خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۱۴۰۰ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج آقایان» ثبت شده است

عاشق دختریم که نظر مالی ،فرهنگی و اجتماعی هم تراز نیستیم

سلام خدمت همه دوستان عزیز

میخواستم مطلبی رو بنویسم و از تجربیات دوستان و راهنمایی هاشون استفاده کنم ، دانشجوی یکی از دانشگاه های دولتی هستم تازه وارد دانشگاه شدم 20 سال دارم .

در مدتی که توی دانشگاه بودم با خانمی آشنا شدم ابتدا فقط بحث های عادی و به طور کاملا محترمانه و رسمی بود اونم در فضای مجازی من تا به حال به هیچ دختری هیچگونه رابطه ای نداشتم .

کم کم احساساتی بین ما به وجود اومد و بالاخره ابراز علاقه از طرف هر دوی ما شکل گرفت . واقعا حس خیلی زیباییه حس عشق .

میدونم که حس زود گذری نیست من آدمی نبودم که بخوام عاشق بشم حتی این چیزا رو مسخره میکردم اما واقعا دارم میفهمم که خیلی حس قشنگ و عجیبیه و قطعا تا آخرین نفس پاش ایستادم ، ایشون خیلی به من وابسته شده و من هم همینطور .

قصد من فقط برای ازدواج در آینده هست یعنی خودش گفت که چون میخواد درسشو ادامه بده و من هم کاری دست و پا کنم و درسمو تموم کنم چند سالی طول میکشه تا با هم ازدواج کنیم . اما اینارو گفتم که اطلاعاتی داده باشم چون اصلا از این بابت و این مسائل مشکلی وجود نداره .

مشکل اصلی من اینجاست که کفویت خانوادگی نداریم یعنی از نظر مالی و فرهنگی و اجتماعی هم تراز نیستیم .

خانواده ایشون مرفه و همگی تحصیل کرده و سبک زندگی متفاوتی از ما دارن اما خانواده من از قشر ضعیف و با سبک زندگی پایینی هستند . من اعتقادات مذهبی ای دارم و ایشون هم تقریبا همینطور ، از نظر اعتقادی خانواده هامون به هم میخورن اما از نظر فرهنگی یا اقتصادی به هیچ عنوان ، واقعا خیلی این روزا برام سخت میگذره .

چطور میخواد با وضعیت خانواده من کنار بیاد کسی که هیچکدوم از فامیل هاشون اینجوری نبوده ، خانواده من خیلی زندگی ساده و بی تجملی دارن اما خانواده اونها اینطور نیستن و کاملا به روز و مرفه هستن ، پدر من هنوز مستاجره و راننده اتوبوس خط واحده ، اما ایشون پدرش یه نظامی بوده و مادرش هم مدرس هستن ، در حالی که پدر من دیپلم داره و مادرم سیکل داره ، تفاوت های فاحشی هست متاسفانه .

واقعا این مشکل خیلی ذهن منو درگیر خودش کرده حتی به حدی هست که هر بار بهش میگم من لیاقت تو رو ندارم و برای تو کافی نیستم تو موقعیت های خیلی خیلی بهتری داری و قطعا در آینده هم داری اما من کجا و تو کجا ؟

اما میگه من تو رو قبول کردم و میخوامت ، میگه من همه چیو مدنظر قرار دادم و با منطق تو رو انتخاب کردم اما واقعا من هیچ جوره نمیتونم قبول کنم این اختلاف طبقاتی ها رو .

من الان تمرکزم روی اینه که پیشرفت کنم و شغل رو به رشدی رو برای خودم در آینده داشته باشم و تمام تلاش خودمو میکنم ، اما باز هم با این اوصاف نمیتونم امکاناتی رو که ایشون توی خونه پدریش داشته براش فراهم کنم اینا همش مشکله . از طرفی هم نمیتونم واقعا رابطه رو تموم کنم چون واقعا ضربه بدی هم به اون و هم به من میخوره ، البته من فقط برای اون نگرانم خودم سعی میکنم باهاش کنار بیام . واقعا نمیدونم باید چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید دوستان خوبم

از همگی شما کمال تشکر رو دارم .

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج با دختر/پسر پولدار ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۸۹
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    اگه ازدواج کنم مشکل سرد مزاجی من حل میشه

    با سلام و عرض ادب خدمت همه

    من پسری هستم که با توجه به شرایط خانواده ام با پدر پیرم زندگی میکنیم مجبور هستم ازدواج کنم و همه به من میگن که چرا زودتر ازدواج نمیکنی تا کمک احوال خودت و پدرت بشه؟

    مشکلی که من دارم اینه که من احساس میکنم زیادی سرد هستم  به دخترا علاقه و تمایل ندارم و دوست ندارم ازدواج کنم و تو زمانی که هستم احساس میکنم مجرد که باشم راحتت ترم ولی از طرف دیگر واقعا من و پدرم به یک خانم در خانه نیاز داریم که در کارهای خانه کمک حالمان باشد و خودمان به تنهایی از پس کارهای خانه بر نمی آییم به نظر شما من باید چکار کنم یا اگه ازدواج کنم مشکل سرد مزاجی من حل میشه ؟

    در ضمن من 25 ساله هستم .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۸
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چطور با یه خانم مذهبی ، برای ازدواج بیرون قرار بذارم ؟

    سلام به همه

    من در گذشته به خانمی علاقه مند بودم و پس از مدتی از هم جدا شدیم و الان پس از سالها خبرهایی از بازگشت ایشان شنیده ام. ما هیچ رابطه ای با یکدیگر نداشته ایم و با هم حتی صحبت هم نکرده ایم .

    ایشان خانمی به شدت مذهبی هستند و احتمالا به این مسایل بسیار حساس. خانواده با توجه به اطلاعی که از علاقه من به این خانم دارند، اخیرا نظر مرا در رابطه با خواستگاری از ان خانم پرسیده اند.

    ولی با توجه به این که سال هاست ایشان را ندیده ام، تصویر واضحی از چهره ایشان در ذهنم نیست و وقتی نظر خانواده را در این رابطه می پرسم چندان جواب قانع کننده ای نمی دهند یعنی نه می گویند خوب است و نه می گویند بد ( منظور از نظر چهره).

    همین امر تصمیم گیری را دچار مشکل کرده است. چون با توجه به این که مطمئنم تمام ویژگی های دیگر ایشان عالیست، نمی توانم به خودم بقبولانم که به خواستگاری ایشان بروم و بعد اگر از چهره شان خوشم نیامد بهانه ای بیاورم که دروغ باشد.

    کلا دوست ندارم ذره ای تکدر در خاطر ایشان به وجود اید. دوست دارم اول تکلیفم با خودم روشن شود بعد پا پیش بگذارم. راه دیگری هم در ذهن دارم. اخیرا توانسته ام ایمیل ایشان را به دست بیاورم، به نظر شما ایا منطقی و درست است که به ایشان ایمیل بدهم و قرار ملاقاتی بگذاریم.

    با توجه به ویژگی هایی که گفتم ایا ناراحت نمی شوند؟ یا اصلا قبول می کنند؟ اگر نه این قرار ملاقات به چه بهانه ای باشد بهتر است؟ آیا راهی برای دستیابی به عکس افراد در اینترنت وجود ندارد؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۵
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    من پرورشگاه بزرگ شدم، خانواده ندارم برای خواستگاری رفتن

    سلام دوستان

    من 31 سال سن دارم مدت زیادی هستش سایت رو دنبال میکنم ولی برام خیلی سخت بود این سوال رو بپرسم .

    من مدتی هستش به یک دختر علاقه دارم ولی مشکل بزرگی دارم و اون این هستش که خانواده ندارم برای خواستگاری و ... ، این من رو خیلی زجر میده که بخوام اینطور خواستگاری برم .

    باور کنید هیچ کدوم از همکارام و دوستام شرایطم رو نمیدونن به جز یکی از دوستام که دوست صمیمی و عزیزی هستش . به این نتیجه رسیدم که دیگه ازدواج نکنم دوست صمیمیم میگه خانوادم برات میان خواستگاری ، ولی این شرایط من رو اذیت میکنه .

    من لیسانس و فوق لیسانس رو سراسری خوندم و  سربازی هم رفتم و الان کارمند یک اداره ای هستم. در آخر بگم من پرورشگاه بزرگ شدم و هیچ وقت نه پرورشگاه با جستجوهایی که در گذشته کرد و نه خودم خانوادم رو پیدا نکردیم و میدونم خانواده هر دختری روی این موضوع بسیار حساس هستش و برای خانواده ها  این مسئله در بین اقوامشون سنگین هستش که دخترشون رو بخوان بدن به اینطور شخصی .

    دوستم میگه  مدتی پول جمع کن ، برو کشوری مثل ترکیه ،یا کشوری دیگه زن بگیر اونا این موضوع براشون مهم نیست با هم برگردید و اینجا زندگی کنید ، اینطوری دیگه مشکل نداری . باور کنید احتیاج عجیبی به یک همدم دارم. چکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۵۷
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    بعد از اون، دیگه هیچ دختری به دلم نمیشینه!

    با سلام و خسته نباشید

    پسری 31 ساله هستم و مجرد ، تو سن 21 سالگی عاشق دختری شدم و خیلی دوسش داشتم من با اون زندگیمو پایه گذاری کردم و تمام احساستمو به پاش گذاشتم اما اون به من خیانت کرد و ولم کرد و رفت دنبال زندگیش .

    نزدیک به 3 سال با هم دوست بودیم و قرار بود من برم خواستگاریش اما اون بعد 3 سال با کس دیگه ای دوست شد و رفت .

    حالا که چندین سال از اون ماجرا گذشته من دیگه اون ادم سابق نیستم ! وقتی عاشقش شدم همه احساسمو به پاش گذاشتم با تمام وجودم دوسش داشتمو دارم . اون ازدواج کرده ولی هنوزم تو فکرشم حتی هیچ نشونه ای ازش جز اینستاگرامش ندارم ولی با این که میدونم بدردم نمیخوره ولی نتونستم با این همه سال فراموشش کنم .

    حتی برای فرار خواستم با کسی دوست شم اما نتونستم من میدونم و قدر خودمو میدونم ، تو زندگی خیلی چیزا دارم ولی خیلی برام گرون تموم شد چون ولم کرد . مسئله اینه که دیگه هیچ دختری به دلم نمیشینه! دخترایی که خیلی خوب هستن زیبا هستن اما مدام قیافه اون جلو چشممه

    اون داره برای خودش شاد زندگی میکنه ولی این منم که این همه  سال افسرده شدم و نتونستم فراموشش کنم .

    تو سنی نیستم که بگم میخوام خودمو بکشم ولی واقعا زندگی برام از مرگ بدتره ! هیچ چیزی شادم نمیکنه . خانوادمم مدام اصرار به ازدواج میکنند ولی من نمیتونم داستانو بهشون بگم چون خجالت میکشم کاریه که شده! کاش هیچ وقت اینجوری نمیشد اما من چه بلایی به سرم میاد ؟

    چقدر مجرد بمونم ؟ ازدواجی هم که از همسرم لذت نبرم و به فکر دیگری باشم اصلا درست نیست! اونقدر وجدان دارم زندگی دختری رو به گند نکشم اما حال من چرا خوب نمیشه؟

    دوستان اول اینکه برام دعا کنید ثانیا اینکه بهم راهکار بدید من چی کار کنم؟ من یه بیمارم! یه بیماری که زندگیش به بن بست رسیده!

    هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه از ته قلب ! همه شب و روز زندگیم فکر کردن به اون دختره! حتی وقتایی که تو بیمارستانم .

    مدام به اون دختر فکر میکنم! قطعا اگه به شماها اون دخترو نشون بدم خیلیاتون میگید بخاطر این ؟ ولی خودتون بهتر میدونید از دید من دیگه بهتر از اون خوش قیافه تر ، با حال و شیطون تر و با سلیقه تر از اون پیدا نمیشه! کاش میمردم و زندگی تموم میشد! واقعا حال بدی دارم

    خواهش میکنم با تمام وجودتون منو راهنمایی کنید! کمکم کنید شاید حرفی منو اروم کرد و شاید راهی باعث شد زندگیم درست شه

    ممنونم

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , فراموش کردن عشق قبلی ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۹۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۶۳
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    اگه خواستگاری رفتم لازمه بگم که قبلا خواستگاری رفتم و آزمایش هم دادم؟

    سلام به خانواده برتریا

    من از خوانندگان قدیمی این وبلاگ هستم ، مدتی پیش به صورت سنتی با یه دختر خانومی آشنا شدیم و چند جلسه رفتیم . جلسه سوم بود که خانواده دختر گفتن ما بریم آزمایش ژنتیک ،  ما هم رفتیم و بعد مدتی قبل از جواب آزمایش فهمیدیم که بدرد هم نمیخوریم .

    الان سوال من اینه که اگه باز خواستگاری رفتیم لازمه من به اون دختر بگم که قبلا خواستگاری رفتم و آزمایش هم رفتیم ؟

    آخه میترسم اگه نگم شانس ما برا آزمایش ژنتیک خانواده اون گیر بدن برین فلان آزمایشگاه چون آخه مشاور ژنتیک و کارکنانش منو دیدن و ممکنه اون مشاوره بگه قبلا اومدی با یه دختر دیگه، این آزمایشگاه تو محل ما همین یه دونست .

    لطفا کمک کنید من چی باید در مورد خواستگاری قبلی و رفتن آزمایش بگم ؟
    ممنون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۹۳
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    آیا یک پسر غیر مذهبی برای ازدواج به مشکل میخوره ؟

    سلام

    من 23 سالمه آدم مذهبی نیستم یعنی فقط به خدا اعتقاد دارم و نماز و روزه هم انجام نمیدم خانوادم هم یعنی پدر و مادرم مذهبی هستن و نماز و روزه اعمال مذهبی رو انجام میدن .

    حالا به نظر شما یک پسری که مذهبی نیست و نماز و روزه انجام نمیده برای ازدواج به مشکل میخوره ؟ چون بعضی دخترها این چیزا براشون مهمه مخصوصا خانواده دختر .

    من دوست دارم همسرم هم مثل خودم باشه زیاد درگیر نماز و روزه نباشه فقط خدا رو قبول داشته باشه و انسانیت و اخلاق و مهربانی براش مهم باشه .

    من خودم یه زمان که نوجوون بودم خیلی به مذهب اعتقاد داشتم و نماز و روزه انجام میدادم ولی الان دیگه اصلا برام این چیزا مهم نیست و از وقتی هم قبول کردم به این چیزا اهمیت ندم زندگی شادتر و راحت تری دارم ( الان یه عده متعصب میان میگن ایمانت رو قوی کن و شیطون گولت زده و از این حرفا )

    حالا دخترا با این شرایطی که یک پسر داره واقعا براشون مهمه انجام واجبات و مذهبی بودن ؟ خواهشا افراد متعصب نیان اینجا نصیحت کنن و من راه بخوان هدایت کنن .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۴ موافق ۲ مخالف
  • ۸۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۹۲
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    ایرادات تقسیم کارهای زندگی به طور مساوی بین زن و مرد چیه ؟

    سلام

    من به یه نوع شیوه ی زندگی فکر میکنم که توی اطرافم دیدم موفق بودن. میخواستم اینجا مطرح کنم ببینم نظر شماها چیه؟ چه خانوما چه آقایون .

    ببینید من فکر میکنم دو نفر باید دوست و رفیق هم باشند و کاملا بینشون برابری باشه تا دوستیشون بهم نخوره. این برابری توی همه چیز هست. یعنی همونطور که آقا مهریه نداره خانوم هم مهریه نذاره و به جاش همونطور که آقا میتونه اگه یه روز به هر دلیل نخواست به زندگی ادامه بده میتونه راحت طلاق بده و بره خانوم هم همینطور باشه.

    اینجوری هم خیانتا کم میشه هم سوء استفاده از مهریه و مردایی که به خاطر مهریه دارن تاوان پس میدن کم میشن. زندگی کسی به خاک سیاه نمیشینه. اعتماد به وجود میاد و دو نفر نه از ترس مهریه و یا از سر اجبار بلکه به خاطر عشق با هم میمونن.

    دوم اینکه این برابری توی زندگی هم اجرا بشه یعنی خانوم هم مثل آقا شاغل باشه و خوب پول در بیاره و در عوض کارای خونه هم نوبتی باشه. مثل دو تا دوست که با هم همخونه میشن و کارا رو تقسیم میکنن قضیه مالی رو تقسیم میکنن. این جوری نه آقا حس میکنه حماله که از صبح تا عصر بره جون بکنه پول در بیاره آخرم زنش سه سوته خرجش کنه و بناله که چرا  پول بیشتر درنمیاری، هم اینکه خانم حس نمیکنه کلفته که آقا لم بده پاشو بندازه رو پاش تلویزیون ببینه و روزنامه بخونه خانوم چهار ساعت تو آشپزخونه غذا بپزه و سفره بندازه و جمع کنه و خسته بشه.

    فکر کنید هر دو صبح با هم برن سر کار .مثلا سه روز آقا غذا درست کنه سه روز خانوم. آقایونم فکر نکنن که در شان شون نیست آشپزی کنن اتفاقا آقایون وقتی آشپزی میکنن هم دستپختشون خوبه هم خیلی واسه زنا جذاب و سکسیه.

    جمعه ها هم از بیرون غذا بگیرن و تفریح کنن. یا وقتی بچه دار شدن هر شب یکی واسه بچه بیدار بمونه نه اینکه خانوم فقط این مسئولیت رو داشته باشه و آقا تو خواب ناز باشه و این کینه بشه برای خانوم حس کنه داره بهش ظلم میشه.

    اینجوری اختلافات کم میشه بدبینی ها کم میشه هر دو همو درک میکنن .من چنتا زوج موفق جوون میشناسم که این روش زندگیشونه و خیلی خوشبختن.

    میخوام ببینم نظر شماها چیه؟ فکر میکنید اینجوری خوبه یا همون روش سنتی مادر پدرامون. من اگه با خواستگارام همچین چیزی رو مطرح کنم به نظرتون استقبال میشه یا اینکه آقایون ایرانی هنوز همون نقش مرد سنتی رئیس خونه رو دوست دارن؟

    توجه کنید که آقایون فقط میخوان توی کار خونه شریک بشن در عوض عابر بانک بودن از رو دوششون برداشته میشه. توقعات زن و بچه دیگه نیست. هی کار کن و باز آخر ماه پول کم بیار دیگه نیست. مهریه دیگه نیست. خانما هم توجه کنن که دیگه اسیر شدن تو زندگی و مشکلات طلاق دیگه وجود نداره. همش دولا راست شدن جلو آقا وجود نداره.

    نظرتونو بگید میخوام بدونم خیلی خارجکی دارم فکر میکنم یا بقیه هم موافقن؟ این ایده ایراداتش چیه ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۱ موافق ۵ مخالف
  • ۱۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۱۴
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    میخوام تا آخر عمر مونس مادرم باشم

    سلام

    پسرم و من 29 سالمه . با شرایطی که دارم واقع بینم و خیال پردازی نمیخوام بکنم.. میدونم ازدواج نمیتونم بکنم.. باید مراقب مادر و برادرام باشم.. میخوام از پسرایی که مجرد بودن و سالم و پاک سوال کنم که راهنماییم کنند..

    آدم سالمی بودم و امیدوارم پاک بمونم.. دختر خانوما هم اگر میتونن راهنماییم کنن و اما ....

    زندگی من و خانوادم یه قصه مفصل هست ولی کوتاه بگم که من 2 تا برادر دارم که کوچکتر از خودم هستن..

    زندگی ما بخاطر تحمل سختی هایی که پدرمون با مشکلات اعتیاد  و بد اخلاقی ها و عصبیت ها با ما و مادرمون و بیکاری ایشون بسیار سخت گذشت ..! کار به جایی رسید که تصمیم گرفتیم 3 برادر و مادرمون از پدر فاصله بگیریم و پس از حمایت خانواده مادرم طلاق مادرمون رو گرفتیم و در سن 26 سالگی از صفر شروع کردم بهمراه خانوادم...!

    خدا رو شکر در دوران دانشگاه اهل کار بودیم (من و برادر وسطی) و با پس انداز . کمک فامیل یه زندگی رو شروع کردیم.. بعد 3 سال خودمون رو پا خودمون هستیم به لطف خدا ، الان سر یه کار دولتی هستم ..خدا شکر برادر دوم هم همینطور

    ولی با شرایطی که زندگیمون داره تمام تلاشم اینه که  بتونم تو این شهر تهران یه خونه بخریم بعد چند سال دیگه و پس انداز  .. و اینکه برادر سوممون هم درس و کارشو فراهم بشه..

    امیدوارم به خدا ولی با مشکلات مالی تو این شهر و اینکه پول حلال در آوردن سخته و اصولا با این شرایط توقع نمیتونم داشته باشم که تا 10 سال دیگه به جایی برسیم که بتونم به فکر ازدواج خودم باشم ... .

    میخوام تا آخر عمر مونس مادرم باشم.. میخوام یاد بگیرم که با تنهایی کنار بیام و یاد بگیرم که چطور مجرد بودن رو با مشکلاتش بفهممو باور کنم و قبول کنم که میشه مجرد بود و آرامش داشت و گناه نکرد و آلوده نشد .

    حتی به ازدواج موقت و اینا هم هیچ اعتقادی ندارم فقط میخوام بتونم نیاز جنسیمو فراموش کنم و از این مشکل فاصله بگیرم .

    لطف میکنید و نظر میدین برای راهنمایی بنده ؟

    قبلا از همه دوستان ممنونم و تشکر میکنم

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۱
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    چطور نظر خانوادم رو به دختر مورد علاقم مساعد کنم ؟

    سلام خدمت دوستان عزیزم
    من پسری ۲۲ ساله هستم با دختر خانومی که حدودا یک سال ازم بزرگتره تو دانشگاه اشنا شدم از اولم قصدم با ایشون ازدواج بود یه ترم زیر نظرشون گرفتم رفتارهاشون کردارهاشون کلا وضعیت نجابت و رفتار با بقیه دستم اومد حتی به یکی از دوستام که همشهری ایشون بودن گفتم در مورد خانوادشون هم تحقیق کنن که ایشونم گفتن خانواده مذهبی و خوبی داره من در یکی از شهرای بزرگ زندگی میکنیم و دختر خانم برای یکی از شهرستان های نزدیک شهرمونه .
    پدر دختر نظامی هستن و مادرشون خانه دار ، پدر من کارمند دولت و مادرم هم خانه دار ایشون بین ۴ فرزند فرزند دوم هستن و من بین دو فرزند فرزند اول . بعد اینکه تمام تحقیقاتم کردم به خودشون جریان گفتم و گفتن اگه قراره چیزی بشه بهتره با خانواده تشریف بیارین از این حرفا ، بعد مدتی با هم درس خوندیم و وابستگی بینمون ایجاد شد .
    الان سه سال از اشناییمون میگذره و درسمون داره تموم میشه من با خانواده عید در میون گذاشتم اونا یکی‌ تو سن دختر یکی تو شهرستان بودن و یکی چون خودم تو محیط دانشگاه انتخاب کردم حرفم قبول نمیکنن که این انتخاب احساسی نبوده واقعا نه ماهه اسایش ندارم و همه فکر ذکرم حل این مسئله س .
    دوستان میتونین کمکم کنین نظری بدین که من چه جوری راضیشون کنم به این وصلت که همه چی هم خوب باشه .
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۹۶
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چرا خانواده ی اون دختر از ما کینه به دل گرفتند؟

    سلام بزرگوارا

    پسری ۲۸ ساله و دانشجوی دکترا در دانشگاهی درجه یک هستم. بنده در این سن با همفکری خانواده تصمیم به ازدواج گرفتم. چند جایی هم به خواستگاری رفتم که به دلایلی پا نگرفت.

    همیشه یکی از مهمترین معیارام واسه ازدواج فرهنگ_ اعتقادات و البته زبان مشترک با همسرم بود. یعنی دوست داشتم همسرم از قومیت خودم باشه و شیوه زندگی و رفتار خانوادگیش شبیه من باشه. این طرز تفکر شاید سنتی باشه، اما غیر علمی نیست و مشاورین خانواده هم تأییدش میکنن.

    به طور خلاصه کفویت در ازدوج فوق العاده برام مهم بود. اخیرا با مشورت خانواده اقدام به خاستگاری از یکی از اقوام دور که در شهر دیگه زندگی میکردن، نمودیم. البته این دختر خانم متأسفانه تصادف کرده و هر دو پاش آسیب دیده بود. به همین دلیل من از ابتدا با این خاستگاری چندان موافق نبودم.

    به هر ترتیب چند وقتی صبر کردیم تا حال این خانم خوب بشه و ما هم بختمون رو برای دست یافتن به اون چه که میخوایم، امتحان کرده باشیم. لازمه بگم که خانواده دختر هم ابتدا با خاستگاری مخالفت کردن و دلیلش رو دوری شهرامون اعلام کردن. ما هم یکی از بستگان رو واسطه کردیم تا ایشان پذیرفتند.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۸۶
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    هی برم خواستگاری یا صبر کنم و عاشق بشم؟

    سلام

    پسر 31 ساله ای هستم دستم به دهنم میرسه و توان شروع یک زندگی متاهلی رو دارم و 2 - 3 ماهی هست تقریبا میشه گفت هر یک روز در میون دارم میرم خواستگاری و دخترهای زیادی رو دیدم که بعضی هاش رو خودم پیدا کردم و اکثرشون رو هم معرفی کردن .

    دخترهای زیادی رو هم دیدم. نتیجه هم این که یا من خوشم نیومده یا اون ها. به نظرتون این کار درسته که همینجوری هی برم خواستگاری یا صبر کنم و عاشق بشم؟ در آینده همسرم بفهمه اینهمه خواستگاری رفتم چه فکری پیش خودش میکنه؟ یا ازدواج نکنم ؟ چون یه همکاری دارم 42 سالشه ازدواج هم نکرده .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۶۱
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    با هر دختری که برای ازدواج ارتباط میگیرم، ازش زده میشم

    یه خدا قوت واس همراهان و رفقای همیشگی این وبلاگ
    یه پسر 26 ساله م با کلی احساسات مبهم ، مشکلی که هست و دارم اینه ؛
    من با هر کی رابطه برقرار میکنم و دوس میشم باش بعد یه مدت جای اینی که علاقه م بیشتر بشه کم کم زده میشمــو احساسم از دوس داشتن و علاقه  به تنفر میرسه .
    چند تا رابطه ی همین مدلی داشتم که همه بطور مشابه پایانش همونی بود که عرض کردم  . الانم که با یکی دیگه دوست شدم واقعا دوسش داشتم همون اولم هدفم فقط واس ازدواج بوده چون همه اون آپشنای مورد نظر منو که واس انتخاب همسر اینده م مدنظرم بود رو تا حدی داشت .
    دوباره همــون چیزی که نباید میشد داره اتفاق میوفته حالا یه احتمالایی هم هست این وسط که شاید پای یه نفر دیگه وسط باشه که من احساسم اینجوری تغییر میکنه ولی اینم نیست .
    کس دیگه ای نه هست و نه تو سرمه  رابطه هم در حد همون عرفی که باید باشه بوده نه بیشتر صحبت کردن واس اشنایی و بعدشم ازدواج . طرفم واقعاا همه چی تمومه ولی باز داره گند میزنه بهم این حس اشتباه ، و غووولی که داره خنجر میزنه تو قلبم و خااالی میکنه قلبمو از هرچیز خوبی که باید باشه و نیست
    حالا احساسات طرف مقابل که درگیر شده از یه طرف خود من که نیاز به ازدواج رو شدید میبینم تو خودمو از طرف دیگه ولی دارم میبینم حس و علاقه م روز به روز داره افت میکنه و کمتر میشه .
    میدوونم با هر کی دیگه هم باشم همینجوری میشه چیزی که هست و دارم میبینم فقط نمیدوونم چرا اینجوریه میترسم با همین خانوم یا هرکس دیگه ایی ازدواج کنم خیلی نتوونم تحمل کنم شایدم انگ تنوع طلب بودنو بچسپوونید روم ولی خداییش اینجوری نیست خودم دارم زجر میکشم ازین وضعیت و میخام این حسه خوبه که باید باشه نسبت به طرف رو حداقل با تلیقنم که شده تزریق کنم ب خودم ولی هیچی واس همین شدید میترسم ازینی که ازدواج کنم.....شایدم بقول رفیقمون وقتی کسایی مشکلاتی دارن که قلب ادمو به درد میارن یکی مثل من خوشی زده زیر دلش.
    اگه نظری داشتید خوشحال میشم بفرمایید و راهنمایی کنید دلیلش چی هست
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۷۰
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    به نظر شما چرا بازم بهم جواب منفی داد ؟

    سلام
    یه سوالی برام پیش اومده که میخام دوستان و بخصوص دختر خانم های مجرد راهنماییم کنن .
    چند وقت پیش پدر و مادرم بهم پیشنهاد ازدواج دادن و منم یکی از دخترای اششناهامون که همه جوره در سطح و شبیه هم بودیم رو انتخاب کردم که جوابش نه بود .
    البته حالا خودش گفته بدون فکر گفته نه....به اصرار خانواده برای بار دوم خاستگاری کردیم و با اینکه کل خانوادش موافقن حتی مامانش به مامانم گفته پسرتو اندازه پسر خودم میخوام یا اگه میشد خودم شوهر میکردم بهش و ... خودشم گفت ایندفعه رو قضیه عقلانی فکر میکنم بازم جواب نه بود .
    البته بگم این دختر باب میل من بود به معنی واقعی کلمه قرتی پرتی اهل دوس پسر و اینام هست و حرفایی پشت سرشم شنیدم... ترم 5 هست منم تازه تموم کردم خدا رو شکر .
    هم شاغلم هم خونه دارم هم ماشین هم پشتوانه ، بعد هر دو بارم گفته که من بچه ام و دو سه سال دیگه میخوام ازدواج کنم... البته خواهرش تازه ازدواج کرده و بقول معروف دزد زده خونشون تازه (استعاره از جهیزیه دادن ) .
    بنظر شما دلیل جواب منفیش دوس پسرشه و حال و حولا دانشگاه یا بچه بودنش و حس نپختگیش و یا دست خالی بودن خونوادش؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۲
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چطوری بگم زن می خوام چون اصلا با خانوادم راحت نیستم

    سلام

    خواهش میکنم جواب بدید خیلی سردرگم شدم . اول از خودم بگم 19 سالمه و از لحاظ قیافه و هیکل خوبم بد نیستم ، وضع مالیمون هم متوسطه ، شغل بابام یه جوریه که به راحتی میتونه برام کار پیدا کنه ، ولی متاسفانه من تو خونه هیچ محبتی از پدر مادرم ندیدم. طوری که هر روز هر روز دعوا هست خونمون . بابا و مامانم از هم متنفرن .

    و این باعث شده من از لحاظ روحی و روانی خیلی افت کنم و تازگیا خیییییلی استرسم بالا رفته ، و از یه طرفم مسائل جنسی خیلی بهم فشار میاره دیگه نمیتونم تحمل کنم .

    تصمیم گرفتم با یه دختر ازدواج کنم ولی نمیدونم چطوری به خانوادم بگم چون اصلا با خانوادم راحت نیستم  . راستش دیگه خسته شدم میخوام از این خونه برم . خودمم میدونم سنم کمه برای ازدواج اما باور کنید من بیشتر از سنم میدونم .

    خواهش میکنم کمکم کنید

    چیکار کنم ؟

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۵
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    scroll bar code