سلام
من 19 سالمه حدود سه سال قبل با اقا پسری دوست بودم البته خودم از این جور دوستیا بدم میاد ولی خب ...اینم بگم که دوستی ما ساده بود یعنی هیچ نوع تماس بدنی باهم نداشتین تو مدت یک سال دوستیمون حتی دست همم نگرفته بودیم . من عاشقانه دوسش داشتم اونم میگف که همین حس و نسبت به من داره .
اما بعد یه سال دوستی متوجه خیلی از دروغاش و مهمتر از همه خیانتاش شدم با دخترای زیادی حرف میزد که اینقد دوسش داشتم که باور نمیکردم تا اینکه با چشم خودم با ی دختر غریبه دیدم و ...خلاصه رابطمون برا همیشه تموم شد اما از وقتی که رابطه تموم شده دوتا مشکل اساسی دارم :
اول اینکه الان که سه سال از پایان رابطمون میگذره خوشبختانه با هیچکس دیگه ای دوست نشدم اما به هیچ پسری اعتماد ندارم البته تقریبا همه مردای دور و اطرافم بجز بابای خودم تقزیبا خیانتشونو به همسراشون دیدم میتونم بی اغراق بگم اعتماد برا من غیر ممکنه
مشکل دومم اینکه با اینکه سه سال از پایان دوستیمون میگذره و ایشون خودشونم خواستن که رابطمون تموم شه اما از وقتی تموم کردیم همش از دوستام حالمو میپرسه یا شمارمو میده به دوستاش و مزاحمم میشن حتی به خونمونم
زنگ زده نمیدونم دقیقا چی میخواد خودشم نمیگه دنبال چیه ولی واقعا کلافم کرده چیکار کنم؟

برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۲۹ مطلب مشابه)