خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی



جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۱۹۷۱ بازدید توسط ۹۷۹ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۲۶۱ بازدید توسط ۷۹۱ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۶۷۳۲ بازدید توسط ۴۱۶۳ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۳۷ بازدید توسط ۱۴۴۸ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۵۴ بازدید توسط ۱۰۸۶ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۳۱ بازدید توسط ۳۷۷۰ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۳۳ بازدید توسط ۶۸۹ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۳۳۷۸ بازدید توسط ۷۹۹۴ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۵۱۶ بازدید توسط ۱۰۸۹ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۵۴ بازدید توسط ۱۱۴۲ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۰۲۷ بازدید توسط ۷۸۱ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۸۹۴ بازدید توسط ۲۱۴۳ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۵۷ بازدید توسط ۵۴۸ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۶۰ بازدید توسط ۳۸۰ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۴۳ بازدید توسط ۱۲۳۸ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۸۱ بازدید توسط ۱۰۶۶ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۸۹ بازدید توسط ۱۱۹۹ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۷۴۳۹ بازدید توسط ۱۰۶۹۰ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۴۰۱ بازدید توسط ۱۱۴۲ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۴۰۳۳ بازدید توسط ۲۹۸۳ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۵۲۶ بازدید توسط ۳۴۲۸ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۶۱۳ بازدید توسط ۱۱۵۰ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۶۳۳ بازدید توسط ۲۰۵۸ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۴۳ بازدید توسط ۱۱۸۹ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۸۹ بازدید توسط ۴۲۴۹ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۱۰۴ بازدید توسط ۳۵۲۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۵۴۷ بازدید توسط ۶۸۳۶ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۸۰ بازدید توسط ۴۱۱۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۳۶ بازدید توسط ۲۵۰۲ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۹۰ بازدید توسط ۱۱۸۰ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۵۴ بازدید توسط ۴۸۳۶ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۷۶ بازدید توسط ۹۳۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۴۴ بازدید توسط ۱۰۵۵ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۸۷ بازدید توسط ۱۹۳۲ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۴۹ بازدید توسط ۷۱۸ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۷۶ بازدید توسط ۲۳۵۳ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۹۹۷ بازدید توسط ۲۱۷۴ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۲۲۶ بازدید توسط ۱۶۵۸ نفر)
التماس دعا (۸۹۲۹ بازدید توسط ۷۱۲۱ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۹۰۵ بازدید توسط ۷۵۸ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۵۱۸ بازدید توسط ۱۱۹۰ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۸۲ بازدید توسط ۱۱۶۵ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۱۲۰ بازدید توسط ۲۳۶۶ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۵۹۸ بازدید توسط ۱۲۲۴ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۸۰ بازدید توسط ۱۲۴۴ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۴۴ بازدید توسط ۲۶۳۶ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۷۵۱ بازدید توسط ۲۹۴۷ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۱۳۵ بازدید توسط ۷۷۶۵ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۳۳۹ بازدید توسط ۱۸۳۰۲ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۶۴۸ بازدید توسط ۱۴۰۰۲ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۶۷۳۲ نمایش) - (۲۵۹ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۴۹۳ نمایش) - (۱۰۲ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۱۹۲ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۸۸ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۳۱۰ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۶۱۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۹۵ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۴۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۷۳۷ نمایش) - (۵۵۰ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۱۲۰ نمایش) - (۳۰۶ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۶۹۹۷ نمایش) - (۲۱۰ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۵۵ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۰۳۴ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۱۴۴ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۰۶۸ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۴۶ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۰۵۴ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۹۳۵ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۳۹۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۳۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۱۹۷ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۴۳۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۸۶ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۲۹۷ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۹۳۳ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۰۱۶ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۳۹۰ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۸۸۶ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۷۴ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۱۱۳ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۲۷۴ نمایش) - (۳۸۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۴۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۷۶۳ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۵۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۵۰ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۰۲۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۴۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۶۱۰۱ نمایش) - (۵۱ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۹۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۴۵ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۸۰ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۵۱۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۸۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۸۳۷ نمایش) - (۵۲۱ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۳۱۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۶۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۴۶ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۶۵ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۶۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۴۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۲۹۸ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۹۲ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۱۳۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۸۰۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۸۵ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۴۲۴ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۶۰ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۸۴۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۶۲ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۷۰۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۲۲۷ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۶۳۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۸۹۲ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۵۰ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۱۰۰ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۵۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۸۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۵۱۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۴۶ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۶۲۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۹۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۳۴ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۵۱۰ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۹۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۷۳۱ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۵۰۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۹۱۶ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۶۹۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۷۵ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۵۹ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۵۳۳ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۴۲۴ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۶۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۳۴۱ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۹۲ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۷۰۴ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۲۹۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۳۰۷۴ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۷۵ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۶۰ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۴۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۵۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۷۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۲۰۰۲ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۴۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۴۱۳ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۹۲۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۲۲۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۲۲۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۳۴ نمایش) - (۵ نظر)

۵۷ مطلب با موضوع «ارتباط با خانواده شوهر» ثبت شده است

چیکار کنم به دل خونواده ی شوهرم بشینم؟

سلام

من 27 سالمه و همسرم 3 سال از من بزرگتره، تازه عقد کردیم اما تازگیا حرفایی از خوانواده همسرم میشنوم که واقعا قلبمو آتیش میزنه، صبح تا شب ناراحتم و نمیدونم چیکار کنم ؟ هر وقت یاد حرفاشون میفتم از شدت ناراحتی صورتم داغ و قرمز میشه و قلبم درد میگیره

من و همسرم اولین بار تو یه جلسه ی کاری همدیگه رو دیدیم و بخاطر انجام ادامه ی کارهای همون جلسه شمارمو ازم گرفت و دقیقا همون شب بهم پیام داد که از برخورد و رفتارم خوشش اومده و اگه موافقم با هم آشنا شیم، منم قبول کردم و البته به خونوادم اطلاع داده بودم.

تا 1 هفته تلفنی با هم صحبت میکردیم و همسرم درباره خودش و خونوادش و برنامه ش واسه آینده حرف میزد و منم حرفامو میگفتم، بعد از 1 هفته گفت که همدیگه رو بیرون ببینیم (چون ما محیط کاریمون جدا هست و اصلا همدیگه رو نمیبینیم، اون یه بار فقط بخاطر جلسه بود) شماره پدرم رو ازم گرفت و ازش اجازه گرفت که ما دو ماه برای آشنایی هر از چندگاهی همدیگه رو بیرون ببینیم و صحبت کنیم تا اگه به توافق رسیدیم بیان خواستگاری، پدرمم اجازه داد .

خلاصه در نهایت اومدن خواستگاری و عقد کردیم، تا اینجا مشکلی نبود، اما تازگیا فهمیدم خونواده همسرم در مورد من خیلی بد حرف میزنن، یه بار خیلی شوکه شدم مادرش برگشت تو روم گفت ما فقط خواستگاری سنتی قبول داریم ولی شما قبل خواستگاری با هم رابطه داشتین !!!


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۳۱۲۳ بازدید توسط ۲۴۶۴ نفر
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۰

    چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم

    سلام

    من دختری ۲۲ ساله هستم که نزدیک دو ساله تو عقدم، چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم، به خاطر این که به حد مرگ از شوهرم و خونواده شوهرم نفرت دارم طوری که ارزوی مرگشون رو دارم!

    خونواده شوهرم در ظاهر خودشون رو خوب نشون میدن مخصوصا مادر شوهرم که مَنم مَنم هاش گوش ما رو پر کرده ، با اینکه همیشه دارن بهترین چیزارو برای ما می گیرن ولی از یک طرف تا می تونن به من یا مادرم تیکه و متلک میندازن یا من رو بچه و نادون فرض می کنن .

    چند بارم غیر مستقیم به خونواده ام توهین کردن و یک بار هم سر یک مسئله ای که نظر مادرم هم باید می پرسیدن و اینکارو نکردن و البته که بعدش پشیمون شدن، قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین چرا؟

    چون مادرم با احترام کامل سعی کرد بهش بفهمونه که اینکاری که شما کردین اشتباهه و اونم انقدر گریه زاری کرد که نگو ، بعدشم به مادرم گفت که تو داری از اخلاق من سوء استفاده می کنی !!!! بیچاره مادرم بنده خدا مونده بود چی بگه! باز از یک طرف جلوی بقیه فک و فامیل هاشون یک جوری رفتار می کنن که هر کی ندونه فکر می کنه اینا یک مشت فرشته اسمونین که خدا برای من فرستاده!!!

    بگذریم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۶۸۵۶ بازدید توسط ۵۵۱۶ نفر
    • جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    چطور به خواهر شوهر 14 ساله ام بفهمونم دست از سر من برداره ؟

    باسلام

    شب تون بخیر . من دختر 18 ساله ای هستم و نامزدم 25 سالشه. یکسال هست که عقد کردیم. دو برادر شوهر دارم و یه خواهر شوهر .خواهر شوهرم 14 سالشه. تنها مشکل من وجود خواهر شوهرمه. فقط میخواد از آب گِل آلود ماهی بگیره !!

    خودتون خوب میدونید که بین همه ی افرادی که نامزدن ، گاه گداری قهر و دعوا هایی شکل میگیره.که خانواده ها سعی میکنن تو این جور مسایل دخالت نکنن و بذارن خودشون مشکلاتشون رو حل کنند . خانواده ی نامزد من هم همین طورند ولی خواهرشوهرم دخالت میکنه. تمام سعی خودشو میکنه تا موقع قهر بین منو نامزدم ، خودشو به نامزدم نزدیک کنه.
    خیلی دختر چابلوس و زبون بازیه ، از اونور هم خیلی قشنگ طعنه و کنایه نثار من میکنه. گاه گداری خواسته و نا خواسته نیش زبون بهم میزنه.واقعا دلمو میسوزونه ، خیلی حرفاش و رفتاراش برام گرون تموم میشه!

    یه وقتایی هم شده با خودم میگم شاید اقتضای سنش هست ولی تا کِی؟!  کِی میخواد بزرگ بشه؟ با خودم میگم ، مگه من چه هیزم تری بهش فروختم؟! تو خانواده شون جا شو تنگ کردم؟! آخه چیکار کردم که باهام این رفتارا رو میکنه؟؟

    خوبیش اینه اگه رفتاراش رو مادر شوهرم ببینه یا  نامزدم ، دعواش میکنن. هر چی خانواده اش دعواش میکنن ، نفرتش نسبت به من بیشتر میشه. اما من خسته شدم اعصابم بهم میریزه .بیچارم کرده ، زبونم ندارم جوابش رو بدم .

    به نظرتون چه طوری باهاش کنار بیام؟ چه طوری بهش بفهمونم دست از سر من برداره؟

    متشکرم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۳)
    • ۳۶۴۳ بازدید توسط ۲۹۰۸ نفر
    • شنبه ۲۳ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۰

    انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده

    سلام

    منو همسرم از ابتدا تا الان که عقدیم 2 ساله با همیم . خانواده من از نظر فرهنگی و تحصیلی از خانواده همسرم بالا ترن خیلی بالاترن ولی خدا شاهده من هیچ وقت این موضوع رو به روش نیوردم حتی عیب هم نمیدوستم چون اصلا ربطی نداشت من نمیخواستم با عمه و خالش زندگی کنم خودش درس خونده من با برخوردم بهش ثابت کردم که برام اهمیت نداره ولی نمیدونم چرا همش خودش با خودش احساس کوچیکی میکنه و سر این با هم دعوامون میشه .

    خواهرش خیلی سختگیره ،  من به عقاید ادم ها احترام میذارم ولی این دیگه خیلی ... منم برعکس اونم نه اینگه ول باشم ولی متعادلم ،‌الان من هر کار میکنم همسرم به خواهرش میگه این اینو خرید توام بخر . اون این کارو کرد توام بکن این اینجور حرف میزنه توام ...

    منم از اون اول بدم میومد یکی مثل من باشه ، من حس میکنم با این کاراش سعی میکنه که خانوادش شبیه ما بشه ،‌ منم بهش گفتم ول کن بذار هر کار میکنه بکنه هر چی میخواد بپوشه به نظرش احترام بذار میگه نه ...

    تو به ابجی من حسودی میکنی ،‌ منم هی تو دهنم میاد اون چی داره من حسودی کنم دلم نمیاد بگم . انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده ،‌ به نظرتون من چکار کنم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۱۷۵ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر
    • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست

    سلام

    تقریبا دو ساله که ازدواج کردم و از تهران به یک شهرستان دیگه اومدم . شوهرم رو خیلی دوسش داشتم برای ازدواج با اون خودم اصرار داشتم اما اون بی پوله و هیچ اختیاری از خودش نداره .

    برای همه ی کارهاش پدر مادرش نظر میدن و اصلا هم ادم حسابش نمیکنند . من خونه ی پدرم هیچ محدودیتی نداشتم اما الان اجازه ندارم تا سر کوچه برم پدر شوهرم و مادر شوهرم خیلی بدجنس هستن و برای اذیت کردن من از هیچ کاری دریغ نمیکنن. وحشتناک حسودن .

    حتی طاقت محبت شوهرم به من رو ندارند. در صورتی که خوشدون انقد حال به هم زن هستن جلوی ما عین دختر پسرهای 14 ساله با هم دیگه لوس بازی در میارن . ما تو یک خونه زندگی میکنیم .

    حتی روی پولی که در میاریم هم دخل و تصرف دارن. زندگیم شده عین رمان های خاله زنکی. پولی هم نداریم برای مستقل شدن . نمیدونم تا کی باید تحمل کنم. پدرشوهرم یک مرد کله ... بی ... که ادعای مردونگی داره شدید ...

    اما در واقع هیچ کارس و همه کاره زنشه . شوهرم هم بعد این همه مدت پدر و مادرش رو شناخته. زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست . جای من بودید چیکار میکردید ؟

    ممنون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل زنان خانه دار (۳۲ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۱۰۷ بازدید توسط ۹۳۹ نفر
    • يكشنبه ۱۷ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده

    سلام دوستان

    از وقتی که یادمه همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده واقعا دلم شکسته دیگه نمیتونم تحمل  کنم .

    همین امشب جلوی خواهراش برگشت به من گفت من هیچ وقت خواهرام و به تو نمیفروشم اونام فقط به من خندید مثلا همین دیشب من رفتم بیمارستان به خاطر مشکل زنانگی که داشتم بیمارستان گفت نیاز به بستری داری ولی چون بچه ام کوچیکه قبول نکردم گفتن پس لااقل سرم بزن فشارت روی نه هستش .

    شوهرم مدام زنگ میزد بیا بریم بیا بیریم منم با رضایت شخصی و بدون سرم زدن از بیمارستان اومدم بیرون حالا امشب فهمیدم دلیله اون همه اصرارش برای بردن من از اون جا به خاطر این بوده که میخواسته بره خواهرشو برسونه در صورتی که خواهرش شوهر داره و شوهرش به راحتی میتونسته اینکارو انجام بده خیلی ناراحتم از وقتی که عقد کردیم تا الان که عروسی کردیمو بچه داریم هر جا خواستیم بریم خواهراشم با اینکه شوهر دارن ولی همیشه با ما بودن .

    دلیلشونم اینکه چون پدر مادرمون شهرستانن برادرمون حکم پدرمونو داره . بابا من چه گناهی کردم اخه که همیشه باید حضورشونو تو تمامه زندگیم احساس کنم دیگه بریدم حالا اگه خوب بودن یه چیزی میان با ما مدام هم تیکه میندازنو حرف باره ادم میکنن دلم میخواد طلاق بگیرمو از این زندگی لعنتی برم بیرون ولی چه کنم که بچه ی کوچیک دارم دیگه بریدم خسته ام به تمامه معنا دیگه نمیکشم .

    وقتی این حرفو جلوی خواهراش زد به من شکستم خورد شدم دلم برای خودم میسوزه که انقدر به خاطر شوهرم از خودم گذشتم اینجوری جواب محبتامو داد من به اون خود خواه ها فروخت.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۶)
    • ۵۵۶۶ بازدید توسط ۴۳۲۰ نفر
    • شنبه ۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چیکار کنم با این ناز های زن داداشم

    با سلام
    من دختری هستم مجرد و سی و دو ساله. مشکل من با بعضی رفتارای زن داداشمه. من دوست دارم خانواده متحدی باشیم و اونا مدام بیان خونمون و با هم باشیم. اما وقتی مادرم دعوت میکنه بیان خونمون کمکی نمیکنن.
    یکی از زن داداشام که شورشو در آورده میشینه یه گوشه و یا با بچه ها بازی میکنه یا حرف میزنه یا سرشو میکنه تو گوشیش. اگه میوه یا هر چیز دیگه هست من باید برم و بیارم و بعدا هم جمع کنم.
    گاهی سرش خوش بیاد کمک میکنه اما بقیه موارد قیافه میگیره و میشینه. میره تو آینه نگاه میکنه که یه دفعه شالش به هم نخورده باشه. به هر صورت من خسته میشم و با خودم میگم مگه من خدمتکارم که باید جلوی اونها خم و راست بشم. مهمون غریبه نیستن که ، باید اونا هم کمک بکنند.
    ضمنا وقتی میخواد بره ،اگه یه دونه نایلون کوچیک دستشون باشه، رو میکنه به داداشم و میگه اینو بیار. (( این نایلون مگه چقدر وزن داره ! اینقدر سنگینه! ))
    جلوی نا محرم در رفتار با بچه های اقوام خودشو لوس میکنه و میگه باید بوسم کنید و من قهرم باهاتونو و ... که لحنش مناسب فضا نیست. جالب اونجاست که چون خودشو لوس میکنه بچه ها میرن دورشو و نازشو میخرند. در حالیکه من با وجود اینکه مهربونم با بچه ها اما چون خودمو تو اون شرایط لوس نکردم اینقدر عزیز نیستم برای بچه ها. با داداشمم نمیشه حرف زد.فوری جوش میاره و جبهه میگیره.
    چند وقت پیش مهمون غریبه داشتیم و مامانم مجبور بودن بشینن کنار مهمونا و درست نبود پاشن. من فقط مثل گارسون میرفتم و میمودم و زن داداشمم اصلا به روی خودش نمیاورد و مهونا جلوم  احساس شرمندگی میکردن که من میرم و میام و مثال ها ی دیگه. البته من یه زن داداش دیگه هم دارم که اون حداقل غیرت داره و کمک میکنه تا حدی.
    دلم میخواد بهم کمک کنید و بگین چیکار کنم با این نازای زن داداشم. یه سوال دیگه ما خانواده ای هستیم که اهل آرایش نیستیم و منم مخالف این کارم چون نامحرمو جذب میکنه و ... اما زن داداشم تو جمع ما که میاد چون آرایش میکنه صورتش تو ذهن میاد . من دلم نمیخواد در آینده که ازدواج کردم شوهرم بهم بگه فلانی خوشگله و یا اینکه ... در این مورد باید چیکار کنم؟
    ممنونم عزیزان

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۸)
    • ۵۶۶۸ بازدید توسط ۴۴۳۰ نفر
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام

    سلام به همه ی خانواده برتری های عزیز ...

    ازتون کمک میخوام ، راستش من عروس آخری خانواده هستم در حال حاضر یکسالی میشه  که عروسی کردیم و بنا به دلایلی هنوز با خانواده همسرم زندگی میکنیم .

    طبقه اول این خونه برادر شوهر بزرگم می شینن و طبقه دوم هم مادر شوهرم ... راستش مشکل من مربوط به این قضیه ست که هم عروس من بعد از چند سال تازه باردار شده بود ولی نمیدونم چه اتفاقی افتاد که توی ماه های آخر بارداری بچه خفه شد و سقط شد.

    تو همین روزها بود که من متوجه شدم باردارم ، راستش خیلی خوشحال شدم وقتی به شوهر و مادر شوهرم گفتم . شوهرم  فقط یه لبخند تصنعی به من زد و مادر ایشون فقط گفت کمتر به چشم بیا مبادا دل کسی رو با داشتن این تو راهی بسوزونی .

    هر چند این دوره زمونه بچه اوردن کار خاصی نیست هنر بزرگی نیست . میدونم این حرفا رو بخاطر همون هم عروسم گفت . راستش بغض گلوم رو فشار میداد.

    چیزی نگفتم شب زار زار گریه کردم . حتی شوهرم متوجه شد میدونم شوهرم دوستم داره ولی وقتی باهاش حرف زدم گفتم از حرف مادرت ناراحت شدم . فقط برگشت گفت من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۶)
    • ۳۲۷۳ بازدید توسط ۲۵۲۰ نفر
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    نمی خوام شوهرم فکر کنه دارم علیه خانوادش موضع میگیرم

    سلام

    نزدیک  یک سال ازدواج کردم شوهرم تک فرزند خانواده هستش . متاسفانه مادر شوهرم نزدیک به شش ماه دچار بیماری شده که خوشبختانه تا به امروز  روند رو به بهبود خوبی داشته ولی هنوز خوبه خوب نشده و از طرف دیگه پدر شوهرم که مرد خیلی فعال و شادی  هست و کار های خونه رو تو مدت بیماری مادر شوهرم انجام می داده اونم دچار بیماری شد  .

    با اون که دکترا گفتن یه ماه خوب خوب میشه ولی هنوز مثل قبل نشده  حالا شوهرم ازم مشورت خواسته به طور موقت انتقالی بگیره بریم یکی از شهر های نزدیک شهر پدر شوهرم اینا  که نیم ساعته  بتونه بره خونه پدرش سر یزنه بیاد  .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل زنان (۱۷۲ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۴۵۷ بازدید توسط ۱۲۱۶ نفر
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    از کجا بدونم شوهرم عاشقمه و فقط از نظر جنسی به من وابسته نیست

    سلام

    چند ماهی میشه با نوه ی عمه پدرم ازدواج کردم ، هیمشه  پسر بسیار مبادی آداب و محجوبیه  ، سه سال ازم کوچیکتر هست حدود یکسال پیش مراسم خواستگاری برگزار شد من از زندگیم خیلی راضیم به خواسته ام اما حالا که چند ماه از ازدواجم گذشته تردیدی تمام وجودم رو گرفته که آیا همسرم به من علاقه داره ؟

    آخه بابام و پدر شوهرم رابطه خیلی خوبی دارن از طرفی با هم شراکت کاری دارند همسرم خیلی خیلی از پدرش حرف شنوی داره گاهی فکر میکنم به درخواست پدرش تن به این ازدواج داده .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۳۷۲۸ بازدید توسط ۲۸۳۱ نفر
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۰

    نمی خواییم عروسمون در جزئی ترین امور زندگی مون دخالت کنه

    سلام

    یک زن داداش دارم از وقتی وارد خانواده ما شده دائم ما رو زیر ذره بین گذاشته از بزرگ تا کوچیک و همش به اصطلاح خودش میخواد ما رو نهی از منکر بکنه ..حالا نمیگم ما بی عیب و نقصیم ولی این خانم گویی خودشون فرشته بیگناهن و ماشاءالله یه زبانی دارن یکی بگی صد تا میشنوی و هر طور که شده میخواد حرفشو به کرسی بنشونه.

    مثلا ما برای یه موردی برای داداش کوچکم رفته بودیم خاستگاری .اصلا هم به ایشون نگفتیم .بعد موقع تحقیقات این خانم خبردار میشه و ناراحت که چرا منو در جریان نذاشتید بعد هم کلی سخنرانی که این خانواده فوق فوق العاده پولدارن و شما اصلا از تامین مخارجشون برنمیاید ولی اون خانواده گفته بودن که مسائل مالی برای ما مهم نیست و... و بعدش  زن داداشم یک لیست بلند بالایی از صفات برادر کوچکم تهیه کرده بودند که اگه ازشون کسی پرسید تحویل بدن که مثلا ایشون تنبل هستن و شکم پرور و ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۶)
    • ۲۴۰۰ بازدید توسط ۱۹۱۷ نفر
    • جمعه ۱۵ مرداد ۹۵ - ۱۹:۳۲

    بدون محتو ا15300

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۹ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

    • ۷۱۴ بازدید توسط ۵۷۹ نفر
    • دوشنبه ۳ اسفند ۹۴ - ۱۳:۴۳

    چون شوهرم بهم وابسته است خانواده ش داغونم کردن

    سلام

    بذارید اول بیوگرافی خودمو بگم بعد دردمو بگم . من یه دختری هستم مهربون دلسوز قد بلند میشه گفت خوشگل و خوش اندامم خیلی ها حسرتمو میخوردن از فامیل غریبه بهترین خواستگارهارو داشتم ولی من فقط یه بار عاشق شدم اونم عاشقم شد خیلی همو میخواستیم . صادقانه میگم باهام دوست شدیم تا بعد 60 روز اشنایی این اقا اومد خواستگاریم با هم عقد کردیم ولی دو سه ماه گذشت....

    خانوادش به شدت داغونم کردن مریضم کردن روانیم کردن الان یک سال دارم تحملشون میکنم ولی دیگه طاقتم تموم شده انقد تیکه میشنوم انقد از من متنفرن نمیخوان سر به تنم باشه فقط و فقط بخاطر یه دلیل اونم اینکه همسرم به من وابستس باید روزی 4 ساعت کنارم باشه باورتون میشه فقط دلیلش همینه!؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۹ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه) روابط عاطفی زن و شوهرها (۶۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۵)
    • ۶۰۸۸ بازدید توسط ۴۹۰۳ نفر
    • يكشنبه ۲۴ آبان ۹۴ - ۱۸:۱۷

    چیکار کنم شوهرم خانواده ش رو رها کنه ؟

    سلام

    من خانواده شوهرم بسیار بی شخصیت هستن توی عید بی دلیل بدترین فحش ها رو بم دادن مراسم ازدواجمو سیاه کردن جلو همه .

    یه مدت قطع رابطه کردیم. الان ٢ هفته است پدرش فوت شده باز رابطه شروع شد این بار سر ارث و میراث هر چی از دهنشون در اومد به منو شوهرم گفتن اما شوهرم میگه حالا دیگه بابام مرده من نمیتونم ولشون کنم.

    هر کاری دارن شوهرم باید براشون انجام بده. من ازشون متنفرم. چیکار کنم شوهرم ولشون کنه.بخدا همشون شوهرمو فقط واسه حمالی میخوان اصلا دوستش ندارن تو رو خدا کمکم کنید.


    مرتبط با ناراحتی از خانواده شوهر:

    خانواده شوهرم یه درگیری رو با من شروع کردند

    رابطه من با خانواده شوهرم چطور باید باشه ؟

    چرا نباید بدی های خانواده شوهرمون رو به شوهرمون نگیم ؟

    چکار کنم که در رابطه با خانواده شوهرم پر رو باشم ؟

    از خانواده شوهر جز شر چیزی ندیدم

    راهنمایی در مورد زندگی مسالمت آمیز با خانواده شوهر

    چرا خانواده شوهرم نمیذارن باب میل خودمون زندگی کنیم ؟

    خانواده شوهرم اصلا محبت های منو نمی بینن

    من از دو رویی خانواده شوهرم واقعا خسته شدم

    خانواده شوهرم دوست ندارن برم خونه شون

    دعا برای دور شدن از خانواده شوهر


    مرتبط با مدیریت روابط با مادر شوهر:

    با مادر شوهر حسود چه طور رفتار کنم؟

    وقتی از حرف مادر شوهر ناراحت میشید چکار می کنید ؟

    چطور رفتار کنم که مادر شوهرم تو زندگیم دخالت نکنه ؟

    مادر شوهرم بین من و جاریم فرق میذاره

    مادر شوهرهای شما به چی میگن احترام؟

    چگونه با خانواده همسرم مخصوصا مادر شوهرم برخورد کنم

    شما بگید من با این مادر شوهر چکار کنم ؟

    چکار کنم که پدر و مادر شوهرم در زندگیم دخالت نکنن؟

    مادر شوهرم توقعات بیجا از من داره

    مادر شوهرم بر خلاف نظر ما بچه می خواد

    زندگی با مادر شوهر در یک خانه باعث نمیشه حرمت ها از بین بره ؟

    آموزش احترام گذاشتن به مادر شوهر

    چطور محترمانه با مادر شوهر مخالفت کنیم ؟

    چطور از سختی زندگی در خونه مادر شوهر نجات پیدا کنم ؟

    مادر شوهر بنده به چشم هوو به من نگاه میکنه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۷)
    • ۴۶۱۹۷ بازدید توسط ۳۶۵۳۷ نفر
    • يكشنبه ۵ مهر ۹۴ - ۲۱:۵۰

    یکی از مشکلات زندگی من خواهر شوهرمه

    سلام
    خواهش میکنم جواب منو بدید

    من یه زن ۲۵ ساله هستم
    بینهایت شوهرم رو دوست دارم ولی تحمل زندگی برام واقعا سخت شده

    یکی از مشکلات زندگی من خواهر شوهرمه که یک زن خراب واقعیه، از بچه شیر دادن جلوی همسرم تا تشویقش به دیدن فیلم ... و ... و حرفای اونجوری جلوی جمع... از هیچی دریغ نمیکنه و به ظاهر خیلی هم مذهبی هست

    شوهر من میگه فهمیده کاراش اشتباه بوده و خواهرش چه جور آدمیه ولی حاضر نیست از دیدنش بگذره و من هم تحملش رو ندارم، مگر نه اینکه از خراب باید دوری کرد؟

    واقعا زندگی برام سخته و هر ثانیه آرزوی مردن میکنم . نه تنها خواهر شوهرم، بلکه واقعا تو زندگیم حتی یک نفر سالم و پاک ندیدم .

    چرا باید توی این همه کثافت زندگی کنم؟

    ثانیه به ثانیه آرزوی مردن دارم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۹)
    • ۹۱۶۰ بازدید توسط ۷۲۲۳ نفر
    • يكشنبه ۲۹ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۰

    خواهر شوهرم دوست داره ما طلاق بگیریم

    سلام
    من تو دوران عقدم حدود یک سال هر وقت با شوهرم دعوامون میشه البته تو خلوت ولی وقتی خانواده همسرم میفهمن خواهر شوهرم با تیکه و کنایه میگه بخاطر اختلاف سنی تونه . ( 12 سال من کوچیکترم) .
    یه حالتی که دوس داره من از برادرش جدا بشم ولی من و همسرم واقعا همدیگه رو دوست داریم . یک روز همین خواهرشوهرم برگشت بی مقدمه به من گفت اگه یه روز تو تو بستر بیماری بیفتی و مادرمم همینطور،  اگه داداشم بخواد بین شما یکی رو فقط ببره بیمارستان داداشم تو رو نمیبره!!! شاید باورتون نشه تعریف از خود نیست انقدر من براشون خوبم یکبارم جواب تیکه هاشونو ندادم چغلیشونو پیش شوهرم نکردم همه فامیل دو طرف منو عروس خوب میدونن حتی خود همسرم
    یه سوال مگه دعوا کردن به سن ربط داره؟؟؟
    یعنی همسرم واقعا اگه تو بستر بیفتم میذاره تلف بشم؟؟؟؟
    لطفا کمکم کنید
    عباس اقا و اقا سامان متاهل جنوب شماهم کمکم کنید
    از همتون ممنونم

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۲۴۵۳ بازدید توسط ۱۷۷۴ نفر
    • چهارشنبه ۱۴ مرداد ۹۴ - ۱۵:۰۰

    من اصلا رفتار با خانواده ی همسر رو بلد نیستم

    سلام دوستهای عزیزم

    من ازتون کمک میخوام

    من اصلا رفتار با خانواده ی همسر رو بلد نیستم. یه خواهر شوهر مطلقه دارم. که بنا به دلایلی گاهی تو خونه پدرشوهرم کنار هم زندگی میکنیم. کلا خیلی رک هستم. سیاسیت ندارم اصلا راهنماییم کنین ممنون میشم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۲۰۷۰ بازدید توسط ۱۶۷۱ نفر
    • سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۴ - ۱۶:۵۵

    نمیتونم رفتارهای شوهرم و خانوادش رو از یاد ببرم

    ما سه سال با خانواده شوهرم زندگی کردیم، رفتار ایشون در مقابل خانوادش با من زیاد خوب نبود، خانوادش عملآ منو از پسرشون دور میکردن، اصلآ منو به حساب نمیاوردن، شوهرم هیچی نمیگفت، میگفت پدر و مادرم هستن ،چیکار کنم؟ منم کم کم ساکت شدم ،گوشه گیر شدم ، حوصله جر و بحث نداشتم ،چون شوهرم صداشو بلند میکرد،منم واسه جلوگیری از آبروریزی ساکت شدم.

    سه سال تموم صبر کردم ،حالا چن ماهه که مستقل شدیم، ولی من هر چی میکنم نمیتونم رفتارای شوهرم و خانوادش رو از یاد ببرم، مث یه زخم روی روح و روانم تآثیر گذاشته، چیکار کنم، به نظرتون اگه جای من بودین میتونستین گذشته رو فراموش کنین?!!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۹۱۹ بازدید توسط ۱۵۷۵ نفر
    • پنجشنبه ۹ بهمن ۹۳ - ۰۹:۰۲

    جاری‌مو چه جوری تحمل کنم؟؟؟

    سلام.

    من خونواده شوهرم پرجمعیت هستن 9 تا بچه ان که نامزدم 3 پسره و جاریم دختر داعیمه 

    که اصلا تو ازدواج ما دخالت نکرد حتی بهم نزنگید و تبریک هم نگفت. حسودیم میکنه ازم. اما من اصلا اینجوری نیستم. حتی خونوادمم میان خونه مادرشوهرمم تحویلشون نمیگیره. ما دوتا بچه ایم.

    اولش حال و هوای خونه شلوغ خوب بود اما الان میرم اونجا حوصلشونو ندارم . نمیتونم جاریمو تحمل کنم همش هس خونه مادر شوهرم.

    حوصلشو ندارم نامزدم خیلی خوبه اما مادر شوهرم دوس داره اونجا زیاد باشم اما من دوس ندارم. و از رفتارهای جاریم ناراحت میشم در حالی که من احترامشو نکه میدارم و حتی تو جشنم باهاش شوخی کردم بهم گفته هی من ازت بزرگترما 

    خوشم نمیاد ازش چه جوری تحملش کنم...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۹۵۳۷ بازدید توسط ۶۸۲۶ نفر
    • چهارشنبه ۸ بهمن ۹۳ - ۰۶:۳۶

    من نمی تونم تو روستا زندگی کنم

    سلام

    نیازمند همفکریتون هستم

    من یه سال عقد کردم و این ماه انشالا میریم خونه خودمون. من اهل تهرانم و همسرم شمال. همسرم از روی احترام خیلی به حرفای پدرش گوش میده و نظراتشو قبول میکنه. حتی اگه به دلش نباشه.

    من نمیدنم چطور تونسته با این اوضاع راضیش کنه که بیاد خواستگاری من!خانواده همسرم توی یکی از روستاهای شمالی زندگی می کنن.

    همسرم هم همونجا به دنیا اومده و بزرگ شده. الان شغل دولتی داره که برای رفت و امد به محل کارش باید از روستاشون که نیم ساعت تا شهر فاصله داره بره مرکز شهر.

    خدا رو شکر خونه توی شهر اجاره کردیم. پدر شوهرم پیله کرده یه قطعه زمین تو روستا بده همسرم تا خونه بسازه. من نمیتونم تو روستا زندگی کنم. دیوونه میشم. شوهرم نمیتونه به پدر دیکتاتورش بگه نه نمیخوایم خونه بسازیم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۲۷۵۲ بازدید توسط ۲۰۴۸ نفر
    • يكشنبه ۱۴ دی ۹۳ - ۱۰:۰۸

    شوهرم جلوی خانواده ی خودش منو تحویل نمی گیره

    سلام سوالی دارم که ممنون میشم راهنماییم کنید

    من و همسرم توی خونه رابطه بسیار صمیمی و خوبی با هم داریم اما جلوی خونواده خودش که می ریم اصلا دیگه به من توجه نمی کنه حتی بهم نگاه نمی کنه و حتی سر سفره بقیه گاهی بهش می گن پیش خانمت بشین..خیلی با خانوادش دو دربایستی داره عقد که بودیم جلوشون خجالت می کشید وقتی می رفتیم بیرون بیاد با من قدم بزنه بعد عروسی حتی وقتی باردار شدم می گفت خجالت می کشم به مامانم بگم روم نمی شه!!!! مامانش چند بار عقد که بودیم با حرفاش بهم فهموند که از روابط سرد ما متعجبه...دیگه پیش خونواده و فامیلش اصلا اعتماد به نفس ندارم  همه فکر می کنن ما همیشه با هم خشک و سرد برخورد می کنیم ما هر دو شکر خدا مدهبی هستیم توی خونه خیلی خوشبختم اما بیرون رفتن با بقیه و فکراشون برام کابوس شده..دوست ندارم بقیه زوجا که می دونم بعضیاشون صمیمیتشون تو خونه به اندازه ما نیست بهم پز صمیمیت و عشق بین خود وهمسرشون رو بدن هرچند من حسود نیستم.دیگه اعتماد به نفس ندارم اقایون خواهشا توی جمع خانماتونو تحویل بگیرید نگران نباشید بهتون نمی گن زن ذلیل...به شوهرم میگم یه کم رعایت می کنه اما دوباره باز جلو خونوادش فکر می کنه من نامحرمشم من نمی گم جلو جمع بچسبه به من چون خودم این کارا رو تو جمعی که مجرد هست قبول ندارم اما منو ادم حساب کنه مثل یه دوست عادی 2 کلمه ای باهام حرف بزنه..لطفا هم دوستان راهنماییم کنند که چه جوری این مشکلو حل کنم؟؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۴۸۵۹ بازدید توسط ۳۶۲۹ نفر
    • سه شنبه ۱۱ شهریور ۹۳ - ۲۳:۵۲

    به خاطر برادرم ، رابطه من و شوهرم سرد شده

    سلام

    من خانمی 32 ساله هستم هشت سال پیش با شوهرم ازدواج کردم شوهرم یک فروشگاه داره و وضع مالیش خوبه مشکل من اینه که برادرام سر شوهرم تو مسایل کاری کلاه گذاشتند و نزدیک چند ملیارد از شوهرم بالا کشیدن کاملا قانونی و با روش های شیطانی که وقت ندارم توضیح بدم سر منو حسابی جلو شوهرم پایین انداختن البته شوهرم تا حالا چیزی به من نگفته ولی می دونید که من دیگه نمی تونم جلوی شوهرم چیزی بگم شوهرمو خیلی دوست دارم مرد عالی هستش از هر نظر و برادرام از اعتمادش سواستفاده کردند حالا موندم جلوی شوهرم چیکار کنم که دوباره اقتدار و شخصیت از دست رفتمو به دست بیارم از نظر عاطفی خیلی نسبت به من سرد شده رابطه جنسیمون یک ساله قطع شده و کاملا از هم بیگانه شدیم البته می دونم کسی تو زندگیش نیست چون همیشه سروقت مثل گذشته میاد خونه و گوشیشم که هیچوقت پسورد نداره خیلی توداره با منم دردودل نمی کنه آرزوی مرگ برادرامو دارم که زندگیمو به گند کشوندن حالا اگه چیزی به ذهنتون میرسه منو راهنمایی کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) روابط عاطفی در دوران عقد (۵۷ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه) روابط عاطفی زن و شوهرها (۶۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۳۰۹۰ بازدید توسط ۲۴۸۵ نفر
    • دوشنبه ۳ شهریور ۹۳ - ۱۲:۲۰

    دلم به محبت های همسرم خوش بود

    سلام.خانومی *2 ساله ام.در سن کم  به عقد آقایی در آمده ام که قبلا با دختر عموش نامزد بود  و در دوران عقد جدا شدن و بنده با اطلاع کامل  این موضوع رو قبول کردم.بعد7سال  عروسیمون و سقط دوقلوهام صاحب فرزند شدم. در حال حاضر  همسرم شغل مناسبی برای ادامه زندگی نداره و تلاشی جهت بهبودی اوضاع نمیکنه.از زمان عقدم تا الان کلی بی احترامی بی دلیل از خونوادش و خواهرهای....دیدم. تهمتهای زیادی شنیدم. آوارگی زیاد کشیدم. جتی راضی به کارتن خوابی شده بودم. الانم در نزدیکیه خونواده همسرم زندگی می کنیم و کمترین محبتی به من و بچم و حتی پسرشون ندارن. با ما یکسال قهرن. حتی یکبار تصمیم به جدایی گرفتم که اون موقع هنوز عروسی نکرده بودیم. رابطه زناشویی ما از زمان بارداریم تا الان که بچم یک سال و نیمش  هست کاملا قطع شده. دلیل حفظ زندگیم فقط حمایت و محبت همسرم بود که متاسفانه اونم یکباره تغییر وضعیت داد.حس خوبی ندارم.دلم ازش سرد شده و تنها دلیل ادامه دادنم فرزندم هست.مدتی با یک آقا که از دوستان خونوادگی ما هستن دردو دل میکنم و هیچ رابطه ای دیگه ای بین ما نیست.فقط تلفنی و در حد درد و دل.خیلی نصیحتم میکنه.چند بار تصمیم به قطع ارتباط با اون آقا رو گرفتم اما بهم وابسته شده از طرفی هم خودم خیلی تنهام.تو شهر دور از خونوادمم و تنها تفریحم قدم زدن در بازاره. اونم  نه به صورت هر روز.به خدا و روز معاد مقیدم  و شکر خدا خطایی هم نکردم.اما عذاب وجدان دارم و شوهرم و بی مهری که نسبت ب من داره رو عامل این رفتارم می دونم. به خاطر بچم و شرایط سخت استخدامی نمیتونم سرگار برم.برای باشگاه هم پول ندارم که روحیه ام خوب بشه . از زندگی خسته ام. من چه کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حتی گاهی پول نون نداریم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) محبت بین زن و شوهر (۴۵ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۸۵۹ بازدید توسط ۱۴۹۶ نفر
    • شنبه ۲۵ مرداد ۹۳ - ۰۱:۴۶

    از جراحی زیبایی نامزدم ناراحتم

    سلام 

    پسری 27 ساله هستم دانشجوی دکتری عمران پارسال نامزد کردم و می خوام مشکلم رو اینجا مطرح کنم

    دقیقا بهار پارسال بود که با یک دختر خانم نجیبی که همسن خودم بود آشنا شدم ولی از همون ابتدا این دختر خانم مورد قبول خانوادم نبود ولی برای به دست آوردنش خیلی تلاش کردم من از زمان تولد و بچگی کلا عقایدم و رفتارم با خانواده ام تفاوت داشت من با اینکه در یک خانواده ثروتمند و با عقاید ضعیف به دنیا آمدم خودم دارای عقاید خیلی قوی هستم و همین ویژگی از دوران بچگی در من بوده علاقه زیادی به اسلام داشتم گاهی اوقات شک می کردم که پسر پدر مادرم هستم

    خواهرا و مادرم حجابشون رو اصلا رعایت نمی کردند و نمی کنند همیشه سر همین مساله باهاشون بحث می کردم و تا حدودی کنترلشون کردم از بچگی به من می گفتن تو مدرسه مغزتو شست و شو دادن خلاصه از این حرفا ....


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) مشورت در زن داری (۲۹۶ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۰۹ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه) جراحی های زیبایی (۱۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۳۲۵۱ بازدید توسط ۲۶۵۶ نفر
    • جمعه ۲۴ مرداد ۹۳ - ۱۸:۰۲

    توصیه های " سامان متاهل " به متاهل ها

    دوستان سعی کنید به همدیگه ظلم نکنید. سعی کنید با همدیگه صحبت کنید. اگه همسرت داره انسانیت به خرج میده یه جورایی متفاوت تر از بقیه همسرای مردم کنارته ، ازش سوء استفاده نکن . ازتون خواهش می کنم تو تمام مسایل زندگی زناشویی ، مجوز کاراتون رو از خانواده باباتون نگیرید. تنها و تنها خودتون و همسرتون تصمیم گیرنده باشین. 

    درسته خانواده بابای کسی بد بچه اش رو نمی خواد. درسته به اونها اعتماد دارید این حقیقتیه. اما اونا به هیچ وجه نمی تونن نسخه زندگی رو برای شما بپیچن. تصمیم گیرنده خودتون باشید. باور کنید اگه زن یا شوهر عقل شون رو بدن دست هر کسی غیر از خودشون، عرض کردم هر کسی غیر از خودشون، ولو طرف مشورتشون علامه دهر هم باشه این خطاست. این جفاست و شک نکنید همچین زندگی اصلا دوام نداره. 

    یه خواهشی دیگه هم ازتون دارم هم آقایون و هم خانم ها و خصوصا خانمها. وقتی با همسرتون اختلاف پیدا می کنید. عصبانی میشید و احساسات تون جریحه دار میشه. همون موقع زنگ نزنید به خونه باباتون، به مامان تون یا خواهر برادراتون. بذارید موضوع سرد شه . بذارید چند روزی بگذره. 

    اگه با همسرتون به نتیجه نرسیدید، به تفاهم نرسیدید یه بخش کمی از مشکل رو انتقال بدید. اصلا نیایید همه مشکل رو یه دفعه بگید که جمع کردنش ممکنه خیلی گرون و در بعضی جاها دیگه غیر ممکن باشه. همسرتون رو هیچ وقت و هیچ وقت جلوی خونه بابات اینا سکه یه پول نکنید. کلا تو موقعی که به هر دلیل احساساتی شدید و عصبانی هستید اصلا و ابدا این کار رو نکنید. در یک کلام اگه نخواهید باهم بسازید، باور کنید بیرون از این کاشونه ای که با هزار بدبختی بناش کرده اید، هیچکسی بهتر از همسرتون منتظر شما نیست، اصلا و ابدا. مگر برای سوء استفاده از شما


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) مطالب کاربران (۷۶۹ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۷۲۴ بازدید توسط ۱۳۷۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ مرداد ۹۳ - ۰۸:۳۳

    همسرم بیش از حد خانواده دوسته

    سلام

    من 7 ساله ازدواج کردم همسرم فوق العاده خوش اخلاق و خوبه . تا چند ماهه اول زندگی همه چی خوب بود تا اینکه فهمیدم همسرم بیش از حد خانواده دوست هست تا جایی که حاضر میشه به زندگی و همه خاطره هامون پشت کنه .

    با اینکه من اولین انتخاب زندگیش بودم . در ضمن به دلیل موقعیت کار  ماهی یه هفته بیشتر پیش هم نیستیم چون ایشون  اغماری کار می کنند . تا کوچکترین مشکل تو خانواده اش اتفاق می افته عصبی میشه  . انقد ناراحت میشه که انگار دنیا به اخر رسیده .

    کل مشکلات خانواده رو به دوش میکشه حتی مشکلات خواهر هاش که همگی متاهل هستن . از روزی که میاد خونه تا روزی که بره مدام داره مشکلات او نا رو حل میکنه . کاش این همه زحمتی که میکشه رو کسی قدر بدونه و زندگیمون جهنمه .

    تا ی مشکل یا یه بیماری پیش میاد فورا اعصاب این بیچاره رو بهم میریزنن .انقدر هم نادون و زبون باز هستن که حد نداره .خسته شدم تا حالا هم خیلی مراعات کردم .وقتی همسرم بیرون میره و اینا خونمون میان مدام تو زندگیم دخالت میکنن و اذیتم میکنن .تا حالا انقدر حرفها و کارها ازشون سرزده که بخوام زندگیمو و ترک کنم ولی چون دوستش دارم میمونم.

    بخدا بریدم . حاضرم همه حرفهای اینا رو بشنوم و نادیده بگیرم ولی همسرم پشتم باشه .ولی متاسفانه همیشه مقصر اصلی منم . به هیچ وجه حاضر نیست اشتباهات خانواده اش و ببینه .همه رو به من و بچه اش ترجیح میده و تو زندگی مشکل ندارم از نظر مالی و همه آرزوی یه ساعت زندگی ما رو دارن . ولی از این  وضعیت خسته شدم و همه بهم میگن فولادی .همسرم و دوست دارم عاشق اخلاق و رفتارشم ولی منم بالاخره ادمم .زندگیم و دوست دارم ولی اذیتهای خانواده اش جون به لبم کرده .تا حلا هزار بار به سرم زده خود زنی کنم .وقعا بریدم . مشاوره هم رفتم فایده نداره و فقط من داغون میشم تو رو خدا کمک کنید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۷۶۶ بازدید توسط ۱۴۱۸ نفر
    • دوشنبه ۲۶ خرداد ۹۳ - ۱۶:۵۴

    شوهرم همه ی اتفاقات زندگی مون رو به مامانش انتقال میده

    سلام.

    من دختر 24 ساله و همسرم 26 ساله. من دیگه از دستش خسته شدم. بریدم نمیدونم چکار کنم. 2 ساله ازدواج کردیم و دارم این اخلاقش رو تحمل میکنم. هر موضوعی که تو خونه اتفاق میفته رو میره به مامانش انتقال میده. هر بحث کوچیکی که با هم بکنیم میره با مامان دماغوش میگه. مامانش هم که آدم نیست میاد با من دعوا راه میندازه و.. آخه مگه زن و شوهر نباید همه چی بینشون باشه وراز داره همدیگه باشن.پس چرا شوهر خنگم اینجوری؟ - اگه پولی یا چیزی ازش بخوام فورا میره به مامانش انتقال میده و اجازه میگیره .اگه مامانش گفت بهش پول بده میاد بهم میده و اگه گفت نده هم نمیده.زندگی مسخرمنون همش دست اون دماغو ست .تو رو خدا بگین چکار کنم من؟ تا حالا بارها که رفته به مامانش یه چی گفته،دعوامون شده.ولی فایده نداره درست بشو نیست.ضمنا بگم تو ایام عقد که سه ماه بود اصلا اینکارا رو نمیکرد.ولی فکر کنم بازم داشت همه چی رو به اون دماغو گزارش میداد.ولی اون صداشو در نمیورد زرگ دیگه.این دماغ تو آسیاب که بزرگ نشده.خواهشا راهنمایی کنید من با این شوهر ومادر دماغوش چکار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۷ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۳۰۰۴ بازدید توسط ۲۲۵۹ نفر
    • دوشنبه ۱۲ خرداد ۹۳ - ۰۰:۳۲

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی اختصاصی خانواده برتر قصد ازدواج معرفی کتاب افسردگی دختر چادری استرس زندگی مشترک عشق یک طرفه مادر شوهر شکست عشقی دوران عقد و رابطه حسادت خیانت تحصیل در دانشگاه پیام نور جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران دوستی با جنس مخالف شناخت خواستگار آرامش جلسه اول خواستگاری سوالات خواستگاری نیاز عاطفی قانون جذب از زبان شفق وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم فشار جنسی مطالب سعید کرمی ابراز علاقه رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه مطالب اسی $ موفقیت پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران روش های چاق شدن کنکور تجربی پشت کنکوری ها چراغ سبز به جنس مخالف درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم عشق یک طرفه به پسر دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران احساس تنهایی عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دانشجو نماز ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه شوخی های ناجور دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ازدواج از طریق سایت های همسریابی برنامه نویسی کمبود اعتماد به نفس رشته حقوق قد خواستگار ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی شناخت خانم ها تحصیلات خواستگار قصد ازدواج بدون داشتن امکانات