خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۵۹۸ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

به خاطر خواست پدرم ، خواستگار دلخواهم رو رد کردم ولی ...

سلام

من و یه آقایی یه زمانی با هم آشنا شدیم . ایشون منو از پدرم خواستگاری کرد اما پدرم حتی مهلت نداد ما با هم زیر نظر خانواده آشنا بشیم . من خیلی عاشقش بودم و به خاطر احترامی که واسه پدرم قائل بودم ردش کردم . الآن چند سال میگذره و من از همه پسرا متنفرم ، چون هنوز کسی نتونسته جای اون طرف رو برای من بگیره .

میخوام به خاطر همین مجرد بمونم چون خسته شدم و عاشق کسی نمیتونم بشم و میخوام برای ادامه تحصیل برم یه شهر دیگه و پدرمم مخالفه تا بتونم یه جورایی انتقام گرفته باشم و متوجه بشن دخترش داره سنش بالا میره و به عشقشم نرسیده و قراره احتمالا تا ابد تنها بمونه و مجرد باشه .

یادش بمونه من رو دلم پا گذاشتم و شدم یه دختر افسرده ی تنها که دیگه نمیتونه کسی رو تو قلبش راه بده .


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان رد کردن خواستگار روابط با پدر

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • ۱۰۲۴ بازدید
    • جمعه ۱۰ آذر ۹۶ - ۱۹:۳۷

    مشکلات شایع خانم ها و راهکار برای آن ها

    🌹سلام به خانم های عزیز🌹
    میخواستم تجربیاتم رو در قالب یک پست بیان کنم

    عنوان:مشکلات خانم ها و راهکار برای آن.

    مشکلی که ما خانم ها جدیدا خیلی باهاش رو برو هستیم مثل پر مویی ،عادت نامنظم مشکلاته هورمونی و تخمدان پلی کیست هست.زمانی که در،دوره عادت و هورمون های زنانه شما تغییراتی بوجود بیاد؛و عادت چند ماه عقب بیوفته باعث بروز مشکلات و عوارض جدی میشه.

    با این حال خیلی از خانم ها موهای مردونه روی صورت یا بدن در میارند در حالی که مشکل هورمونی یا تخمدان تنبل ندارن.عامل بیشتر این ها تغذیه هست خیلی از محصولات کارخونه ای و شیمیایی مثل مرغ هورمونی و تخم مرغ کارخونه ای باعث بروز این مشکلات میشند. چرا که توازن هورمون های بدن رو بهم میریزند و کیست بوجود می اوردند.راهکار چیست؟عدم استفاده از مرغ و تخم مرغ،شیر و ماست و سایر لبنیات کارخونه ای و ماشینی؛و جایگزین کردن تخم مرغ و مرغ محلی،شیر و ماست و انواع لبنیات خونگی. بجای مرغ کارخونه ای: بلدرچین،کبک، کبوتر را میتوانید جایگزین کنید.تا حد ممکن همه چیز را خانگی تهیه کنید.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان مسائل زنان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • ۱۴۵۱ بازدید
    • چهارشنبه ۸ آذر ۹۶ - ۱۸:۳۶

    تجربیات شما در مورد حل مشکل چرب بودن و ریزش مو

    سلام

    راستش من در حال حاضر به دلیل حجم درسام و اینکه دکتر خوبی توی شهرمون نیست و برای درمان باید به شهر دیگه برم مجبور شدم از شما دوستان راهنمایی بخوام تا به صورت موقت مشکلمو حل کنم.

    چند تا از مطالب اینجا رو خوندم اما جواب سوال و پیدا نکردم. راستش من موهای چربی دارم. پوست سرم به شدت چربه . برای همین یه مدت شامپوی مخصوص موی چرب میزدم یعنی اگر نزنم روز بعد حمام باز موهام چربه . ولی در این صورت موهام بعد از سه چهار روز چرب میشه.

    اما از وقتی این شامپو رو میزنم احساس میکنم نوک موهام به شدت شکننده شده. حتی الان دیگه تمام قسمت های موهام شکننده شده و مشکلی که همیشه داشتم اینه که وقتی حمام میرم یا موهامو شانه میکنم کلی از موهام کنده میشه .

    اول فکر میکردم طبیعیه اما الان احساس میکنم از حجم موهام  کم شده. خلاصه که نمیدونم چیکار کنم. یه کم جستجو کردم که تقویت کننده و ماسک مو یا شامپو کراتینه بگیرم اما نمیدونستم چی خوبه. در مورد قرص ویتامین بیوتین هم شنیدم. اما نمیدونم. میشه لطفا راهنمایی کنید.

    در ضمن یک هفته پیش آزمایش دادم مشکل هورمونی و تیروئید ندارم. از لحاظ ارثی هم اصلا کم مو نیستیم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تجربیات پزشکی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • ۷۶۲ بازدید
    • چهارشنبه ۸ آذر ۹۶ - ۱۸:۳۳

    آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟

    سلام

    چند وقت پیش تو مترو که نشسته  بودم چشمم به کتابی خورد که یه آقای محترمی در حال مطالعه بودند . عنوان کتاب این بود ، بنویسید تا به واقعیت تبدیل بشه .

    اومدم خونه تو اینترنت یه کم تحقیق کردم نوشته بودند که اون هایی که اهداف خودشونو می نویسند اکثراً بازدهی بالاتری در زندگی نسبت به افرادی دارند که اهدافشونو نمی نویسند ، می خواستم بدونم که شما دوستان عزیز تا حالا شده اهداف خودتونو بنویسید و بعداً به اون هدف دست پیدا کنید ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • ۸۹۱ بازدید
    • دوشنبه ۶ آذر ۹۶ - ۱۹:۳۱

    پسران، اگه به دختری حسی ندارید، عاشقش نکنید

    سلام دوستان

    پیشاپیش عذر میخوام از طرح سوال تکراری ولی بی جوابم، باور کنید تو این چند ماهه بارها سوالمو تایپ کردم و نتونستم ارسال کنم ولی دیگه نمیتونم تنهایی فکر کنم از قبل تشکر میکنم بابت  پاسخ هاتون و دوم اینکه ببخشید اگه خیلی عامیانه سوالمو مطرح میکنم اینجوری راحت ترم ؛

    دختری دانشجو و مجرد هستم بین 23 تا 26 سن دارم. راستش قصیه از جایی شروع شد که یکی از دوستانم بحث یکی از همکلاسی های آقا رو پیش کشیدن و گفتن به من نظر خاصی داره و اینو مطمئن هستم، از اون جایی که اهل توهم سازی نبودم حرفشون رو قبول نکردم و بهشون فهموندم ایشون در حد همکلاسی بمن لطف دارن و هوام رو دارن و با بقیه هم همینطور هستن.

    حدود چند روز بعد یکی دیگه از همکلاسی هام همین موضوع رو مطرح کردند و من محکم سرحرفم ایستادم که دارند اشتباه میکنند و مسئله خاصی بین من و ایشون نیست . ولی کم کم این حرفا احساسات من رو برانگیخته کرد چون تا قبل از اون من فکر میکردم واقعا دچار توهم شدم ،این اقایی ک مد نظرمه خیلی موقر و سرسنگین هستن و نشده حتی با همکلاسی های اقا گرم بگیرن دیگه خانوما که هیچ ، سنگینی نگاهشون رو همیشه حس میکردم و خیلی جاها هوامو داشتن.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • ۲۵۰۵ بازدید
    • دوشنبه ۶ آذر ۹۶ - ۱۹:۲۴

    آقایون لطفا کمی به همسرتون کمک کنید

    سلام

    این یک درد دله و اگر مایل بودید بخونیدش.

    دارم اینو براتون با اشک از اوضاع آشفته بازار خونه مون مینویسم. اول اینکه من همونم که مطلب برادرم تنها دلبستگی زندگیمه رو نوشتم. اگر اونو خونده باشید متوجه میشید که کنکوری ام. من دختر بزرگ خانواده ام و خانواده به نسبت پر جمعیتی داریم. مادرم شاغله و ساعت کاریش زیاده. علاوه بر اون مادرم خیلی زیاد به تمیزی و مرتبی خونه خیلی اهمیت میده، همیشه ناهار گرم و نرم و به موقع خوردیم. میخوام بگم که چقدر مامانم زحمت میکشه.

    یکی از دلایلی که من خیلی به برادرم اهمیت میدم هم همینه که از مسئولیت مامانم کم بشه. اینم اضافه کنم که من کلی عمه و عمو دارم اما هیچکدام حاضر نشدن از مامان بزرگم نگهداری کنن.ولی مامانم ازش نگهداری میکنه. مامان بزرگم از اونایی که حتما باید غذای جدا براش درست کنی و خلاصه کلی زحمت داره. میخوام بگم تا چه حد مامانم مسئولیت داره.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • ۸۷۳ بازدید
    • يكشنبه ۵ آذر ۹۶ - ۲۲:۱۰

    چرا جامعه طوری شده که دختر بیاد به پسر شماره بده ؟

    سلام عرض میکنم خدمت اعضای گل خانواده برتر

    می خواستم راجب موضوعی صحبت کنم که یکی از معضلات اجتماعی است که چرا حیای دختران و پسران ورداشته شده که البته اینم بگم که پسران از مدت ها پیش آشکار بود ولی جدیدا دخترا هم این طوری شدن تا یه چند تا مثال بزنم تا متوجه منظورم بشین .

    نگاه کنید تا حالا توجه کردین که چرا پسرا تا دختری خوشگلی رو تو خیابون میبینن بهش متلک میندازن حالا ما میگیم پسر هستن و ...،  ولی جدیدا بر عکسم شده ، بخدا اگه بخوام دروغ بگم واقعا دخترا خیلی بی حیا شدن ببخشید نه با همه شونم بعضی از جامعه ، مثلا بنده عادت دارم تیپ میزنم پسرم هستم شلوار غواصی با پیرهن و کت تک قیافمم خوبه به گفته بقیه قدمم بلنده ولی نمیدونم آخه دخترایی که تو خیابونن حیاشون رو گرفتن ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۱ نظر
    • ۳۳۳۶ بازدید
    • شنبه ۴ آذر ۹۶ - ۱۸:۲۰

    مدتیه حس شدید جنسی نسبت به یک مرد متاهل پیدا کردم

    سلام

    من اول یک عذرخواهی می کنم بابت این که کمی سوالم رک هست. اما من واقعا جایی بجز اینجا رو پیدا نکردم که اینقدر راحت بتونم مشکلم رو در میون بذارم.

    من یک دختر مجرد هستم. تا به حال با کسی رابطه عاطفی یا عشقی یا جنسی نداشتم. اما مشکلی که دارم اینه که من مدتیه حس خیلی شدید جنسی نسبت به یک مرد متاهل پیدا کردم. ایشون استاد بنده هستند. من هر وقت ایشون رو میبینم یا صداشون رو میشنوم تحریک جنسی میشم و تا مدت ها اذیت هستم. و جالب اینه که تنها تنها و تنها کسی که من رو تحریک میکنند ایشون هستند!

    من هرگز نسبت به کسی همچین حسی نداشتم و ندارم الانم!! یعنی خواستگار که برام میاد ناخوداگاه مقایسه میکنم و میبینم برای من اصلا تحریک کننده نیست. من نمیدونم با این مشکل چه جوری کنار بیام. قصد ندارم وارد زندگی اون اقا بشم.

    سوالم اینه چکار کنم از فکر ایشون بیرون بیام؟ من مدت دو ماهه که ایشون رو ندیدم و فاصله گرفتم تا فراموش کنم اما هنوزم در دوره هایی که نیاز جنسیم شدید میشه ( دوران قبل و بعد عادت ماهانه ) و کلا هر وقت نیاز جنسی دارم یاد ایشون میفتم و دست خودم نیست. چکار کنم ؟!

    خواهش میکنم کمکم کنید


    موضوعات مرتبط :
    سوالات جنسی دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۵ نظر
    • ۳۲۷۲ بازدید
    • جمعه ۳ آذر ۹۶ - ۱۴:۵۷

    آشنایی با یه پسر جدید به قصد ازدواج ، خیانت به دوست پسر سابق محسوب میشه ؟

    سلام

    من دختری بین رده ی سنی ١۵ تا ٢۰ سال هستم . حدود دو سال پیش یه با یه پسر از اشناهامون که یکی دو بار دیده بودمش و هفت سال از من بزرگتر بود از طریق مجازی دوست شدیم .

    تا حالا با کسی دوست نشده بودم و از کسی خوشم نیومده بود ولی نمیدونم چی شد که اونو دیدم نتونستم از فکرم بیرونش کنم . اون پسر اول گفت که از من خوشش میاد و منو خیلی تحویل میگرفت ولی بعدش گفت که نه نمیتونم چون میترسم نتونم خوشحالت کنم چون قبلا شکست عشقی خورده بود و با دخترهای زیادی بود , حتی خودش میگفت من ادم خوبی نیستم و گناهکارم ...

    ولی من به خیال خام خودم گفتم همین که اونم از من خوشش میاد کافیه من بهش کمک میکنم روحیه شو به دست بیاره من صبر میکنم ولی نمیدونستم منو دوست نداره و فقط میخواد با من عشق قبلیشو فراموش کنه. خلاصه با هم دوست شدیم ولی تو کمتر از یه ماه به دلیل بدبینی هاش و بی عصاب بودناش و اینکه اکثر حرفای منو بد برداشت میکرد و حرص بقیه رو سر من خالی میکرد, میگفت دخترا گربه صفتن و با من دعوا میکرد روحیه ام به معنای واقعی تخریب شد و شدم یه دختر غمگین اصلا جا میخوردم از حرفاش .

    اون هیچ وقت به خاطر هر کدوم از حرفاش که به شدت دلمو میشکست معذرت خواهی نکرد و منم با اینکه دوستش داشتم ولی نمیتونستم با کسی که هنوز تو گذشتشه دوست باشم باهاش بهم زدم و پا روی دلم گذاشتم.

    ما ارتباطمون به طور کامل قطع نشد و در طول سال گاهی اوقات حرف میزدیم و ایشون بعد از یکسال اومدن معذرت خواهی من بهش گفتم که بخشیدم ولی نمیتونم کاراشو فراموش کنم ولی اون میخواست برگرده و میگفت تو خیلی خوبی منم با اینکه بهش حس داشتم و هنوزم تو فکرش بودم میترسیدم برگردم,نمیخواستم برگردم ...

    چند ماه بعد من با آقای دیگه ای تازه آشنا شده بودم و فکر میکردم دارم به یه زندگی شاد برمیگردم ولی دوباره پسره اومد سمتم و منم بهش بی محلی کردم و پسش زدم.. ولی دیر شده بود و خودشو باز تو دلم زنده کرد .

    من ذهنم بهم ریخت و ارتباطمو با پسری که تازه باهاش آشنا شده بودم تموم کردم تا همه چیز بدتر نشه ( بماند این اقا هم میگفت میخوام بیام خواستگاری ولی بعدش هی بهونه های مختلف میاورد ) و من میدونم که از اول خیلی اشتباه کردم و توبه کردم کردم که هیچوقت با کسی دوست نشم و خیلی پشیمونم .

    ولی اون پسره که میخواست دوباره برگرده میگه که تو به من خیانت کردی و منو ول کردی ، میگه هیچ وقت نمیبخشمت .

    این اواخر یکبار میگفت عاشقتم یکبار میگفت دیگه برام مهم نیستی, یکبار میگفت تو خبر نداری چه روزایی پیش روی ماست یکبار میگفت همه چیز تموم شده .

    من سوالم اینه وقتی اون از اولش با من نبود و ما خیلی وقت پیش بینمون خراب شد آیا ارتباطتم با این پسره ی دیگه بهش خیانت بود؟ چرا منو نمیبخشه با اینکه اون بود در حق من خیلی بدی کرد ؟ من اولش دلم صاف بود ولی با کارای اون منم شروع کردم به لجبازی و حماقت . حالا من عذاب وجدان دارم و فکر میکنم اگه میذاشتم برگرده اینطور نمیشد .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • ۱۳۷۹ بازدید
    • پنجشنبه ۲ آذر ۹۶ - ۱۵:۴۵

    اینکه دارم خواسته هام رو پس انداز میکنم در آینده به کارم میاد ؟

    سلام

    من دختری هستم 20 ساله ، احساس میکنم خیلی زیاد تو زندگیم اشتباه ، ادم قانعی بودم ، اهل مقایسه نیستم ، چشم و هم چشمی هم نمیکنم اما شرایط زندگی و رفتار پدر و مادرم و بقیه باعث شده بخوام مقایسه کنم.

    من اهل خرج کردن نیستم پس انداز میکنم میگم بجای اینکه کلی هزینه کنم برا یه عطر یه اسپری ارزون جاش میگیرم از دل خودم میزنم تا... اخرین باری که مانتو گرفتم ماله چند سال پیشه یا همینطور کفش و غیره اهل آرایشم نیستم یه رژی میزنم میرم جایی ، با این حال ظاهر خیلی خوبی هم دارم .

    ولی مشکلم اینه که احساس شادی ندارم ، افسردم چرا؟ قبلا وضع مالی مناسب نبود منم میگفتم نمیخوام چیزی نیست مشکلی نیست اما الان وضع مالیمون خدا رو شکر خوبه ولی انگار بقیه از من طلب کارن! احساس میکنم زیاد که سر بار خونوادمم.. بیشتر پس انداز میکنم در تلاشم شغل پیدا کنم و کامل مستقل بشم .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۷۱۰ بازدید
    • پنجشنبه ۲ آذر ۹۶ - ۱۵:۰۷

    برو بالا