خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی



جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
پیشنهاد مدیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۷۱۰ بازدید توسط ۴۸۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۱۸۰۷ بازدید توسط ۱۳۳۲ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۳۹۰ بازدید توسط ۳۱۱ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۲۵۰ بازدید توسط ۱۹۱ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۱۱۷ بازدید توسط ۸۸۶ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۰۲۴ بازدید توسط ۸۴۰ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۲۰۴ بازدید توسط ۸۹۹ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۰۶۰۸ بازدید توسط ۷۳۰۲ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۱۶۱ بازدید توسط ۹۲۵ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۵۶۳ بازدید توسط ۲۶۴۹ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۳۷۷۲ بازدید توسط ۲۸۷۶ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۳۴۳ بازدید توسط ۹۳۷ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۰۷۲ بازدید توسط ۱۶۲۴ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۱۲۱ بازدید توسط ۸۸۱ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۷۵۸ بازدید توسط ۴۰۵۵ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۵۷۰ بازدید توسط ۳۱۳۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۸۰۷۱ بازدید توسط ۵۱۶۴ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۶۳۵ بازدید توسط ۳۵۹۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۳۰۹ بازدید توسط ۲۱۹۲ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۰۲۰ بازدید توسط ۸۸۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۱۵۲ بازدید توسط ۴۴۸۳ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۸۸۷ بازدید توسط ۷۰۴ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۹۸۱ بازدید توسط ۸۴۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۱۵ بازدید توسط ۱۷۱۷ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۲۴ بازدید توسط ۵۳۰ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۷۴۹ بازدید توسط ۲۰۲۱ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۶۴۱ بازدید توسط ۱۸۹۹ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۱۹۵۷ بازدید توسط ۱۴۳۳ نفر)
التماس دعا (۸۴۳۱ بازدید توسط ۶۷۶۱ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۶۵۹ بازدید توسط ۵۶۳ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۲۴۸ بازدید توسط ۹۶۹ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۰۴۸ بازدید توسط ۹۱۷ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۵۱۸ بازدید توسط ۱۹۰۱ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۲۷۴ بازدید توسط ۹۸۰ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۰۶ بازدید توسط ۱۰۲۸ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۸۴۹ بازدید توسط ۲۳۴۱ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۲۱۸ بازدید توسط ۲۵۵۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۲۱۳ بازدید توسط ۷۱۷۲ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۴۸۸ بازدید توسط ۱۷۷۵۵ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۵۸۰۸ بازدید توسط ۱۱۸۷۷ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۳۸۲ بازدید توسط ۳۳۴۲ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۴۸۹۱ بازدید توسط ۳۹۰۲ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۵۷۰۲ بازدید توسط ۴۳۶۸ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۱۶۲۴ بازدید توسط ۱۳۳۰ نفر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۱۲۸۹ بازدید توسط ۱۰۴۳ نفر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۱۳۲۱ بازدید توسط ۱۰۴۸ نفر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۱۶۷۸ بازدید توسط ۱۳۷۱ نفر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۱۲۱۵ بازدید توسط ۱۰۲۱ نفر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۱۲۰۹ بازدید توسط ۹۸۹ نفر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۷۴۵۶ بازدید توسط ۵۶۴۰ نفر)
صفحه شخصی نادیا (۲۵ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۲۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۳۹۵۲ نمایش) - (۴۳۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۱۹۳۱ نمایش) - (۱۵۲ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۲۵۰ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۹۶۸ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۵۶۸ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۲۸۴ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۳۸۸۴ نمایش) - (۲۸۹ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۹۴۴ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۱۲۴ نمایش) - (۲۹۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۵۲۰ نمایش) - (۵۳ نظر)
صفحه شخصی هجران (۸۱۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۲۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۸۵۳ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۱۹۶۲ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۱۵۶ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۹۹۵ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۶۷۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۰۵۰ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۴۷۵۷ نمایش) - (۲۲۶ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۶۸۹۱ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۷۷۸ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۷۷۰ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۱۵۶ نمایش) - (۳۷۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۰۸۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۰۵۵۷ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۹۷۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۲۹۷ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۷۴۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۲۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۲۰۷ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۷۶۷ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۰۸۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۴۱ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۱۷ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۳۹۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۹۳۱۹ نمایش) - (۳۸۱ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۰۶۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۲۷۱ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۱۹۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۳۴ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۱۹۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۲۸۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۸۵۳ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۵۶۳ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۸۳۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۳۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۰۸۹ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۲۳ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۳۳۳ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۵۹۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۷۵۵ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۴۴۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۰۳ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۰۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۵۶۴ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۶۹۸ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۸۵۶ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۲۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۹۹۱ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۲۴۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۸۲۹ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۲۸۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۷۴۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۲۲ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۱۶۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۴۵۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۴۷۵ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۱۴۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۶۶۱ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۰۴۶ نمایش) - (۲۶۹ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۵۹۲۵ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۲۳۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۱۶۷ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۷۵۵ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۰۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۵۵۰ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۱۴۴ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۳۳۴ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۹۷۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۵۳۱ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۲۶ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۰۸۳ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۲۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۱۴۶ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۸۶۲ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۷۸۳ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۰۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۴۹۹۳ نمایش) - (۴۴۵ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۶۷۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۸۴۴ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۹۵۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۱۶ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۰۰ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۲۵۴ نمایش) - (۳۲۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۱۸ نمایش) - (۱ نظر)

مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی کسب درآمد کنکور تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری سربازی عشق

۲۷ مطلب با موضوع «تجربیات زوج های موفق» ثبت شده است

به این نتیجه رسیدم که ازدواج فاجعه ای بیش نیست

سلام

من پسر 23 ساله هستم، درباره خوبی ها و بدی های ازدواج از این و اون پرسیدم و ...، به این نتیجه رسیدم که ازدواج فاجعه ای بیش نیست. مردها مینالن از اوضاع شدیدا بد اقتصادی و این که آرامش شون هم نسبت به مجردی کمتر شده و ساعت کاری شون بالا رفته، میگن ازدواج چیزی بهشون اضافه نکرده و فقط گرفتاری شون بیشتر شده.

با یه حساب سر انگشتی دیدم بله اطرافیان خودم هم همین جوری براشون پیش اومده و هیچ کدوم بهتر از مجردی شون نیستن که هیچ اوضاع شون بدتر هم شده.

با این حال ملت تمایل دارن به ازدواج و من درک نمیکنم که این ازدواج مگه چی داره که به این همه دردسر بیارزه؟

لطفا یه خورده هم از خوبی های عملی ازدواج بگین، نه اون چیزهایی که میگن باید باشه و در عمل نیست، مثلا باید زن از مردش حمایت عاطفی داشته باشه و ...، ولی در عمل اصلا قضیه یه جور دیگه ست و تازه به خانم ها توصیه میشه که حمایت عاطفی از شوهرشون داشته باشن، یعنی در حالت عادی این کار نمیکنن؟!

من بین تئوری و عملی ازدواج نمیتونم تشخیص بدم، لطفا متاهل ها از واقعیت های ازدواج تون بگین.


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
شناخت قبل از ازدواج (۹۴ مطلب مرتبط)
قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۵۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۶)
    • ۳۲۱۸ بازدید توسط ۲۶۱۰ نفر
    • يكشنبه ۳۰ تیر ۹۸ - ۱۸:۱۹

    چطور یکی میتونه تا آخر عمرش تنها عاشق یک نفر بمونه؟

    سلام

    من میخوام سوالی بپرسم، نمیدونم صورت سوال درسته یا نه، ولی به هر حال این سوال رو دارم، خیلی خلاصه بگم که؛ 

    من درک نمیکنم چطور یک نفر میتونه عاشق یک و فقط یک نفر باشه تا آخر عمرش، این همه آدم، با این همه خلق (شکل)، و با این همه خلق(خوی)، قطعا، به لحاظ آماری تعداد زیادی آدم هست که میتونه شریک زندگی آدم باشه، و آدم ادامه زندگیش رو باهاش طی کنه.

    حالا چطور یک نفر میتونه تا آخر عمر فقط یک نفر تو قلبش باشه و هم عقلا و هم از لحاظ احساسی متعهد به یک نفر باشه و این تعهد رو حفظ کنه، این برام سواله، امیدورام منظورم رو درست رسونده باشم.


    مرتبط با عاشق شدن و عاشق کردن:

    چرا بعضی از آقایون دیر میفهمن که عاشق شدن؟

    چرا عاشق هیچ پسری نمیشم؟

    تا الان هیچ پسری عاشقم نشده

    پسران ، چه جوری عاشق میشن ؟

    مدتی هست که دلم عاشقی کردن می خواد

    چه جوری پسر مورد علاقم رو عاشق خودم کنم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۸۹ مطلب مرتبط)
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۳۳۷ بازدید توسط ۱۰۹۷ نفر
    • يكشنبه ۲۳ تیر ۹۸ - ۰۸:۵۶

    تجربیات دوران متاهلی یکی از خانواده برتری های قدیمی

    سلام

    من خیلی وقته که به خانواده برتر سر نزده بودم، بودم حدود دو سالی میشه، از اون موقع تا حالا عقد کردم و دو هفته پیش هم ازدواج کردم.

    خواستم بیام تا تجربیات دوران متاهلی تاکنون رو براتون بگم تا بلکه چند نفری ازش استفاده کنن؛

    دوران عقد ما ۱۵ ماه طول کشید، تو این دوران تلخی و شیرینی های خاص خودش رو داشت، به دلیل اینکه ازدواج ما سنتی بود طبیعی بود که با هم اختلاف نظر داشته باشیم و البته هنوز هم داریم، در بعصی از موارد اما بسیار کمتر شده نکته ای که این وسط بود حفظ احترام حداکثری بین من و خانومم در مواقع اختلاف نظرمون بود، یادم نمیاد تا الان صدای بلند همدیگه رو شنیده باشیم یا خدای نکرده حرف ناپسند و زشتی به همدیگه زده باشیم.

    خلاصه بگم که احترام متقابل یکی از مهمترین نکات مهم زندگیه، حتی در مواقعی که با همسرمون تنهاییم. 

    مورد بعد که بخوام براتون بگم بحث زناشوییه؛

    همون طور که کاربران میدونن این مورد خیلی مهمه تو زندگی علی الخصوص برا آقایون، اما برای داشتن یه رابطه خیلی خوب رعایت چند نکته ریز اما بسیار مهم از طرف خانم و آقا الزامیه.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۸۹ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
    مسائل زناشویی آقایان (۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۱۶۵ بازدید توسط ۱۸۶۱ نفر
    • سه شنبه ۱۸ تیر ۹۸ - ۱۱:۳۰

    شما چطوری خودتون رو برای شوهرتون لوس میکنید؟

    سلام...
    ی سوال از خانم ها ...
    شما چطوری خودتون رو برا شوهرتون لوس میکنید یا ناز و عشوه میاید؟ من چند روزی میشه که عقد کردم ... . تو دوران تجردم زیاد تو فاز این کارها و ناز کردن و ... نبودم اصلا هم خوشم نمیومد اما الان دیگه قضیه فرق کرده ...

    میخوام ولی خیلی واسم سخته. اگه میشه راهنماییم کنید.
    میدونم کم کم درست میشه اما الان کاری که خودم میتونم برا کم شدن و از بین رفتن خجالتم انجام بدم چیه ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
    روابط عاطفی در دوران عقد (۵۳ مطلب مرتبط)
    روابط عاطفی زن و شوهرها (۵۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۰۵۶۶۳ بازدید توسط ۸۱۷۸۹ نفر
    • يكشنبه ۱۲ اسفند ۹۷ - ۰۷:۰۲

    ویژگی هایی که یه دختر خوب رو برای ازدواج جذب میکنه

    سلام

    راستش برای من سواله که چرا پسرها فکر می کنند که دخترها "فقط" به شرایط مالی شون نگاه میکنند و چشم به در دوختن که یک خواستگار پولدار بیاد ؟!  

    باور کنید اصلا اینطور نیست!  من خودم خواستگار خیلی پولدار داشتم ولی رد کردم، چرا ؟  به خاطر خام بودنش! بخاطر دوست نداشتنش! حس تکیه گاه بودن ندادنش! بخاطر پز دادنش به پول باباش که خودش هیچ تلاشی نکرده واسش! 

    ولی جونم در میرفت برای پسری که برای داشتنش کلی آرزو کردم و الان نامزدمه، پول زیادی نداره ولی جنم کار داره و مطمئنم میتونم در کنارش آینده ای عالی رو بسازیم، با هم درس میخونیم و کار میکنیم،   تکیه گاهه و خوش اخلاق و مهربون، با هم رفیق و صمیمی هستیم و هم رو درک میکنیم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
    رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۲۵۷ بازدید توسط ۱۰۵۲ نفر
    • پنجشنبه ۱ آذر ۹۷ - ۱۹:۴۶

    برای یک بار هم که شده، دوستان متاهل از زندگی شیرین تون بگید

    سلام

    چند وقتی هست که پست هایی تو وبلاگ گذاشته میشه که آقایون بعد مدتی از نظر ظاهر و جذابیت دیگه نامزد یا خانم شون رو نمیخوان، که البته حالا آیا توهم و فکره یا ریشه در دوران مجردی دارد یا نه بماند. فقط این پست ها و کامنتها باعث نگرانی و ترس خیلی ها از جمله خانم ها شده و گاهی دیدم که افرادی مطرح میکنن که مجردی باز بهتره با این وجود.

    خب حالا حرف من اینه که متاسفانه تو این وبلاگ یا جاهایی شبیه این افراد خوشبخت زیادی که بهترین زندگی رو دارن و غالبا هم از دهه های 60 و 70 هستند و الان هم جزئی از این وبلاگن نمیان اعلام کنند که ما خوشبختیم و هیچ مشکلی نداریم، آخه نیاز نمیبینن و یا اینکه درستش هم نیست که بیان بین این همه مجرد پز متاهل بودن و زندگی شیرین رو بدن و همین باعث میشه دوستان مجرد دیگه فقط همین چند نفر محدود رو ببینن و بر اساس همین ترس و واهمه برشون داره. خوب بنظرم بیایم برای یه بارم که شده دوستان متاهل از زندگی شیرین خودشونم بگن.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۳۰۵۰ بازدید توسط ۲۴۵۵ نفر
    • دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ - ۱۶:۲۰

    چقدر به افزایش روزی بعد از ازدواج ایمان دارید ؟

    سلام

    امیدوارم حالتون خوب باشه ، من پسر مجردی هستم با شرایط مالی و زندگی متوسط . ببینید وقتی تو جمع دوستان و فامیل که متاهل هستن بحث ازدواج و مشکلات اون پیش میاد تقریبا اکثر این افراد تاکید میکنند که ما موقع ازدواج هیچی نداشتیم نه سرمایه ای نه خونه ای، بعد ازدواج به همه چی رسیدیم یا میگن وقتی ازدواج کردیم برکت کار و زندگی مون بیشتر شد ، حتی بعضی ها میگن ما موقع ازدواج بدهکار بودیم ! یا تاکید دارن اگه پسر ازدواج نکنه‏ تو زندگی و کارش پیشرفت نمیکنه به جایی نمیرسه همش میگن تو فقط زن بگیر بقیه ش حله ، نترس برو جلو خدا جور میکنه .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۰۵ مطلب مرتبط)
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
    قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۵۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۱۶۲۰ بازدید توسط ۱۲۵۷ نفر
    • سه شنبه ۱ آبان ۹۷ - ۱۷:۰۵

    مامان بازی برای شوهر ممنوع !

    سلام به همگی

    جدیدا سخنرانی از آقای دکتر شاهین فرهنگ دیدم که ایشون گفتن خانم ها لطفا مامان بازی برای شوهرتان در نیارید !!!! و به جای همسری کردن و معشوقه اش بودن مادرش نباشید !!

    و همچنین در کتاب رازهایی درباره مردان نوشته باربارا دی آنجلیس هم این موضوع و گفته ( تو همون سخنرانی اسم این کتاب و شنیدم و دانلودش کردم ) . قبل اینکه این سخنرانی رو ببینم اصلا در این باره چیزی نمیدونستم و مرتکب اشتباهات فراوانی شدم .

    من به رفتارهای خودم که با شوهرم که فکر کردم دیدم راست میگه من تا امروز برای شوهرم بیشتر مادری کردم تا اینکه همسرش باشم .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    راهنمای زوج های جوان (۱۰۵ مطلب مرتبط)
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۲ مطلب مرتبط)
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
    مطالب کاربران (۷۵۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۲۲۴۹ بازدید توسط ۱۹۵۶ نفر
    • جمعه ۱۳ مهر ۹۷ - ۱۶:۲۳

    قبل از زن و شوهر بودن دو تا دوست باشیم

    سلام دوستان عزیز
    من متاهلم و از متاهل بودنم بسیار راضی ام رابطه مون با هم خیلی خوبه و البته این خوب بودن حاصل قولی هست که به هم دادیم . قول دادیم قبل از زن و شوهر بودن دو تا دوست باشیم . روز های تلخ و شیرین سرد و گرم کنار هم بودیم و هستیم . راز خوشبختی مون از نظر من اینا هست :
    هیچ وقت خواسته ای که بدونم؛
    ۱ - نمیشه و در توانش نیست رو سمج نمیشم
    ۲ - همیشه با روی باز به استقبالش میرم
    ۳ - تو هر کاری پشتش هستم و تشویقش میکنم
    ۴ - بابت کوچکترین کاری که انجام میده حتی گذاشتن کیسه زباله جلوی در ازش تشکر میکنم
    ۵ - گیر الکی به خانوادش نمیدم جلوی خودشم از خانوادش بد نمیگم و رفتارهای خانوادشم عالیه اما گاهی پیش میاد که کدورتی باشه اما خیلی راحت میگذرم .

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
    مطالب کاربران (۷۵۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۰)
    • ۳۳۸ بازدید توسط ۲۸۸ نفر
    • پنجشنبه ۱۷ خرداد ۹۷ - ۱۳:۲۹

    انواع تفریحات یه زن و شوهر با امکانات کم

    سلام
    من آقایی سی ساله ای هستم با حقوق دو تومن در ماه ، متاهلم و در شمال کشور زندگی میکنم ، البته خودم بچه تهران بودم که بعد آشنایی با خانومم و البته اینکه از طرف مادری مازندرانی هستم و قصد اجرای یک پروژه رو در این شهر داشتم ، به اینجا نقل مکان کردم . به کمک پدر تونستم یه واحد منزل ویلایی تهیه کنم ، ماشین هم فعلا ندارم . با توجه به پست های ناراحت کننده در این وبلاگ ، تصمیم دارم شما رو با انواع تفریحاتی که با خانومم داریم اشنا کنم . خدای نکرده قصدم فخر فروشی ، دل سوزوندن یا خرد شمردن مشکلات شما سروران نیست ، بلکه قصدم بیان طرح داشتن یک زندگی زیبا ولو با امکانات کم هست . به دلیل زیاد بودن تفریحات ، تنها سر تیترشون رو ذکر میکنم

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۸۳۲۹ بازدید توسط ۶۶۹۰ نفر
    • شنبه ۲۴ تیر ۹۶ - ۱۹:۳۳

    واقعا چرا آمار ازدواج پایین اومده؟

    سلام

    من نظر خودمو میگم . واقعا دخترا سطح توقعاتشون خیلی رفته بالا و پسرا هم خیلی مسئولیت گریز شدن . اینجوری میشه که آمار ازدواج میاد پایین . من و خانمم هر دو تایی مون ارشد مهندسی داریم و جفتمون شاغلیم .

    کدوم آقا مهندس ارشد دیدی که با دوستش ساعت 2 نصف شب وعده کنه بره بیرون کارتون جمع کنه بفروشه به ضایعاتی ولی من گفتم مهندسی واسه خودت ولی زندگی رو باید بچرخونم رفتم این کارو کردم و به این کارم افتخار میکنم .

    کدوم خانم مهندسی دکترا رو دیدی که 4 سال با دست لباس خودش و شوهر و بچه شو بشوره صداش هم در نیاد ولی خانمم این کارو کرد ( خدا وکیلی خانمم نه از من و نه از باباش چیزی می خواد اگر از توانمون خارج باشه ) و من بعد از 4 سال تازه واسش خشک کن خریدم . ماشاءالله همه ما ایرانی ها وقت حرف دکتر و مهندسیم ولی وقت عمل و زندگی ... .

    من خودم 4 ساله ازدواج کردم ( خودم بچه تبریز و خانمم یزدیه ) وقتی رفتم خواستگاری گفتم هیچی ندارم فقط همین کت و شلوار تنمه که اونم بابام واسم خریده ولی همه کاری میکنم ( اینقدر با قاطعیت این حرف زدم که پدر زن و برادر خانم هام دیگه نتونستن نه بیارن ) . بعد از چهار سال با کمک خدا هم خونه ساختم هم ماشین خریدم ولی اول زندگی هیچی نداشتم .

    تازه وقتی ازدواج کردم یه ماه بعد رفتم سربازی بعد از ظهرا کار می کردم ( چون متاهل بودم شهر خانمم خدمت کردم خخخ !!! ) و یه پروژه کسر خدمت گرفتم و یه ساله خدمتم تموم شد . متاسفانه همه میخوان اول زندگی همه چی داشته باشن که این شدنی نیست .

    آهای خانم دکترا و مهندس ها پسرا درک کنید کسی من تو عمرم کسی رو ندیدم اول زندگی همه چی تموم باشه ( مگر اینکه باباش پولدار باشه ) و آقا پسرا کمی مسئولیت پذیر باشید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج آسان (۴۶ مطلب مرتبط)
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۲۹ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۲ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۶)
    • ۴۳۳۳ بازدید توسط ۳۲۸۴ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۵

    از تجربه های مزدوج شدن تون بگید

    سلام
    تو این چند مدت اخیر مدام پستای ناراحت کننده و نا امید کننده منتشر میشد که حتی من خودم به شخصه با ترس و لرز این سایتو باز میکردم! نه میتونستم بگذرم از این سایت، نه میشد که راحت و بی دغدغه بخونم پستها رو ، چون فوق العاده احساساتی هستم متأسفانه .
    حالا دلم میخواد واسه جبران اون همه حس منفی هم که شده، از کسانی که در حال حاضر متأهل هستن بخوام که از تجربه های مزدوج شدنشون بگن .
    اونایی که واسه ازدواجشون مدام به مشکل میخوردن و هر راهی براشون بن بست بود و فکر میکردن خدا رهاشون کرده؛ولی بالاخره بعد از اون همه کش و قوس به خواستشون رسیدندوست دارم با جزییات بگید و از حس اون لحظه تون که به آرزوتون رسیده بودید بگین.
    یه مورد دیگه هم اینکه خیلی ها به قسمت توی ازدواج ایمان دارن . دوست دارم در این مورد هم از تجربیات و خاطره هایی که حالا یا واسه خودتون یا اطرافیان و آشناهاتون بوده بگین یذره ما هم امیدوار بشیم

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۳۷۳۸ بازدید توسط ۳۱۴۷ نفر
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم

    سلام

    میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم شاید که به دردتون خورد.

    من یه مرد ۲۸ ساله هستم وقتی میخواستم همسرم رو انتخاب کنم کلا در دل و احساس و عاطفه رو بستم تا یه ازدواج کاملا منطقی و عاقلانه داشته باشم ( البته اینم بگم که یه آدم به شدت عاطفی هستم و فکر نکنید که از عشق و احساس به همسر به دور هستم ) به خودم گفتم اول عاقلانه انتخاب کن بعد یه عمر عاشقانه زندگی کن.

    نشستم با خودم بدون تعارف ویژگی های مثبت و منفی ام رو لیست کردم و همچنین ویژگی ها و خصوصیاتی که همسرم باید داشته باشه رو تعیین کردم. یه جمع بندی کردم و به مادرم گفتم همچین همسری میخوام.

    خب رفتیم چند جا خواستگاری که نشد ( یا اونا نمیخواستن یا ما ) تا اینکه رفتم خواستگاری دختری که الان همسرم هستن.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۴۲۲۶ بازدید توسط ۳۳۹۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۰ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۰

    تجربیاتی در خصوص سبک زندگی و پس انداز یک زوج جوان

    سلام

    من یک زن متأهلم. فرزند نداریم فعلا . من و همسرم با درآمد ماهانه 1 میلیون و ششصد هزار تومان در یک شهر بزرگ و مهم و یک محله خوب و شیک، زندگی میکنیم.

    از این درآمد ماهانه 300 هزار تومان فیکس میره پای اجاره خونه. خونه قدیمیه اما مناسبه. متراژش هم 100 متره. ماهانه 50 هزار تومان پرداخت میکنیم به خیریه. در واقع همون پول یارانه ام رو میدیم خیریه.
    و مخارجمون شامل قبض گاز، آب، برق، تلفن، هزینه اینترنت پرسرعت، کتاب، مواد غذایی و خوراکی، مواد شوینده و بهداشتی، هزینه ورزش، بنزین و خرجهای متفرقه گه گاهی هست.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۶)
    • ۴۶۷۳ بازدید توسط ۳۷۴۷ نفر
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    من واقعا به وعده های الهی در زمینه ازدواج ایمان آوردم

    سلام

    همیشه یادمه تو این چند سال چند وقت یک بار سر میزدم و اینجا نظر می ذاشتم اکثر نظراتم هم نا امیدانه بود و گله از دنیا و دولت و ...

    چند ماه پیش زدم تو بازار ، کارم گرفت . تصمیم گرفتم ازدواج کنم به مادرم سپردم و یه دختر خانوم محجبه برام پیدا کرد ، ساده و بی الایش .

    در همون نگاه اول به دلم نشست و شد زیباترین ملکه برای من ، فقط بخاطر ایمانش رفتم خواستگاری ، دختر خانومم با اینکه خواستگار زیاد داشت همه رو رد کرد و منو قبول کرد .

    حالا از این ماجراها بگذریم بعد یه مدت متوجه شدم که پدرشون تو بازاره و خیلی هم سرمایه داره و اصلا هم خسیس نیست .

    به قول خودمون ادم لارجیه چند تا ماشین داره . از قضا چون دامادش شدم یه ماشین پژو صفر بهم داد و پول برای رهن خونه ، اصلا باورم نمیشد و الانم که با خانوم هستم خیلی خوش اخلاق هستند و با ایمان .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۷۳ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۸ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۵)
    • ۴۲۳۷ بازدید توسط ۳۳۹۵ نفر
    • پنجشنبه ۱۳ خرداد ۹۵ - ۱۰:۱۸

    بیاییم از خوبی های همسرمون بگیم

    با سلام

    بیاییم از خوبی های همسرمون بگیم چون بیشتر این جا از عیب هاشون میگیم و از هم کمک میخواهیم .

    این موضوع همین الان با خوندن یک سوال به ذهنم رسید اما وجدانی اقراغ نکنیم و تعریف های غیر قابل باور نکنیم .

    خواهش میکنم اگه صلاح دونستید پست کنید چون خود بنده از خوندن بعضی از پستها به خوبی همسرم پی بردم ممنون.

    " باران "


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۸)
    • ۳۸۱۷ بازدید توسط ۳۱۵۹ نفر
    • جمعه ۱۰ مهر ۹۴ - ۲۰:۰۵

    متاهل ها ، لطفا از اولین هاتون برامون بگید

    سلام

    از متاهلان عزیز میخوام از اولین های زندگیتون بگید.
    مثل اولین دیدار, اولین جواب بله, اولین هدیه, اولین سالگرد, اولین سورپرایز و ... و حستون در اون زمان. جای چنین پستی واقعا اینجا خالیه.
    واقعا لحظات زیبایی هستن.
    بلکه جوونا هم بیشتر ترغیب بشن به ازدوج کردن.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۱۱۲۸ بازدید توسط ۹۳۰۸ نفر
    • جمعه ۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۰

    از لحظات خوب و ناب زندگی مون صحبت کنیم

    سلام به همه دوستان عزیز

    دوستان دلمون گرفت از بس از مشکلاتمون گفتیم و شنیدیم و نظر دادیم بیاید این بار از لحظات خوب و ناب زندگیمون صحبت کنیم تا با یاد آوری خاطرات شیرین خودمون و خواندن خاطرات و لحظات شیرین سایر دوستان زندگیمون شیرین تر و خستگی و روزمرگی از تنمون بیرون بره و روحمون شاد بشه.

    از اولین و زیباترین خاطره و صحنه های رمانتیک بعد از آشنایی با همسراتون و شب عقدتون کلأ هر خاطره شیرین و رمانتیکی که با همسرتون تو دوران نامزدی، عقد و عروسی داشتید رو بگید،

    از سوتی های جالبتونم بگید. ‏

    (با آرزوی دلی شاد برای همه عزیزان‏)


    مرتبط:

    بین شما کسی هست که واقعا خوب زندگی کرده باشه؟

    با توقع کم زندگی خوبی داشته باشیم

    در زندگیم همه چی خوبه، فقط این ازدواج برام شده یه معما

    تجربیات خوب تون رو از صبر کردن در برابر ناملایمات زندگی بگید



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۳۴۳۴ بازدید توسط ۲۹۳۹ نفر
    • چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۵

    قبل از سوار شدن به ماشین زندگی ، گواهینامت رو بگیر

    سلام 

     معمولا خیلی ها برای کارهایی غیر از ازدواج مثل دانشگاه و کار و خرید و ... آمادگی قبلی دارن و یه مقدار اطلاعات دارن . البته یه مقدار خیلی زیاد . اما برای ازدواج خودشون رو بی نیاز از کسب آگاهی و اطلاعات می بینن و تصور میکنن که وقتی متاهل شدن و رفتن توی دورانه متاهلی خودش خود به خود آموزش میده بهشون .

    یعنی مشکلات و مسایل روحی و روانی و جسمی و اقتصادی و عقیدتی وفرهنگی و ... رو نادیده میگیرن و تصور میکنن ازدواج و دورانه متاهلی خودش درمان کننده همه اون مسائله . اما هیچ موقع اینطور نیست و نبوده و باید قبل از ازدواج برای رفع اونها برنامه ریزی کرد و مشاوره رفت و کسب تجربه کرد .

    این مسایل وقتی بزرگتر میشه که طرف مقابلمون هم درست مثل ما فکر کنه و اون هم همین عقیده رو داشته باشه و تصور کنه طرف مقابلش وظیفش اینه که با ما کنار بیاد . نه ما با اون . من یکسری از اون مسایل رو اینجا مینویسم .

    هیچ وقت نباید فراموش کنیم که ما میخوایم با کسی ازدواج کنیم و اونو شریک زندگیمون بکنیم که از جنسه مخالفمونه و و عقاید متفاوتی با ما داره . در کنار ظاهر کاملا متفاوتش .

    یعنی ظاهر و باطنش با ما کاملا فرق میکنه و این ها وقتی بیشتر آزارمون میده که با غریبه بخواهیم ازدواج کنیم و هیچ شناختی از اون نداریم . باید خصوصیاتش رو شناخت و درباره اونها مثل دروس مدرسه و دانشگاه مطالعه و تحقیق کرد .

    حتی خیلی بیشتر از اونها . برای اینکه حساب یک عمر زندگی هست و اگر هم به طلاق و جدایی بکشه حساب یک عمر ناراحتی و عوارض بعد از طلاق که حتی ممکنه سالیانه سال و حتی تا آخر عمر شخص رو درگیره خودش بکنه و عذابش بده . پس تحقیق و مطالعه در مورد جنس مخالف کار مهمی نشون میده .

    فراموش نکنیم که هیچگاه صرفا بخاطر رفع غرایض جنسی ازدواج نکنیم . نیاز جنسی خیلی زود عادی میشه و تبدیل به روزمرگی میشه و تبدیل به رفع مسئولیت در مقابل همسر و نه اینکه لذت همچون مثل روزهای اول ازدواج .

    حوصلمون رو زیاد کنیم و قبل از ازدواج توی کارهایی که فکر میکنیم عجول هستیم و خونسردی خودمون رو از دست میدیم بیشتر کار کنیم و آستانه صبر و تحملمون رو بیشتر کنیم .

    برای اینکه شاید طرف مقابلمون توی همون کارها با ما کاملا متفاوت فکر میکنه و با صبوری و خونسردی اون کارها رو میخواد که انجام بده . مثل خرید کردن و تفریح و کارهای مثل اینها . 

    همسرمون رو از خانوادش جدا نکنیم و اون تنها نخوایم . همسر مثل غنچه یه درختی هست که اون درخت خانوادست . غنچه ای که هم غنچه به درخت احتیاج داره و هم درخت به غنچه خودش افتخار میکنه و این جدایی چیزی جز فنا شدن برای غنچه و لطمه به درخت چیزی دیگه ای به ارمغان نمیاره .

    فراموش نکنیم که وقتی با همسرمون ازدواج میکنیم خانوادش و اطرافیانش یه جزیی از اون هستند و ما باید قبلا خودمون رو برای پذیرش اونها هم آماده کنیم .

    اینو خیلی ها تا موقعی که خودشون عروس و داماد دار نشدند نمیتونن درک کنن . بدونیم زندگی پذیرش مسولیت سنگینیه و برای شب بیداری هاش برای پرستاری از همسر و بچه هامون و برای پذیرایی و مهمان نوازی های چند ساعته و گاهی چند روزه از خانواده و فامیل های همسرمون و برای خرج و مخارج اینها آمادگی کامل باید داشته باشیم .

    برای محک زدن خودمون برای آمادگی این موضوع میتونیم قبل از ازدواج مثلا حدود 1 یا 2 ماه تمام مسئولیتهای اقتصادی و مسایل جانبی خانواده خودمون رو بپذیریم و از پدر و مادرمون بخوایم که یه مدت جای اون ها رو بگیریم تا محکی بزنیم خودمون رو برای پذیرش مسئولیت های زندگی آینده خودمون . این یه امتحانه چند ماهه هست برای دورانه متاهلی خودمون . 

    نخوایم همسرمون همون چیزی بشه که دقیقا ما میخوایم . همسرمون رو همون جوری که هست بپذیریم . چون انسانها خیلی از چیزهاشون ممکنه در طول زمان عوض بشه . اما سرشت و عادتهای اونها یا عوض نمیشه و یا ممکنه سالیانه سال به طول بیانجامه .

    میشه 70 درصد طرف مقابلمون رو تغییر بدیم اما 30 درصدش تغییر پذیر نیست . پس بهتره به نیمه پر لیوان زندگیمون نگاه کنیم و عمر و لحظاتی که میتونیم در کنار همسرمون با لذت سپری کنیم رو برای اصلاح اون 30 درصد حرام نکنیم و به کام خودمون و همسرمون تلخ نکنیم .

    صرفا بخاطر ظاهر و موقعیت طرف مقابل اونو انتخاب نکنیم . برای اینکه روزگار بازی های خودش رو داره و ظاهر به تبی بنده و ثروت و موقعیت به شبی . پس بهتره روی چیزهایی حساب کنیم که به راحتی قابل تغییر نیست و یا اگر هم تغییر کنه خیلی زندگیه مارو متلاطم نمیکنه و از مسیر اصلیش دور نمیکنه .

    مثل ایمان و عقیده و اخلاق نیکو و وفاداری و محبت و ... . طرف مقابلمون رو توی دورانه نامزدی 3 بار به صورت مختلف و خیلی حرفه ای و طبیعی یه کاری کنیم که باعث عصبانیتش میشه . بعد از اون ببینید که واکنش اون چیه . آیا با صعه صدر و صبوری برخورد میکنه یا از کوره درمیره و خیلی عصبانی میشه . همسر واقعی و انتخاب درست صبورانه برخورد میکنه و می بخشه .

    خودمون رو برای روزمرگی و عادی شدن ظاهر طرف مقابلمون و اعمال زناشویی آماده کنیم و بهترین آمادگی اینه که دفعات انجام زناشویی رو متعادل کنیم و نه خیلی سرد مزاجی و بی احساس برخورکنیم و نه خیلی گرم مزاج و پرهیجان .

    بهترین کارها چه توی این مسایل وچه توی هر مسائلی میانه روی است . شرای بحرانی همسرمون رو بشناسیم و قبلش آمادگی برای مواجه با اونها رو داشته یاشیم . مثل عادت ماهانه برای خانومها معمولا باعث دردهای شدید جسمی و کم حوصلگی و عصبانی بودن و ضعیف شدن و ... میشه .

    برای مردها هم از سر کار و از بیرون موقعی که به خونه میان معمولا تا چند دقیقه و گاهی تا چند ساعت عصبانی و خسته هستند و طاقت چیزی رو ندارن . هر دوی این رفتار در خانوم ها و آقایون مقطعی هست و خانومها بعد از عادت ماهانه سر حال میشن و خوشحال و برای همسرخودشون شادی رو به ارمغان میارن و مردها هم بعد از چند دقیقه و چند ساعت استراحت در منزل و کانون گرم خانواده آماده شنیدن حرف های همسر میشن و آماده محبت کردن به اون میشن .پس توی اون دورانه بحرانی بهترین کار صبوری هست .

    از مقایسه همسر خود با دیگران باید خودداری کرد برای اینکه خدا هر شخصی رو با ظاهری متفاوت و موقعیتی متفاوت خلق کرده و تلاش هم توی کسب موفقیتش بی تاثیر نبوده . ما هم پس تلاش کنیم . و هیچ موقع هم فراموش نکنیم که مرغ همسایه همیشه مرغه و نه غاز . 

    خانومها توجه و حمایت دوست دارن و مردها هم اقتدار و احترام . خانوادتون رو خیلی دوست داشته باشین اما یک قدم بیشتر همسرتون رو دوست داشته باشین که این بهش دلگرمی میده و زحمات خودش رو بی فایده نمیبینه . توی ناراحتی تصمیم نگیرین و بدونین همیشه بدترین تصمیم ها توی ناراحتی و عصبانی گرفته میشه و همیشه هم به پشیمانی و ندامت می انجامه .

    درسته که خیلی هاشون قابل جبرانه . اما باید بپذیریم که خیلی هاشون هم جبران ناپذیره . به همسمون اعتماد داشته باشیم اما هیچ موقع نسبت به اون بی اهمیت نباشیم و مراقب و مواظب زندگیمون هم باشیم و اونو فراموش نکنیم .

    عشق برای ازدواج لازمه اما کافی نیست . مثل سفر کوهنوردی که اگه با تجهیزات کامل انجام نشه پر مخاطره میشه . حتما پیشه یه مشاور برید تا درصد موفقیت ازدواجتون بالاتر بره و یا اگه به مسایلی پی بردین از ادواج با طرف مقابلتون خیلی منطقی انصراف بدین .

    از ازدواج انتظار معجزه نداشته باشین و تصور نکنید که بعد از متاهلی آسمون زندگی همیشه رنگین کمانیه . نه . فراموش نکنیم که همیشه بعد از طوفان رنگین کمان بوجود میاد . طوفان های زندگی هم یه چیزه عادیه و باید همیشه برای چیزهای پیش بینی نشده و دشواری های یک دفعه ای زندگی خودمون رو آماده کنیم .

    فقط باید قدرت مبارزه داشت و میدون رو خالی نکرد . اگر این نکات و خیلی نکاته دیگه که فعلا به ذهن من نمیرسه رو رعایت کنید و وارد زندگی مشترک شدین تا میتونین دیگه تلاش کنید برای حفظ کانونه خانوادتون .

    اگر خدای ناکرده به مشکلات دورانه متاهلی برخورد کردین و تصمیم به طلاق و جدایی گرفتین و اینو آخرین راه دیدین یه چیزی رو توی همون لحظات آخر فراموش نکنید .

    شاید همین نکته اینقدر بهتون نیرو بده که از تصمیم طلاق منصرف بشین . مردها فراموش نکنید که بعد از طلاق خانومتون که یه روزی ناموستون بود و حاضر بودین برای حفظ ناموستون به هر سختی و مشقتی بیوفتین و حتی از جون خودتون هم بگذرین حالا دیگه هیچ اختیاری در مورد اون ندارین و اونو کنار یه نفر دیگه به عنوان شوهر و یا هر چیزی دیگه می بینین و اجازه هیچ گونه اعتراضی رو ندارین .

    خانومها هم فراموش نکنین که مرد اول زندگیتون شمارو برای همه چیز میخواسته . چه خوشیها و چه ناخوشیها . حتی اگر هم براتون خیلی سخت میگذشته . اما زمانیکه طلاق میگیرین خیلی ها شما رو فقط به عنوانه یه شخصی می بینن برای اطفای غرایض جنسی خودشون و بس و برای فراهم کردن آرامش و راحتی شما و رفع ناراحتی ها و مشکلات شما خودشون رو بی مسولیت می بینن و خیلی راحت فرار رو برقرار ترجیح میدن .

    چه زن و چه مرد توی زندگی اول خودش اگر چه هم براش سخت باشه میتونن از خودشون اختیاراتی داشته باشن و قدرت اعتراض داشته باشند . اما توی زندگی بعدی باید همیشه کوتاه بیان که مبادا دوباره کارشون به طلاق و جدایی بکشه و محکوم به این بشن که تو اصلا هنر زندگی کردن بلد نیستی و مشکل از خودته و نه از طرف مقابلت .

    از اینکه وقتتون رو گرفتم معذرت میخوام . این یکسری مطالب بود که امیدوارم چه دختر پسرها که در آستانه ازدواج هستند و چه زن و شوهرهایی که در آستانه طلاق هستند با خوندن اینها یه ازدواج موفق داشته باشند و یا از طلاق منصرف بشن .

    دوران مجردی و دوران متاهلی هر کدوم راحتی ها و سختی های خودش رو داره . نباید توی دوران مجردی خیلی حسرت متاهل ها رو خورد که به اونجایی رسید که دوران پاک مجردی رو برای خودمون به ناپاکی و گناه آلوده کنیم و نه توی دورانه متاهلی خیلی حسرت زندگی مجردها رو خورد که کانون خانواده ی که با کلی زحمت و خونه دل خوردن تشکیل شده رو متلاشی کرد و برگشت به دورانه مجردی .

    به اعتقاد من بهترین راه برای جلوگیری از این مسایل متاهل شدن و بس . اما متاهل شدنی که آزادی رو از طرف مقابلمون نگیریم و اجازه بدیم بهش گاهی با نظارت و خودمون به یاد تفریحات سالم دوران مجردی اون رو رهاش کنیم تا خدای ناکرده بدتر از اون ها رو توی خفا و به دور از چشم انجام نده .

    فراموش نکنیم که پرنده ای که توی قفسه وقتی آزاد میشه فرار میکنه و میره . اما کبوتری که جلد میشه اگه همه دنیا هم بره باز برمیگرده پیش خودمون . توی قفس کردن یا جلد کردن انتخاب با خود ماست .

     

     امیدوارم این مطالب مثمر ثمر باشه .

    تاریخ و زمان نوشتن 94/2/15ساعت 5 و 45 دقیقه صبح .

    " محمد 60 "

    ------

    سلام

    به نکات خوبی اشاره کردید . 

    یادآوری می کنم که مرد با اطاعت شدن آروم میشه و زن با محبت دیدن

    موفق باشید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۹۱۲ بازدید توسط ۱۵۷۲ نفر
    • جمعه ۲۵ ارديبهشت ۹۴ - ۱۵:۵۳

    خوش بحال پدر و مادرم که طعم عشقو چشیدن

    دوست دارم اینو به عنوان یکی از افتخارات زندگی پدر و مادرم اینجا درج کنم.

    این روزا قد و قامت و زیبایی شده اولویت ولی میخوام از زندگی پدرو مادرم بگم مادرم یه مشکلی در پاشون تو یه تصادف قبل از ازدواج براشون به وجود اومد مادرم میگن همه میگفتن کی دیگه این دخترو میگیره ولی پدرم همون روزا میره خواستگاری مادرمو .

    الان بعد از چندین سال هنوزم زندگی خوبی دارن پدرم هیچ وقت حس ترحم نداشتن اونقدر خوشم میاد هنوزم میبینم بخاطر همدیگه کوتاه میان یه وقتا با هم دعوا میکنن ولی به شب نکشیده با هم اشتی میکنن .

    ولی دوره زمونه ما چی شده برا یه عیب کوچیک طرف عقب می کشه مخصوصا پسرا . خدا میدونه چند تا خواستگار برام اومدن همشون سنتی بوده اقایون سطح فرهنگی و تحصیلیشون از خودمون پائینتر بوده ولی بازم طاقچه بالا میذارن دختری ام خدا رو شکر زیبا سالم دانشجوی فوق لیسانس از لحاظ فرهنگی خوب ولی وقتی این چیزا رو میبینم میگن خوش بحال پدر و مادرم که طعم عشقو کشیدن.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۶۰۴ بازدید توسط ۱۳۷۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ دی ۹۳ - ۱۷:۱۳

    من با پسرم فقط 16 سال تفاوت سنی دارم

    سارا** :

    آخه وقتی خود دخنر میگه دوست دارم ازدواج کنم،پسر میگه نیاز دارم ازدواج کنم،منه بزرگتر چرا باید جلوش رو بگیرم؟

    شاید همه جوانها قدرت کنترل نداشته باشن.اصلا وقتی خدا راه حلال گذاشته چرا باید کنترل کنن.

    مگه چه ایرادی داره که توقعات بیاد پایین و ازدواج زود انجام بشه؟مگه چه ایرادی داره زن و مرد ازدواج کنن و باهم درس بخونن و نخوان نیازهاشون روسرکوب کنن؟مگه چه ایرادی داره زندگیشون رو با هم بسازن و با هم رشد کنن.

    مگه منی که در سن 15 سالگی ازدواج کردم،الان پشیمونم؟

    به والله من خودم رو یکی از خوشبخت ترین زنهای این دنیا میدونم.

    بعد از ازدواج درس خوندنم ادامه پیدا کرد.همسرم کاردانی میخوند و من دبیرستانی بودم.

    شاگرد اول بودم و رشته م ریاضی بود.دخترای فامیل بین 18 تا 22 ازدواج میکردن.

    هنوز کلاس سوم راهنمایی بودم برام خواستگار اومد.خیلی  پیش پدرم خجالت کشیدم.بعدش به مادرم گفتم میخوام فیزیک بخونم تا دکتری.مادرم گفت اگه مورد خوبی بعد از دیپلم گیرت اومد باید ازدواج کنی ولی الان هم زوده.خلاصه بعد از کلی بحث بهش گفتم من سنت شکنی میکنم و بالای سی سال ازدواج میکنم.

    اون روز گذشت.یک روز حدود ساعت سه بعد از ظهر که هیچ کس خونه نبود،پدر و مادرم سر کار بودن،خواهرم مدرسه بود،داداشم که دانشجوی شهر دیگه ای بود،اومد خونه در زد و من سر نماز بودم و چادرم رو دور سرم پیچونده بودم.نماز رو سلام گفتم و با همون حال رفتم جلوی در و در رو باز کردم.دیدم داداشم تنها نیست و با دوستش اومده.احوالپرسی کرد و منم بعداز سلام و احوالپرسی اومدم داخل.داداشم اومد کتابی رو از کتابهاش برداشت و بهش داد و دوستش رفت.

    یک هفته ای دوست داداشم میومد دنبالش و با هم میرفتن کتابخونه.و من از همه جا بی خبر...

    همش سرم توی کتاب بود ولی متوجه شدم انگار پدر و مادر و برادرم پچ پچ میکنن.

    بالاخره پدرم یک روز اومد توی اتاقم و شروع کرد به صحبت:

    راستی دوست داداشتو دیدی؟ گفتم نمیدونم کدومش؟وادامه داد :همون که اونروز اومد جلوی خونه،چند روزه میاد.گفتم آره.دیدمش 

    گفت تو رو از داداشت خواستگاری کرده و بعد پیش من اومده و اجازه خواسته.

    خشکم زد.سرمو انداخته بودم پایین

    فقط اشک میریختم بیصدا.

    گفت:بهش گفتم جوابت منفیه.گفتم ما تو این سن کم دخترمون رو شوهر نمیدیم.اما پدرش رو واسطه کرده و پدرش هم با من صحبت کرده.

    داداشت خیلی ازش تعریف میکنه پسر خوبیه اما منم جوابم نه هست.هر چه کردم قانع نشدن. پدرش اجازه خواست فقط یکبار بیان و همینجا ما به پسرشون نه بگیم.با این حرف دلم کمی آروم شد.گفت پنج شنبه دارن میان.شما هم آماده باش.

    منم گفتم:امتحان دارم نمیام.خودتون نه بگین.

    اونا اومدن و من موندم توی اتاقم.پدرم هر عذری میاورد،اونا راهی میذاشتن و قانعش میکردن.پدرم در نهایت گفت خودش راضی نیست.چون هم سنش کمه وهم میخواد درسش رو ادامه بده.دوست داداشم اصرار کرد که با خودم صحبت کنه.پدرم اومد پشت در و من در رو قفل کرده بودم و گریه میکردم.پدرم کلی اصرار کرد تا در رو باز کردم و با همون اشکهام چادر سر کردمو ایشون اومدن توی اتاقم وباهام صحبت کردن.کلی حرفهای قشنگ.

    حالا که فکر میکنم میبینم چه قدر پخته و خوب حرف زد برام.

    حرفا تمام شد و رفتن.

    پدرم گفت:حالا که جواب منفیه،همین فردا زنگ میزنم و میگم.من سرم پایین بود و گفتم:حالا شاید خیلی هم منفی نباشه.

    و خیلی سریع رفتم اتاقم.

    ظاهرا با اون چادری که دور سرم واسه نماز پیچونده بودم،توی همون نگاه اول عاشق شده بود.و بعد از یکسری تحقیقات با داداشم و بعد پدرم صحبت کرد.

    خیلی خوب تونست منو قانع کنه 

    مادرم سر به سرم میذاشت و میگفت چه قدر خوب سنت شکنی کردی.فقط به جای ازدواج در سی سالگی،پانزده سالگی ازدواج میکنی.

    کمتر از دوماه بعد من سر خونه زندگی خودم بودم و اصلا حواسم نبود دیگه سر کلاس خودممیتونم بشینم و باید برم کلاس بزرگسال!

    وقتی بهم گفتن فقط خدا میدونه چه حالی شدم.اینقدر گریه کردم و به شوهرم گفتم تقصیر توست که باید با زنهای سن بالا بشینم.الان دوستم جای من شاگرد اول میشه و کلی غر زدم.

    همسرم با مهربونی اومد پیشم و گفت اینا مهم نیست.مهم اینه که از الان اگه جایی مشکل درسی پیدا کردی من خودم کمکت میکنم.مهم اینه که وارد دانشگاه بشی مهم اینه که تو یک خانوم بزرگ شدی که مسوولیت زندگی رو به عهده گرفتی.کاری که خیلی از دوستات نمیتونن انجام بدن.

    ما با هم درس خوندیم.تغییر رشته دادم به تجربی بعد دانشگاه قبول شدم در حالی که پسرم حدود سه سالش بود وارد دانشگاه شدم.

    زندگی خوشی داشتیم.همسرم تا دکتری خوند و من تا ارشد.واسه دکتری شوهرم به یکی از کشورهای اروپایی رفتیم با دو تا بچه.سخت بود من مجبور شدم قید ادامه تحصیل رو بزنم.ما با محبت همدیگه رو سیراب کرده بودیم.

    هر دو گرم و پر شور بودیم هردو سرشار از انرژی بودیم.

    من با پسرم فقط 16 سال تفاوت سنی دارم. کجای این بده؟ خیلی هم خوبه... کاملا همدیگه رو درک میکنیم.

    در سن سی و شش سالگی من مادر بزرگ شدم.چی از این بهتر؟...

    ترجیح دادم این تجربه خوشایند رو فرزندانم هم داشته باشن.

    دخترم در پانزده سالگی ازدواج کرده و یک  جفت پسر دوقلو داره.پسرم هم بعد از ماه صفر به امید خدا ازدواج میکنه.

    فقط الان بدترین قضیه از دست دادن همسرمه.مردی که از ابتدا نمیخواستم باهاش زندگی کنم ولی او منو مجذوب خودش کرد و جوری زندگی کردکه عاشقش شدم.

    حالا هی بگین ازدواج نباید در سن کم باشه.

    من میگم اگه معیار ها درست باشه و هر دو طرف بلوغ فکری و جسمی رسیده باشن،خیلی هم خوبه در سن پایین ازدواج کنن.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۱۰۸۴۷ بازدید توسط ۸۸۴۳ نفر
    • جمعه ۹ آبان ۹۳ - ۱۵:۵۶

    تو جوجه ی ناز و تپل منی، منم شیر پر قدرتتم

    2 سال پیش ازدواج کردم اون موقع شوهرم 20 سالش بود و من 23. خانواده فرهنگی و تحصیل کرده ای بودیم. خواستگار زیاد داشتم. یه شب که برام خواستگار اومده بود خانواده ی شوهرم که اسمش رو میذارم رضا، سر زده اومدن خونه ما. مادرش با مادرم فامیل بود. وقتی دیدن واسه من خواستگار اومده خیلی ناراحت شدن. اینو بگم که من رضا رو که کلاس 5 ابتدایی بود دیدم و بعد اون تا اون شب ندیدم. یعنی رفت و آمد داشتن خانواده هامون اما قسمت نبود ما همدیگه رو ببینیم.

    من لیسانسم رو تازه گرفته بودم و تازه رفته بودم سرکار و اون سربازیش رو تموم کرده بود و سیکل داشت و تو یه مغازه شاگردی میکرد. وقتی همدیگه رو اون شب دیدیم من مهرش به دلم افتاد و خواستگارم رو رد کردم اما به کسی دلیلش رو نگفتم. فردا شب اونم خانواده ش رو راضی کرد و اومدن خواستگاریم. پدر مادرم سر سخت مخالف بودن و ما هر دو تا مون راضی. حتی من از سن و تحصیلات و هزار بهونه دیگه آوردم اما اون گفت یا باید مال من بشی یا هرگز زن نمیگیرم. بعد از 6 بار خواستگاری تو دو ماه مراسم عروسی مون گرفته شد و یه هفته ای رفتیم سرخونه زندگی مون.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۲ مطلب مرتبط)
    مشورت در زن داری (۲۸۹ مطلب مرتبط)
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۴ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۹)
    • ۱۲۸۷۹ بازدید توسط ۱۰۱۰۹ نفر
    • چهارشنبه ۷ آبان ۹۳ - ۲۳:۴۷

    شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم

    من در بست در اختیار شوهرم بودم... یعنی تو بدترین حال و اوضاعم برای شوهرم بهترین بودم... ، کارهایی که من واسش کردم تو این دوره زمونه هیچ کسی نمیکنه ... ، اما خوب محبت های من بی دریغ که نبود. بی انتظار که نبود ...

    خودم دوستش داشتم، بهش نیاز داشتم برای همین بهش محبت میکردم تا بهم محبت کنه ... ، من هر روز گریه میکردم و و مدت ها از ازدواجم به شدت پشیمون بودم، چون همسرم دیوار بود، یعنی هیچ حرفی نمیزد ، روزی که صداش و میشنیدی اون صدا صدای اعتراض بود، اونم به شکلی که میکوبوندتاااا ، براشم فرق نمیکرد که جلو کی باشه ... ، بیشترین تعریفش از ظاهرت این بود که  بهت میاد ، شوخی ؟ خنده؟ هههه... اصلااااا

    شوهرم تو خیابون حتی کنارم راه نمیرفت ... جلوی مهمون ها با فاصله ازم می نشست...منم می نشستم کنارش صاف صاف نگام میکرد میگفت برو اونور زشته ... یا صداتو بیار پایین ... ، تو حسرت این بودم بریم مهمونی برای من یه قاشق بذاره جلوی من... میدیدم شوهران دیگران سالاد و ماست و برنج و .....

    در مسائل زناشویی هم در 70 درصد مواقع من پیش قدم بودم... اما بارها هم از این ناحیه کوبونده شدم و میگفت نه امشب نه ... هر وقت هم می اومد تو اتاق یه بهونه هایی می آورد که من ازش رابطه نخوام... مثلا در رو باز میذاشت ... یا میگفت سرم درده،  کمرم درده ... یا خسته م .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    راهنمای زوج های جوان (۱۰۵ مطلب مرتبط)
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)
    روابط عاطفی در دوران عقد (۵۳ مطلب مرتبط)
    وابسته کردن شوهر (۱۵ مطلب مرتبط)
    مسائل زناشویی خانم ها (۵۸ مطلب مرتبط)
    روابط عاطفی زن و شوهرها (۵۸ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۸)
    • ۱۰۱۱۹۴ بازدید توسط ۷۹۲۱۵ نفر
    • دوشنبه ۲۱ مهر ۹۳ - ۲۲:۳۴

    مرا در خانه سروی هست

    زهیر:

    و خدا عشق را آفرید...

    وقتی نگاهم به عکس همسرم که  روی میز اتاقم قرار داره میفته ناخوداگاه میرم به سمت میز. قاب عکسش رو در دست میگیرم و لبخند میزنم. به خودم میگم چه کار خیری به درگاه خدا انجام دادم که چنین نعمت بزرگ و ارزشمندی رو بهم عطا کرده! خدایا یه دنیا ممنونم. ممنونم که کسی رو بهم دادی که مایه آرامش منه. کسی که قلبم با وجودش زنده است. خدایا قول میدم قدر این نعمت رو بدونم. قاب عکسشو روی قلبم میذارم و به یکتا بانوی قلبم فکر میکنم و تمام وجودم از عشق لبریز میشه.

    همسر من پاک ترین، نجیب ترین، مومن ترین، خوش اخلاق ترین، کدبانو ترین، فهمیده ترین، با اصالت ترین، زیبا ترین و در یک کلام خوب ترین دختر دنیاست...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۹)
    • ۴۷۸۷ بازدید توسط ۳۶۱۲ نفر
    • جمعه ۱۱ مهر ۹۳ - ۱۷:۴۲

    شک نکنید که بهترین شیوه ازدواج به روش سنتی است

    سلام

    شک نکنید که بهترین شیوه ازدواج به روش سنتی است. البته باید بعد از آشنایی خانواده ها اجازه بدن آقا پسر و دختر خانم از هم به شناخت لازم برسن.

    اونم فقط منوط به رفت و آمد دوتا خانواده با همه. من خودم دوست پدرم بانی ازدواجم شد.چطور؟ می گم براتون پدر همسرم سال گذشته تو ایام تولد امام حسن می رن پیش دوست پدرم (دوست پدرم از معتمدین شهرک هستن) عنوان می کنن که ما یه آقا پسر گل داریم قصد ازدواج داره ایشون هم منو معرفی می کنن.

    اون موقع من و خونوادم درگیر یه خواستگار دیگه بودیم اما با ایشون به توافق نرسیدیم. پدر همسرم با مادر همسرم در میون می ذارن و مادرشون یه روز صبح اومدن که منو ببینن به هر حال همون روز مامان همسرم تماس گرفتن که یه بار هم به اتفاق پسرشون بیان خونه ما اومدن و ما همدیگرو دیدیم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۳۸۱۴ بازدید توسط ۳۰۵۷ نفر
    • شنبه ۲۱ تیر ۹۳ - ۱۳:۳۱

    به نظرم خانمم ضرر کرده با من ازدواج کرده !

    سفیر :

    به نظرم خانمم ضرر کردن،  با من ازدواج کردن !!!  ههههه

     

    اگه از خصوصیات خوب ایشون من بخوام براتون لیست کنم ...اوووووه   ... این صفحات جواب نمیده !! کم میارن ..( اینایی که میگم فقط بخشی از حس خوبمه از بودن با همسر عزیزترازجونم!!)

     

    بعضی موقع ها که نگاشون میکنم باخودم میگم : فقط میتونم بگم حیفــــــــــــــــت!!!

     مگه چه گناهی کرده بود که باید به پست من میخورد؟؟!!! وقتی که قطار قطار خاطر خواه داشت...خـــــــــــدایا مگه من چه ثوابی کرده بودم که تو باید هدیه ای به این با ارزشی رو به من میبخشیدی!!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۳۷۶۴ بازدید توسط ۳۰۴۹ نفر
    • دوشنبه ۱۹ خرداد ۹۳ - ۲۳:۱۳

    چرا درباره ی شیرینی ازدواج برای جوونا نمی نویسید

    چقدر تو این وبلاگ از مشکلات ازدواج نوشتید چرا درباره ی شیرینی ازدواج برای جوونا نمی نویسید چرا از کسانی که ازدواج کردند و بعد چند سال هنوزم با هم عین اوایل ازدواج مهربون هستند نمی نویسید جوونا رو از ازدواج نترسونید بهشون امید بدید نمونش خودم که الان 10 ساله ازدواج کردم مهرم 14 تا شاخه گل رزه و یک دختر 7 ساله دارم و منو شوهرم هنوز بعد از 10 سال عین دوران نامزدی دیگران با هم حرف می زنیم و خواهیم زد هرکی مارو میبینه که اینقدر با هم مهربونیم فکر می کنه نامزدیم یا تازه ازدواج کردیم
    چهره هامونم هر روز جوون تر میشه به خاطر مهربونیامون با هم زمانی که شوهرم سرکاره باهم اس ام اس بازی می کنیم و قربون صدقه هم می ریم تو خرید ملک این جور حرفا منو اون نداریم یه دفعه می بینی مثلا می خوایم زمین بخریم شوهرم میگه امروز سرم شلوغه لطف کن خودت برو زمینو بخر الان کل دارایامون قرو قاطیه اصلا مهم نیست به نام کی باشه ما حاضریم جونمونم به خاطر هم بدیم
    تا حالا نشده یکبار دعوا یا حتی بحث کنیم چون ما خودمونو یک نفر می دونیم فکر نکنید وضعمون از اول خوب بود نه شوهرم اول یک مهندس عمران کم درآمدبود خودمم حسابداری خونده بودم خدا رو شکر بعد از 10 سال بجایی رسیدیم که به دیگران که مشکل مالی دارن کمک می کنیم از خدا خواستیم اون دنیا هم مارو به هم بده تو اون دنیا با هم زندگی جاودانه داشته باشیم زندگی ما همش با اهداف معنوی ساخته شده و اینجوری موفقه از خدا می خوام شوهرمو هیچوقت ازم نگیره اگه هم خواست مارو از دنیا ببره اول منو ببره چون اصلا طاقت نبودنشو ندارم به جوونا نصیحت می کنم که اینقدر دم از مشکلات جنسی نزنن فقط به فکر این باشن که همسرشون لذت ببره اونوقت لذت در هم آمیختگی و یکی شدن پوست و گوشت و استخونو می فهمن از اول زندگی سعی کنید فقط به فکر معنویات باشید نه مادیات ببینید زندگیتون چی میشه از مدیر محترم وبلاگ می خوام این نوشتمو تو صفحه اصلی قرار بده تا اون ها هم لذت زندگی موفق رو بچشن همتون موفق باشید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۲۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۲۸۵۷ بازدید توسط ۲۴۲۷ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ فروردين ۹۳ - ۰۸:۱۳

    برو بالا

    تبلیغات متنی
    تبلیغ شما در این جا