا اون امام این جوری ازدواج کرد و ... ! اون مورد ، مورد خاص بوده باید بهترین فرد کره زمین شریک زندگی رسول الله می شده . یقینا خانمی بهتر از خانم خدیجه نبود . پس لطفا تو بحث کفویت ، تند تند نگید چرا رسول الله ؟ چرا چرا ؟! هیچ ارتباطی به من و شما نداره .
    جاهای دیگه باید الگو بگیریم که بهتون میگم . خدا در قرآن سوره بقره آیه ی 187 می فرمایند : زن و شوهرها برای هم لباس هستند . تو لباس اونی ، اون لباس توست . خب ما وقتی لباس می خریم یه چیزهایی رو رعایت می کنیم . یکیش اینه که متناسب با اندام ما باشد . متناسب با شخصیت من . من اگه رئیس یه اداره باشم ،‌فردا صبح با رکابی نمیرم سر کار . به به کارمندای محترم !
    این تناسبی با من نداره . ازدواج همینه . باید با کسی ازدواج بکنی که متناسب با تو باشد .
    تایپ شده از روی سخنرانی دکتر فرهنگ

    موضوعات مرتبط: راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ ) , کفویت در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۱
    • پنجشنبه ۱ خرداد ۹۳ - ۱۷:۴۳