سلام من دختری 21 ساله هستم که چند ماه پیش با یه آقا پسری دوست شدم ولی بنا به دلایلی یا بهتر بگم از لحاظ عقلی یا منطقی بخوام بگم برای ازدواج به درد هم نمی‌خوردیم.

هم من این رو می دونستم هم اون آقا. من بیشتر به خاطر اینکه بعد یه مدتی که ازش شناخت پیدا کردم متوجه شدم خیلی تنوع طلبه تو گذشتش خیلی با دخترها بوده دوست دختر زیاد داشته نه یکی نه دو تا خیلیییییییی.

هم خودم این قضیه رو فهمیدم هم از اطرافیانش خیلی به گوشم می‌رسید پیش خودم حس می‌کردم عشقم کورکورانه ست و به درد زندگی نمی خوره. از دوروبرا خیلی می‌شنیدم که حتی همزمان با چند تا دختر دوست بوده خیلی با دخترها راحت بود کلاً این شناختو به دست آوردم که آدم سبکیه همه ش پیش خودم می‌گفتم باهاش ازدواج کنم اصلاً خوشبخت نمی شم از کجا معلوم فردا من به عنوان زنش دلش رو نزنم و بره دنبال یکی دیگه!!! 

اون که تنوع طلبی عادتش شده آخه من خیلی دختر سر سنگینی بودم خودش هم می دونست ما حتی بهم دست هم نمی‌دادیم همیشه غرق این افکار بودم که چند ماه پیش با یه دختر تو محله خودشون عقد کرد بعد اون داغون شدم خیلی بهش وابسته بودم فقط براش آرزوی خوشبختی کردم و از زندگیش رفتم بیرون.

خدا می دونه چه روزهای سختی رو سپری کردم فقط خدا می‌دید چقدر اشک می‌ریختم تو رو خدا سرزنشم نکنید اگه چند ماه با کسی باشی و بهش وابسته بشی و بعد یدفه بی مقدمه حتی بدونه اینکه 1 درصد احتمال بدی برگرده یه شب بیاد بگه فردا دارم میرم خواستگاری چه حسی بهتون دست میده؟؟؟ 

با اینکه عقلم این پسر رو تایید نمی‌کرد ولی خب دلم قلبم داشت می‌سوخت. از هم خداحافظی کردیم. من دیگه تصمیم گرفتم هیچ وقت سراغشو نگیرم چون برای خودم یه خط قرمزایی داشتم می‌گفتم دیگه متاهل شده من یا یه آدم متاهل دیگه چه کاری می تونم داشته باشم!! شماره م رو داشت بعد یه ماه از عقدش بود من عکس وایبرمو عوض کردم یدفه دیدم برام پی ام زده وای چه عکس قشنگی!!خلاصه شروع کرد احوالپرسی و اینها ولی خیلی راحت باهام حرف می‌زد بهم می‌گفت عزیزم.  قربونت بشم من. حتی صدام زد خانومم.

داشتم شاخ در میوردم انگار نه انگار متاهل بود. خلاصه اون جا بود یکم درد قلبم کمتر شد همه ش می‌گفتم چه خوب شد رفت با یکی دیگه عقد کرد چه خوب که اصلاً خواستگاری منم نیومد تو دلم می‌گفتم یه چنین آدمی که به زنه خودش هم وفادار نیست داره راحت با یه دختر این قدر گرم می گیره پس همون بهتر که رفت.

ولی این حرف‌ها رو فقط عقلم میگه از یه طرف وقتی پی ام میده دلم می خواد بیشتر باهاش حرف بزنم. فردای عید بهم پی ام داد عید و تبریک گفت من جوابش رو ندادم حسه بدی داشتم خواستم دیگه فراموشش کنم ولی دیروز بعد چند ماه بهم زنگ زد منم برداشتم با هم حرف زدیم گفت خیلی دلش برام تنگ شده گفت چرا جوابش رو نداده بودم اون روز منم گفتم تو دیگه متاهلی من نمی تونم اشیانه کسی رو خراب کنم برگشت گفت هم تو عاقل و بالغی هم من گفت این طرز فکرای شهرستانی رو بذار کنار هر موقع دلت تنگ شد کافیه اس بدی.

گفت تو دیگه ابجی منی و از این حرف‌ها داشتیم بهم پی ام می‌دادیم برگشت گفت تو قلب منی فکرش رو بکنید کسی که تازه چند ماهه عقد کرده برگرده به من این حرفو بزنه!!!!

هر بار که پی ام میده من داغون میشم حسه عذاب وجدان، اینکه برای چی دارم به یه مرد متاهل پی ام میدم ولی خدا خودش شاهده فقط در حد احوالپرسی و این چیزها صحبت می‌کردیم اون یه موقع‌هایی مثلاً میگه عزیزم یا فدات شم و این حرف‌ها فقط دیروز کنترل از دستم خارج شد بهش گفتم دلم خیلی برات تنگ شده.

البته الآن میگم پی ام می دیم نه اینکه هر روز و شب!!! از عقدش به این ور ماهی یه بار سراغمو می گیره. به خدا بعدش حسه عذاب وجدان ولم نمی کنه از خودم بدم میاد نمی خوام زندگی کسی رو خراب کنم یه موقع خودم رو می ذارم جای زنش میگم اون چه گناهی کرده از یه طرف عذاب وجدان ولم نمی کنه از طرفی هم هر موقع پی ام میده دلم هوایی میشه.

تو رو خدا کمکم کنید من باید چه کار کنم؟ عقلم میگه چشاتو باز کن کسی که الآن متاهله و راحت داره به تو که یه دختر غریبه ای میگه عزیزم و تو قلب منی و این حرف‌ها این آدم لایق دوست داشتن نیست خداتو شکر کن که قسمت تو نشد از کجا معلوم بعد تو با یه دختر دیگه این قدر گرم نمی‌گرفت!!! 

این حرف‌های عقلمه. ولی دلم بیچارم کرده هر موقع پی ام میده چشم هام پره اشک میشه یاد خاطرات خوب مون میفتم و حسرت می خورم و همون شبم خوابش رو می بینم از بس بهش فکر می‌کنم. من با این حس لعنتی چه کار کنم؟؟؟؟

کمکم کنید خیلی روزهای سختی دارم. از همه کسانی که وقت گذاشتن پست منو خوندن ممنونم از جواب همه تون پیشاپیش تشکرم یکنم.


مرتبط :

دوستی با مرد متاهل

ارتباط پیامکی خانم متاهل با یه مرد غریبه

دوستی مرد متاهل با زن متاهل به چه دلیل ؟

در مجردی ، باعث جدایی یه خانم متاهل شدم

عاشق مرد متاهلی هستم که شرایط ازدواج با هم رو نداریم

دوستی ساده م با یه مرد متاهل به یه رابطه ی عشقی تبدیل شده

متاهلم ، چطور جلوی تماس های دوست پسر سابقم رو بگیرم ؟

متاهلم، ولی بعضی از آقایون فکرم رو مشغول می کنن

خانمی متاهل هستم که برای سرگرمی چت می کنم

سرنوشتم اینه که با رئیس متاهلم ازدواج کنم ؟

کارفرمای متاهلم بهم پیشنهاد دوستی داده


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۵۰ مطلب مشابه)