سلام

دختری 21 ساله هستم، خانواده مذهبی خوبی دارم و خودم چادری و باحیا هستم. خواستگار دارم . در بین این خواستگاران از آقایی خوشم آمد که از هر لحاظ با من جور هستن، ایمان، اخلاق، رفتار، خانواده و ... ، و بسیار با من همفکر هستن ، من ایشون رو از نظر خودم قبول کردم ولی مسئله بسیار مهمی هست که داره منو دیوونه میکنه... 

ایشون پسر پاکی هستن و من وجدانم اجازه نمیده چیزی رو ازشون مخفی کنم، من یه مشکل دارم، چند سال پیش ما در شهری زندگی میکردیم که به خوب بودن و مومن بودن ما رو میشناختن شهر کوچیکی بود، بخاطر یه شایعه که خدا رو شاهد میگیرم دروغ بود ما رو بد نام کردن و خیلی سریع پخش شد .

حالا دیگه نمیشد کاری کرد و ما یک سال زجر حرف و حدیث های به ناحق رو تحمل کردیم، به طوری اوضاع سخت شد که زندگی کردن فایده ای نداشت و توان اثبات بی گناهی نبود، کار از کار گذشت و ما از اون شهر رفتیم به ناچار ... .

حالا من میترسم، باید به خاستگارم همه چیز رو بگم ؟ آیا اون باور میکنه ما خانواده بسیار خوبی هستیم ؟ و در آخر میدونم کسی حرف من رو باور نمیکنه و رها میشم. از طرفی اگه نگم میترسم بعد از ازدواج بالاخره یه جوری بفهمه و ازم جدا بشه. گناه من و خانوادم چی هست ؟ من تا آخر عمر نباید ازدواج کنم؟ عذاب وجدان دارم ، نمیدونم لازمه به خواستگارم راجع به گذشتم بگم یا نه ؟ اگه نگم ظلم در حقش نکردم ؟ تو رو خدا درست راهنمایم کنید چه کاری درسته تا انجامش بدم.

وقت زیادی ندارم

یا علی



برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۲۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۶۲۱ مطلب مشابه) به خواستگارم بگم که ... (۳۹ مطلب مشابه)