سلام 

من و همسرم روی خیلی از سنت های غلط فامیلی پا گذاشتیم.

در مورد مهریه؛

نمی گم کار راحتیه یا سخته، خود من قبل از اینکه همسرم بیاد خواستگاری رسمی با خانواده ام حرف زدم اتفاقاً یه عده مسخره ام کردن یه عده دلخور شدن یه عده گفتند در آینده پشیمون میشم! 

نظر خانواده خودم ۱۱۴ تا بود نظر خانواده همسرم ۷۲ تا ولی نظر خودم ۱۴ تا بود، قبل از رو به رو شدن دو خانواده هم خیلی محکم گفتم چه تضمینی هست فردا من تو زندگی بد نباشم و علل طلاق از من نباشه؟! چرا باید یه پسر یک چک یک میلیارد و صد و چهل تایی بده به من؟! با اندکی قهر و اینکه با هر کس بخوام ازدواج کنم مهریه ام همینه وگرنه ازدواج نمی‌کنم! 

مهریه ام همونی شد که می خواستم:) 

از این طرف هم به همسرم گفتم نمی ذارم خانواده ام جهیزیه بخرن چون زندگی ماست دین اسلام هم گفته اسباب و منزل با مرده، زن هم چیزی بالاتر از توان مرد طلب نکنه، گرچه خانواده‌ها به اصرار خودشون یه چیز هایی خریدن ولی غالبش رو با وام ازدواج خریدیم. 

روزی که رفتیم حلقه بخریم مادر شوهرم ده میلیون کنار گذاشته بود ولی من با دو و نیم تمومش کردم، یادمه مادرم ناراحت شد از طلا فروشی رفت بیرون چشماش پر اشک بود، گفت لیاقت دختر من اینه؟ گفتم نه لیاقت من اون مرده که می‌دونم پاک و نجیبه.

تازه همسر من بعد از عقدمون سربازی رفت، فکر کنید کل حقوق ما تا چند ماه پیش ۲ تومن بود:) که می‌رفت برای وام، الآن که تازه مشغول به کار شده داریم جمع و جور می کنیم آخر سال عروسی کنیم.

همسرم یه رفیق داره، خانمش پا به پاش حتی برای ساخت خونه کار کرد! با هم خونه شون رو ساختن، فکر کنید یه زن سیمان درست می کرد! سرامیک جا به‌ جا کنه و ...

اتفاقاً از نظر اخلاقی و ظاهری و اعتقادی از خیلی از دخترها برتر هم هستم، ولی خودش می‌دونه مردش ارزش این رو داره که باهاش برای ساخت یه زندگی بجنگه. 

با سختی زیاد عروسی کردند با قرض و بدهی و ... ولی شروع کردند، قرار نیست بقیه اش هم این شکلی باشه خدا بزرگه، یه قول خودشون همه سختی ها ارزش کنار هم بودن داره

# از تعریف کردن این قضیه می‌خوام این رو بگم که خیلی از خانم ها هم به دنبال ساختن یک زندگی هستند، یه زندگی دو نفره که خودشون براش زحمت بکشن

چرا دنبال آدمی نمی گردید که مثل خودتون باشه؟! یه خانم که برای همیشه متعلق به زندگی شما باشه و بهتون آرامش بده؟ زنی که فرزندی بهتون بده که وقتی دست های کوچیکش دور انگشت مردونه تون حلقه میشه امید و عشق تو رگ هاتون در جریان باشه.

چرا خودتون رو محروم می‌کنید؟ واقعا از ته دل ناراحتم 

تو کلان شهر زندگی می‌کنید و همه چیز گرونه؟ خب تو شهرستان ها زندگی کنید، تو خود قرآن هم میگه اگر زندگی سخت شد مهاجرت کنید...

میشه یه کم رو حرف هام فکر کنید؟ فکر کنید خواهرتون از شما خواسته....

"سکوت شلوغ"


تجربیات زوج های موفق:

تجربیات دوران متاهلی یکی از خانواده برتری های قدیمی

نحوه ی بیدار کردن شوهر از خواب !

مرا در خانه سروی هست

شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم

تو جوجه ی ناز و تپل منی منم شیر پر قدرتتم

میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم

شما چطوری خودتون رو برای شوهرتون لوس میکنید؟


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ کپی لینک این صفحه برای ارسال به دیگران ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در شوهرداری (۷۸۶ مطلب مشابه) تجربیات زوج های موفق (۳۲ مطلب مشابه)