سلام دوستان

من یکی از کاربرای همین وبلاگم که مسئله ای خیلی سردرگمم کرده و خیلی بابتش ناراحتم ...
من چند سال پیش که سال کنکورم بود یک تصادف نزدیک زمان کنکور ، همه ی تلاشمو بهم ریخت و راهی بیمارستان شدم، واستادم سال بعد دوباره کنکور دادم و به آرزوم که پزشکی بود رسیدم  اما دانشگاه دولتی نه ،بلکه دانشگاه پولی قبول شدم بین رفتن و نرفتن دو دل بودم که تصمیم گرفتم برم بعد یک ترم مرخصی بگیرم دوباره بخونم اینکارو کردم اما اتفاقا همون سال والدینم تصمیم به جدایی گرفتن و تا حدی مراحل طلاق طی شد و من التماس کردم کمی صبر کنن ولی گفتن ما دو سال بخاطر تو صبر کردیم دیگه نمیتونیم و این حرف مامانم بود .
بگذریم که تمام این سال ها تو تنش شدید و دعوا و درگیری گذشت و من به سختی وسط این همه دعوا تونستم درس بخونم گاهی اونقدر دعواها اذیتم میکرد که مجبور بودم برم تو پارک درس بخونم چون کتابخونه ای نزدیک خونه نبود و ساعت کاری شون هم کم بود و با توجه به دوری به صرفه نبود تا اونجا برم،گاهی تو پارکو خیابون از سرما میلرزیدم و گاهی از گرما ضعف میکردم.
یک روزنامه میگذاشتم روی زمین شروع میکردم به زدن تست کنکور مثلا وقتی فیزیک رو شروع میکردم همونطور 4 ساعت روی زمین مدام میخوندم و متوجه زمان نبودم وقتی از روی روزنامه بلند میشدم همش خیس بود از گرما بس عرق ریخته بودم تازه اون لحظه متوجه نگاه سنگین عابرا میشدم و از خجالت میمردم از یک طرف استرس اینکه خونه الان چه خبره اعصابمو بهم میریخت.
شهرمون خانه ی کنکور داره ولی پولشو نداشتم که روزی ده هزار تومان بدم و اگر هم از پدر میخواستم بگیرم میگفتن برو سراغ مادرت و اگه از مادر میخواستم بگیرم میگفتن برو سراغ پدرت و این شروع یک دعوای جدید بود. ما چندین خونه داریم و سه ماشین ولی من وضعیتم این بود .
من برای سال سوم کنکور دادم و رشته سلولی مولکولی دولتی رو بعد رشته های خوب زدم و دانشگاه دولتی هم قبول شدم چون مجبور بودم زودتر از فضای خونه خارج بشم از طرفی از کنکور خسته و نا امید شده بودم اما حالا پشیمونم که صبر نکردم من ترم بهمنی هستم و بهمن ماه میرم دانشگاه اما همه آرزوهامو دفن کردم .
رشته ای که هستم نه علاقه ی زیادی بهش دارم نه بازار کاری در آینده داره. جالب هست که من بخاطر پول ندادن خانوادم و کم شدن تنش ها پول نخواستم برای دانشگاه پولی در صورتی که اون ها برای طلاق خودشون هر کدوم بیست میلیون حدودا هزینه کردن که روی هم میشه حدودا 40 میلیون .
از همه بدتر اینه که بعد طلاق حالا فهمیدن همه کاراشون لجبازی بوده و دوباره ازدواج کردن .اونا فقط آینده ی منو ازم گرفتن اونا فقط به فکر خودشون بودن و الان هم هستن. خیلی دلم شکسته خیلی .
حالا به سرم زده برای دانشگاه که از خونه دور شدم برم همون جا همزمان کنکورو بخونم و باز دو سال دیگه کنکور بدم و برم دانشگاه پولی ، پولشم با قلدری و زور ازشون بگیرم .
ولی مشکل این هست که من هم شخصیت مظلومی دارم و نمیتونم قلدر باشم هم منتشون همیشه زیرسرم  میشه  و باز تو دعواها دخالتم میدن. باز فکر میکنم برم تقاضای نفقه کنم ولی میترسم عاق بشم، من این همه سال گوش بحرف بودم  و وضعیتم اینه، خواهش میکنم راهنماییم کنید.
از کنکور دوباره هم خیلی میترسم ولی چاره ای نیست.من یک دخترناامید و دل شکسته ام.

کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (والدینم با طلاق ، آینده ی منو ازم گرفتن) ، (۳۱) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تعامل با خانواده (۴۰۸ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق