خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۲۵ مطلب با موضوع «مطالب کاربران :: مطالب آ. راد» ثبت شده است

آری من یـک دختـرم

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام

این نوشته را تقدیم می کنم به تمام دختران ایران زمین

من دخترم


الیس الله بکاف عبده....الله اکبر...زیر لب تکرارشان می کنم

ان مع العسر یسرا...پایان شب سیه سپید ست...زمزمه شان می کنم

آری من یک دخترم.

منطقی اگر بخواهم نگاه کنم از هر انگشتم هزار هنر نمی بارد.اما بی هنر هم نیستم.

آری من یک دخترم.

شاید متفاوت باشم با اغلب دختران نسل خودم. ولــی افـکـارم به روز ست

آری من یک دخترم.

جنسم لطیف است. راست میگویند امـا ،نه هر جایی و نه با لمس هر کسی.

آری من یک دخترم.

شاید متفاوت باشم از هم قشری هایم.در حدّ و اندازه ی خودم اجتماعی هستم امّا مثل اغلب داستان های شاهنامه ضد ارزش، ارزش امروزی جامعه ی من است

آری من یک دخترم.

شاید به همین دلیل ست که بیشتر سرم به کار خودم گرم است

نه اینکه اجتماعی نباشم ها..نه!

من هم در میان همین مردم زندگی می کنم ولی باورهایم...امان از باور هایـم...

اعتقاداتم امـا خودم که می پسندمشان و فکر می کنم خدا هم

اما خیلی ها طعنه می زنند مدعی می شوند و گوشه چشم نازک می کنند

آری من یک دخترم.

موضوعات مرتبط: مطالب آ. راد ,

  • ۵ موافق ۲ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۹۸
    • چهارشنبه ۳۱ شهریور ۹۵ - ۲۲:۵۵

    سخت نگرفتن شروع یک زندگی مشترک یعنی چه ؟

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دختر غصه دارد، پسر ناله می کند

    دختر غصه دارد، پسر ناله می کند ،پدر مادر ما هم دل داریم و در این محل هیچ کدخدایی نیست .

    روزها چقدر سریع پشت سر هم می گذرند. چقدر داریم دور می شویم از خوشی ها و ناخوشی های دوران کودکی. چقدر زود گذشت بازی های سرخوشانه ی کودکی هایمان

    دختر:من مادر می شوم، پسر:من هم پدر،یکی دیگر از دخترها دستش را بلند می کرد و می گفت: من هم بچه! کم کم توجه بچه های دیگر به این بازی جلب می شد. هر کدام نقشی را بر عهده می گرفتیم و لحظات را شاد سپری می کردیم. یادش بخیر!نه غل و غشی بود و نه سنگ های کوه شده ی جلوی پایمان،همه چیز ساده بود.هیچ کسی سخت نمی گرفت و چه خوب خوش می گذشت و چه آسوده بود افکارمان .

    غصه؟؟نه. فکر نمیکنم. جایی نداشت،اما امان از گذر روزها،ای کاش هیچ وقت آرزو نمی کردیم بزرگ شویم. ای کاش دغدغه هایمان همان دغدغه های خاص کودکیمان  بود، روز ها ناجوانمردانه سبقت گرفتند و گذشتند،و ما هم خیلی فاصله گرفتیم.

    از سادگی های بازی های کودکانمان حتـی! بزرگ و بزرگ و بزرگتر شدیم درگیر درس و مشق و آینده...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , مطالب آ. راد ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۴
    • سه شنبه ۳۰ شهریور ۹۵ - ۲۲:۵۵

    اینرسی ازدواج - تنهایی رو عشقه!!!

    بسم الله الرحمن الرحیم


    اینرسی ازدواج

    سلام
    قسمت سوم اینرسی ازدواج رسید :)

    موضوع این قسمت را درست خواندید.تنهایی رو عشقه باوو...!!!

    پاسخ خیلی از مجردهای عصر حاضره وقتی ازشون می پرسی چرا ازدواج نمی کنی ، بهت می گن اخه عشق مجردی و تنهایی رو مگه می شه بیخیال شد... اصلا جوری بهت جواب می دن که دیگه صدا از حنجره ات نمی تونه بیرون بیاد... یک جور عجیبی قانعت می کنن!

    عشقم تنهایی!!!

    و شما ای مرد آینده نیاز داری به حوّایی که در اوج غم و ناراحتی یا حتی در اوج لذت و شادکامی بشود همراهت بشود همدم و تکیه گاهت بشود حوّایت.. باید باشد کسی که برایش مرد باشی کوه باشی جان باشی تمام باور و تکیه گاه باشی باید همسری باشد تا مردانگی کنی...نباید؟؟

    و شما ای بانوی آینده نیاز به آدمی داری که برایش ناز کنی و او بشود نیازت و در کنارش در آرامش غرق شوی.باید باشد کسی که برایش زن باشی زندگی باشی آرامش و تکیه گاه باشی باید همسری باشد تا زنانگی کنی...نباید؟؟

    تنها خداست که هیچ شریکی نداره از اونجایی هم که ما فرزندان آدم و حوّاییم و راه و رسم عاشقی رو از پدر و مادرمان به خوبی در فطرتمان داریم تنهایی به مذاقمان خوش نمی آید .

    اصلا باید کسی باشد که بشود مونس بشود همدم بشود "تـمـام اجـتـمـاع" ، بشود سر آغاز فصلی نو ، بشود مقدمه ای برای داشتن بهترین لحظات رو به رو ، آدم باید حوّا داشته باشد همان طور که حوّا باید آدمی داشته باشد . آدم و حوّا چه خوب ارثی برایمان گذاشتند. اجـتـمـاع و اجـتـمـاعی شد را می گویم.

    حالا نیایی بگویی من که در اجتماعم پس چه می گویی...نه!!! منظور من از اجتماع در اینجا یعنی "تو+ همسرت" و فرزندانی که رشدشان می دهید ، بنی آدم اگر همسر نداشته باشد اصلا نمی داند اجتماع یعنی چه؟شادی و لذت یعنی چه؟

    اصلا خیلی از چیزها را خیلی از مزه ها را خیلی از خوشی ها را مجرد درک نمی کند. باید متاهل بود تا فهمید ، نیایی بگویی من را به اجـتـمـاع چه کار؟

    این تنهایی برایم از عسل هم گوارا تر است و عجیب هم به مذاقم می چسبد ، دردسر می خواهم چه کار آخر؟

    مگر جانم را از سر راه آورده ام که ازدواج کنم و آزادیم را از دست بدهم ، مگر بیکارم که زندگی شاهانه ی منزل پدری را ول کنم و درگیر کارهای منزل شوم . مجرد می مانم تا آخرین نفس ...!!!

    افکار منفی را از ذهنت بیرون کن و در مغزت افکار مثبت را حکاکی کن.

    با آرزوی موفقیت و خوشبختی

    یا حق

    " آ. راد "

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , مطالب آ. راد ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۲
    • شنبه ۲۷ شهریور ۹۵ - ۲۲:۱۰

    اینرسی ازدواج - شاید عمق تنهایی رو درک نکردی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    موضوع: اینرسی ازدواج (قسمت دوم ، شاید عمق تنهایی رو درک نکردی)

    ایرنسی ازدواج


    سلام

    در خلوت و تنهایی خودت گریه کردی؟ اشک ریختی؟ حسرت خوردی؟ آه چی؟ آه کشیدی ؟

    شده تا حالا در خلوت و تنهایی خودت غبطه بخوری و آه جان گدازی رو از سینه ات بیرون بدی؟ طوری که فکر کنی این آهت ، فلک رو آخر دامن گیر می کنه...

    اگر جوابت آره است که باید بگم پس می دونی تنهایی و غم چه معنی ای می ده. البته شاید مفاهیم تعریفی من از غم و تنهایی با دیدگاه تو متفاوت باشه ، تمام حرف های بالا رو نوشتم تا این جمله ی پایین رو بهتر متوجه بشی.

    البته این جمله برای همه صدق نمی کنه بیشتر به درد اون دسته افرادی می خوره که سودای مجرد موندن دارن با هر دلیل و بهانه و شرایطی.

    شاید در اوج توانایی و بی نیازی باشی اما به نظر خودت و جود یک همراه و هم پا که پا به پات بیاد برای تو بهتر نیست؟

    یکی که بهت آرامش بده و احساس تو رو درک کنه یکی که حوّات بشه و تو آدمی برای حوّا ... . شاید بگی نه! من خودم تنهایی هم از پسش بر میام. ولی انگاری داری برهان خلف میاری در پاسخ جواب مثبتت به غم و تنهایی ...

    یکی که بشه محبوبت و تو عاشقش باشی و برای داشتنش و خوشحال کردنش از هر چه داری و نداری در راهش خرج کنی یکی که بشه مونس و همدم تمام لحظاتت . مخصوصا لحظه هایی که باید یکی باشه تا بتونی آروم باشی ، یکی که هیچ وقت تنها نگذاره...

    هر کدام از ما به "یکی" نیاز داریم که تا آخر راه باهامون باشه، پابه پامون برای رسیدن به اون لحظه های خوب مدنظرمون تلاش کنه. یکی که با "تو" ، "ما" بشه .

    اینجاست که خدا می گه از جنس خودتون برای شما آرامشی آفریدم . حتما در ازدواج چیزهایی هست که یک مجرد نمی تونه درکش کنه حتی اگر در اوج حال خوبش باشه .

    شاید توی مجردی که سودای مجردی و تنهایی تا آخر عمر و داری و تازه بنات رو هم بر این گذاشتی که تنهایی هیچ بلایی سر من نمیاره ، خودم می تونم ، و ... فقط حرف زده باشی ...

    تو شاید الان ندونی معنی واقعی تنهایی چیه، چون هستن کسانی که دور و برت رو گرفته باشند و تو عمق تنهایی رو درست درک نکرده باشی...

    ای قرار بی قراریم ...

    ادامه دارد...

    یا حق

    " آ. راد "

    موضوعات مرتبط: مطالب آ. راد ,

  • ۶ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۰
    • جمعه ۲۶ شهریور ۹۵ - ۲۲:۳۵

    اینرسی ازدواج ( قسمت اول )


    بسم الله الرحمن الرحیم
    موضوع :اینرسی ازدواج(قسمت اول  )
    دختران مجرد در صورت تمایل حتما مطالعه کنند


    اینرسی ازدواج


    دوست من سلام....

    اجازه بده بدون مقدمه وارد بطن موضوع بشیم...

    همون طور که از عنوان این نوشته مشخصه تمرکز اصلی ما در مورد بحث شیرین ازدواجه... حالا چرا موضوع اینرسی ازدواجه؟ خدمتتون عرض می کنم
    گاهی فکر می کنم "خیلی" از این رمانها روی زندگی خیلی از جوانها و باور خیلی از نوجوانها مخصوصا "گروه دختران" و از نوع مجردش که بیشتر مشتاق خواندن رمان هستند تاثیر گذاشته

    شخصیت اول مرد داستان بسیار خوشتیپ ،قدی به سان سرو ،بسیار پول دار و مغرور و...کلا یک اتوپیایی ست برای خودش و شخصیت اول خانم داستان هم که اصلا وصف ناشدنی ست
    ولی دارد...

    مخصوصا از آنجایی که ما قهرمان های معمولی هم داریم. در بطن زندگی خودمان حتی... دور و برت را نگاه کن...به مادرت  ،به پدرت ،به خواهرت یا برادرت ،یا اصلا دوستانت ،فامیلت ،و هر آنکس که در شعاع آشنایی توست.

    هر کدام از آنها می توانند قهرمان داستان زندگی خود باشند...یک اسطوره باشند برایت. دوست خوب من یادت باشد که قارون هم یک شبه قارون نشد.

    اگر سودای داشتن خواستگاری داری که همه چیز تموم باشه مخصوصا در بخش "مالی"یا "فلان مدرک" رو داشته باشه ،باید یادآور این نکته بسیار مهم بشم که:

    خیلی چیزها با مرور زمان و با تلاش خودت و توکل به خدا به دست می آیند . خودت هم خوب می دانی خیلی چیزها را نمی شود یک شبه به دست آورد . امتحان ادبیات نیست که یک شب تا صبح خودت را به زحمت بیاندازی و در نهایت نمره ی خوبی بگیری!

    معیارهایت چیست؟ثروته ؟مدرکه؟ قد بلند و رعنا ؟ چشم آبی و موی بوره؟ داشتن ماشین فلان مدل و خانه در فلان جاست ؟

    هر چه هست یادت باشد باید افکارت را به سمتی ببری که به این باور قلبی برسی . چه باوری؟

    اینکه فرصت های خوب و به وقت و سر موقع زندگی ات را به بهایی که شاید امیدی در به دست آوردنش نباشد ندهی.

    یعنی چی؟ یعنی اینکه اگر معیارت ثروت است اگر سواد است یا...اینها در متن زندگی مشترک هم "قابل" به دست آمدن هستند... اصلا ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود....

    اگر رزق و روزی می خواهی در فرد مورد نظرت ،جنم و تلاش را در او جستجو کن . اگر خواهان ثروت در فرد مقابلت هستی حلال و حرام و با تقوا بودن او را خواهان باش .

    مطمئن باش کسی که "خدا" را بشناسد و جنم کار داشته باشد  ،فرد لایقی برای تکیه کردن است ،با مرور زمان و با لطف خدا مطمئنا به بهترین ها  می رسی .

    اگر خواهان سواد و دانشی نباید تنها به مدرک فرد نگاه کنی باید به "میزان شعور و درک" فرد مقابلت نگاه کنی ،باید به اهداف و برنامه ریزی کلی زندگی اش بنگری...

    باید میل خواستن و توانستن را در او جستو جو کنی

    ادامه دارد...

    در پناه حق

    آ راد

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , مطالب آ. راد ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۵۵
    • پنجشنبه ۲۵ شهریور ۹۵ - ۲۲:۵۵

    به من معنی بده با عشق ...

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام این تیتر مجموعه ی جدید نوشته هایی ست که قرارست بیشتر رویشان وقت بگذاریم .

    مطالعه ی آن برای  تمام افراد آزاد ست ولی روی صحبتش با خانم هاست مخصوصا خانم های متاهل

    شاید خودتان هم بدانید که یک سری از روابط در روابط زندگی زناشویی می شود ترانه ی زندگی ... می شود ناز

    می شود نیاز ...

    آموزش می خواهند... تجربه می خواهند... نیاز به رسیدگی دارند... مثل روابط جنسی

    در مورد اهمیت آن به تکرار صحبت شده .در این مجموعه قرار ست یک سری تجربه و اطلاعاتی که شاید سرسری از کنار آن ها گذشته اید را مرور کنیم

    در قسمت اول این موضوع سه مرحله را به چالش می کشانیم

    1-وقتی همسرم در اوج غم و عصبانیت از راه جنسی وارد می شود  ، چه کنم؟

    2-حال و حوصله ی نداشته ام را وقتی همسرم میل نزدیکی دارد چگونه عنوان کنم؟

    3-توهم نعوظ

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مطالب آ. راد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۶
    • چهارشنبه ۱۲ خرداد ۹۵ - ۱۰:۳۸

    زبان عشق... همسرانه... قسمت هفتم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    زبان عشق... همسرانه. قسمت هفتم ((راز جدید رسید))

    درود بر شما

    پله ی اول

    در حالی که به همسرتان اجازه داده اید تا بعد از آنکه به منزل بازگشت به تجدید قوای روحی و جسمی خویش بپردازد و بعد از اینکه شرایط مطلوب را برای او مهیا کردید با او در مورد موضوع مهمتان صحبت کنید و آن وقت به یکباره به او می گویید ،

    عزیزم بیا با هم حرف بزنیم ... همسرتان هم فقط گردنی تکان می دهد و شما هم که موضوع صحبتتان را مهم می دانید این عکس العمل را ناشایست دانسته و فضای برخوردن را عجیب ملس می دانید و به او می گویید عههههههههه ببین حواست به من نیستا... ببین دوستم نداری... انگار نه انگار که من می خوام با تو حرف بزنم و بعد ... خب یک بحرانی که می توانست پیش نیاید.

    بگذارید یک برگشت به گذشته داشته باشیم... زمانی را به یاد بیاورید که باید مسائل ریاضی را حل می کردید گاهی آنقدر بیان مسئله مبهم بود که سردرد می گرفتید و در خوشبینانه ترین حالت ممکن بی خیال حل مسئله می شدید.

    دقیقا با مبهم و گنگ صحبت کردن هایتان همسرتان گیج و سردرگم می شود و نمیداند که دقیقا باید چه انجام بدهد .

    عزیزم بیا با هم صحبت کنیم... عزیزم فکر می کنم باید در مورد رفتار اون شبت حرف بزنیم... عزیزم نظرت در مورد فلان کار چیه؟

    همین؟ همین قدر ناکافی ؟

    شاید بشود شاه کلید یک سری از این بن بست های ارتباطی و بحرانی شدن شرایط پیش آمده را بر سر گنگ و مبهم بودن گفته های شما بانوی محترم دانست

    یک ...دو ...سه ثانیه تامل کنید..این طور نیست؟؟؟

    خانم عزیز یک چیزی را یادتان باشد همان طور که شما دوست دارید حتما به نتیجه ی دلخواهتان برسید مردتان روی هدف تمرکز می کند یعنی چی؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مطالب آ. راد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۵
    • چهارشنبه ۱۲ خرداد ۹۵ - ۱۰:۳۰

    زبان عشق... همسرانه... قسمت ششم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    زبان عشق... همسرانه ... قسمت ششم

    عنوان: دوستم داره؟دوستم نداره؟دوستم داره؟دوستم نداره؟

    سلام ، امروز می خواهم تمام تمرکزم را روی جمله ی بالا بگذارم...


    جملات بالا برایتان هیچ صحنه ای را تداعی نکرد؟ مثلا گرفتن یک شاخه گل و پر پر کردن گلبرگ های آن؟ که با هر بار جداکردن گلبرگ دوستم دارد دوستم ندارد ها را بگوید؟

    یا شاید حتی شنیده باشی که می دونم دوستم داره هاااا امـــا چرا به اندازه ای که من بهش بها می دم بهم بها نمی ده؟؟یعنی همسرم من رو دوست نداره؟؟!!؟؟

    یک دو سه

    پله ی اول: اگر خانم باشید به خوبی با جملات بالا می توانید ارتباط برقرار کنید و یا شاید ابن لحظات را هم تجربه کرده باشید شاید با خود بگویید دقیقا همین طوره خب معلومه حتما اونقدری که همسرم برای من مهمه من براش مهم نیستم

    شاید خیلی دوستم نداره واااااای خدایا شاید عشقمون براش کم اهمیته!!!

    بعد بروید در مود افسردگی و غم . و دست از دنیا بشویید !بخاطر چی؟؟؟بخاطر یک فکر اشتباه

    پله ی دوم:باید بگویم که سخت می گیرید اینکه اگر همسرتان آن گونه که می خواهید برای ارتباط هایتان اولیت بندی نمی کند یعنی دوستتان ندارد!نههه این طور نیست

    حقیقت یک چیز دیگری ست

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , مطالب آ. راد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۴
    • چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۹۵ - ۱۰:۲۹

    زبان عشق... همسرانه... قسمت پنجم


    بسم الله الرحمن الرحیم

    ا    م    ن    ی    ت   

    امنیت یک کلمه ی پنج حرفی بیشتر نیست...اما همین کلمه در آن واحد چند حس مختلف را به ما القا می کند..حس هایی نظیر غم و شادی و ترس و...

    ""چه دلیلی داره از تو دسـت بردارم ؟؟""

    همه ی ما به امنیت نیاز داریم نه تنها ما انسانها بلکه تمام مخلوقات دیگر خداوند

    حتی یک شاخه ی گل هم نیاز به امنیت دارد که خدا برای مواظبت از او خارهایی را روی ساقه اش قرار می دهد

    دقیقا مثل زن و مرد...

    از جنس خودتان برای شما...

    و چه خوب است که آرامشی از جنس خودمان داشته باشیم.

    چه عشقی می کنند زن و مردی که به همسرشان امنیت می دهند . و چه حسی بالاتر از امنیتی که آرامش را در جانمان نهادینه بکند؟!

    چه قبل از ازدواج و چه بعد از آن باید فکر کنیم چه طور و از چه روش هایی می توانیم برای همسرمان امنیت را پیشکش کنیم؟؟


    "همه چیز بستگی داره به تو""

    بستگی داره که شما چقدر همسرتان را دوست داشته باشید

    و چقدر خوب که آدم بر سر عشقش به حوّا ماند و امنیت را از او دریغ نکرد...

    برای جنس لطیف زن هیچ چیزی بالا تر از دادن حس امنیت به او  نیست((فکر می کنید وقت زیادی می برد؟؟من

    می گویم خیر...))

    وقتی یک زن حس امنیت را از جانب مردش دریافت کند پر می شود از شور پر می شود از عشق پر می شود از زنانگی و چه چیزی می خواهد دیگر مرد؟؟

    گفتن دوستت دارم و بیان احساسات شما مرد محترم به همسرتان و تشکر کردن از  کارهایی که خانمتان، برای اینکه شما حال خوبی داشته باشید، انجام می دهد همه و همه حس امنیت به او  می دهد ((به نظرتان زیاد وقت می برد؟ به نظرتان بیان احساسات سخت است؟؟))

    باورکنید این کار شما همسرتان را آسوده خاطر می کند

    و پر می شود از اکسیر جوانی ...در روابطش با شما پر می شود از ناز و نیاز و این همان شاه کلید مطلوب شماست آقا.

    "بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی عاشق من بمونی...منو تنها نذاری""

    وقتی همسرتان به ناگاه عصبی یا ناراحت می شود فرض کنید این ها همان احساسات واقعی او نیستند

    طبیب خانمتان شوید و عشق و امنیت را برای او تجویز کنید

    چگونه؟

    خیلی راحت تر از چیزی که فکرش را می کنید

    همین که برای او وقت بگذارید یعنی به  او امنیت داده اید

    همین که با او در مهمترین تصمیماتتان صحبت کنید و نظر او را بخواهید یعنی با زبان بی زبانی به خانمتان می فهمانید که به او اعتماد دارید...او را دوست دارید...

    و غوغا می کند بیان کردن احساسات عاشقانه ای که به خانمتان دارید..

    با گفتن خانم من این رو بدون که من خیلی دوستت دارم و خوشحالم که هستی و خوشحالم که دارمت و... جملات دیگه ای در این باب به همسرتان امنیت می دهید

    وقتی امنیت باشد آرامش می آید آرامش که بیاید خاطر، آسوده می شود وقتی که خاطر، آسوده بشود توقعات نابه جا از بین می رود

    تمام زندگی می شود عشق ...تمام زندگی می شود نبض عشقتان برای یکدیگر و این نبض عشق راهنماییتان می کند به راهی به سوی خدا

    لحظاتتان پر از امنیت

    سعادتمند باشید

    یا علی

    " آ راد "

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مطالب آ. راد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۵
    • دوشنبه ۹ فروردين ۹۵ - ۱۶:۴۵

    مادری کردن ممنوع !!!!

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بانوی ایران زمین سلام بر تو

    موضوع نوشته ی این قسمتمان مادری کردن است ...مادری کردن این بحثمان متفاوت است از مادری کردنی که در ذهنت داری...این مادری کردن بد است ...ممنوع است...باید فیلتر بشود...مگر مادری کردن هم ممنوع می شود؟؟ بله مادری کردن هم در زمان و مکان و در یک کلام موقعیت خاص خودش باید ممنوع بشود ...باید خودت اراده به خرج بدهی و فیلترش کنی ...بله اگر در حق همسرت مادری می کنی باید این ویژگی یا رفتار را از خودت هر چه سریعتر دور کنی...

    دوست من بگذار کمی بیشتر این موضوع را در کنار هم باز کنیم...کودکی هایت را یادت

    می آید؟یادت می آید دوست داشتی زود تر بزرگ بشوی..مثل پدرت شوی یا مثل مادرت؟یادت می آید دوست داشتی خودت برای خودت تصمیم بگیری؟یادت می آید که در آن زمان دلت نمی خواست از مشورت یا حتی راهنمایی های بزرگ تر هایت بهره بجویی؟؟

    این ابتدای راه بحث این قسمتمان است

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری , مطالب آ. راد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۷
    • دوشنبه ۹ فروردين ۹۵ - ۱۶:۴۱

    زبان عشق... همسرانه... قسمت چهارم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    کش آمدن زمان

    سلام

    بحث این قسمت ما در باره ی اهمیت زمان و تقدس آن برای

    خانم هاست...و اگر بخواهیم به طور خلاصه ولی در عین کامل بودن بحث این قسمتمان را عنوان کنیم کافی است بگوییم زمان برای خانم ها کش می آید در حالی که برای مردها آب می رود

    خب حالا این یعنی چی؟؟این عبارت یعنی اینکه احساس و ادراک زنها از زمان با مردها متفاوت است...کافی ست یک اتفاقی در زندگی خانم ها بیفتد مخصوصا اگر خوب باشد دیگر فراموش کردنش محال

    می شود...آنها اصلا تاریخ و زمان آن رویداد را فراموش نمی کنند.انگاری بر لوح جانشان ثبت شده در نتیجه دوست دارند آن را گرامی بدارند.مثلا سالگرد ازدواج یک نمونه ی آن است یا تولد کسانی که دوستشان دارند را محال است فراموش کنند و این اختلاف زمانی مردها با خانم ها گاهی حادثه آفرین می شود.چون مردها یا از این ویژگی خانم ها خبر ندارند یا اگر هم خبر داشته باشند با توجه به تفاوت های روانشناختی ممکن است بر حسب عوامل مختلفی مثل خانم ها هر رویدادی را به یاد نداشته باشند که خب این مهم در خانم ها سبب می شود تا ناراحت شوند...مثلا خانم ها و آقایان بر سر مقدار زمانی که با همدیگر می گذرانند اختلاف نظر دارند.کافی ست نامزد یا همسر یک خانم به یک سفر برود و این سفر او سه روز به طول انجامد برای آقا فقط سه روز گذشته در حالی که برای همسرش انگاری یک عمر بوده چون توان تحمل دوری از همسرش برای او خیلی سخت گذشته...یک مورد شایان ذکر دیگر اختلاف بر سر مقدم شمردن زمان در خانم ها و آقایان است...مثلا وقتی آقا به سفر

    می رود و بنا به دلایلی به خانمش زنگ نمی زند یا پشت گوش

    می اندازد و مثال های دیگری مثل به تعویق انداختن برنامه ریزی تا

     لحظه ی آخر از جمله ی این موارد است

    مرد ها این ویژگی خانم ها را ممکن است به سوء تعبیر کنند و توجه نکنند که این از جمله تفاوتهای آن ها ست .چرا؟

    چون بدن خانم ها از ریتمی ماهیانه تبعیت می کند از همان ابتدای بلوغ که عادت ماهانه دختران جوان آغاز می شود آن ها گذر هر یک روز و هر یک هفته را به طرزی خود آگاه حس می کنند و منتظر آن هستند که دوره ی بعد آغاز شود.این ویژگی از همین جا آغاز می شود و ادامه دارد.بیشتر اوقاتی که زنها حساب زمان را دارند مردها دچار سوءتفاهم می شوند.چون این گونه برداشت می کنند که زن ها  به آنها گیر

    می دهند.عصبی و دعوایی یا کنترل گر و و سلطه جو هستند...دست آخر چه می شود؟دست آخر مرد احساس می کند که خانمش او را زیر نظر گرفته یا به او امر و نهی می کند یا کنترلش می کند...در حالی که زن ها از آن رو حساب زمان را دارند که می خواهند مفید  باشند و کمک کار باشند نه این که بخواهند آقایان را کنترل کنند

    آنگونه که  زنها وقایع و مناسبت های مهم را به خاطر می سپارند درست شبیه به این عادت مردهاست که همیشه موجودی حساب جاریشان را بررسی می کنند...این مثال  به خوبی نشاندهنده این است که مردها آن چیزهایی را که برایشان ارشمند هستند را پیش خودشان نگه

    می دارند...به طرز مشابه زن ها هم همیشه حساب عشق و صمیمیت را دارند...چون این ها همان چیزهایی مهم برای آنها هستند

    یک پیشنهاد به آقایان

    به جای آنکه گرامی داشت وقایع و مناسبت های ویژه را از جانب خانمتان یک امر بی مورد یا احمقانه بدانید به خاطر اینکه با زنی هستید که به این قبیل چیزها اهمیت می دهد و حضور شما را در زندگی تان گرامی می دارد خوش حال باشید

    در نتیجه خلاق باشید و مناسبت های ویژه را به خاطر داشته باشید برای آنها برنامه ریزی کنید مطمئن باشید خانمتان به وجد خواهد آمد

    برگرفته از فصل سوم رازهایی در باره ی زنان(نوشته ی باربارا دی آنجلیس)

    سعادتمند باشید

    یا علی

    "آراد"

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مطالب آ. راد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۸۷
    • شنبه ۲۹ اسفند ۹۴ - ۲۰:۴۸

    زبان عشق... همسرانه... قسمت سوم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ما در این قسمت سعی داریم تا آقایان را با یکی از زیبا ترین ویژگی های زنانه آشنا کنیم...

    ویژگی آفریننده بودن خانم ها... بله درست خواندید... طبیعت زن آفریننده بودن آن است و چه خوب معنی می شود که زن آرامش دهنده است ... انگاری جادو می کند...بله جادو می کند که فضای بی روح و سرد زندگی تان را گرم می کند.آرام می کند.او با یک کار که شاید خیلی جزیی به نظر برسد در آن واحد چند رنگ به متن زندگیتان می زند...وقتی با عشق گلدانی گل را پر از گل های زیبا می کند رنگ قرمز را به نشانه ی عشقش به خانواده رنگ آبی را به نشانه ی دوستدار آرامش بودنش و رنگ سبز را برای سرزندگی خانواده اش به آنها پیشکش می کند

     نقشه هایی که از روی سرمستی به ناگاه به ذهنش می رسد... دست به کار می شود تا همسرش را به شوق آورد تا فرزندانش را هیجان زده کند...ولی چرا این غریزه ی آفریش در زنان از ناحیه ی مردها سوء تعبیر می شود؟؟؟

    یکی از کارهای مورد علاقه ی زنها برنامه ریزی کردن است...آنها می خواهند با برنامه ریزی شان برای انجام درست کارها لذت و هیجان را به خانواده شان هدیه کنند و فرصت پیش رویشان را در زمان و مکان مناسب با انرژی و صمیمیت خود پر کنند...ولی ممکن است با این

     برنامه ریزی هایشان گاه گاهی بازخورد دوست داشتنی خود را از مرد زندگی شان نگیرند..جون این بر می گردد به همان تفاوت های روانشناختی و اجتماعی مرد و زن...چرا که مرد ها زمانی دست به برنامه ریزی می زنند که بخواهند یک قسمت از وظایف کاریشان را انجام بدهند...برنامه ریزی کردن برای آنها مثل زن ها نیست که بیشتر جنبه ی عاطفی و فعالیت های احساسی را داشته باشد

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مطالب آ. راد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۰
    • شنبه ۲۹ اسفند ۹۴ - ۲۰:۴۴

    زبان عشق...همسرانه...قسمت دوم


    بسم الله الرحمن الرحیم

    در قسمت اول تا ارائه ی یک پیشنهاد جلو آمدیم تا به همسرتان نشان دهید که حواستان به او هست و قدر دان او و زندگی کنار او هستید

    ولی خب نمی شود حقیقت پر مشغله بودن را هم انکار کرد . ولی خب گاهی اوقات همسرتان فرض را بر این می گذارند که عدم تمرکز و توجه شما به رابطه به این معناست که او را دوست ندارید، یا به آن اندازه که او به شما اهمیت می دهد، شما به او اهمیت نمی دهید.

    به همین دلیل هنگامی که شما او را در اولویت قرار نمی دهید، همسرتان ناراحت می شود چرا که ایشان هم می خواهد ببیند همانقدر که او متعهد و پای بند به شماست شما هم همانقدر برای او ارزش قائل می شوید و او را گرامی می دارید

    قبول که مرد ها با زن ها متفاوت هستند اما شما به عنوان همسر  به خوبی می توانید به همسرتان کمک کنید می پرسید چگونه؟

    در قسمت قبل به تکرار خواندید که عشق برای زن مقدم است بر هر چیز دیگری

    در این قسمت این عبارت را بیشتر باز می کنیم

    زن ها به عشق به عنوان شغلشان نگاه می کنند در واقع آنها مدافعان و نگهبانان سرسخت عشق هستند

    عشق مهمترین بخش زندگی زن ها ست...به همین دلیل همواره سرگرم ارزیابی آن هستند تا مطمئن شودند که هیچ کجای آن لنگ نمی زند

    زن ها مجهز به قوی ترین سیستم های رادار به منظور شناسایی و ردیابی تنش های روحی و احساسی در دیگران و به ویژه مرد زندگی شان هستند.

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مطالب آ. راد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۳
    • جمعه ۲۱ اسفند ۹۴ - ۱۶:۱۴

    ادامه قسمت اول زبان عشق...همسرانه...

    به نام نامی حق

    پس تا به حال متوجه شدیم عشق محور حرکت زنان هست

    یک خانه ای را تجسم کنید که اتاق هایی دارد...زن با توجه به ویژگی فطری ای که دارد همیشه در اتاق عشقش حاضر ست و مثل یک دانش جوی منضبط می ماند که بر سر کلاس درسش هیچ غیبتی ندارد

    نقطه ی مقابلش همسر او و با توجه به تمام ویژگی های رفتاریش

    هنگامی که همسرتان  سعی در برقراری ارتباط احساسی با شما دارد، ممکن است متوجه نباشد که شما در اتاق عشق ذهنی خود نیستید .

    راه حل:هنگامی که نامزد/همسر شما در اتاق عشق ذهنی شما به دنبال شما می گردد و شما در آن جا حضور ندارید یا سعی می کند تا در آن اتاق حضور به هم رسانید با ملایمت به اطلاع او برسانید که در اتاق دیگری هستید .

    هنگامی که زنی در اتاق عشق ذهن شما را می زند دوست دارد شما را آن جا پیدا کند. هنگامی که اتاق را خالی می بیند سر درگم می شود و می رنجد

    گویی که او را بی اطلاع جا گذاشته اید و از آن جا رفته اید. هنگامی که گیج شده است و از شما می پرسد آیا اتفاقی افتاده است؟

    به خود یادآوری کنید که احتمالاً در اتاق عشق نیستید در حالیکه او در اتاق عشق خود است. او برای آن که شما آن جا نیستید شما راسرزنش نکرده است یا از شما انتقاد نمی کند. او تنها سعی دارد با شما ارتباط برقرار کند. اما شما را آنجا پیدا نمی کند

    1- می توانید سریعاً سری کوتاه به اتاق عشق بزنید و در صورت امکان یک دقیقه در وضعیت احساسی قرار بگیرید و او را در آغوش بگیرید یاجمله ای محبت آمیز به او بگویید .

    2- می توانید به او اطلاع دهید که فعلاً در اتاق دیگری هستید، و مثلاً مشغول فکر کردن به کار خود یا رانندگی یا کار با کامپیوتر خود هستید و این که بعداً او را دراتاق عشق ملاقات خواهید کرد .

    حتی گاهی شما پیش دستی کنید وقتی سر کار هستید یا ... به او بگویید

    عزیزم، آیا الان در اتاق عشق هستی؟؟

    همسرتان پاسخ مثبت می دهد و می گوید بله

    و از قضا شما در اتاق عشق حضور ندارد لذا با مهربانی می گویید : اما من الان در اتاق عشق نیستم، از این که سری به این جا زدی از تو متشکرم. بعداً به تو ملحق می شوم

    این یعنی بیان عشق و دوست داشتن های شما برای همسرتان

    هر چند می دانم ممکن است دقیقا در قسمت حساس بحث باشد ولی خب از طرفی هم بحث کمی طولانی شد
    منتظر ادامه این قسمت باشید...
    برای هم دعا کنیم
    یا علی

    " آراد"

    موضوعات مرتبط: مطالب آ. راد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۴
    • جمعه ۲۱ اسفند ۹۴ - ۱۶:۰۷

    زبان عشق...همسرانه...بخش اول

    بسم الله الرحمن الرحیم

     سلام

    بعد از بازخوردهایی که در خصوص متن های ارسالی قبلی بنده درباره ی تقویت زندگی عاشقانه برای خانم ها داشتم و با توجه به نظر برخی از کاربرها و نظر دهنده ها به متن بر آن شدم تا این بار در یک مجموعه ای که به مراتب سلسله مراتب بیشتری دارد شما را بیشتر در باره ی زنانگی مطلع کنم

    در نتیجه برچسب این سلسله نوشته ها هم برای خانم ها و هم برای آقایان است... ولی بیشتر برای آشنا کردن آقایان با پیچ و خم های دنیای بانوان.

    البته با توجه به قولی که به بعضی کاربرها از جمله "فاطمه عزیز" و "یک زن گرامی " دادم سوالاتی که ایشان در متن های زنده بودن با تو داشتند را فراموش نکرده ام و حتما به تفضیل به آن بزرگواران در روز های آتی پاسخ مناسبی خواهم داد...

    این که بخواهی متنی را بنویسی  و انتظارت هم این باشد که بازخورد مناسبی از آن بگیری زمانی سخت می شود که بحث طولانی باشد ولی حوصله و زمان اندک

    در حد توان به صورت چکیده ولی به طور مفصل مواردی را که می دانم باید در اختیار خیلی از خواننده ها قرار بگیرد را عنوان می کنم

    امیدوارم که بازخورد ها همانی باشد که می خواهم

    این بار اسم این مجموعه ی بهم پیوسته را می خواهم زبان عشق ...همسرانه ...بگذارم

    زبان عشق...همسرانه...بخش اول

    زن ها پیچیده نیستند...حتی اگر در نهایت اقتدار باشند...

    زن ها اساسا عاشقند...چه بخواهند چه نخواهند...در فطرتشان است...و شاید دست خودشان نباشد این عشق ورزیدن....

    و چه بد می شود که بابت یک ویژگی که در تو از اول وجود داشته باشد بخواهی گاهی سرزنش بشوی یا به سخره گرفته شوی

    موضوعات مرتبط: مشورت در زن داری , مطالب آ. راد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۹
    • پنجشنبه ۲۰ اسفند ۹۴ - ۱۶:۱۹

    scroll bar code