سلام به همه خانواده برتری ها

بی مقدمه بگم،می خوام درباره ارتباط بچه های فامیل با هم از شما بپرسم.

من یه دختر بیست و خورده ای ساله هستم و دو تا خواهر کوچکتر از خودم دارم. من و خواهرانم هیچ وقت رابطه معمولی با پسرهای فامیل درجه یک مون ( منظورم پسر خاله پسر دایی،پسر عمو و پسر عمه هست) نداشتیم و تا جایی که یادم میاد از اول همین طور بوده. به جز چند خاطره گنگ از حدودای ۶،۷ سالگی و قبل تر چیزی از رابطه معمولی با پسرهای فامیلم به خاطر نمیارم و این پسرهای فامیل که میگم اکثرا در یک رنج سنی هستن و الآن همه شون در دهه بیست زندگی شون هستن و چند تا هم در دهه سی.

منظورم از اینکه رابطه معمولی نداشتیم چی هست؟ یعنی به جز سلام و خداحافظی در مهمانی های معدود که بقیه فامیل هم جمع بودند( مثلا خونه مادربزرگم) رابطه ای نداشتیم و خیلی کم همدیگه رو مخاطب قرار دادیم. دیگه به غیر از این مورد هر گونه ارتباطی ممنوع بود.چرا؟

دلیلش پدرم هست. پدرم خوشش نمی اومد و هنوز هم خوشش نمیاد که ما ارتباطی فراتر از اون با پسرهای فامیل( خصوصا فامیل مادرم) داشته باشیم. شاید این مساله برای افراد مذهبی قابل پذیرش تر باشه ولی پدر من مذهبی نیست و حتی ساده ترین و پایه ای ترین امور مذهبی( نماز و روزه) رو هم به جا نمیاره. بیشتر آدم سنتی ای هست ولی جالب اینه که با اینکه تربیت پدرم و خواهر برادراش یکسان بوده و پدرم یکی از برادراش رو مثل الگوی زندگیش می بینه، حتی در خانواده پدرم هم رابطه معمولی دختر و پسر مثل حرف زدن معمولی، خندیدن و شوخی کردن خیلی عادی بوده.

راحت بخوام بگم چه در خانواده پدرم چه مادرم فقط ما هستیم که این محدودیت ها برامون وجود داشته و داره چه اون زمانی که دبستانی بودم چه الآن. البته منظورم این نیست که بقیه دخترخاله ها و پسر دایی ها و... همه ش تو بغل هم بودن بلکه منظورم این بود که میتونستن راحت با هم حرف بزنن،شماره همدیگه رو داشته باشن ،موقعی که بچه بودن میتونستن گروهی با هم بازی کنن و... من و خواهرام هیچ وقت کار بدی در رابطه با جنس مخالف آزمون سرنزده. هیچ وقت در بند دوست پسر و رابطه و.. نبودیم. همیشه درسمون عالی بوده ‌و از لحاظ اخلاقی هم جایگاه خوبی در بین کل فامیل داشتیم و داریم. این رو گفتم که بدونید هیچ اتفاقی نبوده که پدرم بعد اون بخواد گیر بده و ... و از اول اول یعنی از همون ۷،۸سالگی ما این جوری بوده.البته این هم بگم پدر من در کل آدم خوبیه و فکر نکنم بحث شکاکی و پارانویا مطرح باشه مثلا هیچ وقت پدرم گوشی من یا لپ تاپم رو چک نکرده یا اگر پولی بهم داده هیچ وقت نپرسیده چطور خرجش کردم یا هیچ وقت با حساسیت از پسرهای هم دانشگاهیم حرف نزده و حتی مشاور و معلّم های کنکور من اکثرا مرد بودند.

از اون طرف هم بگم پسرهای فامیل ما هم سابقه بدی نداشتن اصلا فرصت نکردن سابقه بدی داشته باشند مثلا من ۸سالم بود دو تا از پسرخاله هام ۹ و ۸ ساله بودن ولی به جز سلام و خداحافظ نمی تونستم رابطه ای باهاشون داشته باشم.

این هم بگم پسرهای فامیل مون ( خصوصا فامیل مادرم) هم الآن در وضعیت مناسبی هستند همون طور که قبلا بودن قبلا بسیار درس خوان بودن و مدارس خاص قبول میشدن الآن یا در رشته های خوب دارن درس میخونن یا مدارج بالا رو طی کردن.

گاهی حسرت گذشته هارو می خورم که ما می تونستیم با پسرهای فامیل مون رابطه عادی ای رو داشته باشیم. شما خودتون هم با همه بچه های فامیل هم جنس تون یه رفتار رو ندارین با بعضی هاشون صمیمی ترید با بعضی هاشون کاملا عادی هستید و شاید از بعضی هاشون هم حتی خوش تون نیاد یا سال به سال نبینیدشون.  نه من نه خواهرام هیچ وقت نمی خواستیم رابطه عجیب غریب یا عاشقانه ای با پسرهای فامیل داشته باشیم فقط می خواستیم باهاشون معمولی رفتار کنیم عین دو تا انسان معمولی.

قسم می خورم که هیچ وقت به هیچ کدوم شون دید جنسی نداشتم. با خواهرانم صمیمی ام یه بار از اون ها هم پرسیدم که بهشون حسی دارن یا نه و اون ها هم گفتن نه. ما فقط حسرت کودکی هایی رو می خوریم که می تونستیم با هم داشته باشیم و در نهایت بزرگسالی ای که به کودکی وصل می شد. الآن به فرض وقتی رابطه پسر عمه هام رو با دیگر دختردایی هاشون می بینم که چقدر پشت هم آن و مثل خواهر برادر می مونن هم حسودیم میشه. این حساسیت پدرم حتی رابطه های فامیلی رو هم تحت تاثیر قرار داده یعنی مثلا ما با دایی م که فقط دختر داره رابطه مون صمیمی تره ولی با دایی دیگه م که پسر داره به زور رابطه داریم. 

این مساله رو اعتماد به نفس من هم تاثیر گذاشته فامیل هامون این اخلاق پدرم رو فهمیدن و نتیجه ش این شده که پسرهای فامیل هم سمت ما نمیان و اگر مثلا بریم خونه شون عید دیدنی؛ یا از قبل خونه رو ترک می کنن یا نهایتا میان چند دقیقه تو جمع میشینن و به یه بهانه ای جمع رو ترک می کنن مثلا میگن امتحان دارن میرن تو اتاقشون یا یه کاری جور می کنن که فقط برن. این در حالیه که اگر من و خواهرام تو جمع نباشیم بعدا می شنوم که اتفاقا اومدن پیش پدر مادرم و بقیه نشستن و خیلی هم خوش گذشته. نه کسی معذب شده نه کسی اون محل رو ترک کرده نه هیچی و نتیجه ش این شده که من حتی خودم رو از اون دیدارهای فامیلی کوتاه با فامیل های پسردار محروم می کنم چون نمی خوام جمعشونو خراب کنم و به قولی ضدحال بزنم. دیگه این قدر کم می بینم شون که قیافه هاشون رو دقیق به یاد نمیارم.

می خواستم ببینم نظر شما در این باره چیه؟ تجربه ش رو داشتین؟ رابطه شما با پسرهای فامیل درجه یک چه جوریه؟ چرا پدرم این کارها می کنه؟ شما اگر ازدواج کنید و بچه دار بشید چه رویه ای رو برای بچه هاتون در پیش میگیرید؟

فقط خواهشی که از شما دارم اینه که لطفاً لطفاً لطفاً این مساله رو با دید مذهبی نگاه نکنید درسته که ممکنه مشابه این مورد در افراد مقید و مذهبی بیشتر باشه ولی همون طور که گفتم پدر من آدم مذهبی ای نیست و لطفاً کار پدر منو با مسائلی چون محرم نامحرم و.. توجیه نکنید. و مساله دیگه اینکه شاید بعضی از آقایون به قول خودشون دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده باشن و اتفاقا از رفتار پدر من و امثال پدر من استقبال هم بکنن.شما می تونید هر عقیده ای داشته باشید ولی لطفاً دلیلش رو بدون تعصب بیان کنید. و نکته دیگه من قبلا حتی تو این سایت هم شنیدم از کسانی که توسط فامیلاشون مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتن و برای همه شون متاسف شدم ولی فکر کنم قبول داشته باشید که تعداد بیماران جنسی که به فامیل خودشون تجاوز می کنن خیلی کمتر از افراد عادیه پس اینکه مثل پدر من رفتار کنید چون دختران بیگناهی هستن که توسط پسرخاله و ... مورد آزار جنسی قرار گرفتن،برای من قابل قبول نیست.

از تمام نظرات تون ممنونم 


ارتباط با نامحرم :

چطور از دست دادن با دختران نامحرم طفره برم؟

نوع رفتار در برابر نامحرمانی که بزرگتر یا کوچکتر از ما هستند

فرهنگ غلط محرم تلقی کردن پسرخاله، شوهر عمه و ...

چطور به نامحرم های فامیل بفهمونم که دوست ندارم دست بدم

نحوه ی برخورد با خانم های محرم که پوشش مناسب ندارند

3 توصیه برای مدیریت روابط با نامحرم

نمیتونم تحمل کنم خانمم با یک مرد نامحرم گرم بگیره

آیا دست دادن دو تا نامحرم گاهی بدون اشکال میشه ؟!

سطح ارتباط با نامحرم در بین مذهبی ها

انتظار خدا از یه دختر مذهبی در برخورد با نامحرم ها چیه ؟

خانمم ازم می خواد که به رابطه ی گرم اون با نامحرم ها عادت کنم

خواستگاری دارم که در خانواده ی اونا محرم و نامحرم معنی نداره

بعضی ها اشتباها دست دادن به نامحرم را نشانه احترام می دانند

جاری من محرم و نامحرم سرش نمیشه

دست دادن دختر به مرد نامحرم

می خوام رفتارم رو با شوهر خواهرم اسلامی تر کنم

دخترم، در اماکن عمومی چطور رفتار کنم که موجب گناه کسی نشم؟


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۱۳ مطلب مشابه)