خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی


پیشنهاد مدیر


جدیدترین ها
جذاب ترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات پست ثابت (خیلی مهم) راهنما

برای ازدواج با پسری 30 ساله و احساساتی آشنا شدم (۹۱۲ بازدید توسط ۷۵۲ نفر) - (۲۸ نظر)
از ازدواج خواهرم با یه پسر پولدار به خاطر تفاوت هایی که داریم می ترسم (۵۳۷ بازدید توسط ۴۳۸ نفر) - (۱۷ نظر)
داستانی از ازدواج یک پسر بالای چهل سال (۹۶۵ بازدید توسط ۸۰۴ نفر) - (۲۷ نظر)
مشکلات یک پسر در ایران (۵۴۲ بازدید توسط ۴۶۰ نفر) - (۱۸ نظر)
خانم متاهلی هست برای رابطه ... ؟! (۸۸۱ بازدید توسط ۷۴۲ نفر) - (۲۶ نظر)
دخترهای خوب و سنگین، راه پسرها رو برای ازدواج باز بذارید (۸۳۸ بازدید توسط ۶۷۱ نفر) - (۴۷ نظر)
ازدواج با دختری که احتمالا بهش تجاوز شده (۸۴۲ بازدید توسط ۶۸۸ نفر) - (۳۱ نظر)
امکان داره استخاره بگیریم و جواب استخاره محقق نشه؟ (۴۳۶ بازدید توسط ۳۵۷ نفر) - (۱۴ نظر)
می ترسم عقب افتادگی برادر خواستگارم ارثی باشه (۵۳۱ بازدید توسط ۴۴۴ نفر) - (۲۳ نظر)
چطوری دیدگاه بدم که ریشه در گذشته داره رو نسبت به مردان اصلاح کنم؟ (۹۰۱ بازدید توسط ۷۳۷ نفر) - (۲۹ نظر)
چرا خانواده ها نمیذارن دوستی دختر و پسر شرعی و عرفی بشه؟ (۷۹۹ بازدید توسط ۶۳۴ نفر) - (۳۰ نظر)
تجربه اصلاح صورت بدون جوش زدن (۳۹۰ بازدید توسط ۳۳۱ نفر) - (۱۰ نظر)
پسری 36 ساله ام، 14 سال پیش ازدواج می کردم اگه خواهرانم نبودند (۹۳۸ بازدید توسط ۷۸۸ نفر) - (۲۸ نظر)
زیر دست پدر و مادری بزرگ شدم که اعتماد به نفس ندارند (۳۲۲ بازدید توسط ۲۶۱ نفر) - (۱۱ نظر)
چکار کنم با خانواده ی بی حوصله و بد اخلاقم؟ (۳۱۷ بازدید توسط ۲۶۶ نفر) - (۹ نظر)
بیایم به حضرت مهدی (عج), هدیه بدهیم (۳۹۸ بازدید توسط ۳۰۸ نفر) - (۱۶ نظر)
راهنمایی در مورد انتخاب و نحوه استفاده از رژ لب (۷۹۰ بازدید توسط ۶۵۱ نفر) - (۴۰ نظر)
در نحوه حفظ کردن دروس حفظی، راهنمایی می خوام (۳۴۳ بازدید توسط ۲۶۸ نفر) - (۲۰ نظر)
چرا عاشق هیچ پسری نمیشم؟ (۱۲۰۸ بازدید توسط ۱۰۰۲ نفر) - (۳۸ نظر)
دخترانی که دختر دنیای امروز نیستند برای ازدواج خطرناکند (۲۰۶۱ بازدید توسط ۱۶۰۸ نفر) - (۵۳ نظر)
تازه عقد کردم، می خوام از خانواده خانمم شکایت کنم (۱۷۱۳ بازدید توسط ۱۴۵۳ نفر) - (۴۱ نظر)
حمایت از دختران سرزمینم (۱۲۰۶ بازدید توسط ۹۳۵ نفر) - (۵۷ نظر)
یک شب طلایی بجای چهل شب (۹۲۴ بازدید توسط ۷۷۳ نفر) - (۳۶ نظر)
در مورد استفاده از آی یو دی میرنا تجربه ای دارید؟ (۶۰۹ بازدید توسط ۵۱۹ نفر) - (۱۴ نظر)
درد دل های اسقف اعظم (۲۲۹۷ بازدید توسط ۱۶۹۸ نفر) - (۱۱۸ نظر)
مستند فقر فحشا (۵۳۸ بازدید توسط ۴۳۷ نفر) - (۱۱ نظر)
سوال در مورد امنیت واتس اپ در مورد پیدا کردن شماره (۲۷۲ بازدید توسط ۲۳۷ نفر) - (۳ نظر)
جلسه اول سلسله بحث های علل کاهش ازدواج، عقده پسرها (۱۳۸۸ بازدید توسط ۱۰۹۷ نفر) - (۵۳ نظر)
سلسله مباحث عمومی علل کاهش ازدواج (۵۸۶ بازدید توسط ۴۲۲ نفر) - (۱۴ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۸۵۲ بازدید توسط ۶۹۳ نفر) - (۲۳ نظر)
گیجی، تمرکز پایین و عدم آینده نگری اعتماد به نفسم رو پایین آورده (۲۱۵ بازدید توسط ۱۷۹ نفر) - (۲ نظر)
پایان تئولوژی (۶۶۷ بازدید توسط ۵۰۲ نفر) - (۳۶ نظر)
یه پسر خیلی درگیر منه اما حرفی از دوستی یا ازدواج نمی زنه (۱۶۶۳ بازدید توسط ۱۴۰۰ نفر) - (۳۹ نظر)
دانشجوی رشته اتاق عمل هستم، میخوام ارشد رو رشته تغذیه بخونم؟ (۲۹۳ بازدید توسط ۲۴۹ نفر) - (۷ نظر)
مامانم میگه همیشه که زندونی ها رو دعا میکنن یاد تو میافتم (۷۹۳ بازدید توسط ۶۸۵ نفر) - (۱۷ نظر)
چطور دختری پیدا کنم که از من مهر و محبت نخواد؟ (۲۰۲۰ بازدید توسط ۱۶۱۹ نفر) - (۷۶ نظر)
راز ازدواج پسرانی با ظاهر معمولی با دختران خیلی زیبا (۱۵۴۹ بازدید توسط ۱۲۹۰ نفر) - (۳۷ نظر)
وقتی بیکار میشید، کجا دنبال کار می گردید ؟ (۴۰۷ بازدید توسط ۳۶۸ نفر) - (۶ نظر)
افکار و عقاید خانم های ساپورت پوشی که مانتو جلو باز می پوشند چیه ؟ (۲۲۵۱ بازدید توسط ۱۸۲۰ نفر) - (۷۶ نظر)
خواستگاری و آشنایی فقط و فقط رو در رو و در دنیای واقعی (۹۵۴ بازدید توسط ۷۳۹ نفر) - (۲۳ نظر)
برای رفع اشکال، چطور با دبیران سایت آلاء ارتباط بگیرم؟ (۲۶۹ بازدید توسط ۲۱۶ نفر) - (۱۱ نظر)
در زندگیم همه چی خوبه، فقط این ازدواج برام شده یه معما (۱۰۷۸ بازدید توسط ۹۴۱ نفر) - (۲۶ نظر)
کمی نگران 11 سال اختلاف سنی مون هستیم (۱۳۱۲ بازدید توسط ۱۰۵۹ نفر) - (۴۵ نظر)
برای اخذ مدرک دکتری حرفه ای، همه مقاطع رو باید پیوسته خوند؟ (۱۵۷ بازدید توسط ۱۳۳ نفر) - (۳ نظر)
چکار کنم نسبت به پیشرفت اطرافیانم حسودی نکنم؟ (۸۴۹ بازدید توسط ۷۱۲ نفر) - (۲۹ نظر)
نا امید شدم، آیا پزشکی الان اشباع شده ؟ (۹۶۳ بازدید توسط ۸۴۹ نفر) - (۲۴ نظر)
فلسفه آشپزی کردن در خونه چیه ؟ (۸۷۵ بازدید توسط ۶۸۱ نفر) - (۴۳ نظر)
به برادرم چی بگم که موارد منفی فضای مجازی آینده اش رو نابود نکنه ؟ (۵۰۹ بازدید توسط ۴۳۵ نفر) - (۱۳ نظر)
تجربه زندگی با مرد مطلقه (۷۳۸ بازدید توسط ۶۴۸ نفر) - (۱۴ نظر)
قبل از اینکه برم دانشگاه یه دختر خیلی سر به زیر و معتقدی بودم (۱۳۹۴ بازدید توسط ۱۱۷۸ نفر) - (۴۱ نظر)

چطوری باید با احساس تنهایی کنار بیام (۱۵۲۹ بازدید توسط ۱۲۰۸ نفر)
کاشکی منم سفید بودم و حداقل یه خواستگار برام می اومد (۶۹۰۳ بازدید توسط ۵۸۸۰ نفر)
30 سالمه، چرا دخترها زنم نمیشن و قبولم نمیکنن؟ (۳۱۰۲ بازدید توسط ۲۴۳۰ نفر)
تازه عقد کردیم، چطور به شوهرم بگم سطح روابط مون رو بالاتر ببره؟ (۲۳۱۷ بازدید توسط ۱۹۱۰ نفر)
فقط می خوام بدونه که عاشقش هستم، می دونم بهش نمیرسم (۲۵۰۰ بازدید توسط ۱۹۹۶ نفر)
خانمی متاهلم، نماز رو به خاطر دردسر هایی که داره گذاشتم کنار (۲۶۹۰ بازدید توسط ۲۲۳۵ نفر)
یه دختر با حیا، چطور باید به پسر مورد علاقه ش چراغ سبز نشون بده؟ (۲۲۳۰ بازدید توسط ۱۸۳۳ نفر)
چرا بعضی از پسران، دختران مطلقه رو به دختران مجرد ترجیح میدن؟ (۵۲۱۶ بازدید توسط ۳۶۶۹ نفر)
تا قبل از ازدواجم، بدن زن رو فقط در فیلم های مستهجن دیده بودم (۳۴۹۲ بازدید توسط ۲۹۵۰ نفر)
کسی عاشق من میشه میون این همه دخترهای رنگارنگ ؟ (۲۶۳۴ بازدید توسط ۲۰۸۷ نفر)
وقتی از حرف مادر شوهر ناراحت میشید چکار می کنید ؟ (۲۲۸۶۷ بازدید توسط ۱۸۴۹۹ نفر)
چه جوری بلای شوهرم بشم ؟! (۵۵۱۷۹ بازدید توسط ۴۲۲۱۳ نفر)
بدون واسطه ، چطور به یه پسر بگم که دوسش دارم ؟ (۶۸۸۶۸ بازدید توسط ۵۳۹۷۹ نفر)
در جهیزیه چه چیزهایی مهم و واجبه ؟! (۲۲۵۱۹ بازدید توسط ۱۷۶۲۵ نفر)
قربون صدقه های عاشقانه (۴۴۷۴۸ بازدید توسط ۳۷۰۷۵ نفر)
دخترهایی که سابقه دوستی دارند جذاب تر هستند ؟! (۶۸۱۵ بازدید توسط ۵۲۸۷ نفر)
دلایل پسند نشدن دختران در خواستگاری از زبان آقایان (۱۵۶۱۲ بازدید توسط ۱۱۸۲۹ نفر)
در مورد سخنرانی دکتر حبشی با عنوان " کلید مرد " (۹۶۰۸ بازدید توسط ۶۹۷۴ نفر)
چطوری جذاب باشم که خواستگار جذب کنم ؟ (۶۳۷۱ بازدید توسط ۵۲۲۹ نفر)
حاضرید 3 سال برای پسری که عاشق شماست صبر کنید ؟ (۲۵۸۴ بازدید توسط ۱۹۸۲ نفر)
چطور جذب کنم پسری رو که به هیچ دختری محل نمیذاره ؟ (۲۲۳۲۳ بازدید توسط ۱۸۳۹۳ نفر)
دختران، لطفاً تکلیف ما پسرا رو روشن کنید. (۵۶۵۵ بازدید توسط ۴۴۷۴ نفر)
فرق عشق و میل جنسی از نظر آقایون چیه؟ (۳۶۶۴۷ بازدید توسط ۲۸۴۴۶ نفر)
ایرادات تقسیم کارهای زندگی به طور مساوی بین زن و مرد چیه ؟ (۲۹۸۶ بازدید توسط ۲۱۱۳ نفر)
چیکار کنم شوهرم بهم وابسته بشه ؟ (۱۱۹۶۹۱ بازدید توسط ۹۵۶۸۶ نفر)
متاهلین عزیز، لطفا از اشتباهات تون در دوران عقد بگید (۱۴۱۷۱ بازدید توسط ۱۱۹۷۶ نفر)
فراموشی عشق اول برای آقایون سخت تره یا خانم ها ؟ (۱۱۱۳۵۵ بازدید توسط ۸۲۷۸۰ نفر)
شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم (۸۶۶۰۳ بازدید توسط ۶۷۳۶۱ نفر)

صفحه آشپزی خانواده برتر (۸۱۸ بازدید توسط ۵۴۶ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۱۱۷۱ بازدید توسط ۹۰۶ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۶۰۶ بازدید توسط ۴۸۰ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۲۹۱۵ بازدید توسط ۱۹۵۴ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۳۱۷۱ بازدید توسط ۱۹۷۱ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۳۶۰۵ بازدید توسط ۲۷۷۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۲۸۳۴ بازدید توسط ۱۸۰۶ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۵۷۳ بازدید توسط ۴۷۶ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۵۲۲۷ بازدید توسط ۳۸۲۳ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۵۳۹ بازدید توسط ۴۲۵ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۷۱۰ بازدید توسط ۵۹۷ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۱۹۳۰ بازدید توسط ۱۴۵۷ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۴۰۱ بازدید توسط ۳۲۵ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۰۳۲ بازدید توسط ۱۴۶۷ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۲۳۸ بازدید توسط ۱۵۷۱ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۱۶۵۷ بازدید توسط ۱۱۵۴ نفر)
التماس دعا (۸۰۴۲ بازدید توسط ۶۴۳۵ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۴۲۵ بازدید توسط ۳۵۱ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۹۶۹ بازدید توسط ۷۲۸ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۷۷۰ بازدید توسط ۶۶۲ نفر)
خدایا شکرت که ... (۱۸۹۵ بازدید توسط ۱۴۱۸ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۹۰۳ بازدید توسط ۶۷۵ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۹۳۰ بازدید توسط ۷۷۶ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۵۳۲ بازدید توسط ۲۰۵۵ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۲۶۸۴ بازدید توسط ۲۱۰۸ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۰۳۳۴ بازدید توسط ۶۵۱۸ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۵۶۹۱ بازدید توسط ۱۶۴۷۸ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۸۴۶۰ بازدید توسط ۵۷۸۸ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۳۲۵۸ بازدید توسط ۲۴۳۸ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۴۰۷۴ بازدید توسط ۳۲۵۰ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۴۶۷۹ بازدید توسط ۳۵۶۰ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۱۳۲۱ بازدید توسط ۱۰۵۶ نفر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۱۰۴۸ بازدید توسط ۸۱۸ نفر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۱۰۵۳ بازدید توسط ۸۰۴ نفر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۱۳۸۷ بازدید توسط ۱۰۹۷ نفر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۹۳۴ بازدید توسط ۷۶۲ نفر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۹۳۹ بازدید توسط ۷۴۶ نفر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۵۰۹۷ بازدید توسط ۳۷۱۷ نفر)
صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده (۹۶۴۲ بازدید توسط ۷۱۳۸ نفر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۲۸۳۸ بازدید توسط ۲۲۰۳ نفر)
صفحه گفتگوی تک فرزندان خانواده برتر (۹۲۲ بازدید توسط ۷۱۷ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 (۵۲۶۶۵ بازدید توسط ۳۶۱۲۹ نفر)
خاطرات جالب و خنده دارتون رو بگید (۴۳۶۵ بازدید توسط ۳۳۷۲ نفر)
صفحه ی طنز پردازان خانواده برتری (۴۵۴۴ بازدید توسط ۳۵۴۹ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۶۲۷۳ بازدید توسط ۴۵۷۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (۵۰۴۰۹ بازدید توسط ۳۳۱۲۵ نفر)

صفحه شخصی غضنفر (2) (۲۹۴۸ نمایش) - (۲۹۵ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۵۶۰ نمایش) - (۳ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۱۱۷۵ نمایش) - (۲۸۴ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۶۱۵ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۷۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۱۸۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۴۱۳ نمایش) - (۷ نظر)
صفحه شخصی فان (۹۹۶ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۱۶۵۱ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۵۶۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۴۱۳ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۹۷۹۰ نمایش) - (۱۰۰۲ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۳۴۱۵ نمایش) - (۱۶۷ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۵۸۲۴ نمایش) - (۳۳۷ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۳۰۹۸ نمایش) - (۸۷ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۲۷۸ نمایش) - (۵۰ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۵۶۲۵ نمایش) - (۳۱۳ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۷۸۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۶۲۷۹ نمایش) - (۴۴۷ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۶۷۰ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۹۹۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۴۴۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۸۷۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۱۷۳۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۸۱۵ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۸۰۹ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۷۷۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۸۷۳ نمایش) - (۷ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۰۹۰ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۴۶۸۲ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۷۸۵ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۹۱۸ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۸۲۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۹۸۹ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۰۵۷۴ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۰۵۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۴۸۲ نمایش) - (۱۶۳ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۲۹۹ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۵۴۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۲۷۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۱۸۲۱ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۱۷۸۴ نمایش) - (۲۴ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۴۹۶۴ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۳۵۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۴۹۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۱۹۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۱۸۰۱ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۲۱۴ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۳۶۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۵۶۴ نمایش) - (۴۴ نظر)


۴۹ مطلب با موضوع «ارتباط با خانواده شوهر» ثبت شده است

دعا برای دور شدن از خانواده شوهر

سلام

خواسته ی عده ای خانم های متاهل اینه که از خانواده ی شوهرشون دور باشن ! در این پست می خوایم این موضوع رو بررسی کنیم که اصولا چرا اون عده از خانم ها چنین تمایلی دارند ؟

چه اتفاقاتی ممکنه رخ بده که خانم ها چنین تمایلی داشته باشن و حتی به دنبال " دعا " برای این خواسته شون باشن .

دو سوال مهم این جا مطرح میشه ؟

1 - آیا میشه قبل از ازدواج پیش بینی چنین روزهایی رو کرد ؟ آیا روش انتخاب همسر می تونه مانع بشه ؟

2 - به خانم هایی که ازدواج کردند و چنین خواسته ای دارند چطوری میشه کمک کرد ؟

چنین دعایی که وجود نداره ، پس باید بهشون کمک کنیم که روابط شون رو بهتر کنن تا اصل خواسته از بین بره . اما چطور ؟!

موفق باشید


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در شوهرداری (۷۱۲ مطلب)
مسائل زنان (۱۵۵ مطلب)
ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)
سوالات پرتکرار در اینترنت (۸ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۴۴۴۳ بازدید توسط ۱۱۰۸۶ نفر
    • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶ - ۱۸:۱۵

    یه عروس چطوری می تونه مورد احترام خانواده ی شوهرش قرار بگیره ؟

    سلام
    می خوام بدونم هر فرد با چه ویژگی رفتاری میتونه ساده فرض بشه در برابر خونواده شوهرش و یه جورایی سوارش بشن و حرمتشو نگه ندارن ؟
    اگه همچین فردی رو میشناسین لطفا بیاین بگین چه کار کرده که اینطوری فرضش کردن؟ و در مقابل می خوام بدونم چطور میشه عروسی باشی که خونواده ی شوهر به خودشون اجازه ی بی احترامی ندن؟ و شخصی محترم که نظرشم مهم باشه تلقی بشیم ؟

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۴۳۶ بازدید توسط ۱۱۵۲ نفر
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۵۶

    دلم میخواد شوهرم با حفظ احترام بتونه حقش رو از خانواده ش بگیره

    سلام

    خانواده ی شوهرم پرجمعیت هستن و عروس اخر و توی عقد .عروس خانواده باید چطور برخورد کنه تا احترام و حرمتش حفظ بشه و دخالت هم توی زندگیش نشه و در عین حال رابطه ی خوب و صمیمانه ای هم داشته باشه با خونواده شوهر؟

    این در صورتیه که عروس های بزرگ خانواده اشخاص خونسرد و خنثی هستن و اهل کار کردن خونه مادرشوهر نیستن و بهشون محبت و احترام گذاشته میشه ولی دخالت هم میشه تو زندگیشون... ولی با این وجود شوهرهاشون اشخاص صاحب نظری هستن و حق خودشونو توی خانواده میگیرن و در برابر خونوادشون حاضر جوابن .

    و در عوض کل خونواده به شوهر من دستور میدن چون پسر کوچیکه خانوادش و حتی گاهی بنظرم زور میگن و سوء استفاده میکنن و ایشونم انگار شده بله قربان  و حتی نمی تونه حقشو بگیره

    خودشم میفهمه که ازش سواستفاده میکنن ولی بازم احترامشون رو نگه میداره . نمیخواد رابطه ها خراب بشه و بی احترامی پیش بیاد ولی دلم میخواد حداقل با حفظ احترام شوهرم بتونه حقشو بگیره ... چکار کنم که رفتارشو تغییر بده؟ یا اگه نتونستم اونو تغییر بدم خودم باید چطوری برخورد کنم تا هم خراب نشم و هم ساده فرض نشم و بتونم حق خودمو شوهرمو بگیرم ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۱۲ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۸۶۳ بازدید توسط ۷۱۷ نفر
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۴۵

    خواهر شوهر کوچیکم محیط شخصی برامون باقی نذاشته!

    سلام

    خانمی هستم بین ٢٠-٢٥ . مشکلی که دارم اینه که خواهر شوهر کوچیک من که دبستانیه به شدت به من میچسبه! هر جا میریم پیش منه و منو کلافه کرده. من دوسش دارم و کلا برخوردم با بچه ها خوبه. ولی این دیگه شورشو در آورده!!

    توی این چند سال که ازدواج کردیم هر بار سفری با خانواده همسرم رفتیم پیوسته پیش ماست و محیط شخصی برامون باقی نذاشته!! پیش من باید غذا بخوره پیش من بشینه و ...

    مدام میخواد باهام حرف بزنه و هر وقت تو جمع خانوادگی هستیم انقدر با من حرف میزنه که نمیذاره با بقیه حرف بزنم! همش باید منو همراهی کنه و دیگه دارم اذیت میشم . اینو بگم که من در طی چند سالی که عقد کردیم و بعدش ازدواج هیچ برخورد بدی باهاش نداشتم تا بحال و خیلی هم دوسش دارم. ولی اینکه هر جا منو شوهرم هستیم اونم میاد اذیتم میکنه .

    چکار کنم که این همراهی پیوسته کم بشه؟ به همسرم بگم؟ تا این دختر خانم هم بزرگ بشن و بفهمن که نباید اینطور باشن من خیلی اذیت میشم!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۲۱۸۹ بازدید توسط ۱۸۲۳ نفر
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶ - ۲۳:۲۶

    چطوری خانواده ی شوهرم رو قانع کنم که در زندگیم دخالت نکنن ؟

    سلام
    خانواده شوهرم باهام بد نیستن حتی میشه گفت رفتارشون با عروساشون خوبه ، منم احترامشونو همیشه نگه داشتم حتی تا بحال به شوهرم هم ازشون حرف نزدم.
    ولی مشکلی که وجود داره اینه که عادت کردن توی زندگی پسراشون دخالت کنن و زیر سلطه ی اونا باشن، می بینم که قشنگ در کنار خوبی ها و محبت هاشون به عروسای دیگه شون واسشون تصمیم گیری هم میکنن و اونا هم هیچی نمیگن...
    من عروس اخرم و توی عقدم و شوهرمم میبینم روی حرف خونوادش نه نمیاره و انگار حرفای اونا واسش حجته چون گاهی نظراتی که به من داده رو بعدا از زبون خونوادش شنیدم و فهمیدن نظر اونا بوده ، دلم نمیخواد یجوری بشه که بخوان توی زندگیمون دخالت کنن .
    خانمای با تجربه لطفا بگین باید چطور برخورد کنم که این اجازه بهشون داده نشه و شوهرمم بتونه حقشو بگیره و خواسته هاشو بهشون بگه و همش در برابرشون تسلیم نباشه؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان (۱۵۵ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۹۴۷ بازدید توسط ۷۸۶ نفر
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶ - ۲۰:۵۳

    خانواده ی شوهرم انگار از بارداری من ناراحت هستند

    سلام

    من ٢٥ سالمه با دوران عقدم ٣ ساله ازدواج کردم. ٢ ماهه باردار هستم . بچه اولمه یک ماه میشه همسرم به خانوادش گفته من باردارم ولی خواهر شوهرام ( بزرگه ٤٤ سالشه کوچیکه ٥ سال بزرگتره ) زنگ نمیزنن تبریک بگن .

    مادر شوهرمم منو دید یه تبریک خشک خالی داد انگار ناراحتن از بارداری من! من خونه مامانم هستم چون خیلی مریضم دو قدمم با خونه مادرشوهر فاصله داریم ولی نه میان بهم سر میزنن نه زنگ میزنن در صورتی که ادعا میکنن همسر منو خیلی دوست دارن .

    همسر منم از لحاظ عاطفی و مادی برا خانوادش کم نمیذاره ولی من غصه داره بارداریمو خراب میکنه میخوام از کسایی که مشکلاتی شبیه من دارن بگن چکار کنم که بچمو از دست ندم و اروم باشم

    با تشکر از همه دوستان 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۲۴۴۹ بازدید توسط ۱۸۱۸ نفر
    • يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۲۳:۲۰

    نمیتونم حس خوبی نسبت به خواهر شوهرم داشته باشم

    با سلام

    بنده خانمی هستم 33 ساله که بمدت دقیقا یکساله که عقد کردم . شکر خدا همسر خوبی دارم .مهربون ، متدین، خوش اخلاق  و ... ولی بتازگی موضوعی پیش اومده که باعث شده ذهنم بهم بریزه و آشفته بشه . من و همسرم معمولا خیلی خونه هم رفت و آمد نداریم .شاید هفته ای یک بار پنجشنبه ها ایشون بیاد ولی من خیلی کمتر میرم اونجا .خب با توجه به اینکه هر دو کارمندم هستیم خیلی نمیتونیم پیش هم باشیم .البته من و همسرم خیلی هم از این موضوع شاکی نیستیم و دیگه عادت کردیم .ولی موضوع اینه که مدتی بود که موقعی که میرفتم خونه مادر شوهرم متوجه برخوردهای سرد خواهر شوهرم شده بودم .اینم بگم که خواهر شوهرم یه 5 ماهی میشه که عقد کرده . تا قبل از ازدواجش خیلی با هم صمیمی بودیم .خیلی منو دوست داشت و وقتی میرفتم خونشون ساعتها با هم حرف میزدیم عکس نشون هم میدادیم یا توی تلگرام از هم احوال پرس بودیم .یا وقتی میرفتم خونشون سریع می اومد جلوی در استقبالم و همو میبوسیدیم .

    خلاصه یه چند بار اول رفتار سردش رو گذاشتم به حساب اینکه لابد خسته ست و حال وحوصله نداره یا اینکه خودش مشکلی چیزی داره ولی دیدم نه یه چند ماهه اصلا من میرم اونجا تحویلم نمیگیره و محل نمیذاره .خیلی ناراحت شدم .هر چی فکر کردم دیدم من که برخورد بدی ازم سر نزده که ناراحتش کرده باشم .تا اینکه بعد از چندین ماه موضوع رو با شوهرم در میون گذاشتم و بهش گفتم مدتیه که من میام خونتون دیگه خواهرت مثل سابق منو تحویل نمیگیره و حتی جواب سلام منم به زور میده یا سعی میکنه تا اونجایی که میتونه با من تماس چشمی نداشته باشه و از حرف زدن با من هم طفره میره...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۴۶ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۳۰۴۲ بازدید توسط ۲۴۰۰ نفر
    • دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۳

    چیکار کنم به دل خونواده ی شوهرم بشینم؟

    سلام

    من 27 سالمه و همسرم 3 سال از من بزرگتره، تازه عقد کردیم اما تازگیا حرفایی از خوانواده همسرم میشنوم که واقعا قلبمو آتیش میزنه، صبح تا شب ناراحتم و نمیدونم چیکار کنم ؟ هر وقت یاد حرفاشون میفتم از شدت ناراحتی صورتم داغ و قرمز میشه و قلبم درد میگیره

    من و همسرم اولین بار تو یه جلسه ی کاری همدیگه رو دیدیم و بخاطر انجام ادامه ی کارهای همون جلسه شمارمو ازم گرفت و دقیقا همون شب بهم پیام داد که از برخورد و رفتارم خوشش اومده و اگه موافقم با هم آشنا شیم، منم قبول کردم و البته به خونوادم اطلاع داده بودم.

    تا 1 هفته تلفنی با هم صحبت میکردیم و همسرم درباره خودش و خونوادش و برنامه ش واسه آینده حرف میزد و منم حرفامو میگفتم، بعد از 1 هفته گفت که همدیگه رو بیرون ببینیم (چون ما محیط کاریمون جدا هست و اصلا همدیگه رو نمیبینیم، اون یه بار فقط بخاطر جلسه بود) شماره پدرم رو ازم گرفت و ازش اجازه گرفت که ما دو ماه برای آشنایی هر از چندگاهی همدیگه رو بیرون ببینیم و صحبت کنیم تا اگه به توافق رسیدیم بیان خواستگاری، پدرمم اجازه داد .

    خلاصه در نهایت اومدن خواستگاری و عقد کردیم، تا اینجا مشکلی نبود، اما تازگیا فهمیدم خونواده همسرم در مورد من خیلی بد حرف میزنن، یه بار خیلی شوکه شدم مادرش برگشت تو روم گفت ما فقط خواستگاری سنتی قبول داریم ولی شما قبل خواستگاری با هم رابطه داشتین !!!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۴۶ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۶۴۶ بازدید توسط ۲۱۷۲ نفر
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۰

    چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم

    سلام

    من دختری ۲۲ ساله هستم که نزدیک دو ساله تو عقدم، چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم، به خاطر این که به حد مرگ از شوهرم و خونواده شوهرم نفرت دارم طوری که ارزوی مرگشون رو دارم!

    خونواده شوهرم در ظاهر خودشون رو خوب نشون میدن مخصوصا مادر شوهرم که مَنم مَنم هاش گوش ما رو پر کرده ، با اینکه همیشه دارن بهترین چیزارو برای ما می گیرن ولی از یک طرف تا می تونن به من یا مادرم تیکه و متلک میندازن یا من رو بچه و نادون فرض می کنن .

    چند بارم غیر مستقیم به خونواده ام توهین کردن و یک بار هم سر یک مسئله ای که نظر مادرم هم باید می پرسیدن و اینکارو نکردن و البته که بعدش پشیمون شدن، قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین چرا؟

    چون مادرم با احترام کامل سعی کرد بهش بفهمونه که اینکاری که شما کردین اشتباهه و اونم انقدر گریه زاری کرد که نگو ، بعدشم به مادرم گفت که تو داری از اخلاق من سوء استفاده می کنی !!!! بیچاره مادرم بنده خدا مونده بود چی بگه! باز از یک طرف جلوی بقیه فک و فامیل هاشون یک جوری رفتار می کنن که هر کی ندونه فکر می کنه اینا یک مشت فرشته اسمونین که خدا برای من فرستاده!!!

    بگذریم ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۴۶ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۵۱۲۲ بازدید توسط ۴۱۴۲ نفر
    • جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    چطور به خواهر شوهر 14 ساله ام بفهمونم دست از سر من برداره ؟

    باسلام

    شب تون بخیر . من دختر 18 ساله ای هستم و نامزدم 25 سالشه. یکسال هست که عقد کردیم. دو برادر شوهر دارم و یه خواهر شوهر .خواهر شوهرم 14 سالشه. تنها مشکل من وجود خواهر شوهرمه. فقط میخواد از آب گِل آلود ماهی بگیره !!

    خودتون خوب میدونید که بین همه ی افرادی که نامزدن ، گاه گداری قهر و دعوا هایی شکل میگیره.که خانواده ها سعی میکنن تو این جور مسایل دخالت نکنن و بذارن خودشون مشکلاتشون رو حل کنند . خانواده ی نامزد من هم همین طورند ولی خواهرشوهرم دخالت میکنه. تمام سعی خودشو میکنه تا موقع قهر بین منو نامزدم ، خودشو به نامزدم نزدیک کنه.
    خیلی دختر چابلوس و زبون بازیه ، از اونور هم خیلی قشنگ طعنه و کنایه نثار من میکنه. گاه گداری خواسته و نا خواسته نیش زبون بهم میزنه.واقعا دلمو میسوزونه ، خیلی حرفاش و رفتاراش برام گرون تموم میشه!

    یه وقتایی هم شده با خودم میگم شاید اقتضای سنش هست ولی تا کِی؟!  کِی میخواد بزرگ بشه؟ با خودم میگم ، مگه من چه هیزم تری بهش فروختم؟! تو خانواده شون جا شو تنگ کردم؟! آخه چیکار کردم که باهام این رفتارا رو میکنه؟؟

    خوبیش اینه اگه رفتاراش رو مادر شوهرم ببینه یا  نامزدم ، دعواش میکنن. هر چی خانواده اش دعواش میکنن ، نفرتش نسبت به من بیشتر میشه. اما من خسته شدم اعصابم بهم میریزه .بیچارم کرده ، زبونم ندارم جوابش رو بدم .

    به نظرتون چه طوری باهاش کنار بیام؟ چه طوری بهش بفهمونم دست از سر من برداره؟

    متشکرم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۳)
    • ۳۲۸۵ بازدید توسط ۲۶۶۳ نفر
    • شنبه ۲۳ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۰

    انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده

    سلام

    منو همسرم از ابتدا تا الان که عقدیم 2 ساله با همیم . خانواده من از نظر فرهنگی و تحصیلی از خانواده همسرم بالا ترن خیلی بالاترن ولی خدا شاهده من هیچ وقت این موضوع رو به روش نیوردم حتی عیب هم نمیدوستم چون اصلا ربطی نداشت من نمیخواستم با عمه و خالش زندگی کنم خودش درس خونده من با برخوردم بهش ثابت کردم که برام اهمیت نداره ولی نمیدونم چرا همش خودش با خودش احساس کوچیکی میکنه و سر این با هم دعوامون میشه .

    خواهرش خیلی سختگیره ،  من به عقاید ادم ها احترام میذارم ولی این دیگه خیلی ... منم برعکس اونم نه اینگه ول باشم ولی متعادلم ،‌الان من هر کار میکنم همسرم به خواهرش میگه این اینو خرید توام بخر . اون این کارو کرد توام بکن این اینجور حرف میزنه توام ...

    منم از اون اول بدم میومد یکی مثل من باشه ، من حس میکنم با این کاراش سعی میکنه که خانوادش شبیه ما بشه ،‌ منم بهش گفتم ول کن بذار هر کار میکنه بکنه هر چی میخواد بپوشه به نظرش احترام بذار میگه نه ...

    تو به ابجی من حسودی میکنی ،‌ منم هی تو دهنم میاد اون چی داره من حسودی کنم دلم نمیاد بگم . انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده ،‌ به نظرتون من چکار کنم ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۴۶ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۱۰۱ بازدید توسط ۹۷۱ نفر
    • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست

    سلام

    تقریبا دو ساله که ازدواج کردم و از تهران به یک شهرستان دیگه اومدم . شوهرم رو خیلی دوسش داشتم برای ازدواج با اون خودم اصرار داشتم اما اون بی پوله و هیچ اختیاری از خودش نداره .

    برای همه ی کارهاش پدر مادرش نظر میدن و اصلا هم ادم حسابش نمیکنند . من خونه ی پدرم هیچ محدودیتی نداشتم اما الان اجازه ندارم تا سر کوچه برم پدر شوهرم و مادر شوهرم خیلی بدجنس هستن و برای اذیت کردن من از هیچ کاری دریغ نمیکنن. وحشتناک حسودن .

    حتی طاقت محبت شوهرم به من رو ندارند. در صورتی که خوشدون انقد حال به هم زن هستن جلوی ما عین دختر پسرهای 14 ساله با هم دیگه لوس بازی در میارن . ما تو یک خونه زندگی میکنیم .

    حتی روی پولی که در میاریم هم دخل و تصرف دارن. زندگیم شده عین رمان های خاله زنکی. پولی هم نداریم برای مستقل شدن . نمیدونم تا کی باید تحمل کنم. پدرشوهرم یک مرد کله ... بی ... که ادعای مردونگی داره شدید ...

    اما در واقع هیچ کارس و همه کاره زنشه . شوهرم هم بعد این همه مدت پدر و مادرش رو شناخته. زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست . جای من بودید چیکار میکردید ؟

    ممنون


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل زنان خانه دار (۳۰ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۹۰۳ بازدید توسط ۷۷۷ نفر
    • يكشنبه ۱۷ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده

    سلام دوستان

    از وقتی که یادمه همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده واقعا دلم شکسته دیگه نمیتونم تحمل  کنم .

    همین امشب جلوی خواهراش برگشت به من گفت من هیچ وقت خواهرام و به تو نمیفروشم اونام فقط به من خندید مثلا همین دیشب من رفتم بیمارستان به خاطر مشکل زنانگی که داشتم بیمارستان گفت نیاز به بستری داری ولی چون بچه ام کوچیکه قبول نکردم گفتن پس لااقل سرم بزن فشارت روی نه هستش .

    شوهرم مدام زنگ میزد بیا بریم بیا بیریم منم با رضایت شخصی و بدون سرم زدن از بیمارستان اومدم بیرون حالا امشب فهمیدم دلیله اون همه اصرارش برای بردن من از اون جا به خاطر این بوده که میخواسته بره خواهرشو برسونه در صورتی که خواهرش شوهر داره و شوهرش به راحتی میتونسته اینکارو انجام بده خیلی ناراحتم از وقتی که عقد کردیم تا الان که عروسی کردیمو بچه داریم هر جا خواستیم بریم خواهراشم با اینکه شوهر دارن ولی همیشه با ما بودن .

    دلیلشونم اینکه چون پدر مادرمون شهرستانن برادرمون حکم پدرمونو داره . بابا من چه گناهی کردم اخه که همیشه باید حضورشونو تو تمامه زندگیم احساس کنم دیگه بریدم حالا اگه خوب بودن یه چیزی میان با ما مدام هم تیکه میندازنو حرف باره ادم میکنن دلم میخواد طلاق بگیرمو از این زندگی لعنتی برم بیرون ولی چه کنم که بچه ی کوچیک دارم دیگه بریدم خسته ام به تمامه معنا دیگه نمیکشم .

    وقتی این حرفو جلوی خواهراش زد به من شکستم خورد شدم دلم برای خودم میسوزه که انقدر به خاطر شوهرم از خودم گذشتم اینجوری جواب محبتامو داد من به اون خود خواه ها فروخت.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۱۲ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۶)
    • ۴۲۰۵ بازدید توسط ۳۲۶۳ نفر
    • شنبه ۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چیکار کنم با این ناز های زن داداشم

    با سلام
    من دختری هستم مجرد و سی و دو ساله. مشکل من با بعضی رفتارای زن داداشمه. من دوست دارم خانواده متحدی باشیم و اونا مدام بیان خونمون و با هم باشیم. اما وقتی مادرم دعوت میکنه بیان خونمون کمکی نمیکنن.
    یکی از زن داداشام که شورشو در آورده میشینه یه گوشه و یا با بچه ها بازی میکنه یا حرف میزنه یا سرشو میکنه تو گوشیش. اگه میوه یا هر چیز دیگه هست من باید برم و بیارم و بعدا هم جمع کنم.
    گاهی سرش خوش بیاد کمک میکنه اما بقیه موارد قیافه میگیره و میشینه. میره تو آینه نگاه میکنه که یه دفعه شالش به هم نخورده باشه. به هر صورت من خسته میشم و با خودم میگم مگه من خدمتکارم که باید جلوی اونها خم و راست بشم. مهمون غریبه نیستن که ، باید اونا هم کمک بکنند.
    ضمنا وقتی میخواد بره ،اگه یه دونه نایلون کوچیک دستشون باشه، رو میکنه به داداشم و میگه اینو بیار. (( این نایلون مگه چقدر وزن داره ! اینقدر سنگینه! ))
    جلوی نا محرم در رفتار با بچه های اقوام خودشو لوس میکنه و میگه باید بوسم کنید و من قهرم باهاتونو و ... که لحنش مناسب فضا نیست. جالب اونجاست که چون خودشو لوس میکنه بچه ها میرن دورشو و نازشو میخرند. در حالیکه من با وجود اینکه مهربونم با بچه ها اما چون خودمو تو اون شرایط لوس نکردم اینقدر عزیز نیستم برای بچه ها. با داداشمم نمیشه حرف زد.فوری جوش میاره و جبهه میگیره.
    چند وقت پیش مهمون غریبه داشتیم و مامانم مجبور بودن بشینن کنار مهمونا و درست نبود پاشن. من فقط مثل گارسون میرفتم و میمودم و زن داداشمم اصلا به روی خودش نمیاورد و مهونا جلوم  احساس شرمندگی میکردن که من میرم و میام و مثال ها ی دیگه. البته من یه زن داداش دیگه هم دارم که اون حداقل غیرت داره و کمک میکنه تا حدی.
    دلم میخواد بهم کمک کنید و بگین چیکار کنم با این نازای زن داداشم. یه سوال دیگه ما خانواده ای هستیم که اهل آرایش نیستیم و منم مخالف این کارم چون نامحرمو جذب میکنه و ... اما زن داداشم تو جمع ما که میاد چون آرایش میکنه صورتش تو ذهن میاد . من دلم نمیخواد در آینده که ازدواج کردم شوهرم بهم بگه فلانی خوشگله و یا اینکه ... در این مورد باید چیکار کنم؟
    ممنونم عزیزان

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۸)
    • ۴۰۸۰ بازدید توسط ۳۲۷۲ نفر
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام

    سلام به همه ی خانواده برتری های عزیز ...

    ازتون کمک میخوام ، راستش من عروس آخری خانواده هستم در حال حاضر یکسالی میشه  که عروسی کردیم و بنا به دلایلی هنوز با خانواده همسرم زندگی میکنیم .

    طبقه اول این خونه برادر شوهر بزرگم می شینن و طبقه دوم هم مادر شوهرم ... راستش مشکل من مربوط به این قضیس که هم عروس من بعد از چند سال تازه باردار شده بود ولی نمیدونم چه اتفاقی افتاد که توی ماه های اخر بارداری بچه خفه شد و سقط شد.

    تو همین روزا بود که من متوجه شدم باردارم ، راستش خیلی خوشحال شدم وقتی به شوهر و مادر شوهرم گفتم . شوهرم  فقط یه لبخند تصنعی به من زد و مادر ایشون فقط گفت کمتر به چشم بیا مبادا دل کسی رو با داشتن این تو راهی بسوزونی .

    هر چند این دوره زمونه بچه اوردن کار خاصی نیست هنر بزرگی نیست . میدونم این حرفا رو بخاطر همون هم عروسم گفت . راستش بغض گلومو فشار میداد.

    چیزی نگفتم شب زار زار گریه کردم . حتی شوهرم متوجه شد میدونم شوهرم دوستم داره ولی وقتی باهاش حرف زدم گفتم از حرف مادرت ناراحت شدم . فقط برگشت گفت من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام .

    این حرف مثل بقیه حرفا دلم رو بیشتر سوزوند یاد حرف های گذشته شوهرم افتادم که می گفت بچه نعمته ،  ازدواج کردیم دلم میخواد زودتر بابا بشم ... با شنیدن حرفایی که الان میگفت هیچ نشانه مهری احساس نکردم .. یادم رفت بگم من شاغلم سر کار همش ذهنم مشغول بود.

    تصمیم گرفتم چند روزی برم خونه پدرم ، نمیدونم تصمیم درستی گرفتم یا نه ، واقعا نمی دونید تو چه شرایط روحی قرار گرفتم .

    از یه طرف بچه ما اولین نوه ی خانواده پدریم و اونا از شنیدن این موضوع همگی خوشحالند حتی خواهرم ، از الان داره لباس و سیسمونی انتخاب می کنه ... از یه طرف خانواده شوهرم و رفتاراشون ...

    باور کنید بعد از شنیدن اون حرفا رفتارم عوض نشد باهاشون ، تو کارا کمکشون می کنم .. خونه خودمون هم داره کم کم آماده میشه ولی شوهرم میگه فعلا زوده مادر تنهاست. منم قبول کردم .

    واقعا نمیدونم با این بچه که نشونه و نعمت خداست چیکار کنم عصر همون روز به شوهرم گفتم اجازه بدی چند روز برم خونه پدرم ولی ایشون  که حتی اگه نیم ساعت ازم خبر نداشت منو نمی دید زمین به زمان می دوخت گفت اره برو.

    الان که این متن نوشتم خونه پدرم هستم اینجا همه از شنیدن مادر شدنم خوشحالند ولی نمیدونم واقعا چیکار کنم ؟

    ببخشیدکه سرتون به درد آوردم از همتون ممنونم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۱۲ مطلب)
    ارتباط با خانواده شوهر (۴۹ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۶)
    • ۲۷۳۶ بازدید توسط ۲۱۷۱ نفر
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    برو بالا