خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۱۱۵۰ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

من تونستم افسردگیم رو خودم به تنهایی درمان کنم

سلام به همه ی اعضای خوب سایت

عید نوروز رو به همه ی عزیزان تبریک میگم راستش میخواستم یه تجربه خوبی رو که تو سال 95 داشتم بگم شاید به درد بعضی هاتون بخوره و بتونین ازش استفاده کنین .

من یه دخترم پشت کنکوری هستم هستم امسال سختی های زیادی رو تحمل کردم ضربه خیلی بدی خوردم تو اون موقعیت فکر میکردم حق با منه اما نمیتونستم حرفی بزنم اطرافیانم میفهمیدن که شرایط بدی دارم ولی هیچ کمکی بهم نکردن حتی خیلی ها از این شرایطم سو استفاده کردن.

افسردگی گرفته بودم ولی نمیتونستم پیش مشاور برم چون برای مامانم افسردگی و دلایلی که بخاطرش ناراحت بودم کاملا بی معنی بود. خلاصه تا 6 ماه نتونستم خودمو جمع کنم. من برای دومین بار هست که دارم کنکور میدم و نمیتونستم دوباره یه نتیجه بد بگیرم برای همین تصمیم گرفتم خودم یه کاری بکنم.

یاد جمله ای افتادم که میگه از هر چی میترسی باید بری سمتش من همینجوری شروع کردم کارایی رو که اذیتم میکرد حتی با وجود اینکه بهشون عادت کرده بودم رو گذاشتم کنار.

مثلا شروع کردم به صحبت کردن تو جمع اولش این کارو توی جمع های خانوادگی و کوچیک شروع کردم و کم کم تو جمع های بزرگتر مثل کلاس های درسی و اموزشگاه. یا صفحاتم رو از تو شبکه های مجازی پاک کردم و از صفحات جدید با ادمایی که دوسشون دارم استفاده کردم از بعضی از صفحات هم که دیگه کلا استفاده نمیکنم.

شمارم رو هم عوض کردم. بعد اینکه این کارا رو کردم خیلی حالم بهتر شده بود دیگه نسبت به فکرای دیگران بیتفاوت شدم در واقع من تونستم افسردگیم رو خودم به تنهایی درمان کنم.

با همه ی اینا همیشه وقتی یاد گذشته می افتادم میگفتم من این ادما رو نمیبخشم امروز لحظه تحویل سال که شد در کنار همه ی دعا ها و خواسته هایی که از خدا داشتم به خدا گفتم من همه ی کسایی که تا حالا اذیتم کردن رو میبخشم کمکم کن اگه بقیه هم از دست من ناراحتن منو ببخشن.

میتونم بگم این بهترین حالی بود که تا حالا داشتم.خیلی احساس سبکی میکنم از اینکه مجبور نیستم این همه بغض و کینه رو پیش خودم نگه دارم. بهتون پیشنهاد می کنم شما هم از کسایی که بهتون کم لطفی کردن یا ناراحتتون کردن راحت تر بگذرین.

مرسی که وقت گذاشتین و این پست خوندین (ستاره)

موضوعات مرتبط: درمان افسردگی , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۸۸
    • سه شنبه ۱ فروردين ۹۶ - ۲۱:۲۵

    ناله و شکایت و ناشکری نکنید

    سلام

    میخواستم یه نکته رو یادآوری کنم به خودم و بقیه دوستان. درسته که اینجا جایی واسه درد و دل کردن و تخلیه بار منفی احساسی و راهنمایی گرفته. درسته که هیچکدوم همدیگه رو .نمیبینیم و تو زندگیای هم نیستیم و از گذشته و حال و گناه هایی که مرتکب شدیم و میشیم و خیلی چیزهای دیگه که ممکنه بخاطرشون دچار مشکل شده باشیم،مطلع نیستیم.

    حتی گاهی واسه بزرگ جلوه دادن مشکلمون و چون فکر میکردیم تو دنیا فقط ماییم که دچار مشکل میشیم و از همه بیچاره تریم و ... پیاز داغ مشکلو زیاد میکردیم. ولی هیچوقت از نعمتا و معجزه هایی هر چند کوچیک یا بزرگ تو زندگیامون نگفتیم. یا اگرم گفتیم جنبه خودنمایی داشت و میخواستیم نشون بدیم که خاصیم !

    ولی هیچکدوم از ماها حواسمون بود که همین درد و دلای بی شمار و گله از خدا هم تو روحیه خودمون تأثیر میذاره هم بقیه کسانی که ممکنه پست و پیام ما رو بخونن؟! میدونستین این کار هم حق الناسه هم حق الله؟!

    بخدا من از بس پستهای منفی و گله مند رو خوندم دیگه نسبت به خدا بی اعتماد شدم! هر آن منتظرم خدا بلای بزرگی رو بسرم بیاره یا نعمتی رو ازم بگیره! دیگه از امید به خدا خبری نیست. دیدم کاملا منعی شده و دنیا رو با اون همه غم و غصه های مردم و اینکه شاید در آینده بسر منم بیاد، سیاه میبینم!

    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر , خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۱
    • سه شنبه ۱ فروردين ۹۶ - ۲۱:۰۵

    راز موفقیت شما در کنترل میل جنسی چیه ؟

    سلام

    حس کردم مجرد تو سایتتون زیاد باشه میخوام یه راهکار یا راهنمایی کنین اگه میتونین . اول بگم 25 سالمه و بنا به شرایطی تا 4 5 سال دیگه شرایط ازدواج ندارم که هی نگین برو زن بگیر ...

    مشکل من همون فشار جنسی معروف هست که سرچ کردم بعضیا سوال کرده بودن ،ولی کامل نگفته بودن شایدم مال من خیلی شدیده.

    نه اهل خودارضایی ام نه دوستی. تو این چند ساله بجز احتلام تو خواب تو بیداری اصلا ارضا نشدم و همه جوره خودمو کنترل کردم .

    ولی خب صبر هم حدی داره بالاخره... هر از گاهی که حسش میاد و کاری نمیشه کرد عصبی و پرخاشگر میشه آدم. خب دست خودم نیست که و کاریشم نمیشه کرد. شاید اطرافیان ظاهر آدمو ببینن ولی از باطن خبر ندارن.

    رفتم پیش مشاور گفت باشگاه برو، خودتو سرگرم کن فلان کار کن اون کار نکن و رژیم غذایی داد که چی بخور چی نخور همه رو انجام میدم مدتیه  ولی اگه یه درصد کم شده باشه.

    بعضی وقتا میگم کاش دختر بودم، زودتر از اینا بله رو میگفتم میرفتم یا حداقل سرد مزاج بودم ، فکر این که هنوز مث بچه دبیرستانیا تو خواب محتلم میشم بد جور رو مخه آخه اونم سن و سال مشخصی داره دیگه.

    چن ساله یه مسافرت نمیتونم برم از ترس اینکه مثلا شب یهو تو پارکی چیزی اون حالت بشه. فقط باید هتل باشه !

    خب اگه نیازه اولیه هست چرا جواب دادن بهش اینقد سخته! خلاصه راهی ، عمل جراحی چیزی نمیشناسین علی الحساب یه چند سال از کار بندازمش ؟! یا شما چه راه و روشی رفتید ؟ چه دختر چه پسر فرق نداره واقعا راز موفقیت تون چیه ؟!

    حتی حاضرم شبا شام نون و کافور بخورم ولی این مشکل حل شه.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان , مسائلی جنسی پسران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۶۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۰۸
    • يكشنبه ۲۹ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۵

    اصلا زندگی میکنم که چی بشه؟

    سلام دوستان

    من یه دختر  19 ساله ام ... چند وقته حالم خیلی بده.. پشت کنکورم و با اینکه همیشه عاشق درس و اینده خوب بودم , الان دیگه برام بی مفهومن...نه تنها درسا , همه چی.. کل زندگی.

    من چرا زندگی میکنم؟ ببینید اصلا سوالم اینه که معنی نفس کشیدنم چیه؟ ...چه فرقی میکنه چجوری زندگی کنم؟.. الان درسم خوندم ،به چیزیم که میخواستم رسیدم خب که چی؟

    چی بشه؟ اخرش مگه مرگ نیست؟ خب اخه چرا زندگی کنم؟ بخدا معنی زندگی رو از دست دادم.. هیچی برام ارزش نداره, بیخیال همه چی شدم هیچی برام جالب نیست, احساس میکنم همه زندگیم اشتباه کردم , جلو همه ،یه دختر شوخ و سرحال و سر زنده و خندونم ولی از تو داغونم...

    اصلا زندگی میکنم که چی بشه؟ میگم افسردگی گرفتم همه میخندن و میگن کل دنیا افسرده بشه تو نمیشی, ولی واقعا داغونم. هیشکی نمیتونه بفهمه حالمو.. تو رو خدا کمکم کنین از هیشکی نمیتونم دیگه کمک بگیرم.

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۷
    • شنبه ۲۸ اسفند ۹۵ - ۲۱:۳۵

    یادم رفته چه طوری زندگی کنم

    سلام

    یادم رفته چه طوری زندگی کنم .. آخرین باری که از ته دل خندیدم یادم نمیاد .. همه ی چیزهایی که برای خوشبختی لازمه رو دارم .. پدر و مادر خانواده ی خوب .. ولی انگار به خودم قول دادم نخندم نا خواسته .. توی جمع همش ساکتم چند سالیه ..

    خیلی کم مسئله ای پیش میاد که بخندم .. قبلا با کوچیک ترین بهونه ای می خندیدم .. به نظرم همه چی بی مزست .. به بچه های کوچیک حسودیم میشه ..

    کمکم کنید .. 

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۹
    • شنبه ۲۸ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    اگه دختری بره سر کار ، جای یه پسر رو گرفته ؟

    سلام دوستان عزیز ، خوبین ؟

    دوستان در شرایط فعلی جامعه ما و با وجود مشکلات بیکاری و اینا ایا اگر واقعا دختری به سر کار بره مثلا در ارگان های دولتی امتحان بده قبول بشه آیا واقعا جای یه پسر رو گرفته ؟

    من همش عذاب وجدان اینو دارم که اگر به فرض در ارگان دولتی قبول بشم ممکن بود پسری میتونست به جای من باشه و با داشتن کار ازدواج کنه و تشکیل زندگی بده یا اگر متاهل باشه که کار براش واجب تره  .

    خب دوستان عزیز  اون دخترم هم برا رسیدن به این جایگاه تلاش کرده ، نظرتون در مورد شرکتهای خصوصی چیه ؟ آیا اگر خانمی در شرکتی خصوصی استخدام شود حق پسری که میتونسته تشکیل زندگی بده رو ازش گرفته ؟

    البته من اگر اقایی متاهل باشه حق رو کاملا به ایشون میدم چون حق ایشونه که بره سر کار ولی اقایون مجرد چی ؟

    ممنونم فقط دوستان در کمال احترام جواب هم رو بدیم .

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان , مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۹۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۱۵
    • جمعه ۲۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    چه فرقی بین دوست دختر و دوست اجتماعی هست؟

    با سلام
    دختری بالای 25 ساله هستم و مجرد . حدود یک ساله با پسری در ارتباطم . نمیگم همه پسرا اینجورین ولی مثل یکسری از پسرا برای شروع ارتباط با دخترا حرف از ازدواج زد و آشنایی ازدواج.
    بعد یک مدت که ازش خواستم مادرش در جریان بذاره گفت که به درد هم نمیخوریم و یکسری بهونه آورد و این قضیه رو تموم کرد. متاسفانه به دلیل شرایط کاریمون بعد از چند ماهی از این قضیه مجبور شدیم با هم ارتباط برقرار کنیم اما این بار قرار شد مثل دو تا دوست کنار هم باشیم، بدون عشق و عاشقی، مثلا دوست اجتماعی.
    میخوام بذارمش کنار چون نمیتونم دوست اجتماعی باشم. نمیتونم حدش برای خودم مشخص کنم. اصلا به نظر شما دوست اجتماعی چی هست که جدیدا مد شده؟ آیا ادامه دادن من اشتباهه؟ چه فرقی بین دوست دختر و دوست اجتماعی هست؟ به نظر من که حتی همین دوست اجتماعی به دخترای احساساتی ضربه میزنه.
    ممنون از نظراتتون

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان , مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۵۵
    • جمعه ۲۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    برای کار کردن دچار شک و تردید بسیار زیادی هستم

    با سلام

    من خانمی 23 ساله مجرد لیسانسه حسابداریم . من برای کار کردن دچار شک و تردید بسیار زیادی هستم ولی میخوام دیگه آخر سالی تصمیمو بگیرم و بعد از عید شروع کنم .

    1 - آیا حسابداری رو ادامه بدم ؟ یعنی یه کلاس برم و دنبال کار بگردم و البته هیچ سابقه کاری ندارم .

     2 - برم دنبال حرفه ای مثل آرایشگری ؟

    دوستان گلم میخوام یک راه و انتخاب و تا آخر ادامه بدم . البته بعضی وقتها میگم برم حسابداری رو ادامه بدم بعد دوباره پشیمون میشم و میگم برم دنبال آرایشگری .

    ما تو یکی از شهرستان های کوچک اصفهان زندگی میکنیم و وضعیت اشتغال اینجا برا رشته من بسیار بده چون بیشتر شرکت ها تعطیل شدن و برا کار باید برم خود اصفهان .

    ممنون از راهنماییتون

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان , کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۰۹
    • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۰

    به خاطر مشکل مالی می خوام از پسر مورد علاقم فاصله بگیرم

    سلام

    من یه دختر جوون هستم با تحصیلات لیسانس . راستش من با پسری آشنا شدم بر حسب اتفاق ، الان بعد چند وقت متوجه شدم وضع مالی ایشون خیلی خوبه و من در سطح پایین هستم اما از لحاظ فرهنگی و اجتماعی در سطح بالا هستم منتها من خجالت میکشم .

    دوست ندارم ادامه بدم دلم می خواد بهم بزنم این رابطه رو منتها مشکلم اینه ایشون یه پسر احساساتی هستن و مطمئنم که از اینکه ترکش کنم لطمه می خوره و دوست ندارم دلشو بشکنم اما دوست هم ندارم خودم خجالت بکشم . تو رو خدا شعار ندید بگید وضع مالی دختر مهم نیست .... به نظرتون چکار کنم ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۰۳
    • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۵

    بد بینی و ترسم از جنس مذکر بیشتر از قبل شده

    سلام

    دختری هستم که هیچ حسی نسبت به جنس مخالف ندارم . از دوران بچگیم هم خیلی از زورگویی پسرهای فامیل و اینکه دخترها رو دست کم میگرفتن متنفر بودم. اصلا از نوع پسر نفرت داشتم.

    الان هم که نزدیک سی سالمه هیچ وقت هیچ وقت نسبت به هیچ پسری حسی نداشتم. و نشده که به پسری خوش بین یا وابسته باشم حتی عاطفی. در ذهنم مردها یه سری ادم های زورگوی غیر منطقی بودند و هنوز هم این ذهنیتم باقی مونده. ( با اینکه پدر خودم خیلی ادم مهربونیه ).

    مهمتر اینکه حس جنسی نسبت به جنس مخالف اصلا تعریف نشده برام. تا حالا اصلا نسبت به هیچ کسی دید جنسی نداشتم. بیشتر ترس دارم تا حس دیگه ای . در مورد خواستگارهامم این طور بوده و ترس از زورگویی و خود رایی مردها نذاشته بتونم ازدواج کنم.

    در برخورد با جنس مخالف خیلی جدی ام . ولی چون خودم هیچ حس جنسی ندارم فکر میکنم اونها هم هیچ حسی به من ندارن. به خاطر این مثالا از اینکه با همکارم تنها باشم هیچ حس بدی ندارم ولی بعدش متوجه میشم که پشت سرم حرف دراوردن. در حالی که من هیچ منظوری ندارم و فقط فقط جنبه انسانی طرف مقابلم رو دیدم.

    توی این وبلاگ خوندم که پسرها همش میگن نسبت به خانم ها تو خیابون یا محیط کار دید جنسی دارن یا حتی خانمی رو در بیرون میبینن دست به خود ارضایی میزنن ، ( در مورد پسرها خیلی بهتر از این چیزها فکر میکردم نمیدونستم به این شدت هم میتونه باشه ) میگم نکنه همکارام یا اون هایی که من فقط دید انسانی دارم بهشون ، در ذهنشون در مورد من تصورات ناجوری داشتن؟ بد بینی و ترسم از جنس مذکر چندین برابر شده.

    همش میگم نکنه الان تو ذهنش فکرهای بد میاره . نمیدونم باید چکار کنم.

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۱۲
    • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    برو بالا