من دانشجوی ترم 3 رشته زیست هستم، گرایش سلولی و مولکولی، رشته م رو با علاقه انتخاب کردم و با سختی دارم میخونم، تا مهر امسال کار کردم ساعتی 5 تومن!، مربی کودک بودم، که علاوه بر آموزش نظافت محل کارم با خودم بود!

ساعت کاریم از 5 عصر تا 12 الی 1 شب بود، البته با سرویس برگشت و بدون مرخصی و تعطیلی حتی جمعه هم تعطیل نبودیم!، شغلم رو دوست داشتم، به پولش هم احتیاج داشتم، اما واقعا زیر دست کسی بودن سخته مخصوصا اگه سرت داد بکشن، کارهایی که بیشتر از وظیفه ت باشه، بدون هیچ پولی براشون انجام بدی و اون ها جوری باهات حرف بزنن که انگار نوکر باباشونی!، خیلی برای کارم وقت گذاشتم، بیشتر از همه ی همکارانم، قبل ساعت کاری کار کردم. 

اما در آخر سرپرست شیفت به دروغ حرفی از جانب من به مدیریت گفت و با اینکه اصرار به موندنم داشتن، خودم از اون جا اومدم بیرون!، با این حال خیلی دلم برای محل کارم تنگ شده، من واقعا عاشق کارم بودم!

رشته م رو خیلی دوست دارم، دلم میخواد ارشد و دکتری ژنتیک پزشکی دانشگاه تهران قبول بشم، اما انقدر مشکلات مالی و درگیری داریم که انگیزه درس خوندنم گرفته شده و همه ش میخوابم!، علاقه م به پزشکی و پزشک قانونی هم زیاده، که از طریق ژنتیک پزشکی میتونم بهش برسم.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۱۶ مطلب مشابه) قربانیان تجاوز در کودکی و نوجوانی (۱۳ مطلب مشابه)