خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

این وبلاگ قراره ازدواج رو آسون کنه یا سخت ؟

سلام

یه انتقاد و گله ای داشتم . اول بگم من بطور اتفاقی به منظور اینکه چرا ازدواج کم شده وب گردی میکردم . اتفاقی به این وبلاگ هم بر خوردم . تقریبا همه موضوعاتش و میانگین نظراتش رو چک کردم  , من هنوز ازدواج نکردم تا 3-4 سال دیگه امیدوارم بتونم .  ولی وقتی دیدگاه ها رو میبینم ، همه دیدگاهشون مادی ، خشک و رسمیه . همش این موضوعاته که میخوام با شخص مورد علاقم ازدواچ کنم خانواده ها  اجازه نمیدن . مثلا اقاهه میگه میخوام با دختر مورد علاقم ازدواج کنم . با اون خیلی تفاهم دارم ولی خانواده دختره میگن چون کارت تو یه شهر دیگست قبول نمیکنیم .
قشنگ یاد اون ضرب المثل افتادم که میگفت شاه میبخشه شاه قلی نه (( حالا این برداشت نشه خانواده شاه قلیه ! ))  نمیدونم چقدر حالم گرفته شد .

بنظرم من باید امکانش باشه که بشه شکایت کرد یه چیزی شبیه اون چون یه جا خوندم حدیث داریم در مورد کسایی که بنا به دلایلی غیر معقول مانع ازدواج میشن . یا مثلا  اون یکی میگه عاشق یه دختری شدم گفته باهات میمونم ولی یه خواستگار بهتر پیدا کرد منو بیخیال شد.


موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مربوط به خانواده برتر

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۰۵۷ بازدید
    • پنجشنبه ۲۵ آبان ۹۶ - ۱۷:۵۱

    احترام و اعتبار مون رو با انتشار خبرهای دروغ به خطر نیاندازیم

    سلام
    ضمن عرض تسلیت به شما بابت جان باختن بیش از 400 نفر از هموطنان مون در زلزله غرب کشور ، لازمه که بنده و شما به عنوان مردم ایران ، در چنین زمان های حساسی ، هر چیزی رو که می شنویم یا می بینیم ! فوری باور نکنیم .

    الان چند روز از واقعه میگذره ، تحقیق کنید چند درصد از خبرهایی که شنیدید واقعیت داشت ؟! چند درصد از عکس هایی که دیدید واقعی بود ؟!

    همیشه یه عده ، منتظر وقوع چنین حوادثی هستند تا اهداف خودشون رو دنبال کنن و کشور رو به هم بریزند . لازمه که ما با وجود تمام اختلافات سیاسی و فکری که داریم ، اسیر این جوسازی های رسانه ای نشیم .

    بنابراین باید ابتدا از صحت یه خبر مطمئن بشیم و بعد از عملکرد یک مسئول یا جریان انتقاد یا دفاع کنیم . حس تحقیر آمیزی به انسان دست میده وقتی که بفهمه برای یه خبر دروغ اشک ریخته ، یا کمک کرده که خبر یه ماجرای ساختگی بیشتر منتشر بشه .

    فرقی نمیکنه طرفدار کدوم جریان سیاسی باشیم ، ولی وقتی مردم متوجه بشن اون دو تا خبری که در گروه ها توسط ما منتشر شد دروغ بود ، اعتبار و احترامی برای ما باقی نمی مونه .

    موفق باشید


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه مطالب محسن نجفی

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • ۸۵۴ بازدید
    • پنجشنبه ۲۵ آبان ۹۶ - ۱۰:۲۰

    احساس میکنم همه دارن عذابم میدن

    سلام

    من خیلی شکسته شدم واقعا حوصله هیچ فردی ندارم . احساس میکنم همه دارن عذابم میدن . نمیدونم چرا اینطوری شدم از همه دوری میکنم هر کسی میاد سمتم با عصبابنت جواب میدم خیلی . اصلا کنترل اعصاب ندارم . قرص آلپروازام که دکتر تیروید برام نوشته رو نمیتونم بخورم چون هر روز کلاس دارم .

    همه با این رفتارم  منو دیونه خطاب میکنن . به خدا دیگه جون زندگی ندارم . خیلی زود رنجم و همه چی رو سخت میگیرم .

    اینو اطرافیانم میگن نمیدونم چیکار کنم ؟ از زندگی متنفر شدم  دیگه به کسی دیگه نمیتونم اعتماد کنم برام سخت شده زندگی . این مشکلم منو از پا انداخته .

    داغونم به هرکی اعتماد میکنم  ازم سو استفاده میکنه . قبل اینطوری نبودم . یکی منو از تمام ادما متنفر کرد . شکستم جوری که دیگه نمیتونم مثل قبل به دیگران اعتماد کنم و دوباره عاشق بشم .

    سعی کردم اون ادمو فراموش کنم ولی چطوری وقتی منو از همه  ادما متنفر کرد . تو را خدا بخونید و کمک کنید .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • ۵۳۰ بازدید
    • چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶ - ۲۰:۴۱

    دلیل بد بو شدن عرق بدن با وجود رعایت بهداشت شخصی

    سلام

    من مدت چند ماهی هست که عقد کردم که خدا رو شکر از همسرم راضی ام . فقط مشکلی که دارم و ذهن من بسیار درگیر کرده اینه که همسرم بوی عرقش خیلی تند و بد بو هست .

    با اینکه میدونم خیلی به بهداشت شخصی اهمیت میده و از نظر هورمونی هم سالم هست اما این مشکل وجود داره . به خصوص زمان معاشقه خیلی اذیت میشم چون خودم معمولا سعی میکنم خوش بو و مرتب باشم . حالا سوالم از دوستان به ویژه آقایون یا خانم های باتجربه این هست که من چطور این موضوع و با همسرم مطرح کنم که ناراحت نشه و به غرورش لطمه نزنه .

    و آیا روشی هست که من بهش پیشنهاد بدم که با استفاده از اون بعد از دوش گرفتن روزانه تا روز بعد این قدر بوی عرقش اذیت کننده نباشه .

    خودم در مورد استفاده از زاج سفید شنیدم که موثره اگر دوستان تجربه دارن تمنا دارم راهنماییم کنن و من از این مشکل نجات بدن .

    دعاگوی شما هستم


    موضوعات مرتبط :
    بهداشت فردی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • ۱۱۷۶ بازدید
    • چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶ - ۲۰:۳۲

    دارم دیوونه میشم، نمیدونم چرا انقدر حسودم

    سلام

    بنده دختری ۱۹ ساله هستم... مشکلم از حدود یه ماه و نیم که وارد دانشگاه شدم شروع میشه.. اول یه بیو گرافی از خودم میدم... ؛

    بنده تو یه شهر خیلی کوچیک زندگی میکنم..به همین دلیل تا یادم میاد هیچ وقت اینجوری نبوده که بخوام با دوستام بیرون برم و... همیشه تو خونه بودم چون شهرمون واقعا جایی برای رفتن نداره.

    به همین دلیل خیلی کم تو اجتماع قرار گرفتم... کلا منزوی هم هستم یه خورده.. اعتماد به نفسمم خیلی کمه.. مخصوصا از وقتی وارد دانشگاه شدم بدترم شده.. با این که همه میگن چهره ی خوبی دارم. ولی جدیدا از دیدن چهره ی خودم تو آینه وحشت دارم... کلا تو ذاتم خجالتی بودنم هست..

    تو دبیرستان دوست صمیمیم دختر پررویی بود. این باعث شد وضعم خیلی بهتر شه..حداقل از حق خودم دفاع میکردم یا اینکه حتی شوخی زیاد میکردم.. البته جلو دوستای خودم... شاید فکر کنین مشکل من به این موارد برمیگرده ولی اینطوری نیست.. مشکل من در مورد هم اتاقیام تو خوابگاست.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۱۱۹۸ بازدید
    • چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶ - ۲۰:۲۹

    برادر کوچکترم تنها دلبستگی زندگیم شده

    سلام

    راستش من امسال کنکوریم. موضوع اینه که من یه برادر سه ساله دارم که تنها برادرمه و حسابی عزیزه. خب بعد از سال ها خدا به من یه برادر داده و من یک جورایی تنها دلبستگی و زندگیم اونه.

    مشکل من هم از همین جا شروع میشه. اکثر وقت ها پیش منه چون مادرم شاغله. حتی وقتی مادرمم هست معمولا میاد پیش من. صبح ها خودم بیدارش میکنم و بهش صبحانه میدم و شبها هم خودم میخوابونمش. شبانه روز نگران تربیت و رفتارشم. نگران بزرگ شدنش. مدام به مادرم میگم این کار و برای بچه انجام بده اینکارو انجام نده اونقدری که گاهی مامانم واقعا عصبانی میشه و میگه تو زیادی حساس شدی. خودمم همین احساس و دارم.

    حتی وقتی درس میخونم فکرم پیشه اونه. همش میگم اگه من به فکر خورد و خوراک و تربیتش نباشم کسی به فکر نیست. هر چند مادرمم کم نمیذاره اما خب شاغله و در حد توانش . بقیه اعضای خانواده هم که انگار نه انگار. بعضی شبها که همه میخوابن میشینم و ساعت‌ها بلند بلند  گریه میکنم با خودم میگم سال دیگه که من برم دانشگاه مادرم دست تنها با این بچه چیکار کنه؟!  اصلا چطور داداشم بدون من بزرگ میشه؟ بعد به خودم میگم خجالت بکش اون خدارو داره. ولی باز تو کتم نمیره.

    گاهی منی که عاشق درسمم و عاشق اون رشته ای که میخوام با خودم میگم ای کاش اصلا دانشگاه نمیرفتم و پیشش میموندم تا بزرگ شه. از دست خودم دیونه شدم. احساس میکنم دارم روانی میشم با این افکار که چطور بزرگ میشه ؟ چطور تربیت میشه ؟ چرا غذا نمیخوره ؟ چرا شب دیر میخوابه ؟ چشاش ضعیف نشه و ... چیکار کنم کارم شده گریه.

    بهش میگم من برم دانشگاه تو چیکار میکنی میگه منم باهات میام ...


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • ۴۳۷ بازدید
    • چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶ - ۲۰:۱۸

    آبرویم در خطر است

    با سلام و عرض ادب و احترام

    من آبرویم در خطر است.

    من کار بسیار عجیب و زشتی کرده ام ولی الان از صمیم قلب توبه کردم. پسری هجده ساله هستم و دچار بیماری مازوخیسم هستم و الان دچار ترس و مشکل بزرگی هستم .

    من مدتی را متاسفانه به طرز عجیبی علاقه مند به گدایی کردن شده بودم ، میدونم میپرسید چطور ممکنه و اینا ولی شدم متاسفانه اما نحوه گدایی کردنم نیز خیلی حقیرانه است بطوریکه جلوی اشخاص با پای برهنه می‌رفتم زانو میزدم و تقاضای کمک میکردم ولی هرگز هیچ پولی نمی‌گرفتند و میرفتم ... .

    میدانم بسیار مسخره و عجیب و احمقانه است اما دست خودم نبود ... یک شب من در جایی جلوی دو خانم زانو زدم و پول خواستم ولی یکی از خانم ها که حدوداً پنجاه ساله بود بلند شد و سعی کرد از من فیلم بگیرد و من نیز سریع فرار کردم و نمیدانم کاملاً از من فیلم گرفت یا نه مطمئن نیستم (گوشیش تا شو بود ) ولی پس از آن بشدت از کارم پشیمان شدم و از خدا طلب بخشش کردن و توبه کردم و هرگز این کار را انجام نخواهم داد...

    اما الان مشکلی که دارم این است که آیا گناه کرده ام ؟ آیا آن خانم فیلم را پخش می‌کند و چگونه جلوی پخش شدنش  را بگیرم یا به پلیس خبر می دهد و آیا من جرم کرده ام من هرگز پول نگرفته ام و توبه کردم و شاکی هم ندارم و خیلی دیر به دیر ( مثلاً ماهی یکبار ) این کار را انجام داده ام و هرگز انجامش نخواهم داد ، آیا بنظرتان توی دردسر هستم ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل متفرقه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • ۹۸۱ بازدید
    • چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶ - ۲۰:۱۳

    کیفیت رابطه جنسی ربط چندانی به سایز آلت و اندام زیبا نداره

    دوستان سلام...
    من خودم هم یه زمانی فکر میکردم سایز آلت مردانه خیلی نقش مهمی تو رابطه جنسی داره. اما باید خدمتتون عرض کنم... که لذت بردن از رابطه جنسی خیلی ربطی به سایز آلت مرد ، اندام خیلی زیبا و ...  نداره. این چیزا بی اثر نیست. طرف باید به دل بشینه برای همسرش . اما همه چیز هم در این ها خلاصه نمیشه. بالاخره هر کسی ممکنه به چشم یکی خوش بیاد و که دیگری نپسنده.
    در ارتباط جنسی، احساس هستش که حرف اولو میزنه. یعنی 90 درصدش شک نکنید عشق و مهر و محبته. و اینو بدونیم که هر چیزی اصولی داره و بعلاوه ، باید خلاقیت و تنوع رو نیز چاشنی کار کرد.
    یه مقدار توقع رو از فیلم های پورن  پایین بیاریم. بخدا هیچ کس ستاره این فیلم ها نیست. بدن آدما با هم فرق داره.
    چیزی که میخوام  بگم اینه...
    آلت تناسلی خانم ها در زمانی که خوب تحریک شده باشن عمقی نهایتا 15 سانتی داره و چون دهانه واژن قابلیت سازگاری با هر اندازه آلت مردانه رو پیدا میکنه، نباید در مورد سایز، توهم بیجا داشت یا خیلی اعتماد به نفس الکی گرفت!

    موضوعات مرتبط :
    مسائل زناشویی خانم ها مسائل جنسی دوران عقد مسائل زناشویی آقایان مطالب کاربران

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • ۴۴۳۵ بازدید
    • سه شنبه ۲۳ آبان ۹۶ - ۲۰:۳۶

    خواستگارام رو به دلیل بد شدن استخاره رد میکنم

    سلام

    الان سه تا خواستگار پشت سر هم میاد و به دلیل بد شدن استخاره جواب رد میدیم. با توجه به اینکه آقای فرهنگ گفته بودن بعضی کارها استخاره در اول کار جا داره و البته خودم هم معتقدم به استخاره. ولی می ترسم دیگه خواستگاری نمونه برام با این روالی که پیش میرم راستش خونوادمم تا حدی شاکی شدن از این روال.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اعتقادی مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • ۹۹۸ بازدید
    • سه شنبه ۲۳ آبان ۹۶ - ۲۰:۱۳

    خانمم دوستم داره ولی بهم کم محبت میکنه

    سلام خسته نباشید

    من پسری ۲۵ ساله هستم و دوران نامزدی طولانی پشت سر گذاشتم و ۶ ماهه عقد کردم . با همسرم اوایل بسیار مشکل داشتم و ریشه تمام مشکلات عاطفی نبودن ، محبت کم ، کم توجهی و ... بود . به مرور وضعیت بهتر شد ولی متاسفانه هیچ گاه به حد نرمال نرسید .

    من شدیدا وابسته به محبت و توجه هستم با وجود اینکه از زیبایی و خوش اخلاقی و شغل درخور شان برخوردار هستم بیشتر اذیت میشم . وقتی بقیه رو میبینم خیلی ناراحت میشم و همیشه خودم رو آروم میکنم . شدید محبت میکنم و چیزی واسه اون کم نمی ذارم .  دوستم داره ولی معمولا بی تفاوت رفتار میکنه . به نظر شما اگه محبت رو کم کنم توجهی نکنم درست میشه ؟

    پیشنهاد شما چیه ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • ۱۴۳۳ بازدید
    • سه شنبه ۲۳ آبان ۹۶ - ۲۰:۱۱

    برو بالا