تا حالا شده برای مدتی دمدمی مزاجم بودن و تجربه کنید، شده بسیار وسواس پیدا کنید به انتخاب تون برای ازدواج؟، دمدمی مزاج بودن تو ازدواج اکتسابیه یا علت محیطه؟، یا خود شخص، یا حساسیت زیاد میشه اسمش رو گذاشت؟، میشه اسمش رو وسواس تو انتخاب گذاشت؟

چرا من اینجورم یا بعضی دخترها اینجور میشن تو لحظه انتخاب . تمام وجودم تردید میشه. شما ها این جور میشید، بی خود و بی جهت نسبت به انتخاب های یک ساعت پیشم سرد میشم کاملاً نظرم برعکس میشه، مثلا؛

الآن میگم چه خواستگار متین و خوبی بعدش شب کاملاً پشیمون میشم همه چی رو بهم می زنم فردا صبح خنثی هستم انگار نه انگار، تا الآن کلی مورد مناسب داشتم گفتم قیافه پسر مطلوبه ظهر نشده میگم چه قیافه بدی داره، زود زده شدن تو امر ازدواج برای چیه؟ من زود به زود زده میشم، چه از قیافه چه از موقعیت طرف.

به خدا قصد اذیت کردن پسری رو ندارم نمی دونم چرا این جور میشه به همه خواستگارهام هم میگم من سخت انتخاب می کنم که اذیت نشن و بی احترامی نشه، ابداً هم کسی رو معطل خودم نمی کنم فوری بهش جواب میدم میگم شرمنده. 


مرتبط با رد کردن خواستگار:

به خاطر یه نقص در انگشتان یکی از پاهام، خواستگارانم رو رد میکنم!

وقتی خواستگار میاد، نمی تونم تصمیم بگیرم، برای همین رد میکنم

اشتباهه که به خاطر چند سانت کوتاه تر بودن خواستگار، ردش کنم ؟

خواستگارم اصلا به دلم ننشسته، ردش کنم؟

چطوری به خواستگارم بگم از ظاهرت خوشم نیومده که ناراحت نشه ؟

چرا بعد از رد کردن خواستگار پشیمون میشم ؟

به امید ازدواج با دوست پسرم خواستگارهای ایده آلم رو رد می کنم

پسر مورد علاقم رو رد کنم با وجود اینکه دوستش دارم؟

به خاطر خواست پدرم ، خواستگار دلخواهم رو رد کردم ولی ...

رک و راست بگین چرا خواستگار هاتون رو رد کردین؟


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
رد کردن خواستگار (۱۳۸ مطلب مشابه)