خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


باردارم و می خوام در کلاس درس حضور داشته باشم

سلام

من دانشجو هستم و باردارم و بچه ام توی اذر ماه بدنیا میاد می خواستم از تجربیاتتون در این مورد مرخصی گرفتن استفاده کنم.

اول اینکه به نظرتون من ترم تابستونی بردارم تا جایی که می دونم برا روزانه ها هم پولیه یعنی پردیس حساب می شیم؟ و به نظرتون می ارزه و چون تابستون و هوای گرم مشکل پیش نمیاره برای بچه البته خیلی مسافتی نیست تا دانشگاه . شوهرمم می رسونه منو ممکن آسیب برسونه به من یا بچه ؟ و کلا به نظرتون این کار درسته یا نه ؟

دوم اینکه ما ترم اول ترم پیش کلاسها تا 10 9  دی ماه بود و امتحانا از 16 شروع می شد به نظرتون امکان داره تا اواخر کلاسها رو برم و بعدم برم امتحانا رو بدم و مرخصی بگیریم ترم بعد رو؟ یا خیلی فشار بهم میام چون تازه زایمان کردم؟

از طرفی اگه این ترم رو مرخصی بگیرم ترم بعد با یه بچه کوچولو چطور برم سر کلاسا؟ یعنی دو ترم مرخصی بگیرم؟

سوال سومم درباره المپیاد علوم پایه خبر داره مرخصی باعث میشه نتونیم شرکت کنیم؟ حتی اگه معدل بالا داشته باشیم؟ دقیقا غیر اموزش دانشگاه از کجا باید بپرسم؟

مرسی از همتون ببخشید زیاد شد

موضوعات مرتبط: بارداری و زایمان , مسائل زنان ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۰
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۰

    هیچ لذت خاصی از دخول نمی برم

    سلام
    من بیست و یک سالمه و سه ساله که ازدواج کردم. با شوهرم هم رابطه خوبی دارم اما هنگام راجبه جنسی هیچ لذت خاصی از دخول نمیبرم ولی گاهی اوقات توی خواب یه صحنه های جنسی میبینم که یه حس کشیدگی و جمع شدن رو تو واژنم احساس میکنم و واژنم مثل نبض میزنه در صورتی که تو بیداری اصلا رابطه جنسی هیچ لذتی برام نداره و هیچوقت این اتفاق برام نمیفته.
    میشه لطفا راهنماییم کنید که دلیلش چیه و چه کار باید کنم؟!
    ------------
    نکته :
    سلام
    به درخواست سوال کننده ، پست رمزدار نشد ، لطفا در راهنمایی هایی که می کنید به این نکته توجه کنید .
    موضوعات مرتبط: ارگاسم در زنان ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۷۰۷
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۵

    نسبت به خواستگاران جوان ، حس مادرانه دارم

    سلام

    خسته نباشید

    من یک دختر 23 ساله ام. با وضع مالی خوب و تک دختر . با خانواده ای کاملا نرمال و بدون تنش، و با محبت و صمیمی .

    مشکلی که تصمیم گرفتم دربارش با شما مشورت کنم این هست که من نسبت به پسران جوان زیادی که به خواستگاریم میان اصلا و ابدا نمیتونم به چشم شوهر نگاه کنم .

    اینجوری بگم که نمیدونم چرا نسبت به پسران جوان حتی تا سن 30-35 سال احساس مادرانه دارم تا حس همسر . بارها اتفاق افتاده که وقتی با پسرانی حتی 27-8 ساله که از نظر سنی در عرف جامعه برای من یک کیس مناسب ازدواج هستند صحبت میکنم، حس میکنم این جوون چقدر خامه و سطحی فکر میکنه. نه درباره ی ازدواج فقط، درباره ی هر مسئله ی دیگه ای ...

    فکر میکنم نمی تونم به پسر جوانی تکیه کنم در زندگی که هر لحظه به این فکر کنم که ممکنه یه اشتباهی بکنه یا یه کار دور از عقل انجام بده یا یک جا یک افتضاحی به بار بیاره و...

    قصد توهین به اقایون جوان اینجا رو ندارم اما متاسفانه فکر میکنم در دوره الان که پسر عاقل نسبت به قبل خیلی کمه. اگر هم باشه سنش خیلی بالاس! همیشه آرزو میکنم کاش تو دهه پنجاه بودم الآن .

    پیش بینی میکنم که ازدواج با یک مرد جوان احساس مسئولیت شدیدی  رو در من به وجود بیاره. چون با شناختی که از خودم دارم حتما صبح تا شب نگران رفتارشم .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۸۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۷۴
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۰

    چرا نوع حجابم رو خانوادم باید تعیین کنند ؟

    سلام

    من دختری 28 ساله هستم . دوست دارم برای نوع پوششم خودم تصمیم بگیرم، دوست دارم با مانتو باشم ولی مانتویی باحجاب ، مانتوم تنگ و کوتاه نباشه، یه تار موهام هم بیرون نمیذارم ، ولی خانواده ام از 9 سالگی تا همین الان به زور منو چادری کردن و میگن باید چادر سرت کنی وگرنه ما تو فامیل آبرومون میره .

    جالبیش اینه که هر وقتم. چادرم کهنه بشه و بخوام برم چادر بگیرم با هزار بدبختی و اعصاب خوردی پول چادر بهم میدن ...

    نمیخوام بهم از مزایای چادر بگین ،چون خودم همه شو حفظم اونقدر که زیر گوشم خوندن . من به خانواده ام میگم نظرم اینه که من دیگه بچه نیستم که شما به زور بخواین در مورد کوچکترین چیزها هم که خودم توش حق انتخاب دارم ،نظرتونو به زور بهم اعمال کنید و مجبورم کنید به خاطر حرف مردم چادر سر کنم در صورتی که من دوست دارم مانتوییه با حجاب باشم و سختمه چادر سرم کنم .

    خدا هم تو قرآن گفته حجاب، نگفته حتما این حجاب چادر باشه . من با چادر مخالفت ندارم فقط سختمه تا الانم به زور سرم کردم ولی الان با خودم میگم من یه آدم عاقل و بالغم، قدرت تشخیص خوب و بد و درست و نادرستم دارم... چرا باید برای ابتدایی ترین مسایل ، مثل نوع پوشش ، دیگران برام تصمیم گیری کنن؟

    شما اگه جای من بودید چطوری خانوادتونو راضی میکردید؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۳۲
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۵

    استفاده از کلمه ی مذهبی رو در وبلاگ ممنوع کنید

    سلام

    من از بچه های خواننده قدیمی سایتم ولی اینجا اسممو نمیگم که سو برداشت نشه . نمیدونم شما خودتون جزو کدوم دسته از خانواده ها هستید ولی لطفا و خواهشا و التماسا هر نظری رو به اسم آدم مذهبی نشر ندید! اصلا استفاده از این کلمه رو ممنوع کنید تو وبلاگ !

    یه خانم مذهبی با نامحرم ارتباط نداره چه خواستگارش باشه چه نباشه

    یه خانم مذهبی آرایش نمیکنه چه کم چه زیاد

    یه خانم مذهبی حتما پوشش چادر داره نه مانتوی خوب

    یه خانم مذهبی اهل دوستی با جنس مخالف نیست حتی به نیت ازدواج

    یه آقای مذهبی دوست دختر نداره

    یه آقای مذهبی اهنگ یاس گوش نمیده

    یه آقای مذهبی نمیگه پوشش زنم به خودش مربوطه دل باید پاک باشه

    یه آقای مذهبی دوران نامزدی بدون صیغه محرمیت نداره!!!

    خیلی برام زور داره اینجا نظرات و پست هایی رو میبینم که شما خیلی راحت درج میکنید و در اون یه خانم یا یه آقا به اسم مذهبی بودن هر کار دلشون میخواد میکنن و تهش میگن من خیلی پاکم و خیلی خانواده مذهبی دارم!!!

    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۰ موافق ۴ مخالف
  • ۱۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۹۱
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۰

    دوست دارم که با خانوادم برم در خارج از کشور زندگی کنم

    سلام دوستان

    پسر ۱۹ ساله ای هستم با مدرک دیپلم . به درس علاقه ای ندارم و بیشتر از ارایشگری لذت میبرم . هیچ حرفه ی خاصی هم بلد نیستم . به فکر این افتادم‌ که برم‌ توی کلاس های ارایشگری ثبت نام کنم و مدرک بین المللی بگیرم . خیلی دوست دارم که با خانوادم برم توی خارج از کشور زندگی کنم (امریکا) . حدود ۳۱۰-۳۲۰ میلیون سرمایه داریم ...

    هیچ کدوم از شرایط برای گرفتن‌ ویزا امریکا (سرمایه گذاری - دانشجویی و...) رو نداریم و تنها راهمون برای رفتن به امریکا برنده شدن در لاتاری هست که هر ساله برگزار میشه و ۴۵۰۰ ایرانی انتخاب میشن که به ۳۵۰۰ نفرشون ویزا و گرین کارت تعلق میگیره .

    در مورد هزینه های اونجا هم بگم که اجاره ی خونه توی یه منطقه ای مثل بورلی هیلز لس انجلس که منطقه‌خوبی هست از ۱۲۰۰ دلار شروع میشه و تقریبا همه خونه های زیر ۲۰۰۰ دلار هم استخر و سالن بدنسازی دارن .

    یه اقایی رو میشناسم که با لاتاری رفته امریکا و‌ توی یه فروشگاهی صندوقداره و ۴۰ ساعت تو هفته کار میکنه و‌ حقوقشم ۱۶۰۰ دلار تو ماه هست... البته ایشون با چند نفر دیگه اتاق گرفتن و کلا ماهی ۵۰۰ دلار کرایه میده .

    یه ماشین مزدا ۳ تولید ۲۰۱۰ هم ۵ هزار دلار گرفته که همین ماشین‌ تو ایران قیمتش فوق العاده بالاست .

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۱
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۵

    بعد ١٨ سال فهمیدم که یک برادر دارم

    سلام دوستان 

    پیامم طولانیه لطفا حوصله کنید و بخونید . من بعد ١٨ سال فهمیدم که یک برادر دارم . قضیه یکم پیچیده است واستون توضیح میدم که بهتر بتونید کمکم کنید.

    پدر و مادر من خیلی بچه دوست داشتن و بچه دار نمی شدن بعد از چند سال پدر به خاطر فشاری که از طرف خانوادش بهش وارد میشده چون تک پسر بوده با وجود علاقه به مامانم متاسفانه با یه خانوم به طور موقت ازدواج میکنه و اون خانوم بچه دار میشه.

    پدرم قصد داشته بچه رو بگیره و اینو به اون خانومم گفته ولی بعد از به دنیا اومدن بچه اون خانوم میزنه زیر این قرار.

    پدرم هم همه چی رو مادرم میگه خلاصه بعد کلی دعوا و درگیری تصمیم بر این میشه که اون خانوم از اون شهر بره و فقط بابت بزرگ کردن بچه پول بگیره.

    ( اما خوب مثل اینکه توی اون چند سال پدرم به دیدن بچه میرفته حتی گاهی همراه مامانم )
    خلاصه 7 سال بعد به لطف خدا مامانم منو باردار میشه و سالم به دنیا میاره ولی متاسفانه ٣ سال بعد پدرم فوت کردن. بعد از فوت پدرم پدر بزرگم که از ماجرا خبر داشته اموال پدرمو مساوی بین مامان منو و اون خانوم تقسیم میکنه.
    مامان من هم چند سال بعد از فوت پدرم ازدواج میکنن و سر همین ازدواج با خانواده پدریم به مشکل میخورن و به خاطر همین من تا چند سال خانوادمو ندیده بودم.

    من تک فرزند بودم تا الان و همیشه وقتی به مامانم میگفتم خواهر و برادر داشتن خوبه یه اشاره هایی به این موضوع میکردن ولی من هیچ وقت اصل قضیه رو نمی دونستم تا اینکه چند ماه پیش مامانم و خانواده پدریم تصمیم گرفتن و این موضوع رو به من گفتن و مثل اینکه اون اقا (برادرم) اینو میدونستن. در ضمن اون خانومم چند سالی میشه فوت کردن .

    حالا سوال اصلی من اینه:

    قرار گذاشتن به بهانه های که من و برادرم ٢ ماهی خونه پدربزرگمون بمونیم .الان یک هفته میگذره من واقعا هنوزم گیجم احساس میکنم این قصه است و یکی واسم تعریف کرده و اصلا نمی دونم چطور باید با این اقا برخورد کنم اصلا چی صداش کنم ؟!

    اونم نسبت به من مغروره و سرد و منم یه دختر ١٨ ساله که غرور خاص خودمو دارم. اگه بخوام راستشو بگم خوب کمی خوشحالم از اینکه تک نیستم. ولی واقعا نمی دونم چطور باید باهاش ارتباط برقرار کنم .الان هم واقعا امکان اینکه برم پیش مشاور و ندارم.

    این اقا با دختر عموها و دختر عمه هام خیلی جورتر از منه ، خوب طبیعیه مدت زمان زیادی باهاشون بوده ولی تلاشی هم این چند ماه ندیدم ازش که بخواد باهام ارتباط داشته باشه به نظرتون منم مثل خودش برخورد کنم؟

    احساس میکنم اصلا علاقه ای به بودن من نداره . میخوام بدونم شما چطور با خواهر و برادراتون ارتباط برقرار می کنید؟

    لطفا راهنماییم کنید فوق العاده فکرم درگیره.

    موضوعات مرتبط: تعامل با خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۶
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۰

    پشیمونم که بدون داشتن امکانات به همکلاسیم ابراز علاقه کردم

    سلام
    پسری *۲ ساله هستم و به هیچ وجه اهل رابطه با جنس مخالف در سطح دوستی نبوده ام.
    سال پیش در اوج شرایط عاطفی به یکی از همکلاسی هام ابراز علاقه کردم. خیلی سعی کردم پنهان کنم اما دیگه شد آنچه نباید میشد.
    بعدا هم پشیمون شدم که ای کاش مستقیم نمیگفتم. حدود ۴-۳ ماه سعی کردم با ارسال پیام های مناسبتی و رفتارهام به ایشون علاقه مو بفهمونم و ایشون هم گرفتند موضوع رو ولی در پی آن حرفی که نباید میزدمو زدم.
    مشکل اینجاست که بعد از ابراز احساسات کردنم دیگه سست شدم و ادامه شو نگرفتم و پیگیر نشدم، چون شرایط مناسب نبود و نمیخواستم بیشتر ایشونو درگیر کنم.
    الان بصورت جدی شرایط و قصد ازدواج رو دارم و هنوز به ایشون علاقه دارم و به ایشون فکر میکنم. فقط مشکل و ناراحتی که دارم این هست که فکر میکنم ایشون در مورد من فکر میکنند که قصد من قصد وقت گذرونی و رابطه در سطح دوستی بوده.
    به هیچ وجه نمیتونم به خودم بقبولونم که ایشون در مورد من اینطور فکر میکنن، و حتی یه ذره شم قبول نمیکنم و بخاطر همینم هست که پشیمونم که ابراز علاقه کردم.
    سوالی که دارم از خانمها و خصوصا افرادی هست که با شرایط امروزی بیشتر آشنا اند و اون هم اینکه:
    شما جای ایشون بودید در مورد من چی فکر میکردید؟ آیا فکر میکردید اون مواقع من قصدم فقط دوستی بوده ؟

    موضوعات مرتبط: رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۸
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۰۵

    برادرم معتاده ، من شانس ازدواج دارم ؟

    سلام 

    من از وقتی تو وبلاگ بحث ازدواج و واسطه پیش اومده . دو تا چیز خیلی ناراحتم کرده . تو فرما زده اصالت خانواده و اعتیاد اعضای خانواده .

    آقایون وبلاگ لطفا حتما نظر بدن . برام مهمه . من حدود 20 سال پیش پدر بزرگم خودشو کشت. و 13 ساله برادرم معتاده . ( خودم محجبه ام . دانشگاه رفتم . مادر پدرم تا هر جا در توانشون بوده برامون زحمت کشیدن . هر چی در توانم بوده سعی کردم خوب باشم . همیشه مامانم میگه پنج انگشت یکی نمیشه . خدای توام بزرگه ) ولی از وقتی من این فرما رو دیدم یه غم بزرگی تو دلمه . فرمم پر نکردم.

    پسرهای وبلاگ لطفآ بگن خانومی مثل من اصلا شانس انتخاب شدن داره ؟ ما خونه زندگیمونم خیلی سادست.

    نمیخوام دل داریم بدید چون مادرم همیشه این کارو میکنه. میگه اگر یکی بخوادت بخاطر خودت میخوادت.

    ولی تو این فرما باطن منو که نزده . حرفای اولیس شناخت بیشتری نیست.

    آقایون بگن لطفا حقیقت رو.

    ممنون

    موضوعات مرتبط: رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۰۷
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۰۰

    ترنم مناجات (35)

    سلام

    ضمن تبریک عید فرخنده مبعث به همه کاربران خانواده برتر

    و با احترام به نظرات و وقت کاربرانی که همراه همیشگی پست های ترنم مناجات هستند ؛

    به منظور کوتاه شدن متون، قسمت اندکی برای تامل و ترنم مناجات ،جدا میشود .

    سعادتمند باشید.

    ترنم مناجات.




  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۴
    • دوشنبه ۴ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۳۱

    برو بالا