خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۹ مطلب با موضوع «طلاق در دوران عقد» ثبت شده است

پرده حرمت ها بین مون دریده شده ، برای طلاق اقدام کنم ؟

سلام خسته نباشید

بنده خانمی 19 ساله هستم و نامزدم 30 سالشونه و نزدیک یکسال هست که عقد کرده هستیم .

تو این یکسال با وجود روزای خوبی که کنار هم داشتیم بحثای شدیدی هم داشتیم من خصوصیت اخلاقیم به گونه ای هست که وقتی از خانوادم دلگیر میشدم برای همسرم درد و دل میکردم .

سر همین موضوع ها همسرم بدون اینکه به من بگه با خانوادم بخاطر من دهن به دهن شد و از عید امسال تا الان ما کلی بحث و جدال داریم حتی بگونه ای که اوایل بحث رو به خانواده ها میکشوندیم که من گفتم ما باید مسائل زندگیمون رو خودمون حل کنیم و پای خانواده ها رو وسط نکشیم .

بعد دعوای عیدمون این تصمیم گرفته شد ولی همسرم حدود یک ماه پیش بحثمون شد و رفته بود پیامارو برای مادرش خونده بود مادرشم تو بحث دخالت داد و از عید به این طرف در مورد خانوادم هر چی خواسته قضاوت میکنه .

مقصر منم چون اگه هر بار دعوا با خانوادم بهش چیزی نمیگفتم انقد روش زیاد نمیشد بعد ازش خواهش کردم در بین بحثمون پای خانوادم و وسط نیاره خودش گفت اگه تو در مورد خانوادت حرف نمیزدی من الان اینجوری نمیکردم .

نمیگم من مقصر نیستم ولی اکثر موارد بچه بازیمون کارو به اینجاها کشوند و لج و لجبازی و هر دفعه بعد از قهرهای یک ماهه نظر منو جلب میکرد به طوری که دعوای اخریمون که یک ماه پیش بود به هر دری میزد که منو راضی کنه .

کلا بابام گفت این پسر بدردت نمیخوره طلاق بگیری بهتره . راستش شاید بیشتر این لجبازیای من اینه که ایشون فقط به زبون یه چیزی میگه بارها بهش گفتم اگه منو دوست داری تو عمل نشون بده مثلا به خاطرم تلاش کن زودتر بریم سر زندگیمون ولی بعد عقد کارشو تو یه شرکتی بود ول کرد گفت فلان و بهمان زد تو کار میوه فروشی شکست خورد بعدم کلی قرض بالا اورد بعد گفت همش مقصرش تو بودی من بخاطر تو بدهی بالا اوردم ولی خدا میدونه تو این یکسال من هیچ توقعی ازش نداشتم و حتی شارژ گوشیمم بابام میداد .

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۴۹
    • يكشنبه ۲۱ شهریور ۹۵ - ۲۲:۳۰

    به خاطر دروغ های نامزدم دارم به جدایی فکر می کنم

    سلام

    خانمی هستم 25 ساله . با تحصیلات عالیه از دانشگاه معتبر دولتی و با شرایط خیلی خوب ظاهری و اخلاقی و خانوادگی و ... چند ماهه عقد کرده ام. همسر خوبی دارم. مهربونه حواسش بهم هست. به لحاظ ظاهری هم خیلی خوبه.

    ولی به تازگی متوجه شدم در زمینه ای که با هم اختلاف نظر داریم داره بهم دروغ میگه و کار خودش رو انجام میده . خیلی ذهنم بهم ریخته و نظرم بهش عوض شده. دیگه احساسی بهش ندارم. دارم به جدایی فکر میکنم. و خیلی پشیمونم که چرا با خواستگاری که دوستش نداشتم ولی همه شرایطش باب طبعم بود ازدواج نکردم.
    لطفا کمکم کنید نمیتونم تصمیم درستی بگیرم. همه انرژیمو از دست دادم...

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۱
    • پنجشنبه ۳۱ تیر ۹۵ - ۱۱:۱۸

    هر چقدر فکر میکنم هیچ چیز خوبی نداره که باهاش بمونم

    سلام

    من دختری 21 ساله ام و دانشجو که یکسالی است با پسری 33 ساله عقد کرده ام. از اول مشکلاتی  داشتیم که من گذاشتم پای اول زندگی بودن و ندونستن اخلاق ولی ماه به ماه بدتر شد و دعوای های ماهانموم رسید به هفته به هفته و روز به روز کلا با من بنای ناسازگاری میذاره و اصلا درک نمیکنه و محبتم بهم نمیکنه .دروغ میگه.اصلا حرفامو خودمو نمیفهه . مرد زندگیش نیست و خودشمم نمیدونه با خودش چند چنده .

    هر کی از راه میرسه تو زندگیم دخالت میکنه و به من اهانت ولی وایمسته نگاه میکنه و منم حرفی بزنم از اون حمایت میکنه و میگه تو توهم میزنی تو اشتباه میکنی در حالی که صد باره بهم ثابت شده.

    الان چند وقته منو ول کرده و رفته و خبری نیست و منم تصیممو گرفتم برای جدایی بازم با خودم فک کردم که اشتباهه هر چقدر فکر میکنم هیچ چیز خوبی نداره که باهاش بمونم و دلم گرم بشه بهش.

    دختری شاد و سرحالی بودم ولی الان دیگه بریدم بعد یه سال تصمیم گرفتم تموم کنم . بنظرتون راه درستی انتخاب کردم؟ بنظرتون بعدا پشیمون نمیشم. بنظرتون فرصت ازدواج دارم بعد این ؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۵
    • شنبه ۱۹ تیر ۹۵ - ۲۱:۴۴

    بعد از رابطه جنسی کامل در دوران عقد، شوهرم میگه جدا بشیم

    سلام
    من دختر 20 ساله ای هستم که مدت 8 ماهه با اقایی 29 ساله عقد کردم. ایشون سه ماه بعد از عقد از من رابطه کامل خواستن و من هم چون علاقه زیادی بهشون داشتم قبول کردم . الان ایشون میگن دلم زده شده و باید جدا شیم .

    بهش میگم اخه دلیلش چیه ؟  میگه به خاطر شیوه ی راه رفتن و سینه و پهلوهات ازت لذت نمیبرم . می بینمت عذاب میکشم . نمیتونم پیشت بخوابم . در صورتیکه من مشکل ندارم در راه رفتن و زنمم 65 و قدمم 166 هستش .

    میخواستم نظر اقایون رو بدونم که ایا رابطه کامل در عقد باعث این موضوع شده و یا فقط بهانه است  ؟ یا میتونه دلیل این چیزایی که میگه باشه .

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۶۳۹
    • پنجشنبه ۱۹ فروردين ۹۵ - ۲۱:۲۲

    بعد از طلاق چی به سر شوهرم میاد ؟

    سلام
    متاسفانه دو ساله عقد کردم و متاسفانه من هیچ علاقه ای به همسرم ندارم و در عمل انجام شده قرار گرفتم و اصرار های بیش از حد خودش و خانواده اش برای ازدواج باعث شد اشتباه کنم و به امید اینکه شاید بهش علاقه مند شم باهاش ازدواج کردم.

    به دلیل این عشق یکطرفه و بی علاقه گی شدید از سمت من برای ازدواج و زیر یه سقف رفتن بهانه های مختلف میارم و هر روز به طلاق فکر میکنم در حالی که همسرم که خیلی هم دلم براش میسوزه عاشقه و دوستم داره . میخوام واقعا طلاق بگیرم ولی از یک طرف نگران همسرم هستم . خواهشا راهنمایی کنین با طلاق از من چی به سر همسرم میاد ؟ ایا منو میبخشه؟ ایا در اینده همون دستی که دادم پس میگیرم؟ اینده خودم چی میشه؟ ایا بعد از من میتونه یه زندگی دیگه تشکیل بده وموفق باشه؟

    ممنونم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۷۰
    • سه شنبه ۲۵ اسفند ۹۴ - ۲۰:۱۴

    در دوران عقدم، می خوام طلاق بگیرم ولی شوهرم راضی نمیشه

    سلام
    حدود 3 سال پیش به اصرار خانوادم با پسری که هیچ علاقه ای بهش نداشتم عقد کردم. متأسفانه بعد از عقد احساسم به تنفر تبدیل شد و کلیه‌ی روابطمو باهاش قطع کردم.
    حتی تلفنشو بلاک کردم. من باکره هستم. اونم مشکلی در پرداخت مهریه نداره. از طرفی حاضره تا آخر عمر وضعیت همین جوری بمونه و طلاقم نمیده.
    از نظر حقوقی هیچ راهی وجود نداره که بتونم ازش جدا شم؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۷۰
    • سه شنبه ۲۵ اسفند ۹۴ - ۱۹:۳۴

    نمیتونم شوهرم رو کنار خودم تحمل کنم

    سلام.  
    من دختری هستم که حدودا 1 سال و نیم که عقد کردم. قبل از عقد با پسری دوست بودم که واقعا عاشق هم بودیم و خیلی همدیگر رو دوست داشتیم. چند سال دوستی ما طول کشید بیش از دو سال.

    اواخر رابطه ما یه مقدار بحث های پیش پا افتاده بوجود اومد. که یکی از همین بحثا جدی شد و باعث ناراحتی از طرف خانواده ها هم شد. و من این رابطه رو تموم کردم. کلی زجر میکشیدم چون دوسش داشتم. اونم همینطور.

    چون حس مبکردم با اون اختلاف نظرایی که داریم نمیتونیم کنار هم باشبم. تصمیم داشتیم چن ماه بعد عقد کنیم که متاسفانه نشد.   

    بعد از یه سال جدایی و دوری و یکی دو بار اصرار از طرف اون باز من نتونستم قبول کنم به رابطه قبلی برگردم و باهاش نامزدی کنم. که تو همون روزا چند تا خواستگار داشتم که منم بدون فکر و بیشتر بخاطر خلاصی از تنهایی و فکر کردن  به اون قبول کردم و عقد کردیم.

    چون مقصر  مشکلات و جداییمون رو  اون میدونستم با اینکارم میخواستم زجرش بدم. بی خبر از اون عقد کردم. اون وقتی از بقیه شنید داغون شد. و منم هر روز دارم زجر میکشم. نمیتونم همسرمو کنار خودم تحمل کنم.

    همیشه به اون فکر میکنم. چند وقتی هست با هم در ارتباطیم و این ارتباط بیشتر زجرمون میده. جون همسرم فامیلمونه نمیتونم به سادگی مساله طلاق رو مطرح کنم. من نمیخوام خیانت کنم. وجودم پیش کس دیگه و ذهنم پیش کس دیگه باشه.

    در ضمن من و همسرم خیلی با هم بحث و اختلاف نظر داریم. چن بار مساله طلاق مطرح کردم اما چون دلم برای اون میسوزه باز عقب کشیدم. چون همسرم منو دوس داره اما بلد نیست ابراز کنه. من نتونستم تو این مدت عقد ذره ای علاقه بهش پیدا کنم. می خوام راهنماییم کنید و بگید من چطور بگم که جدا شیم. چون واقعا خسته شدم. زندگی ما اصلا خوب نیست.

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۹
    • چهارشنبه ۵ اسفند ۹۴ - ۱۹:۰۳

    به قاضی چی بگم که زودتر طلاق بگیرم ؟

    سلام
    من یه دخترم 24 سالمه یه ساله عقد کردم و الانم 6 ماهه که هیچ رابطه ای با نامزدم ندارم و کلا همه چیو تموم کردم. ولی اون حاضر به طلاق نیست نه توافقی و نه هیچجور دیگه ...

    خیلی بهم دروغ میگفت کلا هیچیش درست نبود. روز خاستگاری مامانش بهم گفت خونه داره! و مهندس نفته.

    ولی بعد از چند ماه که سراغ خونه رو ازش گرفتم با کمال پررویی گفت من که نگفتم خونه دارم مامانم گفت! برو از خودش بگیر... یه جورایی گفت هری! و بعد از دیدن مدرکش فهمیدم کاردانی حسابداری داره!

    تمام مدارکمو ازم گرفت که برام دفترچه بیمه به اسم خودش بگیره ولی بدون اطلاع من یارانمو برده بود رو حساب خودش! که بعدا وقتی یارانم قطع شد فهمیدم! اگه شمال بره میگه جنوب بودم. اگه راست بره میگه چپ رفتم...

    همه چیزشو از من پنهون میکنه و من از میون حرفای بقیه میفهمم چه خبره و جریان چیه... خیلی خسیس و بد جنسه و هیچ خرجی تو این یکسال که عقدش بودم بهم نداده خیلی آب زیرکاهه دیگه جونمو به لبم رسونده.

    تو همه چیزش بهم دروغ گفته و میگه دیگه از دروغاش خسته شدم. هر کاری میکنم 6 ماهه به طلاق توافقی راضی نمیشه منم رفتم مهریه مو گذاشتم اجرا که تحت فشار بذارمش... وضع مالی خونوادم خوب نیست که وکیل بگیرم و خودمم هیچ طلا و پس اندازی ندارم!

    اونم لج کرده و میگه تا زندم طلاقت نمیدم فقط مهریتو میدم و میذارم همینجور معطل بمونی. کلا خونوادگی لجبازن و میدونم اذیت میشم.

    حالا سوالم اینه که از چه راهی برم که بتونم ازش طلاق بگیرم ؟ به قاضی چی بگم که زودتر خلاص بشم ؟

    تو رو خدا کمکم کنید هیچ پشتوانه ای ندارم ! اگه کسیو سراغ دارین که خدای نکرده مشکل منو داشته راهنماییم کنین چطوری زودتر خلاص بشم... ؟

    ممنون از همگی.

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸۱۰
    • دوشنبه ۱۹ بهمن ۹۴ - ۱۸:۴۷

    من تو یکی از بزرگ ترین دو راهی های عمرم گیر کردم

    با سلام
    من تو یکی از بزرگ ترین دو راهی های عمرم گیر کردم. پارسال بود که خانواده ام برای من رفتن خاستگاری. چند جا رفتیم. بالاخره از یکی خوشم اومد و ادامه دادیم. عقد کردیم. قرار بود امسال تابستون عروسی کنیم.

    ولی اتفاقی افتاده که خیلی منو سردرگم کرده. متوجه شدم نامزدم قبلا و تو دوران دانشجویی با پسر داییم دوست پسر و دختر بودن. پسر دایی نامردم اینو بعد از یک سال بهم گفت.

    احتمال میدم حتی معاشقه و خیلی چیزای دیگه بینشون بوده. موندم طرف رو طلاق بدم یا نه. همش التماس میکنه. خیلی خیلی گیج شدم. از خانواده داییم هم کاملا متنفر شدم.

    به من میگه برو حتی دوباره ازدواج کن ولی آبروی منو نبر. شما جای من بودید چیکار میکردید.

    راهنمایی کنید لطفا

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۲۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۰۳۴
    • جمعه ۴ دی ۹۴ - ۰۹:۵۸

    با خانواده من تماس گرفتن و گفتن نامزد پسر شما ...

    با سلام

    من 22 سالمه و به همراه خانواده سال گذشته برای خواستگاری از دختر خانمی به منزل ایشون رفتیم، در ابتدا همه چیز خوب بود و با موافقت دو خانواده نامزد کردیم، ایشون دختر خیلی خوبی هستن و بسیار مهربان و همین باعث شده به شدت به ایشون وابسته بشم.

    چند روز قبل شخصی به خانواده من تماس تلفنی گرفته که دختری که نامزد پسر شماست قبلا با پسری دوست بوده و رابطه پیشرفته ای داشتن و آدرس پسر رو بهمون داد و گفت برید تحقیق کنید.

    هم من و هم یکی از افراد خانواده که به من نگفتن کدومشون برای تحقیق رفتیم و متوجه شدیم بله و اون آقا به من نه ولی به خانواده ام گفته بود با نامزدم قبلا رابطه مقعدی داشتن.

    نمیدونم این شخص کی بودن ولی به شدت زندگی منو نابود کردن، وقتی مورد رو به نامزدم گفتن قسم میخوردن که به هیچ وجه این جوری نیست و فقط با ایشون یه رابطه در حد دوستی داشته و از روی ترس قبل از نامزدی اینو نگفتم.

    الان من حدود ده روزه که به تلفن های ایشون جواب نمیدم و ایشون با خواهر من تماس گرفته و گفته که من غلط کردم منو ببخشید من چنین رابطه ای نداشتم و .... .

    میدونم زندگی ایشونم نابود شده، در دو راهی گیر کردم :

    آیا با ایشون رابطه مون رو ادامه بدم که خانواده منو نهی میکنن و قصد دارن این رو به گوش همه برسونن که در این صورت زندگی بعدی ما سرشار از بی اعتمادی یا ایشون رو طلاق بدم

    خواهش میکنم راهنماییم کنید.


    پاسخ :

    سلام

    شما یه اصل مهم رو رعایت نکردید . شما قبل از عقد باید تحقیق می کردید . اگه تحقیق کردید و به مورد نامناسبی برنخوردید ، الان دیگه نباید به حرف اون ناشناس گوش می کردید .

    اون الان ناموس شماست ، ناموسی که انتخابش کردید ، در موردش تحقیق کردید ، به خواستگاری اون رفتید و نهایتا اونو به عقد خودتون در آوردید .

    از شما تعجب می کنم که کسی به ناموس شما چنین نسبتی داده و خانواده شما رفتن باهاش حرف زدن ! باید با مامور می رفتید سراغش، نه این که خانواده تون رو برای بررسی اون ادعا بفرستید .

    هدف از طرح چنین ادعایی چیه ؟

    کمک به شما یا بردن آبروی اون دختر و خانواده اش ؟ مثلا خواستن شما رو از اشتباه در بیارن ؟! نتیجه ی کار چیه اگه شما به چنین ادعایی بها بدید ؟

    بنده نمی دونم چنین اتفاقی افتاده یا نه ، اگه آبروی دختر رو ببرید و طلاقش بدید ، علاوه بر این که زندگی اونو نابود می کنید ، آبروی کل خانواده ی اونو به خطر میندازید . آیا کسی با خواهرش ازدواج خواهد کرد ؟ کسی به برادرش دختر میده ؟ اعتبار و آبروی پدر و مادرش چی میشه ؟

     آیا بین اون جرم و این مجازات تناسبی وجود داره ؟! گناه افراد خانواده اش چیه که باید به خاطر جرمی که معلوم نیست اتفاق افتاده باشه ، چنین تاوان سنگینی رو بدن ؟

    بنده جای شما نیستم و حال و روز شما رو درک نمیکنم . پس نمی تونم بگم اگه جای شما بودم فلان کار رو میکردم یا نمی کردم . توصیه بنده به شما اینه که سعی کنید حل این مشکل ، کمترین خسارت رو به همراه داشته باشه .

    اگه می خواید حرف های اون پسر رو باور کنید و خانم تون رو طلاق بدید ، علت رو علنی نکنید چون اثبات چنین ادعایی تقریبا ممکن نیست . چون جرم و مجازات با هم تناسب ندارن . شاید بتونید خانم تون رو مجازات کنید و حق هم داشته باشید ، ولی شکی نیست که به افراد خانواده ی اون ظلم می کنید و اونها رو بدون جرم مجازات می کنید . بدون شک مجازات خدا هم در انتظار شما خواهد بود .

    این در صورتی هستش که چنین اتفاقی افتاده باشه ، خانم تون که میگه چنین چیزی صحت نداره . از کجا معلوم این یه انتقام گیری نباشه ؟ انتقام از خانم شما ، به خاطر این که به خواسته های اون پسر توجه نکرده .

    به جای طلاق و بردن آبروی یه خاندان ، می تونید طرف خانم تون رو بگیرید . معلوم نیست اگه طلاقش بدید و با یکی دیگه ازدواج کنید ، پشت سر اون هم حرف در نیارن .

    برای همینه که میگن قبل از ازدواج چشم هاتون رو خوب باز کنید و بعد از ازدواج ، چشم هاتون رو ، رو به گذشته ی همسرتون ببندید .

    انتخاب با شماست .

    موفق باشید

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۶۱۰
    • جمعه ۱۰ مهر ۹۴ - ۲۰:۵۰

    در دوران عقد رابطه کامل داشتم، می خوام طلاق بگیرم ...

    سلام
    میخواستم ببینم کسایی مثل من که تو دوران نامزدی عقد رابطه کامل داشتن ولی متاسفانه کارشون به طلاق کشیده، باید چکار کنن؟
    کسی تجربش رو داره؟ بهترین کار چیه؟
    آیا این موضوع براشون مشکل ساز نشده؟
    چطوری بعدش ازدواج کردن؟ گفتن یا نه؟ واکنش چی بوده ؟
    آیا ترمیم کار درستیه؟ من که خلاف شرع نکردم، نمیخوام هم گناه کنم ولی احساس می‌کنم همه چیز رو باختم...
    وایستم تا بعد عروسی بعد طلاق بگیرم؟
    ما توی یه شهر کوچیک زندگی میکنیم که به این مسائل اهمیت میدن

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۳۷
    • پنجشنبه ۱۲ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۰

    آیا درسته با مردی که قابل تغییر نیست برم زیر یه سقف؟

    سلام دوستان
    دو ساله که نامزد عقد کرده هستیم، البته رابطه کامل هم داشتیم، با این که تحصیل کرده هستم و از نظر ظاهری و اجتماعی مشکلی نداشتم ولی متاسفانه یک تصمیم بسیار اشتباه برای ازدواج گرفتم که البته خودم راضی نبودم و بخاطر شرایط خانواده و اصرار اونا بود.

    فک کردم میتونیم با هم کنار بیایم که متاسفانه نشد، خیلی از نظر سطح فکری و فرهنگی اختلاف داریم، مشکلات زیادی داره، خیلی خیلی باهاش کنار اومدم ولی نشد، بی اراده، سست عنصر، بی اعتماد به نفسه، کار مناسب نداره و اصلا اصلا هم پیگیرش نیست و مشکل مهم تر اینکه خیلی به خانوادش اجازه دخالت میده و اونام زندگیمون رو به طلاق کشوندن.

    بخاطر اختلافاتی که اگه بخواد راحت حل میشه دو ماه تمام قهر کرد و حتی یه سراغ ازم نگرفت، تو اون مدت فکرهام رو کردم و تصمیم جدی به طلاق گرفتم جالب اینکه وقتی مطرح کردم نه تنها مخالف نبود بلکه استقبال هم کرد ولی بزرگتر ها پا در میونی کردن و باهاش صحبت کردن و مجبورش کردن که زندگی کنه .

    من هم به شرط اینکه وکالت طلاق بهم داد مهریم هم بجز 14 تا بخشیدم و قبول کردم . تو رو خدا کمکم کنید، نمیدونم ادامه دادن به زندگی با این مرد درسته یا نه؟

    میدونم که تغییر نمیکنه. آیا درسته باهاش برم زیر یه سقف؟؟؟ بنظرتون امیدی برای خوشبختی من هست .
    بخصوص‌ حالا که طلاق با منه میترسم پشیمون بشم یا عذاب وجدان بگیرم . حالا دیگه باکره هم نیستم و این موضوع خیلی اذیتم می‌کنه . بنظرتون این موضوع توی ازدواج آیندم اگه طلاق بگیرم مشکل ساز میشه؟؟؟
    شما رو به خدا کسانی که تجربه دارن راهنماییم کنن

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۲
    • چهارشنبه ۱۱ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۵

    جایی هست که بتونم به صورت قانونی بکارتم رو ترمیم کنم ؟

    سلام

    من یه دختر بیست و یک سالم که تو دوران نامزدی اشتباه کردم و با نامزدم رابطه جنسی کامل داشتم و حالا بنا به دلایلی نامزدیمون به هم خورده.

    من میخوام پرده بکارتم رو ترمیم کنم اما نه به خاطر ازدواج با کس دیگه چون ضربه روحی که از این دوران نامزدی بهم وارد شد انقدر عمیق بود که تا آخر عمر پشت دستمو داغ کنم .

    میخوام پرده بکارتم رو ترمیم کنم به خاطر توبه پیش خدا به خاطر این که خودم تو جامعه امنیت بیشتری داشته باشم و دلم نمیخواد چنین حسی به خودم داشته باشم و در کل به خاطر اعتقاداتیه که خودم دارم نه به خاطر ازدواج با کس دیگه.

    میخواستم بپرسم هزینه ترمیم بکارت چه قدره؟! جایی هست که بتونم به صورت قانونی و بهداشتی این کار رو انجام بدم؟! این ترمیم باعث عفونت و بیماری هایی مثل ایدز نمیشه؟! مدت انجام این جراحی چه قدره؟!… چه عوارضی ممکنه داشته باشه؟! درد داره؟! و باز هزینش خیلی برام مهمه که چه قدر میشه؟

    ه

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۹۸
    • جمعه ۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۰

    شروع زندگی با دختری که صداقت نداره عاقلانه است ؟

    با سلام و احترام به همه دوستان
    من 32 سال سن دارم از 18 سالگی بخاطر دانشگاه سربازی و کار از خانواده دور بودم بخاطر اینکه تو زندگی با همسرم اینده ام مستقل باشم و روی پای خودم بایستم و محتاج هیچ کس حتی خانواده ام نباشم تا الان برای ازدواج صبر کردم و پس انداز کردم تا تونستم خونه و ماشین بخرم
    تو این مدت بخاطر حکم خدا با هیچ دختری دوست نبودم و حتی دستم به دختری نخورده فشار جنسی اوایل اذیتم میکرد ولی بکمک خدا خودم را کنترل کردم و الان تقریبا فشار خاصی را تحمل نمیکنم
    از سال 93 بفکر ازدواج افتادم . تو معیار هام چهره و زیبایی و اندام در مراحل اخر قرار داشت و ملاک اصلی من اخلاق پاکی دینداری و صداقت و خانواده خوب بود مخصوصا صداقت که خیلی خیلی برام مهم بود
    بصورتی که اطرافیانم در مورد ملاک نبودن  زیبایی برای من تعجب میکردن و میگفتن ملاک اولت باید زیبایی باشه ولی من قبول نمیکردم
    از اونجایی که خواهر ندارم و با هیچ دختری هم دوست نبودم تو خواستگاری زود جذب دختر  میشدم

    سومین جایی که رفتیم خواستگاری دختری بود که پدرش فوت شده بود و از نظر زیبایی کمتر از متوسط بود و لاغر ، ولی تو صحبت احساس کردم  دختره سالم و پاکی هست و خانواده شان از نظر فرهنگی نزدیک به خانواده من هستن ، برای همین جذبش شدم و اونم که پدرش فوت شده بود و برادری نداشت  شدیدا بمن وابسته شد و تو تعطیلات نوروز 94  عقد کردیم
    من چون خودم ادم صادق و بی شیله پیله ای هستم فکر میکردم طرفه مقابلم هم همینطور هست متاسفانه در روز عقد مادر زنم مهریه ای که قبلا تو بله برون تعیین شده بود را عوض کرد و من هم با سادگی قبول کردم  از انروز به بعد متوجه چند دروغ دیگه و یک پنهان کاری در مورد سلامت بدنی همسرم میشه || مشکله پوستی || شدم بطوریکه دیگه چندان اعتمادی بهشون ندارم  .
    حتی وقتی ازشون پرسیدم که چرا از اول نگفتید ازم طلبکار هم شدن که چیزی نبوده که بخواهیم بگیم در صورتی که اگر من جای اونها بودم حتما  حتما  به طرفه مقابلم از قبل از عقد میگفتم .

    اونا جواب صداقت منو با فریب و دروغ و پنهانکاری دادن . با اینکه متوجه شدم بزرگ ترین ملاک من برای ازدواج را ندارن ولی با این وجود دلم راضی به طلاق دادن نمیشه و با خودم میگم گناه دارن .
    از طرفی قراره تا یک ماه دیگه عروسی بگیریم  بنظرتان چکار کنم که هم بهشون ظلم نکرده باشم و هم جواب فریبکاری و دروغگویی اونها را داده باشم؟
    بنظر شما زیر یک سقف رفتن با همچین کسی عاقلانه هست و بعدا پشیمان نمیشم؟ چون درمورد چهره و اندام و زیبایی کوتاه امدم ولی عدم صداقت برام سخته
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۱۶
    • چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴ - ۲۳:۱۰

    به خاطر عشق قبلی از نامزدم جدا بشم ؟

    سلام

    من دختری 16 ساله هستم بار اول عاشق پسری شدم که به او نرسیدم و دوستیمون از هم پاشید عاشقش بودم  . پس از چند ماه پسری به نام علی اومد تو زنگیم خیلی دوسش دارم و فکرشم نمیکردم که یه روزی عاشقش بشم و دوستیمونو ادامه دادیم تا اینکه من به مامانم گفتم دوسش دارم و اونم به مامانش گفت خاستگاری بریم ولی مادرش چون برای پسره دیگرش خاستگاری رفته و الان نامزد هستن میگه پول ندارن .

    تا اینکه پسر خالم اومد خاستگاریم و عاشقمه ولی من دوسش ندارم ولی به اجبار پدرم مجبور به بله گفتن شدم و الان شال انگشتریم . ولی من هیچ حسی ندارم علی رفت خارج و برگشت . حسم به علی رشد کرد حالا چیکار کنم .  از نامزدم جداشم؟

    لطفا کمک کنید 

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۸۸
    • چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    scroll bar code