سلام

دختری نوجوان هستم، حدود یک سال گذشته اتفاقات غیرمنتظره ای در خانواده ما رخ داد که دیدگاه و شناخت من رو نسبت به خانواده زیر سوال برد و در حال حاضر واکنش ها و حرف های اعضا خانواده حقیقتا حالم رو به هم میزنه.

متأسفانه سرکوب کردن از ویژگی های نامناسب من هست. چه خشم و چه شادی، یا سرکوب میشه یا درون ریزی، بنابراین کسی هم متوجه نمی شه. مانند همین احساس تنفری که نسبت به خانواده ام پیدا کردم سرم رو با کتاب و موبایل گرم کردم، ولی هر شب تصور شکنجه کردن پدرم و تحقیر کردن مادرم رو می کنم.

مدتی هست خودم رو در اتاق حبس کردم ولی زمانی که میرم بیرون صداشون، چهره شون و حرف هاشون بیشتر عصبانیم می کنه و من دوباره به اتاق بر می گردم، منشأ همه اینها تلاش پدر و مادرم برای محدود کردن من بود (قبل از این هرگز یادم نمیاد این کار رو کرده باشن). 

عملا احساس می کنم در آستانه افسردگی هستم، خوشحال میشم از راهنمایی تون استفاده کنم.


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تعامل با خانواده (۴۸۳ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۴۸۷ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۵۱ مطلب مشابه)