سلام
پیشاپیش ممنونم که برام وقت میذارید خواهش میکنم صبورانه حرفام و بخونید و بهم کمک کنید
من یه مشکلی دارم
من یه دختر 20ساله م و خیلی خیلی شوخ و پر انرژیم . یعنی اصلا نمیتونم سنگین رفتار کنم با اینکه خیلی به حجاب و ... اهمیت میدم ولی نمیدونم چرا وقتی با افراد نامحرمی روبرو میشم که افراد سالم و باشعوری هستن و اهل رعایت حد و حدودشون هستن منم دیگه زیاد رعایت نمیکنم و جلوشون شوخی میکنم یا حتی رفتارای بدتر ( که روم نمیشه بگم ولی یه بار برای همکارام یه ادای طنزی در آوردم که حسابی باعث خنده شد:(  ) 

مثلا تو یه پاساژی کار میکردم با یکی از همکارامون که با نامزدش با هم بودن رفت و آمد داشتم ( یعنی کلید مغازه رو میسپردم اگه مشتری اومد یا ... ) نامزدش خواهر زن صاحب کار من بود و برا همین با هم آشنا بودیم وگرنه با بقیه حتی سلام علیک هم نمیکردم این همکارمون ( آقای 24 ساله) هم از همه سالمتر بود یعنی واقعا پسر خوبی بود و با اینکه زیاد مذهبی نبود اما خیلی رعایت میکرد همین باعث شده بود من زیاد سخت نگیرم و همین باعث شد که من کم کم عذاب وجدان بگیرم و بعد از یه مدت دیگه سر کار نرفتم و تصمیم گرفتم تو خونه کار کنم .

من قبلا هم این اتفاق برام در رابطه با افراد فامیل که مث ایشون آدمای سالمی بودن پیش اومده بود و حتی بخاطر همین از تلاش برای رفتن به دانشگاه هم سرد شدم و میترسیدم که برم و جنبه نداشته باشم و اعتقاداتم سست شه که با این اتفاق آخر که تو ارتباط با همکارم برام افتاد به کل از خودم ناامید شدم دیدم منی که به هیچ کس سلام هم نمیکردم حالا دارم در جواب شوخی همکارم چشمک میزنم به محض این اتفاق افتاد داشت گریه م میگرفت گفتنش هم برام سخته خیلی هم سخته دیگه ازین بدتر نمیشه .

ولی این نوع اتفاقات انگار تموم نمیشه و هر بار به نوعی داره تکرار میشه این آخرین اتفاقم بود ولی من دیگه خسته شدم باید چیکار کنم که بتونم خودمو حفظ کنم؟

من تو خونه به مراتب بدترم و به هیچ وجه نمیشه جلوی خنده ها و مسخره بازیامو گرفت و یه موقعا عجیب پر انرژی هستم یا تو مهمونی های زنونه مخصوصا جمع های شاد مث مولودی ها این شادی و انرژیم همه رو به وجد میاره و حسابی به همه خوش میگذره ولی به موقعش هم که باید بتونم خودمو کنترل کنم ....

خانواده ی من زیاد شبیه من نیستن و مطمئنا اگر منو تو اون اتفاق هایی که گفتم میدیدن حسابی تعجب میکردن و متذکر میشدن مخصوصا اینکه اطلاعات مذهبی من اصولا از همه شون بیشتره و سوالات مذهبی شون رو از من میپرسن!!! من از خودم خجالت میکشم میشه کمکم کنین؟

من تو رابطه ی کوتاه مدت همه چیز رو به بهترین شکل رعایت میکنم ولی اگر طرفم آدم سالمی باشه و رابطه ادامه پیدا کنه کنترلش خیلی ضعیف میشه مشکل من اینه تو رو خدا اون هایی که شبیه من هستن یا درکم میکنن کمکم کنن اونایی که منو درک نمیکنن راه حلاشون برای من کارساز نیست بگید چجوری یه ارتباط طولانی و کنترل شده داشته باشم من از نظر بقیه شاید سبک نباشم ولی از ایده آل خودم خیلی دور میشم خود این همکارمون میخواست منو به پسر عموش معرفی کنه و خیلی به من احترام میذاشت ولی من میخوام سنگین باشم و نمیتونم و این خیلی بده مگه نه؟


مرتبط:

نظر شما در مورد دخترهای فعال اجتماعی که در شهر معروف شدند

اشتباه می کنم که می خوام ۳ یا ۴ سال بزرگ تر از سنم به نظر برسم؟

مشکل اصلی من اینه که یه دختر اجتماعی نیستم

تعریف شما از دختر سرسنگین، اجتماعی و خوش اخلاق چیه ؟

حدود رفتار اجتماعی یک دختر در دانشگاه و محیط کاری

مشکل من اینه که یه دختر غیر اجتماعیم

دختری درونگرا هستم ولی مادرم به زور میخواد منو یه آدم اجتماعی کنه

چطوری میشه یه دختر هم با حیا باشه و هم اجتماعی ؟

تعریف شما از دختر اجتماعی چیه ؟

با شوخی کردن های جلف با پسران، تبدیل به دختر اجتماعی نمیشید



برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۱۳ مطلب مشابه) ارتباط با جنس مخالف (۸۱ مطلب مشابه) روابط اجتماعی دختران (۲۵۳ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۴۸۷ مطلب مشابه) دوستی با جنس مخالف (۱۲۶ مطلب مشابه)