سلام دوستان گلم

من 22 ساله هستم و دانشجو هستم اخیراً متوجه شدم از ترم اول یکی از همکلاسی هام منو برای ازدواج مد نظر داشتنT ایشون 23 هستن و الآن با من مطرحش کرده و خانواده رو هم از همون اول در جریان قرار داده و حتی جلوی در خونه ما هم اومده و پدر و مادرم کامل روش شناخت دارن.

قرار هست بیان خواستگاری ماه بعد، دو هفته ست با هم صحبت کردیم تا آشنا بشیم ولی من مردد هستم چون اون آقا، خانواده دوست و اهل تشکیل زندگی هستن و من علاقه به ازدواج و فرزند ندارم.

باهاشون مطرح کردم که می تونیم چند سال نامزد بمونیم و محرم باشیم تا شرایط لازم برای ازدواج رو بدست بیاریم و طرف مقابل مون رو در لحظات مختلف بشناسیم.

من و ایشون تفاهم کامل داریم غیر از موارد مهم و اساسی ای مثل عقاید مذهبی و سیاسی. ایشون مذهبی هستن و من متعادل، هیچ کدوم ما نمی‌تونیم به ارتباط‌هایی با جنس مخالف مثل دوستی فکر کنیم ولی ایشون قصدش ازدواجه و من خیر، به علاوه مخالف کار کارمندی خانم‌ها هستن و اگه هم بخوام کار کنم گفتن باید همکار مرد یا رئیس مرد نداشته باشم، من نگرانم که ایشون شکاک باشن و این خیلی مشکل زا می‌تونه باشه با اینکه منو کامل تو این سه سال شناختن و پدرم رو دیدن که همیشه همراهم هست و باز هم صحبت از کار خانگی می‌کنن 

من و ایشون با هم تفاهم داریم و علاقه و خانواده هامون شبیه هم هستن فقط مشکل من این هست که هدف زندگی من داشتن یه رفیق هست که با هم به اهداف مون برسیم و بعداً شاید شوهر. من به ایشون همین اول صحبت مون گفتم مهریه هیچ ارزشی برام نداره خونه و ماشین هم همین طور و اینکه ایشون کار می‌کنن و هدفمند هستن برای من کافیه، منم کار می‌کنم و با هم ان شاء الله موفق میشیم 

من حتی خجالت می کشم از پدرم کارت بگیرم شاید باورتون نشه ولی همیشه که میریم بیرون همه با هم منم شاید اون جا چیزی بگیرم ولی اینکه کارتشو بردارم برم بیرون تنهایی و با کارتش برای خودم خرید کنم اصلاً و همه ش خودم رو سرزنش می‌کنم که باید از 18 سالگی کار می کردی 

خانواده ام خیلی هوام رو دارن منم عاشق شون هستم همه چی رو بهشون میگم حتی نمی تونم به این فکر کنم که ازشون جدا بشم و برم با یه نفر دیگه زیر یه سقف این منو دیوونه می‌کنه من احساس نیاز به ازدواج ندارم، دلم می خواد همین مسیر رو ادامه بدم ولی ایشون گفتن حداقل حضوری همدیگر رو ببینیم و منم بهشون علاقه دارم موندم چه کار کنم که پشیمون نشم 

من دوست دارم نامزد بمونیم ولی ایشون به ازدواج و فرزند علاقه دارن به نظرتون چه کار باید بکنم بهشون بگم اصلاً حضوری نیان تا بیشتر از این وابسته نشیم؟ من یه سال از درسم مونده که خیلی برام با اهمیت هست این یه سال کلی هدف دارم و الآن دقیقاً بحث ازدواج مطرح شده خیلی سردرگم شدم.


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ کپی لینک این صفحه برای ارسال به دیگران ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۷۵ مطلب مشابه)