سلام. دوباره من اومدم!
دلم برای همه تنگ شده بود.
راستش اونایی که منو میشناسن هیچی. اونایی هم که نمیشناسن قراره بشناسن!
بچه ها بهتون گفته بودم که یه پسر ۱۷ ساله ام. حقیقتش خیلی نیاز عاطفی و ... دارم. و فکرم خیلی مشغول میشه.
چند وقتیه سعی میکنم از جنس مخالف متنفر باشم ولی نمیتونم. سعی میکنم از دخترا بدم بیاد ولی نمیشه. با یکی ازدوستای متاهلم که ۸ سال از من بزرگتره و تازه عقد کرده هم مشورت کردم و گفت این چیزیه که تو طبیعت انسانه و نباید باهاش مقابله کنی.
حالا من با این وضعیت چطوری درس بخونم. خیلی خیال پردازی دارم و همش با همسر آینده ام یا میرم خرید. یا حرف میزنم یا دعوا میکنم و یا خیالات دیگه.
جدیدا سعی کردم عاشق لپ تاپ ها و گوشی ها بشم ولی نشد. حقیقتش تونستم تا کمی خودم رو به لپ تاپ های اپل علاقه مند کنم ولی خب بازم فکر جنس مخالف از سرم بیرون نمیره. خدا رو شکر درسم هم خوبه و ان شاء الله کنکور یه رشته مهندسی خوب قبول میشم.
مذهبی هم هستم. روی همین روال هر دختر چادری که میبینم و یه کم چهره اش مهربونه واااییی! دیگه تا آخرش رو بخونین. 

حالا نه این که طرف حتما چادری باشه، اگر چهره مهربونی داشته باشه و لاغر هم باشه، کافیه یه اشاره بکنه، مثلا مو هاش ریخته باشه تو صورتش و واایی. وحشتناک ذهن من میریزه به هم. تا دو روز عاشق دختره ام. بعد یه هفته یه موقعیت دیگه دوباره عاشق یکی دیگه میشم.
کلا بالای پنج شش تا شکست عشقی رو تو ذهنم تجربه کردم! تو رو خدا یه راهی بگین من خودم رو مشغول کنم. برای خودم گل خریدم و تو اتاقم ازشون نگهداری میکنم. هر بازی بگین رو گوشیم نصب کردم. از مورتال کامبت ایکس گرفته تا آسفالت و ...
ولی بازم یه تیکه از ذهنم مشغول جنس مخالفه. هر کاری میکنم نمیتونم از دخترا متنفر باشم. برای بحث ازدواج و اینا هم به شدت جلوی خانواده خجالتی هستم. در حدی که جا های حساس فیلم حضرت مریم و حضرت یوسف پا میشم میرم یه جایی، که جلوی بابام این چیزا رو نبینم و اون فکر کنه من از این مسائل سر در میارم و بعدش از خجالت آب بشم.
خیلی پسر عاطفی و مهربونی ام. دوستام تو مسجد که بعضا بزرگتر از من هستند میگن باید یه کم محکم تر و خشن تر باشی ولی میگم نمیتونم. به خواهرم هم خیلی وابسته ام. اگر یه روز براش یه چیزی نگیرم یا این که نبینمش از غصه دق میکنم.  مامانم رو هم خیلی دوست دارم.
علیرغم صمیمی بودن با مامانم ولی بازم روم نمیشه از ازدواج و اینا حرف بزنم. در کل من طبیعی ام؟ حالم خوبه؟ اگر خوب نیست خوب میشه؟! راهی هست که از دخترا بدم بیاد؟ راستی، به نظرتون ارزش داره ۱۲ میلیون برای یه مک بوک پرو ۲۰۱۶ ۱۵ اینچ با تاچ بار هزینه کنم؟
و این که بعد از قبول شدن تو دانشگاه، میشه حس تنهایی و نیاز عاطفی رو با داشتن یه لپ تاپ خوش ساخت از برند اپل بر طرف کرد؟ من تو خانواده هر وقت به شوخی چیزی بهم میگن، من میگم میخوام با مک بوک پرو ( لپ تاپ اپل ) یا سرفیس استودیو ( کامپیوتر ساخت مایکروسافت ) زندگی کنم. اونا هم میخندن. ولی نمیدونن در حقیقت من تشنه رابطه عاطفی و بعضا #### با یه دختر هستم.
پیشاپیش از راهنمایی هاتون ممنونم.

مرتبط با عاشقی در نوجوانی:

پسر 17 ساله ای هستم که با دختر هم سن خودم دوستم

17 سالمه و به دختر عمه ام علاقمند شدم

در سن کم اشتباه کردیم و اسم وابستگی رو گذاشتیم عشق

دیوانه وار پسری رو دوست دارم ولی انگار اون منو نمی بینه

پسری 17 ساله هستم، دلم میخواد عاشق بشم

15 سالمه، می خوام به پسر داییم بگم که بهش علاقه دارم

پسری 17 ساله ام، فکر میکنم به یک خانم بزرگتر از خودم علاقه پیدا کردم

عشق و خجالت در هفده سالگی!


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خودسازی در پسران (۲۱۷ مطلب مشابه)