سلام

اگر متاهل ها تجربیات شون رو در اختیارم بذارن ممنون میشم و البته بقیه عزیزان.

ما هر دو تحصیل کرده (شوهرم لیسانس و بنده ارشد) هستیم. از لحاظ ظاهر خانواده ها شبیه هستیم اما در باطن نه. من در خانواده کم جمعیت و همسرم در خانواده پر جمعیت (۱۰ تا خواهر برادرن) و همه ازدواج کرده و سن بالا و نوه دار و ... هستن.

در جمع خانواده ایشون فقط همسر بنده تحصیلات دانشگاهی دارن و بقیه تقریبا زیر دیپلم هستن. ( که برای من در وهله اول فقط انسانیت شون مهم بوده و هست.)

مشکل ما اینه که ما همه مناسبت ها رو باید در جوار خانواده ۳۰ نفرشون باشیم و اگر یک موقعی خدای نکرده (خاک بر دهانم باد) در مناسبات مختلف (روز اول سال تحویل، همه اعیاد، سیزده بدر، شب یلدا، روز مادر یا پدر، شبهای قدر و ...) در جوار مادر محترم شان نباشیم، خانواده ایشون و مادرشان انواع و اقسام متلک، کنایه و غیبت رو نسبت به ما نثار میکنند.

حتی در طول این ۴ سال زندگی مشترک مون به غیر از یک بار نتونستیم مسافرت تنها بریم. خلاصه بگم که احساس زندانی شدن دارم. ما در طول هفته حتما حتما باید در دو روز مشخص دور هم جمع شیم و این هم از نظر خانواده همسرم کافی نیست و مدام میگن که چرا فاصله هامون زیاد شده و قدیم ها همه با هم صمیمی تر بودن و فلان و بهمان. 

من از جمع های خاله زنکی متنفر بودم، اما هر هفته دو بار مجبورم بخاطر اینکه دل مادر همسرم نشکنه بریم و همه به طور کاملا بی هدفی و به نظر من به قصد سرک کشیدن تو زندگی همدیگر و بعبارتی فضولی همدیگر رو ببنیم و اگر خدایی نکرده یک روز به حال خودمون باشیم همه به فکرمون میافتن‌ ( میخوان خیال شون راحت بشه که مثلا در یک زمینه ای ازشون جلو نزنیم).

واقعا کلافه شدم. نمیدونم چیکار باید بکنم؟؛ اصلا کار خاصی میشه کرد یا نه؟!؛ گاهی دلم به حال خانواده ام میسوزه که مجبورن شرایط منو تحمل کنن و منو در حد یه سلام و خداحافظی ببینن. اون هایی که مجردن و این پست رو میخونید خاهشا در مورد سطوح مختلف رفت و آمدی تون با همسر آینده تون حتما باهم گفتگو کنید.


پیشنهاد:

مخالفت خانواده با خواستگاری که از خانواده پرجمعیت داره

کاش با خانواده ی پرجمعیت وصلت نمیکردم

موقع ازدواج به پرجمعیت بودن خانواده شوهرم توجه نکردم


مرتبط با خانواده شوهر:

خانواده شوهرم از خونه م دزدی میکنن

خانواده شوهرم یه درگیری رو با من شروع کردند

رابطه من با خانواده شوهرم چطور باید باشه ؟

چرا نباید بدی های خانواده شوهرمون رو به شوهرمون نگیم ؟

چکار کنم که در رابطه با خانواده شوهرم پر رو باشم ؟

از خانواده شوهر جز شر چیزی ندیدم

راهنمایی در مورد زندگی مسالمت آمیز با خانواده شوهر

چرا خانواده شوهرم نمیذارن باب میل خودمون زندگی کنیم ؟

خانواده شوهرم اصلا محبت های منو نمی بینن

من از دو رویی خانواده شوهرم واقعا خسته شدم

خانواده شوهرم دوست ندارن برم خونه شون

دعا برای دور شدن از خانواده شوهر


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
ارتباط با خانواده شوهر (۶۲ مطلب مشابه)