خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۵۷ مطلب با موضوع «ازدواج مجدد» ثبت شده است

وضعیت استفاده از جهیزیه در ازدواج مجدد

سلام
من بعد از حدود سه سال طلاق گرفتم. به دلیل مشکلات و اختلافات رفت و امدی نداشتیم و اکثر جهیزیم هم استفاده نشده. حالا میخواستم بدونم در صورت ازدواج مجدد ، میتونم از اکثر همین جهیزیم استفاده کنم یا نه؟ طبیعتا سرویس خواب و مبل راحتی را مجدد تهیه میکنم و ظروف دم دستی. 
ولی سرویس استیل و نهار خوریم عملا بلا استفاده بوده . یخچال و لباس شویی و ظرفشویی م چه طور ؟ فرش ها ؟ در اصل این چند قلم گرون تر را میخواستم بدونم میتونم مجدد استفاده کنم یا نه؟
ما تو اطرافیانم هیچ طلاقی نبوده، و کسی نمیدونه عرف چیه ؟ ممنون میشم راهنمایی کنید. فعلا همه چیز تو طبقه بالای خونه پدری نگهداری میشه و از بابت جا مشکلی نیست.
موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد , مسائل زنان مطلقه , جهیزیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۱
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟

    با عرض سلام 

    من الان درگیر یه طلاقم .  35 سال سن دارم شوهرم شیشه ای بود و اختلال شخصیت پارانویید داره فوق العاده تو این شش ماه زندگی اذیتم کرده میگه پشیمونه ولی صد بار تکرار کرده امیدی به بهبودیش ندارم و برای طلاقم شک ندارم .

    من شاغل هم هستم مشکل مالی ندارم آدم آروم و مهربون و خوش اخلاقی هستم اهل زندگیم و اصلا سنم به چهرم نمیخوره خیلی جوانتر میزنم . بنظرتون من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟ و با چه شرایطی ازدواج کنم ؟ تو رو خدا کمکم کنید ( پارانویید یه نوع اختلال شخصیته لطفا برای کسب اطلاع از این مورد سایت های مختلف رو مطالعه فرمایید ) .

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۲۷
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    نوع برخورد شما با شوخی های مردان در زمینه ازدواج مجدد

    سلام

    خدمت شما دوستان سوالی دارم البته کسان یکه متاهل هستن میتونند جوابمو بدن دیده میشه که بعضی مردها در طول زندگی مشترک حالا به شوخی به همسرشون میگن زن دوم بگیرم دوست داری ؟ نمیدونم همیشه یک جور شوخیه ولی گاهی هم شاید در باطن میخوان جدی عکس العمل همسرشون رو بدونند نمیدونم حالا اگر شوخی هم باشه باید چه عکس العملی نشون داد ؟

    خودم از اونجایی که آدم ضعیفی نیستم کم نمیارم و خیلی محکم برخورد میکنم ولی شما چیکار می کنید گاهی میگم شاید هم نباید طرف مقابل حس کنه که حساسم و اینو نقطه ضعفم قرار بده که تو دعوا و اختلاف به شکل جدی تهدیدم کنه .

    تا حالا شده شوخی شوخی جدی بشه آخه یکی با این شوخی های شوهرش میخندید شوهرش هم فکر کرد که این زنش از ازدواج مجددش بدش نمیاد و مخالف نیست یکبار راحت بهش گفت میخوام فلانی رو صیغه کنم زنش هم شوکه شد .

    خودم احساس کردم که ما نوع رفتار با این مسائل رو خیلی سطحی میدونیم دو حالت داره یا جدی میگیریم یا شوخی فرض میکنیم و هر دو حالت هم اشاره کردم برخورد جدی نقطه ضعف برای تهدید و دیگری برداشت نادرست از اینکه مشکلی نیست با ازدواج مجدد میشه .

    تا حالا شده شوهرتون بخواد با این شکل شوخی ها مزه دهن تون رو بدونه من احساس میکنم عده ای از مردها اینطوری ذهن همسر رو آماده میکنند همه شون هم فقط شوخی خشک خالی و الکی نیست یکی تعریف میکرد که شوهرش با شوخی و خیلی محترمانه بهش رسوند که دوست داره یک صیغه ای هم داشته باشه و منظورشو غیرمستقیم میگفت غیر مستقیم هم در پی رضایت همسرش بود .

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۷۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۵۰
    • يكشنبه ۳ مرداد ۹۵ - ۱۹:۲۵

    نمیدونم چطور پسرمو راضی کنم بذاره من ازدواج کنم

    سلام

    خانمی 47 ساله هستم * ساله شوهرم رو از دست دادم .  .  4 تا بچه دارم * تا دختر و * پسر . سر کار نمیرم نیاز مالی ندارم حقوق شوهرم کفاف زندگی رو میده اضافه هم میاد .

    1* سالم بود که ازدواج کردم تا 22 سالگی چهار بچم به دنیا اومدن پسرم از همشون بزرگتره! پسرم *3 سالشه. متاهله و بقیه هم هم ازدواج کردن .

    مشکلی که دارم خیلی تنها هستم میخوام ازدواج کنم ولی پسرم نمیذاره ؟! اقایی منو تو خیابون دیدن و از من خوششون اومد پا پیش گذاشتن برای خواستگاری ولی پسرم اجازه نداد .

    دخترام راضین من از تنهایی دربیام ولی پسرم نمیذره میگه نمیخوام مادرم ازدواج کنه نا پدری داشته باشم .!

    نمیدونم چیکار کنم کارم شده تماشای تلویزیون . از خونه برم بیرون وسایل بخرم . کلافه میشم . دامادام اهل یه شهر دیگن دخترامو برداشتن بردن یه شهر دیگه ، پسرم تو ... پزشکه من تک و تنها موندم تو تهران نه فامیلی دارم نه اشنایی دارم ... هیچ کسی ، دپرس شدم.
    نمیدونم چطور پسرمو راضی کنم بذاره من ازدواج کنم از این تنهایی در بیام . میگه سر پیری و معرکه گیری ... خلاف شرع که نمیخوام بکنم . ازدواجه ازدواج .

    اگر ممکنه شما جوونا به منم کمک کنید ببینم چطور به این پسر بگم رضایت بده منم ازدواج کنم ... پسرم میگه اگه بخوای ازدواج کنی دیگه اسمتو نمیارم ... فکر میکنم همچین مادری ندارم ...

    با اینکه بچه نیست ولی این اجازه رو به من نمیده منم موندم چیکار کنم این اقا هنوز پی گیره بیاد خواستگاری من ، ولی پسرم نمیذاره !؟!

    اگر راهی به ذهنتون میرسه بهم بگید !

    یا حق .

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۷۸
    • جمعه ۳ ارديبهشت ۹۵ - ۱۶:۵۱

    عاشق مرد متاهلی هستم که شرایط ازدواج با هم رو نداریم

    با سلام

    دختری 26 ساله هستم. عاشق مردی هستم که شرایط ازدواج با هم رو نداریم. ایشون متاهل هستن و زندگی الانشون هم خوبه. چند بار خواستیم تموم کنیم اما نتونستیم، و هر بار دوباره با هم در ارتباط بودیم.

    هر دو همدیگه رو خیلی دوست داریم. سوال من اینه که آیا اگه ازدواج کنم میتونیم بی خیال هم بشیم؟ میترسم از اینکه با وجود عشق یک مرد تو قلبم،بخوام وارد زندگی یه نفر دیگه بشم،  وجدانم نمیتونه قبول کنه،احساس میکنم به هر دو نفر بد میکنم.

    اگه ازدواج کنم میترسم باز بخوام با عشق الانم در ارتباط باشم و نتونم فراموشش کنم. واقعا نمیدونم چطور وارد این رابطه شدیم.

    نمیدونم چطور این علاقه شکل گرفت، ابراز علاقه هاش باعث شد کم کم منم عاشقش بشم. خواستگار زیاد دارم، ولی هیچ کدوم اونقدی که دوست دارم مقید نبودن،حداقل خواستگارای قبل آشنایی با ایشون.

    وقتی برام موقعیت خوبی برای ازدواج پیش میاد با اینکه خیلی براشون سخته میگن نمیخوان که جلوی امر خیر رو بگیرن و منو تو تصمیم گیری آزاد میذارن. ایشون خیلی امیدوار هستن که بتونیم با هم ازدواج کنیم، یعنی بشم زن دومشون.

    اما میترسن از حرف مردم و اینکه نتونن دو تا زندگی رو اداره کنن. بنده هم دوست دارم با ایشون ازدواج کنم اما از نوع برخورد خانواده و جامعه میترسم. واقعا نمیدونم رابطه ما آخرش چه خواهد شد، میشه راهنمایی ام کنید من باید چکار کنم، میتونم فراموشش کنم، چطوری؟

    منتظرش بشم تا فرصت ازدواج با هم برامون پیش بیاد؟ به خواستگارای دیگه ام فک کنم ؟ اگه با یه نفر دیگه ازدواج کنم زندگی ام چطور خواهد شد؟ بهشون بد کردم؟ میتونم عاشق همسرم بشم بعدا؟ لطفا راهنمایی ام کنید، واقعا نمیدونم چکاری درست هست.

    ممنون از همگی

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۲۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۱۱۷
    • پنجشنبه ۲ ارديبهشت ۹۵ - ۱۵:۱۲

    خواستگار مطلقه ای دارم که حضانت بچه ش رو به مادرش واگذار کرده

    سلام
    من میخوام خانم هایی که با یک اقای مطلقه بچه دار ( حضانت با مادر ) ازدواج کردند، و اقایونی با چنین شرایطی ازدواج کردند با خانمی که بچه نداره، برام از مشکلاتی بگن که بعد از ازدواج تجربه کردند.

    لطفا دوستانی که چنین تجربه ای نداشتند اصل چنین ازدواجی رو نفی یا تایید نکنند، من در حال بررسی چنین پیشنهادی هستم و می خوام کسانی که تجربه واقعی دارند بهم بگن چه مشکلات و یا نکات مثبتی  رو باهاش مواجه شدند بعد از ازدواج و نامزدی.

    اگر دختر خانمی با اقایی با چنین شرایطی ازدواج کرده هم ممنون میشم تجربیاتش رو مفصل تر بهم بگه.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , ازدواج مجدد , ازدواج با مردی که قبلا ازدواج کرده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۶۲
    • يكشنبه ۲ اسفند ۹۴ - ۱۸:۴۲

    در زندگی دوم بعنوان یه مرد گرم و پرشور میتونم به رضایت برسم ؟

    عزیزان سلام
    یه سوالیه که دوست دارم جوابشو اینجا از نظرات هموطن های گلم بگیرم .

    چند ماهی میشه که بعد چند سال نامزدی ، بصورت توافقی جدا شدیم . علتش هم عدم تناسب روحی ، عاطفی و جنسی و .... که بعد رفتن به چندین مشاور متوجه شدیم . ( یعنی یقین  شد واسمون ) . بماند این قضیه ، با اینکه بیشتر از سی سال سن منه و قبلشم پاک بودم و واقعا در دوره عقدمون نه روحی و نه جنسی کامروا نشدم ، بنظر شما در زندگی دوم بعنوان یه مرد گرم و پرشور میتونم به رضایت برسم در حالیکه بخوام پاستوریزه باشم و دوست دختر و صیغه و.....نداشته باشم ؟

    چون فعلا نظرم اینه همون آدم قبل ازدواج باشم و تغییر دیدگاه توی روابط با جنس مخالف نداشته باشم .ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۵۵
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۵

    کسی هست که با یک خانم مطلقه ازدواج کرده باشه ؟

    سلام

    این مدت بحث ازدواج با دختران مطلقه خیلی مطرح شد دوباره . خودم از جمله کسایی بودم که از یک خانوم خوشم اومد که همه ی معیاراش خوب بود ولی مطلقه بود ( در دوران عقد  اونم فقط چند ماه )
    خانواده مخالفت کردن و گفتن مردم حرف در میارن.
    همیشه جواب به این پست ها بعد منفی داشته ایندفعه می خوام اگه کسی تجربه چنین ازدواجی رو داشته و موفق هم بوده بیاد نظرش رو بده .

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد , ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۱۹
    • سه شنبه ۱۰ آذر ۹۴ - ۱۸:۰۴

    ازدواج با خانم مطلقه ای که یه پسر 9 ساله داره

    سلام
    من با خانمی 26 ساله متراکه کرده آشنا شدم که یک فرزند 9 ساله دارد که پسر هست . من از عاقبت این رابطه واهمه دارم که پسر به سنین 20 به بالا رسید من با چه عملکرد های وی روبرو خواهم شد و شایان بذکر می باشد ما شیفته هم و بصورت منطقی طالب همدیگر هستیم در این میان بنده نیز متارکه کرده هستم ولی بدون فرزند .

    میل عاطفی خانم نسبت به فرزند بسیار هست ,این رابطه فرزند و مادر چه رویکردی در زندگی زناشویی ما خواهد گذاشت

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد , ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۹۳
    • جمعه ۲۲ آبان ۹۴ - ۱۸:۲۱

    خانوادم بشدت با ازدواج مجدد ما مخالفت میکنن

    با سلام
    من دختری 27 ساله هستم. بعد دو سال دوستی با یه آقایی باهاش ازدواج کردم 5 ماه عقد بودیم با هم خوب بودیم از اول دوستیمون سر یه سری مسایل من از جمله شاغل بودنم با هم مشکل داشتیم همیشه باید ازم خبر میداشت دلش آروم نمیشد اگه بیشتر از دو ساعت ازم بیخبر بود واسه همین چه سر کار چه تو مهمونی یا بیرون یا حتی تو خونه باید زود زود زنگ میزد که ازم خبر داشته باشه.
    خیلی سر این مسئله باهاش بحث میکردم میگفتم بهم اعتماد نداری میگفت نه دوست دارم نمیتونم ازت بیخبر باشم این مسئله دیگه برام عادی شده بود تا اینکه عقد کردیم بعد عقد بخاطر عوض شدن شیفت کاریم مجبور شدم دیگه کار نکنم چون باهاش مخالف بود .
    منم از کارم بیرون اومدم، بعد 5 ماه سر اختلاف کوچک خانوادگی کارمون به طلاق کشید با اینکه هنوز دوتامون همدیگه رو دوست داشتیم از هم طلاق گرفتیم .
    بخاطر اختلافی که پیش اومد ازم خواست با اون چند نفر قطع رابطه کنم اما من قبول نکردم خیلی ناراحت بودم بعد طلاق تا اینکه یه اسمس از طرف اون باعث شد دوباره عاشقانه با هم حرف بزنیم گفت از کارم پشیمونم نباید بخاطر اختلاف خانوادگی ازت جدا میشدم .
    اما حالا خانوادم بشدت با ازدواج مجدد ما مخالفت میکنن اما خودم علی رغم اختلاف نظرامون خیلی دوسش دارم میترسم یادش هیچوقت از دلم بیرون نره و دیگه نتونم با کسی ازدواج کنم یا اگرم ازدواج کنم مدام خاطراتش اذیتم کنه .
    تو رو خدا کی تو این زمینه تجربه داره راهنماییم کنه. یکی دو سال ازم بزرگتره موقعیت شغلیشم خوبه، خیلی هم وفاداره اما زیادی سختگیره
    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۳
    • يكشنبه ۱۰ آبان ۹۴ - ۱۷:۱۵

    برو بالا