خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی


جدیدترین مطالب
برترین های اخیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
آخرین نظرات پست ثابت (خیلی مهم) راهنما

معرفی کتاب مهج الدعوات مرحوم سید بن طاووس (ره) (۵۰ نمایش) - (۱ نظر) (سه شنبه ۲۹ آبان ۹۷ - ۱۹:۲۴)
یه زن خانه دار هستم که از خونه نشینی خسته شدم (۲۱۳ نمایش) - (۴ نظر) (سه شنبه ۲۹ آبان ۹۷ - ۱۹:۱۳)
بیاید کمک کنیم که دل هامون نمیره (۲۳۷ نمایش) - (۳ نظر) (سه شنبه ۲۹ آبان ۹۷ - ۱۸:۵۹)
کسب درآمد از تعمیر خودرو های مدل بالا (۵۹ نمایش) - (۰ نظر) (سه شنبه ۲۹ آبان ۹۷ - ۱۸:۵۲)
فرهنگ ازدواج مون اونی که باید باشه هست یا نه ؟ (۱۸۱ نمایش) - (۴ نظر) (سه شنبه ۲۹ آبان ۹۷ - ۱۸:۳۲)
یه خونه ایده ال از نظر خانوم های عزیز چطور باید باشه ؟ (۹۱۷ نمایش) - (۵۶ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۷:۰۴)
ازدواج مجدد مرد بعد از 10 سال طلاق با داشتن یک پسری کنکوری (۷۱۵ نمایش) - (۲۵ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۴۴)
چند نکته برای خانه داری بهتر (۳۶۳ نمایش) - (۱۳ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۳۷)
کمک به کودکان بد سرپرست (۱۰۱ نمایش) - (۱ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۳۳)
وضعیت شغلی "استفاده از تخصص" دیگه چی؟ (۱۷۹ نمایش) - (۳ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۲۸)
حاضرید 3 سال برای پسری که عاشق شماست صبر کنید ؟ (۹۹۵ نمایش) - (۶۳ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۲۳)
برای یک بار هم که شده، دوستان متاهل از زندگی شیرین تون بگید (۱۰۸۸ نمایش) - (۳۸ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۲۰)
دلم برای عاشقانه حرف زدن با خدا تنگ شده (۲۶۲ نمایش) - (۱۱ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۱۰)
تجربیات شما در مورد پارگی منیسک زانو و مراقبت های بعدی (۱۲۵ نمایش) - (۶ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۰۶)
فرار از دادن سهم بعد از برنده شدن در قرعه کشی خانگی (۱۷۲ نمایش) - (۶ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۰۱)
چند سوال در مورد اپلای (۲۵۱ نمایش) - (۹ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۵:۴۵)
کاهش استرس و خجالت از برقراری ارتباط با جنس مخالف (۵۶۷ نمایش) - (۱۴ نظر) (دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۵:۴۱)
دختریم که می خوام برم حوزه، اما می ترسم (۸۹۲ نمایش) - (۳۹ نظر) (يكشنبه ۲۷ آبان ۹۷ - ۱۶:۳۷)
چطوری به آشنا بگیم دختر تون رو نپسندیدیم؟ (۱۴۷۹ نمایش) - (۶۷ نظر) (يكشنبه ۲۷ آبان ۹۷ - ۱۶:۳۳)
بسته حمایتی دولت رو به چه کسانی میدن ؟ (۴۱۷ نمایش) - (۱۴ نظر) (يكشنبه ۲۷ آبان ۹۷ - ۱۶:۲۷)
بین عقل و احساسم جنگه (۱۳۲۵ نمایش) - (۷۱ نظر) (يكشنبه ۲۷ آبان ۹۷ - ۱۶:۱۳)
چند سوال راجع به دوستی قبل ازدواج یا حتی نامزدی (۶۲۴ نمایش) - (۱۱ نظر) (يكشنبه ۲۷ آبان ۹۷ - ۱۵:۵۰)
اگه در کنکور تجربی موفق نشدم می خوام روانشناسی رو ادامه بدم (۲۱۶ نمایش) - (۷ نظر) (يكشنبه ۲۷ آبان ۹۷ - ۱۵:۳۹)
اگه در خواستگاری نپسندیدید، خانواده دختر رو بی خبر نذارید (۱۵۳۵ نمایش) - (۴۸ نظر) (شنبه ۲۶ آبان ۹۷ - ۱۵:۱۵)
دیگه از دست مامانم و خواهرم خسته شدم! (۸۲۶ نمایش) - (۲۱ نظر) (شنبه ۲۶ آبان ۹۷ - ۱۵:۰۲)
می خوام هر طوری شده تا یه سال دیگه ازدواج کنم (۱۷۴۱ نمایش) - (۷۳ نظر) (شنبه ۲۶ آبان ۹۷ - ۱۴:۲۷)
ظاهر همسرم رو نمی پسندم و نیاز به مشاوره دارم (۱۵۲۵ نمایش) - (۴۵ نظر) (جمعه ۲۵ آبان ۹۷ - ۱۶:۰۷)
دارم مجبور میشم با آقایی از یه مذهب دیگه ازدواج کنم (۱۶۴۹ نمایش) - (۶۳ نظر) (جمعه ۲۵ آبان ۹۷ - ۱۶:۰۰)
چکار کنم دختر هم کلاسیم بفهمه دوسش دارم ؟ (۱۳۳۶ نمایش) - (۳۷ نظر) (جمعه ۲۵ آبان ۹۷ - ۱۵:۴۴)
چه طور می تونم به اصطلاح زبونم رو شیرین کنم ؟ (۶۵۷ نمایش) - (۱۶ نظر) (جمعه ۲۵ آبان ۹۷ - ۱۵:۳۸)
چطوری به مامانم بگم که عاشق یه پسر دیگه شدم ؟ (۸۲۹ نمایش) - (۱۸ نظر) (جمعه ۲۵ آبان ۹۷ - ۱۵:۳۲)
روش محترمانه و مسالمت آمیز انتقاد از ظاهر همسر (۹۶۷ نمایش) - (۲۵ نظر) (جمعه ۲۵ آبان ۹۷ - ۱۵:۲۷)
معیار های شما برای انتخاب یه شوهر پزشک چیه ؟ (۱۴۹۰ نمایش) - (۷۱ نظر) (جمعه ۲۵ آبان ۹۷ - ۱۵:۲۱)
ویژگی های عشق در زنان (۱۱۳۷ نمایش) - (۱۸ نظر) (پنجشنبه ۲۴ آبان ۹۷ - ۱۵:۴۲)
زندگی شما چقدر شبیه فیلم و سریال های ایرانیه ؟ (۱۰۶۸ نمایش) - (۴۰ نظر) (پنجشنبه ۲۴ آبان ۹۷ - ۱۵:۱۶)
چه تخصّصی یاد بگیرم تا درآمد خوبی داشته باشم !؟ (۹۲۱ نمایش) - (۲۱ نظر) (پنجشنبه ۲۴ آبان ۹۷ - ۱۵:۰۰)
گله از دختران و خانواده هاشون (۲۰۹۴ نمایش) - (۷۸ نظر) (پنجشنبه ۲۴ آبان ۹۷ - ۱۴:۴۹)
اهداف و آرزوهای مادی و معنوی شما چیه ؟ (۱۵۲۴ نمایش) - (۷۵ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۴۸)
سبک برنامه غذایی شما در طول روز به چه صورته؟ (۹۱۱ نمایش) - (۳۰ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۴۰)
چرا میگن تو پیری نباید طلاق بگیری ؟ (۷۸۹ نمایش) - (۳۴ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۳۵)
یه پسر هست که دائم تعقیبم میکنه بدون این که محلش بذارم (۱۲۸۱ نمایش) - (۴۴ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۳۱)
تجربیات شما در مورد شامپو ختمی طب اسلامی (۵۲۷ نمایش) - (۳۴ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۲۲)
تلاش کنیم پدر و مادر خوبی باشیم (۳۵۳ نمایش) - (۱۷ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۱۹)
چرا خدا از صفحه ی روزگار بعضی از پسران دانشگاهی حذف شده ؟ (۱۸۹۶ نمایش) - (۸۴ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۱۱)
چگونگی تبدیل یه انسان درونگرا به برونگرا و اجتماعی (۵۳۶ نمایش) - (۱۹ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۹:۰۰)
تجربیات شما در مورد تقویت حافظه با روش سابلیمنال مسیج (۴۴۸ نمایش) - (۱۵ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۸:۵۳)
تجربیات شما در مدیریت بازرگانی‌ و مدیریت مالی (۱۵۱ نمایش) - (۳ نظر) (چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ - ۱۸:۴۹)
آیا باید به سادات احترام بیشتری گذاشت ؟ (۱۵۴۵ نمایش) - (۹۰ نظر) (سه شنبه ۲۲ آبان ۹۷ - ۱۹:۳۷)
تجربیات شما در مورد مسافرکشی با اسنپ (۱۰۴۷ نمایش) - (۱۹ نظر) (سه شنبه ۲۲ آبان ۹۷ - ۱۹:۳۳)
دیدگاه شما نسبت به مهندسی که کارگری میکنه چیه ؟ (۱۴۵۸ نمایش) - (۶۷ نظر) (سه شنبه ۲۲ آبان ۹۷ - ۱۹:۲۳)

نمیخوام اسیر تغییر سلیقه لحظه ای خواستگارم بشم ؟ (۲۳۲۴ نمایش) - (۵۰ نظر)
چه جوری به پسر مورد علاقم بفهمونم که دوستش دارم (۱۶۰۹ نمایش) - (۳۲ نظر)
واقعا فلسفه پیاده روی کربلا چیه ؟ (۲۵۲۹ نمایش) - (۱۳۸ نظر)
تا دوستی هست چرا ازدواج ؟ (۱۹۹۴ نمایش) - (۶۳ نظر)
من دختریم که چشم چرونم ؟ (۱۸۴۷ نمایش) - (۳۲ نظر)
دختر 21 ساله ای هستم که شدیدا نیاز عاطفی دارم (۲۰۲۰ نمایش) - (۵۷ نظر)
فکر کنم اگه دوست دختر داشته باشم بهتر هست (۲۱۴۳ نمایش) - (۱۰۳ نظر)
واقعا چیزی بنام چشم سوم وجود داره ؟ (۳۴۹۱ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
مادر دختر مورد علاقم با ازدواج ما مشکل داره (۲۵۳۷ نمایش) - (۸۶ نظر)
با قلب و احساس کسی بازی نکنید (۲۳۳۷ نمایش) - (۷۹ نظر)
در خواستگاری، سابقه دوستی و صیغه باید فاش بشه (۲۱۷۴ نمایش) - (۱۲۴ نظر)
خانواده دختر، از سوابق ازدواج موقت پسر باید آگاه بشن ؟ (۴۳۶۹ نمایش) - (۲۷۳ نظر)
چالش پرسیدن یک سوال از دختر مورد علاقم ! (۱۳۳۸ نمایش) - (۱۶ نظر)
فقط پسران نامرد نیستند ! (۱۸۲۸ نمایش) - (۴۳ نظر)
اگه دختر دلخواه تون رو در خیابون ببینید چه می کنید ؟ (۱۷۸۵ نمایش) - (۴۴ نظر)
بنظرم فرقی بین زن و مرد نیست (۱۷۵۷ نمایش) - (۹۵ نظر)
تو تازه عروسی، بیا برو یه کم رژ بزن ! (۲۰۵۸ نمایش) - (۴۶ نظر)
از بین چند خواستگار، چطوری به جمع بندی برسم (۱۶۲۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
عشق به خدا رو جایگزین عشق یک طرفه زمینی کردم (۱۳۹۲ نمایش) - (۳۰ نظر)
ما هم از دخترا گله داریم (۲۷۱۶ نمایش) - (۶۶ نظر)
برگرداندن خواستگاری که به خاطر مهریه پا پس کشیده (۲۳۲۰ نمایش) - (۹۴ نظر)
مادر پسر مورد علاقم ظاهر منو نپسندید و مخالف ازدواج ماست (۱۹۰۶ نمایش) - (۵۶ نظر)
از زندگی و انتخابم ناراحتم (۳۸۵۵ نمایش) - (۱۵۰ نظر)
بعد از 12 ساعت کار روزانه میشه از زندگی زناشویی لذت برد ؟ (۱۱۸۸ نمایش) - (۲۰ نظر)
چند نکته قابل تامل در مورد دختری که ازش خواستگاری کردم (۲۷۸۳ نمایش) - (۸۰ نظر)
نیاز عاطفی و نیاز جنسی در خانم ها (۳۱۵۷ نمایش) - (۹۳ نظر)
تعداد زندانیان مهریه به 4281 نفر رسید (۱۵۰۷ نمایش) - (۹۸ نظر)
زیبایی دختری که بهم معرفی شده منو ترسونده (۱۹۸۳ نمایش) - (۴۵ نظر)
موندم چرا هر کی پیشنهاد میده نمیاد خواستگاری ؟ (۲۲۸۲ نمایش) - (۶۱ نظر)
راهکارهای ترک دیدن فیلم های مستهجن (۱۵۲۹ نمایش) - (۶۱ نظر)
اصرار بر خواستگاری از دختری که بلاکم کرده (۱۶۳۷ نمایش) - (۴۳ نظر)
چه توقعاتی از همسر آینده تون دارید ؟ (۱۵۰۱ نمایش) - (۴۸ نظر)
مامان بازی برای شوهر ممنوع ! (۱۵۳۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
برسد به دست دختران مجرد (۱۷۷۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
چه چیزهایی نیاز عاطفی پسران رو بر طرف میکنه (۲۲۳۷ نمایش) - (۵۸ نظر)
میخوام همسرم مثل من پر شور و هیجان بشه (۲۰۱۸ نمایش) - (۷۰ نظر)
با نیاز عاطفی تون چیکار میکنید؟ (۲۴۲۷ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
اگر دختری بخنده یعنی داره پا میده ؟! (۲۱۰۰ نمایش) - (۸۰ نظر)
به پسر مورد علاقم گفتم که یک طرفه کسی رو دوست داشتم (۲۱۷۸ نمایش) - (۹۱ نظر)
میخوام با آقایی که خودم دوسش دارم ازدواج کنم (۱۳۲۹ نمایش) - (۳۱ نظر)
بهتر نیست که خانم ها سر مهریه کوتاه بیان ؟ (۱۸۹۵ نمایش) - (۸۰ نظر)
علت خواستگار نداشتنم چی هست ؟ (۲۷۳۹ نمایش) - (۱۰۳ نظر)
اتمام حجت موقع خواستگاری از دختر مورد علاقه (۳۰۱۳ نمایش) - (۱۱۴ نظر)
در اوضاع جدید اقتصادی، چه تغییری در سبک زندگی تون دادید ؟ (۱۹۸۲ نمایش) - (۷۷ نظر)
پسران ، چه جوری عاشق میشن ؟ (۳۳۸۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۲۶۴۸ نمایش) - (۸۰ نظر)
سوالات یه پسر آروم درباره ازدواج (۵۰۴۴ نمایش) - (۱۲۶ نظر)
ازدواج شانسیه یا میشه سرنوشت مون رو خودمون انتخاب کنیم ؟ (۲۰۱۹ نمایش) - (۳۷ نظر)
دیگه تحمل این همه ناکامی رو ندارم (۲۲۰۹ نمایش) - (۴۹ نظر)
چرا آقایون علت جواب نه رو نمی پرسند؟ (۳۴۹۸ نمایش) - (۸۷ نظر)

تا چه حد از فناوری های جدید خوب و بد مطلع هستید ؟ (۲۱۳ نمایش) - (۷ نظر)
عاشق شدن چه نشانه هایی داره ؟ (۲۳۷ نمایش) - (۷ نظر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۰۰۶ نمایش) - (۴۸ نظر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۱۵۴۱ نمایش) - (۸۰ نظر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۴۳۰۹ نمایش) - (۲۹۶ نظر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۱۱۳۹۸ نمایش) - (۳۵۸ نظر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۱۸۰۱ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۲۳۱۰ نمایش) - (۸۴ نظر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۱۴۸۲ نمایش) - (۵۸ نظر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۳۱۱۰ نمایش) - (۵۸ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۳۴۱۱ نمایش) - (۵۱ نظر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۸۶۱ نمایش) - (۲۱ نظر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۶۵۰ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۳۸۲۴ نمایش) - (۸۳ نظر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۶۰۲ نمایش) - (۴ نظر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۹۲۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۵۶۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۴۷۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۳۰۳۴ نمایش) - (۷۷ نظر)
صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده (۶۹۳۲ نمایش) - (۳۳۹ نظر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۲۰۸۴ نمایش) - (۲۳ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 - (2) (۴۵۶۸ نمایش) - (۱۹۹ نظر)
صفحه گفتگوی تک فرزندان خانواده برتر (۵۲۳ نمایش) - (۱ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 (۴۸۰۰۰ نمایش) - (۸۵۵ نظر)
خاطرات جالب و خنده دارتون رو بگید (۳۲۹۵ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه ی طنز پردازان خانواده برتری (۳۹۴۵ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۴۱۲۷ نمایش) - (۱۷۴ نظر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (۴۶۳۶۰ نمایش) - (۳۹۹ نظر)

درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۹۰۷۵ نمایش) - (۲۵۸ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۴۱۶ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۶۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۱۶۳۷ نمایش) - (۱۳۳ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۳۷۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۳۷۴ نمایش) - (۱۱۹ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۴۹۷ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۷۷۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۴۳۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۷۷۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۴۳۳ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۴۳۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۳۸۴ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۳۷۶ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۵۹۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۷۰۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۴۰۵ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۵۰۲ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۴۲۱ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۵۲۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۱۸۱۲۰ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۶۷۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۰۱۴ نمایش) - (۱۶۳ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۸۵۳ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۰۸۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۹۰۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۱۳۹۷ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۱۱۹۴ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۴۵۱۸ نمایش) - (۱۹۷ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۹۴۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۱۰۸ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۸۲۵ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۱۴۳۶ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۱۶۹۳ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۴۳۳۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۱۸۳ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۲۹۴ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۳۲۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۴۹۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۱۶۹۴ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۵۵۸۴ نمایش) - (۳۲۱ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۱۶۶۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۲۵۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۱۷۳۳ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۷۸۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۰۸۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۱۲۲۷ نمایش) - (۷۴۱ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۷۵۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۳۴۱ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۸۰۴۴ نمایش) - (۲۳۸ نظر)


۳۹ مطلب با موضوع «ارتباط با خانواده شوهر» ثبت شده است

رابطه من با خانواده شوهرم چطور باید باشه ؟

سلام دوستان

خانواده شوهرم هیچ کمکی به شوهرم نکردند با وجود این که حقوق هشت تومنی می گرفتند و پس انداز زیاد و خونه دو طبقه داشتند . و شوهرم از بچگی خودش کار کرد، خرج خودش رو در آورد . به نظر شما رابطه من با اون ها باید چطور باشه؟

۱) قطع رابطه

۲) محل نگذاشتن و سرسنگین

۳) معمولی

۴) صمیمی


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۳۰)
    • ۶۹۹ بازدید توسط ۵۱۴ نفر
    • پنجشنبه ۱۷ آبان ۹۷ - ۱۸:۲۲

    خانواده شوهرم اصلا محبت های منو نمی بینن

    سلام

    من و همسرم دو سه ماهی هست که عروسی کردیم ، از خانواده خودم دورم توی شهر همسرم زندگی می کنم ، من تک فرزندم و همسرم خواهر و برادرهای زیادی داره ، وقتی وارد خانواده شون شدم سعی کردم عروس خوبی باشم با همه شون ارتباط بگیرم ، به ظاهر خوب بودن اما رفته رفته از هر کدومشون رفتارهایی دیدم که زده شدم ، کلا و ذاتا به دلیل تنها بزرگ شدنم اهل روابط زیاد نیستم . 

    پدر شوهرم که بدون هیچ علتی حتی جواب سلام من و همسرم رو نمیداد ، باور کنید بدون کوچک ترین علتی ! شام دعوت شون کردم براشون هدیه گرفتم اما هیچ تغییری ایجاد نشد ، منم خسته شدم و رها کردم ، مشکل من این ها نبود و نیست ، مشکل خود همسرمه ، از نظر اون درباره هر اتفاق کوچک و بزرگی من مقصرم ، اون منو متهم میکنه ، بارها دعواهای سختی داشتیم ، توی یکی از اون دعواها بهش گفتم مگه تو رفتار پدرت با من رو نمی بینی ، در جواب بهم گفت لیاقتت همین رفتار بوده و منو از خونه بیرون کرد . 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    تعامل با خانواده (۲۷۴ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۶۳)
    • ۱۵۳۵ بازدید توسط ۱۲۲۴ نفر
    • جمعه ۲۰ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۷

    چرا بعضی از آقایون از همسرشون دفاع نمی کنن

    سلام

    شنیدین میگن تحمل هزار من سنگ از تحمل یک فحش آسان تر است؟ اگه شنیدین و قبول دارین چرا از همسران تون در مقابل خانوادتون دفاع نمی کنید؟!

    من از یکی شنیدم چون مردها کلی نگر ترن به این چیزها توجه نمی کنن. اگه مادرتون و خواهرتون بزنن تو گوش زنتون تازه اون موقع هست که شاید فکر کنین روابط شون یه ذره غیر صمیمیه ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۱۸۹۹ مطلب)
    روابط عروس و مادر شوهر (۳۴ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۲۸)
    • ۱۰۵۰ بازدید توسط ۸۵۹ نفر
    • سه شنبه ۱۷ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۱

    اولویت زندگی شوهرم نیستم

    سلام

    من حدود یک سال و نیم تو عقد بودم و الان یک ماهه که ازدواج کردم ، همسر من دو خواهر داره که یکیش حدود یه سال از من بزرگتر و اون خواهرش هم سنشون بالاست و مجرد ) . در دوران عقد طلاق گرفتن. من مشکلم با همسرم اینه که من اولویت زندگی ایشون نیستم یعنی در مورد مسائلی که پیش میاد هیچ وقت حق با من نیست.

    با هیچکدوم از خونواده ی شوهرم مشکلی ندارم به غیر از خواهر کوچیکتر شون یعنی خب اولش من باهاش اصلا مشکلی نداشتم ولی تو دوران عقد تقریبا 90 درصد جاهایی ما می رفتیم ایشون هم میومد و خیلی هم صمیمیت با شوهرم زیاد بود در اون حد که ما میرفتیم بیرون اون با همسرم راه می‌رفت و من تنها ... و اینکه همسرم اصلا مشکلی با حضورش نداشت من رو بیشتر ناراحت میکنه .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۳۰ مطلب)
    روابط عاطفی در دوران عقد (۹ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۲۱)
    • ۱۴۶۷ بازدید توسط ۱۲۶۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۵ مرداد ۹۷ - ۱۷:۳۸

    بدی های دیگران رو پلی برای محبت قرار بدین

    سلام

    در بین خیلی از پست های منفی، جا داره یه کم باهاتون درد و دل مثبت کنم. من خیلی خوشبختم. خیلی ، از اینکه خودمم. اهل تظاهر نیستم. شوهرم و زندگیم رو خیلی دوست دارم. سعی میکنم همش مثبت فکر کنم و تمام موانع خوشبختی رو بر طرف کنم.

    من عاشق خانواده شم. با وجود فرق گذاشتن ها و کم لطفی هاشون . من خیلی خوبم خیلی. اونا هم خیلی خوبن. خواستم تشویق تون کنم بدی های دیگران رو پلی برای محبت قرار بدین. محبت جادو میکنه. به خدا مثل یه اکسیر میمونه. شوهرم آینده خیلی خوبی داره چون منو داره. من خیلی خوشبختم چون یه شوهر پاک و سالم دارم.

    با وجود اینکه هر دو گذشته جالبی نداشتیم. حداقل تا بیست سالگی. ولی توبه توبه توبه.... توبه راهگشا بود بین ما. اونم دوران جاهلیت داشت منم داشتم. ( جاهلیت فیزیکی منظورم نیست) وارد جزییاتش هیچ وقت نشدیم چون نخواستیم. ولی خوشا بحال ما که خدا ما رو سر راه هم قرار داد.

    بدون اون یه لحظه نمیتونم زندگی کنم. تا حالا بدون اجازش نزدم بیرون از خونه.تا حالا هیچی پنهون نکردم ازش. تا حالا صداهامون بلند نشده. فقط خداست که نقطه اتصال ما به همه. یه دونه شوکولات تنهایی نخوردم. نصف نصف ...

    ما خیلی مشکلات داریم. ولی چشم مون رو به روی همه مشکلات بستیم و راه توسل و پیش گرفتیم. وای که این دنیا چقدر قشنگه با این عینکی که من زدم ... خلاصه منو شوهرم خیلی با حالیم خیلی.

    منتظریم یکی در حق مون بدی کنه تا با خوبی کردن نگاهش رو عوض کنیم و اون رو عاشق خودمون بکنیم .

    ان شاء الله خدا همه دختر پسرها رو خوشبخت کنه. لال از دنیا نری ان شاء الله یه آمین بگو


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    تعامل با خانواده (۲۷۴ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۱۶)
    • ۳۶۷ بازدید توسط ۲۹۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ مرداد ۹۷ - ۱۷:۱۵

    به شدت سودای استقلال مالی دارم

    سلام

    چند سالی هست ازدواج کردیم ... شرایطم رو بخوام بگم ؛

    مستقل نیستیم و با پدرش کار میکنه ... در همین  حد خرج روزانه ست درآمد ، یه بچه دارم ، خیلی نگران آینده شم. اصلا این شرایط رو دوست ندارم .

    مطمئنم اگه همسرم جدا میشد وضعمون خوب بود متاسفانه به خاطر وابستگیش و دوم اینکه چند سال پیش که پول دستش بود و بهش گفتم جدا شو این کار رو نکرد پولا رو داد دست باباش و ما هم امکان هیچ پیشرفتی نداریم ... این شرایط رو نمیتونم تغییر بدم.

    به شدت سودای استقلال مالی دارم ... حاضرم هر کاری انجام بدم ولی زودتر جدا شیم از پدرش ،
    لازمه ش پوله. یه بار طلاهام رو فروختم دو برابر سود کرد. متاسفانه به خاطر شراکت با پدرش این پول چند سال دست اینا موند و در نهایت با قهر من این پول رو پس دادن ... و الان با پول همون طلا خونه اجاره کردیم ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    تعامل با خانواده (۲۷۴ مطلب)
    اقتصاد خانواده (۷۹ مطلب)
    مسائل زنان (۱۲۳ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۹)
    • ۴۸۱ بازدید توسط ۴۰۰ نفر
    • شنبه ۲۶ خرداد ۹۷ - ۱۴:۲۶

    می خوام پیش خانواده ی شوهرم عزیز باشم

    سلام

    من دختری هستم که به تازگی نامزد کردم و انشاء الله دو ماه دیگه عقدمه ، نامزدم خواهر نداره و دو تا برادر کوچکتر از خودش داره . منم آدم طنار و دلربایی نیستم که بتونم از این رفتارها از خودم نشون بدم... یه ذره خجالتی و آرومم ، از اونحا که دوست دارم خودم رو پیش مامان و باباش عزیز کنم نمیدونم چکار کنم که برای یه مادر و پدر که دختر ندارن جذاب بنظر میاد .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۳۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۶۳)
    • ۱۸۶۷ بازدید توسط ۱۴۳۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ خرداد ۹۷ - ۱۳:۳۰

    دعا برای دور شدن از خانواده شوهر

    سلام

    خواسته ی عده ای خانم های متاهل اینه که از خانواده ی شوهرشون دور باشن ! در این پست می خوایم این موضوع رو بررسی کنیم که اصولا چرا اون عده از خانم ها چنین تمایلی دارند ؟

    چه اتفاقاتی ممکنه رخ بده که خانم ها چنین تمایلی داشته باشن و حتی به دنبال " دعا " برای این خواسته شون باشن .

    دو سوال مهم این جا مطرح میشه ؟

    1 - آیا میشه قبل از ازدواج پیش بینی چنین روزهایی رو کرد ؟ آیا روش انتخاب همسر می تونه مانع بشه ؟

    2 - به خانم هایی که ازدواج کردند و چنین خواسته ای دارند چطوری میشه کمک کرد ؟

    چنین دعایی که وجود نداره ، پس باید بهشون کمک کنیم که روابط شون رو بهتر کنن تا اصل خواسته از بین بره . اما چطور ؟!

    موفق باشید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    مسائل زنان (۱۲۳ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)
    سوالات پرتکرار در اینترنت (۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۳۹)
    • ۱۰۸۰۴ بازدید توسط ۸۰۶۹ نفر
    • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶ - ۱۸:۱۵

    یه عروس چطوری می تونه مورد احترام خانواده ی شوهرش قرار بگیره ؟

    سلام
    می خوام بدونم هر فرد با چه ویژگی رفتاری میتونه ساده فرض بشه در برابر خونواده شوهرش و یه جورایی سوارش بشن و حرمتشو نگه ندارن ؟
    اگه همچین فردی رو میشناسین لطفا بیاین بگین چه کار کرده که اینطوری فرضش کردن؟ و در مقابل می خوام بدونم چطور میشه عروسی باشی که خونواده ی شوهر به خودشون اجازه ی بی احترامی ندن؟ و شخصی محترم که نظرشم مهم باشه تلقی بشیم ؟

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۱۵)
    • ۱۳۲۹ بازدید توسط ۱۰۵۸ نفر
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۵۶

    دلم میخواد شوهرم با حفظ احترام بتونه حقش رو از خانواده ش بگیره

    سلام

    خانواده ی شوهرم پرجمعیت هستن و عروس اخر و توی عقد .عروس خانواده باید چطور برخورد کنه تا احترام و حرمتش حفظ بشه و دخالت هم توی زندگیش نشه و در عین حال رابطه ی خوب و صمیمانه ای هم داشته باشه با خونواده شوهر؟

    این در صورتیه که عروس های بزرگ خانواده اشخاص خونسرد و خنثی هستن و اهل کار کردن خونه مادرشوهر نیستن و بهشون محبت و احترام گذاشته میشه ولی دخالت هم میشه تو زندگیشون... ولی با این وجود شوهرهاشون اشخاص صاحب نظری هستن و حق خودشونو توی خانواده میگیرن و در برابر خونوادشون حاضر جوابن .

    و در عوض کل خونواده به شوهر من دستور میدن چون پسر کوچیکه خانوادش و حتی گاهی بنظرم زور میگن و سوء استفاده میکنن و ایشونم انگار شده بله قربان  و حتی نمی تونه حقشو بگیره

    خودشم میفهمه که ازش سواستفاده میکنن ولی بازم احترامشون رو نگه میداره . نمیخواد رابطه ها خراب بشه و بی احترامی پیش بیاد ولی دلم میخواد حداقل با حفظ احترام شوهرم بتونه حقشو بگیره ... چکار کنم که رفتارشو تغییر بده؟ یا اگه نتونستم اونو تغییر بدم خودم باید چطوری برخورد کنم تا هم خراب نشم و هم ساده فرض نشم و بتونم حق خودمو شوهرمو بگیرم ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۱۱)
    • ۷۴۰ بازدید توسط ۶۱۳ نفر
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۴۵

    خواهر شوهر کوچیکم محیط شخصی برامون باقی نذاشته!

    سلام

    خانمی هستم بین ٢٠-٢٥ . مشکلی که دارم اینه که خواهر شوهر کوچیک من که دبستانیه به شدت به من میچسبه! هر جا میریم پیش منه و منو کلافه کرده. من دوسش دارم و کلا برخوردم با بچه ها خوبه. ولی این دیگه شورشو در آورده!!

    توی این چند سال که ازدواج کردیم هر بار سفری با خانواده همسرم رفتیم پیوسته پیش ماست و محیط شخصی برامون باقی نذاشته!! پیش من باید غذا بخوره پیش من بشینه و ...

    مدام میخواد باهام حرف بزنه و هر وقت تو جمع خانوادگی هستیم انقدر با من حرف میزنه که نمیذاره با بقیه حرف بزنم! همش باید منو همراهی کنه و دیگه دارم اذیت میشم . اینو بگم که من در طی چند سالی که عقد کردیم و بعدش ازدواج هیچ برخورد بدی باهاش نداشتم تا بحال و خیلی هم دوسش دارم. ولی اینکه هر جا منو شوهرم هستیم اونم میاد اذیتم میکنه .

    چکار کنم که این همراهی پیوسته کم بشه؟ به همسرم بگم؟ تا این دختر خانم هم بزرگ بشن و بفهمن که نباید اینطور باشن من خیلی اذیت میشم!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۳۲)
    • ۲۰۸۰ بازدید توسط ۱۷۳۳ نفر
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶ - ۲۳:۲۶

    چطوری خانواده ی شوهرم رو قانع کنم که در زندگیم دخالت نکنن ؟

    سلام
    خانواده شوهرم باهام بد نیستن حتی میشه گفت رفتارشون با عروساشون خوبه ، منم احترامشونو همیشه نگه داشتم حتی تا بحال به شوهرم هم ازشون حرف نزدم.
    ولی مشکلی که وجود داره اینه که عادت کردن توی زندگی پسراشون دخالت کنن و زیر سلطه ی اونا باشن، می بینم که قشنگ در کنار خوبی ها و محبت هاشون به عروسای دیگه شون واسشون تصمیم گیری هم میکنن و اونا هم هیچی نمیگن...
    من عروس اخرم و توی عقدم و شوهرمم میبینم روی حرف خونوادش نه نمیاره و انگار حرفای اونا واسش حجته چون گاهی نظراتی که به من داده رو بعدا از زبون خونوادش شنیدم و فهمیدن نظر اونا بوده ، دلم نمیخواد یجوری بشه که بخوان توی زندگیمون دخالت کنن .
    خانمای با تجربه لطفا بگین باید چطور برخورد کنم که این اجازه بهشون داده نشه و شوهرمم بتونه حقشو بگیره و خواسته هاشو بهشون بگه و همش در برابرشون تسلیم نباشه؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان (۱۲۳ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۱۳)
    • ۸۴۹ بازدید توسط ۷۰۰ نفر
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶ - ۲۰:۵۳

    خانواده ی شوهرم انگار از بارداری من ناراحت هستند

    سلام

    من ٢٥ سالمه با دوران عقدم ٣ ساله ازدواج کردم. ٢ ماهه باردار هستم . بچه اولمه یک ماه میشه همسرم به خانوادش گفته من باردارم ولی خواهر شوهرام ( بزرگه ٤٤ سالشه کوچیکه ٥ سال بزرگتره ) زنگ نمیزنن تبریک بگن .

    مادر شوهرمم منو دید یه تبریک خشک خالی داد انگار ناراحتن از بارداری من! من خونه مامانم هستم چون خیلی مریضم دو قدمم با خونه مادرشوهر فاصله داریم ولی نه میان بهم سر میزنن نه زنگ میزنن در صورتی که ادعا میکنن همسر منو خیلی دوست دارن .

    همسر منم از لحاظ عاطفی و مادی برا خانوادش کم نمیذاره ولی من غصه داره بارداریمو خراب میکنه میخوام از کسایی که مشکلاتی شبیه من دارن بگن چکار کنم که بچمو از دست ندم و اروم باشم

    با تشکر از همه دوستان 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۳۱)
    • ۱۹۶۹ بازدید توسط ۱۴۴۴ نفر
    • يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۲۳:۲۰

    نمیتونم حس خوبی نسبت به خواهر شوهرم داشته باشم

    با سلام

    بنده خانمی هستم 33 ساله که بمدت دقیقا یکساله که عقد کردم . شکر خدا همسر خوبی دارم .مهربون ، متدین، خوش اخلاق  و ... ولی بتازگی موضوعی پیش اومده که باعث شده ذهنم بهم بریزه و آشفته بشه . من و همسرم معمولا خیلی خونه هم رفت و آمد نداریم .شاید هفته ای یک بار پنجشنبه ها ایشون بیاد ولی من خیلی کمتر میرم اونجا .خب با توجه به اینکه هر دو کارمندم هستیم خیلی نمیتونیم پیش هم باشیم .البته من و همسرم خیلی هم از این موضوع شاکی نیستیم و دیگه عادت کردیم .ولی موضوع اینه که مدتی بود که موقعی که میرفتم خونه مادر شوهرم متوجه برخوردهای سرد خواهر شوهرم شده بودم .اینم بگم که خواهر شوهرم یه 5 ماهی میشه که عقد کرده . تا قبل از ازدواجش خیلی با هم صمیمی بودیم .خیلی منو دوست داشت و وقتی میرفتم خونشون ساعتها با هم حرف میزدیم عکس نشون هم میدادیم یا توی تلگرام از هم احوال پرس بودیم .یا وقتی میرفتم خونشون سریع می اومد جلوی در استقبالم و همو میبوسیدیم .

    خلاصه یه چند بار اول رفتار سردش رو گذاشتم به حساب اینکه لابد خسته ست و حال وحوصله نداره یا اینکه خودش مشکلی چیزی داره ولی دیدم نه یه چند ماهه اصلا من میرم اونجا تحویلم نمیگیره و محل نمیذاره .خیلی ناراحت شدم .هر چی فکر کردم دیدم من که برخورد بدی ازم سر نزده که ناراحتش کرده باشم .تا اینکه بعد از چندین ماه موضوع رو با شوهرم در میون گذاشتم و بهش گفتم مدتیه که من میام خونتون دیگه خواهرت مثل سابق منو تحویل نمیگیره و حتی جواب سلام منم به زور میده یا سعی میکنه تا اونجایی که میتونه با من تماس چشمی نداشته باشه و از حرف زدن با من هم طفره میره...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۳۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۴۶)
    • ۲۵۶۷ بازدید توسط ۲۰۴۹ نفر
    • دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۳

    چیکار کنم به دل خونواده ی شوهرم بشینم؟

    سلام

    من 27 سالمه و همسرم 3 سال از من بزرگتره، تازه عقد کردیم اما تازگیا حرفایی از خوانواده همسرم میشنوم که واقعا قلبمو آتیش میزنه، صبح تا شب ناراحتم و نمیدونم چیکار کنم ؟ هر وقت یاد حرفاشون میفتم از شدت ناراحتی صورتم داغ و قرمز میشه و قلبم درد میگیره

    من و همسرم اولین بار تو یه جلسه ی کاری همدیگه رو دیدیم و بخاطر انجام ادامه ی کارهای همون جلسه شمارمو ازم گرفت و دقیقا همون شب بهم پیام داد که از برخورد و رفتارم خوشش اومده و اگه موافقم با هم آشنا شیم، منم قبول کردم و البته به خونوادم اطلاع داده بودم.

    تا 1 هفته تلفنی با هم صحبت میکردیم و همسرم درباره خودش و خونوادش و برنامه ش واسه آینده حرف میزد و منم حرفامو میگفتم، بعد از 1 هفته گفت که همدیگه رو بیرون ببینیم (چون ما محیط کاریمون جدا هست و اصلا همدیگه رو نمیبینیم، اون یه بار فقط بخاطر جلسه بود) شماره پدرم رو ازم گرفت و ازش اجازه گرفت که ما دو ماه برای آشنایی هر از چندگاهی همدیگه رو بیرون ببینیم و صحبت کنیم تا اگه به توافق رسیدیم بیان خواستگاری، پدرمم اجازه داد .

    خلاصه در نهایت اومدن خواستگاری و عقد کردیم، تا اینجا مشکلی نبود، اما تازگیا فهمیدم خونواده همسرم در مورد من خیلی بد حرف میزنن، یه بار خیلی شوکه شدم مادرش برگشت تو روم گفت ما فقط خواستگاری سنتی قبول داریم ولی شما قبل خواستگاری با هم رابطه داشتین !!!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۳۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۳۵)
    • ۲۴۳۵ بازدید توسط ۲۰۳۲ نفر
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۰

    چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم

    سلام

    من دختری ۲۲ ساله هستم که نزدیک دو ساله تو عقدم، چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم، به خاطر این که به حد مرگ از شوهرم و خونواده شوهرم نفرت دارم طوری که ارزوی مرگشون رو دارم!

    خونواده شوهرم در ظاهر خودشون رو خوب نشون میدن مخصوصا مادر شوهرم که مَنم مَنم هاش گوش ما رو پر کرده ، با اینکه همیشه دارن بهترین چیزارو برای ما می گیرن ولی از یک طرف تا می تونن به من یا مادرم تیکه و متلک میندازن یا من رو بچه و نادون فرض می کنن .

    چند بارم غیر مستقیم به خونواده ام توهین کردن و یک بار هم سر یک مسئله ای که نظر مادرم هم باید می پرسیدن و اینکارو نکردن و البته که بعدش پشیمون شدن، قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین چرا؟

    چون مادرم با احترام کامل سعی کرد بهش بفهمونه که اینکاری که شما کردین اشتباهه و اونم انقدر گریه زاری کرد که نگو ، بعدشم به مادرم گفت که تو داری از اخلاق من سوء استفاده می کنی !!!! بیچاره مادرم بنده خدا مونده بود چی بگه! باز از یک طرف جلوی بقیه فک و فامیل هاشون یک جوری رفتار می کنن که هر کی ندونه فکر می کنه اینا یک مشت فرشته اسمونین که خدا برای من فرستاده!!!

    بگذریم ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۳۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های مردم (۴۶)
    • ۴۰۳۱ بازدید توسط ۳۲۵۳ نفر
    • جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    چطور به خواهر شوهر 14 ساله ام بفهمونم دست از سر من برداره ؟

    باسلام

    شب تون بخیر . من دختر 18 ساله ای هستم و نامزدم 25 سالشه. یکسال هست که عقد کردیم. دو برادر شوهر دارم و یه خواهر شوهر .خواهر شوهرم 14 سالشه. تنها مشکل من وجود خواهر شوهرمه. فقط میخواد از آب گِل آلود ماهی بگیره !!

    خودتون خوب میدونید که بین همه ی افرادی که نامزدن ، گاه گداری قهر و دعوا هایی شکل میگیره.که خانواده ها سعی میکنن تو این جور مسایل دخالت نکنن و بذارن خودشون مشکلاتشون رو حل کنند . خانواده ی نامزد من هم همین طورند ولی خواهرشوهرم دخالت میکنه. تمام سعی خودشو میکنه تا موقع قهر بین منو نامزدم ، خودشو به نامزدم نزدیک کنه.
    خیلی دختر چابلوس و زبون بازیه ، از اونور هم خیلی قشنگ طعنه و کنایه نثار من میکنه. گاه گداری خواسته و نا خواسته نیش زبون بهم میزنه.واقعا دلمو میسوزونه ، خیلی حرفاش و رفتاراش برام گرون تموم میشه!

    یه وقتایی هم شده با خودم میگم شاید اقتضای سنش هست ولی تا کِی؟!  کِی میخواد بزرگ بشه؟ با خودم میگم ، مگه من چه هیزم تری بهش فروختم؟! تو خانواده شون جا شو تنگ کردم؟! آخه چیکار کردم که باهام این رفتارا رو میکنه؟؟

    خوبیش اینه اگه رفتاراش رو مادر شوهرم ببینه یا  نامزدم ، دعواش میکنن. هر چی خانواده اش دعواش میکنن ، نفرتش نسبت به من بیشتر میشه. اما من خسته شدم اعصابم بهم میریزه .بیچارم کرده ، زبونم ندارم جوابش رو بدم .

    به نظرتون چه طوری باهاش کنار بیام؟ چه طوری بهش بفهمونم دست از سر من برداره؟

    متشکرم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۸۳)
    • ۲۷۴۶ بازدید توسط ۲۲۷۲ نفر
    • شنبه ۲۳ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۰

    انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده

    سلام

    منو همسرم از ابتدا تا الان که عقدیم 2 ساله با همیم . خانواده من از نظر فرهنگی و تحصیلی از خانواده همسرم بالا ترن خیلی بالاترن ولی خدا شاهده من هیچ وقت این موضوع رو به روش نیوردم حتی عیب هم نمیدوستم چون اصلا ربطی نداشت من نمیخواستم با عمه و خالش زندگی کنم خودش درس خونده من با برخوردم بهش ثابت کردم که برام اهمیت نداره ولی نمیدونم چرا همش خودش با خودش احساس کوچیکی میکنه و سر این با هم دعوامون میشه .

    خواهرش خیلی سختگیره ،  من به عقاید ادم ها احترام میذارم ولی این دیگه خیلی ... منم برعکس اونم نه اینگه ول باشم ولی متعادلم ،‌الان من هر کار میکنم همسرم به خواهرش میگه این اینو خرید توام بخر . اون این کارو کرد توام بکن این اینجور حرف میزنه توام ...

    منم از اون اول بدم میومد یکی مثل من باشه ، من حس میکنم با این کاراش سعی میکنه که خانوادش شبیه ما بشه ،‌ منم بهش گفتم ول کن بذار هر کار میکنه بکنه هر چی میخواد بپوشه به نظرش احترام بذار میگه نه ...

    تو به ابجی من حسودی میکنی ،‌ منم هی تو دهنم میاد اون چی داره من حسودی کنم دلم نمیاد بگم . انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده ،‌ به نظرتون من چکار کنم ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۳۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های مردم (۱۳)
    • ۱۰۲۱ بازدید توسط ۹۰۱ نفر
    • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست

    سلام

    تقریبا دو ساله که ازدواج کردم و از تهران به یک شهرستان دیگه اومدم . شوهرم رو خیلی دوسش داشتم برای ازدواج با اون خودم اصرار داشتم اما اون بی پوله و هیچ اختیاری از خودش نداره .

    برای همه ی کارهاش پدر مادرش نظر میدن و اصلا هم ادم حسابش نمیکنند . من خونه ی پدرم هیچ محدودیتی نداشتم اما الان اجازه ندارم تا سر کوچه برم پدر شوهرم و مادر شوهرم خیلی بدجنس هستن و برای اذیت کردن من از هیچ کاری دریغ نمیکنن. وحشتناک حسودن .

    حتی طاقت محبت شوهرم به من رو ندارند. در صورتی که خوشدون انقد حال به هم زن هستن جلوی ما عین دختر پسرهای 14 ساله با هم دیگه لوس بازی در میارن . ما تو یک خونه زندگی میکنیم .

    حتی روی پولی که در میاریم هم دخل و تصرف دارن. زندگیم شده عین رمان های خاله زنکی. پولی هم نداریم برای مستقل شدن . نمیدونم تا کی باید تحمل کنم. پدرشوهرم یک مرد کله ... بی ... که ادعای مردونگی داره شدید ...

    اما در واقع هیچ کارس و همه کاره زنشه . شوهرم هم بعد این همه مدت پدر و مادرش رو شناخته. زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست . جای من بودید چیکار میکردید ؟

    ممنون


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان خانه دار (۲۴ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۹)
    • ۸۴۲ بازدید توسط ۷۲۳ نفر
    • يكشنبه ۱۷ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده

    سلام دوستان

    از وقتی که یادمه همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده واقعا دلم شکسته دیگه نمیتونم تحمل  کنم .

    همین امشب جلوی خواهراش برگشت به من گفت من هیچ وقت خواهرام و به تو نمیفروشم اونام فقط به من خندید مثلا همین دیشب من رفتم بیمارستان به خاطر مشکل زنانگی که داشتم بیمارستان گفت نیاز به بستری داری ولی چون بچه ام کوچیکه قبول نکردم گفتن پس لااقل سرم بزن فشارت روی نه هستش .

    شوهرم مدام زنگ میزد بیا بریم بیا بیریم منم با رضایت شخصی و بدون سرم زدن از بیمارستان اومدم بیرون حالا امشب فهمیدم دلیله اون همه اصرارش برای بردن من از اون جا به خاطر این بوده که میخواسته بره خواهرشو برسونه در صورتی که خواهرش شوهر داره و شوهرش به راحتی میتونسته اینکارو انجام بده خیلی ناراحتم از وقتی که عقد کردیم تا الان که عروسی کردیمو بچه داریم هر جا خواستیم بریم خواهراشم با اینکه شوهر دارن ولی همیشه با ما بودن .

    دلیلشونم اینکه چون پدر مادرمون شهرستانن برادرمون حکم پدرمونو داره . بابا من چه گناهی کردم اخه که همیشه باید حضورشونو تو تمامه زندگیم احساس کنم دیگه بریدم حالا اگه خوب بودن یه چیزی میان با ما مدام هم تیکه میندازنو حرف باره ادم میکنن دلم میخواد طلاق بگیرمو از این زندگی لعنتی برم بیرون ولی چه کنم که بچه ی کوچیک دارم دیگه بریدم خسته ام به تمامه معنا دیگه نمیکشم .

    وقتی این حرفو جلوی خواهراش زد به من شکستم خورد شدم دلم برای خودم میسوزه که انقدر به خاطر شوهرم از خودم گذشتم اینجوری جواب محبتامو داد من به اون خود خواه ها فروخت.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۳۵)
    • ۳۳۹۰ بازدید توسط ۲۶۲۱ نفر
    • شنبه ۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چیکار کنم با این ناز های زن داداشم

    با سلام
    من دختری هستم مجرد و سی و دو ساله. مشکل من با بعضی رفتارای زن داداشمه. من دوست دارم خانواده متحدی باشیم و اونا مدام بیان خونمون و با هم باشیم. اما وقتی مادرم دعوت میکنه بیان خونمون کمکی نمیکنن.
    یکی از زن داداشام که شورشو در آورده میشینه یه گوشه و یا با بچه ها بازی میکنه یا حرف میزنه یا سرشو میکنه تو گوشیش. اگه میوه یا هر چیز دیگه هست من باید برم و بیارم و بعدا هم جمع کنم.
    گاهی سرش خوش بیاد کمک میکنه اما بقیه موارد قیافه میگیره و میشینه. میره تو آینه نگاه میکنه که یه دفعه شالش به هم نخورده باشه. به هر صورت من خسته میشم و با خودم میگم مگه من خدمتکارم که باید جلوی اونها خم و راست بشم. مهمون غریبه نیستن که ، باید اونا هم کمک بکنند.
    ضمنا وقتی میخواد بره ،اگه یه دونه نایلون کوچیک دستشون باشه، رو میکنه به داداشم و میگه اینو بیار. (( این نایلون مگه چقدر وزن داره ! اینقدر سنگینه! ))
    جلوی نا محرم در رفتار با بچه های اقوام خودشو لوس میکنه و میگه باید بوسم کنید و من قهرم باهاتونو و ... که لحنش مناسب فضا نیست. جالب اونجاست که چون خودشو لوس میکنه بچه ها میرن دورشو و نازشو میخرند. در حالیکه من با وجود اینکه مهربونم با بچه ها اما چون خودمو تو اون شرایط لوس نکردم اینقدر عزیز نیستم برای بچه ها. با داداشمم نمیشه حرف زد.فوری جوش میاره و جبهه میگیره.
    چند وقت پیش مهمون غریبه داشتیم و مامانم مجبور بودن بشینن کنار مهمونا و درست نبود پاشن. من فقط مثل گارسون میرفتم و میمودم و زن داداشمم اصلا به روی خودش نمیاورد و مهونا جلوم  احساس شرمندگی میکردن که من میرم و میام و مثال ها ی دیگه. البته من یه زن داداش دیگه هم دارم که اون حداقل غیرت داره و کمک میکنه تا حدی.
    دلم میخواد بهم کمک کنید و بگین چیکار کنم با این نازای زن داداشم. یه سوال دیگه ما خانواده ای هستیم که اهل آرایش نیستیم و منم مخالف این کارم چون نامحرمو جذب میکنه و ... اما زن داداشم تو جمع ما که میاد چون آرایش میکنه صورتش تو ذهن میاد . من دلم نمیخواد در آینده که ازدواج کردم شوهرم بهم بگه فلانی خوشگله و یا اینکه ... در این مورد باید چیکار کنم؟
    ممنونم عزیزان

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های مردم (۶۸)
    • ۳۴۱۱ بازدید توسط ۲۷۶۷ نفر
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام

    سلام به همه ی خانواده برتری های عزیز ...

    ازتون کمک میخوام ، راستش من عروس آخری خانواده هستم در حال حاضر یکسالی میشه  که عروسی کردیم و بنا به دلایلی هنوز با خانواده همسرم زندگی میکنیم .

    طبقه اول این خونه برادر شوهر بزرگم می شینن و طبقه دوم هم مادر شوهرم ... راستش مشکل من مربوط به این قضیس که هم عروس من بعد از چند سال تازه باردار شده بود ولی نمیدونم چه اتفاقی افتاد که توی ماه های اخر بارداری بچه خفه شد و سقط شد.

    تو همین روزا بود که من متوجه شدم باردارم ، راستش خیلی خوشحال شدم وقتی به شوهر و مادر شوهرم گفتم . شوهرم  فقط یه لبخند تصنعی به من زد و مادر ایشون فقط گفت کمتر به چشم بیا مبادا دل کسی رو با داشتن این تو راهی بسوزونی .

    هر چند این دوره زمونه بچه اوردن کار خاصی نیست هنر بزرگی نیست . میدونم این حرفا رو بخاطر همون هم عروسم گفت . راستش بغض گلومو فشار میداد.

    چیزی نگفتم شب زار زار گریه کردم . حتی شوهرم متوجه شد میدونم شوهرم دوستم داره ولی وقتی باهاش حرف زدم گفتم از حرف مادرت ناراحت شدم . فقط برگشت گفت من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام .

    این حرف مثل بقیه حرفا دلم رو بیشتر سوزوند یاد حرف های گذشته شوهرم افتادم که می گفت بچه نعمته ،  ازدواج کردیم دلم میخواد زودتر بابا بشم ... با شنیدن حرفایی که الان میگفت هیچ نشانه مهری احساس نکردم .. یادم رفت بگم من شاغلم سر کار همش ذهنم مشغول بود.

    تصمیم گرفتم چند روزی برم خونه پدرم ، نمیدونم تصمیم درستی گرفتم یا نه ، واقعا نمی دونید تو چه شرایط روحی قرار گرفتم .

    از یه طرف بچه ما اولین نوه ی خانواده پدریم و اونا از شنیدن این موضوع همگی خوشحالند حتی خواهرم ، از الان داره لباس و سیسمونی انتخاب می کنه ... از یه طرف خانواده شوهرم و رفتاراشون ...

    باور کنید بعد از شنیدن اون حرفا رفتارم عوض نشد باهاشون ، تو کارا کمکشون می کنم .. خونه خودمون هم داره کم کم آماده میشه ولی شوهرم میگه فعلا زوده مادر تنهاست. منم قبول کردم .

    واقعا نمیدونم با این بچه که نشونه و نعمت خداست چیکار کنم عصر همون روز به شوهرم گفتم اجازه بدی چند روز برم خونه پدرم ولی ایشون  که حتی اگه نیم ساعت ازم خبر نداشت منو نمی دید زمین به زمان می دوخت گفت اره برو.

    الان که این متن نوشتم خونه پدرم هستم اینجا همه از شنیدن مادر شدنم خوشحالند ولی نمیدونم واقعا چیکار کنم ؟

    ببخشیدکه سرتون به درد آوردم از همتون ممنونم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۶۶)
    • ۲۴۳۵ بازدید توسط ۱۹۶۸ نفر
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    نمی خوام شوهرم فکر کنه دارم علیه خانوادش موضع میگیرم

    سلام

    نزدیک  یک سال ازدواج کردم شوهرم تک فرزند خانواده هستش . متاسفانه مادر شوهرم نزدیک به شش ماه دچار بیماری شده که خوشبختانه تا به امروز  روند رو به بهبود خوبی داشته ولی هنوز خوبه خوب نشده و از طرف دیگه پدر شوهرم که مرد خیلی فعال و شادی  هست و کار های خونه رو تو مدت بیماری مادر شوهرم انجام می داده اونم دچار بیماری شد  .

    با اون که دکترا گفتن یه ماه خوب خوب میشه ولی هنوز مثل قبل نشده  حالا شوهرم ازم مشورت خواسته به طور موقت انتقالی بگیره بریم یکی از شهر های نزدیک شهر پدر شوهرم اینا  که نیم ساعته  بتونه بره خونه پدرش سر یزنه بیاد  .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان (۱۲۳ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۲۷)
    • ۱۱۷۱ بازدید توسط ۹۶۰ نفر
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    از کجا بدونم شوهرم عاشقمه و فقط از نظر جنسی به من وابسته نیست

    سلام

    چند ماهی میشه با نوه ی عمه پدرم ازدواج کردم ، هیمشه  پسر بسیار مبادی آداب و محجوبیه  ، سه سال ازم کوچیکتر هست حدود یکسال پیش مراسم خواستگاری برگزار شد من از زندگیم خیلی راضیم به خواسته ام اما حالا که چند ماه از ازدواجم گذشته تردیدی تمام وجودم رو گرفته که آیا همسرم به من علاقه داره ؟

    آخه بابام و پدر شوهرم رابطه خیلی خوبی دارن از طرفی با هم شراکت کاری دارند همسرم خیلی خیلی از پدرش حرف شنوی داره گاهی فکر میکنم به درخواست پدرش تن به این ازدواج داده .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۲۵)
    • ۲۷۸۸ بازدید توسط ۲۲۰۱ نفر
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۰

    نمی خواییم عروسمون در جزئی ترین امور زندگی مون دخالت کنه

    سلام

    یک زن داداش دارم از وقتی وارد خانواده ما شده دائم ما رو زیر ذره بین گذاشته از بزرگ تا کوچیک و همش به اصطلاح خودش میخواد ما رو نهی از منکر بکنه ..حالا نمیگم ما بی عیب و نقصیم ولی این خانم گویی خودشون فرشته بیگناهن و ماشاءالله یه زبانی دارن یکی بگی صد تا میشنوی و هر طور که شده میخواد حرفشو به کرسی بنشونه.

    مثلا ما برای یه موردی برای داداش کوچکم رفته بودیم خاستگاری .اصلا هم به ایشون نگفتیم .بعد موقع تحقیقات این خانم خبردار میشه و ناراحت که چرا منو در جریان نذاشتید بعد هم کلی سخنرانی که این خانواده فوق فوق العاده پولدارن و شما اصلا از تامین مخارجشون برنمیاید ولی اون خانواده گفته بودن که مسائل مالی برای ما مهم نیست و... و بعدش  زن داداشم یک لیست بلند بالایی از صفات برادر کوچکم تهیه کرده بودند که اگه ازشون کسی پرسید تحویل بدن که مثلا ایشون تنبل هستن و شکم پرور و ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های مردم (۳۶)
    • ۲۰۲۰ بازدید توسط ۱۶۰۲ نفر
    • جمعه ۱۵ مرداد ۹۵ - ۱۹:۳۲

    چون شوهرم بهم وابسته است خانواده ش داغونم کردن

    سلام

    بذارید اول بیوگرافی خودمو بگم بعد دردمو بگم . من یه دختری هستم مهربون دلسوز قد بلند میشه گفت خوشگل و خوش اندامم خیلی ها حسرتمو میخوردن از فامیل غریبه بهترین خواستگارهارو داشتم ولی من فقط یه بار عاشق شدم اونم عاشقم شد خیلی همو میخواستیم . صادقانه میگم باهام دوست شدیم تا بعد 60 روز اشنایی این اقا اومد خواستگاریم با هم عقد کردیم ولی دو سه ماه گذشت....

    خانوادش به شدت داغونم کردن مریضم کردن روانیم کردن الان یک سال دارم تحملشون میکنم ولی دیگه طاقتم تموم شده انقد تیکه میشنوم انقد از من متنفرن نمیخوان سر به تنم باشه فقط و فقط بخاطر یه دلیل اونم اینکه همسرم به من وابستس باید روزی 4 ساعت کنارم باشه باورتون میشه فقط دلیلش همینه!؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۲۷۴ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)
    روابط عاطفی زن و شوهرها (۱۸ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۷۵)
    • ۳۷۶۳ بازدید توسط ۳۰۹۳ نفر
    • يكشنبه ۲۴ آبان ۹۴ - ۱۸:۱۷

    چیکار کنم شوهرم خانواده ش رو رها کنه ؟

    سلام

    من خانواده شوهرم بسیار بی شخصیت هستن توی عید بی دلیل بدترین فحش ها رو بم دادن مراسم ازدواجمو سیاه کردن جلو همه .

    یه مدت قطع رابطه کردیم. الان ٢ هفته است پدرش فوت شده باز رابطه شروع شد این بار سر ارث و میراث هر چی از دهنشون در اومد به منو شوهرم گفتن اما شوهرم میگه حالا دیگه بابام مرده من نمیتونم ولشون کنم.

    هر کاری دارن شوهرم باید براشون انجام بده. من ازشون متنفرم. چیکار کنم شوهرم ولشون کنه.بخدا همشون شوهرمو فقط واسه حمالی میخوان اصلا دوستش ندارن تو رو خدا کمکم کنید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۶۷)
    • ۲۶۷۶۳ بازدید توسط ۲۰۷۹۰ نفر
    • يكشنبه ۵ مهر ۹۴ - ۲۱:۵۰

    یکی از مشکلات زندگی من خواهر شوهرمه

    سلام
    خواهش میکنم جواب منو بدید

    من یه زن ۲۵ ساله هستم
    بینهایت شوهرم رو دوست دارم ولی تحمل زندگی برام واقعا سخت شده

    یکی از مشکلات زندگی من خواهر شوهرمه که یک زن خراب واقعیه، از بچه شیر دادن جلوی همسرم تا تشویقش به دیدن فیلم ... و ... و حرفای اونجوری جلوی جمع... از هیچی دریغ نمیکنه و به ظاهر خیلی هم مذهبی هست

    شوهر من میگه فهمیده کاراش اشتباه بوده و خواهرش چه جور آدمیه ولی حاضر نیست از دیدنش بگذره و من هم تحملش رو ندارم، مگر نه اینکه از خراب باید دوری کرد؟

    واقعا زندگی برام سخته و هر ثانیه آرزوی مردن میکنم . نه تنها خواهر شوهرم، بلکه واقعا تو زندگیم حتی یک نفر سالم و پاک ندیدم .

    چرا باید توی این همه کثافت زندگی کنم؟

    ثانیه به ثانیه آرزوی مردن دارم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۸۸)
    • ۷۷۱۶ بازدید توسط ۶۱۱۹ نفر
    • يكشنبه ۲۹ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۰

    خواهر شوهرم دوست داره ما طلاق بگیریم

    سلام
    من تو دوران عقدم حدود یک سال هر وقت با شوهرم دعوامون میشه البته تو خلوت ولی وقتی خانواده همسرم میفهمن خواهر شوهرم با تیکه و کنایه میگه بخاطر اختلاف سنی تونه . ( 12 سال من کوچیکترم) .
    یه حالتی که دوس داره من از برادرش جدا بشم ولی من و همسرم واقعا همدیگه رو دوست داریم . یک روز همین خواهرشوهرم برگشت بی مقدمه به من گفت اگه یه روز تو تو بستر بیماری بیفتی و مادرمم همینطور،  اگه داداشم بخواد بین شما یکی رو فقط ببره بیمارستان داداشم تو رو نمیبره!!! شاید باورتون نشه تعریف از خود نیست انقدر من براشون خوبم یکبارم جواب تیکه هاشونو ندادم چغلیشونو پیش شوهرم نکردم همه فامیل دو طرف منو عروس خوب میدونن حتی خود همسرم
    یه سوال مگه دعوا کردن به سن ربط داره؟؟؟
    یعنی همسرم واقعا اگه تو بستر بیفتم میذاره تلف بشم؟؟؟؟
    لطفا کمکم کنید
    عباس اقا و اقا سامان متاهل جنوب شماهم کمکم کنید
    از همتون ممنونم

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۳۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۴۹)
    • ۱۹۳۵ بازدید توسط ۱۴۲۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۴ مرداد ۹۴ - ۱۵:۰۰

    من اصلا رفتار با خانواده ی همسر رو بلد نیستم

    سلام دوستهای عزیزم

    من ازتون کمک میخوام

    من اصلا رفتار با خانواده ی همسر رو بلد نیستم. یه خواهر شوهر مطلقه دارم. که بنا به دلایلی گاهی تو خونه پدرشوهرم کنار هم زندگی میکنیم. کلا خیلی رک هستم. سیاسیت ندارم اصلا راهنماییم کنین ممنون میشم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۷۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های مردم (۱۲)
    • ۱۶۵۸ بازدید توسط ۱۴۰۸ نفر
    • سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۴ - ۱۶:۵۵

    برو بالا