خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۸۰ بازدید توسط ۹۳۸ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۵۸۷ بازدید توسط ۳۹۷ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۹۳۱ بازدید توسط ۶۱۷ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۹۹۷ بازدید توسط ۶۷۴ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۸۷۴ بازدید توسط ۵۳۹ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۶۲ بازدید توسط ۵۴۵ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۶۶۱ بازدید توسط ۴۴۹ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۱۲۸ بازدید توسط ۸۲۱ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۷۵۹ بازدید توسط ۱۱۸۷ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۸۰ بازدید توسط ۹۳۸ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۵۷۰ بازدید توسط ۳۶۳۱ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۶۲ بازدید توسط ۵۴۵ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۴۶۷۳ بازدید توسط ۲۷۹۹ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۱۶۷ بازدید توسط ۸۰۷ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۵۵۷ بازدید توسط ۹۸۴ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۳۷ بازدید توسط ۶۳۱ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۲۴۹ بازدید توسط ۱۶۶۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۶۹ بازدید توسط ۳۸۲ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۱۶ بازدید توسط ۲۵۰ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۲۸۸ بازدید توسط ۱۰۲۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۱۶ بازدید توسط ۹۲۴ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۳۴۵ بازدید توسط ۱۰۱۱ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۲۹۵۱ بازدید توسط ۸۴۷۹ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۳۸ بازدید توسط ۹۹۷ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۷۳۸ بازدید توسط ۲۷۸۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۱۰۰ بازدید توسط ۳۰۹۷ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۳۰ بازدید توسط ۱۰۰۱ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۲۴۹ بازدید توسط ۱۷۶۶ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۲۳۱ بازدید توسط ۹۶۳ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۲۲ بازدید توسط ۴۱۱۲ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۷۴۳ بازدید توسط ۳۲۶۸ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۳۳۲ بازدید توسط ۵۹۷۶ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۸۶۲ بازدید توسط ۳۷۶۰ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۴۷۰ بازدید توسط ۲۳۱۰ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۱۴۳ بازدید توسط ۹۸۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۳۰۸ بازدید توسط ۴۵۹۲ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۹۸۹ بازدید توسط ۷۹۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۰۵۵ بازدید توسط ۹۰۸ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۹۱ بازدید توسط ۱۷۸۳ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۸۴ بازدید توسط ۵۸۳ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۸۸۱ بازدید توسط ۲۱۲۹ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۷۴۷ بازدید توسط ۱۹۹۱ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۴۳ بازدید توسط ۱۵۱۱ نفر)
التماس دعا (۸۵۶۵ بازدید توسط ۶۸۶۳ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۲۵ بازدید توسط ۶۲۲ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۲۹ بازدید توسط ۱۰۳۸ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۱۳۸ بازدید توسط ۹۹۷ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۷۰۵ بازدید توسط ۲۰۵۵ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۳۷۷ بازدید توسط ۱۰۶۵ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۸۷ بازدید توسط ۱۰۹۹ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۹۴۵ بازدید توسط ۲۴۲۶ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۳۸۴ بازدید توسط ۲۶۷۹ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۵۳۷ بازدید توسط ۷۳۷۳ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۷۳۶ بازدید توسط ۱۷۹۲۴ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۱۲۳ بازدید توسط ۱۲۹۰۶ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۷۴۰ بازدید توسط ۳۶۲۶ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۱۲۸ نمایش) - (۲۱ نظر)
صفحه شخصی "lady" (۱۰۱ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۷۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۹۸ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۷۳ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۸۷۴ نمایش) - (۵۲۶ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۵۴۷ نمایش) - (۱۹۹ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۸۳۶ نمایش) - (۱۵۸ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۰۸۹ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۶۶۱ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۵۷۹ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۴۲۲۶ نمایش) - (۲۹۵ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۰۳۵ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۳۲۸ نمایش) - (۳۰۲ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۶۴۰ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۰۱۹ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۸۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۹۵۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۱۰۴ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۲۹۴ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۸۶ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۷۵۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۳۳۷ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۰۶۳ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۲۷۲ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۹۴۲ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۸۵۳ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۴۴۱ نمایش) - (۳۷۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۱۵۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۰۶۴ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۰۵۹ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۶۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۳۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۲۰۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۳۷۰ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۸۶۴ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۶۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۱۰۴ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۳۰۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۸۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۱۶۹۶ نمایش) - (۵۰۷ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۳۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۸۱ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۲۷۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۴۰۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۳۳۲ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۳۶۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۹۶۶ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۶۴۱ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۱۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۶۰۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۱۶۴ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۱۱ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۴۲۱ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۶۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۳۲ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۱۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۶۱ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۵۵ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۶۵۶ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۶۹ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۲۱ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۸۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۷۳ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۲۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۹۵۲ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۸۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۸۳۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۷۸ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۲۴۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۵۴۴ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۹۲۱ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۲۴۴ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۳۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۲۶۲ نمایش) - (۲۶۷ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۱۱۴ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۳۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۲۸۰ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۹۷۰ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۲۰۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۷۸۲ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۲۳۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۴۴۴ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۰۸۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۸۷۵ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۹۶ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۱۶۰ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۸۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۱۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۲۴ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۴۸ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۷۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۲۴ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۷۵۷ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۹۵۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۳۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۶۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۷۳ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۳۷۰ نمایش) - (۳۲۶ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۸۶ نمایش) - (۱ نظر)

۱۰۸ مطلب با موضوع «ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده» ثبت شده است

به نظر خودم پوشش و رفتارم سنگینه ولی ...

سلام دوستان عزیز

من دختری هستم 30 ساله، سنم رو گفتم تا بگم آدم ناپخته و بچه ای نیستم و متوهم هم نیستم . مشکلی دارم که واقعا اذیتم میکنه .

من اخلاقم طوری هست که وقتی توی خیابون راه میرم و حتی موقعی که فکر میکنم از نظر خودم خیلی جدی هستم  ، بهم متلک میپرونن که عشوه نیا ; وقتی با آقایی همکلام میشم طرف فکر میکنه من دارم براش طنازی میکنم . پشت تلفن صحبت میکنم باز هم همین حالته. لوس و جلف هم نیستم.

چند مورد توی خیابون بوده که خواستگاری کردند ولی من اکثرا فکر میکنم برای هوس و دوستی است ، من واقعا چهره عادی دارم و پوششم هم چادره و آرایشم در حد یه پن کیکه همین ... و اصلا با هیچ پسری دوست نبودم و پایبند به اصول مذهبی هستم ، توی محیط های کاری که با اقایون کار میکردم ، این مشکل رو همیشه داشتم و دیگه دوست ندارم تو محیطی کار کنم که اقایی باشه .

با اینکه احترام زیادی برای آقایون قائلم ولی این وضعیت منو آزار میده و دوست دارم از همه آقایون دوری کنم .

واقعا آقایون  خانم هایی که ذاتا رفتارشون این گونه است را تمسخر میکنن ؟ آیا توی خانم ها کسی مثل من بوده یا من عجیب و غریبم؟  واقعا نمیدونم چکار کنم ؟

ممنون میشم کمکم کنید


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۰)
    • ۲۳۶۷ بازدید توسط ۱۹۰۳ نفر
    • سه شنبه ۱۹ دی ۹۶ - ۲۳:۰۶

    چرا بعضی ها بچه هاشون رو خود شیفته تربیت میکنن ؟

    سلام

    من یه خانم هستم تقریبا دو ساله اینجا میام . تقریبا با محیط اینجا آشنا هستم . یه دخترم که سنمم بالاست و مثل خیلی ها ازدواج بارم نشده . نمیخواهم وارد این مقوله بشم .

    من 30 سالمه از خانواده ای که حقوقش بخور و نمیره، خودمم سرکار نمیرم چون هر چی گشتم نشد دیگه بیخیالش شدم . از وقتی که سنم کم بود همیشه دردها و مشکلات با من و خانوادم بود .

    اما باز هم زندگی کردیم سالی یه دفعه هم شاید گاهی اوقات نمیشد لباس بخریم . همیشه لباسهای کهنه ولی تمیز . زندگی با همه سختی هاش چه از لحاظ خانوادگی و چه مالی ادامه داشت.

    زندگیم هیچ وقت شبیه همکلاسی ها و دخترهای اطرافم نبود . برای همین همیشه اعتماد بنفسم پایین بود . تو تمام دوران های مدرسه یه دختر تنها و بی سر و زبون بودم و ساکت ،  ولی درسم خیلی بود . وقتی میخواستم برم راهنمایی نمونه دولتی قبول شدم اون زمان که هیچ امکاناتی بچه ها نداشتن و مسلمه که امثال من دیگه هیچی ندارن ولی من قبول شدم .

    حالا با گذشت 15 سال که به اون سال ها نگاه میکنم دوست ندارم دوران هیچ وقت به عقب برگرده با اون همه همکلاسی های افاده ای که هر روز متنفر بودم از همشون . هیچ کس با من دوست نمیشد چون من رو کم میدونستن برای خودشون . خییلی سال های بدی بود . گذشت و من دبیرستانی شدم اوضاع دبیرستان یه ذره بهتر شد .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۲۰۲۶ بازدید توسط ۱۶۴۴ نفر
    • پنجشنبه ۷ دی ۹۶ - ۲۱:۱۱

    از رشته خودم زده شده شدم و نمیخوام ادامش بدم

    20 آذر 96 :

    ممنون از همه عزیزانی که وقت گذاشتند نظر دادند.من تو پستای دیگه نظرات کاربران دیگه رو خوندم که باتجربه بودند و متاسفانه اینجا نظر ندادند.
    خوشحالم که کاربر تجربه جوون موفقی بوده و از تجربش راضیه حتما لیاقتشو داشته و زحمت کشیده.تصمیم من برای رفتن جدی شده و دلیلش هم اصلا فرار از کشور یا اوضاع اینجا نیست چون من اینجا هم بمونم یه کار دیگه رو شروع میکنم و یه تجربه دیگه به دست میارم هرچند بازم شکست بخورم و اونایی که فکر میکنند اینجا به جایی نرسیدند اگه هدف و همت نداشته باشند اونجا هم به جایی نمیرسند بلکه زندگی اونجا برای کسیکه نخواد صبح تا شب زحمت بکشه و روحیاتش متناسب با یه آدم موفق و سالم نباشه اصلا قشنگ نیست.من بازیگر،نویسنده و احتمالا روانشناس خیلی خوبی میشدم ولی مسیر زندگی من به سمت دیگه ای رفت بنابراین انتظار ندارم آدم بزرگی بشم یا به جای خاصی برسم.البته مدیر خوبی هم میشم اگه موقعیتش پیش بیاد و کم رویی رو کنار بذارم.پزشکی رو هم دوست داشتم و بی علاقه نبودم ولی بعید میدونم به سمتش برم.به هرحال خارج هم برم باید برگردم چون خانوادم اینجان و خانواده مهمترین و با ارزش ترین چیزی هست که از ازل بوده و تا ابد خواهد بود.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۱ مطلب مشابه) کسب و کار (۴۷۴ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۲)
    • ۱۹۶۸ بازدید توسط ۱۷۰۲ نفر
    • دوشنبه ۲۰ آذر ۹۶ - ۱۸:۱۰

    ظاهر نامزدم از نظر دیگران خیلی جذاب و گیرا نیست

    با سلام

    دختری حدود 30 ساله هستم که مدت مدتی با پسری حدود 40 ساله نامزد کردیم . جهت آشنایی صیغه محرمیت خوندیم و قرار ١ ماه دیگه عقد صورت بگیره . واقعیت اینه که من خودم دختر به نسبت زیبایی هستم اما این آقا ظاهرشون از نظر دیگران به ویژه خانواده خودم خیلی جذاب و گیرا نیست.

    حتی قبل نامزدی خانوادم به خاطر ظاهرش مخالف بودن و میگفتن تو حیف هستی . از نظر خودم بله تفاوت ظاهری زیادی داریم . کاملا این مشهوده اما برای من این مشکلی نیست و پذیرفتم.  فقط مشکلی که هست نمیدونم جواب دیگران دوست و فامیل و آشنا رو که مستقیم و غیر مستقیم بهم میرسه چطور بدم ؟

    چون من به لحاظ شخصیتی طوری هستم که حرف دیگران روم تاثیر نداره که من دلزده کنه اما تا چند روز من بسیار ناراحت و عصبی میکنه به طوری که نمیتونم از زندگیم لذت ببرم و کارهام رو به خوبی انجام بدم.

    دوستان راهنماییم کنند که به نظر شما من برخوردم چطور باشه با این اطرافیانم چون نامزدم خصوصیات مثبتی داره که من نسبت به ظاهر بی تفاوت کرده و در خلوت خودم از بودن با او راضی هستم حتی در جامعه هم مشکلی از در کنار هم بودن ندارم .

    ممنون از همگی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۲۸۱۴ بازدید توسط ۲۲۲۷ نفر
    • چهارشنبه ۱۵ آذر ۹۶ - ۱۶:۳۶

    تنها چیزی که تا آخر عمر با منه حسرته

    سلام به همگی
    دوستان میخوام از زندگیم براتون بگم. ازتون میخوام کاری کنید یکم امید به زندگی پیدا کنم و با حرفاتون دلداریم بدید. وگرنه هیچ راهکاری وجود نداره که بخوام از این وضع در بیام.
    تنها چیزی هم که تا اخر عمر باهامه حسرته . باید حسرت همه ارزوهای کوچیک و پیش پا افتاده زندگیم رو با خودم به گور ببرم. خواهر و برادرای عزیزم، برام دعا کنید خدا حداقل بهم صبر بده. از صمیم قلب امیدوارم هر کس مشکلی داره حل بشه و براتون ارزوی خوشبختی دارم.

    بیشتر بخوانید ...

    دیگه نمیکشم، دیگه نمیخوام این زندگی رو ...

    همه چیزمون رو الکی و برای هیچ باختیم

    سهم من از این زندگی فقط کلفتی پدر و مادرم هست

    نمیدونم سرنوشتم چرا اینجوری شد ؟

    سر طبیعی ترین مسائل زندگی جیگرم خونه

    این که یه دختر مجرد خونه بگیره و مستقل بشه بده ؟

    چطور خانوادم رو قانع کنم که سر کار برم ؟

    صبح تا شب توی خونه حسرت زندگی دوستانم رو می خورم

    چرا منو کسی نمیخواد؟ ، این سوال شده عقده

    درد و دل یه دختر دهه شصتی

    یک دخترم که در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم

    دختر 28 ساله ای هستم که دیگه هیچ هدفی ندارم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۲۵۷۱ بازدید توسط ۲۱۲۸ نفر
    • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶ - ۱۸:۳۴

    تا زنده ای زندگی باید کرد

    سلام به همه دوستان

    من مدت زیادی که به خانواده برتر سر میزنم خب اوایل برام تازگی داشت راستش چیزای زیادی یاد گرفتم ولی مدتیه که حس میکنم در جا زدیم یعنی چیز جدیدی از طرف کاربران مطرح نمیشه سوالات اکثرا تکراری هستند هر چند ممکنه فقط عنوان عوض بشه .

    الان جامعه دنبال یه راه جدیده چون یه اندازه کافی مسایل تکراری تجربه شده خب هر کسی که باید نتیجه بگیره گرفته ، به عنوان مثال زندگی متاهلی خب توی جامعه ما یه قوانینی داره اینکه با یه حداقل امکاناتی به همراه خانواده بری خاستگاری و...

    خب ایا این روشی که از سالها پیش جریان داشته چقدر هنوز کارامده یا اینکه اگر کسی نتونست با این چارچوب بسته هماهنگ بشه تکلیفش چیه ؟ خودم به عنوان یه پسر 38 ساله که نتونستم با این معیارها خودمو هماهنگ کنم تکلیف ماها چیه ؟ آیا باید از این دایره زندگی رونده بشیم ؟‌

    تکلیف دخترایی که به سن میانسالی رسیدن و هنوز در حسرت یه ... ایده های زیادی تو ذهنم دارم ولی نمیدونم چقدر میتونه با الگوهای خانواده برتر همخوانی داشته باشه ولی به عنوان قدم اول دوست دارم تو خانواده برتر یه کلوپ راه بیفته برای امثال ما که بیایم راحت تر مسائلمون رو مطرح کنیم و یه راه حل هایی جدیدی فارغ از سنت و مذهب و عرف جامعه براش پیدا کنیم ممنون از همه دوستان .

    تا زنده ای زندگی باید کرد


    مرتبط :

    به خاطر بیکار شدن، زخم زبون های ننه مون هم به غصه هام اضافه شد

    سوال از دهه شصتی هایی که چشم انداز روشنی ندارند

    کی قراره به یه زندگی خوب برسم ؟

    آیا به صلاح دهه شصتی هاست که ازدواج نکنند ؟!

    بخدا منم دوست داشتم ازدواج کنم

    پسری 35 ساله ام، احساس میکنم گم شدم در این دنیا

    تا کی ما دهه شصتی ها باید غصه بخوریم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۷ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۲۸۲ بازدید توسط ۱۰۳۶ نفر
    • دوشنبه ۱۵ آبان ۹۶ - ۱۹:۳۰

    مدتی هست که دلم عاشقی کردن می خواد

    سلام

    چه دنیای دلگیری شده برای ما دهه شصتی ها ، شمای خواننده رو نمیدونم ، ولی من دلگیرم ، دلگیر از تنهایی، دلگیر از بی تعلقی، دلگیر از بی عشقی .

    سن و سال خیلی هامون از عشق های رمانتیک و احساسی گذشته ، ولی یه حسی گوشه دلمون تلنبار شده که نتونستیم خرج کسی کنیم .

    تا این سن کسی نبوده که عاشقم باشه و من رو با همه وجود بخواد کسی نبوده که من هم همین حس رو نسبت بهش داشته باشم .

    بی پرده بگم بچه ها، دلم مدتیه عاشقی کردن میخواد، عشق تو هر سنی عشقه، فقط رنگ و روش فرق میکنه . فقط تعریفمون ازش فرق میکنه، کم سن و سال ها فکر نکنن ما که تا این سن ازدواج نکردیم سنگ بودیم، ما ها خیلی هامون پای سختگیری های خانواده هامون سوختیم.

    عشق میتونه حال آدمو خوب کنه، هزار تا مشکل داریا ، ولی همین که یه پیام صبح بخیر از عزیز دلت رو صفحه گوشیت ببینی حس و حال کل روزت رو عوض میکنه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه) مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مشابه)

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳۳)
    • ۷۴۹۰ بازدید توسط ۵۸۵۷ نفر
    • شنبه ۱۵ مهر ۹۶ - ۱۵:۳۳

    یک دخترم که در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم

    سلام

    دوستان میخوام کمی باهاتون درد و دل کنم نمی دونم از کجا شروع کنم .

    من یک دخترم . در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم . با اینکه شاغلم سعی میکنم به جز کار برای خودم مشغولیت درست کنم که گرفتار گناه نشم . تو خانواده شرایط خوبی ندارم نه اینکه خیلی بد باشه ولی خب در تضعیف روحیه م تاثیر گذاره .

    می خوام یکم از شرایطم بگم ؛

    از بچگی تا چشم باز کردیم دعوای پدر مادر ، بزرگتر که شدیم افسردگی مادر ، بزرگتر از قبل حالا دعوا های پدر فرزندی ، شیطنت های برادرم ، اختلافاتش با پدرم ، تنش ها ادامه داشتن فقط به نوع دیگه ای تبدیل شده بودن .

    دوران تحصیل تو دانشگاه تموم شد ، کنارش فشارهای پدرم برای اشتغال شروع شد . از سر دلسوزی که نمی خوام تو خونه باشی و افسرده شی 4 سال خونه نشینی ادامه داشت چون فقط راضی به کار دولتی بود و مجبور بودم تمام آزمون های بانکی و دولتی رو شرکت کنم.

    4 سال سخت گذشت تا اینکه با وساطت یک آدم خیرخواه تو یه شرکت خصوصی مشغول به کار شدم . مادرم تنها شد . 4 سال همنشینی با من بد عادتش کرده بود . به حضورم به شدت وابسته بود . دوستی نداشت که کنارش باشه ، خانواده پرجمعیتی نیستیم که زیاد اهل رفت و آمد باشیم ، اهل ورزش و مکان های اجتماعی هم نیست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۳۷۰۴ بازدید توسط ۳۱۵۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۶ - ۱۹:۰۶

    دختر 28 ساله ای هستم که دیگه هیچ هدفی ندارم

    سلام...
    دوستان این پست بیشتر جنبه درد و دل داره و یه جورایی شاید راهنمایی واسه تغییر وضعیتم .. پیشاپیش از تک تک تون به خاطر طولانی بودنش عذرخواهم.
    دختری هستم 28 ساله از یک شهرستان کوچیک ، فوق لیسانس رشته مهندسی و ظاهر مناسب و اخلاق عالی ( البته از نطر بقیه ) ، از اون دخترایی که از درون افسرده ان اما ظاهرشون اصلا اینو نشون نمیده .
    خواهرها و برادرهام ، همه دنبال زندگی خودشون هستند و یه جورایی خیلی تنهام . دوران دانشگاه همیشه خوابگاه بودم و دوستانم هم معمولا واسه همون دوران بودن و الان رابطه انچنانی با کسی ندارم  .
    دوستان مشکل من این دیگه هیچ هدفی ندارم از دوران دبیرستان هدفم درس و اینده بهتر بود و همه تلاشم هم کردم... کنکور سراسری رتبه 7 کنکور زبان اوردم و کنکور ریاضی هم رتبه سه رقمی... تو بهترین دانشگاه ها کارشناسی و ارشدم خوندم و برگشتم شهرمون وقتی دانشگاه بودم همه چیز خوب بود و کار و درامد خوبی داشتم اما بعد فارغ التحصیلی دلم راضی نشد که مادرم تنها باشه برگشتم شهرمون و دنبال کارو بالاخره تو یک کارخونه رفتم سرکار اما چه کاری ( بسته بندی) ولی از بیکاری بهتر بود یک سال رفتم ...

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۵۴۶۵ بازدید توسط ۴۳۹۲ نفر
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۵۲

    چجوری بگم خدا جون غلط کردم ، بگذر ازم ؟

    سلام
    میخوام از گذشتم بگم که باعث گیر افتادن تو برزخ الانه . پونزده سال پیش که مادرم فوت کرد خیلی تنها شدم پدرم و دو تا برادرام خیلی دیکتاتور بودن و هستن . دو سال بعد فوت مادرم برادرم ازدواج کرد و زنشو اورد تو خونه که با ما زندگی کنه .
    از همون اول فهمیدم طرف فتنه است یه افریته به تمام معنا . اصلا باهام نمیساخت اونقدر اذیتم کرد که فکر فرار از خونه میزد به سرم منم دیدن محبت روش اثر نداره شدم مثل خودش جنگ اعصاب داشتیم برادر دومیم سرباز بود پدرمم دنبال عیاشی و خوشگدرونی هاش .
    دانشگاه قبول نمیشدم افسرده بودم قیافم زشته ، قبلا خیلی چاق بودم و مسخره میشدم خواستگارم نداشتم اجازه کار نداشتم اینارو میگم که بدونید چرا اینقدر بد شدم .
    خلاصه بعد دو سال داداشم معتاد شد قبل ازدواجم مشروب خور بود ولی انداخت گردن من که تو باعث شدی با دعواهات اعصابمو بهم ریختی معتاد شدم . داداش دومیم که سربازیش تموم شد کار میکرد من بابام پولی بهم نمیداد از اون کش میرفتم بعد یه سال گفتش مرغ فروشی سود نداره گذاشت کنار و افتاد تو کار قاچاق و خلاف .
    البته بگم قبلا خیلی شر بود و چاقو کشی و ولگردی با رفیقای ناجور کارش بود الان من سی سالمه بدبخت و تنهام همش میگم خدا چوب کارای گذشتمو میزنه که اینجوری شدم .
    داداشام معتاد و بدبختن ، بزرگه طلاق گرفته صد بار خوابوندیمشون کمپ ترک نکردن یعنی تا اخر عمرم بدبخت میمونم .
    همش میگم من اینا رو بدبخت کردم پس تا وقتی اینا بدبختن خدا منو نمیبخشه . چجوری بهش بگم خدا جون غلط کردم بگذر ازم ؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۲۸۲۹ بازدید توسط ۲۱۷۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ تیر ۹۶ - ۱۸:۵۷

    آیا به صلاح دهه شصتی هاست که ازدواج نکنند ؟!

    سلام دوستان

    من دختری بالای 30 هستم و نتونستم ازدواج کنم. شرایط خوبی دارم و تا حالا هم با پسری نبودم. یه سوالی هست که ذهنمو مشغول کرده خواستم شمام نظر بدین شاید بهتر بتونم کنار بیام .

    سوالم اینه ؛

    آیا این که ما میگیم قسمت نشده مصلحت نبود آزمایش الهیه آیا فقط بصورت عمده برای دهه 60 و اواخر 50 هست ؟ بحثم دهه نیستا بازم نیاید بگید ولی میگم بیشتر تو این دهه با مشکل مواجه ان... ایا واقعا قسمته ؟ حکمته؟ صلاحه ؟ یا ما خودمونو گول میزنیم.

    گاهی بعضیا صبر میکنن و مثلا 28 ازدواج میکنن خب ادم میگه تاخیر ولی دختر 34 ساله 37 ساله و 40 ساله اخه دیگه شورش در اومده.. پس کی مادر شه؟ گاهی میگم دهه 70 یعنی صلاحشون به زود رفته فقط ما صلاحمون به موندنه ؟ نمیدونم از تنهایی و فشار چه فکرا که نمیکنم..

    من همه راهها رو رفتم نشد.. دوستای متاهلم میگن قسمته یهو همه چیز جور میشه ولی این جور شدن هیچ موقع در مورد من تا حالا رخ نداده؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۷ مطلب مشابه) مسائل دختران دهه شصتی (۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۴)
    • ۷۸۹۵ بازدید توسط ۶۴۹۱ نفر
    • دوشنبه ۱۲ تیر ۹۶ - ۲۱:۱۱

    در بهترین سالهای زندگیم تنهام

    سلام
    من دختری 32 سال تمام هستم. خواهرهای کوچکم رفتن . چند روز قبل توهینی نبود که پدرم بهم نکنه بابت بی شوهری... خواستگار زیاد بوده ولی اصلا پیش نمیره و گاهی احساس میکنم جور نمیشه و خدا نمیخواد.

    محجبه ام اما شیک پوشم. تحصیلات عالیه دارم کار خوب درامد یه خونه کوچیک ظاهرم بی بیه .  طوری که حتی همکارام فکر میکنن 25 سالمه حالا بیرونیا که فکر میکنن تازه میرم دانشگاه. سعی میکنم به پدر مادرم برسم ولی خونمون توش ذره ای محبت و ارامش نیست میدون جنگه.

    خدا رو شاکرم نمیدونم چرا دعای ازدواجم نگرفته و در بهترین سالهای زندگیم تنهام. نگید پول و فلان من یکیو میخوام بهم بخوره. خاستگار دکتر و پولدارم داشتم اما شعور نداشتن. دلم میخواد عین یه معجزه زندگیم با کسی که دوستش دارم عوص شه ،عوض این همه سال سختی ، سرکوب نیازا و رفتن خواهران کوچکتر  و عذابی که خانوادم دادن.. تو رو خدا بیاید برای همه دعا کنیم برای من دخترم که از همه دنیا بریدم تو این ماه عزیز دعا کنید ان شالله به حرمت دل پاک شما بلکه راحت شم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴۶)
    • ۵۳۵۰ بازدید توسط ۴۰۶۷ نفر
    • جمعه ۱۹ خرداد ۹۶ - ۲۳:۴۷

    چطور برم تو زندگی مردی که زن مرحومش خوشگل بوده؟ مقایسه نمیشم ؟

    سلام

    وقتی یه دختر در آستانه سی سالگیه  و چهره جالبی نداره تازه با آرایش قیافش معمولی و قابل تحمل میشه ، خانواده نابسامانی داره و براش خواستگار بیوه چهل ساله با یه بچه میاد که وضعش خوبه ، اون دختر با چه اعتماد به نفسی بره تو زندگی مردی که زن مرحومش خوشگل بوده ؟ چه جوری برا شوهرش دلبری کنه وقتی میدونه مقایسه میشه و بازنده ست ؟ چکار باید بکنه ؟ کسانی که تجربه دارن لطفا راه حل بدن

    ممنون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۲۴۶۵ بازدید توسط ۲۱۴۴ نفر
    • چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۶ - ۲۲:۴۳

    نمیدونم چرا پسرای فامیل هم منو نخواستن ؟

    سلام

    من یه دختری هستم که دلم میخواد به حرفم گوش بدین و واقعا بدون شعار جوابمو بدین. 32 سالمه تا ارشد خوندم و هنرای مفیدی دارم. تا بوده همه گفتن مظلومه و بی آزار و ... . سرمو گرم کردم با تدریس و با شاگردام با وجود جدیت رابطه احساسی خوبی رو برقرار کردم .

    تو دانشگاه با وجود رعایت حجابم با پسرا هم در ارتباط بودم و اینطور نبود که به همه بی محلی کنم. حتی یکی از همکلاسی های پسرم از حیام تعریف کرد و ...

    اما با وجود این ها خواستگار ندارم. تازه دیروز یه خواستگار پنجاه و خورده ساله زنگ زد . اشکم در اومد که چطور تونستن این جسارتو بکنن.

    پدرم در مورد رفتار با نامحرم و ... سخت گیرن . من قبول دارم که هر چی مرد و زن با هم برخورد نداشته باشن مفاسد کمتر هست اما  آیا من که تا دبیرستان کاملا در منگنه بودم و حالا هم محدودیت هایی رو دارم ،برنده شدن؟ خوبه یه دختری مثل من با تمام نیاز عاطفی تو خونه بمونه و مجرد بمونه؟ نمیدونم خودمم چرا پسرای فامیل هم منو نخواستن ؟

    خودم میگم شاید به دلیل سبزه بودنمه. اما مطمئن هستم این دلیل نیست چون دخترای زیادی رو میشناسم که  سبزه هستند و ازدواح کردند حتی با شوهر هاس سفید و ... .

    چند وقت پیش یه بنده خدا بدون اینکه حواسش باشه من مجردم گفت بعضی پشت سر فلانی که مجردن میگن  ترشیده و ... . از چند سال پیش به دو تا واسطه سپردیم اما بی فایده بود .

    یعنی میخوام بگم من راه های مختلفو رفتم .دیگه چرا جواب نگرفتم دیگه بچه نیستم اینجا دخترای 18 ساله پیام میذارن که ازدواج میکنن و خواستگار دارن و... اما من هیچ. مدتی از قانون جذب مدتی از دعا... اما ...

    در محل کارم نمیتونم اعتراض بکنم نسبت به مسائل چون فورا پشت سرم میگن گند اخلاقه و ... . مونده و ... عقده ای و ...

    لطفا قلبا برام یه راه حل مناسب پیشنهاد بدین و حرفاهای تکراری رو نگین.

    ممنونم عزیزان


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۵)
    • ۳۷۹۵ بازدید توسط ۳۰۱۱ نفر
    • سه شنبه ۲ خرداد ۹۶ - ۲۳:۳۴

    خواستگارم برای ازدواج با من سه شرط گذاشته !

    سلام

    من دختری 30 ساله، فارغ التحصیل دوره ی دکتری و شاغل در یکی از ارگان های دولتی هستم. مدتی قبل خواستگاری داشتم، 31 ساله، فوق لیسانس و کارمند یکی از ادارات دولتی. شرایط را سنجیدم و چون دیدم تشابهات نسبی ای از لحاظ فرهنگی، خانوادگی و محل زندگی و ... با هم داریم، مراحل آشنایی را با نظارت خانواده ها شروع کردیم. من با همه ی شرایط و خواسته های مالی ایشان کنار آمدم و قبول کردم که با یک مهریه ی معمول و رو به کم ( 110 سکه) و عقد و عروسی و خریدهای مختصر، ازدواج کنیم.

    در این مدت وقتی دیدم در بعضی امور جزیی تردید دارد، دو بار خواستم کمی سریعتر تکلیف رابطه را مشخص کنیم ولی ایشان فکر می کرد من فقط دنبال ازدواجم. مدتی بعد ایشان از من خواست که کاری را که مدت ها برای داشتنش تلاش کرده بودم و به صورت پاره وقت بود، رها کنم ( با درآمد خیلی کم و حدود 7 ساعت در هفته وقتم را می گرفت) و فقط به کار اصلیم بپردازم، در حالی که می دانست این کار پاره وقت را از کار اصلیم بیشتر دوست دارم و باعث می شود احساس رضایت از زندگیم داشته باشم.

    وقتی به ایشان گفتم با این شرایط من کنار بیاید چون خواسته ی قلبی ای غیر از این ندارم و این دلخوشی، خوشحالم می کند، گفتند بین من و این کار یکی را انتخاب کن. تا اینکه مباحث مالی پیش آمد و ایشون گفتند حقوق هر دو روی هم هر چند شد، خرج زندگی می کنیم و هر چه باقی ماند در حساب من پس انداز می شود و نهایتا خریدی هم داشتیم ( زمین، خونه و ماشین)، شراکتی ثبت می کنیم و خواستند که این توافقات را در عقدنامه ذکر کنیم  و تعهد بدهم حتی اگر حقوقم بیشتر هم شد به این شرایط پایبند بمانم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۷۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱۵)
    • ۵۳۹۹ بازدید توسط ۴۲۹۹ نفر
    • پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۲

    چطور به خانوادم بگم که در سایت همسریابی با خواستگارم آشنا شدم

    با سلام و احترام

    دختری بالای 30 سال هستم که با پسری مجرد و بالای 40 سال آشنا شدم . اختلاف سنی ما بالای 10 سال هست البته محل اشنایی ما سایت همسریابی بوده  . پسند و صحبت های اولیه شده و حتی این اقا به خانواده خودشون  نحوه ی اشنایی رو گفتن و معتقدا اصلا نمیتونن دروغ بگن اما من با توجه به اینکه در خانواده سنتی بزرگ شدم و قطعا میدونم خانواده من این روش اشنایی رو نمیپذیرن نمیدونم چکار میتونم بکنم .

    چرا که میدونم  اطلاع از نحوه اشنایی صرفا پسر میتونه عواقب بدی داشته باشه و نگرانی من هم همین هست  و به قدری سر این موضوع استرس و اضطراب دارم که اصلا نمیتونیم به مقوله شناخت بپردازم و حتی ایشون تمایل به دیدار دیگری دارن ( دیدار ما در مکان عمومی هست ) اما من معتقدم ادامه اشنایی باید با اطلاع خانواده من باشه  .

    خودشون خیلی تمایل دارن و حتی راهکار به من دادن برای گفتن موضوع اما من اشنایی در سایت رو به دلیل نوع فرهنگ خانوادگی نمیتونم مطرح کنم تمنا دارم راهنمایی بفرمایید که من با وجود این مشکل به ارتباط ادامه بدم یا خیر .


    بیشتر بخوانید ...

    نظر شما در مورد موسسات همسریابی

    دلایل عدم استقبال مناسب از سایت های همسریابی

    میخوام برای ازدواجم در سایت های همسریابی عضو بشم

    با پسری به قصد ازدواج در سایت همسریابی آشنا شدم

    معرفی مراکز مشاوره و همسریابی معتبر


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۲۳۲۸ بازدید توسط ۱۷۴۵ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۰

    همه چیزمون رو الکی و برای هیچ باختیم

    سلام

    سوال بی جوابی دارم که نمیدونم کی و چطور میتونه حلش کنه. وقتی به خودم و دوستام و عمری که بیهوده از ما گذشته ، نگاه میکنم اشک تو چشام میاد و قلبم درد میگیره.  کی میخواد جواب عمر از دست رفته ما و اینده مبهم ما رو بده ؟ گناه ما این وسط چی بوده که باید این همه عذاب و سختی رو تحمل کنیم؟

    ماهایی که دوران بچگیمون هر خانواده پنج شش تا بچه قد و نیم قد داشت ، شهرستانی ها معمولا پدرهامون شهر غربت کار میکرد سه چهار ماه یکبار میدیدیمش، با نداری و مشقت بزرگ شدیم، با همون نداری مدرسه مون رو عالی تموم کردیم ، وارد دانشگاه که شدیم میدونستیم عشق و عاشقی مال بچه پولدارهاست سرمونو انداختیم پایین به امید تحصیل و بعد کار و بعد ازدواج تا ارشد و دکتری پیش رفتیم، همه خوشی ها رو رو خودمون بستیم و از نظر عاطفی و حتی جنسی به خودمون بارها و بارها نه گفتیم، الان چی داریم؟

    کار؟ ، زندگی؟ ، همسر؟ ، بچه؟ ، خونه و ملک و سرمایه؟

    با شغلی که دو ریال ارزش نداره ، قراردادی، امروز هست فردا نیست، درامدی که کفاف ده روز از سی روز رو نمیده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۱ مطلب مشابه) مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۷)
    • ۴۵۳۰ بازدید توسط ۳۷۴۲ نفر
    • جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۰

    این که یه دختر مجرد خونه بگیره و مستقل بشه بده ؟

    سلام دوستان

    من دختریی هستم که شرایط ازدواج رو ندارم یعنی اینکه سنم رفته بالا حالا من همیشه باید حرفای مردم رو تحمل کنم دختر ... و غیره ... و خسته شدم از حرفای مردم که عادت دارن تو کار ملت فضولی کنن .

    منشا اونم فقط زن جماعته . اینایی که گفتم فقط مشکلاتی که بود برام پیش اومد که هر وقت بهم میگن دختر ... عذاب میکشم و تحملش واقعا برام سخته و حالا خونوادم برام نگران شدن که ما تا ابد زنده نیستیم رو سرت .

    من راستش تصمیم گرفتم خونه کرایه کنم توش زندگی کنم تا بعدا خیالشون راحت باشه تا اینو به مامانم گفتم وای خاک بر سرم شد برین قرص فشارمو بیارین الان فشار خونم میره بالا من به مادرم گفتم مامان فک کردی این تصمیم گرفتن خونه برام راحته ؟نه راحت نیست . میدونم مردم حرف در میارن ولی من باید به فکر اینده خودم باشم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۷۷ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۲)
    • ۳۹۷۷ بازدید توسط ۳۱۴۳ نفر
    • سه شنبه ۱۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۰

    یکی پیله کرده که چرا تا حالا ازدواج نکردی، چی بهش بگم ؟

    سلام
    دوستان من 33 ساله و مجردم. دخترم.. تو رو خدا از حرفای بیجا و نصیحتای بیجاتر فامیل و دوست و همکار خسته شدم.. هر بار رو خودم کار میکنم یکی میاد و بهمم میریزه .
    اون روز یه همکارم که تازه ادم محترمیه اومده میگه ازدواج خوبه و فلان و ... هی میگه چرا ازدواج نکردی انقدر اصرار کرد تا چند تا مثال اوردم و خیلیا که نیومده میرن و اینا رم روم نشد بگم .
    قبول کرد که درست میگی بعد برگشته میگه اگر یه مورد خوب باشه چی ؟ بعد اصرار اصرار گفتم باشه بعد این اقا ول کرد رفت .. انگار منو احساساتمو مسخره کرده.. چند بار مواردی پیش اومده برگشته میگم من برای شما یکیو پیدا کنم 2 ساله ..هی میاد میگه پسر خوب زیاده و ... تا مدتی هی میگفت عروس خانوم .. حالا بعد یه مدت اومده هی دلسوزی با معنی و بی معنی داره برگشته میگه تو باید تا حالا 1 بچم میاوردی...
    منم محترمانه بهش گفتم که تا حالا من تو زندگیتون دخالت کردم و نظر دادم که شما میگی... گفت منظوری نداشتم.. از اون روز هی میاد میگه خب با مادرت زندگی میکنی تو ازدواج نکردی و حرفای نا امید کننده که انگار اصلا امیدی به ازدواجم نیست...
    برگشته میگه اگر حالا ان شاء الله خدا خواست و ازدواج کردی فلان یا خدا رو چه دیدی شاید توام متاهل شدی یا حرفای اینطوری ...
    خستم کرده.. حالا این یه نمونه بود.. چرا ادما دست خیر ندارن بع خودشون اجازه میدن هی نظر بدن تو زندگی بقیه.. هی نصیحت خرکی کنن.. یکی نیست بگه شما به جای این همه نصیحت و حرف بیخود خب 2 تا از فامیل و دوستت رو معرفی کن..
    تو رو خدا یکی بگه من چی بگم بهش ...

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۲)
    • ۴۸۹۷ بازدید توسط ۴۰۴۲ نفر
    • دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ - ۲۱:۵۰

    سر طبیعی ترین مسائل زندگی جیگرم خونه

    سلام
    از کاربرای وبلاگم ... این روزا خیلی کلافه و عصبی شدم ،‌ به ساده ترین مسئله ای منفجر میشم ،‌خسته شدم راستش!
    دخترم و نزدیک 30 سالم داره میشه . خیلی سال سعی کردم خوشبین باشم تلاش کنم راه های مختلف رو امتحان کنم برای اینکه تو زندگیم اتفاقای مثبت بیفته یا زمینه ساز اتفاقای مثبت بشم .
    دریغ از یه مورد که اتفاق بیفته . الان تو این سن طبیعی ترین نیازم ازدواجه . خبری از خواستگار نیست نه معرفی ای نه دیده شدن جایی . خانواده مو که نمیتونم عوض کنم , فامیل آشنا .
    خب وقتی معرفی نمیکنن یا نمیتونن یا هر چی من چیکار کنم ؟ برم یقه شونو بچسبم بگم چی ؟ خودمم چه کاری ازم بر میاد به عنوان یه دختر ؟ از اون ور سال ها درس خوندم شاگرد اول بودم مردانه برا درسم تلاش کردم الان بیکارم !
    تو یه شرکت بودم که بابت شرایط اقتصادی درش تخته شد ... از یه طرف میگم منه دختر برا چی باید انقدر استرس و فشار کار روم باشه مگه بناست خرج زن و بچه بدم ؟ از اون ور میبینم اوقاتم به روزمرگی میره ، از اون ورم ازدواجو که ندارم پس از کجا بناست تامین مالی بشم ؟ اینهمه درس خوندن و تلاشم چی ؟ از اون ور گاهی انقدر اشتیاق و احساس نیاز به ازدواج دارم که همه چی تعطیل میشه , یکم میگذره میبینم نخیر من تنهام... میشه یه حس تنفر از مرد و تصور بی میلی .

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۷۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۲۶۱۵ بازدید توسط ۲۱۸۶ نفر
    • يكشنبه ۸ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۵

    مشکل ناامیدی و کمبود اعتماد بنفس دارم

    سلام

    دختری هستم 30 ساله و مجرد ، که مشکل ناامیدی و کمبود اعتماد بنفس دارم . طوری شده که بخاطر این ناامیدی اخیرا دچار مشکلات جسمی هم شدم مثل بی اشتهایی و تپش قلب و اضطراب .

    هر روز واسم تکراری و مسخره س. فکر میکنم ادم مفیدی نیستم و روزا و شبای زندگیم به تکرار افتاده . انگیزه زیادی برای بهتر شدن شرایطم دارم اما ته همه چی میخورم به بی پولی و اینکه هر کاری رو میخوام شروع کنم نتیجه میگیرم که پولشو ندارم پس بی خیال.

    لیسانس گرفتم اما تا بحال شغلی که به دردم بخوره برام پیدا نشده ، کار هست اما کار سخت با دستمزد ناچیز 100-200 تومن!! مدتی به فکر کسب و کار خونگی افتادم اما اونم برای شروع احتیاج به سرمایه داره که من ندارم. یه مورد رو شروع کردم اونم به شکست خوردم.

    فکر ورزش کردن و اسم نویسی تو باشگاه و فلان کلاس هنری کردم اما شهریه ش زیاده و نمیتونم از پسش بربیام. پدر بیچاره م هم یه کارگر ساده س که از بد روزگار کارفرماش حقوق ناچیز ماهیانه مون رو هم یه خط در میون میده. هر چی زحمت میکشه خرج شکممون میشه و چیزی واسمون نمیمونه که من باهاش بخوام به تفریحاتو سرگرمیام برسم تا یه کم از این ناامیدی و پوچی و ... کم بشه.

    خیلی خسته ام از این وضعیت، فامیل و دوست و آشنا هم تا منو می بینن میپرسن که بیکاری؟ شوهر نکردی؟ همش تو خونه ای؟ اونا از شرایط من مطلع نیستن نمیدونن که تو خونمون چه اوضاعیه حتی یه روزا پول نون خالی هم نداریم بدیم. اونوقت فکر میکنن من از سر تنبلی همش نشستم تو خونه و نمیخوام یه تکونی به خودم بدم.

    واقعیتش بیشتر بخاطر حرف مردمه که اینجوری داغون شدم و ناامید. شبها دو ساعت باید توی رختخواب فکرای جور واجور کنم تا بلکه خوابم ببره فکر و خیال دست از سرم بر نمیداره.

    همش دارم از تو خودمو میخورم که آره من مشکل دارم .من ادم بدرد نخوری ام .من سربارم . اگه دختر خوبی بودم تا الان شوهر کرده بودم . اگه خوب بودم خدا یه راهی جلوی پام میذاشت. اگه خوب بودم تا الان ازدواج کرده بودم و...هزارررررر تا فکر دیگه.

    خواهش میکنم کمکم کنید خسته ام.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۷۷ مطلب مشابه) جهت اطلاع مسئولین (۱۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۸۳۹ بازدید توسط ۱۴۹۰ نفر
    • دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵ - ۲۱:۰۰

    نمیدونم سرنوشتم چرا اینجوری شد ؟

    با سلام

    من یه مشکلی دارم خواهش میکنم تا آخر بخونید و بعد جوابمو بدین. و یه نکته اینکه خودم میدونم اشتباه کردم لطفا سرزنشم نکنید خودم داغونم.

    من یه دختر 36 ساله ام امسال دی ماه 36 سالم تموم شده و عید که سال جدید بشه دیگه بعنوان یه دختر 37 ساله شناخته میشم. از یه خانواده سطح بالا و خیلی خوب ولی اشتباهات خودم باعث شد تا به این سن ازدواج نکنم و خانواده ام هم با خیلی بابت من زجرها کشیدن.

    از لحاظ چهره و زیبایی در سطح خوبی هستم یعنی بودم الان که سنم کمی بالا رفته چروک های ریزی دور چشم و پیشانیم جمع شده که بیشتر هم بابت گریه های فراوانمه. اخه دختری به زیبایی و خانواده داری و کدبانویی ( همه نوع اشپزی، هنر و... دارم ولی بدون استفاده متاسفانه ) چرا باید تا این سن تنها بمونه.

    خسته شدم از زندگی گاهی دلم فقط مرگ میخواد. با دیدن پدر و مادر پیرم و خواهر برادرام که همه خانواده دار و بچه دار هستن با دیدن دوستای متاهلم میگم خدایا مگه من چی کم داشتم چرا زندگی من اینجوری شد چرا شدم مایه زجر کشیدن پدر و مادر پیر و برادرام ... ؟

    بذارید از اولین خواستگاری براتون بگم تقریبا دوم راهنمایی بودم که شاید هم کوچکتر که زمزمه های زن های همسایه رو برای پسراشون میشنیدم و انقد به خودم مغرور بودم که بعد رفتنشون یه دعوای حسابی با مادرم کردم. نمیخوام از تعداد خواستگارام و غرور بیجای خودم بگم ولی وقتی به گذشته برمیگردم و اونهمه خواستگار خوبی که داشتم و از نظر رد میکنم واقعا حسرت میخورم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۸)
    • ۵۸۹۳ بازدید توسط ۴۷۹۲ نفر
    • يكشنبه ۱۷ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۰

    شاید تقدیرم این بوده که مهر خواستگارام به دلم نشینه

    سلام

    من یه دختر مجردم ، سی و پنج سالگی را تازه شروع کردم ، نه این که خواستگار نداشتم به خاطر این مجرد موندم که علاقه ای به خواستگارهام نداشتم .

    شاید هم تقدیر من بوده که مهر اون بنده خداها به دلم ننشست ، ظاهر معمولی و اندام خیلی خوب و زیبایی حدود شصت درصد . خانواده ای متدین و متوسط ، خودم هم تحصیلات دانشگاهی دارم البته اینو بگم که سه سال پیش یه ازدواج ناموفق داشتم که خدا را شکر تو دوران عقد ختم به خیر شد و جدا شدم .

    ولی چند مدته که خیلی ناامید شدم ، احساس میکنم من هم شدم جز مجردهای قطعی جامعه ام .

    حالا از شما خواهش میکنم به من بگید ایا کسی بوده که شرایط سنی و زندگی منو داشته ولی با این وجود باز ازدواج کرده ؟ خواهش میکنم با نظرات مفیدتون دید منو به زندگی عوض کنید


    بیشتر بخوانید ...

    27 ساله شدم، دلم می خواد یک مرد کنارم باشه

    در 53 سالگی هنوز مجردی رو تجربه می کنم

    صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده

    مدتی هست که دلم عاشقی کردن می خواد

    همه چیزمون رو الکی و برای هیچ باختیم

    سی و دو سالمه ، آیا شانسی دارم که یه خواستگار هم سطح سراغم بیاد ؟

    همیشه درس برام مهمتر از ازدواج بود ولی ...

    دختری 37 ساله و مجردم، نمیدونم سرنوشتم چرا اینجوری شد ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۴)
    • ۲۰۳۹ بازدید توسط ۱۷۱۴ نفر
    • پنجشنبه ۱۴ بهمن ۹۵ - ۲۳:۰۰

    یه همسایه داریم که تا حالا 2 خواستگارم رو پشیمون کرده

    سلام

    الان که دارم این متنو مینویسم ساعت سه نیمه شبه ، فکرم داغونه خوابم نبرد اومدم که از شما کمک بگیرم . من بین سی تا سی و چهار سنمه ، خواستگاری داشتم اوایل هفته گذشته که بوسیله یک رابط معرفی شدن و اومدن خونمون همو دیدیم البته مادر ندارند و با خواهرش اومده بود و چون از همسایمون که خودشونم میشناختن تحقیق کردن و اون شبم گفتن که خیلی تعریف شنیدیم . ایشان قبلا ازدواج کردن و دوران عقد جدا شدن .

    از هر نظر من برتری داشتم جز سنم که یک سال ازش بزرگتر بودم ، در ضمن شاغلم و یه ماشین صفر هم دارم . سخت گیری نکردم و ظاهری قبول کردم ایشونم رفتن و به رابط گفتن یک هفته بعد میان که با هم حرفامونو بزنیم . دو روز گذشت و دیروز رابط زنگ زد و گفت اون آقا گفتن که یه نفر دیگه در مورد من گفتن که خیلی بد خلق و لجبازه ، دقیقا ما یک همسایه ( آقای مغازه دار ) داریم که فامیل نزدیک زن داداش سابق بنده هست و همسایه همون رابط .

    قبلا هم یکی از خواستگارارو پشیمون کرد. این آقا قبلا هم کارایی کردن و به گوش ما رسیده . تمام اتفاقات منزل مثلا بیماری پدرم و باردار شدن زن داداش جدیدمو به خانواده زن داداش سابقم گزارش داد و خبرش دوباره به ما رسید . خواستگار کوته فکر من هم با شنیدن این حرفا پا پس کشید و به جای اینکه رای به اکثریت بده و سبک سنگین کنه به حرف این آقا توجه کرد. ( احتمالا ادمی بود زود قضاوت میکنه و همچنین دهن بین )
    با این اتفاقات ، خواهشا بگید من چیکار کنم ، من چه جوری میتونم ازدواج کنم. ازتون خیلی ممنونم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۵ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه) منصرف شدن خواستگار (۱۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۲۱۶۱ بازدید توسط ۱۵۷۲ نفر
    • پنجشنبه ۱۴ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    تو هر جمع و گروهی میرم تنهام

    سلام

    بعد سه ماه دوباره اومدم اینجا در حالیکه گریه امون مو بریده . من بالای سی سال سن دارم. نه کار مناسب و نه درامد انچنانی و در استانه بیکاری هستم.

    سالها با رنج و ناراحتی روحی مادرم و جنگ های تو خونه سپری شد با وجود تحصیلات و اینکه دوره ما دوستی و ... عادی نبود هیچ خواستگار رسمی هم نداشتم، ازدواج نکردم. این همه سال با خدا حرف زدم به قول مشاورا تو اجتماع رفتم ورزش ،کلاس ، مسافرت و ... ولی هیچ گشایشی تو ازدواج من نشد.

    دیگه از تنهایی خسته شدم واقعا گریه نمیذاره درست بنویسم. دلم خونه ... چرا انقدر دخترها رو بر اساس رفتار پدر مادراشون قضاوت میکنن ؟ چرا انقد به حرف همسایه ها گوش میدن و راحت دختر سختکوش و با خدا رو بخاطر نداشتن ظاهر یا پول یا خانواده مناسب خط میزنن ؟!

    چرا آدم ها انقدر بی رحمن! شاید دختری مثل من نتونه با مردی دوست یا اشنا بشه دلیل نداره حالا که بیکار و بی پوله انقدر تو جامعه سرکوفت بشنوه ، انقدر تحقیر یشه. همه دوستانم ازدواج کردن دیگه دوست همسن و سالی ندارم واقعا تو هر جمع و گروهی میرم تنهام .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۱۱۲ بازدید توسط ۹۴۶ نفر
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    از خواستگار 41 ساله ام چی بپرسم ؟

    با سلام

    من به راهنمایی دوستان خیلی احتیاج دارم.

    دختری هستم 31 ساله خواستگاری دارم 41 ساله. خواستگارم دلیل این که تا حالا ازدواج نکرده را این طور عنوان می کنه که دختری را می خواسته و چون منجر به ازدواج نشده دیگه قید ازدواج را زده. یه سری دغدغه دارم راجع به این ازدواج دارم خواهش می کنم بهم کمک کنید.

    من دختری هستم که مسائل جنسی برام مهمه آیا اینقدر اختلاف سن مشکل ساز نمی شه؟
    آیا کسی که دختری را می خواسته و منجر به ازدواج نشده دچار مشکلات روحی نشده با توجه به این که  سن زیادی از ایشون می گذره.

    هر نکته ای که به نظرتون می رسه که من از این آقا بپرسم تا ابهاماتم برطرف بشه بگید .

    ممنون می شم راهنمایی ام کنید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۶۶۰ بازدید توسط ۱۴۴۰ نفر
    • سه شنبه ۳۰ شهریور ۹۵ - ۲۲:۳۵

    من با یک مادر افسرده بزرگ شدم، 35 سالمه و مجردم

    سلام

    من با یک مادر افسرده بزرگ شدم 35 سالمه و مجردم . فرزند اول خانواده هستم و مسئولیت های زیادی رو به دوش کشیدم.

    سعی کردم با تحصیلات عالیه ایندمو بسازم ولی با وجود درسخون بودن و دولتی خوندن در واقعیت بیکارم .

    تمام جوونی من صرف نگهداری و کنترل خانوادم گذشت وقتی اونا بهتر شدن خودم در اوج جوونی زمین خوردمو افسردگی گرفتم.

    دوست دارم ازدواج کنم ولی مادرم اجازه خواستگاری کسی رو نمیده از نظرش کسی در شان من نیس چون تحصیلات دارم ...
    همینطور بخاطر مشکل روحی مادرم تو در و همسایه انگشت نما هستیم تا جایی که بارها به خود من تذکر دادن بخاطر رفتار مادرت فلان خواستگارت جلو نیومد ( کاملا در جریان بودم )  وقتی از پدرم میخوام از اینجا بریم حرفامو قبول نمیکنه وقتی از مادرم میخوام مراقب رفتارای اجتماعیش باشه واقعا کسی تو همسایه نمونده باهاش یه مدت قهر نبوده باشه میگه دیگران مشکل دارن نه من ...

    واقعا از تنهایی رنج میبرم دیگه باورم شده بدبختم همه موقعیت هامو از دست دادم . حتی وساطت بزرگترهای فامیل کمکی بهم نکرد . مشاور هم رفتم ازم خواست جدا از خانواده زندگی کنم ولی شرایط مالی ندارم . بخدا کلافه ام راهی پیش پام نیست .

    اینم بگم ارتباط خوبی در گذشته با خدا داشتم که تصمیم گرفتم ازش دور شم..همیشه راه حل مشکلاتم تو قران و نماز میگشتم . وقتی بی عدالتی تو جامعه میبینم وضعیت خودمو با همه زحمت هام دلسوزی کردن هام ... رو میبینم ..حتی پس اندازم پنهانی در اختیارشون میذاشتم وضع مالیشون بهتر شه . باورم نمیشه تو این سن و سال تو این نقطه ایستادم .

    در حال حاضر مشکل روحیم رفع شده ولی دچار بیماری شدم که تنها راهش جراحیه باورم نمیشه خدا با من اینکارو میکنه .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۲۰۷۷ بازدید توسط ۱۵۳۶ نفر
    • جمعه ۱۲ شهریور ۹۵ - ۱۴:۲۹

    نگرانم که نتونم پاسخگوی نیاز جنسی شوهر آیندم باشم

    سلام دوستان

    من یه مشکلی دارم که خیلی نگرانم. اینکه وقتی نظرات رو میخونم که دختر و پسرهای مجرد میان از نیاز جنسیشون میگن بیتشر نگرانم میکنه.

    من 30 سالمه تا قبل از 27 سالگی هیچ حس جنسی نداشتم تا اینکه سه سال به یه نفر علاقه مند شدم و اون موقع بود که این نیاز رو حس کردم . اونم تو مواقعی خاص مثلا دو هفته بعد از پریودم.

    و بعد از فراموش کردن علاقه ام به اون شخص دوباره کاملا سرد شدم. منم دلم میخواد مثل خیلیا اون حس رو داشته باشم تا بتونم از همسر اینده ام لذت ببرم. خیلی نگرانم که نکنه این حس همیشگی باشه و نتونم پاسخگوی نیاز همسرم باشم یا اینکه خودم ارضا نشم. ایا واقعا من مشکل دارم؟

    و این مشکلم قابل حل هست؟ کسی از شما اینجوری بوده که با ازدواج تغییر کرده باشه نیازش؟ چه راه حلی وجود داره واسه حل این مشکل؟

    پیشاپیش از راهنمایی همگی ممنونم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۹۲۹ بازدید توسط ۱۵۶۵ نفر
    • دوشنبه ۱۴ تیر ۹۵ - ۲۲:۳۲

    دوستام بهم میگن همون بهتر که مجرد بمونم

    سلام

    من 37 سال دارم و مجرد هستم خیلی دلم میخواد که ازدواج کنم واقعا احساس میکنم نیاز به یه دوست و همراه توی زندگی دارم خوشبختانه اهل گناه نیستم نه خود ارضایی دارم و نه اینکه با پسری دوست بودم اما دو تا مشکل بزرگ دارم .

    زمان قاعدگیم تقریبا پونزده روز قبل دچار فشار عصبی میشم و بشدت پرخاشگر میشم که این مساله برای ازدواج واقعا نگرانم کرده مخصوصا که دوره افسردگی و پرخاشگری من 15 روزس یعنی نصف ماه .

    دومین مشکلم اینه که برعکس بقیه هیچ علاقه ای به مباحث جنسی ندارم و واقعا وقتی تصور ارتباط جنسی مرد و زن رو میکنم چندشم میشه ! دوستام بهم میگن که سرد مزاجم و برای ازدواج مشکل پیدا میکنم و همون بهتر که مجرد بمونم .

    و اینک وقتی یه نفر و برای ازدواج بهم معرفی میکنن فقط نکات منفی طرف و میبنم و اصلا  مثل این میمونه که یراسو رو جلوم گذاشته باشن بشدت متنفر میشم
    نمیدونم چکار کنم ؟ اما بشدت دلم میخواد مادر بشم من عاشق بچه ها هستم . احساسات ضد و نقیضی دارم سنم داره بالا میره .

    امکان داره یه نفر قبول کنه بدون اینک رابطه جنسی داشت باشیم ازدواج کنیم ؟

    من مال نسلی هستم که حتی نگاه کردن بمرد تو تلویزیون جرم و گناه کبیره بود لطفا راهنمایی بکنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۳)
    • ۲۸۸۰ بازدید توسط ۲۳۶۴ نفر
    • يكشنبه ۱۳ تیر ۹۵ - ۲۲:۰۴

    چکار کنم این حرف ها و دخالت دیگران روم تاثیر نذاره ؟

    با سلام
    من دختری 30 ساله هستم از یک خانواده  5 نفری متوسط با وضعیت مالی متوسط فرزند اخر هستم و بقیه همه ازدواج کردن و سرزندگی هاشون هستن.

    مشکل اینجاست که پدر من که فرد خیلی دلسوزی هست و جانشم برای خانواده نثار کرده و از خودگذشتگی هاش زیاده برامون .

    با چند تا اشتباه اقتصادی که کرده فشارهای زیادی رو بمن و مادرم وارد کرده در صورتی که الان میتونست در ارامش و رفاه دوره بازنشستگی رو بگذرونن مجبورن قسط بدن و صرفه جویی کنن همش .

    ولی برای من چیزی دریغ نمیکنن حالا من مشکلم اینجاست من یک کاره نیم وقت دارم که هر چی در بیارم برای شخص خودم هست ولی وقتی این سختی ها رو میبینم دلم میگیره زیاد برای پدر و مادرم .

    منم جایی که بتونم کمک میکنم و صرفه جویی میکنم ولی مشکل اینجاست یک فامیل و شوهر خواهری دارم که خیلی با حرفهاشون مارو اذیت میکنن .

    ما داریم با ابرو با شرایط کنار میایم و تحمل میکنم و سخت و یا اسون میگذرونیم اما اونا با حرفهای سنگین زیر سوال بردن پدرم و تصمیماتشون و حتی بردن زیر سوال پاکی و خلوص و انسانیت و ایمان پدرم که ضرری که کرده بخاطر این بوده صادق و ساده  بوده و روراست بوده هست رو زیر سوال ببرن و همش جلوی من با تیکه ها و کنایه ها و حرفهای الکی  من رو عصبی کنن و پرخاشگر که هر چی میخوام روم تاثیر نذاره میذاره .

    و یک وقتها حس بدی نسبت به پدرم پیدا میکنم ولی زود شرمنده میشم و جبران میکنم حالا میخوام از شما  لطفا راهنمایی کنید که من چکار کنم تو این دنیای که همه فکر پولن و نفع خودشون من ارامتر زندگی کنم ؟ چکار کنم این حرف ها و دخالت دیگران روم تاثیر نذاره ؟ لازم به ذکره پدر من هفتاد سالشون هست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۳۸۰ بازدید توسط ۱۱۱۹ نفر
    • شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ - ۲۱:۰۴

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت طلاق سربازی اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر دختر چادری قصد ازدواج استرس زندگی مشترک افسردگی مادر شوهر معرفی کتاب خیانت حسادت وابستگی پست های ویژه آموزش خواستگاری پست های پیشنهادی کاربران تحصیل در دانشگاه پیام نور سوالات خواستگاری شکست عشقی قانون جذب از زبان شفق آرامش عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم رشته پزشکی مطالب سعید کرمی مطالب اسی $ جلسه اول خواستگاری پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر عشق یک طرفه دوران مجردی حیا در دختران فشار جنسی کنکور تجربی جلسه دوم خواستگاری وسواس مطالب باشگاه خبرنگاران پشت کنکوری ها کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد زندگی در خوابگاه نیاز جنسی درونگرایی استخاره اثرات بد حجابی خواستگاری از دختر محجبه آموزش های آشپزی مونس موفقیت ابراز علاقه ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی ریزش مو مسائل روز جامعه معرفی روانشناس عشق اول اعتیاد پدر دختر ازدواج از طریق سایت های همسریابی مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن چراغ سبز به جنس مخالف قصد ازدواج بدون داشتن امکانات مطالب سید محمد سعید تقوی حسابداری دهه شصتی ها قول ازدواج آمار طلاق قد دختر احساس تنهایی قد خواستگار رشته ریاضی کنترل میل جنسی ازدواج با دختر کم سن نشانه های علاقه پسر به دختر برای ازدواج افزایش قد تحصیل دختران عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج تحلیل رفتار پسران