خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۳۰۳ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

بعد 6 ماه شوهرم با یه اسم دیگه منو صدا کرد

سلام

ما 6 ماهه عقد کردیم و بعد 6 ماه شوهرم با یه اسم دیگه منو صدا کرد. البته توی اس ام اس. اگه در گفتمان بود باز قبول کردنش راحت بود. من در جریان دوس دختر قبلیش بودم البته از پیامای توی گوشیش متوجه شدم اسم دختر سارا بود و منو به اسم سارا صدا زد.

حالا من چیکار کنم؟ بهش میگم بعد 6 ماه اسم زنتو اشتباه میگی میگه اون دختر گفته بود خودکشی میکنه برا همین خوابشو دیده بودم اشتباه کردم. چیکار کنم ؟ یعنی ارتباط داره ؟ شوهرم آدم تنوع طلبی نیست و منم براش کم نمیذارم .

موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۴۸
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۵۰

    به خاطر اخلاق خانمم کم کم دارم سرد میشم از زندگی

    سلام

    بنده دو ساله که عقد کردم . راستش من و همسرم با اینکه همو خیلی دوست داریم ولی خیلی دعوا میکنیم. هم من آدم زود رنجی هستم و هم همسرم. هر دو هم آدمهای مغروری هستیم.

    مشکلاتمون هم چند بعد داره. واقعیتش اینه که کم کم دارم سرد میشم از زندگی . 3 ماه دیگه عروسیمونه و میخواییم بریم سر خونه و زندگی خودمون. مشکلات مالی هم نداریم. وضعمون خوبه نیستا ولی مشکل حاد هم نداریم.

    چند مساله هست که من اذیت میشم :

    1. همسرم زبون تند و تیزی داره. گاهی کنایه هاش و حرفاش همه رو آزار میده از جمله من ، بار ها هم بهش گفتم ولی خوب هیچی ...

    2. تو نظافت خیلی تنبله . خیلی باید بهش بگم (دیگه خیلی بازش نمیکنم)

    3. تو رابطه جنسی هیچ شور و شعفی نداره  و فکر میکنه داره به من لطف میکنه. و همین باعث شده که من نسبت بهش سرد بشم و چون آدمی هم نیستم که بخوام برم دنبال دیگران و میخوام زندگیمو نگه دارم باز هم به طرفش میرم.

    ولی بار ها تو دعواهامون گفته من رابطه نمیخوام. با اینکه فقط 2 سال از عقدمون میگذره ولی ماهی 1 بار رابطه داریم. البته محدودیتی از طرف خانواده ها نیست. این هم بگم درگیری ها و دعواهای ماه هم فکر میکنم مقصر باشه.

    4. جدیدا تمایل به فیلم های مستهجن پیدا کردم.

    5. اعصابم که دیگه نگین. داغونم.

    6. اصلا تمرکز ندارم

    7. هر وقت به همسرم میگم مشکلتو حل کن یه شب ناراحته و فرداش یادش میره. نه مطالعه میکنه و نه دنبال مشاوره است.

    حالا شما بگید چکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۰۱
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    اگه شوهر کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم ؟

    سلام

    من دختر ۲۰ ساله ای هستم. چند سالیه همراه خانواده برترم . سوالی که چند وقته ذهنمو مشغول کرده می خوام ازتون بپرسم.

    ما دخترا وقتی سن ازدواجمون میرسه و خواستگار برامون میاد به این فکر میکنیم که اگه ازدواج کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم بذارید واضح تر توضیح بدم.

    وقتی میشینی پای درد و دل خانومای متاهل یکی میگه از اول زندگی زیاد به شوهرت محبت نکنی ها ! بذار تشنه محبتت باشه و همیشه دنبالت. یکی میگه نه شوهرتو از محبت سیراب کن تا گوش به حرفت بوده. یکی میگه زبون خوش داشته باشی شوهرت بنده ت میشه.

     واا.... آدم میمونه .من به خصوص چون تا حالا با پسری دوست نبودم زیاد وارد به این جور مسائل نیستم. دور و برمم هر کی یه جوره ولی به نظرم زبون خوش خیلی کارایی داره. از خانوما و آقایون میخوام اگر تجربه یا نظری دارن بگم به گوش جان میشنوم.

    کامروا باشید .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۸۸
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    احساس میکنم شوهرم وقتی باهام باشه حوصلش سر میره

    سلام دوستان

    من به تازگی دارم ازدواج میکنم ولی کلا ارتباطم با جنس مخالف خیلی ضعیفه مثلا حتی با همکلاسی های پسرم هم نمیتونم صحبت کنم .

    یا مثلا قبلا که خواستگار اومده بود موقعی که با هم حرف میزدیم به زور چند تا کلمه صحبت کردم یا جوابشو میدادم .

    بهم گفت شما چقدر ساکت و آرومی. الانم که میخوام ازدواج کنم واقعا نگرانم . اصلا نمیدونم تو دوران نامزدی عقد چطوری باید با شوهرم ارتباط داشته باشم ؟

    حتی باورتون نمیشه مثلا اگه خواستیم تنها باشیم حتی نمیدونم چه حرفایی بزنم چی بگم ؟ همش احساس میکنم شوهرم وقتی باهام باشه حوصلش سر میره و کسل میشه . میترسمم که از کم حرف بودن و خجالتی بودنم سرد بشه باهام.

    من حتی بلد نیستم جوک بگم ، خاطره تعریف کنم همیشه تو حرف زدن کم میارم ، با دوستای خودم اینطور نیستما خیلی راحت ترم ولی کلا بخوام با یه پسر حرف بزنم حتی تو چشماشم نمیتونم نگاه کنم

    لطفا کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۶۲
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    نامزدم میگه چرا اومدی سراغ من ؟ تو کجا و من کجا ؟

    سلام 
    من یه پسر 26 ساله هستم تازه با این سایت آشنا شدم از طریق دختر خالم.
    بنده  حدود 4 ماهه که با یه دختر خانوم خیلی پاک و با حیا نامزد کردم ایشون 19 سالشونه و پدر و مادر ندارن . بچه یکی از این کانون های خصوصی بهزیستی هستن و من از طریق پدرم که روانپزشکه و مشاوره و مداوای اون مرکز رو برای مدتی به عنوان خیریه به عهده گرفته بود آشنا شدم . من واقعا از لحاظ عاطفی بهش وابستم و واقعا دوسش دارم .
    ایشونم منو دوس داره ولی از روزی که عقد کردیم مثلا وقتی میرم دنبالش که بریم بیرون دست و پاش شروع میکنه به لرزیدن . اصلا کنارم راحت نیست میدونم تا حدی طبیعیه چون خودمم اوایل تا حدی تپش قلب و اینا داشتم . چون هر دومون اولین رابطمونه ولی الان مدتی از عقدمون گذشته و باید عادی شده باشه .
    من  تک فرزندم و پدرم همیشه آرزو داشت یه دختر داشته باشه که به خاطر فوت مادرم نشد پدرم هفته ای 2 بار به مرکز سر میزد و اعضا رو از لحاظ روحی و شیوع بیماری هایی مثل افسردگی و ... بررسی میکرد .
    یه مدتی که از مرکز میومد  همش به شوخی میگفت دخترمو پیدا کردم که بالاخره منو با ایشون آشنا کرد و عقد کردیم . اینا رو گفتم که این موضوع رو برسونم که تو خونه ما هم برامون خیلی عزیز و با ارزشه و دلیلی برای خود کم بینی ایشون وجود نداره  .
    چند بار با لحن  شوخی معنی دار بهم گفته تو که رزیدنتی ولی من  دیپلمم رو هم به زور گرفتم  یه بارم وقتی تو پاویون به دوستام معرفیش کردم احساس کردم از چیزی ناراحت شده فرداش تو تلفن با گریه بهم گفت چرا اومدی سراغ من ؟ تو کجا و من کجا ؟
    حتی ظاهرت هم از من بهتره ... احساس میکنم خیلی عذاب میکشه . من واقعا دوسش دارم دلم نمیاد انقد اذیت بشه .
    من دوس دارم دستاشو بگیرم ولی اون تو چشامم راحت نگاه نمیکنه و وقتی دستاشو میگیرم به شدت خجالت میکشه و میلرزه و قلبش تند تند میزنه حتی گاهی مثلا رو نیمکت پارک طوری معذبه که مجبور میشم یکم با فاصله بشینم .
    درسته از نظر تحصیلات و مالی با هم تفاوت داریم ولی فرهنگش مهربونیش ادبش حجاب و حیا و چهره معصومانش برای من بی ماننده و از نظر من تفاوت تحصیلات و چیزای ظاهری  دلیل بر تفاوت سطح دو انسان نیست .
    از پدرم چند بار خواهش کردم که باهاش صحبت کنه ولی ایشون میگه بهتره فعلا اضطرابش رو به روش نیاریم اینکه بفهمه ما متوجه اضطرابش میشیم بدترش میکنه .
    رفته رفته داره ازم دور میشه چون این رابطه داره اذیتش میکنه برای اینکه برم دنبالش یا بیاد پیشم بهونه میاره  . انگار داره بدتر میشه . انگار ازم میترسه . واقعا نمیدونم چیکار کنم میترسم یه روز بخواد ازم جدا بشه .
    خواهش میکنم راهنماییم کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۲۱
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چطور اولین جشن تولد متاهلی خانمم رو براش ماندگار کنم ؟

    سلام دوستان

    من پسری هستم ۲۸‌ ساله و حدود ۸ ماهی میشه با دختر خانمی عقد کردیم، دوران عقد خوبی داشتیم تا حالا ...

    اما سوالم؛

    چند روزه دیگه تولد خانوممه و چون این اولین سال با هم بودنمونه میخواستم کمکم کنین که واسه تولدش چیکار کنم و چه ایده هایی به ذهنتون میرسه ؟

    ضمنا تقدیر خداوند اینه که ما ان شاالله روز تولد خانمم مشهد باشیم و یه چند روزی اونجا میمونیم! لطفا کمک کنید که چجوری میتونم غافلگیرش کنم، اونم تو هتل ...

    خانما لطفا بگین چطوری میشه غافلگیرش کرد. چون این اولین جشن تولد متاهلیشه دوست دارم براش ماندگار باشه. البته از لحاظ مالی هنوز شرایط خوبی ندارم ..

    ممنون.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۶۶
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    خانم بنده به شدت کمبود محبت داره

    عرض سلام دارم خدمت همه ی خانواده برتری های عزیز

    پسری 27 ساله هستم و همسرم 20 سالشه . عقد کردیم و قراره عروسیمون سال آینده برگزار بشه . مشکل من اینجاست که خانم بنده به شدت کمبود محبت داره و هر کاری من واسش میکنم میگه کمه و تو فلان کارو نکردی بهمان کارو نکردی برام .

    به من میگه بی احساس ، در صورتی که من تا حد تواناییم همه کاری براش میکنم . خودشم میگه من کمبود محبت دارم . بخدا طول این یکسال دوران عقد پدرمو در آورده و همش داره منو با اینو اون مقایسه میکنه .

    آرامشو ازم گرفته و بد جور منو تو تنگنا قرار داده . خواهشم از خانما و آقایون باتجربه اینه که کمکم کنن تا زندگیم خراب نشه .

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۱
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    با نامزدم سر هر مسئله مالی یه دعوایی میکنیم

    سلام

    من از مرداد سال گذشته نامزدم... پارسال پدر شوهرم شب یلدا مریض شدن تو آی سیو بودن ( که ده روز بعدش فوت کردن )، شب یلدا که قرار بود برا عروس وسایل بیارن ، نیاوردن، مادر شوهرم یه هندونه گذاشت تو نایلون با چند تا شکلات که انداخته بود توش اومد خونه مون، گفت که امسال نشد ان شاء الله سال بعد و ... ما هم هیچی نگفتیم ولی نامزدم ی ه پالتو و پوتین خریده بود که قرار بود حالا بیارن که نیاوردن ...

    حالا امسال هم شب یلدا نزدیکه ،فکر کردم که حتما میارن ، ولی الان مادرشوهرم رفته تهران پیش دختراش تا ده دی هم نمیاد پس معلومه که امسال هم چیزی نمیارن... ( سالگرد پدرشوهرم هم اوایل دی هستش ، ولی خب وسایل عروس شب یلدا ربطی نداره به سالگرد چون خودشون کلی جشن برگزار کردن جز مراسم های من ... )

    نمیدونم من راست میگم یا نامزدم،نامزدم میگه پوتین و پالتو خریدم سال قبل همون عیدیته چیزی نمیخرم. منم میگم مامانت که برام ارزشی قایل نشد که بگه عروسمه ،خودت یه تیکه طلا بخر دلمو خوش کنم. آخه کی به یه پالتو سیصد تومنی با پوتین 150 تومنی میگه وسایل شب یلدای عروس ؟

    چیکار کنم که دعوامون نشه ما سر هر مسئله مالی یه دعوایی میکنیم اکثرا ...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۵۰
    • سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    نسبت به یکی از همکلاسی های نامزدم حساسم

    سلام دوستان

    من در شرف ازدواجم هنوز عقد نکردیم فقط خانواده در جریانن ... نامزدم رتبه تک رقمی کنکور بوده.. مشکلم اینه به یکی از همکلاسیاش حساسم. اون دختر از نظر ظاهری از من پایین تره. از نظر تحصیلی هم موقعیتم خوبه، و تو یکی از بهترین دانشگاها هستم اما هر وقت به اون دختر فکر میکنم به شدت اعتماد به نفسم جلو نامزدم میاد پایین.

    حساسیتم بی دلیل نبوده، نمیتونم بگم چطور اما یکم شک کردم که شاید به دختره در گذشته کمی علاقه داشته البته قبل از اومدن من تو زندگیش.. ولی علاقه ای که اصلا بهش بروز نداده. البته هنوز مطمئن نشدم صرفا غیر مستقیم (تاکید میکنم غیرمستقیم ) میخواسته حسادت منو برانگیخته کنه تا بیشتر بهش علاقمند شم یا اینکه شاید واقعا علاقکی به اون دختر داشته !!! اینها مربوط به قبل از نامزد شدنمونه .

    الان هر چقدر نامزدم بهم محبت میکنه، از خوبیام میگه، خدا رو واسه داشتنم شکر میکنه، اما از دلم نمیره. البته با محبتاش خوشحال میشم اما گاهی که اسم اون دختر میاد تا چند ساعت حالم بده و سرد برخورد میکنم.

    مثلا در مورد اپلای حرف میزدیم اسم 2 نفر رو در کنار اون دختر آوردم و پرسیدم معدلشون چنده، دوباره از خفن بودنشون گفت ( هیچوقت منحصرا از اون دختر تعریف نکرده اون یکی دو باری هم که چیزی گفته اسمشو با 2 نفر دیگه ام آورده ) دیگه تا ساعت ها خشک جوابشو میدادم، پرسید چرا ناراحتی چیزی شده؟ گفتم نه یکم سرحال نیستم.

    انتظار دارم خودش بفهمه چرا ناراحتم. چون یکبار گفتم از اون دختر خوشم نمیاد و اونم گاهی مثلا گفته دختره خیلی گیجه و کلماتی از این قبیل که اون دخترو پیش من تحقیر کنه تا دلم خنک شه مثلا !!! نامزدم خیلی پاکه و بهش خیلی اعتماد دارم. حتی به دخترای کلاسشون سلام نمیکنه. چون تجربه نداره شاید به حسادت دخترونه آگاه نیست، میگم شاید واقعا نمیدونه وقتی حتی از نمره اون دختر تعریف کنه هم حالم بد میشه ؟

    میدونم منو انتخاب کرده و الان نسبت به اون دختر جایگاه مهم تری دارم تو زندگیش اما همش میگم نکنه منو بخاطر اینکه خیلی دوسش دارم و محبت میکنم دوس داره؟ با خودم میگم اگر مثلا میفهمید اون دختر بهش تمایل داره آیا بازم سمت من میومد ؟ این فکرها آزارم میده.

    1. چطوری بفهمم بهش علاقه داشته یا من اشتباه فهمیدم ؟ اصلا پسرا ممکنه اولین کسی رو که بهش حس داشتن فراموش کنن ؟ اگه حس کمی بوده باشه نه در حد عاشقی.

    2. آیا بهش بگم وقتی اسمشو میشنوم ناراحت میشم؟ یا بدتر میشه؟ چیکار کنم بفهمه من از این کار ناراحت میشم؟ نمیخوام پرده های بینمون پاره بشه، میخوام همیشه به همدیگه احترام بذاریم.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۰۱
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    میخوام برای شوهرم بهترین زن بشم

    سلام

    من یه دختر 19 سالم که در دوران نامزدی به سر میبرم.. متاسفانه احساس میکنم نامزدم خیلی بهم گیر الکی میده و همیشه ایراد میگیره ، چرا فلان لباسو پوشیدی ؟ این رنگ چیه ؟

    ولی اون فقط از کم و کاستیا میگه هیچوقت نمیگه اره این خوبه از هیچی راضی نیس یه جورایی احساس میکنم اصلا قبولم نداره واقعا احساس پوچی میکنم دوس دارم فقط گریه کنم .

    من دوس دارم نامزدم بهم محبت کنه یا گاهی خوبیامم ببینه واقعا خستم من بهش احترام میذارم ، میگم دوست دارم از کلمات محبت آمیز استفاده میکنم .

    سعی میکنم تا جایی که امکان داره ارضاش کنم ولی خوب هیچوقت نمیبینه و دارم روز به روز سردتر میشم . اگه من حساسم بگین اگه هم نه کمکم کنید چطور خودمو براش لوس کنم ناز کنم . من دوسش دارم میخوام براش بهترین زن بشم شاید من بلد نیستم یا توقعم زیاده نمیدونم..

    کمکم کنید لطفا

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۲۸
    • چهارشنبه ۱۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    اون قدر که نامزدم منو دوست داره من دوستش ندارم

    سلام

    دختری 30 ساله ام . دو ماهه عقد کرده ام. نامزدم پسر دیوار به دیوارمونه . دوستش دارم. نامزدم هر شب میاد منو می بینه یا بعضی از شبا من میرم می بینمش. مثل اینکه ایشون خیلی وابسته و دلبسته منه ولی من اونقدری که اون منو دوست داره زیاد دوستش ندارم و دلبسته اش نیستم چون قبلا سال ها پیش شکست عاطفی خوردم و از ابراز عشق و عاشقی ضربه بسیار بدی خوردم که تا سالها حال روحیم خراب و افتضاح بود طوری که چند سال طول کشید تا به خودم بیام و بتونم کنار بیام با خودم و بترسم از ابراز عشق صادقانه و از اینکه طرف بفهمه من عاشقش شده ام بذاره بره ، ولم کنه به حال خودم مثل عشق قبلیم هرچند میدونم همه آدمها مثل هم نیستن.

    1- من چیکار کنم که هر شب همو نبینیم. من گاهی از شب ها اصلا حال و حوصله دیدن شو ندارم به خدا

    2- نامزدم توی بغلم گریه میکنه و ابراز عشق فراوان که خسته کننده شده برام و نمی دونم چیکار کنم. دلم میخواد بزنمش

    3- مردها بعد از دوران نامزدی وقتی زیر یک سقف میرن چقدر تغییر میکنن؟ یعنی آیا ممکنه همه ی این کارها و رفتارها و اشک هاش فیلم باشه ؟

    4- اصلا حاضر نیست بریم دکتر برگه سلامت بکارت بگیرم. میگه نمی خواد تو پاک هستی ولی من باید بگیرم تا بعدا یک آدم بیکار حرف مفت زد نشونش بدم تا دهنش بسته بشه

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۴۰
    • سه شنبه ۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    وقتی از حرف مادر شوهر ناراحت میشید چکار می کنید ؟

    سلام

    از خانم های متاهل یه سوال داشتم که وقتی از حرف مادرشوهرشون ناراحت میشن چطور مدیریت میکنن؟ به شوهرشون میگن ؟ چه جوری ؟ یا خودشون حل میکنن ...
    من کل خونه مادرشوهرمو تمیز کرده بودم جز یه اتاق ، مادر شوهرم از مسافرت برگشتنی  به نامزدم گفت خونه پره اشغاله و کثیفه و ... بهم خیلی برخورد که عوض یه دستت درد نکنه برگشته این حرفارو میزنه. انصافا نامزدم جواب داد که نه تمیز کرده زنمو همه جا رو جارو کشیده ...

    ولی من باز قانع نشدم دق و دلیمو سر نامزدم خالی کردم . ی سوال دیگه اینکه آقایون از خانم هاشون چه انتظار هایی نسبت به مادرهاشون دارن؟

    من در حد وسعم هر کاری از دستم بر بیاد میکنم ولی شوهرم و مادرش بازم ناراضین . شوهرم میگه عروس بودی چیکار کردی مادر شوهرم ازون بدتر ... دلم شکسته احساس تنهایی میکنم خیلی ...

    رفته بود مسافرت خونه ش رو تمیز کردم، شامش رو پختم، حیاطش جارو کردم ... نمیدونم دیگه چیکار کنم که راضی شن. شوهرم هم طرف مامانش میگیره چیکار کنم از زندگی خسته شدم

    خدا هر کی که باعث بشه زندگیم بهم بریزه رو خودش تنبیه کنه دارم از غصه داغون میشم


    مرتبط :

    زن خوب، زن بی خیال است!

    مادر شوهرم همه ی کارهای منو بی احترامی میدونه

    مادر شوهراتون به چی میگن احترام؟

    شما بگید من با این مادر شوهر چکار کنم ؟

    آموزش احترام گذاشتن به مادر شوهر

    دوست دارم بازم مادر شوهرم بگه انقد خودتو خسته نکن دخترم

    چگونه با خانواده همسرم مخصوصا مادر شوهرم برخورد کنم


    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , روابط عروس و مادر شوهر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۴۶
    • دوشنبه ۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    همش در حال مقایسه ی شوهرم با بقیه ی مردها هستم

    سلام دوستان

    من دختر 19 ساله م نامزد کردم خیلی هم دوستش دارم اون هم به من علاقه منده ولی مشکل اصلی اینجاست که من متاسفانه احساس میکنم نسبت به نامزدم وفادار نیستم .

    خیلی احساس گناه می‌کنم وقتی مردهای سرتر از شوهرم میبینم چه به لحاظ تحصیل و شغل و پرستیژ خیلی اعصابم خرد میشه یه جورایی حسودیم میشه .

    مثلا سر کلاس میبینم خیلی از استاد ها بهم توجه میکنن مثلا همین پارسال که نامزد نداشتم از یکی از دوستام شنیدم یه استادی به یکی از همکلاسی ها برای ازدواج علاقه مند شده دوستم هم از طریق نامزدش که ارشد درس میخونه  و دوست استاد ما بوده این رو میدونه .

    البته این آقا پارسال استاد من نبوده و آقای استاد از طریق دوستاشون فهمیدن که این دختر خانم که اصلا به ظاهرش نمیخوره دوست پسر داره حالا این قضایا به کنار من دارم عذاب میکشم که چرا من انقدر بد شانسم آخه چرا ؟

    من که خیلی خوشتیپ تر و خوش قیافه تر از اونا هستم ولی چرا شانس ندارم ؟ یکی از استاد ها مون خیلی بهم توجه میکرد جوری که بچه‌ها میگفتن بهت پیشنهاد ازدواج میده ولی اینطور نشد .

    خیلی اعصابم خرده همش در حال مقایسه ی شوهرم با بقیه م با اینکه عاشق ش هستم میترسم این اخلاقم باعث شه همسرم رو از دست بدم  .

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۷۸
    • دوشنبه ۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    شوهرم یه مدلی رفتار میکنه که انگار من بچه اش هستم

    سلام
    خسته نباشید.
    18 سالمه و نامزدم 37 سالشه. یازده ماهه که نامزد کردم و خطبه ی عقد بین من و نامزد خونده شده. نامزدم مرد خوبیه ولی خیلی سخت گیره. بهم اجازه ی پوشیدن لباس های شاد رو نمیده. یعنی حتی نمیذاره یه رنگ شاد تو مهمونی های آشنایان هم بپوشم.
    خیلی بهم میگه بیرون سنگین رفتار کن، لبخند نزن.با من زیاد حرف نزن، زیاد کنارم نیا، دور و برم نباش، دستمو نگیر. خانومانه رفتار کن نه مثل یه بچه!
    اصلا بهم ابراز علاقه نمیکنه تو جمع کنار من نمیشینه، مدام مراقبمه،تو مهمونی ازم دوری میکنه.اصلا منو جزء آدما حساب نمیکنه!اصلا جوری رفتار میکنه که انگار با من نسبتی نداره! یه مدلی رفتار میکنه که انگار من بچه اش هستم.
    وقتی که با هم خرید میریم اصلا سلیقه و نظرات من براش مهم نیست فقط نظر خودش مهمه.یه لباس بخواد برای من بخره خودش انتخاب میکنه و به من میگه برو  پرو کن. همین!
    ازم حق استقلال داشتن رو گرفته.اصلا به شخصیت من اهمیت نمیده. گاهی اوقات با رفتارش با زبانش به من القا میکنه که بچه ای، هنوز موقع تصمیم گیریت نرسیده!
    از این که نامزدم رو میان اون همه خواستگار انتخاب کردم ،پشیمونم! سوالاتی ازتون دارم که امیدوارم پیشنهاداتتون بهم کمک کنه.
    به نظر شما چیکار کنم تا منو بچه فرض نکنه و جزء آدم بزرگ ها بدونه؟ به نظر شما منظور از این که میگه رفتار خانومانه داشته باش چیه؟ یعنی رفتار خانومانه شامل چه رفتارهایی میشه؟ و من باید چیکار کنم که به این رفتارها برسم؟
    پیشاپیش از پیشنهادات خوبه تون سپاس گذارم.
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۳۷
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    بالاخره یا شوهرم منو کر می کنه یا من کورش می کنم

    سلام

    من الان یک سال و نیمه که نامزدم ، تو این دوران نامزدی بدترین دعواها رو کردیم باهم، بدترین فحش ها رو دادیم بهم، اون به مامان من ، من به مامان اون ، هیچ احترامی بین خودمون نمونده .

    راحت میتونیم  فحش ناموسی بدیم دعوا کنیم ... ولی بعد دعوا یا رفتیم پیش یه بزرگتر که مشکلمون حل شده و آشتی کردیم . اکثرا یا اومده نازمو کشیده و آشتی کردیم ... همین الان هم که مینویسم شب گذشته یه دعوای کردیم یعنی از گریه داشتم میمردم منو هل داد سیلی محکم زد تو گوشم ، هر چی بد و بیراه بود بهم گفتیم .

    علت دعوامون هم این بود که من خواهرم زایمان کرده بهش گفتم صد بده کادو بدم . نامزدم هم گفت ندارم من صد تومان ندارم از پنجاه بیشتر نمیدم منم گفتم خاله شمو همه صد تومن دادن من کم بدم زشت میشه و جر و بحثمون بالا کشید... اینم بگم نامزدم ماهی سه تومن درامد داره ولی یه کم خسیسه ...

    نمیدونم چیکار کنم با این اوضاع، هر وقت دعوایی پیش اومده یا من از حال رفتم یا سر درد گرفتم اونم ناراحت شده ولی بقیه با خبر نشدن از دعواهامون، با این اوضاع موندم چیکار کنم سر هر مشکل مالی یا مشکل دیگه حرف همو نمی فهمیم دعوای اساسی پیش میاد ،از یه طرف هم من نمیتونم خودمو کنترل کنم ، همین دیشب کتری آب جوش رو بخاری بود با دست زدم افتاد یا سوییج ماشین پرت کردم بهش خورد  . الان فکر میکنم میگم اگه به چشش میخورد حتما کور میشد ...

    همدیگه رو خیلی دوست داریم شاید هم نداریم ،چون با این دعواها اینکه اسمش دوست داشتن نیست....

    چیکار کنم ؟ چه جوری برخورد کنم؟ مشکلم واقعا حاده ، دعواهای سطحی نکردیم هیچ وقت ، یعنی یا یه روز اون میزنه من کر میشم یا من میزنم اون کور میشه .

    من به هیچ کس نگفتم که اینجور دعوا میکنیم مامانم بدونه قطعا میگه به دردت نمیخوره ... . نامزدم مدیریت نداره ،اینو خودش هم میگه ،میگه چیکار کنم بلد نیستم ،نمیدونم خودم هم که عصبانی شدنی نمیتونم خودمو کنترل کنم همش میترسم ، اصلا هم نمیخوام طلاق بگیرم چون رابطه کامل هم داشتیم، نداشتیم هم نمیخواستم جدا شم ، تو خوشی هام بهش میگم من اولین و آخرین انتخابم تویی ،اونم منو دوست داره ولی هر دومون عصبانی شدنی نمیتونیم خودمونو کنترل کنیم ...

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۵۷
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵