خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۱۷ مطلب با موضوع «تجربیات زوج های موفق» ثبت شده است

انواع تفریحات یه زن و شوهر با امکانات کم

سلام
من آقایی سی ساله ای هستم با حقوق دو تومن در ماه ، متاهلم و در شمال کشور زندگی میکنم ، البته خودم بچه تهران بودم که بعد آشنایی با خانومم و البته اینکه از طرف مادری مازندرانی هستم و قصد اجرای یک پروژه رو در این شهر داشتم ، به اینجا نقل مکان کردم . به کمک پدر تونستم یه واحد منزل ویلایی تهیه کنم ، ماشین هم فعلا ندارم . با توجه به پست های ناراحت کننده در این وبلاگ ، تصمیم دارم شما رو با انواع تفریحاتی که با خانومم داریم اشنا کنم . خدای نکرده قصدم فخر فروشی ، دل سوزوندن یا خرد شمردن مشکلات شما سروران نیست ، بلکه قصدم بیان طرح داشتن یک زندگی زیبا ولو با امکانات کم هست . به دلیل زیاد بودن تفریحات ، تنها سر تیترشون رو ذکر میکنم

موضوعات مرتبط :
تجربیات زوج های موفق

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • ۲۹۷۴ بازدید
    • شنبه ۲۴ تیر ۹۶ - ۱۹:۳۳

    واقعا چرا آمار ازدواج پایین اومده؟

    سلام

    من نظر خودمو میگم . واقعا دخترا سطح توقعاتشون خیلی رفته بالا و پسرا هم خیلی مسئولیت گریز شدن . اینجوری میشه که آمار ازدواج میاد پایین . من و خانمم هر دو تایی مون ارشد مهندسی داریم و جفتمون شاغلیم .

    کدوم آقا مهندس ارشد دیدی که با دوستش ساعت 2 نصف شب وعده کنه بره بیرون کارتون جمع کنه بفروشه به ضایعاتی ولی من گفتم مهندسی واسه خودت ولی زندگی رو باید بچرخونم رفتم این کارو کردم و به این کارم افتخار میکنم .

    کدوم خانم مهندسی دکترا رو دیدی که 4 سال با دست لباس خودش و شوهر و بچه شو بشوره صداش هم در نیاد ولی خانمم این کارو کرد ( خدا وکیلی خانمم نه از من و نه از باباش چیزی می خواد اگر از توانمون خارج باشه ) و من بعد از 4 سال تازه واسش خشک کن خریدم . ماشاءالله همه ما ایرانی ها وقت حرف دکتر و مهندسیم ولی وقت عمل و زندگی ... .

    من خودم 4 ساله ازدواج کردم ( خودم بچه تبریز و خانمم یزدیه ) وقتی رفتم خواستگاری گفتم هیچی ندارم فقط همین کت و شلوار تنمه که اونم بابام واسم خریده ولی همه کاری میکنم ( اینقدر با قاطعیت این حرف زدم که پدر زن و برادر خانم هام دیگه نتونستن نه بیارن ) . بعد از چهار سال با کمک خدا هم خونه ساختم هم ماشین خریدم ولی اول زندگی هیچی نداشتم .

    تازه وقتی ازدواج کردم یه ماه بعد رفتم سربازی بعد از ظهرا کار می کردم ( چون متاهل بودم شهر خانمم خدمت کردم خخخ !!! ) و یه پروژه کسر خدمت گرفتم و یه ساله خدمتم تموم شد . متاسفانه همه میخوان اول زندگی همه چی داشته باشن که این شدنی نیست .

    آهای خانم دکترا و مهندس ها پسرا درک کنید کسی من تو عمرم کسی رو ندیدم اول زندگی همه چی تموم باشه ( مگر اینکه باباش پولدار باشه ) و آقا پسرا کمی مسئولیت پذیر باشید


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها مشورت در ازدواج آقایان تجربیات زوج های موفق ازدواج آسان

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۱۲۶ نظر
    • ۳۵۴۸ بازدید
    • چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۵

    از تجربه های مزدوج شدن تون بگید

    سلام
    تو این چند مدت اخیر مدام پستای ناراحت کننده و نا امید کننده منتشر میشد که حتی من خودم به شخصه با ترس و لرز این سایتو باز میکردم! نه میتونستم بگذرم از این سایت، نه میشد که راحت و بی دغدغه بخونم پستها رو ، چون فوق العاده احساساتی هستم متأسفانه .
    حالا دلم میخواد واسه جبران اون همه حس منفی هم که شده، از کسانی که در حال حاضر متأهل هستن بخوام که از تجربه های مزدوج شدنشون بگن .
    اونایی که واسه ازدواجشون مدام به مشکل میخوردن و هر راهی براشون بن بست بود و فکر میکردن خدا رهاشون کرده؛ولی بالاخره بعد از اون همه کش و قوس به خواستشون رسیدندوست دارم با جزییات بگید و از حس اون لحظه تون که به آرزوتون رسیده بودید بگین.
    یه مورد دیگه هم اینکه خیلی ها به قسمت توی ازدواج ایمان دارن . دوست دارم در این مورد هم از تجربیات و خاطره هایی که حالا یا واسه خودتون یا اطرافیان و آشناهاتون بوده بگین یذره ما هم امیدوار بشیم
    مثلا اون هایی که سر راه هم قرار گرفتن و ولی مشکلاتی باعث دور کردن و کنسل شدن ازدواج اونها شد ، اما در نهایت بعد از مدتها دوری و جدایی باز هم خدا اون ها رو سر راه هم قرار داد و در آخر با هم ازدواج کردن .
    از ازدواج های این مدلی هر چقدر که توی زندگی های خودتون یا اطرافیانتون بوده لطفا تعریف کنید.( با جزییاتم باشه خیلی بهتر میشه )


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • ۲۵۸۹ بازدید
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم

    سلام

    میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم شاید که به دردتون خورد.

    من یه مرد ۲۸ ساله هستم وقتی میخواستم همسرم رو انتخاب کنم کلا در دل و احساس و عاطفه رو بستم تا یه ازدواج کاملا منطقی و عاقلانه داشته باشم ( البته اینم بگم که یه آدم به شدت عاطفی هستم و فکر نکنید که از عشق و احساس به همسر به دور هستم ) به خودم گفتم اول عاقلانه انتخاب کن بعد یه عمر عاشقانه زندگی کن.

    نشستم با خودم بدون تعارف ویژگی های مثبت و منفی ام رو لیست کردم و همچنین ویژگی ها و خصوصیاتی که همسرم باید داشته باشه رو تعیین کردم. یه جمع بندی کردم و به مادرم گفتم همچین همسری میخوام.

    خب رفتیم چند جا خواستگاری که نشد ( یا اونا نمیخواستن یا ما ) تا اینکه رفتم خواستگاری دختری که الان همسرم هستن.

    همیشه به خودم میگفتم که اگه تو همه کارها عجله میکنی حق نداری تو ازدواج عجله کنی بخاطر همین مسئله دو تایی نشستیم درباره تمام موضوعاتی که برامون مهم بود صحبت کردیم . یادمه جلسه اول بهش گفتم که هر مسئله ای که برات مهمه و حساسیت زاست باید ازم بپرسی منم بهت قول میدم صادقانه جواب بدم و بالعکس. اونم پذیرفت .

    به خونواده دختر از طریق خونوادم گفتم که دو طرف یه فرصت خیلی خوب به همدیگه بدن واسه تحقیق نهایی ( نظر خودم حداقل یه ماه بودش ) که اونا هم پذیرفتن .

    خلاصه بعد از تحقیق نهایی و جمع بندی صحبتهامون با همدیگه عقد کردیم. تجربیات این چند سال زندگی مشترک میگه که اگه واقعا دوسش داری از، اشتباهاتش گذشت کن و به همسرت عشق بورز طوری از سر کار بیای خونه و همسرتو در آغوش بگیر که همسرت فکر کنه چند ساله ندیدیش .

    وقتی اینا رو انجام بدی و تو تمام مسایل زندگی همسرت برات مهمترین باشه اونوقت نتیجه اش هم میبینی . نتیجه اش اینه که اونم خودشو تماما وقف تو میکنه و تمام عشقشو نثارت میکنه اینا همش تو زندگی بنده واقعیت داره . منم یکی مثه شماها که تو این جامعه دارم زندگی میکنم.
    تو مسائل زناشویی هم از همسرم خواسته ها و نیازها و انتظاراتش رو خواستم ، اوایل رو نداشت بگه ولی بهش کمک کردم گفتم که رو کاغذ بنویس و بهم بده اونم بعد چند روز همین کار رو کرد منم خواسته ها و انتظاراتمو نوشتم و بعد اینکه یخمون آب شد نشستیم دربارش صحبت کردیم و پیشنهاد منو قبول کرد پیشنهادم این بود که مشترکاتمون رو انجام بدیم که اونم خیلی خوشحال شد ( این گفتگوها بعد از عقد و قبل از عروسی بود ) وقتی وارد زندگی شدیم عشق و علاقمون چند برابر شد و اون مسایل جنسی که اشتراک با هم نداشتیم به دلیل وجود معجون عشق به روابطمون اضافه شد ( البته نه همه اش بلکه بعضی از آنها )

    اینا رو گفتم که بدونید عشق و علاقه و محبت بین زوجین حرف اول رو میزنه و کسایی که این مورد رو بهش اهمیت بدن به باقی نیازاشون تو زندگی مشترک میرسن میگن چون که صد آمد نو هم پیش ماست.

    امیدوارم این تجربه چند ساله از ازدواجم بتونه به کاربرای این سایت کمکی کرده باشه.

    یا حق


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • ۲۳۸۳ بازدید
    • چهارشنبه ۲۰ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۰

    تجربیاتی در خصوص سبک زندگی و پس انداز یک زوج جوان

    سلام

    من یک زن متأهلم. فرزند نداریم فعلا . من و همسرم با درآمد ماهانه 1 میلیون و ششصد هزار تومان در یک شهر بزرگ و مهم و یک محله خوب و شیک، زندگی میکنیم.

    از این درآمد ماهانه 300 هزار تومان فیکس میره پای اجاره خونه. خونه قدیمیه اما مناسبه. متراژش هم 100 متره. ماهانه 50 هزار تومان پرداخت میکنیم به خیریه. در واقع همون پول یارانه ام رو میدیم خیریه.
    و مخارجمون شامل قبض گاز، آب، برق، تلفن، هزینه اینترنت پرسرعت، کتاب، مواد غذایی و خوراکی، مواد شوینده و بهداشتی، هزینه ورزش، بنزین و خرجهای متفرقه گه گاهی هست.


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق مطالب بانو لیلا

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۰ نظر
    • ۳۲۹۲ بازدید
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    من واقعا به وعده های الهی در زمینه ازدواج ایمان آوردم

    سلام

    همیشه یادمه تو این چند سال چند وقت یک بار سر میزدم و اینجا نظر می ذاشتم اکثر نظراتم هم نا امیدانه بود و گله از دنیا و دولت و ...

    چند ماه پیش زدم تو بازار ، کارم گرفت . تصمیم گرفتم ازدواج کنم به مادرم سپردم و یه دختر خانوم محجبه برام پیدا کرد ، ساده و بی الایش .

    در همون نگاه اول به دلم نشست و شد زیباترین ملکه برای من ، فقط بخاطر ایمانش رفتم خواستگاری ، دختر خانومم با اینکه خواستگار زیاد داشت همه رو رد کرد و منو قبول کرد .

    حالا از این ماجراها بگذریم بعد یه مدت متوجه شدم که پدرشون تو بازاره و خیلی هم سرمایه داره و اصلا هم خسیس نیست .

    به قول خودمون ادم لارجیه چند تا ماشین داره . از قضا چون دامادش شدم یه ماشین پژو صفر بهم داد و پول برای رهن خونه ، اصلا باورم نمیشد و الانم که با خانوم هستم خیلی خوش اخلاق هستند و با ایمان .

    در نظرم بهترین خانوم روی زمین شده ، باورتون نمیشه من فقط یه یا علی گفتم و به ائمه توسل کردم الان حس می کنم به همه چیز رسیدم و زندگی ایده الی دارم .

    به اینده امیدوار باشین و اول مشغول بشین بعد یه دختر خانوم با ایمان رو انتخاب کنین . خدا همه چیز بهتون میده من واقعا به وعده های الهی ایمان آوردم و خدا رو شاکرم .

    " محمد "


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اعتقادی تجربیات زوج های موفق

  • ۸ موافق ۳ مخالف
  • ۶۶ نظر
    • ۳۵۷۸ بازدید
    • پنجشنبه ۱۳ خرداد ۹۵ - ۱۰:۱۸

    برو بالا