خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۳۴ بازدید توسط ۹۰۳ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۵۵۶ بازدید توسط ۳۷۱ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۸۸۴ بازدید توسط ۵۸۰ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۹۶۳ بازدید توسط ۶۴۹ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۸۴۲ بازدید توسط ۵۲۱ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۳۸ بازدید توسط ۵۲۶ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۴۵ بازدید توسط ۵۵۷ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۶۴۱ بازدید توسط ۱۰۹۸ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۳۴ بازدید توسط ۹۰۳ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۵۴۰ بازدید توسط ۳۶۰۶ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۳۸ بازدید توسط ۵۲۶ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۴۰۴۸ بازدید توسط ۲۴۱۱ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۱۳۳ بازدید توسط ۷۷۹ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۵۴۳ بازدید توسط ۹۷۲ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۲۴ بازدید توسط ۶۲۱ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۲۰۱ بازدید توسط ۱۶۳۰ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۵۶ بازدید توسط ۳۶۹ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۰۴ بازدید توسط ۲۳۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۲۶۹ بازدید توسط ۱۰۰۵ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۰۷ بازدید توسط ۹۱۵ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۳۲۵ بازدید توسط ۹۹۵ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۲۶۷۶ بازدید توسط ۸۳۰۰ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۳۰ بازدید توسط ۹۸۹ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۷۱۴ بازدید توسط ۲۷۶۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۰۴۹ بازدید توسط ۳۰۶۰ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۱۴ بازدید توسط ۹۹۱ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۲۲۲ بازدید توسط ۱۷۴۵ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۲۱۰ بازدید توسط ۹۴۶ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۱۴ بازدید توسط ۴۱۰۴ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۷۲۴ بازدید توسط ۳۲۵۴ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۰۸۱ بازدید توسط ۵۸۱۳ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۸۲۱ بازدید توسط ۳۷۳۲ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۴۵۳ بازدید توسط ۲۲۹۵ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۱۳۰ بازدید توسط ۹۶۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۲۸۵ بازدید توسط ۴۵۷۵ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۹۷۴ بازدید توسط ۷۷۸ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۰۴۶ بازدید توسط ۸۹۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۸۰ بازدید توسط ۱۷۷۳ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۷۷ بازدید توسط ۵۷۶ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۸۵۸ بازدید توسط ۲۱۱۱ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۷۳۱ بازدید توسط ۱۹۷۶ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۳۱ بازدید توسط ۱۴۹۹ نفر)
التماس دعا (۸۵۴۳ بازدید توسط ۶۸۴۵ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۱۴ بازدید توسط ۶۱۱ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۱۳ بازدید توسط ۱۰۲۵ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۱۲۱ بازدید توسط ۹۸۴ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۶۸۳ بازدید توسط ۲۰۳۶ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۳۶۳ بازدید توسط ۱۰۵۳ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۷۵ بازدید توسط ۱۰۸۷ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۹۳۱ بازدید توسط ۲۴۱۲ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۳۶۶ بازدید توسط ۲۶۶۴ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۴۸۰ بازدید توسط ۷۳۳۴ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۶۸۴ بازدید توسط ۱۷۸۸۲ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۶۸۹۷ بازدید توسط ۱۲۷۳۱ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۶۸۲ بازدید توسط ۳۵۷۶ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۵۰۹۱ بازدید توسط ۴۰۶۱ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۴۵ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۵۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۷۹ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۲۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۷۹۸ نمایش) - (۵۲۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۳۶۳ نمایش) - (۱۸۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۷۳۲ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۰۵۳ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۶۴۴ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۵۳۴ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۴۱۱۷ نمایش) - (۲۹۳ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۰۲۰ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۲۸۳ نمایش) - (۳۰۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۶۱۶ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۰۰۵ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۷۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۹۴۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۰۸۸ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۲۸۰ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۷۳ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۷۳۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۲۹۱ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۰۲۶ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۱۹۴ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۹۱۸ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۸۳۹ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۴۰۱ نمایش) - (۳۷۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۱۴۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۰۱۱ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۰۴۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۵۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۲۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۸۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۳۲۰ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۸۴۸ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۵۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۹۴ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۸۰ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۶۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۰۹۶۴ نمایش) - (۴۶۷ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۲۷ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۶۷ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۲۵۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۸۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۳۰۴ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۳۴۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۹۴۹ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۶۳۱ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۰۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۸۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۱۵۰ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۹۶ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۴۱۰ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۵۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۱۵ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۰۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۵۲ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۴۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۶۳۶ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۵۹ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۱۰ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۷۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۶۰ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۱۰ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۹۲۸ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۶۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۸۲۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۶۹ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۲۳۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۵۳۲ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۸۶۸ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۲۲۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۲۲ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۲۲۸ نمایش) - (۲۷۰ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۰۵۰ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۱۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۲۶۶ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۹۳۶ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۹۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۷۲۸ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۲۲۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۴۲۵ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۰۶۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۷۹۶ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۸۳ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۱۴۶ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۷۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۰۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۱۲ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۴۰ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۶۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۰۶ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۷۴۳ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۹۴۳ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۲۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۵۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۶۲ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۳۵۴ نمایش) - (۳۲۶ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۷۱ نمایش) - (۱ نظر)

مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی کسب درآمد کنکور تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری سربازی عشق

۳۱ مطلب با موضوع «مسائل زنان مطلقه و بیوه» ثبت شده است

دختری مطلقه ام، در ازدواج مجدد به مشکل برخوردم

با سلام

دختری هستم که در دوران عقد جدا شدم. در حال حاضر یک عده میدونند این جریان رو و موردهایی که به من معرفی میکنند، کسانی هستند که بعد از یک دوره زندگی مشترک جدا شدند، و بقیه هم که نمیدونن موردهایی معرفی میکنند که هیچ تجربه ای در این زمینه ندارند و عقدی نداشتند.

من واقعا سردرگم هستم نه میتونم از بین کسانی که تجربه زندگی مشترک دارند، انتخاب کنم نه از بین کسانی که هیچ تجربه ای ندارند، انگار بین زمین و آسمان معلق هستم نمی تونم هیچ سمتی برم. اون هایی که بعد عروسی جدا شدند خیلی زمینه فکری شون فرق داره و خیلی بی اعتماد هستند و بسیار منطقی و خشک، کسانی هم که تجربه ندارند اون ها من رو قبول نمیکنن به خاطر گذشته ام، و من واقعا موندم که چکار کنم؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مرتبط)
ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
طلاق در دوران عقد (۳۳ مطلب مرتبط)
مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۰۱۱ بازدید توسط ۷۸۵ نفر
    • سه شنبه ۲۶ شهریور ۹۸ - ۰۸:۵۶

    مطلقه ام، یه آقای مطلقه که بچه 7 ساله داره ازم خواستگاری کرده

    با عرض سلام و ادب خدمت همه خوانندگان این پست

    من دختری ۲۴ ساله ام که هفت سال پیش در دوران عقد طلاق گرفتم. در فضای مجازی با آقایی آشنا شدم که ۳۰ سالشه، ایشونم جدا شده دو سال پیش و یه پسر ۷ ساله داره که پیش خودشه. از من خواستگاری کرد. همسر سابقش ازدواج نکرده هنوز و هر چند وقتی تماس میگیره و حال بچه ش رو میپرسه. 

    این آقا گفت که همسر سابقش سیگاری شده و البته این صد در صد نیست، یکی دو بار حضوری دیدمش از لحاظ ظاهری اعتقادی با هم تفاهم داریم اهل کار و زندگیه. علت جداییش خیانت همسر سابقش بوده. 

    خانواده من اوایل بشدت مخالف بودن اما کم کم با صحبت های من نرم تر شدن. اما با تمام اینها باز که به دل خودم رجوع میکنم شک و دو دلی و ترس میبینم. ترس از چیزی مبهم که نمیدونم در آینده چه مشکلاتی میخواد پیش بیاد. 

    خسته شدم از تنهایی، از خونه پدر بودن. دوست دارم مستقل بشم. خودش میگه میریم یه شهر دیگه زندگی میکنیم که خیالت از بابت همسر سابقم راحت باشه. میگه یکی دو سال خانوادم بچه م رو نگه میدارن. خودم دوست دارم به پسرش محبت کنم بزرگش کنم و از این نظر مشکلی ندارم ضمن اینکه خودمون بچه دار خواهیم شد و بچه های منم خواهر برادرهای اون پسر میشن. 

    ولی بازم میترسم از چیزی که نمیدونم چیه!، گاهی دوست دارم یهو همه چی رو تموم کنم و بگم تمام، اما دو دلم.

    میشه راهنماییم کنید.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)
    ازدواج با مردی که قبلا ازدواج کرده (۲۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۴)
    • ۱۶۳۶ بازدید توسط ۱۲۴۶ نفر
    • يكشنبه ۲۰ مرداد ۹۸ - ۱۶:۵۵

    با چه استدلال هایی پدرم رو راضی به ازدواج با یه خانم مطلقه بکنم؟

    من قبلا خانمی رو دوست داشتم که ازدواج کرد، اما بعد از مدتی طلاق گرفت، الان مجددا حسم نسبت به اون خانم برگشته و می خوام باهاش ازدواج کنم، اما با مخالفت پدرم مواجه شدم.

    در اینترنت کلی مطلب راجع به ازدواج پسر مجرد با زن مطلقه خوندم و کلی نکات یاد گرفتم و مشکلی نداره، فقط باید به یکسری چیزها دقت کرد؛

    مثل اینکه چرا جدا شدن؟، دلیل جدایی شون چی بود؟، مقصر کی بود؟، طرفین خودشون چه کسی رو مقصر میدونن؟، از هر دو تحقیق بکنم؟، ببینم دختر اشتباهاتش رو خودش هم قبول داره و مسئولیتش رو می پذیره یا اینکه کلا میندازه گردن شوهر؟، اینکه اهدافش چیه باورهای مذهبی و ... و سایر کفویت هامون با هم میخوره؟، اینکه این طلاق باعث نشده باشه که از مردها کینه داشته باشه و ناخودآگاه بخواد ضربه بزنه و یکسری چیزهای دیگه که نوشته شده بود که بعضی ها ربطی به مطلقه هم نداره در ازدواج با مجرد هم مهمه، مثلا سلامت جسمی، سابقه بیماری روانی، اعتیاد هیچ ربطی به مجرد و مطلقه نداره و در ازدواج با مجرد هم همین هاست، فقط حس اینکه خودم میتونم کنار بیام با این قضیه که فکر میکنم هیچ مشکلی ندارم. حتی تنفر از مرد و بدبینی در مجردها هم میتونه با بهم خوردن دوستی اتفاق بیافته.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۰)
    • ۳۱۲۹ بازدید توسط ۲۲۲۳ نفر
    • شنبه ۱۲ مرداد ۹۸ - ۲۲:۰۴

    چکار کنم این روند لاغریم متوقف بشه

    سلام به همه خانواده برتری ها

    28 سالمه، یه ازدواج ناموفق داشتم. پدرم نزدیک به یک ساله که به رحمت خدا رفته، یه مدت طولانی حال خوشی نداشتم و هنوز هم چندان رو به راه نیستم چون خودم رو مسبب بیماری و فوت پدرم میدونم، رابطه منو پدرم مثل رابطه بقیه دخترها و پدرها نبود، برام دوست و همراه و هم صحبت بود، عزیزترین موجودی که داشتم، ولی همیشه خودش رو سرزنش میکرد که چرا منو تو سن کم شوهر داده و انتخاب درستی برام نکرده و همین  باعث شده که من 10 سال پیش جدا بشم و هنوز هم نتونم دوباره ازدواج کنم. و میفهمیدم چقدر داره عذاب میکشه و همین باعث بیماری و بعدم فوتش شد، خدا فقط میدونه توی دوران بیماریش من چه رنجی کشیدم، خودش همیشه میگفت خدا آدم ها رو با عزیزترین هاشون امتحان میکنه، منو با تو و تو رو با من امتحان کرد.

    حالا که یه کم سر پا شدم فقط به خاطر خانواده کوچیکیه که برام مونده، غصه خوردن من باعث شد یه مدت مریض بشم و الانم خیلی ضعیف شدم ولی نتونستم تحمل کنم خانوادم بیشتر از این رنج ببرن، برگشتم سرکار، توی جمع دوستام و ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)
    چگونه چاق شویم (۲۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۸۰۸ بازدید توسط ۶۸۰ نفر
    • جمعه ۳ خرداد ۹۸ - ۱۰:۴۸

    زندگی قبلی تون چقدر رو زندگی جدیدتون تاثیر گذاشته ؟

    سلام دوستان

    لطفا دوستانی که تجربه دارن پاسخ بدن. زندگی قبلی تون چقدر رو زندگی جدیدتون تاثیر گذاره ؟ رابطه قدیمی تون چقد رو رابطه جدید تاثیر گذاره ؟ 

    خانوم هایی که قبلا ازدواج کردن بعد جدا شدن اگر ازدواج کنن چقدر ازدواج قبلی شون تو زندگی جدید تاثیر گذار خواهد بود؟ یا اگر با کسی رابطه دوستی داشتید بعدا تو ازدواج بهش فکر میکنید؟ یا مثلا یه سال نامزد بودید بنا به اختلافات جدا میشد وقتی دوباره ازدواج میکنید مقایسه ای زندگی قبلی و جدید براتون درست میشه؟ این موضوع برای آقایون هم میتونه باشه . 

    لطفا تجربیات تون رو بگید 

    ممنون


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۱۹۸ بازدید توسط ۱۵۷ نفر
    • شنبه ۱۸ اسفند ۹۷ - ۲۰:۳۹

    چطور به خواستگارانم بفهمونم که در ازدواج قبلیم رابطه جنسی نداشتم

    سلام بچه ها 

    دلم خیلی گرفته خیلی ... ۲۲ بهمن شدم ۲۶ ساله. درسته من بزرگترین نعمت رو دارم، سلامتی و پدر مادر خوب، خونواده ی سالم و از همه مهم تر خدایی که همیشه همراهم بوده و هست ولی دل خوش ندارم، دلم میخواد یه همراه داشتم یکی که واسه خاطر خودت تو رو بخواد نه پول بابات، خدایا واقعا موندم تمام امکانات باشه اون وقت ته دلت خوش نباشه. خیلی ها میگن تو تحمل کن یه آدم خوب میاد سراغت آخه مگه میفهمن که من چی میکشم از تنهایی . بابا چرا متوجه نیستن پدر و مادر و خواهر و برادر، دوست و آشنا جای خودش .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مرتبط)
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)
    رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۶۶ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۴)
    • ۲۲۵۳ بازدید توسط ۱۷۹۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۵ بهمن ۹۷ - ۱۷:۳۲

    همه چیز دارم ولی کسی که بهم آرامش بده ندارم

    سلام دوستای خوبم

    اینقدر با من بازی شده که هر چی بگم کم گفتم... خیر سرم اصلا دوست پسر نگرفتم گفتم سنتی ازدواج کنم بی دردسر. عقد کردیم بعد عقد خودش رو نشون داد ، تازه فهمیدم دنبال مال و اموال بابامه ، وای یعنی انقدر دوست داشتن اینا هیچ پوچ... ؟

    دارم میسوزم فقط اینو میدونم که خدا خیلی دوسم داشت، اتفاقی نیفتاد و در عرض یک ماه از هم جدا شدیم و اسمش از شناسنامه پاک شد، کلی غصه خوردم این جریان رو داشتم فراموش میکردم سر و کله ی یکی پیدا شد . منم همه چیز رو گفتم ، بچه ها بد کردم راستش رو گفتم ؟ اولش قبول کرد همش قربون صدقم میرفت بعدش با مادرش در جریان گذاشت اونم گفت به هیچ وجه. 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مرتبط)
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)
    به خواستگارم بگم که ... (۳۰ مطلب مرتبط)
    بررسی معیارهای ازدواج (۶۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۲۰۰۰ بازدید توسط ۱۶۳۷ نفر
    • چهارشنبه ۱۹ دی ۹۷ - ۱۸:۳۹

    توی فرهنگ ما کسی مثل من حق عاشق شدن نداره

    سلام خدمت همه دوستای خانواده برتری

    داستان زندگی من پر از فراز و نشیب هست و گفتنش چند فصل رمان میشه واسه همین مختصر میگم براتون؛

    27 سالمه، ده سال قبل از همسرم جدا شدم و بعدش خواستگار مجرد و متاهل داشتم و هر کدوم به نوعی نشد و همزمان درگیر مسائل و مشکلات شدید دیگه ای توی خانواده شدم که خیلی باعث شد دچار فشار و تنش بشم.

    ناگفته نمونه که بعد از جدایی درس خوندم و دنبال علایقم رفتم و به لطف خدا توی این بخش زندگیم با همه سختی ها و مشکلات پیشرفت کردم و بازم به کرم خدا از نظر شخصیتی و تفکری هم با آدم هایی آشنا شدم که باعث شدن دید و نگاه روشن تری داشته باشم و به قول معروف باعث رشدم شدن.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مرتبط)
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۲۰۵ بازدید توسط ۱۸۸۲ نفر
    • سه شنبه ۴ دی ۹۷ - ۱۸:۴۵

    چهار سال سختی دانشگاه رو تحمل کنم برای چی ؟

     سلام دوستان

    من 23 سالمه ، پنج سال پیش در حالی که من راضی نبودم اما مهر طلاق رو پیشونیم خورد . الان افسرگی دارم. هر چی بیشتر پیش میره بیشتر سختی های مطلقه بودن رو میچشم. من خیلی دختر منزوی و خجالتی هستم. بخصوص الان که افسردگی هم بهش اضافه شده و نمیتونم با اطرافیانم ارتباط برقرار کنم. امسال کنکور شرکت کردم رشته ارتباط تصویری و میخواستم شهر خودم قبول شم ولی بعد متوجه شدم اصلا دولتی نداره و بیشتر افسرده شدم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۰۲۸ بازدید توسط ۹۰۹ نفر
    • سه شنبه ۱۰ مهر ۹۷ - ۱۸:۳۱

    دختری مطلقه ام، ولی کسانی که به من معرفی می شوند مجرد هستند

    با سلام

    دختری هستم که ازدواجم در دوران عقد بهم خورد. چون که این قضیه مربوط به چند سال پیش است،  آشنایان و دوستانم از آن هیچ اطلاعی ندارند به خاطر همین کیس هایی که به من معرفی میشوند همه مجرد هستند.

    حال میخواستم ببینم چکار کنم که فردی با شرایط مشابه خودم خواستگاری بیاید ؟ از آن طرف هم چون این مسئله شخصی است دوست ندارم نزدیکانم از آن مطللع شوند .

    و سوال دیگرم این است که به خواستگار مجرد این مسئله را وقتی زنگ زدند بگویم یا در سایر جلسات؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    طلاق در دوران عقد (۳۳ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۴۹۵ بازدید توسط ۱۳۰۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ تیر ۹۷ - ۲۰:۳۱

    با وجود داشتن خواستگار، می ترسم دوباره ازدواج کنم

    سلام دوستان خانواده برتری
    قبل از اینکه سوالم رو مطرح کنم از تون ممنونم بابت خوندن مشکلاتم.
    من خانمی هستم سی ساله قد بلند  و از نظر زیبایی بقیه ازم تعریف میکنن ولی متاسفانه با سابقه یه ازدواج اشتباه که دو سال بیشتر ادامه نداشت بدون فرزندم.

    من کلا طعم عشق رو نچشیدم و در کل قسمتم آدم بد اخلاق و خشکی بود که استقلال فکر نداشت و بیکار هم بود و تحصیلاتش پایین تر از من  بود و با اصرار من کاردانیش رو گرفت و خلاصه خیلی بهم دروغ گفته بود و اصلا آدم مذهبیی نبود برخلاف خودم .

    با تمام بد اخلاقی ها و سرد مزاجیش ولی خودش منو بی دلیل  رها کرد و رفت و من مجبور شدم بعد از پنج سال غیابی طلاق بگیرم.... حالا بگذریم خیلی شانس نداشتم .

    استرس های زیاد باعث شد که مشکل غمباد و گواتر پیدا کنم و چهار هفته باید قرص لبو تیروکسین مصرف کنم و به دنبال آن ریزش مو پیدا کردم و چاق شدم و اضافه وزن پیدا کردم متاسفانه بدنم استریا و ترک برداشته  و مشکل بعدی من جراحی است که  روی رحمم به علت وجود یه توده خوش خیم (فیبروم) انجام دادم البته جاش فقط در حد دو سه سانت روی شکممه که  مشکلی برای بارداری و ... ایجاد نمیکنه (پزشکم گفته) .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مرتبط)
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۸۱۰ بازدید توسط ۱۵۵۴ نفر
    • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶ - ۲۰:۰۹

    مطلقه ام، می ترسم خواستگارم بعد از ازدواج پشیمون بشه

    سلام دوستان

    من خانمی هستم که 29 ساله  ، متاسفانه پنج سال پیش به دلیل بد اخلاقی و عدم تفاهم از همسرم جدا شدم و در واقع ازش با تنفر جدا شدم و هیچ وقت حس پشیمانی بهم دست نداد .

    تو همین سایت از بعضی کاربران کامنت هایی خوندم مبنی بر اینکه ازدواج با زنان مطلقه بده و آخرش پسران پشیمان میشن و اینکه یه خانم مطلقه تجربیات جنسی قبلی داشته شوهر دوم رو اذیت میکنه و یا یه خانم مطلقه دختر نیست و ... . آقا پسری از من خواستگاری کردند که فعلا در حال آشنایی هستیم .  سی و هفت ساله هستند و شرایط خوبی دارند .

    ایشون خیلی علاقه نشون میدن و میگن براشون اصلا مطلقه بودن من مهم نیست همین که علاقه ای به همسر سابقت نداری خوبه و خانواده شون هم فعلا مخالفتی نکردند . ولی من ترس دارم نکنه دوباره به دلایلی که بالا گفتم پیشیمون بشه که چرا با یه خانم ازدواج کرده نه یه دختر .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)
    قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۶۴ مطلب مرتبط)
    منصرف شدن خواستگار (۱۵ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۷)
    • ۲۸۴۵ بازدید توسط ۲۱۷۹ نفر
    • يكشنبه ۱۰ دی ۹۶ - ۲۰:۵۶

    مطلقه ام، چطور رفتار کنم تا برای کسی توهم ایجاد نشه ؟

    با سلام

    بنده خانمی زیر سی سال هستم که اخیرا از همسرم جدا شدم . شخصیتم طوری هست که کلا خوش برخورد هستم و با افرادی که آشنا هستم یا همکارانم چه خانم و چه آقا احوالپرسی گرمی دارم چه حضوری و چه تلفنی .

    ولی از موقعی که جدا شدم این نوع برخوردم باعث توهمات در جنس مخالف شده. همکاران آقا فکر میکنند که من منظوری دارم و یا دارم چراغ سبز نشان میدهم  .ناگفته نماند که من صدای خیلی ملایمی دارم .واقعا نمیتوانم لحن یا نوع صدایم را تغییر بدم . حالا سوالم مخصوصا از آقایون این هست که :

    به چه زنی باحیا با وقار میگید ؟

    واقعا باید چگونه رفتار کنم تا برای کسی توهم عشق و علاقه مندی ایجاد نشه؟ مخصوصا بنده که روابط کاری با آقایون همکار دارم . متاسفانه نوع نگاه به زن مطلقه خیلی اشتباهه و هر رفتارشو تعبیر اشتباه میکنند .

    ممنون میشم راهنمایی کنید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۲۱۷۲ بازدید توسط ۱۸۱۲ نفر
    • سه شنبه ۵ دی ۹۶ - ۱۸:۴۰

    بدجوری بین عقل و احساس، و دین و عرف گیر افتادم

    با سلام

    یه دختر 37 ساله هستم. قبلا تو عقد جدا شدم. بخاطر کارم مهاجرت کردم به یه شهر بزرگ و تنها زندگی میکنم. همه چیز تا حدی خوبه خدا رو شکر. خودم، کارم، زندگیم. فقط یه مشکل عذابم میده و اون مجرد بودنم هست و گناهانی که به خاطر نیاز جنسی گاهی مرتکب میشم.

    تلاش میکنم که ازدواج کنم اما دیگه هیچ موقعیت ازدواجی ندارم. اشخاص متعدد مذهبی و غیر مذهبی پیشنهاد میکنن که با یه مرد باشم و شرعیش کنم چون مذهبیم. اما من نمی تونم مردی که منو موقت میخواد رو دوست داشته باشم و تا مردی رو دوست نداشته باشم نمی تونم باهاش هیچگونه رابطه ای حتی دوستی ساده داشته باشم.

    چطور میتونم بپذیرم که یه مرد تا قبل ازدواجش با من باشه و بعد بره سراغ دختر ایده آلش. از یه کابوس وحشتناکم وحشتناک تره. بعضی ها میگن که این موقت ممکنه تبدیل به دائم بشه اما روانشناس ها میگن اکثر قریب به اتفاق دوستی هایی که منجر به رابطه جنسی میشه دیگه هرگز به ازدواج ختم نمیشه.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل مربوط به ازدواج موقت (۳۸ مطلب مرتبط)
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۲۱۵۸ بازدید توسط ۱۷۹۹ نفر
    • يكشنبه ۹ مهر ۹۶ - ۱۶:۱۷

    چکار کنم دید مردم و فامیل به من مطلقه بد نباشه؟

    سلام

    دختری 25 ساله هستم . سه سال قبل با پسری عقد کردم که الان داریم از هم به صورت توافقی از هم جدا میشیم . سه ماه بعد از عقدمون همسرم بیکار شد و دیگه سرکار نرفت . قرار شد به خانواده ی من نگیم و صبر کنم تا دوباره کار پیدا کنه اما .... خانوادش هم حمایتی نکردن ،

    من کارمند هستم و تو این مدت خیلی به همسرم کمک کردم حتی پول تو جیبی هاشم می دادم براش خرید می کردم و حتی برای خودم خرید می کردم و به خانوادم می گفتم که همسرم بهم هدیه داده . اما الان سه سال میگذره و اون هنوز هم بیکاره .

    خانوادم اصرار دارن ما بریم سر خونه زندگیمون اما همسرم ناراحت میشه با من بداخلاقی می کنه ، دعوا و داد و بیداد و... خیلی اذیتم کرد تصمیم گرفتم به خانوادم بگم که بیکاره . خانوادم خواستن کمکمون کنن که بتونیم یه جا خونه اجاره کنیم و جهیزیه منو اونجا بچینیم و یه مراسم ساده برگزار کنیم که زود تر بریم سر زندگیمون اما همسرم وقتی متوجه شد که خانواده من می دونن بیکاره حسابی عصبی و ناراحت شد و قهر کرد و گفت دیگه منو نمیخواد .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۲۳۰۷ بازدید توسط ۱۹۴۶ نفر
    • يكشنبه ۴ تیر ۹۶ - ۲۱:۱۱

    چرا تا بحث فساد ، فحشا و ... میشه ذهن بعضی ها میره سمت زن ها ؟

    سلام
    یه خانمم و... سنم بماند . مطلبی تو ذهنمه و میخوام نظرات شما رو هم بشنوم. قبلش بگم که دوس نداشتم در این مورد بحث کنم چون  مسایل مهمتری برا بحث وجود دارن بحث مشکلات عمومی که خیلیامون باهاش درگیریم اما با توجه به پستای زیادی که در مورد زنان و پوشش زنان تو جامعه وجود داره و همه تو همین پستا میان راجع به ریزترین و شخصی ترین مسایل زنان نسخه میدن نظر میدن حدود تعیین میکنن خواستم منم حرفمو بزنم ببینم چقدر درست فکر میکنم و چقدر نادرست  ...
    کشورای دیگه رو کاری ندارم اما تو کشور ما تا بحث ،فساد، فحشا، عفاف و پاکدامنی و اصطلاحات مشابه میشه همه ذهن ها میره سمت خانمها .. من فکر میکنم متاسفانه تو ایران خانمها یکم که نه ، زیادی مظلوم واقع شدن و بی جهت همه تقصیرا و مسولیت ها متوجه زنانه . هم تو دنیای واقعی هم مجازی خیلی ها فقط زنان رو مسئول میدونن و مدام سعی دارن زنان را بکوبند که تنها عامل فسادن و مدام بحث میشه . هی بحث میشه .

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان (۱۶۱ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷۶)
    • ۳۷۴۴ بازدید توسط ۲۶۴۴ نفر
    • دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۲۱:۱۵

    وضعیت استفاده از جهیزیه در ازدواج مجدد

    سلام
    من بعد از حدود سه سال طلاق گرفتم. به دلیل مشکلات و اختلافات رفت و امدی نداشتیم و اکثر جهیزیم هم استفاده نشده. حالا میخواستم بدونم در صورت ازدواج مجدد ، میتونم از اکثر همین جهیزیم استفاده کنم یا نه؟ طبیعتا سرویس خواب و مبل راحتی را مجدد تهیه میکنم و ظروف دم دستی. 
    ولی سرویس استیل و نهار خوریم عملا بلا استفاده بوده . یخچال و لباس شویی و ظرفشویی م چه طور ؟ فرش ها ؟ در اصل این چند قلم گرون تر را میخواستم بدونم میتونم مجدد استفاده کنم یا نه؟
    ما تو اطرافیانم هیچ طلاقی نبوده، و کسی نمیدونه عرف چیه ؟ ممنون میشم راهنمایی کنید. فعلا همه چیز تو طبقه بالای خونه پدری نگهداری میشه و از بابت جا مشکلی نیست.

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)
    جهیزیه (۲۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۲۰۶۲ بازدید توسط ۱۶۵۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟

    با عرض سلام 

    من الان درگیر یه طلاقم .  35 سال سن دارم شوهرم شیشه ای بود و اختلال شخصیت پارانویید داره فوق العاده تو این شش ماه زندگی اذیتم کرده میگه پشیمونه ولی صد بار تکرار کرده امیدی به بهبودیش ندارم و برای طلاقم شک ندارم .

    من شاغل هم هستم مشکل مالی ندارم آدم آروم و مهربون و خوش اخلاقی هستم اهل زندگیم و اصلا سنم به چهرم نمیخوره خیلی جوانتر میزنم . بنظرتون من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟ و با چه شرایطی ازدواج کنم ؟ تو رو خدا کمکم کنید ( پارانویید یه نوع اختلال شخصیته لطفا برای کسب اطلاع از این مورد سایت های مختلف رو مطالعه فرمایید ) .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مرتبط)
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    زندگی بعد از جدایی (۱۳ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۶۱۸ بازدید توسط ۲۱۵۳ نفر
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    آقایون کدوم رفتارهای یه خانوم رو چراغ سبز تلقی میکنن؟

    سلام

    من یه خانوم مطلقه هستم سی ساله . چهره معمولی دارم و نسبتا مذهبی و با پوشش چادر . ولی مشکلم اینه که نمیدونم به خاطر مطلقه بودنمه یا نه ولی احساس میکنم با هر اقایی در رابطه کاری یا هر چیزی ارتباطی به وجود میاد طرف مقابلم فکر میکنه من دارم بهش چراغ سبز نشون میدم .

    من کلا تو احوال پرسی گرم رفتار میکنم. ولی از حد و حدود خارج نمیشم و دلیلی هم نمیبینم که بخوام ارتباطی غیر از ارتباط کاری باشه .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۵۵۰۳ بازدید توسط ۴۶۳۱ نفر
    • جمعه ۱۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۵

    من موندم و یه نیازی که نمیدونم چطور تامینش کنم !

    سلام خدمت همه ی دوستان عزیز

    بدون مقدمه چینی میرم سر اصل مطلب و مشکلم رو باهاتون در میذارم

    ممنون میشم که نظراتتون رو بدونم

    من ۲۶ سالمه و مطلقه هستم به دلیل عدم‌ تفاهم از همسرم جدا شدم و اصلا هم پشیمون نیستم
    توی زندگی مشترکمون من تقریبا آدم سردی بودم شاید دلیل این سرد بودن مشکلات زیادی بود که با هم داشتیم .

    الان حدود یکساله و نیمه که از هم‌ جدا شدیم . اوایل مشکل خاصی نداشتم ولی الان نیاز جنسی شدیدا بهم فشار آورده . باورش برای خودم خیلی سخته که من که اونقدر سرد بودم الان ...

    شاید ازدواج مجدد راه حلی باشه که به ذهن هر کسی برسه ولی من واقعا هیچ علاقه ای به این ندارم که دوباره درگیر یه زندگی مشترک با همه ی مشکلاتش بشم وگرنه به خاطر چهره ی خوب و موقعیت عالی ای که دارم از همه لحاظ ، خواستگار تو این مدت زیاد داشتم ولی صد در صد جوابم منفی بوده .

    حالا من موندم و یه نیازی که نمیدونم چطور تامینش کنم ! اصلا اصلا هم اهل خ . ا نیستم . واقعا نمیدونم باید چیکار کنم و اصلا هم نمیتونم این مشکلم رو با کسی در میون بذارم
    ممنون میشم اگه نظری بود بشنوم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۱)
    • ۳۶۶۷ بازدید توسط ۳۰۹۳ نفر
    • شنبه ۱۹ تیر ۹۵ - ۲۲:۵۰

    بچه دار شدن همسر سابقم و ازدواج دوستام داغونم کرده

    سلام به همه هموطنای عزیزم ان شاالله که سالی پر از آرامش و حضور گرم خدا داشته باشید.

    این چند روز که به وبلاگ سر میزدم با مطالبی که پست شده بود منم تصمیم گرفتم مشکلمو بگم ان شاء الله که راهنمایی شما بتونه مشکلمو حل کنه .

    بیست و اندی سالمه، پنج ساله از همسرم جدا شدم دبیرستانی بودم که ازدواج کردم، از ماجرای ازدواجم که بگذریم چون خودش یه کتابه اما همینقدر بگم که دنیای ما خیلی با هم فرق داشت، اما به صرف اینکه خانواده مذهبی داشت پدر و مادرم راضی به ازدواج ما شدن و تحقیق چندانی نکردیم و منو راضی کردن اما وقتی به خودم اومدم دیدم یه مرد همه کاره کنارمه، مردی که مجبورم کردم چادرمو بردارم دوستاشو میاورد خونه مشروب میخورد اما من تو خانوادمون هیچ وقت اینجور چیزارو ندیده بودم و چون بچه بودم نمیدونستم رفتار درست چیه... بگذریم که دردم دو چندان میشه....

    حالا که 5 سال گذشته اون ازدواج کرده و بچه داره با خانوم هم سن و سال خودش... دلم این روزا خیلی گرفته منم خیلی خواستگار داشتم تو این مدت ولی ملاکام تغییر کردن یعنی تازه میفهمم چی میخوام؛ بیشتر خواستگارهایی که داشتم مجرد بودن...

    من بعد جدایی بازم چادرمو سر کردم، درس خوندم، از نظر اطرافیان خیلی آدم بهتری شدم از نظر شخصیتی شایدم درد و رنج منو بزرگ کرد و باعت شد خیلی به خدا نزدیک بشم و این اتفاقا رو همیشه سعی کردم به دید امتحان الهی نگاه کنم.

    از نظر ظاهری خدا رو شکر بد نیستم خواستگارایی هم که داشتم بد نبودن هم کار داشتن هم تحصیل کرده اما اما اما اون ملاک های مذهبی بودن که من میخواستم رو کامل نداشتن، مامان بابام میگن سخت میگیری، به نظر شما من سخت میگیرم؟

    نه پول برام مهمه نه چیز دیگه فقط میخوام همسرم رنگ و بوی خدایی داشته باشه، چیز زیادیه؟ این روزا حس میکنم بازنده شدم، اینقدر واسه زندگیم واسه خطر قرمزام جنگیدم چیز حروم و ناشایست هم نخواستم فقط میخوام همسرم با ایمان باشه مردی که خدا ترس باشه؛ مامانم میگه تو میری نماز خونشون میکنی، مگه تونستم همسر سابقمو نماز خون کنم؟ تقصیر من چیه؟ خدا شاهده که بیشتر از توانم زحمت کشیدم واسه حفظ زندگیم اما نشد ترسیدم فردا بچه دار بشم بچه ام بمونه بین دو راهی با عقاید من بزرگ بشه که یا اون...

    حالا اون که هیچ معیار معنوی واسه انتخاب همسزش نداشت ازدواج کرده بچه داره ، من باید بسوزم، درسته که بازم به یکی جواب مثبت بدم که خیلی پایبند مذهب نیست؟

    همه آدما یه فانتزیایی دارن، من فقط میخوام وقتی اذان میزنن همسرم بگو خانم اول نماز، هر جا که باشیم یه وقتایی به خودم میخندم میگم آخه دختر تو این دوره زمونه همچین مردی کجاست؟ یه وقتایی میگم لابد من لایقش نیستم...

    بعد از جدایی نتونستم عاشق کسی بشم، من یه دختر چشم و گوش بسته بودم که حتی به نامحرم نگاه هم نمیکردم اما زن یکی شدم که قبل من با هزار نفر رابطه جنسی داشت، حالا شدم زنی که زیر شرع و عرف خدا رفتم تو یه رابطه جوون دادم نشده توی همون شرع و عرف اودم بیرون و هیچ کس چه تو دانشگاه نه محل کارم خبر نداره چون میترسم از قضاوت و نگاه بقیه، ولی روزی صد تا دختر و میبینم که با پسرای نامحرم هزارتا کار میکنن آخرشم اونا میشن دوشیزه ...الحمدالله بعد طلاقم به خاطر رفتار و حیایی که داشتم (به گفته اطرافیان) هیششکی بهم نگفته بالای چشمت ابرو...

    دلم خیلی گرفته از آدما....

    چند وقت  بود سر نماز همش به خدا میگفتم خدایا لااقل علاقه یکیو بنداز تو دلم، یه پسری بود که میشناختش دورادور ولی میدونستم یک سالی هست منو زیر نظر داره، ازش خوشم نمیومد زیاد راستش ظاهرش به دلم نمینشست اما واقعا پسر خوب و مومنیه جوری که همه قبولش دارن خودمم به این نتیجه رسیدم که معیارای ایمانش همونه که من میخوام...

    چند وقت پیش تو یه پروژه ای ازم درخواست همکاری کرد قبول کردم ولی به دلایلی کار بهم خورد و بعدش شماره منزل رو خواستن برای خواستگاری... نمیدونستم چی بگم گفتم یه مساله ای هست که نمیشه اصرار کردن بازم نگفت تا اینکه بالاخره یه جوری گفتم... خیلی رک گفت من نمیتونم، این حرفش خیلی قلبمو شکست شاید اصلا بهش جواب مثبت هم نمیدادم ولی با حرفش خیلی ناراحت شدم؛ رفتم مزار شهدا کلی گریه کردم، گفتم این رسمشه؟ منی که پاک بودم حقم بود زن همچینی آدمی بشم اما الان چقدر آدم بودنم رفته زیر سوال که یه نفر جوری باهام برخورد کنه که انگار...

    اما احساس میکنم که پشیمونه از حرفش، خیلی مودبانه تولدمو تبریک گفتن یا بابت کار مشترکمون چند باری فایل فرستادن.... منم حس میکنم الان بهشون علاقمند شدم نمیدونم چرا هیچ وقت فکرشم نمیکردم انگار یهویی شده...

    نمیدونم باید چی کار کنم میدونم هیچ وقت عزت نفسم و عقایدم اجازه نمیده بهشون پیامی بدم اما میدونم ایشونم هنوز نتونستن با خودشون کنار بیان...

    اینم یگم الان دو تا خواستگار پر و پا قرص مجرد دارم که تقریبا 2 سالی میشه میان و میرن اما علاقه ای بهشون ندارم اما خوب از نظر مالی و کاری پاک بود قابل تاییدن... ولی ولی ولی دلم راضی نمیشه، یه باز دیگه میخواستم جدی به یکیشون جواب مثبت بدم ولی یه اتفاقی پیش اومد که نشد...

    موندم بین دو راهی تا دلتون بخواد مشاوره رفتم، تو برزخ بدی گیر کردم بچه دار شدن همسر سابقم، ازدواج دوستام داغونم کرده همه فکر میکنن خیلی خوشبخت و موفقم خواستگارای خوبی دارم اما خدا میدونه چقدر تنهام و نیاز به یه همراه بهشتی دارم ...

    کم کم دارم به این نتیجه میرسم که من سخت گیرم حتما پایبندی به واجبات ملاک چندان مهمی هم نیست، خسته شدم این روزا روز خوش ندارم  تو عذاب بدی ام...

    برام دعا کنید و تو رو خدا نگاهتون رو به آدما و مشکلاتشون تغییر بدید بیرون گود وایستادن و تماشا کردم خیلی راحته منم هیچ وقت فکر نمیکردم ازدواج کنم جدا بشم اما شد، هیچ اتفاقی از آدمیزاد دور نیست...

    ببخشید که طولانی شد اگر راهنمایی برام دارید ممنون میشم بگید
    یا حق


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۳ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۲۴۵۹ بازدید توسط ۱۸۸۱ نفر
    • پنجشنبه ۵ فروردين ۹۵ - ۱۷:۳۱

    دوست دارم با یه مطلقه مثل خودم ازدواج کنم

    سلام عیدتون مبارک

    ببخشید وقتتون رو می گیرم.  خیلی ناراحتم سنم داره به سی می رسه یه بار جدا شدم و تنهام. شناسنامه م رو عوض کردم ولی واقعیت تلخیه که اتفاق افتاده و نمی تونم صفحات زندگیم رو عوض کنم.

    خسته شدم یعنی من محکوم به بدبختیم؟ چرا ؟ فرقم با آدمایی که خوشبختن چی بوده؟ من که تلاش کردم تو شرایط زندگیم موفق باشم تو درسام تو زندگیم. با هیچ نامحرمی دوست نشم و نگم و نخندم. نمی گم پاکم قطعا منم گناهای زیادی دارم اما مگه بقیه پاک پاکن که خوشبختن.

    دوس دارم با یکی مثل خودم ( مطلقه ) کسی که باهاش تفاهم داشته باشم و بتونم بهش تکیه کنم ازدواج کنم اما نیست! چیکار کنم. می دونم نمی تونم به کسایی که از خودم ضعیف ترن تکیه کنم.

    موردایی بوده هم سنم مجرد و فوق دیپلم بیکار حتی نپذیرفتم باهاشون صحبت کنم. آخه نه درسش معلوم بوده نه کارش بعد یه عمر سرکوفت بخورم که من مجرد بودم تو مطلقه، از طرفی می دونم نمی تونم به کسی که برای خودش تدبیری تو زندگیش نداشته برا یه عمر زندگی تکیه کنم. اما خونوادم مدام رو اعصابم هستن که قبول کن تو الان موقعیتت فرق کرده.

    خیلی غصه میخورم کسایی که از من کوچیکترن کار و زندگی و بچه شون سر جاشه با اینکه بعضا از نظر درسی از من ضعیف تر بودن و کمتر تلاش کردن اما من یه ارشد بیکارم. چیکار کنم دوس دارم برم سر کار اما کجا؟

    خسته م چیکار کنم؟ چطور یه همدم پیدا کنم؟ دلم به شدت یه همراه و هم دل می خواد.  چطور کاری دست و پا کنم؟ حتی رفتم درخواست دادم مجانی بیام پیشتون کار کنم که یاد بگیرم و تجربه کسب کنم نپذیرفتن تو رشته م کلا کار خوابیده.

    اگه می شه راهنماییم کنید. نگید برو تبیان چون تهران نیستم و این طرح برا تهرانه.

    برام لطفا، اگه میشه دعا کنید خیلی بریدم .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۱۴۵ بازدید توسط ۹۵۶ نفر
    • دوشنبه ۲ فروردين ۹۵ - ۱۸:۵۲

    آیا کسی که یکبار اشتباه کرده حق زندگی کردن نداره؟

    سلام کاربران محترم خانواده برتر
    واقعیت اینه که من یه خانم مطلقه هستم زمانی که ازدواج کردم یه دختر بودم که هیچ نوع ارتباطی با جنس مخالف نداشتم حتی در دانشگاه ارتباط کلامی هم با جنس مخالف نداشتم حتی با پسرعمو پسر عمه و غیره ارتباط نداشتم و برادر هم ندارم  .
    مادر هم در این رابطه به من آگاهی نداده بودن و ازدواج کردم با پسری شبیه خودم که او هم ارتباطی با جنس مخالف نداشته و ازدواج سنتی به وسیله معرفی که هر دوی ما رو می شناخت و ما ارتباطمان فقط در حد دو جلسه یک ربع بود و بعد هم عقد کردیم .
    هر دو بی تجربه و ناآگاه نسبت به خیلی از مسائل و حتی قبل از رابطه جنسی فقط چند کلمه با هم حرف زدیم و همین باعث شد که همیشه با هم کم صحبت کنیم خیلی زود وارد رابطه جنسی شدیم هر دو تشنه این رابطه بودیم.
    و همین ارتباط کم و بی تجربگی باعث شد کم کم نسبت به هم سرد و سردتر بشه تا اینکه همسر سابقم در مورد طلاق با من صحبت کرد. و بعد از اون من متوجه شدم که قضیه از چه قرار است و همسرم هم در مورد نارضایتی که داشت هیچگاه با من صحبت نکرد و البته هر دوی ما از این ارتباط ناراضی بودیم.
    من خیلی تلاش کردم با هم مشاوره بریم و مشکلاتمان و حل کنیم اما همسرم به هیچ عنوان راضی نشد و بعدا فهمیدم با یک نفر در ارتباطن و به من گفتن کار از کار گذشته و دیگه نمیشه درست کرد در نهایت بالاجبار طلاق گرفتم.
    اولش کنار اومدن با این شرایط خیلی سخت بود تا اینکه  بعد از دو سال خودم و جمع و جور کردم بعد از اون سعی کردم نواقص رفتاری خودم و برطرف کنم و در رابطه با مسائل جنسی اطلاعاتم و زیاد کردم و با کلاسها و کارگاه های مختلف و با مطالعه کتابها و ادامه تحصیل شناخت خودم افزایش دادم و اجتماعی شدم و تونست خیلی خودم و تغییر بدم .
    اما هنوز دارم رو خودم کار میکنم و در حال حاضر در محل کار و اتوبوس و ... افراد زیادی پیدا میشن به خاطر برخوردم و تحصیلات و غیره که شماره خونه رو میگیرن برای خواستگاری اما بعد از اینکه از طریق خودم مادرم و غیره متوجه میشن طلاق گرفتم منصرف میشن .
    سوالم اینه آیا کسی که یکبار اشتباه کرده حق زندگی کردن نداره؟
    داخل این وبلاگ هم اومدم اکثرا همون نظری رو دارن که افراد جامعه دارن البته من بهشون حق میدم خودم هم متوجه هستم که آقایون دوس ندارن که همسرشون تجربه در این زمینه داشته باشه و تصور اینکه با یکی دیگه بوده براشون سخته اینارو میدونم اما نمیدونم چه طور با این مسئله کنار بیام منم دلم میخواد مث بقیه آدمها ازدواج کنم مخصوصا فرزند داشته باشم.
    گاهی فک میکنم برای من همه چیز تموم شده و دیگه راهی ندارم چون با وجود تلاشی که کردم ولی گذشتم برای مردم اهمیت داره و نه الانم و الان دیگه داره اشکام میریزه فک میکنم دیگه حق زندگی کردن و خوشبخت شدن ندارم. اکثرا افراد هم دردی میکنن اما تفکرشون همونه. نمیدونم با این مسائل چه طور کنار بیام نمیدونم  چه آینده ای در انتظارمه.
    حتما میگید با یه فرد مطلقه ازدواج کن خب باید یه فرد مطلقه بیاد خواستگاریم من که نمیتونم برم خواستگاری. تمام افرادی که از من خواستگاری کردن مجرد بودن.
    متشکرم که متن طولانی و درد دل من و مطالعه فرمودید.
    التماس دعا

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۱۹۳ بازدید توسط ۱۷۴۵ نفر
    • دوشنبه ۹ آذر ۹۴ - ۱۹:۲۴

    به نظر شما یه پسر مذهبی با من ازدواج می کنه؟

    سلام

    من تو دوره عقد جدا شدم شناسنامه م رو با داشتن شرایط مناسب، عوض کردم. زیر سی سال دارم. دختر خوب و مهربونیم یه وقتایی هم عصبانی می شم مخصوصاً وقتی احساس می کنم درکم نمی کنن و یا ناراحتم.

    از یه خونواده خوب با وضع مالی معمولی گاهاً کمتر از معمولی هستم. برادر خواهرام تحصیلکرده و موفق هستند. اهل رعایت خیلی از مسائل دینی هستم. شوهر مذهبی و مال حلال خورده رو صد در صد ترجیح می دم. پدر مادرم پیرن و بیمار. بیکارم. اهل هیچ رابطه حرام نبوده و نیستم.

    حالا به نظرتون شانس ازدواج مجدد دارم؟ موردایی که بعد از جدایی بوده خیلی داغون بودن، رد کردم و خیلی ناراحت شدم. فقط ازدواج نیست که؟ جنس مذکر زیاده مهم خوشبخت بودنه. یه بار پا رو اعتقاداتم برا ازدواج گذاشتم به اصرار و بعد هم علاقه ازدواج کردم نتیجه رو هم دیدم دوست ندارم تکرار شه.

    به نظر شما یه پسر مذهبی با من ازدواج می کنه؟ البته ترجیح می دم یه نفر باشه که شرایط مشابه من رو پشت سر گذاشته باشه و درکم کنه. برام جالبه دخترایی که با خیلیا هم بودن بعد ازدواج می کنن توپ! چرا؟ بعد من که مشکل و  روابط اونا رو نداشتم میگن وای شوهر داشته. چر واقعاً؟ بماند که ظاهراً هم با همه آرایش و لباس تنگشون نگاه های زیادی رو سیراب می کنن.

    البته اعتقاد دارم همه چیز تو این دنیا نیست و خدا رو شاکرم که به موقع خلاص شدم اما باز یه وقتایی ناراحت میشم . تعجبم از آدماست. خوابن یا خودشون رو زدن به خواب! شاید بپرسین چرا جدا شدی؟ با نظر مشاور و خانواده اقدام کردم پس کند و کاو نکنید.  


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)
    ازدواج با پسر مذهبی (۱۲ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۶۱۰ بازدید توسط ۱۳۳۲ نفر
    • دوشنبه ۲ آذر ۹۴ - ۰۸:۰۶

    کسی هست که اندازه من غم داشته باشه؟

    سلام .
    خانمی هستم که همسرم تازه فوت کرده خانواده همسرم با حرفهاشون خیلی ازارم میدن. منم فقط بی محلی میکنم و یه خط در میون بهشون جواب میدم اونها فکر میکنن عامل مرگ پسرشون منم.

    اما خدا میدونه اختلافی با همسرم نداشتم حتی روز اخر که داشت میرفت مثل همیشه بیدارم کرد و بوسم کرد و از هم خداحافظی کردیم ما فقط 3 سال با هم زندگی کردیم. درسته مثل همه زن و شوهر ها بگو مگو جزئی داشتیم اما هیچ وقت بیشتر از چند ساعت با هم قهر نبودیم.

    اما الان خانوادش میگن پسرمون را تو به کشتن دادی. همین امروز سر خاک هر چی از دهنشون در اومد بهم گفتن  یه کمشو داداشم جواب داد یه کمشو خودم . اما ازشون ناراضی ام.

    خدا میدونه من تمام خواسته هامو زیر پا گذاشتم از سر دوست داشتن و محبت دلسوزی باهاش ازدواج کردم تا با وجود من احساس خوشبختی کنه فکر میکردم خوشبختش کردم.

    خیلی ناراحتم از دست انسان هایی که درک ندارن تا بفهمن بیوه شدن تو سن 28 سال با یه بچه زیر یک سال یعنی چی. چقدر غم هست تو دلم اما نیست کسی که اشکامو پاک میکرد.

    همسرم به مرگ مشکوک مرد. نمیدونم خودکشی یا قتل. اما حس میکنم اگه خودکشی کرده هیچ علاقه ای به ما نداشته. کسی هست که اندازه من غم داشته باشه؟ کسی هست حس منو بفهمه؟ کسی هست بگه مرگ دست خداست یا خود ادما.

    کسی هست بعد از مرگ همسرش از خانمی برسه به قاتل از خانمی برسه به یه بیوه تنها. کسی هست؟؟؟؟ کسی هست که اینقدر بی وفایی دیده باشه .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان (۱۶۱ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۱۸۵۸ بازدید توسط ۱۴۹۶ نفر
    • جمعه ۳ مهر ۹۴ - ۲۲:۲۰

    از پنهانی دیدنش خسته ام

    سلام به همه
    بین دو راهی گیر کردم. نه راه پس دارم نه پیش . با خودم ، احساسم ، منطقم ... در گیرم. بالای 30 سال سنمه و مامان یه پسر 7 ساله ام.

    وقتی پسرم یک سالش بود از پدرش جدا شدم. پسرم اصلا پدرشو بخاطر نداره و طبعا با واژه پدر آشنا نیست. حدود 2 سال بعد از جدایی از همسر سابقم به آقایی که به تازگی از همسرش جدا شده بود و پدر دختری دبیرستانیه معرفی شدم.

    بعداز یک ماه نتونستیم رابطه عادی رو ادامه بدیم و میل و نیاز جنسی باعث شد صیغه کنیم. بدون اطلاع خونوادم. چون پدرم مخالف شدید صیغه ست. اما مامانمو بعد از مدتی در جریان گذاشتم.

    البته نگفتم صیغه ایم. گفتم فقط شناخت. نظر مامان در مورد ازدواج باهاش بین مثبت و منفی در نوسانه. در حال حاضر 3 سال از آشناییمون میگذره. خیلی خوب همو شناختیم. اختلافهای عمیق فرهنگی و فکری و در عین حال تفاهم های بسیار عالی و ایده آل داریم که مجموعا نظرمو مثبت نگه داشته.

    علت ازدواج نکردنمون مشکلات شدید مالیشه. جایی سرمایه گذاری کرده که هنوز به نتیجه نرسیده. اگه بیاد خواستگاری خونوادم موقعیتشو نمیپذیرن و جوابشون منفیه. پس مجبوریم همچنان صبر کنیم.

    خواستگارهایی داشتم و دارم که جوابشون کردم.اما مامان دیگه به ستوه اومده. میگه آینده خودت هیچ ، به آینده بچه ات فکر کن. داره بزرگ میشه و پدر رو نمیپذیره. رابطه پسرم با این آقا خیلی خوبه. رابطه من و دخترش هم همینطور. شبی نیست که مامان بخاطر آینده نوه اش و احتمال حل نشدن مشکلات مالی این آقا و هدر رفتن جوونی خودم نصیحتم نکنه. خیلی خیلی خسته ام.از پنهانی دیدنش خسته ام.

    از پسرم خجالت میکشم که بخاطر احساسات خودم نذاشتم یه پدر جدید داشته باشه. تا خواستگار میاد عذاب وجدان دارم حتی در موردش فکر کنم. بهش وابسته شدم. عقل و احساسم عجیب با هم درگیرن. تو دو راهی ام . بنظر شما چه کنم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۲۲۵۵ بازدید توسط ۱۷۵۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    بعد از طلاق همه منو گذاشتن کنار

    سلام

    راستش حالم خیلی بده نمیدونم چیکار کنم . من چند وقتیه جدا شدم رفتار اطرافیانم باهام عوض شده همه منو گذاشتن کنار . خواهرام که تا قبل جدا شدنم با این که میدونستن همسرم چه اخلاقای بدی داشت و مخالف اومدنشون بوده میخواستن رفت و امد داشته باشن و میومدن خونمون و دائم میگفتن که تو هم بیا یا با هم بریم بیرون .

    اما حالا که تنهام دیگه نمیان پیشم حتی خیلی کم ازم خبر میگیرن با این که خودم میگم میخواستم مثلا دیروز بیام خونتون هیچی نمیگن .

    خیلی حالم بده خسته شدم از تنهایی دیگه هم به ازدواج  فکر نمیکنم چون تو این چند سال هیچ مورد خوبی نبوده . الان دخترای مجرد هم امکان ازدواجشون نیست . سر کار میرم سنمم 35 ساله و درس هم میخونم اما با این رفتارا چیکار کنم خیلی دلم میشکنه .
    لطفا راهنماییم کنید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۸۵۶ بازدید توسط ۱۶۰۸ نفر
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۰

    بدون محتوا 5608

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

    • ۱۳۳۵ بازدید توسط ۱۰۶۰ نفر
    • دوشنبه ۱۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۵

    برای حاضر جواب شدن چیکار میشه کرد؟

    سلام
    کسی میداند برای حاضر جواب شدن چیکار میشه کرد؟ راهی هست که بشه یاد گرفت؟

    من توی زندگیم آنقدر حرف الکی که حقم نبوده خوردم ولی بلد نیستم جواب بدم . منظورم این نیست که ازم انتقاد شده بلکه شوهرم خیلی بد دهن بود و متلک هایی به آدم مینداخت که آدم را داغون میکرد ولی اکثرشون ناحق بودند البته الان جدا شدیم ولی از این که بلد نبودم جواب بدم خیلی از خودم بدم آمده میشه چند تاشو بنویسم

    شما در جواب همچین حرف هایی چی میگید ؟

    1. وقتی مهریه ام را میخواستم برام نوشته بود که کاری که جـ.. ها می کنند شرف داره به تو  آدم وقتی به آن ها پول میده راضیه ولی به تو نه .

    2. آن قبل از ازدواجمون زن صیغه ای داشت به مدت دو سال که بچه هم سقط کرده بودند که رابطه اش را با آن اصلا قطع نکرده بود و منم بعد از ازدواج (عروسی) متوجه شدم آن وقت به من می گفت تو زن نیستی اگه زن بودی اینجوری نمی کردم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۱۸۱۹۳ بازدید توسط ۱۴۳۰۸ نفر
    • يكشنبه ۱۵ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۵

    تو اتاقم حبس شدم، همه واسم غیرتی شدن

    سلام
    من یک سال و نیم هست که از همسرم جدا شدم. البته قبلش هم یه دو سالی میشد که خونه پدرم زندگی میکردم.
    مشکل من بجز زجری که بخاطر خراب شدن زندگیم میکشم اینه که تو خونه درکم نمی کنن.
    با اینکه همیشه در زندگیم آدم معتقد و متهعدی بودم و به نماز و روزه پایبندم ولی از طرف خانواده خیلی محدود شدم.

    من روزی برای خودم خانم یه خونه بودم که هر طور میخواستم دکورش رو تغییر میدادم. با دوستانم رفت و آمد داشتم. برای خودم ارزش و احترام اجتماعی داشتم. برای خونه ام خرید میکردم. مهمونی میرفتم یا دوستانم میومدن خونه ام.

    متاسفانه شوهرم آدم متعهدی نبود و به من خیانت میکرد. وقتی جلوش وایستادم گفت باید بری و من زن جدید میگیرم. دیگه مجبور شدم طلاق بگیرم.

    الان تو خونه مستقل نیستم. تو اتاقم حبس شدم. همه واسم غیرتی شدن. وقتی میخوام برم بیرون از می پرسن کجا میری؟ با کی میری؟ در حالیکه من بچه نیستم. یه زن 31 ساله هستم.

    باز خدا را شکر یه کار نیمه وقت دارم که سرم رو گرم کنم وگرنه تا حالا یه بلایی سر خودم آورده بودم. هر چند همونم علی رغم مخالفت برادر کوچکتر از خودم هست. همین برادرم همه اش به پدرم فشار میاره که منو بیشتر محدود کنه. خیلی احساس غیرت می کنه.البته خودش متاهل هست.

    تقریبا نمیذارن تنها برم بیرون. حتما یکی باید همراهم باشه. از دوستام خجالت می کشم که با من تو خونه مثل دختر بچه ها رفتار می کنن.

    مثلا با دوستم قرار میذارم برم خونشون و وقتی میگم دارم میرم نمیذارن و کنسل می کنن. حتی یه روز که پیش دوست مریضم رفته بودم با من بشدت دعوا کردن. اگه از خدا نمی ترسیدم و آدم معتقدی نبودم حتما خودم رو می کشتم و راحت میکردم. هر روز آرزوی مرگ می کنم تا شاید از این وضع خلاص بشم.

    اگه برام کاری می کنن حتما یه جوری به رخم می کشن و منت میذارن. حس می کنم براشون مهم نیستم و سر بارشون هستم. من زیادی و مزاحم هستم. آرزو می کنن یکی بیاد من لکه ننگ رو با خودش ببره تا شاید اینا یه نفسی بکشن. پیش هیچ کسی نمیتونم دردم رو بگم. به قلبم فشار میاد. وقتی بحث می کنیم به مرز سکته میرسم. کاش بمیرم و راحت بشم.

    آخه چرا من نباید عادی و مثل دیگران یه زندگی ساکت و آروم واسه خودم داشته باشم؟! چرا باید در حصار دیوارهای اتاقم محصور و زندانی باشم؟ تنها امیدم اینه که صبح بشه و یه چند ساعتی از این خونه لعنتی دور بشم. پدر و مادرم آدمای بدی نیستند ولی دارن با این کنترل شدید خفه ام می کنن.

    لطفا به من بگین چطور با این وضع کنار بیام؟ خیلی باهاشون حرف زدم ولی فایده ای نداشته. بخدا دیگه بریدم. از زندگی سیر شدم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۲۲۷۰ بازدید توسط ۱۸۲۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۲ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۵

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت طلاق سربازی اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر دختر چادری قصد ازدواج زندگی مشترک مادر شوهر استرس معرفی کتاب حسادت خیانت افسردگی وابستگی پست های ویژه آموزش خواستگاری پست های پیشنهادی کاربران سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق آرامش شکست عشقی عوارض خود ارضایی تحصیل در دانشگاه پیام نور نیاز عاطفی وسواس فکری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم مطالب سعید کرمی مطالب اسی $ جلسه اول خواستگاری پشت کنکور پزشکی رشته پزشکی فرهنگ سازی دوران مجردی حیا در دختران فشار جنسی کنکور تجربی پست های راهنمای خانواده برتر جلسه دوم خواستگاری وسواس عشق یک طرفه مطالب باشگاه خبرنگاران کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی پشت کنکوری ها درونگرایی استخاره اثرات بد حجابی کاربران فعال خواستگاری از دختر محجبه آموزش های آشپزی مونس موفقیت زندگی در خوابگاه ابراز علاقه ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی ریزش مو مسائل روز جامعه عشق اول اعتیاد پدر دختر ازدواج از طریق سایت های همسریابی مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن چراغ سبز به جنس مخالف معرفی روانشناس مطالب سید محمد سعید تقوی حسابداری آمار طلاق قد دختر رشته حقوق قد خواستگار رشته ریاضی کنترل میل جنسی ازدواج با دختر کم سن نشانه های علاقه پسر به دختر برای ازدواج افزایش قد تحصیل دختران عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج تحلیل رفتار پسران عمل زیبایی بینی مطالب پسر 17 ساله زندگی بعد از ترک خودارضایی دهه شصتی ها