خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۵۹ مطلب با موضوع «ازدواج مجدد» ثبت شده است

با وجود داشتن خواستگار، می ترسم دوباره ازدواج کنم

سلام دوستان خانواده برتری
قبل از اینکه سوالم رو مطرح کنم از تون ممنونم بابت خوندن مشکلاتم.
من خانمی هستم سی ساله قد بلند  و از نظر زیبایی بقیه ازم تعریف میکنن ولی متاسفانه با سابقه یه ازدواج اشتباه که دو سال بیشتر ادامه نداشت بدون فرزندم.

من کلا طعم عشق رو نچشیدم و در کل قسمتم آدم بد اخلاق و خشکی بود که استقلال فکر نداشت و بیکار هم بود و تحصیلاتش پایین تر از من  بود و با اصرار من کاردانیش رو گرفت و خلاصه خیلی بهم دروغ گفته بود و اصلا آدم مذهبیی نبود برخلاف خودم .

با تمام بد اخلاقی ها و سرد مزاجیش ولی خودش منو بی دلیل  رها کرد و رفت و من مجبور شدم بعد از پنج سال غیابی طلاق بگیرم.... حالا بگذریم خیلی شانس نداشتم .

استرس های زیاد باعث شد که مشکل غمباد و گواتر پیدا کنم و چهار هفته باید قرص لبو تیروکسین مصرف کنم و به دنبال آن ریزش مو پیدا کردم و چاق شدم و اضافه وزن پیدا کردم متاسفانه بدنم استریا و ترک برداشته  و مشکل بعدی من جراحی است که  روی رحمم به علت وجود یه توده خوش خیم (فیبروم) انجام دادم البته جاش فقط در حد دو سه سانت روی شکممه که  مشکلی برای بارداری و ... ایجاد نمیکنه (پزشکم گفته) .


موضوعات مرتبط :
ازدواج مجدد ازدواج زنان مطلقه یا بیوه مسائل زنان مطلقه و بیوه

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • ۱۱۶۵ بازدید
    • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶ - ۲۰:۰۹

    به خاطر گذشته م حس میکنم شوهرم پشیمون میشه که با من ازدواج کرده

    سلام  دوستان

    دوستان من نزدیک 28 سالمه . خانمم . 18 سالم بود وارد دانشگاه شدم . از بچگی رو درس خوندنم تاکید داشتن چون بیشتر فامیلامون تحصیلکرده ،استاد،مهندس،کارمند تشریف دارن . منم انتظاراشونو براورده میکردم و درس خون بودم و مدال اور یه رشته رزمی ... .

    اما جو خونه و طایفه ما یه جورای مبتذل و جلفه منظورم اینه از نظر بیشتر خونواده های ایرانی ،طایفه ما جلف و ... به حساب میان .. از  دید اکثریت، مهمونیامون مختلط و زن و مرد ارایشکرده لباسای باز، با هم بگو بخند و خوش و بش دارن و بعضیاشونم پاشونو فراتر از اینا گذاشتن .

    من تو این جو بزرگ شدم و فکر میکردم همه همین شکلین تا وارد دانشگاه شدم . همیشه تو چشم بودم به خاطر درسخون بودنم و هیکل و ظاهر و رفتارای ظاهرا جلفم .. یعنی بقیه فکر میکردن من جلفم چون نه تنها شرمی از پسرا و استادا نداشتم بلکه گاهیم باهاشون گرم بودم پیشنهاد زیاد داشتم تا اینکه یکیشونو که به نظر از همه بهتر بود جواب دادم مدتی با هم بودیم تا اومد خواستگاری ... خونوادشون سنتی بودن و با ما  اختلاف داشتن  ..

    8 ساعت از خونه پدریم فاصله داشتم چون مطابق میلشون ازدواج نکرده بودم تقریبا طردم کردن اما عمر خوشبختیمون کم بود ما جدا شدیم .

    مادرشوهرم تهمت هرزگی و بدنامی بهم زد و اخرشم موفق شد همسرم بد اخلاق و شکاک و لجباز شده بود و اواخرا کتکم میزد تا اینکه جدا شدیم . برگشتم شهر خودمون و خونه پسرعمومو اجاره کردم و تنهای زندگی میکردم مدتی .. تونستم زندگیمو سروسامون بدم البته با کمک فامیلامون ... هر چند  به خاطر طلاقم اونارم مقصر میدونستم .


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج مجدد ازدواج زنان مطلقه یا بیوه

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • ۲۹۸۸ بازدید
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۰۰:۱۸

    وضعیت استفاده از جهیزیه در ازدواج مجدد

    سلام
    من بعد از حدود سه سال طلاق گرفتم. به دلیل مشکلات و اختلافات رفت و امدی نداشتیم و اکثر جهیزیم هم استفاده نشده. حالا میخواستم بدونم در صورت ازدواج مجدد ، میتونم از اکثر همین جهیزیم استفاده کنم یا نه؟ طبیعتا سرویس خواب و مبل راحتی را مجدد تهیه میکنم و ظروف دم دستی. 
    ولی سرویس استیل و نهار خوریم عملا بلا استفاده بوده . یخچال و لباس شویی و ظرفشویی م چه طور ؟ فرش ها ؟ در اصل این چند قلم گرون تر را میخواستم بدونم میتونم مجدد استفاده کنم یا نه؟
    ما تو اطرافیانم هیچ طلاقی نبوده، و کسی نمیدونه عرف چیه ؟ ممنون میشم راهنمایی کنید. فعلا همه چیز تو طبقه بالای خونه پدری نگهداری میشه و از بابت جا مشکلی نیست.

    موضوعات مرتبط :
    ازدواج مجدد مسائل زنان مطلقه و بیوه جهیزیه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • ۱۱۷۳ بازدید
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟

    با عرض سلام 

    من الان درگیر یه طلاقم .  35 سال سن دارم شوهرم شیشه ای بود و اختلال شخصیت پارانویید داره فوق العاده تو این شش ماه زندگی اذیتم کرده میگه پشیمونه ولی صد بار تکرار کرده امیدی به بهبودیش ندارم و برای طلاقم شک ندارم .

    من شاغل هم هستم مشکل مالی ندارم آدم آروم و مهربون و خوش اخلاقی هستم اهل زندگیم و اصلا سنم به چهرم نمیخوره خیلی جوانتر میزنم . بنظرتون من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟ و با چه شرایطی ازدواج کنم ؟ تو رو خدا کمکم کنید ( پارانویید یه نوع اختلال شخصیته لطفا برای کسب اطلاع از این مورد سایت های مختلف رو مطالعه فرمایید ) .


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج مجدد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • ۱۲۹۳ بازدید
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    نوع برخورد شما با شوخی های مردان در زمینه ازدواج مجدد

    سلام

    خدمت شما دوستان سوالی دارم البته کسان یکه متاهل هستن میتونند جوابمو بدن دیده میشه که بعضی مردها در طول زندگی مشترک حالا به شوخی به همسرشون میگن زن دوم بگیرم دوست داری ؟ نمیدونم همیشه یک جور شوخیه ولی گاهی هم شاید در باطن میخوان جدی عکس العمل همسرشون رو بدونند نمیدونم حالا اگر شوخی هم باشه باید چه عکس العملی نشون داد ؟

    خودم از اونجایی که آدم ضعیفی نیستم کم نمیارم و خیلی محکم برخورد میکنم ولی شما چیکار می کنید گاهی میگم شاید هم نباید طرف مقابل حس کنه که حساسم و اینو نقطه ضعفم قرار بده که تو دعوا و اختلاف به شکل جدی تهدیدم کنه .

    تا حالا شده شوخی شوخی جدی بشه آخه یکی با این شوخی های شوهرش میخندید شوهرش هم فکر کرد که این زنش از ازدواج مجددش بدش نمیاد و مخالف نیست یکبار راحت بهش گفت میخوام فلانی رو صیغه کنم زنش هم شوکه شد .

    خودم احساس کردم که ما نوع رفتار با این مسائل رو خیلی سطحی میدونیم دو حالت داره یا جدی میگیریم یا شوخی فرض میکنیم و هر دو حالت هم اشاره کردم برخورد جدی نقطه ضعف برای تهدید و دیگری برداشت نادرست از اینکه مشکلی نیست با ازدواج مجدد میشه .

    تا حالا شده شوهرتون بخواد با این شکل شوخی ها مزه دهن تون رو بدونه من احساس میکنم عده ای از مردها اینطوری ذهن همسر رو آماده میکنند همه شون هم فقط شوخی خشک خالی و الکی نیست یکی تعریف میکرد که شوهرش با شوخی و خیلی محترمانه بهش رسوند که دوست داره یک صیغه ای هم داشته باشه و منظورشو غیرمستقیم میگفت غیر مستقیم هم در پی رضایت همسرش بود .


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج مجدد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۷۱ نظر
    • ۲۴۶۶ بازدید
    • يكشنبه ۳ مرداد ۹۵ - ۱۹:۲۵

    نمیدونم چطور پسرمو راضی کنم بذاره من ازدواج کنم

    سلام

    خانمی 47 ساله هستم * ساله شوهرم رو از دست دادم .  .  4 تا بچه دارم * تا دختر و * پسر . سر کار نمیرم نیاز مالی ندارم حقوق شوهرم کفاف زندگی رو میده اضافه هم میاد .

    1* سالم بود که ازدواج کردم تا 22 سالگی چهار بچم به دنیا اومدن پسرم از همشون بزرگتره! پسرم *3 سالشه. متاهله و بقیه هم هم ازدواج کردن .

    مشکلی که دارم خیلی تنها هستم میخوام ازدواج کنم ولی پسرم نمیذاره ؟! اقایی منو تو خیابون دیدن و از من خوششون اومد پا پیش گذاشتن برای خواستگاری ولی پسرم اجازه نداد .

    دخترام راضین من از تنهایی دربیام ولی پسرم نمیذره میگه نمیخوام مادرم ازدواج کنه نا پدری داشته باشم .!

    نمیدونم چیکار کنم کارم شده تماشای تلویزیون . از خونه برم بیرون وسایل بخرم . کلافه میشم . دامادام اهل یه شهر دیگن دخترامو برداشتن بردن یه شهر دیگه ، پسرم تو ... پزشکه من تک و تنها موندم تو تهران نه فامیلی دارم نه اشنایی دارم ... هیچ کسی ، دپرس شدم.
    نمیدونم چطور پسرمو راضی کنم بذاره من ازدواج کنم از این تنهایی در بیام . میگه سر پیری و معرکه گیری ... خلاف شرع که نمیخوام بکنم . ازدواجه ازدواج .

    اگر ممکنه شما جوونا به منم کمک کنید ببینم چطور به این پسر بگم رضایت بده منم ازدواج کنم ... پسرم میگه اگه بخوای ازدواج کنی دیگه اسمتو نمیارم ... فکر میکنم همچین مادری ندارم ...

    با اینکه بچه نیست ولی این اجازه رو به من نمیده منم موندم چیکار کنم این اقا هنوز پی گیره بیاد خواستگاری من ، ولی پسرم نمیذاره !؟!

    اگر راهی به ذهنتون میرسه بهم بگید !

    یا حق .


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج مجدد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۱۱۲۷ بازدید
    • جمعه ۳ ارديبهشت ۹۵ - ۱۶:۵۱

    برو بالا