سلام

متاسفانه به دلیل خیانت پدرم من بدجور به مردا بدبین شدم شکاک شدم نمیتونم به کسی اعتماد کنم همش فک میکنم نکنه همسر آینده ام به من خیانت کنه .

و بخاطر این موضوع اصلا هر کی خواستگاری میکنه جرات نمیکنم به خانواده بگم چون میگم یه روز میفهمه و من مجبورم بخاطر این موضوع خوار و خفیف بشم و مجبور باشه هر کاری بکنه چون من پشتوانه ندارم .

قید ازدواجو زدم چون میگم هر کی تحقیق کنه میفهمه پس بهتره حداقل آبروم و غرورم پیش خودم حفظ بشه . بگین من به چه جرمی باید مجرد بمونم مجبورم بخاطر پدرم معیارهای ازدواجم رو به صفر برسونم . یعنی من باید تا اخر عمر مجرد بمونم ؟ بخاطر چیزی که نه دست منه و نه تقصیر منه .

گریه ام میگیره خدایش

اخه به چه جرمی؟

به کجا پناه ببرم ؟

اخه چرا؟ مگه من گناه کردم که باید تاوان بدم ؟

خدا کارو به بنده هاش میده منم کاری ازم بر نمیاد.خدا نه اونو میکشه نه منو که از دست بی آبرویش راحت شیم .

فقط باید حسرت پدرای مردمو بخورم

پدر و مادر خوب بزرگترین نعمته


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۵۰ مطلب مشابه)