سلام خسته نباشید
تو ایمیلم ( یاهو ) هر روز بیست سی تا ایمیل از جاهایی که نمیدونم میاد . یکیش مثلا c... sex یا امثال اینا . من نمیدونم اینا چطور ایمیل منو دارن ولی وقتی میاد سریع پاکش میکنم ولی واقعا خسته شدم . میترسم یکی مثلا برادرم که رمزمو میلمو داره بره ببینه فکر بد کنه بنظرتون چکار کنم!!!
همچنین از میل هام هم فهمیدم یکی فیسبوک باز کرده با اسمم من هیچ ندیده پاکشون میکنم ولی میترسم تو فیسبوک کارای عجیبی به اسم من تموم شه!!! چکار کنم؟؟
بخدا خسته شدم از این همه شکاکی راستش برادرم همیشه همه چیمو کنترل میکنه و حتی یه بار هم گفت از گوشیت فیلم پیدا کردم و گوشیمو یه ماه ندیدم . منم هر چی میگم چه فیلمی من روحمم خبر نداره ؟

قبول نمیکنه و حتی آبرومو پیش پدر مادرم برده برای کار نکرده که حتی دایی ام چند روز پیش میگفت من موندم اون از کجا فهمیده بخدا همه منو به چشم بد میبینن شاید بد باشم ولی بخدا تو عمرم با هیچ دختری حرفی نزدم تو چشم همه حتی فامیل بخصوص بابا مامانم .

یه آدم عیاش شدم و همه بهم میگن تو پول باباتو حروم میکنی پدرم نه پول میده نه میذاره برم بیرون تو خونه تقریبا حبسم . فقط دانشگاه میرم اونم که دقیق ساعات کلاسیمو میدونن یه دقیقه دیر برسم هزار تا انگ میخورم زودم میرم خونه . مثلا وقتی استاد نمیاد نمیذارن برم خونه میگن کلاسو میپیچونی میگم استاد نبود باور نمیکنن!!!
یه گوشی دارم اونم مثل بچه ها برام نرخ تعیین کردن که چقدر و کی باهاش کار کنم ! خود برادرم به گوشی ، لپتاپ و ... اش هزار تا پسورد و تعیین چهره زده حتی وای فای خونمونم رمز گذاشته و من با نت خودم میام .
یه کلمه حرفمو باور نمیکنن بگم ماست سفیده یجور میشه که سیاه میشه!!
یه جایی رو که تقریبا نصف ثروتمون بود ( ۴ تومن میارزه یا بیشتر ) بابام کرده بود به نام من و برادرم الان نمیدونم چی شده هر روز بابام منو میکشه میگه برو بزن به اسم برادرت
بخدا خیلی خسته شدم نمیخوام یه دقیقه هم تو اینجا زندگی کنم !!! میگم کاش هیچکسو هیچ چیزی نداشتم تا راحت بودم!!!
یه بار گفتم ما خدا رو شکر وضع مالیمون خوبه ی ماشین بگیریم ولی غلط کردم اینو گفتم فکر کنم بدونید چی شد تقریبا با گفتن این حرفم ده برابر شد فشارها!!!!
احساس میکنم همه اینا بخاطر برادرمه نمیدونم چه چیزایی راجع به من به مامان بابام میگه همیشه میخوام یجور تلافیش و در بیارم
بعضی وقتا فکرای خیلی بدی میاد سراغم
دعام کنید !!!


مرتبط با گله از برادر:

دوست دارم برادرم یه حامی باشه برام اما ...

موضع ام در مقابل برادرم چی باید باشه؟

اخلاق و رفتار برادرم برام قابل هضم نیست

متوجه شدم برادر کوچکتر از خودم سیگار می کشه

دعا کنید که برادرم اخلاقش درست بشه

به خاطر فرق گذاشتن های مادرم، از برادرم متنفرم

چرا من به جای یه برادر خوب باید یه دشمن داشته باشم؟

جدیدا برادرها و خواهرمم به زندگیم حسادت می کنن

نمی توانم روی خواهران و برادرانم تاثیر مثبت بگذارم

بد اخلاقی برادرم باعث شده ازش متنفر بشم

برای برادرم مهم نیستم

برادرم گفت دیگه خواهری به اسم من نداره



برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۵۰۱ مطلب مشابه)