سلام به همه عزیزان
من دختر مجردی هستم بالای 30 سال که با پدر و مادر پیرم زندگی می کنم. گویا پدرم وقتی که من و خواهر و برادرم خیلی کوچیک بودیم به دو برادر بزرگم با اینکه شاغل بودن و درآمدشون بیشتر از پدر من بود خونه داده و براشون کلی هزینه کرده ( هزینه ازدواج و حتی جهیزیه همسرشون ).

و با اینکارش ما رو در تنگنای شدید قرار داد. به گونه ای که من تو فقر بزرگ شدم. حتی از نظر تغذیه و پوشاک تو مضیقه بودیم. اون دو برادرام از نظر وضع مالی روز به روز بهتر شدن خدا رو شکر اما با اینکه فقر ما رو میدیدن حاضر به کمک نشدن.

کم کم این اختلاف طبقاتی به حدی رسید که برادر کوچکم موقع ازدواج هیچی نداشت و بالاجبار زندگی مشترکش رو تو خونه ما شروع کرد و مشکلات ما دوچندان شد یا اینکه خواهرم جهیزیه ناچیزی داشت به گونه ای که مرتب متوجه نیش و کنایه خانواده همسرش بود و این در حالی بود که بچه های برادرم که تقریبا همسن و سال خود من هستن صاحب املاکی بودن ( مثل زمین،پس انداز بانکی خوب و ماشین).

تا اینکه گذشت و هر دو برادر بزرگم به رحمت خدا رفتن. طبق قانون اسلام بعد مرگ پسر، یک ششم اموالش به پدر میرسه اما پدرم با اینکه به این پول نیاز داشت بخاطر اینکه کدورتی پیش نیاد از حقش گذشت.

حالا چیزی که این روزها منو خیلی اذیت میکنه اینه که چرا پدرم بین بچه هاش فرق گذاشت و عدالت برقرار نکرد. آخه این انصافه که سهم زن برادرام و بچه هاشون از پول پدرم بیشتر از من که دختر خودشم باشه. تو بد مخمصه ای افتادم.

از یه طرف نمی دونم چطور میتونم حقم رو ازشون بگیرم و عدالتی که پدرم اجرا نکرد را خودم برقرار کنم و از طرفی چشم دیدن حق خودم تو دستای اونا ندارم بالاخص اینکه میبینم چطور دارن با خرجهای اضافی حیف و میلش میکنن در حالیکه صاحبان اصلیش سخت بهش محتاجن.

ازتون میخوام برام دعا کنید تا به آرامش برسم و کلا حقم رو بیخیال بشم چون میدونم پیگیر شدنش ممکنه باعث ایجاد اختلاف بشه.

ممنون میشم اگه راهکاری به ذهنتون میرسه یا اگه وضعیت مشابهی دارین یا حداقل حرفی که منو بیخیال این مساله کنه در اختیارم بذارید.

با تشکر فراوان


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تعامل با خانواده (۴۸۲ مطلب مشابه)