خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۷ مطلب با موضوع «تجربیات زوج های موفق» ثبت شده است

انواع تفریحات یه زن و شوهر با امکانات کم

سلام
من آقایی سی ساله ای هستم با حقوق دو تومن در ماه ، متاهلم و در شمال کشور زندگی میکنم ، البته خودم بچه تهران بودم که بعد آشنایی با خانومم و البته اینکه از طرف مادری مازندرانی هستم و قصد اجرای یک پروژه رو در این شهر داشتم ، به اینجا نقل مکان کردم . به کمک پدر تونستم یه واحد منزل ویلایی تهیه کنم ، ماشین هم فعلا ندارم . با توجه به پست های ناراحت کننده در این وبلاگ ، تصمیم دارم شما رو با انواع تفریحاتی که با خانومم داریم اشنا کنم . خدای نکرده قصدم فخر فروشی ، دل سوزوندن یا خرد شمردن مشکلات شما سروران نیست ، بلکه قصدم بیان طرح داشتن یک زندگی زیبا ولو با امکانات کم هست . به دلیل زیاد بودن تفریحات ، تنها سر تیترشون رو ذکر میکنم

موضوعات مرتبط :
تجربیات زوج های موفق

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • ۲۷۹۲ بازدید
    • شنبه ۲۴ تیر ۹۶ - ۱۹:۳۳

    واقعا چرا آمار ازدواج پایین اومده؟

    سلام

    من نظر خودمو میگم . واقعا دخترا سطح توقعاتشون خیلی رفته بالا و پسرا هم خیلی مسئولیت گریز شدن . اینجوری میشه که آمار ازدواج میاد پایین . من و خانمم هر دو تایی مون ارشد مهندسی داریم و جفتمون شاغلیم .

    کدوم آقا مهندس ارشد دیدی که با دوستش ساعت 2 نصف شب وعده کنه بره بیرون کارتون جمع کنه بفروشه به ضایعاتی ولی من گفتم مهندسی واسه خودت ولی زندگی رو باید بچرخونم رفتم این کارو کردم و به این کارم افتخار میکنم .

    کدوم خانم مهندسی دکترا رو دیدی که 4 سال با دست لباس خودش و شوهر و بچه شو بشوره صداش هم در نیاد ولی خانمم این کارو کرد ( خدا وکیلی خانمم نه از من و نه از باباش چیزی می خواد اگر از توانمون خارج باشه ) و من بعد از 4 سال تازه واسش خشک کن خریدم . ماشاءالله همه ما ایرانی ها وقت حرف دکتر و مهندسیم ولی وقت عمل و زندگی ... .

    من خودم 4 ساله ازدواج کردم ( خودم بچه تبریز و خانمم یزدیه ) وقتی رفتم خواستگاری گفتم هیچی ندارم فقط همین کت و شلوار تنمه که اونم بابام واسم خریده ولی همه کاری میکنم ( اینقدر با قاطعیت این حرف زدم که پدر زن و برادر خانم هام دیگه نتونستن نه بیارن ) . بعد از چهار سال با کمک خدا هم خونه ساختم هم ماشین خریدم ولی اول زندگی هیچی نداشتم .

    تازه وقتی ازدواج کردم یه ماه بعد رفتم سربازی بعد از ظهرا کار می کردم ( چون متاهل بودم شهر خانمم خدمت کردم خخخ !!! ) و یه پروژه کسر خدمت گرفتم و یه ساله خدمتم تموم شد . متاسفانه همه میخوان اول زندگی همه چی داشته باشن که این شدنی نیست .

    آهای خانم دکترا و مهندس ها پسرا درک کنید کسی من تو عمرم کسی رو ندیدم اول زندگی همه چی تموم باشه ( مگر اینکه باباش پولدار باشه ) و آقا پسرا کمی مسئولیت پذیر باشید


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها مشورت در ازدواج آقایان تجربیات زوج های موفق ازدواج آسان

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۱۲۶ نظر
    • ۳۴۳۶ بازدید
    • چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۵

    از تجربه های مزدوج شدن تون بگید

    سلام
    تو این چند مدت اخیر مدام پستای ناراحت کننده و نا امید کننده منتشر میشد که حتی من خودم به شخصه با ترس و لرز این سایتو باز میکردم! نه میتونستم بگذرم از این سایت، نه میشد که راحت و بی دغدغه بخونم پستها رو ، چون فوق العاده احساساتی هستم متأسفانه .
    حالا دلم میخواد واسه جبران اون همه حس منفی هم که شده، از کسانی که در حال حاضر متأهل هستن بخوام که از تجربه های مزدوج شدنشون بگن .
    اونایی که واسه ازدواجشون مدام به مشکل میخوردن و هر راهی براشون بن بست بود و فکر میکردن خدا رهاشون کرده؛ولی بالاخره بعد از اون همه کش و قوس به خواستشون رسیدندوست دارم با جزییات بگید و از حس اون لحظه تون که به آرزوتون رسیده بودید بگین.
    یه مورد دیگه هم اینکه خیلی ها به قسمت توی ازدواج ایمان دارن . دوست دارم در این مورد هم از تجربیات و خاطره هایی که حالا یا واسه خودتون یا اطرافیان و آشناهاتون بوده بگین یذره ما هم امیدوار بشیم
    مثلا اون هایی که سر راه هم قرار گرفتن و ولی مشکلاتی باعث دور کردن و کنسل شدن ازدواج اونها شد ، اما در نهایت بعد از مدتها دوری و جدایی باز هم خدا اون ها رو سر راه هم قرار داد و در آخر با هم ازدواج کردن .
    از ازدواج های این مدلی هر چقدر که توی زندگی های خودتون یا اطرافیانتون بوده لطفا تعریف کنید.( با جزییاتم باشه خیلی بهتر میشه )


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • ۲۴۶۹ بازدید
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم

    سلام

    میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم شاید که به دردتون خورد.

    من یه مرد ۲۸ ساله هستم وقتی میخواستم همسرم رو انتخاب کنم کلا در دل و احساس و عاطفه رو بستم تا یه ازدواج کاملا منطقی و عاقلانه داشته باشم ( البته اینم بگم که یه آدم به شدت عاطفی هستم و فکر نکنید که از عشق و احساس به همسر به دور هستم ) به خودم گفتم اول عاقلانه انتخاب کن بعد یه عمر عاشقانه زندگی کن.

    نشستم با خودم بدون تعارف ویژگی های مثبت و منفی ام رو لیست کردم و همچنین ویژگی ها و خصوصیاتی که همسرم باید داشته باشه رو تعیین کردم. یه جمع بندی کردم و به مادرم گفتم همچین همسری میخوام.

    خب رفتیم چند جا خواستگاری که نشد ( یا اونا نمیخواستن یا ما ) تا اینکه رفتم خواستگاری دختری که الان همسرم هستن.

    همیشه به خودم میگفتم که اگه تو همه کارها عجله میکنی حق نداری تو ازدواج عجله کنی بخاطر همین مسئله دو تایی نشستیم درباره تمام موضوعاتی که برامون مهم بود صحبت کردیم . یادمه جلسه اول بهش گفتم که هر مسئله ای که برات مهمه و حساسیت زاست باید ازم بپرسی منم بهت قول میدم صادقانه جواب بدم و بالعکس. اونم پذیرفت .

    به خونواده دختر از طریق خونوادم گفتم که دو طرف یه فرصت خیلی خوب به همدیگه بدن واسه تحقیق نهایی ( نظر خودم حداقل یه ماه بودش ) که اونا هم پذیرفتن .

    خلاصه بعد از تحقیق نهایی و جمع بندی صحبتهامون با همدیگه عقد کردیم. تجربیات این چند سال زندگی مشترک میگه که اگه واقعا دوسش داری از، اشتباهاتش گذشت کن و به همسرت عشق بورز طوری از سر کار بیای خونه و همسرتو در آغوش بگیر که همسرت فکر کنه چند ساله ندیدیش .

    وقتی اینا رو انجام بدی و تو تمام مسایل زندگی همسرت برات مهمترین باشه اونوقت نتیجه اش هم میبینی . نتیجه اش اینه که اونم خودشو تماما وقف تو میکنه و تمام عشقشو نثارت میکنه اینا همش تو زندگی بنده واقعیت داره . منم یکی مثه شماها که تو این جامعه دارم زندگی میکنم.
    تو مسائل زناشویی هم از همسرم خواسته ها و نیازها و انتظاراتش رو خواستم ، اوایل رو نداشت بگه ولی بهش کمک کردم گفتم که رو کاغذ بنویس و بهم بده اونم بعد چند روز همین کار رو کرد منم خواسته ها و انتظاراتمو نوشتم و بعد اینکه یخمون آب شد نشستیم دربارش صحبت کردیم و پیشنهاد منو قبول کرد پیشنهادم این بود که مشترکاتمون رو انجام بدیم که اونم خیلی خوشحال شد ( این گفتگوها بعد از عقد و قبل از عروسی بود ) وقتی وارد زندگی شدیم عشق و علاقمون چند برابر شد و اون مسایل جنسی که اشتراک با هم نداشتیم به دلیل وجود معجون عشق به روابطمون اضافه شد ( البته نه همه اش بلکه بعضی از آنها )

    اینا رو گفتم که بدونید عشق و علاقه و محبت بین زوجین حرف اول رو میزنه و کسایی که این مورد رو بهش اهمیت بدن به باقی نیازاشون تو زندگی مشترک میرسن میگن چون که صد آمد نو هم پیش ماست.

    امیدوارم این تجربه چند ساله از ازدواجم بتونه به کاربرای این سایت کمکی کرده باشه.

    یا حق


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • ۲۲۵۵ بازدید
    • چهارشنبه ۲۰ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۰

    تجربیاتی در خصوص سبک زندگی و پس انداز یک زوج جوان

    سلام

    من یک زن متأهلم. فرزند نداریم فعلا . من و همسرم با درآمد ماهانه 1 میلیون و ششصد هزار تومان در یک شهر بزرگ و مهم و یک محله خوب و شیک، زندگی میکنیم.

    از این درآمد ماهانه 300 هزار تومان فیکس میره پای اجاره خونه. خونه قدیمیه اما مناسبه. متراژش هم 100 متره. ماهانه 50 هزار تومان پرداخت میکنیم به خیریه. در واقع همون پول یارانه ام رو میدیم خیریه.
    و مخارجمون شامل قبض گاز، آب، برق، تلفن، هزینه اینترنت پرسرعت، کتاب، مواد غذایی و خوراکی، مواد شوینده و بهداشتی، هزینه ورزش، بنزین و خرجهای متفرقه گه گاهی هست.


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق مطالب بانو لیلا

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۰ نظر
    • ۳۱۸۷ بازدید
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    من واقعا به وعده های الهی در زمینه ازدواج ایمان آوردم

    سلام

    همیشه یادمه تو این چند سال چند وقت یک بار سر میزدم و اینجا نظر می ذاشتم اکثر نظراتم هم نا امیدانه بود و گله از دنیا و دولت و ...

    چند ماه پیش زدم تو بازار ، کارم گرفت . تصمیم گرفتم ازدواج کنم به مادرم سپردم و یه دختر خانوم محجبه برام پیدا کرد ، ساده و بی الایش .

    در همون نگاه اول به دلم نشست و شد زیباترین ملکه برای من ، فقط بخاطر ایمانش رفتم خواستگاری ، دختر خانومم با اینکه خواستگار زیاد داشت همه رو رد کرد و منو قبول کرد .

    حالا از این ماجراها بگذریم بعد یه مدت متوجه شدم که پدرشون تو بازاره و خیلی هم سرمایه داره و اصلا هم خسیس نیست .

    به قول خودمون ادم لارجیه چند تا ماشین داره . از قضا چون دامادش شدم یه ماشین پژو صفر بهم داد و پول برای رهن خونه ، اصلا باورم نمیشد و الانم که با خانوم هستم خیلی خوش اخلاق هستند و با ایمان .

    در نظرم بهترین خانوم روی زمین شده ، باورتون نمیشه من فقط یه یا علی گفتم و به ائمه توسل کردم الان حس می کنم به همه چیز رسیدم و زندگی ایده الی دارم .

    به اینده امیدوار باشین و اول مشغول بشین بعد یه دختر خانوم با ایمان رو انتخاب کنین . خدا همه چیز بهتون میده من واقعا به وعده های الهی ایمان آوردم و خدا رو شاکرم .

    " محمد "


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اعتقادی تجربیات زوج های موفق

  • ۸ موافق ۳ مخالف
  • ۶۶ نظر
    • ۳۴۷۸ بازدید
    • پنجشنبه ۱۳ خرداد ۹۵ - ۱۰:۱۸

    بیاییم از خوبی های همسرمون بگیم

    با سلام

    بیاییم از خوبی های همسرمون بگیم چون بیشتر این جا از عیب هاشون میگیم و از هم کمک میخواهیم .

    این موضوع همین الان با خوندن یک سوال به ذهنم رسید اما وجدانی اقراغ نکنیم و تعریف های غیر قابل باور نکنیم .

    خواهش میکنم اگه صلاح دونستید پست کنید چون خود بنده از خوندن بعضی از پستها به خوبی همسرم پی بردم ممنون.

    " باران "


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • ۳۰۶۹ بازدید
    • جمعه ۱۰ مهر ۹۴ - ۲۰:۰۵

    متاهل ها ، لطفا از اولین هاتون برامون بگید

    سلام

    از متاهلان عزیز میخوام از اولین های زندگیتون بگید.
    مثل اولین دیدار, اولین جواب بله, اولین هدیه, اولین سالگرد, اولین سورپرایز و ... و حستون در اون زمان. جای چنین پستی واقعا اینجا خالیه.
    واقعا لحظات زیبایی هستن.
    بلکه جوونا هم بیشتر ترغیب بشن به ازدوج کردن.


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • ۵۹۵۸ بازدید
    • جمعه ۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۰

    از لحظات خوب و ناب زندگیمون صحبت کنیم

    سلام به همه دوستان عزیز

    دوستان دلمون گرفت از بس از مشکلاتمون گفتیم و شنیدیم و نظر دادیم بیاید این بار از لحظات خوب و ناب زندگیمون صحبت کنیم تا با یاد آوری خاطرات شیرین خودمون و خواندن خاطرات و لحظات شیرین سایر دوستان زندگیمون شیرین تر و خستگی و روزمرگی از تنمون بیرون بره و روحمون شاد بشه.

    از اولین و زیباترین خاطره و صحنه های رمانتیک بعد از آشنایی با همسراتون و شب عقدتون کلأ هر خاطره شیرین و رمانتیکی که با همسرتون تو دوران نامزدی، عقد و عروسی داشتید رو بگید،

    از سوتی های جالبتونم بگید. ‏

    (با آرزوی دلی شاد برای همه عزیزان‏)


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • ۲۹۱۷ بازدید
    • چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۵

    قبل از سوار شدن به ماشین زندگی ، گواهینامت رو بگیر

    سلام 

     معمولا خیلی ها برای کارهایی غیر از ازدواج مثل دانشگاه و کار و خرید و ... آمادگی قبلی دارن و یه مقدار اطلاعات دارن . البته یه مقدار خیلی زیاد . اما برای ازدواج خودشون رو بی نیاز از کسب آگاهی و اطلاعات می بینن و تصور میکنن که وقتی متاهل شدن و رفتن توی دورانه متاهلی خودش خود به خود آموزش میده بهشون .

    یعنی مشکلات و مسایل روحی و روانی و جسمی و اقتصادی و عقیدتی وفرهنگی و ... رو نادیده میگیرن و تصور میکنن ازدواج و دورانه متاهلی خودش درمان کننده همه اون مسائله . اما هیچ موقع اینطور نیست و نبوده و باید قبل از ازدواج برای رفع اونها برنامه ریزی کرد و مشاوره رفت و کسب تجربه کرد .

    این مسایل وقتی بزرگتر میشه که طرف مقابلمون هم درست مثل ما فکر کنه و اون هم همین عقیده رو داشته باشه و تصور کنه طرف مقابلش وظیفش اینه که با ما کنار بیاد . نه ما با اون . من یکسری از اون مسایل رو اینجا مینویسم .

    هیچ وقت نباید فراموش کنیم که ما میخوایم با کسی ازدواج کنیم و اونو شریک زندگیمون بکنیم که از جنسه مخالفمونه و و عقاید متفاوتی با ما داره . در کنار ظاهر کاملا متفاوتش .

    یعنی ظاهر و باطنش با ما کاملا فرق میکنه و این ها وقتی بیشتر آزارمون میده که با غریبه بخواهیم ازدواج کنیم و هیچ شناختی از اون نداریم . باید خصوصیاتش رو شناخت و درباره اونها مثل دروس مدرسه و دانشگاه مطالعه و تحقیق کرد .

    حتی خیلی بیشتر از اونها . برای اینکه حساب یک عمر زندگی هست و اگر هم به طلاق و جدایی بکشه حساب یک عمر ناراحتی و عوارض بعد از طلاق که حتی ممکنه سالیانه سال و حتی تا آخر عمر شخص رو درگیره خودش بکنه و عذابش بده . پس تحقیق و مطالعه در مورد جنس مخالف کار مهمی نشون میده .

    فراموش نکنیم که هیچگاه صرفا بخاطر رفع غرایض جنسی ازدواج نکنیم . نیاز جنسی خیلی زود عادی میشه و تبدیل به روزمرگی میشه و تبدیل به رفع مسئولیت در مقابل همسر و نه اینکه لذت همچون مثل روزهای اول ازدواج .

    حوصلمون رو زیاد کنیم و قبل از ازدواج توی کارهایی که فکر میکنیم عجول هستیم و خونسردی خودمون رو از دست میدیم بیشتر کار کنیم و آستانه صبر و تحملمون رو بیشتر کنیم .

    برای اینکه شاید طرف مقابلمون توی همون کارها با ما کاملا متفاوت فکر میکنه و با صبوری و خونسردی اون کارها رو میخواد که انجام بده . مثل خرید کردن و تفریح و کارهای مثل اینها . 

    همسرمون رو از خانوادش جدا نکنیم و اون تنها نخوایم . همسر مثل غنچه یه درختی هست که اون درخت خانوادست . غنچه ای که هم غنچه به درخت احتیاج داره و هم درخت به غنچه خودش افتخار میکنه و این جدایی چیزی جز فنا شدن برای غنچه و لطمه به درخت چیزی دیگه ای به ارمغان نمیاره .

    فراموش نکنیم که وقتی با همسرمون ازدواج میکنیم خانوادش و اطرافیانش یه جزیی از اون هستند و ما باید قبلا خودمون رو برای پذیرش اونها هم آماده کنیم .

    اینو خیلی ها تا موقعی که خودشون عروس و داماد دار نشدند نمیتونن درک کنن . بدونیم زندگی پذیرش مسولیت سنگینیه و برای شب بیداری هاش برای پرستاری از همسر و بچه هامون و برای پذیرایی و مهمان نوازی های چند ساعته و گاهی چند روزه از خانواده و فامیل های همسرمون و برای خرج و مخارج اینها آمادگی کامل باید داشته باشیم .

    برای محک زدن خودمون برای آمادگی این موضوع میتونیم قبل از ازدواج مثلا حدود 1 یا 2 ماه تمام مسئولیتهای اقتصادی و مسایل جانبی خانواده خودمون رو بپذیریم و از پدر و مادرمون بخوایم که یه مدت جای اون ها رو بگیریم تا محکی بزنیم خودمون رو برای پذیرش مسئولیت های زندگی آینده خودمون . این یه امتحانه چند ماهه هست برای دورانه متاهلی خودمون . 

    نخوایم همسرمون همون چیزی بشه که دقیقا ما میخوایم . همسرمون رو همون جوری که هست بپذیریم . چون انسانها خیلی از چیزهاشون ممکنه در طول زمان عوض بشه . اما سرشت و عادتهای اونها یا عوض نمیشه و یا ممکنه سالیانه سال به طول بیانجامه .

    میشه 70 درصد طرف مقابلمون رو تغییر بدیم اما 30 درصدش تغییر پذیر نیست . پس بهتره به نیمه پر لیوان زندگیمون نگاه کنیم و عمر و لحظاتی که میتونیم در کنار همسرمون با لذت سپری کنیم رو برای اصلاح اون 30 درصد حرام نکنیم و به کام خودمون و همسرمون تلخ نکنیم .

    صرفا بخاطر ظاهر و موقعیت طرف مقابل اونو انتخاب نکنیم . برای اینکه روزگار بازی های خودش رو داره و ظاهر به تبی بنده و ثروت و موقعیت به شبی . پس بهتره روی چیزهایی حساب کنیم که به راحتی قابل تغییر نیست و یا اگر هم تغییر کنه خیلی زندگیه مارو متلاطم نمیکنه و از مسیر اصلیش دور نمیکنه .

    مثل ایمان و عقیده و اخلاق نیکو و وفاداری و محبت و ... . طرف مقابلمون رو توی دورانه نامزدی 3 بار به صورت مختلف و خیلی حرفه ای و طبیعی یه کاری کنیم که باعث عصبانیتش میشه . بعد از اون ببینید که واکنش اون چیه . آیا با صعه صدر و صبوری برخورد میکنه یا از کوره درمیره و خیلی عصبانی میشه . همسر واقعی و انتخاب درست صبورانه برخورد میکنه و می بخشه .

    خودمون رو برای روزمرگی و عادی شدن ظاهر طرف مقابلمون و اعمال زناشویی آماده کنیم و بهترین آمادگی اینه که دفعات انجام زناشویی رو متعادل کنیم و نه خیلی سرد مزاجی و بی احساس برخورکنیم و نه خیلی گرم مزاج و پرهیجان .

    بهترین کارها چه توی این مسایل وچه توی هر مسائلی میانه روی است . شرای بحرانی همسرمون رو بشناسیم و قبلش آمادگی برای مواجه با اونها رو داشته یاشیم . مثل عادت ماهانه برای خانومها معمولا باعث دردهای شدید جسمی و کم حوصلگی و عصبانی بودن و ضعیف شدن و ... میشه .

    برای مردها هم از سر کار و از بیرون موقعی که به خونه میان معمولا تا چند دقیقه و گاهی تا چند ساعت عصبانی و خسته هستند و طاقت چیزی رو ندارن . هر دوی این رفتار در خانوم ها و آقایون مقطعی هست و خانومها بعد از عادت ماهانه سر حال میشن و خوشحال و برای همسرخودشون شادی رو به ارمغان میارن و مردها هم بعد از چند دقیقه و چند ساعت استراحت در منزل و کانون گرم خانواده آماده شنیدن حرف های همسر میشن و آماده محبت کردن به اون میشن .پس توی اون دورانه بحرانی بهترین کار صبوری هست .

    از مقایسه همسر خود با دیگران باید خودداری کرد برای اینکه خدا هر شخصی رو با ظاهری متفاوت و موقعیتی متفاوت خلق کرده و تلاش هم توی کسب موفقیتش بی تاثیر نبوده . ما هم پس تلاش کنیم . و هیچ موقع هم فراموش نکنیم که مرغ همسایه همیشه مرغه و نه غاز . 

    خانومها توجه و حمایت دوست دارن و مردها هم اقتدار و احترام . خانوادتون رو خیلی دوست داشته باشین اما یک قدم بیشتر همسرتون رو دوست داشته باشین که این بهش دلگرمی میده و زحمات خودش رو بی فایده نمیبینه . توی ناراحتی تصمیم نگیرین و بدونین همیشه بدترین تصمیم ها توی ناراحتی و عصبانی گرفته میشه و همیشه هم به پشیمانی و ندامت می انجامه .

    درسته که خیلی هاشون قابل جبرانه . اما باید بپذیریم که خیلی هاشون هم جبران ناپذیره . به همسمون اعتماد داشته باشیم اما هیچ موقع نسبت به اون بی اهمیت نباشیم و مراقب و مواظب زندگیمون هم باشیم و اونو فراموش نکنیم .

    عشق برای ازدواج لازمه اما کافی نیست . مثل سفر کوهنوردی که اگه با تجهیزات کامل انجام نشه پر مخاطره میشه . حتما پیشه یه مشاور برید تا درصد موفقیت ازدواجتون بالاتر بره و یا اگه به مسایلی پی بردین از ادواج با طرف مقابلتون خیلی منطقی انصراف بدین .

    از ازدواج انتظار معجزه نداشته باشین و تصور نکنید که بعد از متاهلی آسمون زندگی همیشه رنگین کمانیه . نه . فراموش نکنیم که همیشه بعد از طوفان رنگین کمان بوجود میاد . طوفان های زندگی هم یه چیزه عادیه و باید همیشه برای چیزهای پیش بینی نشده و دشواری های یک دفعه ای زندگی خودمون رو آماده کنیم .

    فقط باید قدرت مبارزه داشت و میدون رو خالی نکرد . اگر این نکات و خیلی نکاته دیگه که فعلا به ذهن من نمیرسه رو رعایت کنید و وارد زندگی مشترک شدین تا میتونین دیگه تلاش کنید برای حفظ کانونه خانوادتون .

    اگر خدای ناکرده به مشکلات دورانه متاهلی برخورد کردین و تصمیم به طلاق و جدایی گرفتین و اینو آخرین راه دیدین یه چیزی رو توی همون لحظات آخر فراموش نکنید .

    شاید همین نکته اینقدر بهتون نیرو بده که از تصمیم طلاق منصرف بشین . مردها فراموش نکنید که بعد از طلاق خانومتون که یه روزی ناموستون بود و حاضر بودین برای حفظ ناموستون به هر سختی و مشقتی بیوفتین و حتی از جون خودتون هم بگذرین حالا دیگه هیچ اختیاری در مورد اون ندارین و اونو کنار یه نفر دیگه به عنوان شوهر و یا هر چیزی دیگه می بینین و اجازه هیچ گونه اعتراضی رو ندارین .

    خانومها هم فراموش نکنین که مرد اول زندگیتون شمارو برای همه چیز میخواسته . چه خوشیها و چه ناخوشیها . حتی اگر هم براتون خیلی سخت میگذشته . اما زمانیکه طلاق میگیرین خیلی ها شما رو فقط به عنوانه یه شخصی می بینن برای اطفای غرایض جنسی خودشون و بس و برای فراهم کردن آرامش و راحتی شما و رفع ناراحتی ها و مشکلات شما خودشون رو بی مسولیت می بینن و خیلی راحت فرار رو برقرار ترجیح میدن .

    چه زن و چه مرد توی زندگی اول خودش اگر چه هم براش سخت باشه میتونن از خودشون اختیاراتی داشته باشن و قدرت اعتراض داشته باشند . اما توی زندگی بعدی باید همیشه کوتاه بیان که مبادا دوباره کارشون به طلاق و جدایی بکشه و محکوم به این بشن که تو اصلا هنر زندگی کردن بلد نیستی و مشکل از خودته و نه از طرف مقابلت .

    از اینکه وقتتون رو گرفتم معذرت میخوام . این یکسری مطالب بود که امیدوارم چه دختر پسرها که در آستانه ازدواج هستند و چه زن و شوهرهایی که در آستانه طلاق هستند با خوندن اینها یه ازدواج موفق داشته باشند و یا از طلاق منصرف بشن .

    دوران مجردی و دوران متاهلی هر کدوم راحتی ها و سختی های خودش رو داره . نباید توی دوران مجردی خیلی حسرت متاهل ها رو خورد که به اونجایی رسید که دوران پاک مجردی رو برای خودمون به ناپاکی و گناه آلوده کنیم و نه توی دورانه متاهلی خیلی حسرت زندگی مجردها رو خورد که کانون خانواده ی که با کلی زحمت و خونه دل خوردن تشکیل شده رو متلاشی کرد و برگشت به دورانه مجردی .

    به اعتقاد من بهترین راه برای جلوگیری از این مسایل متاهل شدن و بس . اما متاهل شدنی که آزادی رو از طرف مقابلمون نگیریم و اجازه بدیم بهش گاهی با نظارت و خودمون به یاد تفریحات سالم دوران مجردی اون رو رهاش کنیم تا خدای ناکرده بدتر از اون ها رو توی خفا و به دور از چشم انجام نده .

    فراموش نکنیم که پرنده ای که توی قفسه وقتی آزاد میشه فرار میکنه و میره . اما کبوتری که جلد میشه اگه همه دنیا هم بره باز برمیگرده پیش خودمون . توی قفس کردن یا جلد کردن انتخاب با خود ماست .

     

     امیدوارم این مطالب مثمر ثمر باشه .

    تاریخ و زمان نوشتن 94/2/15ساعت 5 و 45 دقیقه صبح .

    " محمد 60 "

    ------

    سلام

    به نکات خوبی اشاره کردید . 

    یادآوری می کنم که مرد با اطاعت شدن آروم میشه و زن با محبت دیدن

    موفق باشید


    موضوعات مرتبط :
    تجربیات زوج های موفق

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • ۱۳۷۲ بازدید
    • جمعه ۲۵ ارديبهشت ۹۴ - ۱۵:۵۳

    برو بالا