خالق بزرگ خلاقیت به ما اعطا کرده است، پیشکش ما نیز به او به کار بردن آن خلاقیت است. 

این مدتی که وقت پیش اومد و نوشتم، یه مطلبی رو که فکر کنم بیشترش بکارِ پسرهای نوجوان و حتی جوان بیاد (البته خواندنش برای خانمها هم خالی از لطف نیست) رو اینجا مینویسم که امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره. 

عمده این مطالب هم بیشترش زمانیست که تو جمع دو نفره یا چند نفره هستید.

 این صحبتامم برا این نیست که وسواس بشید فقط در این حد که بدونید خوبه. 

اگه وقتشو دارید یه مطالعه در مورد آداب غذا خوردن انجام بدین. حتی در مورد انواع غذاها. مثلا رستوران تشریف میبرید، ابتدا بدونید اون گارسون(پیشخدمت)، نوکر شما نیست و باهاش بد برخورد نکنید. یه منویی رو سفارش دادید و حالا نوع غذا خوردنتون رو دقت کنید. ریختن برنج از قاشق جالب نیست، سعی کنید سوپ یا حتی برنجتون رو بی صدا بخورید. با دهان پُر حرف نزنید. آخه چیه موقع غذا خوردن هورت میکشید. قاشقتون میوفته رو زمین، برید یه قاشق دیگه بگیرید نیاز نیست همون لحظه برش دارید، بزارید یا خودشون آخر سر بردارن یا زمان آخر برای اینکه دستتون رو بشورید. 

وقتی مثلا جوجه سفارش میدین و یه قسمت اون استخوانی هست مثل کتف، گوشت اونو نیاز نیست با قاشق و چنگال جدا کنید. اونو با دستتون بگیرید و بخورید. یه عده فکر میکنن این دور از ادبه اما این از آدابِ غذا خوردنه و بقیه دارن اشتباه میکنن. آخر کار موقع خلال دندون، با یک دست جلوی دهانتون رو بگیرید و با دست دیگه خلال رو انجام بدین. نوشابه یا دوغ رو تو لیوان بریزید و بعد میل کنید مگه جایی که لیوان نداشته باشه. ماست که براتون میارن وقتی پوست درشو باز میکنید، اونو لیس نزنید. بعضی از غذاهای سرد مثل عدس پلو و ماهی رو کنارش خرما میزارن. وقتی خرمارو خوردید، هستشو از دهن بگیرید تو دستتون بعد بزارید تو بشقاب. مستقیم از دهانتون نندازید پایین. فاصله‌ صورتتون رو از بشقاب غذا حفظ کنید. با سر نرید تو بشقاب غذا. 

موقع نوشیدن چای اون رو هورت نکشید. قند رو تو چای نزنید. آبمیوه با نی میخورید تا تهش میخورید تمومش شد دیگه هی تهش هورت نکشید تا قطره آخرش بیاد بالا که خودشو تو دستتون اونطوری مچاله میکنید. با دهان پُر صحبت نکنید. سعی کنید آدامس جویدنتون خیلی مرتب باشه. واقعا بعضیا آدامس جویدنشون طوریه که طرف مقابل حالش میخواد بهم بخوره. 

سعی کنید ترکیبات انواع غذا رو یاد بگیرید، ترکیب انواع نوشیدنیهایی که تو کافه استفاده میشه. اگه با دختری برای قرار ملاقات میرید بیرون، سعی کنید تو پارک و پاساژ در کنارش راه برید و اگه میخواید وارد مغازه و کافی شاپی بشید، در رو براش باز کنید. وقتی میشینید حتما منوی نوشیدنی یا غذا رو اول در اختیار اون خانم بزارید که چیزی رو که میل داره، انتخاب کنه. سعی نکنید تحمیل کننده باشید. با خانمتون یا خواهر و مادرتون برا خرید میرید، جلو مغازه‌دار برا خود شیرینی خانوادتونو مسخره نکنید. جلوی دیگران و با صدای بلند نگید موهاتون بیرونه و روسریت فلانه. تو جمع به خانوادتون بد بد نگاه نکنید. 

موقع لباس پوشیدن سعی کنید لباساتون تمیز و اتو کشیده باشه، جوراب سوراخ نپوشید. جورابتونو بشورید و جوراب بو دار نپوشید. یه کمربند مشکی و قهوه‌ای داشته باشید و سعی کنید با لباساتون هماهنگ کنید. با لباسای مشکی، کمربند قهوه‌ای استفاده نکنید. به زیپ شلوارتون دقت کنید. با شلوار پارچه‌ای، کتونی نپوشید. تیشرت رو داخل شلوارتون نکنید. پشت بعضی از کاپشنها و پیراهنها یه نوار کوچیک هست (پشت بند) که از اون برای انداختن رو جای لباسی استفاده میشه. وقتی اون نوار هست دیگه لباستون رو از یقه روی جا لباسی نزارید. 

پیراهنتون رو میتونید باتوجه به روانشناسی رنگ و اندامتون مشخص کنید. مثلا کسی که جثه لاغری داره برای بزرگتر نشون دادنش میتونه از چهارخونه درشت استفاده کنه و بالعکس و رنگ سورمه‌ای عمدتا جلوه اقتدار به فرد میده( روانشناسی رنگها رو بخونید). اگه این کارارم نکردید فقط مرتب باشید. سعی کنید بوی عرق ندید. از یه عطر و ادکلن استفاده کنید یا اگه حساسیت دارید یه زاج یا یه مام با اینکه میگن زیادش خوب نیست، اما به هرحال طوری باشید که بوی بدِ بدنتون بقیه رو اذیت نکنه. به بوی دهانتون توجه کنید بخصوص تو اول صبح. حتی صورتتون و دور چشماتون رو تمیز کنید. صورتتون رو بشورید، هم خودتون شاداب میشید و هم تمیز و مرتب میشه. 

کفشاتون تمیز باشه و خودتون واکس بزنید و اگه کتونیه اونو با یه پارچه تمیز کنید و اگه قابل شستشوعه هر چند وقت یک بار بشوریدش. (نحوه شستشو و تمیز کردن انواع کفشهارو سرچ کنید). برای کفشاتون اگه تو اداره بودین، فکر نکنید اون واکس اداره مفتِ و اون روغنش خوبه دیگه هر دقیقه کفشتونو با اون واکس بزنید، اون کفشهای چرم رو خراب میکنه. اگه واقعا کفشتون کثیف بود و چاره‌ای نداشتین از گردگیرش استفاده کنید. 

موقع دست دادن عموما و ادب میگه فرد بزرگتر باید دست رو دراز کنه و بخواد دست بده. صمیمیتتون رو میتونین با کمی تکون دادن بیشتر دست نشون بدین یا حتی اگه براتون خیلی عزیزه میتونید با دست چپ بازوهاش رو هم لمس کنید. تفاوت شوخی با بی‌ادبی و پررویی رو هم در نظر بگیرید. این مرز مهمیه که معمولا عده‌‌ای اصلا رعایت نمیکنن. بعدم شوخی کردن با تخریب کردن و مسخره کردن فرق داره. دوستاتونو با فحش ناموسی خطاب نکنید. فکر نکنید اینا صمیمیت رو نشون میده. 

بعضی کلمه های پر کاربرد رو یاد بگیرید. وسیله ای که کاغذها رو مثل A4 برای نوشتن روی اون میزارید، اسمش تخته شاسی هست. باز کردنِ گیرش رو که خیلی ساده و پیش پا افتاده هست یاد بگیرید. مورد بوده دو نفری با خودکار و قاشق افتادن به جون اون گیرش چون یه باز کردن ساده رو بلد نبودن.

همکاران خانمتون رو تو محیط کار به اسم کوچیک صدا نکنید.

اسم اون میز کوچیکِ دو، سه طبقه رو میزتون، کازیو هست. نگید میز کوچیک روی میز 

نگید مشمبای A4. بگید کاورِ A4 یا کاورِ کاغذ 

نگید طلقِ پلاستیکی که دکمه داره بفرمایید پوشهِ دکمه‌دار 

اسم اون قسمت از سفرهِ یه بار مصرف که جدا میکنیدش، پِرفراژ هست، نگید از نقطه چین پارش کن. 

اعداد و بعضی کلمات رو درست بیان کنید مثلا 

سیب زَمَنی  یا سیب زیمینی نیست، راحت بگو "سیب زَمینی"

لپ تاپ درسته نه لب تاب

یا در مورد اعداد مثلا سیزده درسته نه سینزده 

سه تا جمله حال بهم زن هم که این چند سال اخیر افتاده سر زبونا: من سیاسی نیستم. نمیخوام قضاوت کنم. من برا هر عقیده‌ای احترام قائلم. 

طرف کلی برا ما صحبت میکنه آخرش میگه من سیاسی نیستم. اصلا خیلی بی معنیه این حرف. یا کلا حرف نزنید یا اگه برا ما سخنرانی کردید تهش نگید من سیاسی نیستم. اصلا جلوه خوبی نمیده. از یه سنی به بعد درک و شعور سیاسی داشتن بد نیست ولی داخلش غرق شدن و بازیچه شدن و جزو سیاسیون بودن یه مساله دیگس. 

ما هر روزه بر مبنای رفتارِ افراد داریم قضاوتشون میکنیم و دوستیامون و ادامه رابطمون بر مبنای همون رفتاره. تا حرفی پیش میاد میگه من نمیخوام قضاوت کنم. 

قضاوت نکردن و فکر بد نکردن داستانش جداست که برا هرچیزی تا پیش میاد من قضاوت نمیکنم رو به کار میبرید. 

ما نباید برا هر عقیده‌ای احترام قائل باشیم. ما نباید برای تفکر داعش‌گونه احترام قائل باشیم. تفکری که آزادی و امنیت ما رو به خطر میندازه، تفکراتی که مارو از همه‌چی به دور میکنه. مگه میشه آدم برای یه آدمکشی که فرد بیگناهی رو کشته، برای یه دزدی که بیرحمانه مردم معصوم رو غارت کرده و برای یه خائن احترام قائل باشه. تفکرِ تو تا زمانی مورد احترامه که باعث آسیب به بقیه نشه.

مسلما موارد زیادی هستن و این برخی مواردی بود که الان تو ذهنم بود. این مسایل رو از دکتر و مهندس و  کم سواد و با سواد و در واقع اقشار مختلف دیدم و چیزی نیست که فکر کنید مخصوص یه قشرِ خاص هست. اینا هیچکدوم نیاز به پول زیاد و کلاس و مکان زندگی نداره، فقط موارد کوچکی هست که رعایت بعضیشون اول احترام به خودتونه و بعد به دیگران. بعضیاشم که فقط یه نکته بود. چیزهایی بود که گاهی برخورد داشتم و فقط به عنوان یه یادآوری گفتم، چرا که شما عزیزان خودتون بهتر از من مطلع هستید.

با تقدیمِ احترام    paydar2000 


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ کپی لینک این صفحه برای ارسال به دیگران ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مطالب کاربران (۸۵۱ مطلب مشابه)