خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۶۱ مطلب با موضوع «ازدواج مجدد» ثبت شده است

من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟

با عرض سلام 

من الان درگیر یه طلاقم .  35 سال سن دارم شوهرم شیشه ای بود و اختلال شخصیت پارانویید داره فوق العاده تو این شش ماه زندگی اذیتم کرده میگه پشیمونه ولی صد بار تکرار کرده امیدی به بهبودیش ندارم و برای طلاقم شک ندارم .

من شاغل هم هستم مشکل مالی ندارم آدم آروم و مهربون و خوش اخلاقی هستم اهل زندگیم و اصلا سنم به چهرم نمیخوره خیلی جوانتر میزنم . بنظرتون من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟ و با چه شرایطی ازدواج کنم ؟ تو رو خدا کمکم کنید ( پارانویید یه نوع اختلال شخصیته لطفا برای کسب اطلاع از این مورد سایت های مختلف رو مطالعه فرمایید ) .

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۵
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    نوع برخورد شما با شوخی های مردان در زمینه ازدواج مجدد

    سلام

    خدمت شما دوستان سوالی دارم البته کسان یکه متاهل هستن میتونند جوابمو بدن دیده میشه که بعضی مردها در طول زندگی مشترک حالا به شوخی به همسرشون میگن زن دوم بگیرم دوست داری ؟ نمیدونم همیشه یک جور شوخیه ولی گاهی هم شاید در باطن میخوان جدی عکس العمل همسرشون رو بدونند نمیدونم حالا اگر شوخی هم باشه باید چه عکس العملی نشون داد ؟

    خودم از اونجایی که آدم ضعیفی نیستم کم نمیارم و خیلی محکم برخورد میکنم ولی شما چیکار می کنید گاهی میگم شاید هم نباید طرف مقابل حس کنه که حساسم و اینو نقطه ضعفم قرار بده که تو دعوا و اختلاف به شکل جدی تهدیدم کنه .

    تا حالا شده شوخی شوخی جدی بشه آخه یکی با این شوخی های شوهرش میخندید شوهرش هم فکر کرد که این زنش از ازدواج مجددش بدش نمیاد و مخالف نیست یکبار راحت بهش گفت میخوام فلانی رو صیغه کنم زنش هم شوکه شد .

    خودم احساس کردم که ما نوع رفتار با این مسائل رو خیلی سطحی میدونیم دو حالت داره یا جدی میگیریم یا شوخی فرض میکنیم و هر دو حالت هم اشاره کردم برخورد جدی نقطه ضعف برای تهدید و دیگری برداشت نادرست از اینکه مشکلی نیست با ازدواج مجدد میشه .

    تا حالا شده شوهرتون بخواد با این شکل شوخی ها مزه دهن تون رو بدونه من احساس میکنم عده ای از مردها اینطوری ذهن همسر رو آماده میکنند همه شون هم فقط شوخی خشک خالی و الکی نیست یکی تعریف میکرد که شوهرش با شوخی و خیلی محترمانه بهش رسوند که دوست داره یک صیغه ای هم داشته باشه و منظورشو غیرمستقیم میگفت غیر مستقیم هم در پی رضایت همسرش بود .

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۷۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۴۵
    • يكشنبه ۳ مرداد ۹۵ - ۱۹:۲۵

    نمیدونم چطور پسرمو راضی کنم بذاره من ازدواج کنم

    سلام

    خانمی 47 ساله هستم * ساله شوهرم رو از دست دادم .  .  4 تا بچه دارم * تا دختر و * پسر . سر کار نمیرم نیاز مالی ندارم حقوق شوهرم کفاف زندگی رو میده اضافه هم میاد .

    1* سالم بود که ازدواج کردم تا 22 سالگی چهار بچم به دنیا اومدن پسرم از همشون بزرگتره! پسرم *3 سالشه. متاهله و بقیه هم هم ازدواج کردن .

    مشکلی که دارم خیلی تنها هستم میخوام ازدواج کنم ولی پسرم نمیذاره ؟! اقایی منو تو خیابون دیدن و از من خوششون اومد پا پیش گذاشتن برای خواستگاری ولی پسرم اجازه نداد .

    دخترام راضین من از تنهایی دربیام ولی پسرم نمیذره میگه نمیخوام مادرم ازدواج کنه نا پدری داشته باشم .!

    نمیدونم چیکار کنم کارم شده تماشای تلویزیون . از خونه برم بیرون وسایل بخرم . کلافه میشم . دامادام اهل یه شهر دیگن دخترامو برداشتن بردن یه شهر دیگه ، پسرم تو ... پزشکه من تک و تنها موندم تو تهران نه فامیلی دارم نه اشنایی دارم ... هیچ کسی ، دپرس شدم.
    نمیدونم چطور پسرمو راضی کنم بذاره من ازدواج کنم از این تنهایی در بیام . میگه سر پیری و معرکه گیری ... خلاف شرع که نمیخوام بکنم . ازدواجه ازدواج .

    اگر ممکنه شما جوونا به منم کمک کنید ببینم چطور به این پسر بگم رضایت بده منم ازدواج کنم ... پسرم میگه اگه بخوای ازدواج کنی دیگه اسمتو نمیارم ... فکر میکنم همچین مادری ندارم ...

    با اینکه بچه نیست ولی این اجازه رو به من نمیده منم موندم چیکار کنم این اقا هنوز پی گیره بیاد خواستگاری من ، ولی پسرم نمیذاره !؟!

    اگر راهی به ذهنتون میرسه بهم بگید !

    یا حق .

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۰
    • جمعه ۳ ارديبهشت ۹۵ - ۱۶:۵۱

    عاشق مرد متاهلی هستم که شرایط ازدواج با هم رو نداریم

    با سلام

    دختری 26 ساله هستم. عاشق مردی هستم که شرایط ازدواج با هم رو نداریم. ایشون متاهل هستن و زندگی الانشون هم خوبه. چند بار خواستیم تموم کنیم اما نتونستیم، و هر بار دوباره با هم در ارتباط بودیم.

    هر دو همدیگه رو خیلی دوست داریم. سوال من اینه که آیا اگه ازدواج کنم میتونیم بی خیال هم بشیم؟ میترسم از اینکه با وجود عشق یک مرد تو قلبم،بخوام وارد زندگی یه نفر دیگه بشم،  وجدانم نمیتونه قبول کنه،احساس میکنم به هر دو نفر بد میکنم.

    اگه ازدواج کنم میترسم باز بخوام با عشق الانم در ارتباط باشم و نتونم فراموشش کنم. واقعا نمیدونم چطور وارد این رابطه شدیم.

    نمیدونم چطور این علاقه شکل گرفت، ابراز علاقه هاش باعث شد کم کم منم عاشقش بشم. خواستگار زیاد دارم، ولی هیچ کدوم اونقدی که دوست دارم مقید نبودن،حداقل خواستگارای قبل آشنایی با ایشون.

    وقتی برام موقعیت خوبی برای ازدواج پیش میاد با اینکه خیلی براشون سخته میگن نمیخوان که جلوی امر خیر رو بگیرن و منو تو تصمیم گیری آزاد میذارن. ایشون خیلی امیدوار هستن که بتونیم با هم ازدواج کنیم، یعنی بشم زن دومشون.

    اما میترسن از حرف مردم و اینکه نتونن دو تا زندگی رو اداره کنن. بنده هم دوست دارم با ایشون ازدواج کنم اما از نوع برخورد خانواده و جامعه میترسم. واقعا نمیدونم رابطه ما آخرش چه خواهد شد، میشه راهنمایی ام کنید من باید چکار کنم، میتونم فراموشش کنم، چطوری؟

    منتظرش بشم تا فرصت ازدواج با هم برامون پیش بیاد؟ به خواستگارای دیگه ام فک کنم ؟ اگه با یه نفر دیگه ازدواج کنم زندگی ام چطور خواهد شد؟ بهشون بد کردم؟ میتونم عاشق همسرم بشم بعدا؟ لطفا راهنمایی ام کنید، واقعا نمیدونم چکاری درست هست.

    ممنون از همگی

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۲۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۷۲
    • پنجشنبه ۲ ارديبهشت ۹۵ - ۱۵:۱۲

    باکره نیستم ،می خوام اسم شوهر سابقم رو از شناسنامه ام پاک کنم

    سلام به همگی
    یه سوال داشتم، کسی میدونه یه خانم که قبلا ازدواج داشته و باکره نیست چطور باید شناسنامشو عوض کنه ؟

    من چند سال پیش جدا شدم، همیشه از نگاه های مردم ترسیدم همیشه شناسناممو قایم کردم، الان در شرف ازدواجم و نمیخوام سر عقد هم خجالت بکشم بالاخره درسته همه میدونن اما دوست دارم شناسنامم بدون اسم اون آقا باشه و بدم دست عاقد .

    میدونم بعد عقد مجدد میتونم برم شناسناممو عوض کنم ولی اگر کسی میدونه که الان راهی داره به بگه چون نه رووم میشه از خواستگارم بپرسم نه خانوادم .

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۶۳
    • چهارشنبه ۲۵ فروردين ۹۵ - ۲۱:۰۲

    خواستگار مطلقه ای دارم که حضانت بچه ش رو به مادرش واگذار کرده

    سلام
    من میخوام خانم هایی که با یک اقای مطلقه بچه دار ( حضانت با مادر ) ازدواج کردند، و اقایونی با چنین شرایطی ازدواج کردند با خانمی که بچه نداره، برام از مشکلاتی بگن که بعد از ازدواج تجربه کردند.

    لطفا دوستانی که چنین تجربه ای نداشتند اصل چنین ازدواجی رو نفی یا تایید نکنند، من در حال بررسی چنین پیشنهادی هستم و می خوام کسانی که تجربه واقعی دارند بهم بگن چه مشکلات و یا نکات مثبتی  رو باهاش مواجه شدند بعد از ازدواج و نامزدی.

    اگر دختر خانمی با اقایی با چنین شرایطی ازدواج کرده هم ممنون میشم تجربیاتش رو مفصل تر بهم بگه.

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۹۰
    • يكشنبه ۲ اسفند ۹۴ - ۱۸:۴۲

    در زندگی دوم بعنوان یه مرد گرم و پرشور میتونم به رضایت برسم ؟

    عزیزان سلام
    یه سوالیه که دوست دارم جوابشو اینجا از نظرات هموطن های گلم بگیرم .

    چند ماهی میشه که بعد چند سال نامزدی ، بصورت توافقی جدا شدیم . علتش هم عدم تناسب روحی ، عاطفی و جنسی و .... که بعد رفتن به چندین مشاور متوجه شدیم . ( یعنی یقین  شد واسمون ) . بماند این قضیه ، با اینکه بیشتر از سی سال سن منه و قبلشم پاک بودم و واقعا در دوره عقدمون نه روحی و نه جنسی کامروا نشدم ، بنظر شما در زندگی دوم بعنوان یه مرد گرم و پرشور میتونم به رضایت برسم در حالیکه بخوام پاستوریزه باشم و دوست دختر و صیغه و.....نداشته باشم ؟

    چون فعلا نظرم اینه همون آدم قبل ازدواج باشم و تغییر دیدگاه توی روابط با جنس مخالف نداشته باشم .ممنون

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۸۹
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۵

    کسی هست که با یک خانم مطلقه ازدواج کرده باشه ؟

    سلام

    این مدت بحث ازدواج با دختران مطلقه خیلی مطرح شد دوباره . خودم از جمله کسایی بودم که از یک خانوم خوشم اومد که همه ی معیاراش خوب بود ولی مطلقه بود ( در دوران عقد  اونم فقط چند ماه )
    خانواده مخالفت کردن و گفتن مردم حرف در میارن.
    همیشه جواب به این پست ها بعد منفی داشته ایندفعه می خوام اگه کسی تجربه چنین ازدواجی رو داشته و موفق هم بوده بیاد نظرش رو بده .

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۰
    • سه شنبه ۱۰ آذر ۹۴ - ۱۸:۰۴

    ازدواج با خانم مطلقه ای که یه پسر 9 ساله داره

    سلام
    من با خانمی 26 ساله متراکه کرده آشنا شدم که یک فرزند 9 ساله دارد که پسر هست . من از عاقبت این رابطه واهمه دارم که پسر به سنین 20 به بالا رسید من با چه عملکرد های وی روبرو خواهم شد و شایان بذکر می باشد ما شیفته هم و بصورت منطقی طالب همدیگر هستیم در این میان بنده نیز متارکه کرده هستم ولی بدون فرزند .

    میل عاطفی خانم نسبت به فرزند بسیار هست ,این رابطه فرزند و مادر چه رویکردی در زندگی زناشویی ما خواهد گذاشت

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۹
    • جمعه ۲۲ آبان ۹۴ - ۱۸:۲۱

    مطلقه ام و از ازدواج مجدد می ترسم

    سلام دوستان عزیز
    سی و دو ساله هستم و سه ساله از همسرم جدا شدم
    توی این یک سال اخیر سه خاستگار داشتم هم پسر مجرد سی و پنج ساله و هم مرد مطلقه همسن خودم و مرد بیوه با بچه سه ساله با سن سی و یک سال .

    مشکل من اینه که نمیتونم انتخاب کنم و ترس دارم .  ازدواج با اون اقا پسر رو بیشتر ترجیح میدم ولی از خانواده اش و عواقب بعدش میترسم .اقای مطلقه هم فوق العاده خوش تیپ هستند ولی میترسم و باید بیشتر تحقیق کنم تا دلیل طلاقش رو مطمین شم  . از اقایی که بیوه است هم به دلیل داشتن فرزند مرددم ولی ایشون خیلی اصرار به ازدواج دارند .

    ایا همه اونایی که از همسرشون جدا شدن برای ازدواج دوم مثل من ترس و استرس زیاد دارند ؟ اونقدر اضطراب پیدا میکنم که ترجیح میدم اصلا ازدواج نکنم .

    میخواستم راهنمایی ام کنید کدام مورد بهتره با توجه به اینکه اقا پسر وضعیت مالی مناسبی نداره ولی با محبته و اقای مطلقه از هر لحاظ مناسبه ولی میترسم . چه کنم؟؟؟ مجرد موندن به نظر راحت تره ولی به قول برادرم تا کی؟؟
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۳
    • سه شنبه ۱۲ آبان ۹۴ - ۱۸:۰۸

    خانوادم بشدت با ازدواج مجدد ما مخالفت میکنن

    با سلام
    من دختری 27 ساله هستم. بعد دو سال دوستی با یه آقایی باهاش ازدواج کردم 5 ماه عقد بودیم با هم خوب بودیم از اول دوستیمون سر یه سری مسایل من از جمله شاغل بودنم با هم مشکل داشتیم همیشه باید ازم خبر میداشت دلش آروم نمیشد اگه بیشتر از دو ساعت ازم بیخبر بود واسه همین چه سر کار چه تو مهمونی یا بیرون یا حتی تو خونه باید زود زود زنگ میزد که ازم خبر داشته باشه.
    خیلی سر این مسئله باهاش بحث میکردم میگفتم بهم اعتماد نداری میگفت نه دوست دارم نمیتونم ازت بیخبر باشم این مسئله دیگه برام عادی شده بود تا اینکه عقد کردیم بعد عقد بخاطر عوض شدن شیفت کاریم مجبور شدم دیگه کار نکنم چون باهاش مخالف بود .
    منم از کارم بیرون اومدم، بعد 5 ماه سر اختلاف کوچک خانوادگی کارمون به طلاق کشید با اینکه هنوز دوتامون همدیگه رو دوست داشتیم از هم طلاق گرفتیم .
    بخاطر اختلافی که پیش اومد ازم خواست با اون چند نفر قطع رابطه کنم اما من قبول نکردم خیلی ناراحت بودم بعد طلاق تا اینکه یه اسمس از طرف اون باعث شد دوباره عاشقانه با هم حرف بزنیم گفت از کارم پشیمونم نباید بخاطر اختلاف خانوادگی ازت جدا میشدم .
    اما حالا خانوادم بشدت با ازدواج مجدد ما مخالفت میکنن اما خودم علی رغم اختلاف نظرامون خیلی دوسش دارم میترسم یادش هیچوقت از دلم بیرون نره و دیگه نتونم با کسی ازدواج کنم یا اگرم ازدواج کنم مدام خاطراتش اذیتم کنه .
    تو رو خدا کی تو این زمینه تجربه داره راهنماییم کنه. یکی دو سال ازم بزرگتره موقعیت شغلیشم خوبه، خیلی هم وفاداره اما زیادی سختگیره
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۰۷
    • يكشنبه ۱۰ آبان ۹۴ - ۱۷:۱۵

    من شدم زن مطلقه و اون خانم مطلقه شده زن شوهر دار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    من یک خانم 30 ساله هستم. 12 سال پیش در حالی که 18 سالم بود با یکی از پسرای اقوام که حدود 8 سال از من بزرگتر بود ازدواج کردم. ازدواج من کاملا سنتی بود. از طرفی شناخت به دلیل آشنا بودن و فامیل بودن همسرم به خوبی خودش و خانوادش را می شناختیم.

    به خاطر همین بعد کمی تحقیق جواب بله دادم و ازدواج کردم. چند سال اول خوب زندگی کردیم و من صاحب فرزند دختری شدم. که در حال حاضر دخترم 10 ساله است. این را هم بگویم دختری بسیار زیبا هستم و خیلی هنرمند.

    از هر لحاظی که بگید هنرهای زیادی دارم.خیاطی، آرایشگری، آشپزی و خیلی هنرهای دیگه. یه کارگاه کوچیک خیاطی هم توی خونه دارم که ساعاتی که همسرم سرکار میرفتن توی اون کارگاه کار میکردم.

    بعد 7 سال زندگی مشترک کم کم متوجه شدم همسرم رفتارش در زندگی تغییر کرده. متوجه تلفن های مشکوک و دیر امدن هایشان شدم تا اینکه متوجه شدم همسرم با یک زن مطلقه ارتباط گرفته...

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۱۰۳
    • جمعه ۱ آبان ۹۴ - ۲۲:۱۹

    یه دختر مطلقه باید سطح توقعاتشو در ازدواج مجدد پایین بیاره ؟

    سلام

    من دو تا سوال دارم .

    سوال اولم ؛

    دختری که 1 ماه نامزد داشته عقد کرده بوده ولی بنا بدلایلی بدشانسی اورده بود بعد از زمانی جدا شده چون باکره بود شناسنامش سفید شده . خیلییییی کم با نامزد سابقش بود جدایی از طرف پسره بوده یعنی پسره اهل زندگی نبوده سر و گوشش میجنبید اخلاق نداشت ایمان نداشت کلا مقصر و نا حق بود .

    دختره هم چون خونواده خوبی داشته خودشم اروم و خانوم بوده مهریشو بخشیده تو شرایط سخت تو این مدت نشسته واسه ارشد خونده و قبول شده .

    حالا میخوام بدونم چنین دختری باید سطح توقعاتشو در انتخاب همسر بخاطر جداییش بیاره پایین؟؟؟؟ یعنی تو انتخاب همسر باید ملاکاش خیلی کمتر بشه؟؟؟! ..

    سوال دوم اینکه چه سوالاتی باید روز خواستگااااااری پرسیده بشه؟؟؟؟؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۰۶
    • سه شنبه ۲۱ مهر ۹۴ - ۲۱:۱۹

    وقتی جوابم رده واسه چی آشنا شم ؟

    سلام کمک میخوام راجع به خواستگارم

    دختری هستم 23 ساله دانشجوی ارشد. از نظر ظاهری چهره خوبی دارم. مذهبی معمولیم اهل نماز ، وضع مالی هم متوسطه.

    یه نامزدی ناموفق 2 ماهه داشتم باکره ام و خیلی زود جدا شدیم ...

    خواستگارم 25 سالشه . سال اخر کارشناسی معماری. یه ماشین داره. تو ترابری شهرداری کارمنده. ( راننده ). مجرد بود و سابقه ازدواج نداشت. اینم بگم پسر خوبیه خونوادش هم خوبن...

    حالا نظرتون چیه اگه جای من بودین؟ راستش من با شغلش مشکل دارم! دوم اینکه از لحاظ تیپ و قیافه من ازش سرترم!

    تو بقیه لحاظ مثل همیم خونوادم میگن حالا باهاش اشنا شو ولی وقتی جوابم رده واسه چی اشنا شم دل طرفو بشکنممم!!!

    شما نظرتونو بگید ؟؟؟؟!

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۸
    • جمعه ۱۷ مهر ۹۴ - ۲۱:۰۵

    خواستگارم میگه عشق از مسیر س. میگذره !

    سلام
    خواستگاری دارم که از هر لحاظ متناسبیم. هر دوی ما قبلا یک عقد ناموفق داشتیم و جالب اینکه با علت مشترک . هم رشته و هم مدرک هستیم . شغل بسیار خوبی هم داره ولی توی مدت آشناییمون تقریبا همه سوالاش در مورد بدن من و سکس و این چیزاست .

    خیلی خیلی هم راحت صحبت میکنه البته خودش میگه قبلا با افرادی در مورد ازدواج صحبت کرده ولی به نتیجه نرسیده آخه خیلی سخت پسنده .

    حالا من که بهش ایراد میگیرم میگه عشق از مسیر سکس میگذره !!! نمیدونم چیکار کنم. یه جورایی بهش مشکوکم .

    میترسم غیر از اینکه یه مدت عقد بوده کارای دیگه ای هم کرده باشه . بخاطر اینکه شرایط مشترک زیادی داشتیم تصمیم گرفتم آشناییمو باهاش ادامه بدم اما الآن دو دلم .
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۸۲
    • جمعه ۱۷ مهر ۹۴ - ۲۰:۴۵

    scroll bar code