خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، زفاف، روابط زناشویی ، تربیت فرزند و مسائل اجتماعی

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب پست ثابت (خیلی مهم)

۱۷۶۶ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

چطوری میشه عشق رو از خودخواهی تمیز داد ؟

سلام به همه دوستان
یه سوال برام پیش اومده که می خوام بدون گول زدن خودمون و رک و راست جواب بدین . خود خواهی یعنی چی؟ عشقم میشه یه نوع خودخواهی ؟

این که من کسی رو می خوام که قبلا با کسی نبوده باشه، فقط عاشق من باشه، فقط به من فکر کنه و منو با بقیه مقایسه نکنه حتی نباید به سلبریتی ها فکر کنه یا در ذهنش ازشون خوشش بیاد. چطوری میشه عشق رو از خودخواهی تمیز داد ؟

اینا که همش میشه من من من . با من باشه ،بدون من نباشه، فقط به من فکر کنه، رو حرف من نه نیاره، هر جا من رفتم بره، هر جا من نرفتم نره، کاری که من دوست ندارم نکنه ، اونی که من دوست دارم انجام بده .

حالا شاید شما بگین در خودخواهی همش من هست ولی عشق که بیاد وسط ایثار هم میاد. ولی باید بگم توی همون ایثار هم یک طرف باز به منیتش میرسه.


↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۲) پاسخ های مردم
    • ۸۹۴ بازدید
    • جمعه ۱۱ اسفند ۹۶ - ۱۸:۱۷

    نحوه ی برخورد خانم ها با مزاحمت های خیابانی

    سلام

    من دخترم تازه لیسانس گرفتم .

    از بچگی مشکلات خانوادگی زیادی داشتم خیلی تحقیر شدم، پدرم همیشه کتک میزد تحقیر میکرد همیشه ترس تو وجودم بوده ترس از پدرم، ترس از آینده، ترس از بی پناهی و خیلی چیزای دیگه ، وارد جزئیات مشکلات نمیشم .

    هیچوقت قبل اینکه دانشگاه برم نمیذاشتن تنهایی بیرون برم همیشه مامانم میبرد مدرسه دبیرستانم که با سرویس میرفتم ، مشکلی که الان دارم اینه که وقتی بیرون تنهایی میرم و معمولا هم پیاده میرم چون پیاده روی رو دوس دارم خیلی اوقات ذهنم درگیره ، خیلی پیش اومده که مزاحمم بشن و حتی قصد بدی داشته باشن....

    اون لحظه ترس خیلی بدی میاد سراغم حتی حاضرم بمیرم نفسم بند میاد زبونم قفل میکنه اصلا عکس العمل نمیتونم نشون بدم حتی اگه جای شلوغ باشه ، و من هر بار بعد این اتفاقات ترسو تر شدم ،  تو این مواقع یا همیشه سوار تاکسی شدم یا به راهم ادامه دادم همیشه هم تو دلم خدا رو صدا زدم . ببینید من آدم کم حرف و کم رو و خجالتی نیستم همیشه تو دانشگاه من با همه راحت ارتباط برقرار میکردم ، ولی بحثم سر اون ترسی که موقع بیرون رفتن دارم هستش .اینم اضافه کنم هیچوقت بیرون رفتنی به آقایون نگاه نمیکنم .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۵) پاسخ های مردم
    • ۱۴۷۱ بازدید
    • چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ - ۱۹:۴۲

    مرزبندی حریم شخصی در دختران تغییر کرده ؟

    سلام دوستان

    سریع میرم سر اصل مطلب!

    احساس میکنم تعریف دوست پسر و دوست دختر توی این زمان برامون با مثلا پنج سال پیش یا قبلتر خیلی تفاوت کرده. یا من دچار ابهام شدم!؟

    مطالب زیادی رو اینجا در بین نظرات و پستهای مختلف دیدم که بیشتر دخترا با پسری که دوست بودن اصلا اون رو دوستی نمیدونستن یا یه جوری برای خودشون و بقیه توجیه میکردن که فکر میکردی یک مفهوم و تعریف جدید از دوستی دختر و پسر ساختن تو جامعه!

    مثلا چیزایی که دیدم:

    -دختره با پسره دوسته بعد میگه ما که دوست نیستیم ما عاشق همیم! این عشق منه و ما داریم در مورد عشق من صحبت میکنیم،چند وقت دیگه که با هم ازدواج کردیم بهت ثابت میکنم که ما دوست پسر-دختر نبودیم!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۷۳) پاسخ های مردم
    • ۲۳۲۴ بازدید
    • دوشنبه ۷ اسفند ۹۶ - ۱۸:۳۱

    کاش فلانی همسر من بود !

    سلام
    مخاطب سوال من متاهلین هستن
    من همیشه برام سوال بوده کسایی که عاشق هم بودن قبل ازدواج و بعد با هم ازدواج کردن یا حالا بعدش عاشق میشن آیا تا آخر زندگیشون عاشق همدیگه موندن ؟ یعنی نشده بعد به کس دیگه فکر کنن؟
    مثلا بگن کاش مثلا فلانی همسر من بود؟ عشقشون پابرجاست؟ از هم سرد نمیشن؟ البته فکر کنم اکثرا اینجا مجردهای عزیز هستن ولی میخواستم اگه عزیزان متاهلی اینجا حضور دارن لطفا نظر و تجربیاتشون رو بگن ‌. اینم بگم من‌ خودم مجردم و با توجه به اینکه خواستگار درست و حسابی نذاشتم فکر نکنم بتونم ازدواج کنم.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۳۱) پاسخ های مردم
    • ۱۹۵۹ بازدید
    • دوشنبه ۷ اسفند ۹۶ - ۱۸:۲۶

    قراره هفته دیگه دوست مجازیم رو ببینیم

    سلام

    امیدوارم که حال همتون خوب باشه .

    من حدود یک سال پیش با یه آقا پسری آشنا شدم توی فضای مجازی و بعد از مدتی صحبت کردن از هم خوشمون اومد و وارد حالا یه جور رابطه شدیم .

    ایشون از همون اول خواستن که همدیگه رو ببینیم ولی من بنا به دلایلی امکانش واسم نبود تا اینکه قراره هفته دیگه همدیگه رو ببینیم . من ساکن یکی از شهرهای جنوبی هستم و ایشون شمال ، موضوع اینه که هفته دیگه که ایشون میاد، نزدیک به یک هفته میخوان بمونن که تو هتل هستن و با هواپیما میان که در بهترین شرایط ممکن ، واسه همین دو مورد باید حدود ۸۰۰ تومن هزینه کنن و اینم بگم ایشون دانشجو هستن و منبع درآمدی هم ندارن ، ولی خب قراره که بصورت پاره وقت کار کنن.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان دوستی به قصد ازدواج ازدواج غیر سنتی

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۱۹۵) پاسخ های مردم
    • ۳۸۸۱ بازدید
    • يكشنبه ۶ اسفند ۹۶ - ۲۲:۲۴

    چرا با هر پوششی باید اذیت بشیم ما دخترا ؟

    سلام

    راستش نمیدونم حرفایی که میزنم و درد و دل میدونید یا سوال ! من تو یه شهرستان کوچیک درس میخونم .. یعنی اینجا خوابگاه دارم ، چند وقت پیش با یکی از دوستام رفتم بیرون ، خیابون خلوت بود .. یه اتفاقی که من همش میشینیدم برام اتفاق افتاد !!  یه موتوری رد شد از کنارمون که یهو برگشت ... ما خیلی ترسیده بودیم .. ولی فکر نمیکردم ... !!!

    موتوری نزدیک ما اومد و با سرعت خیلی زیاد و با دستش محکم زد به پشت من و رفت .. اون لحظه با تمام وجود داد زدم . پیش دوستم خیلی خجالت کشیدم . من چادریم و آرایشیم نداشتم . از درد نشستم وسط خیابون !! هدفشون از این کار چیه ؟! هنوز تمام بدنم درد می کنه . هنوز از موتووری هایی که نزدیکم میشن میترسم .. احساس میکنم با چادر بیشتر ترغیب میشن ، کِرم بریزن مریضاا .

    یه دفعه دیگم تو اتوبوس یه مرده اومد پشت من وایساد و اذیتم کرد ولی اون موقع دهنم رو انگار گرفته بودن هیچی نمیتونستم بگم .. وقتی پیاده شدم یه نگاهی پیروزمندانه ای بهم زد ... لجن .. خدا همشونو لعنت کنه .. چرا با هر پوششی باید اذیت بشیم ما دخترا ؟ دلم خیلی شکست .. دختری که هیچ زیبایی یا خنده و ادا نداره ، اذیتش برای چیه ؟

    اصلا اذیت دخترا برای چیه ؟ دعا میکنم ، این پستو ببینه و بفهمه دلم شکست و آرزو میکنم ، تو زندگیش روی خوش نبینه که نابودم کرد ...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹۶) پاسخ های مردم
    • ۲۰۸۴ بازدید
    • يكشنبه ۶ اسفند ۹۶ - ۲۱:۴۹

    چیزهایی تو زندگیم دیدم که واسم خیلی زود بود

    سلام...بچه ها...

    زندگیم این روزها خیلی خاکستریه... بدون اطلاع پدرم ، مشغول به کاری شدم که اگه بدونن دیگه باهام حرف هم نمیزنن . بابام اینجا نیست ، نمیخوام بگم کار عیبه اما کار من شب تا صبحه ، پرستاری از سالمند ، سالمندی که پیشش بودم... خیلی بهش وابسته شدم... واسم مثل مادر بود... خیلی به فکرم بود ... چند هفته پیش همین جور که داشتم باهاش حرف میزدم... جلو خودم سکته کرد ... اصلا هیچ کاری نمیتونستم کنم...

    اولین بارم بود همچین اتفاقی واسم می افته ، اونی که خیلی دوستش داشتم فوت کرد... جلو چشمای خودم... و من هیچ کاری نمیتونستم کنم... الان خیلی ناراحتم... همش خاطراتش جلو چشمامه،  همش خودمو سرزنش میکنم... میگم یعنی میشد کاری کرد که من نتونستم... زندگیم دیگه عادی نیست .

    دلم واسه اون روزهایی که بابام پیشم بود و دلم قرص بود تنگ شده.. الان حس بدی به همه چیز پیدا کردم ، دلم آرامش میخواد ، چه جور میتونم اون خاطرات رو فراموش کنم . دلم گرفته از این شغلی که به ناچار انتخاب کردم.. من دختر جوونی هستم.. بیست و پنج سالمه.. ولی کلی خاطره بد دارم.. چیزایی تو زندگیم دیدم که واسم خیلی زود بود ... الان نمیدونم دقیقا باید چیکار کنم....


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۸) پاسخ های مردم
    • ۱۲۵۴ بازدید
    • يكشنبه ۶ اسفند ۹۶ - ۲۱:۳۹

    از کجا میشه فهمید یه خواستگار جنم کار کردن داره یا نه ؟

    سلام

    وقتی یه پسر زیر 25 سال میره خواستگاری ، معمولا خونه و ماشین و ... نداره ، این پسر انتظار داره جواب بله بگیره ، از اون طرف ، دختر به خواستگار نگاه می کنه و می بینه که ... !

    n تعداد از این پسران دست رد به سینه شون زده میشه ، نتیجه این میشه که پسره میگه دختره پول پرست ردم کرد ! چند سال بعد این پسر با تلاش و کوشش زیاد و صد البته تحمل فشارهای جنسی و کمبود های عاطفی امکانات خوبی فراهم میکنه . حالا بگذریم که نظر چنین پسرانی در مورد معیارهای انتخاب همسر چه تغییراتی خواهد کرد !!!

    این مقدمه رو عرض کردم که بگم ، خانواده ی دختران ، از کجا باید تشخیص بدن که خواستگار جنم کار کردن داره یا نه ؟!

    اگه میشد آینده رو دید ، پسرانی که قصه شون رو عرض کردم ، در همون مثلا 23 سالگی به احتمال فراوان جواب مثبت میگرفتند، سوالم این جاست که چطوری میشه فهمید یه پسر اهل کار کردن هست یا نه ؟

    فکر می کنم اگه جواب واضحی برای این سوال پیدا بشه ، ان شاء الله یکی از موانع ازدواج برداشته خواهد شد .

    موفق باشید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها مسائل دختران جوان ازدواج آسان مسائل اجتماعی روز جامعه ازدواج فرزندان رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۵۹) پاسخ های مردم
    • ۲۰۹۹ بازدید
    • جمعه ۴ اسفند ۹۶ - ۲۳:۰۲

    چرا بعضی ها پز همسرشون رو به دیگران میدن ؟

    سلام خدمت دوستان

    راستش چند مدتی اطرافم یه موردی میبینم اونم اینه که هر کی از دوستان ازدواج میکنن میخوان به بقیه نشون بدن که ببینید خانوم من چقدر دافه و متاسفانه ابایی هم از این مورد ندارن  .

    خواستم دوستان نظر بدن اصلا این انحراف ایجاد نمیکنه ؟ یه جور بی غیرتی نیست؟ خانوما هم اینجورین، یعنی پز شوهرانشون رو به همدیگه میدن؟ این باعث مقایسه نمیشه مثلا چند تا دوست بیا تو فانتزی هاشون خانومشون رو مقایسه کنن ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۰) پاسخ های مردم
    • ۱۶۲۱ بازدید
    • جمعه ۴ اسفند ۹۶ - ۱۹:۱۶

    چطور خاطره تجاوزی که در کودکی بهم شده رو فراموش کنم ؟

    سلام

    گلطفا کمکم کنین حالم خیلی بده و هیچکسی رو ندارم که باهاش این مشکل رو در میون بذارم فقط شما رو دارم این حالم رو بهم میزنه نمی تونم افکارم رو کنترل کنم.

    وقتی دبستان بودم مورد دستمالی و تجاوز یکی از آشناها قرار گرفتم ، از روی لباس بود . توی خونه مراقبم بود ، من تنها بودم گفتم نکن بسه.. بدم میاد ولی ... من خیلی تلاش کردم که فراموش کنم و ارتباطم با اون آشنا و اقوامش کم بشه به هیچکسی حرفی نزدم نمی تونستم میترسیدم تا الان فقط خودم باهاش کنار اومدم .

    الان بردار همون آشنا منو خواستگاری کرد این قدری داغونم که نمی دونم باید چه جور خودمو جمع و جور کنم و آروم شم؟ چیکار کنم ؟ چطور به خودشون اجازه همچین ... رو دادن و...؟ این کل فکرم رو درگیر کرده . من حالم از خودشو و خونوادش بهم میخوره.

    درسته فقط خودم این اتفاق  رو میدونم ولی ما اصلا در حد اونا نیستیم . این اقا اصلا انگشت کوچیکه من هم نمیشه بلافاصله جوابشون رو دادم اما موضوع فقط این نیست گذشته تو ذهنم داره تداعی میشه چیکار باید بکنم؟ لطفا کمکم کنین...بهم گفتن جریان خوا... که حتی حالم بهم میخوره بیانش کنم رو به بقیه اطلاع ندم اگر جوابم منفی باشه.

    حالا این مثل خوره افتاده تو جونم باید. چیکار کنم؟ یادم رفت بگم 19 سالمه. نمی تونم هم برم پیش مشاور ...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۳۱) پاسخ های مردم
    • ۱۶۶۹ بازدید
    • جمعه ۴ اسفند ۹۶ - ۱۹:۰۱

    مشکلم اینه که وقتم رو بیش از حد دارم واسه گوشیم میذارم

    سلام

    من دختری ۱۸ ساله م که ترم ۲ رشته مهندسی برقم. مشکلم اینه که وقتم رو بیش از حد دارم واسه گوشیم میذارم و به کارای مهمم نمیرسم و درس نمیخونم. یک سره اینستا، تلگرام و ... ، اینترنت نباشه هم بازی.

    البته اینم بگم من  مثل بعضی از افراد نیستم که اگه یه روز گوشیم رو خونه جا بذارم و فراموش کنم ببرم دق کنم و راحت باهاش کنار میام. اما بنظرم جایگاه گوشی واسم مهمه. اینکه هر اتفاقی که بیفته من از همین شبکه های اجتماعی باخبر میشم.

    دوستان بنظرتون چیکار کنم ؟ کسی صحبتی داره در این موضوع که به من تلنگری بزنه؟ یا کسی مثل من بوده که الان از گوشیش به اندازه استفاده کنه؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶) پاسخ های مردم
    • ۴۸۱ بازدید
    • جمعه ۴ اسفند ۹۶ - ۰۹:۵۳

    چند ماهی هست که آدم ترسویی شدم !

    با عرض سلام خدمت تمام هموطنان
    راستش مسئله ای که برام پیش اومده اینه که حدود چند ماهی هست که آدم ترسویی شدم! همیشه فکر میکنم مقصر خودمم به اصطلاح آدم فقیر و ساکتی شدم هیچ کس باهام مشکلی نداره بجز خودم.
    من کلاس های روانشناسی خیلی رفتم ، چون مربی ورزشیم اجبار کرده بود در کنار درس کتابم بخونیم ( تقریبا از پارسال تا حدود زیادی به خود شناسی رسیدم) چند وقتیه خیلی فقیر و ساکت شدم احساس میکنم این طوری حقم خورده میشه ، همش فک میکنم بی عرضه شدم.
    مثلا خونه دوستام میرم نمیتونم راحت باشم خیلی خجالتی شدم خیلی کم رو شدم دقیقا حس میکنم ی بیماریه اما اسمش رو نمیدونم، خیلی رو رفتارم با دیگران حساسیت به خرج میدم ، همش با استرس صحبت میکنم که نکنه کسی ناراحت بشه.
    در صورتی که قبلا اینطوری نبودم. خیلی بقیه رو از خودم بالاتر میبینم این خیلی بده. من ترم ۶ مهندسی مکانیک یه دانشگاه دولتی معتبرم تا ترم ۳ درس نمیخوندم اما از اون به بعد خدا رو شکر هر ترم کل درسام و پاس کردم. هیچ مشکلیم ندارم که بگم باعث شده احوالم این طوری بشه.
    قطعا میدونم راه درمان داره و از شما میخوام که نظراتتون رو بگین.راستی من جز طرفداران خانواده برترم فقط اسممو تغییر دادم و تا حدود زیادیم شما رو میشناسم. عباس و targolvargol و زهرا دختر ایرانی و... شما حتما نظر بدین چون برای پست هاتون نظر دادم همیشه .
    سپاس از اینکه وقت گذاشتین.

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۵۸۸ بازدید
    • پنجشنبه ۳ اسفند ۹۶ - ۱۹:۲۸

    اگه خواستگارم واقعا منو دوست داشت چرا راحت کنار کشید ؟

    سلام دوستان

    یه مسئله تو زندگی من پیش اومده که حال روحی منو بهم ریخته و منو تا مرز افسردگی کشونده ، حدودا دو ماه پیش من مجبور شدم نامزدیم رو بهم بزنم. آشنایی ما از خواستگاری رسمی تا آزمایش خون حدودا دو ماه طول کشید. خب طبیعتا تو این مدت هر دو طرف همه چیز رو تموم شده میبینن. اون پسرم همین بود. همه چیز رو تموم شده میدید و کلی خوشحال بود و شوق و ذوق داشت از اینکه داشتیم عقد میکردیم و بی صبرانه منتظر عقدمون بود.

    ما تو همه چی با هم تفاهم داشتیم و ظاهرا همه چی اوکی بود تا اینکه بحث جهیزیه پیش اومد و اختلاف رسم و رسوم تو این موصوع. رسم اونا به این بود که زندگی مشترک باید پنجاه پنجاه باشه. یعنی عروسی و خونه و ماشین و ... با پسر ، جهزیه کامل با دختر. ولی رسم ما به این بود که جهیزیه نصف نصف . سر این بحث و مسائل من چند بار مجبور شدم بهش بگم بره دنبال یه دختر دیگه. بدون اینکه خودم بخوام یا راضی باشم!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها مسائل دختران جوان رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۲) پاسخ های مردم
    • ۲۲۲۰ بازدید
    • چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶ - ۲۱:۴۸

    نه اونیم که خودم میخوام نه اونی که خدام میخواد

    با سلام

    یه سوالی برام پیش اومده شاید دلیلم داشته باشه ولی بازم برام عجیبه . از دوستای گل و پاکمون خواهش میکنم نه قضاوت کنن نه سرزنش فقط اگه میشه کمک کنن .

    من 26 سالمه یه دختر آروم و فکر میکنم درونگرا ، اهل صحبت کردن زیاد نیستم و بشدت مغرور و شاید خود شیفته، لجباز و حساس میدونم صفات بدیه فقط میگم شاید بهتر بهم کمک بشه .

    دو سال و نیمه پیش با پسری اشنا شدم که دو سال ازم کوچیکتره البته تا 5 ماه این موضوع رو نمیدونستم. با پسری قبلش نبودم ولی چشم گوش بسته هم نبودم 5 -6 سال توی محیط کاملا مردونه درس خوندم به خاطر رشتم.

    زیاد برام ارتباط این شکلی معنا نداشت دنبالشم نبودم حتی تمایلی به حرف زدن های معمولی با همکلاسی های پسر نداشتم توی زندگیم دست هیچ نامحرمی بهم نخورده بود و همینطور خودم به نامحرمی نگاه نمیکردم ، جوری که توی عکس فارغ التحصیلی چهره خیلی از همکلاسیام رو برای اولین بار میدیدم .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان رفتارشناسی دختران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۰) پاسخ های مردم
    • ۱۱۷۵ بازدید
    • سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ - ۱۸:۲۸

    از الماس تا دستمال ، بردگی پنهان زنان


    زندگی نوین اسم جالبیه، البته "اسمش" زندگیه ،باطنش بردگیه!

    یه موجودی اخیرا بدجور دامن جامعه رو گرفته از همه بیشتر هم خانوما ! اصلا انگاری هدفش ریحانه های خداست ! داره کم کم یه سبک زندگی (بردگی) کلیشه ای براشون میسازه! سبک زندگی که توی اون،باید همیشه با آرایش باشن، باید همیشه سعی کنن چهره اصلی شون رو زیر خروار خروار آرایش پنهان کنن! داره بهشون تلقین میکنه اگه میخوای بهت توجه کنن باید آرایش کنی باید همیشه ترگل ورگل باشی! (حتی اگه خودت نخوای)! باید قیافه ی واقعی خودتو پنهان کنی!

    باید لباس های بپوشی که جلب توجه کنه! باید به چشم بیای! توی این شیوه زندگی، خانوما فقط یه دوره طلایی توی زندگیشون دارن، همون دوران جوانیشون ! دوره ای که بخاطر زیبایی شون مورد توجه هستن! دوره ای که همه میمیرن براشون! دوره ای بعضی از مرد ها برای بودن باهاش خودشون رو به آب اتیش میزنن! البته اونم فقط بخاطر خوشگلی شون! خب این دوره نهااایتِ نهاااایتش ۲۰ سال پایداره ! اما بعدش چی؟ بعد اینکه همون ( به نظر ) زیبایی رو از دست میدن ! خالی خالی میشن! پوچه پوچ!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه مسائل زنان مطالب کاربران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۵) پاسخ های مردم
    • ۲۲۵۲ بازدید
    • دوشنبه ۳۰ بهمن ۹۶ - ۱۹:۳۷

    هیچی ارزش اینو نداره که پا رو شرفت بذاری

    سلام به همگی

    ایام فاطمیه رو بهتون تسلیت میگم

    راستش نمیدونم از کجا شروع کنم ... دیشب داشتم تو یه گروه تلگرامی که حدودا 200-300 تا عضو داشت داشتیم بحث میکردیم با بچه ها سر یه موضوعی که به ناگاه یه مشتی عکس زشت ( پورن ) بصورت رگباری توی اون گروه پست شد .

    راستش رو بگم مو به تنم سیخ شد و تمام بدنم یخ کرد حتی تا چند ساعت بعدشم همین طور بودم بعدش سریع لفت دادم  ... این پست رو گذاشتم که اون دوستایی که این عکس ها رو میذارن توی گروه ها ( حالا نمیدونم هدفشون چیه دقیقا ، فازشونو نمیدونم )  یا در کل تو فضای اینترنت رو مخاطب قرار بدم بگم که داداش من خواهر من فکر کن همین عکس رو آبجی یا داداش خودت میبینه چرا این کارو میکنی ؟! بخدا هیچی ارزش نداره که پا رو شرفت بذاری ...

    ضمنا فکر نکنین یه پسریم که تازه به سن بلوغ رسیده ..نه.. 22 سالمم هست ...میدونم من مرتکب تقصیری نشدم ولی این عذاب وجدان از دیشب تا حالا ولم نمیکنه . اونم تو ایام فاطمیه


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه مطالب کاربران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۸) پاسخ های مردم
    • ۱۱۶۷ بازدید
    • يكشنبه ۲۹ بهمن ۹۶ - ۲۱:۴۱

    می خوام همیشه منظم و مرتب باشم

    سلام

    لطفا دختر پسرای مرتب و با سلیقه جواب بدن .

    من یه دختر ۲۰ ساله م یه مشکل کوچولو دارم اونم اینه که همیشه دوست داشتم منظم باشم یعنی بعضی ها هستن همیشه منظم و مرتب هستن اصلا نمی دونم این چه طور امکان پذیره .

    مثلا لباسام دوست دارم همیشه مرتب و آویزون باشه از کمد یا تو کشوم تا شده باشه حالا آویزونم کنم لباسامو اصلا حوصله ندارم درست و حسابی آویزون کنم بعدا می افته یا کج آویزون میشه قاطی پاتی میشه کلا یا تو کشو اولش همه چی رو تا میکنم می ذارم ولی بازم بعدا قاطی پاتی میشه .

    البته اینم بگم که مامانم هم گاها به من کمک می کنه و اتاقم رو مرتب می کنه یا خودم هر هفته کامل مرتب می کنم ولی بعد یکی دو ساعت  همون میشه یعنی الان مادرم کمک حالم هست ولی اگه بعدا بخوام زندگی مستقل داشته باشم خوب وظیفه هم بیشتر  میشه اون موقع اون ها رو چه طوری از عهده زندگیم بر بیام ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۳) پاسخ های مردم
    • ۶۴۱ بازدید
    • يكشنبه ۲۹ بهمن ۹۶ - ۲۱:۰۹

    زن‌ذلیلی یا حُسن معاشرت؟!

    سلام

    در فرهنگ ایران امروز مشهور است که اگر کسی با همسرش حُسن معاشرت داشته باشد، از سوی اطرافیان به «زن‌ذلیلی» وصف می‌شود! در این مختصر کاری به معنای حقیقی «زن‌ذلیلی» در اصل شکسته‌ شدن غرور مرد و بردگی نوین در مقابل زن باشد نداریم، تنها نگاهی شرعی به «حُسن معاشرت» خواهیم انداخت!

    خداوند در قرآن مجید فرموده است: "عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ" (النساء/19)، یعنی: با همسرانتان، بطور شایسته و نیکو معاشرت کنید!

    در اوضح التفاسیر (1/94)، در بیان معنای آیه آمده است: «یعنی با مؤدت و مهربانی که خداوند بین همسران واجب گردانده، با آنان رفتار کنید!»


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل اعتقادی مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در زن داری مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۳) پاسخ های مردم
    • ۱۷۸۷ بازدید
    • شنبه ۲۸ بهمن ۹۶ - ۲۰:۴۶

    بیماری اختلال شخصی مرزی برادرم، باعث انتخاب نشدن من میشه ؟

    سلام

    یه سوال دارم من یه دختر مجردم و تنها و تنها غمی که در زندگیم دارم اینه که یه برادر مجرد ۳۰ ساله دارم که دچار اختلال شخصی مرزی هستش که نمیتونه کار کنه و مجبوره تا پایان عمر کنار پدر و مادرم که ان شاالله ۱۲۰ ساله بشن زندگی کنه.

    ما با این قضیه دیگه کتار اومدیم و رفتارمون با برادرم خوبه. برادرمم کارهایی مثل خودزنی و خودکشی و این چیزا انجام نمیده پرخاشگر و معتادم نیست و علت بیماریش اینه که مادرم  در ۳ ماهه اول بارداریش یه سرماخوردگی شدید همراه با عفونت و ویروس میگیره که به جنین انتقال پیدا میکنه. دکتر گفت.

    می خواستم بدونم این قضیه ممکنه روی ازدواج من تاثیر بذاره که انتخاب نشم ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان رفتارشناسی پسران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۶۸۳ بازدید
    • شنبه ۲۸ بهمن ۹۶ - ۲۰:۳۹

    تا الان فکر میکردم ظرفیتم خیلی زیاده

    سلام به همه ی دوستان

    یه مشکلی بزرگی برام چند وقت پیش اومده اونم اینه ..

    تا الان فکر میکردم جنبه و ظرفیتم خیلی زیاده ، اکثر کسانی که اطرافم هستن هم همین رو گفته بودن . ولی چند وقتیه نمیدونم چم شده ، خیلی حساس و بچه شدم .‌.. جوری که نمیتونم یه فیلم و رمان احساسی ببینم یا بخونم .‌ مسخرس برام .

    یه فیلم که می بینیم مخصوصا احساسی تا یه مدت افسردگی دارم ،و به اون فیلم فکر میکنم ، یا یک رمان نمیتونم بخونم .. مخصوصا فیلم های خارجی که خب صحنه دارم هست .. اصلا حالم خوش نیست .. یعنی خب وقتی کسی رو پیش نداری و میشینی فیلم عاشقانه میببنه همینه دیگه .. ولی همسنام خیلی راحت تر کنار میان

    اسم این رفتار چیه ؟ یعنی من تو سن ۲۰ سالگی بچه شدم ، احساسی شدم ؟ شایدم به خاطر فشار تنهاییه


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰) پاسخ های مردم
    • ۶۶۶ بازدید
    • جمعه ۲۷ بهمن ۹۶ - ۲۱:۲۷

    با این که مشکل خاصی ندارم ولی زندگیم جهنم شده

    سلام دوستان

    من نوزده سالمه ، یه دختر سالم و پر انرژی ، با وجود اینکه شرایط زندگیم خوبه و مشکل خاصی ندارم زندگیم عین جهنم شده ... ، من دلم میخواد برم بیرون .. خوش بگذرونم.. از جوانی و سلامتیم استفاده کنم ، اما مدام کنج خونه نشستم چون جایی ندارم برم... چون کسی نیست که باهام بیاد بیرون . منم تنهایی کجا برم خب ... ؟

    شاید مشکل کوچیکی به نظر بیاد اما من دارم به جنون میرسم ، یه دفتر دارم که توش بعضی وقتا مینویسم درباره روزم..اکثر غریب به اتفاق نوشتم امروز روز خوبیه و هوا خیلی خوبه منم خیلی سرحالم اما نمیتونم جایی برم . خانوادمم اونقدرا کار به کارم ندارن. مشکل از خودمه .

    هر روز انقدر از این وضع حرص میخورم که گریم میگیره و سر درد میگیرم... از خونه موندن متنفرم ، شما بگین چیکار کنم ؟ شما روزتون رو چطوری میگذرونین؟ چطوری باید زندگی کرد اصلا ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۱) پاسخ های مردم
    • ۱۱۸۹ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ بهمن ۹۶ - ۱۸:۴۶

    با یکی از همکلاسی های تهرانیم وارد رابطه ی به اصطلاح تعهدی شدم

    سلام

    من ی دختر دانشجوی خوابگاهی ام تو تهران ، تو یکی از دانشگاهای خوب. با یکی از همکلاسی های تهرانیم وارد رابطه و به اصطلاح تعهدی شدم. هر دو مون به شدت عاشق همیم و از اول هم نه من ( چون اصلا ازدواجی نبودم قبلنا ) که خودش گفت اهل رابطه موقت نیست و به قصد ازدواج شروع کردیم.

    منم از ابتدا درخواست دوستی و ازدواج و اینا زیاد داشتم حتی اوایل شروع رابطه که هنوز کسی باورش نمیشد، ولی چون ایشون واقعا اولین عشق واقعیمه ( اون تا حالا رابطه ای نداشته با کسی ) و رسما تو دانشگاه با همیم دیگه در واقع راه ورود کس دیگه ای رو بستم.

    اما در مورد خودم بگم که از یه خانواده هستم که از دیدشون من حتی اکیپی با چند تا دختر و پسر برم بیرون فاجعه است چه برسه... واقعا موندم چطوری میخوام در آینده بهشون بگم. اونم در شرایطی که از بابام میترسم و با مامانمم رابطه عاطفی هم ندارم . یه جورایی دنیام خیلی متفاوت شده باهاشون ، واسه همین حتی خونه که میرم خیلی نمیتونم تحمل کنم اون جا رو . دل بستگی هام اینجا زیادتره. این اولین سوالمه ( همه راهکارای اولیه که بقیه میدن رو میدونم ولی واقعا وضع خیلی بدتر از چیزی است که شما فکر میکنید!)


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۶۲) پاسخ های مردم
    • ۲۱۸۲ بازدید
    • پنجشنبه ۲۶ بهمن ۹۶ - ۱۸:۴۳

    از دوست پسرم خواستم بیاد خواستگاری ولی ...

    سلام دوستان خواهش میکنم راهنماییم کنید.

    دختری بیست ساله هستم و اینکه حدود دو ساله که با پسری دوست هستم و ایشون سی سالشونه.

    و اینکه هر دو دانشجوی کارشناسی هستیم دو تامون ، هر دومون علاقه داریم بهم ولی حدود سه هفته اس که من با ایشون بهم زدم رابطه رو.

    به ایشون گفتم اگه واقعا دوسم داره بیاد خاستگاریم و گفتن شرایط ازدواج مثل پول و شغل و مدرک ندارن . هر وقت میپرسم کی شرایطتت جور میشه زمان های متغیر میده یه بار میگه شش ماه یه بار میگه دو سال یه بار میگه پنج سال.

    خانوادش با خودم صحبت کردن و منو میشناسن و حتی کل فامیلاشون در جریان رابطه ما هستن ولی نمیدونم چرا جلو نمیاد ، من بخاطر اینکه ایشون هر از گاهی باعث میشد روابط لمسی داشته باشیم و یا من کلاسای دانشگاهم رو بپیچونم و نرم و یا بعضی اوقات سرم داد میزد ، چون احساس گناه میکردم گفتم رابطمون رو قطع کنیم تا بیاد خاستگاری و اگه هم نیومد که هیچی حالا نمیدونم واقعا کار درستی کردم یا نه میشه کمکم کنین؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان دوستی به قصد ازدواج

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۸۵) پاسخ های مردم
    • ۲۲۸۲ بازدید
    • سه شنبه ۲۴ بهمن ۹۶ - ۲۲:۵۳

    فرض کنیم قانون حجاب اجباری لغو شد ...

    سلام

    شاید این سوال برای بعضی ها این تصور را پیش بیاره که تا کی به بحث تکراری حجاب باید پرداخته بشه .اما با توجه با بررسی نظرات کاربران محترم در بحث پوشش و حجاب افرادی موافق حجاب و افرادی مخالف حجاب مخصوصا حجاب اجباری بودند و حتی عده ای از خانم های محجبه هم اعتقاد داشتن که نباید حجاب اجباری باشه چون باعث میشه افرادی ریا کار و نقش حجاب را بازی کنند و از حجاب سوء استفاده برای مقاصد و منافع خود بنمایند.

    الان به فرض بپذیریم که حجاب دیگر اجباری نیست و هر کس دوست داشت با حجاب ظاهر بشه طبق اعتقاد خود و هر کس هم نخواست بدون حجاب از منزل خارج بشه و به محیط کار یا دانشگاه و غیره برود.

    سوال من از کسانی که مخالف حجاب اجباری هستن اینه کسانی که طبق اعتقادات خود حجاب را انتخاب کرده اند پوششی دارند که تنها گرده صورت و دست هایشان تا مچ می تواند نمایان شود اما کسانی که اعتقادی به حجاب اسلامی یا اجباری ندارند حد و حدود پوشش آن ها چه میزان را انتخاب خواهند کرد؟

    لطفا بدون حاشیه و بحث های تکراری خانم ها و آقایون مخالف حجاب اجباری حد و مرز پوشش یه خانم بدون حجاب را ترسیم بفرمایند.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه مسائل زنان

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۱۰۸) پاسخ های مردم
    • ۲۱۰۳ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ بهمن ۹۶ - ۱۸:۱۸

    نظر پسران در مورد حذف مهریه در قبال کمک در تهیه جهیزیه دختر

    سلام وقت بخیر

    دوستان لطفا کمی از وقت ارزشمندتون رو در اختیارم بذارید تصمیم دارم مقاله جامعه شناسی ارائه بدم ... قبل از هر چیزی بگم این پست ویژه آقایونه ( چون الان فمینیست ها میریزند سرم ؛ ) خانم ها خواهشا نیاید بگید که این چه سوالیه و ارزش زن رو پایین نیارید و فلان ؟! من منظوری از این پرسش دارم و باید به نتیجه ای برسم ...

    آقایون شرایطی و بیان میکنم و فقط لطف کنید بگید از نظر شما پذیرفتنی هست یا خیر ؟!

    اگر دختر‌ خانمی مهریه نخواد ... شاغل هم باشه و تمام خرج و مخارج عروسی هم با شما تقسیم کنه ( دقت کنید با شما نه خانوادتون البته تا حد امکان عروسی ساده باشه و بیشتر پولشو بذارید با هم روی خونه و فقط فامیلهای درجه یک و عروسی و عقد هم یکی باشه  ) خب تا حدودی این  مسئله اقایون حل شد میمونه چیزی که دغدغه دختراست یعنی جهیزیه ... حاضرید با خانومتون در حد نیازتون جهیزیه رو تهیه کنید و سر کم و زیاد بودن جهیزیه غر غر نمیکنید ؟ ( منظورم اینه که فقط روی خودتون دو تا حساب باز کنید نه خانواده هاتون و از تجملات دوری کنید و بد ها به مرور زمان سطح زندگیتونو ارتقا بدید و بقیه لوازم مورد نیازتون رو خودتون تهیه کنید نه اینکه از روز اول همه چیز حاضر و آماده باشه ) ( البته میدونم که در خیلی از شهر ها آقایون باید وسایل سنگین رو بدند که من با اینم موافق نیستم دقت کرده باشید گفتم با کمک خود دختر و پسر ) حتی اگر بسیار ساده هم بود حاضرید پای این زندگی باشید ؟ و از کنار هم پیشرفت کردن لذت ببرید .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مهریه جهیزیه

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۱۱۴) پاسخ های مردم
    • ۲۰۹۳ بازدید
    • يكشنبه ۲۲ بهمن ۹۶ - ۱۹:۰۶

    می خوام از فاز سکوت مطلق بیام بیرون

    سلام دوستان
    من امسال بعد چند سال پشت کنکوری بالاخره خودمو به یه رشته پیراپیزشکی راضی کردم و اول بهمن وارد دانشگاه شدم. یه شهر کوچیک اما نزدیک به شهر خودمون درس میخونم.
    من قبل اینکه بیام دانشگاه با اینکه خیلی شخصیت آرام و ساکتی دارم، در عین حال خیلی اجتماعی بودم. درونگرا بودم و کم حرف میزدم اما خجالتی نبودم. در برقراری ارتباط با آدمای جدید ناتوان نبودم اصلا. اما الان تو خوابگاه به مشکل برخوردم. اصلا نمیتونم با هم کلاسام ارتباط درست حسابی برقرار کنم.
    احساس میکنم اصلا متعلق به اون جمع نیستم. در حالیکه فاصله سنی ما حداکثر دو ساله شایدم کمتر.اما تحمل اینهمه شلوغ کاری و پرحاشیه بودنشون رو ندارم. تحمل اینکه شبا دور هم جمع میشن و هر چرت و پرتی رو به زبان میارن ندارم.
    توی همه این دورهمی هاشون منم دعوت میکنن. منم نه نمیگم بهشون چون به هر حال هم کلاسیم و نمیخوام فکر کنن خودمو میگیرم یا هر چی.
    اما واقعا تحمل اون جمع شلوغ رو ندارم.اتاق ما خیلی خلوتتر و آرومتره و من واقعا احساس راحتی دارم با این بچه های ترم بالاییا.اما تحمل هم کلاسیامو ندارم. این ویژگی خیلی شلوغ بودن اونا رو بذارین در کنار حس غریبی و دلتنگی و البته ترس من.
    من اینجا واقعا میترسم.از تنهایی، از اینکه خوابگاه یه عالمه سوسک و مارمولک داره، از اینکه نتونم با بچه ها ارتباط برقرار کنم، از درسهای سنگین، حتی از اینکه خوابگاه ما محل یه بیمارستان قدیمیه که بازسازی شده و ما دقیقا مجاور سردخونه قدیمی این بیمارستانیم....
    خلاصه اینکه تمام این حسها دست به دست هم دادن و از من یه آدم فوق العاده ساکت و کم حرف ساخته که کلا تو فاز سکوت مطلقه! و من عذاب میکشم از اینکه مدام توی جمع بهم بگن چرا انقدر ساکتی؟!
    این شخصیت جدیدم داره حوصله خودمم سر میبره چه برسه به بقیه. چیکار کنم از این حس و حال بیرون بیام؟

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۱۲) پاسخ های مردم
    • ۷۱۳ بازدید
    • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶ - ۲۰:۰۱

    از کی دقیقا مهریه شد سکه؟

    سلام
    میون انبوه مطالب تکراری و خسته کننده سایت ( که جدیدا مد شده همش سوالات قدیمی رو با یه لحن دیگه اما با همون مضمون بیان کنید) گفتم یه موضوع حداقل حدودا جدید بیان کنم.
    سوالم یکم تاریخیه ( نترسید به زمان دایناسورا مربوط نمیشه ( اره میدونم بینمکم! )
    از کی دقیقا مهریه شد سکه؟ دقیقا کسی میدونه سکه از کی اومد جای مثلا سپر و شمشیر و زره (که اول اینا بود).
    اصلا چرا شد سکه مثلا دلار و یورو یا اصلا طلا گرمی نشد؟ چرا نشد پول نقد؟ چه چیزی باعث شد سکه تو جماعت ما از وسیله مبادلاتی به وسیله انقام جویی (زن از شوهر متاسفانه) تبدیل بشه؟! اصلا یه سوال همین جا مطرح شد! چرا تو کشورهای اروپایی (مخصوصا شمالی ) 2 نفر وقتی همدیگرو طلاق میدن آرزوی رفتن زیر تریلی 24 چرخ ( مال شرکت ولوو سوییس البته!) نمیکنن و خب درسته که طلاق گرفتن ولی همدیگه رو زجر نمیدن و با هم هنوز خوبن ولی خب نه به اندازه دوران متاهلی.

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۸۶) پاسخ های مردم
    • ۱۴۶۵ بازدید
    • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶ - ۱۹:۵۲

    چرا حجاب اجباریه ؟

    به نام خدا

    سلام به همه ی دوستان

    اخیرا مشاهده کردم جار و جنجال های زیادی بابت پست هایی که مربوط به حجابه به وجود اومده ،  بنده به شخصه احساس وظیفه کردم که در این مورد شبهه زدایی کنم برای تمامی مطالب نوشته شده تحقیق به عمل اومده و ساعت ها مطالعه برای این متن انجام شده . 

    مقدمه

    تعریف آزادی :

    خب آزادی به این معناست که انسان با قدرت اراده و اختیارش بتونه هر کاری که میخواد انجام بده ، حالا اینکه یک نکته ی مهم وجود داره آزادی 2 بخشه :

    1 - آزادی های غیر آسیب زا

    2 - آزادی های آسیب زا

    برای مثال؛

    آزادی های غیر آسیب زا:

    استفاده رایگان از لوازم ورزشی در پارک ها , راه اندازی کسب و کار (زیر سایه قانون) , آزادی تحصیلی ( شما آزادید در هر رشته ای تحصیل کنین) , آزادی در سفر ( زیر سایه قانون ) . 

    آزادی های آسیب زا :آزادی هایی هستن که باعث آسیب زدن به جامعه ( مالی جانی روحی و ... ) میشن مثل خرید فروش مواد مخدر , عبور از چراغ قرمز , بد حجابی و بی حجابی ,مصرف مشروبات الکلی , شکار حیوانات در حال انقراض و ...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل اعتقادی مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل زنان مطالب کاربران

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۴۵) پاسخ های مردم
    • ۱۰۵۰ بازدید
    • چهارشنبه ۱۸ بهمن ۹۶ - ۲۱:۲۷

    دوست من تغییر کن و نترس

    ضمن عرض سلام و آرزوی صحت و تن درستی برای یکایک شما خوانندگان عزیز خانواده برتر

    در همین هفته ی گذشته چندین پست مربوط به موضوع حجاب و عفاف مطرح شد و بسیار جنجال آفرین بود.
    جدال بین قشر مذهبی و قشر کمتر برخوردار از مذهب اما این بحث متفاوته و خواهشمندم جهت کسب نتیجه همکاری بفرمایید.
    من یک خانم از قشری هستم که ظاهر مذهبی دارند. بنده از نظر ظاهر چادر به سر می کنم و در اصطلاح عموم با لفظ چادری شناخته می شوم. دلیل اینکه این پوشش را بر گزیدم این بود که مسلمان بودم و در دین اسلام خانم ها و بانوان محترم امر به رعایت حجاب شدند .البته حجاب را با لباس محلی یا مانتو شلوار یا هر چیزی که حدود الهی حجاب را رعایت کند می توان رعایت نمود.اما به اعتقاد من و بسیاری از صاحبان فکر چادر این کار را بهتر انجام می دهد.
    برای شخص من اینکه چرا حجاب را رعایت کنم هیچ وقت سوال نبود زیرا من نه با تقلید از خانواده ام که با تحقیق مسلمان شدم. من 10 یا 12 ساله بودم که انجیل و تورات و کتب مقدس را می خواندم و همچنین قرآن را.

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل اعتقادی مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۱) پاسخ های مردم
    • ۸۴۷ بازدید
    • چهارشنبه ۱۸ بهمن ۹۶ - ۲۱:۱۶

    به خاطر چت های نامربوطی که با استادم کردم شبا خواب ندارم

    سلام

    من همیشه پی گیر خانواده ی برتر بودم فکر نمیکردم روزی مسئله ای پیش بیاد که اینجا بخوام مطرح کنم ولی الان واقعا به کمکتون نیاز دارم .

    من یه دختر پیش دانشگاهیم که چند ماه دیگه ۱۸ سالم میشه ، از نظر ظاهر طبق گفته ی دیگران خوبم ، درسمم نسبت به خیلیا بهتره ، قضیه از دی شروع شد .

    من حس کردم درس رو خوب نخوندم شب امتحان به استادم دایرکت دادم که چشم امیدم به شماست و مباحث امتحان رو پرسیدم .

    ایشونم فردا دیدم جواب دادن خیلی صمیمی گفتن چشم امید ماهم به شما و برگتونه و رو ۲۰ حساب باز کردیم و وام قرض الحسنه میدم و این حرفا . منم صمیمانه جوابشونو دادم و خیلی زود دیدن و اون روز حدود ۱ ساعت مثل دو تا دوست که همو میشناسن چت کردیم . صمیمی تر شدیم حدود ۵ روز همین منوال بود .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۶۸) پاسخ های مردم
    • ۳۴۹۶ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ بهمن ۹۶ - ۲۰:۱۹

    برو بالا