خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، زفاف، روابط زناشویی ، تربیت فرزند و مسائل اجتماعی

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب پست ثابت (خیلی مهم)

۵۵ مطلب با موضوع «دوستی به قصد ازدواج» ثبت شده است

چرا شما اقایون بعضی وقتا محبت یادتون میره؟

سلام

من حدوده 6 ساله با یه پسری دوستم تا الانم رابطمون پاک بوده و هیچ توقع نابه جایی از هم نداشتیم، با اینکه . مانتوییم و ارایش معمولی میکنم ولی همیشه خودمو از نامحرم پاک نگه داشتم و چشامو خودمو پاک نگه داشتم به خاطره همین تو ساله اوله دوستیمون بهم پیشنهاده ازدواج داد و اومدن خواستگاری .

ولی خوانواده ها مخالفت کردن ما صبر کردیم تا الان که 6 سال و خورده ای گذشته تا خوانواده هامون راضی شدن باسه بار دوم میان خاستگاری .

حالا سوالم از اقایون اینه این اقا بعضی وقتا خیلی بهم محبت کلامی میکنه و بعصی وقتا از این محبتا خبری نیست و ابراز نمیکنه .

منم سرش غر میزنم اگه منو نمیخای نیا خاستگاریم اونم میگه چت شده و دعوامون میشه، چرا شما اقایون بعضی وقتا محبت یادتون میره؟ ایا همه این طورین یا فقط این اقا پسر این طوریه؟

میترسم دوسم نداشته باشه و دلم نمی خواد اگه راضی نیس بیاد خاستگاریم، چون من اجبارش نکردم . خودش خاس که بیاد، یعنی دوسم نداره؟ چرا این محبت زبونی رو فقط گاهی اوقات میگه و بعدا نمیگه؟

دارم سرد میشم فقط اقایون جواب بدن


↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
مشورت در شوهرداری دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۲) پاسخ های مردم
    • ۲۲۵۲ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۵

    نمیتونم باور کنم که یه نفر با چند تا نگاه از من خوشش بیاد

     سلام
    یه سوال دارم ممنون میشم اگه جواب بدید.
    سوالم اینه که واقعا میشه یه پسری وقتی برای اولین بار کسی رو میبینه که اصلا نمیشناسدش  با چند تا نگاه عاشقش بشه و ازش خوشش بیاد و بهش پیشنهاد ازدواج بده.؟
    چی باعث شده ازش خوشش بیاد؟ 
    آخه واسه من پیش اومده و من نمیتونم باور کنم که یه نفر با چند تا نگاه از من خوشش بیاد در حالی که اصلا شناختی از من و شخصیتم نداره، لااقل اگه منو می‌شناخت میتونستم قبول کنم که از شخصیتم خوشش اومده.
    آخه من چندان زیبا  نیستم ولی زشتم نیستم و اهل آرایشو این جور چیزا هم نیستم که بین بقیه به چشم بیام.
    خلاصه از نظر ظاهری معمولیم، به نظرم این چیزا فقط واسه کسایی هست که زیبان یا لااقل چیزی دارن که بقیه جذبشون بشن ، واسه همین نمیتونم  اون آقا که اتفاقا از نظر ظاهری و شرایط تحصیلی خیلی خوبن رو درک کنم .
    دوستمم میگه شاید میخواسته مسخرت کنه با بقیه بهت بخندن ولی این چیزا هم بهشون نمیخورد، ممنون میشم نظرتونو و تجربه ی مشابه اگه دارید بگید 

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۸) پاسخ های مردم
    • ۲۱۰۲ بازدید
    • يكشنبه ۱۵ شهریور ۹۴ - ۲۲:۵۵

    یه راهکار مناسب بدید تا از بلاتکلیفی در بیام

    با عرض سلام خدمت اعضای  محترم سایت خانواده برتر
    من خودم از اعضای اینجا هستم از همون اوایل که اینجا بر پا شد.
    مشکلی که من دارم از این قراره.. با اقایی سه سال پیش به قصد ازدواج اشنا شدیم. خب ماه اول خیلی خوب و عالی بود و همه جوره مورد پسند هم بودیم و از هم خیلی خوشمون میامد.

    اما بعد از اون دیگه مشکلات ما شروع شد اینکه اقا اظهار داشتند که هنوز وضعیت کار و سربازی و درسشون مشخص نیست بهتره که فعلا ازدواج نکنن. خب به هر ترتیب این ارتباط به مدت چند ماهی قطع شد که تو اون مدت من خیلی دلم پیششون گیر کرده بود و همه جوره قبولش داشتم حتی حاضر بودم بخاطرش چند سال صبر کنم اما در صورتی میتونستم صبر کنم که حداقل خانواده ها در جریان باشن و حداقل یه خاستگاری ساده انجام میشد.

    به همین خاطر ترجیح دادم در ارتباط نباشم. تا اینکه سال نو شد و ایشون دوباره به من زنگ زدن و با هم حرف زدیم و قرار شد همو ببینیم..

    خوب منم چون دوسش داشتم بعد مدتی راضی شدم که ببینمشون شاید گره کار باز میشد. تا اینکه ایشون بهم پیشنهاد دادن تا مدتی همینطور با هم دوست بمونیم تا شرایط ازدواجشون مهیا بشه.

    دیگه بماند که به چه سختی راضی به دوستی شدم و دوستی ما هم در حد صحبت و چند ماهی یه بار همو دیدن بود تو این چند ساله. اما من همیشه به فکر ازدواج با ایشون بودم و هستم .

    ولی تا بحال هیچ عکس العمل قابل قبولی از ایشون ندیدم و الان هم واقعا نمیدونم باید چیکار کنم تا ایشون راغب به ازدواج بشن. و همین حضور آقا هم یکی از علت های بزرگی هست که دوست ندارم فرد جدیدی وارد زندگیم بشه و ایشون از همه لحاظ واسه من ایده ال هستند و الان هم شرایطشون به نسبت قبل بهتر شده.

    اما از شما دوستان عزیز و مخصوصا با تجربه ها خواستار یه راهکار مناسب هستم تا از این بلاتکلیفی در بیام که واقعا چیکار کنم؟؟
    در ضمن من 28 ساله و ایشون 29 ساله هستن.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰) پاسخ های مردم
    • ۹۱۰ بازدید
    • چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۰

    ازدواج کردم ولی هنوز تو فکر دوست پسرمم

    سلام
    قصه من قصه ی خیانت هست خواهش میکنم با تعصب جواب ندید
    من سالها قبل از اینکه ازدواج کنم با پسری دوست بودم عاشقانه میخواستمش ولی نشد و رفت و من سالها گریه کردم و همیشه در عالم خیالم باهاش حرف میزدم .

    وقتی ازدواج کردم شوهرم یه مرد خیلی مهربان و دست و دلبازی هست و هیچ چیز برای من کم نذاشته ولی من هنوز تو فکر دوست پسرمم که سالها از این ماجرا گذشته من وقتی با شوهرم نزدیکی دارم دوست پسرم رو مجسم میکنم  و یا وقتی هر رابطه عاطفی دیگه دارم احساس میکنم اون هست 

    خیلی وقت ها میرم همون جایی که همیشه با دوست پسرم مینشستیم و ساعتها خیره میشم شاید برگرده .
    من بیشتر وقت ها بدون اینکه شوهرم بفهمه با ماشین خودم میرم تو بیابونهای اطراف شهر و اینقدر با صدای بلند گریه میکنم و اینقدر خودمو نفرین میکنم  تا اینکه بی حال میافتم رو زمین.

    شوهرم اصلا خبر نداره من زمانی که باردار بودم به خاطر فشار عصبی که داشتم بچه ام هم الان 3 سالشه ولی تا ناراحت میشه اینقدر میزنه تو سر خودش. شوهرم میگه نمیدونم بچمون چرا اینجوری هست ولی من تو این سالها هبچ وقت به روی خودم نیاوردم.
    نمیدونم  من دنیا و آخرتم رو با هم از دست دادم شوهرم از هبچ محبتی دریغ نمیکنه ولی من دلم هنوز پیش دوست پسرم گیره.
    دوست پسرم هم مادرش مانع شد و نذاشت که به هم برسیم . الان خیانتی که میکنم روز به روز زندگیم رو بدتر میکنه


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در شوهرداری دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۸۲) پاسخ های مردم
    • ۴۸۸۳ بازدید
    • شنبه ۳۱ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۵

    حس میکنم پای یکی دیگه ای در میون باشه

    سلام

    با دختری 8 ماهی میشه دوستم و من وقتی فهمیدم که دارم عاشقش میشم رابطمون جدی کردم یعنی به خانواده گفتم که حتی با آبجیمم صحبت کرد دختره و چند هفته پیش یک مشکلی پیش اومد و عوض شده بود سر مسائل کوچیک بیخودی قهر میکرد و همش میگفت که برای حرفم ارزش نداری و بیرون رفتنمو همش چک میکرد .

    میگفتم کار دارم یک ساعت دیگه اس میدم میگفت کجا میخوای بری و اگه با دوستت کار داری بهش زنگ بزن و از این حرف ها و همش بهونه میاره و بعضی موقع ها بهم میگه دوست ندارم بری بیرون نرو بمون خونه و یک چیزی ، از هم دور هستیم یعنی دختره شهر دیگه ای و دیگه مثل اول آشناییمون نیست .

    عوض شده و حس میکنم پای یکی دیگه ای در میون باشه که اینقدر بهونه میاره و نمیدونم باید چکار کنم و خیلی دوستش دارم و یادم رفت که بگم وقتی رابطمون جدی شد و به خانوادم گفتم و دختره هم گفت منم گفتم و بهش میگفتم مامانم میخواد با مادرت صحبت کنه همش بهونه میاورد و الانم که کارش شده این همه بهونه میاره .

    اگه میشه راهنماییم کنید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰) پاسخ های مردم
    • ۷۶۱ بازدید
    • يكشنبه ۴ مرداد ۹۴ - ۲۱:۱۹

    برای خودم متاسفم عجب خنگی بودم ؟

    سلام دوستان من 20 سالمه
    با یه پسری دوستم حدود یکسال هست. اوایل اون خیلی عاشقم بود ولی من دوسش نداشتم و بهش خیانت میکردم. دوست پسرم تحمل کرد خیانت منو. خیلی عذاب کشید تا اینکه بعد گذشت یه مدت من به خودم اومدم و واقعا عاشقش شدم. هر دومون عشق پاکی داشتیم قرار ازدواج با هم گذاشتیم.

    دوست پسرم نه کار داره نه پول نه ماشین نه سربازی نه هیچ چیز دیگه ولی عشق ما اونقد قوی بود من همه اینا رو پذیرفتم. اونم گفت اگه منو میخوای صب کن تا شرایطم خوب شه ازدواج کنیم منم همه خواستگارامو بخاطرش رد کردم اونم چه خواستگارایی که حتی بخاطرش با مامانم دعوام شد.

    واقعا به هم اعتماد داشتیم و عاشق هم بودیم خیلی خاطره های خوبی با هم داشتیم تا اینکه این اواخر یعنی 1 ماه پیش تا الان من احساس میکردم نسبت به من سرد شده بهش گفتم ولی قبول نمیکرد و میگفت تو عشق منی جز تو کسی نمیتونه تو قلب من باش و...

    ولی خب من احساس میکردم سرد بودنشو . بعدش دو روز پیش یعنی 17 تیر 94 اس دادم گفتم سرد شدی احساس میکنم بهم خیانت میکنی نمیدونم یعنی یکی رفته تو جلدت یا جادوت کردن منو نمیبینی بهم اس داد میدونی شرایط خونوادمو ( خونوادش که خونشونو فروخته بودن پول کم آورده بودن برا خرید خونه جدید واسه همین یه مدت بود تو خونه دایی و مامان بزرگش میموند ) .

    میدونی که اعصابم خرابه حوصله هیچی رو ندارم یا تحملم کن یا خود دانی. منم گفتم واقعا متاسفم تو باید منو مرحم دردات بدونی باهام درد و دل کنی باهام حرف بزنی حالت خوبه شه شاد شی نه که بی حوصلگیاتو بیاری برا من.

    تو باید برای داشتن من با دنیا بجنگی نه که بگی یا تحمل کن یا خود دانی. بعدش شب بود دیگ جواب اسمو نداد فکر کردم خوابیده صبح اس دادم جایی تو قلبت برا من نیس خداحافظ ولی الان 2 روز رد شده باز جواب نداده.

    سوالم اینه یعنی بهم خیانت کرده؟ چی شده؟ من کاره بدی کردم؟
    من تصمیم گرفتم دیگ بیخیالش بشم من بخاطرش یکسال عمرمو هدر دادم از چه خواستگارایی گذشتم ولی ارزش نداره من حتی حاضر بودم با بی پولیش بسازم و رو همه خواسته هام و آرزو هام خط بکشم واقعا برای خودم متاسفم عجب خنگی بودم.
    نظرتون چیه دوستان عزیز؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها دوستی به قصد ازدواج

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۲۶) پاسخ های مردم
    • ۱۱۷۶ بازدید
    • يكشنبه ۲۱ تیر ۹۴ - ۲۲:۱۰

    با پسری آشنا شدم که 5 سال از من کوچیکتره

     سلام

    من یه دختر 32 ساله ام که به اوایل به دلیل ادامه تحصیل و بعد بخاطر سختگیری بیش از حد خانوادم تا کنون ازدواج نکرده بودم. در حالیکه خودم زیاد سختگیر نبودم مشکلم خجالتی بودن و احترام بیش ازحد به نظرات خانوادم است.
    به تازگی با پسری آشنا شدم که 5 سال از من کوچیکتره . البته من از نظر ظاهری سنم کمتر نشون میده. ایشون تحصیلاتش از من کمتره. دیپلمه ولی از نظر عقاید و افکار خیلی بمن نزدیکه. بهم علاقمند شدیم و از من خاستگاری کرده. با اینکه خیلی مایلم به ازدواج با ایشون ولی بخاطر اختلاف سنی خیلی نگرانم. از طرفی هم دیگه نمیخوام خودمو بیشتر از این اسیر سختگیری های خانوادم کنم. لطفا منو راهنمایی کنید. ممنون میشم


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۱۵۵۱ بازدید
    • يكشنبه ۳۱ خرداد ۹۴ - ۲۰:۴۹

    نمیخوام منتظرش بمونم

    سلام

    من یه دختر 21 ساله ام چند ماهی با یه آقا پسر با قصد ازدواج بودم! چند روز پیش قرار گذاشتیم که 20 روز بدون خبر گرفتن از هم باشیم به کارایی که تو این مدت کردیم فکر کنیم! (بیشتر خواست خودش بود ولی خب منم دوس داشتم تنها باشم یه مدتی رو )

    امروز 1 هفته از این قرارمون گذشت که اس داد که فکراشو کرده و دیگه رابطه دوستی رو نمیخواد !!

    گفت که گاهی از حال هم خبر بگیریم و ... ولی من ازدواج نکنم و منتظرش بمونم تا شرایطش جور شه ( قبلا گفته بود دو سال باید دوست باشیم )

    حالا من با وجود علاقه ای که بهش دارم این تصمیمش با عقلم جور در نمیاد و نمیخوام منتظرش بمونم. میخوام اگه موردی پیش اومد بهش فکر کنم چون حرفای اون آقا مبهمه! یعنی چی دوست نیستیم ولی از هم جدا هم نشدیم آخه؟؟

    شما جای من بودین چیکار میکردین؟؟

    من میخوام دیگه بهش فکر نکنم و تمرکزمو بزارم رو درسا و کارام !!

    کلا دیگه نمیخوام هیچ پسری رو راه بدم تو زندگیم مگر اینکه اومده باشه خواستگاریم! دوستان چیکار کنم فکرش از سرم بره؟؟؟ یه وقتایی هست که آدم داغون میشه از بس که تنهاس منم از این وقتا زیاده تو زندگیم بوده . یعنی خیلی دلم میگیره. اینجور موقع ها چیکار کنم؟؟؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها دوستی به قصد ازدواج

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۲۴) پاسخ های مردم
    • ۱۱۵۷ بازدید
    • سه شنبه ۱ ارديبهشت ۹۴ - ۱۹:۵۵

    دختره ول کن نیست میگه تو مال منی

    سلام

    من 19 سالمه با یه دختر نزدیک به 9 ماه دوست بودم اولش برا ازدواج میخواستمش بعدش فهمیدم به درد هم نمیخوریم. هیچ گونه تماسی هم نداشتیم.

    حالا دختره ول کن نیست میگه تو مال منی و از این جور حرفا هر چی دلیل هم براش میارم به درد هم نمیخوریم حالیش نمیشه.

    الانم میخوام باهاش قطع رابطه کنم همش میاد تو ذهنم دلم براش تنگ میشه. چیکار کنم دلم براش تنگ نشه؟ مثل قبل راحت شم؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۰) پاسخ های مردم
    • ۳۱۴۳ بازدید
    • سه شنبه ۲۱ بهمن ۹۳ - ۲۲:۵۹

    میزان صمیمیت بین دختر و پسری که قصد ازدواج دارند

    سلام دوستان

    یه سوالی دارم

    می خوام بدونم وقتی دو نفر یعنی دختر و پسر با هم دوست می شن به قصد آشنایی و بعد ازدواج , این دو نفر باید چقد با هم صمیمیت داشته باشن ؟ یعنی چه جوری با هم رفتار کنند؟

    اگه دستای همو بگیرن بد میشه؟ جدای از مسایل شرعی که گناهه ولی اگه بهم دست بزنن البته نه از اون بداش در حد عادی و معمولی , مثلأ اگه پسره واسه دختره گردنبند بگیره و خودش اونو بندازه گردن دختره , کلأ دوست دارم همه نظراتشونو بگن, چون الان دیگه همه ( بعضی ها ) همینطورین


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۳۱۷۵ بازدید
    • يكشنبه ۱۴ دی ۹۳ - ۰۹:۴۶

    بعد از هر بار بهم زدن چند وقت بعدش زنگ میزنه

    سلام من 19 سالمه امسال تابستون بعد از کنکور برای سرگرمی چت میکردم که با یه پسر اشنا شدم قبل از دوستی بهش گفتم فقط به قصد ازدواج دوس میشم اونم قبول کرد الان سه چهار ماهی میشه دوستیم چند بار باهاش کات کردم چون به این نتیجه رسیدم که ازدواجی که قبلش دوستی باشه بدرد نمیخوره ولی دس از سرم بر نمیداره بعد از هر بار بهم زدن چن وقت بعدش زنگ میزنه .

    مخصوصا از وقتی که قرار حضوری گذاشتیم دیگه بدتر شده و میگه میخوامت و دوست دارم منم یه جورایی دوسش دارم و قرار ازدواج کنیم و مطمئنم که اونم قصدش ازداوجه چون اهل نماز و روزه و خداست مث من اولین بارشه که دوست میشه با کسی بعد از صفر قراره بیاد خواستگاری.

     ترسم اینکه ما در مورد مسائل جنسیمون در آینده حرف زدیم اما سکس تلی نه اصلا اهلش نیستیم در مورد مسائل جنسی تو سایت خوندم دلم لرزید میگم ما که تموم حرفامونو قبل عقل زدیم مشکلی برامون پیش میاد اخه همه میگن خجالت و و.. اما ما عادی شدیم جون میگه میخوام بعد عقد خجالت نکشی ایا اشتباه کردم کمک کنید 


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۱۷۳۱ بازدید
    • چهارشنبه ۲۸ آبان ۹۳ - ۱۵:۲۹

    وضعم بهتر شه تا دو سال دیگه میام خواستگاری

    سلام من 19 سالمه از اویل تیر واس سرگرمی شروع کردم به چت کردن.

    اونجا بای پسر اشنا شدم اهل شمال ایرانه همسنیم تلی حرف میزنیم من عکسشو دیدم اما اون ندیده منو از همون اول بهم گفت تا اخرش بریم گفتم تا کجا گفت اگه ازهم خوشمون اومد ازدواج کنیم من گفتم تا ببینیم چی میشه.

     الان چهار ماه تلی حرف می زنیم شدیدا اصرار داره به خواستگارام جواب ندم میاد خواستگاری میگه وضعم بهتر شه تا دو سال میام میگم دروغ میگی میگه اگه بخوای الان میام تو رو به من میدن .

    نمیدونم چکار کنم بارها خواستم تموم کنم اما نمیزاره ولم نمیکنه چند بار تلی ارضاش کردم گاهی بخودم میگم به این دلیل منو میخواد وقتی بهش گفتم گفت اگه تو بگی نه دیگه نمیخوام خودشم ثابت کرده که من نه بگم اونم دیگه نمیخواد اما میگم اگرم قصدش جدی باشه امکان داره بعد ازدواج بهم شک کنه بگه تو دختر خوبی نبودی و .... .

    نمیدونم چکار کنم نظر شما چیه قصدش چیه ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۲۱۲۶ بازدید
    • جمعه ۲۵ مهر ۹۳ - ۱۱:۲۳

    مضرات دوستی با جنس مخالف چیه؟

    سلام

    میخوام بدونم مضرات دوستی با جنس مخالف چیه؟ مگه چه اشکال داره ؟ اگه از قضیه ی حرام بودنش بگذریم! دیگه اشکال کجاست؟ اینجوری آدما بیشتر با جنس مخالفشون آشنا میشن. و هم اینکه از تنهایی در میان.

    حتی اگه با یکیشون ازدواج نکرد، در عوض ارتباط اجتماعیشون قوی میشه.دیگه با دیدن هر جنس مخالفی استرس نمیگیره یا اینکه نتونه درست حرف بزنه! این خجالت عذاب آور و زیادی هم کمتر میشه. اینجوری نیست؟ البته من منظورم دوستیه پاک هستش نه اینکه رابطه جنسی و کارای کثیف داشته باشه!! فقط در حد صحبت و بیرون رفتن.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۲) پاسخ های مردم
    • ۴۴۵۶ بازدید
    • جمعه ۱۸ مهر ۹۳ - ۲۲:۴۵

    آیا دوستم رو بد راهنمایی کردم ؟

    سلام من یه دختر 18 سالم 

    بدون مقدمه میرم سر اصل مطلبی که می خوام بگم 

    راستش یه دوستی دارم هم سن خودم این دوستم سه ساله که با یه پسری تلفنی اشنا شده و عاشق هم دیگه شدن از نظر مالی یه کمی دوست من از پسره بالا تره ولی از نظر اعتقادات یکسانند پسره از *** ولی دوست من از اصفهانه ...

    پسره می خواد بیاد خواستگاریش من دوستمو بهش گفتم بره جریانو به مامانش بگه و با مامانش در میون بزاره اونم این کار و کرد بعدشم مادرش با پسره حرف زده و یه جورایی با پسره کنار اومده چون پسره سرو سنگینیه اینجور که معلومه ... مامانش الان امشب گیر داده بود که تا نفهمم چطوری با هم اشنا شدین نمیرم با بابات در میون بزارم جریان خواستگاریو ... دوستمم بهم اس ام اس داد و از من راهنمایی خواست راستش نمیدونستم چی بگم بهش منم بهش گفتم واقعیتو به مامانت بگو بگو که مزاحم تلفتی نبوده و فقط اشتباه گرفته بوده بگو که یه کمیم خودم دندم می خواریده و خودم دوباره شروع کردم بهش اس دادن چون توی سنی بودم که به جنس مخالف جذب می شدم و تا اومدیم به خودمون بجنبیم دیدیم هم دیگه رو دوست داریم بعد یه دیدار اون توی مشهد که اونم کنار مامانش بوده و از راه دور همو دیدین...

    اونم رفت همینا رو گفته به مامانش ... به نظرتون کار بدی کردم اینطوری گفتم به دوستم ؟؟؟ یعنی این راه راه خوبی بوده که من جلوش گذاشتم ؟!

    لطفا نظرتونو بگین چون نیاز دارم...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳) پاسخ های مردم
    • ۳۱۷۶ بازدید
    • سه شنبه ۸ مهر ۹۳ - ۰۹:۴۳

    خیلی سخته که بهش پیام ندم

    من با یه پسر به قصد ازدواج اشنا شدم پسر همکلاسیم پنج ماهی ارتباط پیامی داشتیم الان ارتباطو قطع کردیم بخاطر خدا و خانواده و اینده بچمون اما این یه هفتس که ارتباطو قطع کردیم برا من خیلی سخته افسرده شدم بی قرارم احساس تنهایی میکنم هر لحظه میزنه به سرم بهش پیام بدم اما اون پسر میدونم از دستم ناراحت میشه اون از خدا میترسه منم از خدا میترسم و میدونم پیام دادنم جز تباهی چیزی نداره و از یه طرف حالاحالاها شرایط ازدواج نه من نه اون اقا نداریم چیکار کنم از این حالت بی فراری در بیام ؟؟؟

    میگید دوست صمیمی اول ندارم دوما دوست صمیمی اگرم داشته باشم نمیتونم برم خونشون یا اون بیا و خونمون خانواده اجازه نمدن و تنها جایی که میتونم دوستمو ببینم دانشگاهه و در ضمن دوست صمینی ندارم کمکم کنید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۶) پاسخ های مردم
    • ۲۷۴۵ بازدید
    • يكشنبه ۳۰ شهریور ۹۳ - ۱۰:۱۳

    کسی که چندین رابطه رو تجربه کرده مناسب ازدواج نیست

    یکی دیگه دلایل رد فواید ارتباط دختر و پسر ، اینه که اگه دختری به هر دلیلی چندین رابطه ( غیر جنسی ) رو تجربه کرده باشه ، مورد پسند مردها نیست. مردها انتظار دارند با دختری ازدواج کنند که اونها اولین مردانی باشند که باهاشون ارتباط نزدیک میگیره . 

    دختر یه حیای ذاتی داره ، وقتی با چند پسر نشست و برخواست کنه کرد ، دیگه اون حجب و حیاش از بین میره . همین طور دختر ها هم انتظار دارند که مرد اونها تا به حال با دختری دیگه ای در ارتباط نبوده باشه . یکی از مهمترین عوامل شیرین شدن زندگی یه خانم اینه که دستپاچگی مردش رو ببینه . 

    وقتی با نامحرم ارتباط نزدیکی نداشته باشیم طبیعتا در برخورد با جنس مخالف پخته نمی شیم . اون وقت ،‌زمانی که قصد ازدواج داشته باشیم یه سری خرابکاری هایی می کنیم که زیبا هستند . 

    یه نکته جهت مزاج که از واقعیت سرچشمه گرفته :

    قبلا وقتی دختر در جلسه خواستگاری برای داماد چای می برد همه منتظر بودند ببینند که چطوری دستپاچه میشه چای داغ رو روی داماد می ریزه ؟! و داماد چه عکس العملی نشون میده ؟! و سوختم سوختمش چه جوریه ؟! این یه معضل برای دختران دم بخت بود ! حتی اگه فیلم های خانوادگی ده های قبل رو ببینید چای ریختن روی داماد تقریبا جزء سکانس های تکراری اون فیلم ها بود . جالبه که همین زندگی هایی که با داغی چای شروع میشد بادوام تر بودند !

    برگرفته از سخنرانی آقای پناهیان با حذف و اضافات


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۱۹۵۴ بازدید
    • چهارشنبه ۲۶ شهریور ۹۳ - ۰۰:۰۴

    خطر انتخاب تحمیلی همسر در روابط با جنس مخالف

    یکی از خطراتی که در روابط دختر و پسر وجود داره ، اینه که گاهی دختر یا پسر به دلایلی که عرض خواهد شد خودش رو ناچار به ازدواج با طرف مقابل می بینه . 

    حس مادری برای اولین بار در دختران زمانی پیش میاد که با یک پسر دوست میشن . کمی که این دوستی ادامه پیدا کرد ، نمی تونه از پسره دل بکنه . نه این که علاقه مانع این کار بشه . بلکه دلش برای اون پسر می سوزه . میگه گناه داره دلش رو بشکنم . 

    گاهی هم بعضی از پسرها وقتی وارد فاز ننه غریبم بازی میشن ، حس مادری در دختر تقویت میشه . اونوقت دیگه خیلی سخته که احساسات دختر بذاره تا اون تصمیم درستی بگیره . دختر میگه اگه ولش کنم داغون میشه ! اگه خودکشی کنه چی ؟ اگه ... ! اتفاقی که می افته اینه ؛

    دختر با این که می بینه طرف مقابلش خیلی از معیارهای اون رو نداره و خیلی کفویت ها رو با هم ندارن ولی اون حس مادری که خودش رو در قالب دلسوزی نشون میده باعث میشه که علی رغم میل باطنی با اون پسر ازدواج کنه . 


    از اون طرف حس جوانمردی در پسر گل می کنه ! البته اگه از همون اول قصد بدی ! نداشته باشه . بعد از مدتی پسر با خودش میگه ، اگه ولش کنم در حقش نامردی کردم . اونو با من دیدن ، دیگه کسی سراغش نمیره . گناه داره . عذاب وجدان ولش نمی کنه تا این که تصمیم میگره با اون دختر ازدواج کنه . 

    بعد از ازدواج می فهمن که با عرض معذرت ، چه غـ... کردن !


    برگرفته از سخنرانی آقای پناهیان با حذف و اضافات


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰) پاسخ های مردم
    • ۱۷۸۸ بازدید
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۳ - ۲۳:۱۶

    حس میکنم خدا خیلی ازم ناراحته

    سلام 

    دیگه خسته شدم از تنهایی...

    هفته پیش تو یکی از نرم افزارای چت موبایل با پسری آشنا شدم فقط قصدم رفع بی حوصلگیم و اینکه با یکی حرف بزنم بود..تا یکی دو روز خوب بود بعد ازم اطلاعات میخواست بابات چیکاره اس و...بعد گفت میتونیم عاشق هم بشیم تو دختر پاکی هستی،اولا بی توجه بودم تا شروع کرد به دوست دارم عاشقتم و شبو روز بهم محبت کردن از طریق چت،گفت شمارتو بده صداتو بشنوم گفتم بعدا..گفت من شرایطم جور نیست تا 6 سال دیگه میتونیم ازدواج کنیم و همش میگفت خانومم همسرم و...مهر قرار گذاشتیم همدیگرو ببینیم و گفت ببینمت بغلت میکنم میبوسمت..

    امروز با خودم فکر کردم که من همچین آدمی نیستم چرا زندگی خودمو خراب کنم بدون اینکه ازش خداحافظی کنم نرم افزارو پاک کردم

    من دخترم و خیلی احساساتی و تشنه محبت

    عذاب وجدان دارم از طرفی همش حس میکنم خدا خیلی ازم ناراحته از طرفی میگم برم نرم افزارو نصب کنم ازش خداحافظی کنم..

    به نظرتون بهش اعتماد میکردم؟ اون راست میگفت؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۵) پاسخ های مردم
    • ۱۹۸۲ بازدید
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۳ - ۲۲:۴۷

    مهمترین فواید رابطه دختر و پسر از دید خودشان

    عمده ی کسانی خارج از جنبه ی جنسی ، به دوستی دختر و پسر اعتقاد دارند ، 3 دلیل برای درست بودن دوستی با جنس مخالف بیان می کنند :

    1 - با دوستی با جنس مخالف می تونم فرد مورد نظرم رو انتخاب کنم . می خوام  شریک زندگیم رو خودم انتخاب کنم . بنابراین دوست میشم و هر کدوم رو که مناسب دیدم با همون ازدواج می کنم .

    2 - می خوام تجربه کسب کنم و جنبه ی خودم رو بالا ببرم . تا وقتی در جامعه با جنس مخالف صحبت می کنم دست و پام نلرزه . می خوام به پختگی اجتماعی برسم .

    3 - خیلی دوست دارم ببینم در دنیای جنس مخالف چه خبره ؟ با این کار فشار عصبی خودم رو کاهش میدم . می خوام رابطه دوستی برقرار کنم که ببینم اون ور هیچ خبری نیست تا آرامش پیدا کنم .

    شما این دلایل رو قبول دارید ؟!

    -----------
    نکته : این سوال توسط مدیر وبلاگ مطرح شده .
    الگو برداری : سخنرانی آقای پناهیان

    دلایل رد ادعاهای بالا :


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۲) پاسخ های مردم
    • ۲۱۸۱ بازدید
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۳ - ۱۶:۴۸

    آیا به ازدواج با اونی که دوسش دارم اصرار کنم؟

    سلام

    20 سالمه 4 سال با پسری به قصد ازدواج دوست بودم و به هر دری زدیم که خانوادم رضایت بدن ازدواج کنیم ولی قبول نکردن 2 بار هم اومدن خاستگاری خیلی دوستش دارم و به خاطرش بهترین خاستگارامو رد کردم ولی اخیرا پسر عموم که خیلییییییییییی با شخصیت و متین و تحصیل کرده و کلا همه چی تموم ازم خاستگاری کرده...... الان دچار تردید شدم که چیکار کنم همچنان به ازدواج با فردی که دوستش داشتم اصرار کنم ممکن بعد از 4 سال خانوادم راضی بشن یا اینکه به پسر عموم که شرایطش خیلی خوبه و از لحاظ احساسی بهش بی میل نیستم جواب مثبت بدم در این صورت این نگرانی رو دارم که بعد از مدتی دچار عذاب وجدان نشم بابت ظلمی که میکنم اخه عشقم همه جوره پای من وایساد از طرفی هم نگرانم که موقعیتای عالیمو از دست بدم لطفا کمکم کنید..........



    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۹) پاسخ های مردم
    • ۲۵۷۰ بازدید
    • جمعه ۲۱ شهریور ۹۳ - ۱۶:۵۴

    من حقمو میخوام !

    دوستان گلم من متولد 75 هستم یعنی 18 ساله ام .. از سادات هم هستم...و خوب نوجوان تر که بودم شیطون تر هم بودم و متاسفانه در اول دبیرستان از رو بچگی به مدت 6 ماه با یه پسری دوست شدم ک البته رابطمون بیشتر در حد تلفن و اس ام اس بود و فقط فوقش ماهی یکبار همدیگرو می دیدیم ولی من عاشقش بودم ...ک اونم کم کم متوجه شدم نه خودش اخلاقش خوبه ! نه خانوادش ! خیلی پولدار و خوشگل بودن اما اخلاق صفر .. منم بخاطر اخلاقش بهم زدم باهاش .. و الان سه سالی میشه که دیگه ندارمش و تموم شده

     

    من تو این مدت  توبه کردم و کلا بیخیال دوستی و پسر و حتی ازدواج شدم ! هم بخاطر هدفام و اینکه میگفتم هدفام مهم ترن هم بخاطر اینکه میگفتم دیگه پسر خوب و پاکی پیدا نمیشه همه با دوست دختراشون رابطه جنسی داشتن و... من چون خودم هرجوری بوده  تحمل کردم فشار جنسی رو و گذاشتم پاک بمونم حتما میخوام یه همسری مثل خودم گیرم بیاد .. من خیلی موقعیت رابطه جنسی برام فراهم بود ولی خودم نرفتم حتی موقعی که به پول نیاز داشتم یه پسری گفت بیا یه شب با من هرچقدر بخواااای بهت میدم ...اما من گفتم نه .... چون به یه سری اصول پایبندم و ازون ورم عذاب وجدان می گیرم...من نماز شب میخونم اگه تن به این گناه بدم دیگه رو ندارم با خدا حرف بزنم چه برسه نماز شب بخونم...

    حالا منی که نسبت به همه پسرا سوءظن گرفتم و تصیمم این بود تا اخر تنها باشم بلکه یه پسری دیگه خیلی خاص گیرم بیاد و برم باهاش ...

    تو یکی از برنامه های چت موبایل سر انتخاب رشته با یه پسری حرفم شد که یکی از پسرای محل ما بود ولی خوب ندیده بودیم همدیگرو .. من هیچوقت به پسرای اینترنت اهمیت نمیدادم و میگفتم پسری که تو نت ندیده و نشناخته میاد میگه با من دوست شو صد در صد به دخترای دیگم همین و راحت میگه.. و همیشه باهاشون بد برخورد میکردم .. خلاصه سر انتخاب رشته این پسر که متولد سال 1368 بود یعنی 25سالش بود بهم گفت من می تونم راهنماییت کنم و راحت همون اول شمارشو گذاشت زنگ بزنم بهش تا راهنماییم کنه چون اون برنامه خیلی قطع  و وصلی داشت و نمیشد حرف زد شمارشو گذاشت.. گفت یا بیا فلان برنامه که سرعتش خوبه یا زنگ بزن بهم اگه ایندت برات مهمه ... منم تصمیم گرفتم از خونه بهش زنگ بزنم و زنگ زدم و الحق و والانصاف خیلی اطلاعات خوبی بهم داد و کمکم کرد ...ما اولش خیلی باهم دعوا داشتتیم اونم تقصیر من بود ! چون به پسرا بدبین بودم هی بهش میگفتم توام مث بقیه پسرایی و به قول خودش کلی توهین بهش کردم و بد رفتاری!....از حرفام خیلی ناراحت میشد و بهش بر میخورد خیلی دعوامون میشد اما اون خودش میگفت من نمیدونم چرا با وجود همه ی بدی هات بازم میخوام کمکت کنم واسه انتخاب رشتت و دانشگاهت...میگفت به جای اینکه تو بچسبی به من که کمکت کنم من هی بهت میگم میخوام کمکت کنم ! میگفت اعتراف میکنم من قصدم از ادد کردن تو اشنایی بیشتر باهات بوده ولی تا تو نخوای حرفشم نمیزنم فقط قصدم کمک بهته..اگه اخرشم منو نخواستی کمکت که کردم برو پی زندگیت!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۵۶) پاسخ های مردم
    • ۸۱۵۰ بازدید
    • سه شنبه ۲۸ مرداد ۹۳ - ۰۹:۰۰

    منم دوست دارم دوران عقدم تو ارامش سپری شه

    سلام
    پسری هستم 29 ساله.حدودا 3 سال هست که با ی دختر 24 ساله که همشهریمه هستم.خیلی دوسش دارم اونقد که با اینکه بارها دوستام بهم کیس های مختلفی پیشنهاد کردن اما دلم نیومده.تو این سه سال هم نهایت جرممون گرفتن دست هم بوده.

    اونم دوسم داره پام نشست تا سربازیمو رفتم دکترا قبول شدم کار پیدا کردم...هر دو اهل نماز و روزه هستیم.انواع مختلف امتحانمونو پس دادیم.اون دانشجوی شهر دیگه هست و منم حدودا یک سالی هس سر کار رفتم و دانشجوی دکترای یه شهر دیگم.

    درامدم حدود 1 و 500 هست اما تازه شروع کردم هنوز و ازطرفی نمیتونم برای مخارج عروسی رو خونوادم حساب کنم چون پدرم معلم بازنشسته هست و ضمنا دوست ندارم ازش پول بگیرم.اما جدیدا دختر اشاره شده در بالا!میگه که باید سریعتر به خانواده ها بگیم.دایم سر این قضیه دعوا داریم.حق میدم بهش 3 سال وقت زیادی هست اما من هنوز امادگی لازم رو ندارم میدونم هم اگه به خانواده ها بگیم در صورت موافقت(که احتمالش زیاده) میخوان که حتما عقد کنیم سریعتر.

    بخدا اونقدر این روزا سرم شلوغه،خوب منم دوست دارم دوران عقدم تو ارامش سپری شه و حداقل با دغدغه ی کمتر.اونم از طرفی طاقتش طاق شده و میخواد تکلیفمون مشخص شه میگه شاید قسمت هم نبودیم اونموقع عزاب وجدان میگیره.ماهی یکبار میره خونه اما الان دو ماهه که سر همین مساعل راضی نشده ببینمش تا بقول خودش تحت فشار قرار بگیرم!دلم براش خیلی تنگ شده..من چیکار کنم آخه؟؟؟؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان دوستی به قصد ازدواج

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۱۴۱۱ بازدید
    • يكشنبه ۱ تیر ۹۳ - ۲۲:۱۲

    نزدیک یکساله پسری عاشق ام شده

    سلام

    من یه دختر کاملا معتقدم . حتی تو دانشکاه سر بالا با پسرها حرف نمیزنم، نزدیک یکساله پسری عاشق ام شده، همون روز اول به خانوادش گفت،  که ناراضیاتی هایی هم ایجاد شد . خانواده اش با توجه به ظاهر ساده و باورهایم منو قبول کردن و به خانوادم زنگ زدن . چند ماه دیگه برای نشون اجازه گرفتن بعد یکسال که حتی نگاه بد به هم نکردیم و دست ندادیم الان ناخواسته دست بهم دادیم و اندام رو دست زدیم .

    دو تامون بد جور عذاب وجدان داریم .  هر بار کلی کنترل میکنیم و البته دیر به دیر همو می بینیم اما از دوس داشتن زیاد و اینکه مال همیم اشتباه کردیم هر بار جفتمون توبه میکنیم اما باز چه کار کنم، این پسر که کارگری سخت با مدرک لیسانس رفت تا پول حلقه جمع کنه ثابت کنه میتونه و خانوادشو راضی کرد و از بافت خودمه معتقده و خانواده دار .  از نظر شما قابل اطمینان نیست؟ و بعد با گناه چه کنیم ؟ اگه بعد از ازدواج سرکوفت بزنه چه کار کنم ؟  آدم با درکیه .  و میدونه برام اجازه دادن دست زدن یا بوس کردن راحت نبوده . اما بعد همه سختیاش نخواستم نه بگم  و با احساس و رضایت نرمم کرد تو رو خدا زود ج بدید مرسی البته خانه خالی یا خلوت نرفتیم اهلش نیستیم پارک و فضا باز بوده و کوتاه.


    پاسخ :

    سلام

    ببخشید مجبور شدم سوال شما رو ویرایش کنم .

    این که میگن زن و مرد نامحرم با هم خلوت نکنن چون در این صورت نفر سومی هست که اون شیطونه ، منظور این نیست که توی اتاق در بسته نمونید . توی پارک هم میشه خلوت کرد .

    به راحتی میشه حضور شیطون رو کنار شما حس کرد . شما که معتقد به دین هستید چرا رعایت محرم و نامحرم رو نکردید ؟‌ چی باعث شده که از اصول تون بگذرید ؟ چی شد که نرم شدید ؟ فقط به خاطر این که اون گفت شما رو می خوام ؟ گفت دوست تون دارم ؟

    قصد سرکوفت زدن ندارم . می خوام حضور شیطون رو در مواقعی که توی پارک با هم تنها هستید احساس کنید . برگردیم به عقب ...

    شما یک سال پیش به این آقا پسر چنین اجازه ای می دادید ؟! راضی می شدید اندام اون رو لمس کنید ؟ کاملا روشنه که جواب شما نه هستش . می خوام زیرکی شیطون رو بهتون گوشزد کنم که ذره ذره شما رو راضی به چنین کارهایی کرده .

    پس اولین کاری که شما باید انجام بدید اینه که دیگه با هم خلوت نکنید . فضای باز و بسته هم نداره . یکی از اعتقادات شما طبیعتا باید به امام زمان باشه دیگه . توی این کره خاکی یه رقابت در جریانه ! رقابت بین امام زمان عج الله و شیطان . نیشخند شیطان به امام زمان عج الله رو میشه تصور کرد . به تعبیر دیگه شاید گفته ، دختر و پسر معتقدتون رو تحویل بگیرید !

    این که میشه به عنوان همسر آینده به اون اطمینان کنید یا نه ، کار ساده ای نیست . پیشنهاد می کنم پست های ازدواج موفق دکتر فرهنگ رو که در وبلاگ خانواده برتر وجود داره مطالعه کنید .

    موفق و امام زمانی باشید .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۸) پاسخ های مردم
    • ۱۶۷۲ بازدید
    • يكشنبه ۲۵ خرداد ۹۳ - ۱۲:۲۳

    از کجا بفهمم پسری منو برای ازدواج می خواد؟

    سلام ی سوال دارم

    پسری که واقعا به یه دختر علاقه داشته باشه چه جور پسریه؟؟؟
    اگه بحث سکس و اینا بیاد وسط ینی دوس داشتنش الکیه؟
    اگه فقط بخواد بغلت کنه بوست کنه به قولش خودش از رو دوس داشتن چی؟ اصن از کجا بفهمم که یکی واقعا منو میخواد منو دوس داره

    پاسخ :
    سلام
    فهمیدنش کار ساده ای هستش !


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱) پاسخ های مردم
    • ۱۷۳۹ بازدید
    • يكشنبه ۱۸ خرداد ۹۳ - ۰۹:۵۴

    به 11 دلیل دوستی های قبل از ازدواج ممنوع

    همون طور که قبلا بیان شده ، دور دوستی های قبل از ازدواج رو خط بکشید . حتی اگه قصد دو طرف صد در صد ازدواج باشه که معمولا نیست . 11 دلیل رو بیان می کنیم که چرا نباید در این حیطه وارد بشید .

    1 – جاذبه ها مانع دیدن معایب طرف مقابل میشه .
    اون قدر محو اون میشیم که خیلی چیزها رو نمی بینیم . پیامبر فرمودند : دوست داشتن یک چیز انسان را کر و کور می کند . میگیم عیب داره دوست من ، نمی پذیره . میگه چیزی نیست و به سادگی از کنارش عبور می کنه .
                         اگر بر دیده مجنون نشینی                        به غیر از خوبی لیلی نبینی .
    طرف میشه برات سراپا حُسن . در این دوران دوستی شما اصلا نمی تونی بشناسیش . تعلق خاطر میشه آفت یک شناخت درست . کافیه پسره کمی روی احساسات دختره کار کنه تا اون احساساتش رو در تصمیم گیری های خودش شریک کنه . کافیه دختره کمی کمالات ظاهری یا مالی داشته باشه و با پسره راه بیاد ، اون وقته که پسره در تصمیم گیری به مشکل بر می خوره .

    2 – تا جایی که امکان داره به هم دروغ میگن


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان دوستی به قصد ازدواج راهنمای ازدواج موفق ( دکتر فرهنگ )

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۷) پاسخ های مردم
    • ۲۵۴۵ بازدید
    • پنجشنبه ۸ خرداد ۹۳ - ۰۶:۴۷

    برو بالا