سلام
وقت همگی بخیر . موضوع اینه که دیگه قید ازدواج رو زدم.
یه پسر 32 ساله هستم که به نظر اطرافیانم شرایطم عالیه واسه ازدواج. این شرایط به واسطه ی 14 سال درس خوندن و کار کردن مداوم و شبانه روزی بهش رسیدم. الان دکتری هستم , شرکتم اوضاعش رو براهه و 20 تا کارمند دارم. وضعیت مالیم خوبه خدا رو شکر.
بعد از این همه تلاش و روبراه شدن زندگیم تصمیم به ازدواج گرفتم. انتظارم هم بالا نبوده. فقط تنها شرایطم فرهنگ خونوادگی و تحصیلات خونوادگی همسر هست. کیس های خوبی هم به ظاهر معرفی شدند ولی رفتارهایی از 8 خواستگاری دیدم که از هر چی خانم هست واسه ازدواج ناامید شدم.
یعنی دیگه حوصله گشتن ندارم. رفتارهای ادمها خیلی بد هست و خانم ها هم متاسفانه نه میدونن چی میخوان و نه میدونن چه جوری در مورد چیزی که میخوان یا نمیخوان رفتار کنند. متاسفانه فقر فرهنگی ادما بیشترین اسیب رو بهمون میزنه.

فقط به عنوان اولین پست تو این سایت خواستم بگم که موقع رفتار ، خودتون رو جای بقیه بگذارین و ببینین خودتون دوست دارین باهاتون اینطوری رفتار کنن .

مرتبط:

می خوام یه کار فرهنگی بزرگ در حوزه مسائل اجتماعی و دینی بکنم

پیشنهاد برای کارهای فرهنگی اجتماعی پایگاه بسیج

آینده جوانان وطن از لحاظ فرهنگی چگونه خواهد بود ؟

در شهری زندگی میکنم که به بی فرهنگی معروفه !

آیا معضلات زشت اجتماعی رو باید جار زد ؟

نظرسنجی در مورد یک طرح اجتماعی



برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۸۱ مطلب مشابه)