بسم الله الرحمن الرحیم

زبان عشق... همسرانه ... قسمت ششم

عنوان: دوستم داره؟دوستم نداره؟دوستم داره؟دوستم نداره؟

سلام ، امروز می خواهم تمام تمرکزم را روی جمله ی بالا بگذارم...


جملات بالا برایتان هیچ صحنه ای را تداعی نکرد؟ مثلا گرفتن یک شاخه گل و پر پر کردن گلبرگ های آن؟ که با هر بار جداکردن گلبرگ دوستم دارد دوستم ندارد ها را بگوید؟

یا شاید حتی شنیده باشی که می دونم دوستم داره هاااا امـــا چرا به اندازه ای که من بهش بها می دم بهم بها نمی ده؟؟یعنی همسرم من رو دوست نداره؟؟!!؟؟

یک دو سه

پله ی اول: اگر خانم باشید به خوبی با جملات بالا می توانید ارتباط برقرار کنید و یا شاید ابن لحظات را هم تجربه کرده باشید شاید با خود بگویید دقیقا همین طوره خب معلومه حتما اونقدری که همسرم برای من مهمه من براش مهم نیستم

شاید خیلی دوستم نداره واااااای خدایا شاید عشقمون براش کم اهمیته!!!

بعد بروید در مود افسردگی و غم . و دست از دنیا بشویید !بخاطر چی؟؟؟بخاطر یک فکر اشتباه

پله ی دوم:باید بگویم که سخت می گیرید اینکه اگر همسرتان آن گونه که می خواهید برای ارتباط هایتان اولیت بندی نمی کند یعنی دوستتان ندارد!نههه این طور نیست

حقیقت یک چیز دیگری ست

پله ی سوم: حقیقت چیست؟؟تفاوت تفاوت تفاوت

این تفاوت ها ریشه در ابعاد روانشناختی خانم ها و آقایان دارند...یعنی چی؟؟

یعنی اینکه یکی از مهمترین دغدغه های مردان شغل و جایگاه شغلی آنهاست ...خیلی از حالت های عصبی یا ناراحتی و یاس آنها در همین قسمت دیده می شود...

خودتان را یادتان بیاید که اگر دغدغه ی چیزی را داشته باشید انگاری ...

یعنی چی؟یعنی اینکه اگر مرد زندگی شما در رابطه با شغلش مایوس باشد یا نگران پروژه اش باشد یا در  گیر و گور فشارهای اقتصادی کم بیاورد از لحاظ عاطفی و احساسی آنگونه که شما تمام و کمال می خواهیدش ، در دسترس شما نخواهد بود

بخش قابل توجهی از انرژی خود را ایشان روی شغلشان صرف می کند

اما این عبارت های پشت سرهمی که خواندی اصلا معنی اش این نیست که دوستتان ندارد یا بخواهی یک طرفه به قاضی بروی که بیا!!!پس شغلش رو بیشتر از من دوست داره و من باید کم اهمیت تر از شغلش باشم و ...

نههه اصلا این طور نیست!

موضوع این است که همانگونه که در فطرت شما این گونه تعریف شده که مورد توجه قرار گرفتن حال شخصی تان را خوب می کند برای همسرتان هم دقیقا همین گونه است با این تفاوت که میزان تاثیرات شغلش غیر قابل انکار است بر حس و حالش

از یک طرف دیگر یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد

آن هم این است که میان مغز مرد و زن تفاوت هایی ست . مغز مرد تخصصی تر ست ...معنی این گفته یعنی این که تقسیم کار در آن انجام شده نیم کرده ی راست مرد  یک سری عملکردها دارد مثل عملکردهای بینایی کسب مهارت های فیزیکی تطابق های چشم و ماهیچه ای و ...در حالی که نیم کرده ی چپ آنها به مهارت هایی نظیر بیان احساست و مهارت های گفتاری می پردازد ...این در حالی است که مغز زن ها چه در نیم کره ی راست و چه در نیم کره ی چپ با هم هماهنگ هستند و عملکرد مشابه ای دارند

مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن به مدت زمان بیشتری نیاز دارد تا تغییر وضعیت بدهد

شاید به عینه تجربه کرده باشی که وقتی روی یک موضوع مهم با همسرت در حال حرف زدن هستی و به ناگاه بخواهی به همسرت عشق بورزی مردت متعجب می شود

پله ی چهارم: چه کنم؟؟

فکرش را بکن وقتی همسرت بخش قابل توجهی از لحظات زندگی روزمره اش را روی فعالیت های نیم کره ی راستش گذاشته به راحتی قادر نیست وقتی به خانه می آید وضعیت احساسی به خود بگیرد...شما برایش شرایطی فراهم کنید که در آن کمی آرام بگیرد..روش هایی را پیدا کنید که به وسیله ی آن ها همسرتان بتواند از تنش های کاری و شغلی اش دور بشود یک چیزی مثل ماساژ دادن دست و پا یا گوش دادن به موسیقی در زمانی که برای او نوشیدنی یا خوراکی محبوبش را می آورید یا حتی ....

راستی یادتان باشد به محض ورود همسرتان به خانه او را با مسائل و مشکلات احساسی و عاطفی درگیر نکنید

قرار شد به او وقت بدهید تا کمی آرامش خانه را بچشد...

برگرفته از کتاب رازهایی درباره ی مردان( بخشی از فصل 4 )

یا علی
" آ راد"

برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۵۰ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۵۳ مطلب مشابه) مطالب آ. راد (۲۶ مطلب مشابه)