سلام دوستان امیدوارم حال تون عالی باشه

یکی از همکلاسی‌های بنده اواسط کارشناسی بچه دار شد و انتظار داشت کل دنیا با شرایط ایشون منطبق بشه، هر بار می‌شنیدیم یا می‌دیدیم کاری کرده که حق ما ضایع شده.

مثلاً برای اینکه امتحان عقب بیفته باید راضیش می‌کردیم ولی مثلاً می‌گفت قراره برم تولد نمی تونم دوباره بشینم بخونم تازه من متاهلم تونستم بخونم شما نرسیدین خودتون نخوندین! 

من باید بگم با من تنظیم کنید تاریخ امتحان رو نه شما که مجردین! چون باید شوهرداری کنم و ... این‌جوری می‌شد که امتحان سر موعد مقرر برگزار می‌شد. یا وقتی احتمال می‌داد پاس نشه به استاد می‌گفت من متاهلم منو پاس کن! برخی اساتید محترم می‌گفتن استثنائاً شما اشکالی نداره دیر بیای کلاس! 

خب! ایشون شوهرش از صبح تا شب سر کار بود بچه ش هم که مامانش نگه می‌داشت کلاس هر وقت دوست نداشت نمی اومد، جزوه هم از من می‌گرفت... اونقدرم وقت داشت که همیشه تو کتابخونه درس میخوند از بس بی خیال زندگی و بچه اش بود. حداقلش اینه اون طور که می‌خواست زندگی می‌کرد مشکل رفت و آمد هم نداشت سرویس خصوصی گرفته بود.

حالا چرا باید شرایط این جور شخصی بهتر از ما نباشه؟!

خیلی ببخشید تقصیر بقیه بود که تو دوران دانشجوییش تا پاسی از شب بیدار بود و با همسرش فیلم‌های ناجور) طبق گفته خودشون (می‌دید و مهمونی و تولد می‌رفت که وقت درس خوندن نداشت؟ ما گفته بودیم بچه دار بشه وسط دانشگاه؟! تو سن ۲۴ سالگی همه چیزش مهیا شده بود! مدرک اون هم با معدل بالا، بچه، خونه بالاشهر، ماشین شاسی بلند، همسری که ازش نه انتظار تحصیلات داشت و نه شغل. 

اون وقت ما اندر خم اینکه شب و تا صبح چطور سر کنیم که دست به گناه نزده باشیم مونده بودیم و موندیم!!! دل مون لک زده بود و زده با یکی حرف بزنیم حتی خواستگارم نداریم چه برسه به این چیزها!!!!

مجبور بودیم امتحان مون رو همون روز بدیم با حجمی از درس‌های خونده نشده! هیچ بهونه ای هم قبول نبود. با ده‌ها کاری که تو خونه بابامون که مربوط به ما هم نیستن و طوری و جایی زندگی کنیم که نمی خوایم! صبح یک ثانیه دیر می‌رسیدیم، حتی اگه تو ترافیک کپک زده بودیم کلاس رامون نمی‌دادن.....

کی گفته کسی که ازدواج کنه افت تحصیلی پیدا می کنه؟! ایشون همه نیازهاش برآورده می‌شد و هیچ دغدغه‌ای نداشت و اساتید هواش رو داشتن، همیشه نمره هاش بالا بود! نظم کل کلاس رو و گاهاً کل گروه رشته رو به هم زده بود و بر وفق مراد زندگی می‌کرد... این ما بودیم که داشتیم زیر فشارهای مختلف له میشدیم

اون قدر به متاهلین بها داده شده که انتظارات شون داره روز به روز بیشتر میشه فکر می کنن چون ازدواج کردن مملکت و مجردها باید نوکر و چاکرشون بشن! 

چرا مجرد جماعت باید بره بمیره؟!

لطفاً کسانی که می خوان بیان بگن متاهلا ظرف و لباس و دعوا و آشتی دارن و عیال وارن و فلان کامنت ندن چون متاهلین هم حقوق شون بیشتره و هم تو این دوره زمونه تنها کار خونه که هست فقط هفته‌ای یه بار جارو اتاق خواب و اتو لباس و یه وعده غذا در شبانه روزه هیچ کار دیگه ای نیست همه رو ماشین‌ها انجام میدن! 

فقط می مونه مهمونی و پارک و تولد و عشق و حال و فیلم ناجور! من هنوز هنوزه بیرون رفتن هفته‌ای دو سه ساعتم رو باید با خانواده تنظیم کنم نمی تونم غذایی که دوست ندارم رو نخورم! صبح تا شب تو خونه مون دعواست میدون جنگه باید با این شرایط درسمم بخونم... تازه به چشم عیب دار هم نگامون می کنن که خواستگار نداریم! چقدر پز دادن برخی متاهلین و نگاه ترحم آمیز آدم ها رو تحمل کنیم؟ 

کاش ما هم قرار بود زنده بمونیم!


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ کپی لینک این صفحه برای ارسال به دیگران ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۵۲۸ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۴۰ مطلب مشابه) مسائل دختران خانه دار (۲۲ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۴۲ مطلب مشابه) مسائل دختران دهه شصتی (۴۸ مطلب مشابه)