سلام بچه ها

واقعیتش من مدتی با پسری دوست بودم و در طول مدت دوستی متوجه خیانت هاش و روابط موازی شدم. بعد این قضیه سرد شدم نسبت به رابطه، این وسط هم مشکلات و دعواهایی بین مون اتفاق افتاد و در نهایت یه روز برگشت تو اوج ناباوری بهم گفت یکی دیگه رو میخواد برای ازدواج و رابطه رو کات کرد.

جوری که واقعا شکستم، تو بدترین شرایط تنهام گذاشت. ولی بعدش دوباره برگشت. در حالی که هنوزم اون دختر تو زندگیش بود، منم نمیخواستم شخص سوم رابطه باشم و با وجود عشق و علاقه ی شدید و با توجه به ضربه ای که قبلا خورده بودم علی رغم میل شدیدم بهش کنار کشیدم و اونم رفت با اون دختر نامزد کرد.

الان به شدت از دست جفت شون ناراحتم، حس میکنم اون دختر خوشبختی منو گرفت و همین باعث شده به تلافی کردن فکر کنم، خب من مدتی که با این پسر در ارتباط بودم کلی آتو دارم ازش، بعضی وقت ها وسوسه میشم رابطه شون رو خراب کنم ولی میترسم. 

آخه واقعا در حقم نامردی رو تموم کرد، نمی تونم بشینم خوشبختیش رو تماشا کنم. گند زد به زندگی و احساسم، حالا بره رخت دامادی به تن کنه؟، گیر کردم بین دو راهی از یه طرف میگم بیخیال شون بشم و به خدا واگذار کنم، ولی میبینم طاقت نمیارم بشینم دست رو دست خوشحالی و روزهای با هم بودن شون رو ببینم.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
شکست عشقی (۲۵ مطلب مشابه) عواقب ازدواج بر پایه دوستی (۲۴ مطلب مشابه) مضرات دوستی با جنس مخالف (۴۲ مطلب مشابه)