سلام به همه کاربران خانواده برتر.

دوستان، اگر سال‌ها تجربه خودم از خوبی کردن و وقت گذاشتن برای اطرافیان و آدم‌های دور و برم بگم دریک جمله اینه" خوبی‌ها تون با حساب جنبه و ظرفیت افراد نثارشون کنید حتی نزدیک ترین دوستان و افراد زندگی تون"

 (با جزئیات در کامنت ها در خدمت تون هستم) 

واضح هست که کمک به فقرا و نیازمندان و صدقه و زکات در این مورد منظورم نیست و اون مسئله جداست.

به نظر من فقط و فقط خوبی و نیکی بی انتها و بدون چشم داشت مختص پدر و مادر هست و بس. که هر چقدر انجام بدی باز هم کمه و ذره ذره اون هم جبران میشه تو کل زندگیت.

مطلب بعدی اینکه الآن جو جامعه طوریه که همه به نوعی با سختی و... درگیرهستن پس حتی نزدیک ترین دوستان تون پس خوشی‌ها و موفقیّت هاتون رو اگر از شما پرسیدن براشون نگید چون ممکنه باعث حسرت حسادت پنهان یا مقایسه بشه.

موندم منی که حتی اهل شواف و استوری و نشون دادن موفقیّت هام نبودم ولی وقتی یکی از قدیمی ترین و صمیمی ترین دوستانم که شاهد سال‌ها بیکاری و مشکلات مالی من بود در جریان همه جریان مصاحبه‌های کاری و نداشتن پارتی و این همه سختی‌ها و می دونست من چه رنجی کشیدم و در 34 سالگی اولین حقوقم رو گرفتم، وقتی ازم پرسید چه کار می‌کنی و من بهش گفتم به لطف خدا بالاخره.... فلان جا هستم، تنها یک تبریک سرد گفت و بعد مدتی ام رفتارش با من عوض شد! 

در صورتی که خودش بلافاصله بعد لیسانس در سن 22 با پارتی شوهرش که اون موقع نامزدش بود استخدام شد و وضع مالی و زندگی خوبی داشتند؟. حالا از دوران مدرسه با این دوستم دوست بودم و همیشه روحی و درسی کمک حالش بودم. حتی وقتی به خاطر بدین حالات روحی و ناراحتیش به قول خودش بعد از خدا مسکن و مرهمش بودم؟ واقعاً حقم این نبود که چون با تلاش و سختی و کمک خدا بعد سال‌ها موقعیت خوبی داشتم حداقل برام خوشحال باشه و نشون بده؟ و حداقل وقتی در جمع دوستان دیگه هستم با متلک نگه خوب خانم دکتر و رفتارهای تحقیر آمیز دیگه که مجبور شم باهاش رابطه ام با کمترین سطح ممکن برسونم؟!!!؟ 

این فقط یک نمونه هست و موارد دیگه ای هستن که. واقعاً وقتی کمک کردم به فردی همون فرد برام شاخ شده و زیر آبم رو زده! 

واقعاً چرا حو جامعه طوری شده که آدم از خوبی کردن و نیکی کردن پشیمون میشه و می ترسه و برای حفظ و بقا خودش مجبور میشه محافظ کار بشه؟ 

چرا جو جامعه اینه که آدم رو باز میداره از خوبی کردن؟ 

دوستان من نمی گم همه ادماها بی جنبه و بی ظرفیت و نمک نشناس هستند و من خیلی علیه السلام هستم ولی حداقل تو این سن (سی و اندی سال) متوجه شدم که خوبی بی چشم داشت و بی منت و بدون حساب کتاب به اطرافیان همیشه ام منطقی نیست حتی صمیمی ترین دوستان تون. 

من نمی خوام تجربه م رو تعمیم به همه جامعه بدم ولی شاید حداقل به عنوان یک بخش کوچک ممکنه شما هم مشابه من تجربه‌ای داشته باشید

امیدوارم برای اون هایی که جوان و کم سن و سال هستند و روابط دوستی براشون غالب روابط هست مفید باشه.

ممنون میشم شما هم اگر تجربه مشابه‌ای دارید بنویسید موافق و یا مخالف.


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ کپی لینک این صفحه برای ارسال به دیگران ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مطالب کاربران (۸۵۰ مطلب مشابه)