قبل از اینکه مطلب رو شروع کنم .چهار گزاره تعریف می کنم شما باید قضاوت کنید گزاره اتفاق افتاده اخلاقی است یا غیر اخلاقی ؟ چرا ؟

۱-یک فردی تصمیم می گیرد برای دوستش یک قهوه درست کند. زمانی که می خواهد برای دوستش شکر بریزد به اشتباه سم می ریزد و موجب کشته شدن دوستش می شود .

۲-فردی تصمیم می گیرد به قهوه دوستش سم اضافه کند ولی این بار به اشتباه جای سم ،شکر به قهوه دوستش اضافه می کند و هیچ اتفاقی برای دوستش نمی افتد .

۳- یک راننده کامیون که ترمزش بریده است می بیند در جلوتر از مسیر ۴۰ انسان ایستاده اند برای اینکه آن ۴۰ نفر را نکشد کامیون را به پیاده رو می برد و باعث کشته شدن سه نفر می شود .

در یک بیمارستان چند فرد که به عمل پیوند قلب و کلیه و کبد نیاز دارند در حال مرگ هستند یک فردی که اعضای بدنش به همه یه آنها قابل پیوند است را می گیریم و اعضای بدنش را به آن چند نفر پیوند می زنیم و آنان زنده می مانند به قیمت مرگ آن یک نفر .

یکی از مسائلی که می تواند دغدغه خیلی از افراد جامعه باشد بحث اخلاق و چگونگی اخلاقی زیستن است .به همین دلیل تصمیم گرفتم مطلبی در حوزه اخلاق بنویسم که کاربردی باشد و امیدوارم بتوانید از مطالبی که ارائه خواهد شد در بهبود کیفیت زندگیتان بهره بگیرید .

خیلی از ماها ادعای اخلاقی بودن داریم ولی در قضاوت های اخلاقی مان ممکن است با دیگران به اختلاف نظر بر بخوریم و مهمترین دلیل آن اینه که ما در قضاوت های خودمان دچار مغالطه معیار دوگانه می شویم .چون نمی توانیم منطقی بیاندیشیم.

قبل از اینکه به چگونگی این مغالطه بپردازم لازم است خیلی ساده در باب علم منطق توضیح دهم .

علم منطق علمی است جهت استدلال بر مبنای تقسیم بندی گزاره ها .مثلا وقتی من می گویم دزدی مستحب است شما می گویید غیر منطقی است .چرا ؟

چون از قبل رفتار ها را به نام واجب ،حرام ،مکروه و .... تقسیم بندی کرده اید وقتی ویژگی های دزدی بر تعریف دسته مستحب منطبق نیست شما می گویید که دزدی مستحب است، یک گزاره غیر منطقی است .پس قبل از اینکه بتوانیم در قضاوت های اخلاقی مان منطقی باشیم باید تقسیم بندی های اخلاقی را نیز بدانیم .اخلاق از نظر قیاسی می تواند بی نهایت دسته داشته باشد ولی از نظر عقلی تمام قضاوت های اخلاقی ما به سه دسته اخلاق وظیفه گرا ،اخلاق فایده گرا و اخلاق فضیلت گرا تقسیم می شود .

دسته اول اخلاق وظیفه گرا :یعنی خوب و بد گزاره ها از قبل به صورت هنجار تعریف شده است و افراد در هر حالت باید رفتار درست را فارغ از نتیجه انجام دهند .به این دسته اخلاق کانتی هم می گویند.

اشکال این دسته اینه که معرفت بشری نمی تواند در یک زمان حسن و قبح اعمال را برای تمام ادوار بشری تشخیص دهد.مثلا برده داری زمانی اخلاقی بوده ولی چگونه می توان آن را در زمان دیگر غیر اخلاقی کرد.

دسته دوم ‌اخلاق فایده گرا :اخلاقی است که حسن و قبح  عملی که در ابتدا انجام می دهیم مهم نیست بلکه نتیجه آن است که مهم است .مثال خیلی واضح آن می شود دروغ مصلحتی .جان استوارت میل معتقد به اخلاق فایده گراست. امّا مشکل این دسته اینه که معیار سودمند بودن عمل را چگونه می توان تعریف کرد.

نفع جمعی یانفع شخصی ؟نفع اقلیت یا نفع اکثریت؟ کدام یک در اولویت است .

دسته سوم اخلاق فضیلت گرا:نه حسن و قبح عمل ملاک است نه خروجی عمل .تنها ملاک نیت فرد انجام دهنده عمل مهم است.

انتقادی که به این دسته وارد است اینه که ملاکی برای فهمیدن خیرو شر در نیت افراد وجود ندارد.

امّا مغلطه چگونه اتفاق می افتد ؟

زمانی که یک عمل را بر اساس اخلاق فضیلت گرا قضاوت می کنیم و یک عمل را بر اساس اخلاق وظیفه گرا .

فرض کنید مادر شوهر یک خانم با نیت خوشمزه تر کردن غذا یک ادویه را به اشتباه به غذای عروس خودش اضافه می کند و غذا را خراب می کند .

اگر عروس مادر شوهر خود را دوست داشته باشد با استناد به نیت خیر مادر شوهرش آن را قضاوت می کند ولی اگر از مادر شوهر خود متنفر باشد با استناد به اخلاق فایده گرا،خروجی ناپسند رفتار مادر شوهرش را به باد انتقاد می گیرد.

یا آقایی که اول صبح یک قرار کاری واجب دارد وقتی می بیند ماشینش اول صبح روشن نمی شود بلافاصله به برادر خانم خود زنگ می زند تا او را به موقع برساند.اگر رابطه آقا با همسرش خوب باشد با استناد به فایده گرایی از برادر زن خود تعریف می کند که لطف کرد آن روز او را رسانده ولی اگر با خانم خود مشاجره داشته باشد با استناد به تخلفات رانندگی از طریق اخلاق وظیفه گرا فرهنگ خانواده همسر خود را زیر سوال می برد .در واقع خیلی از مشکلات زوجین اینه که رفتار خانواده خود را با قضاوتی توجیه می کنند که قابل توجیه است و خانواده همسر خود را طوری قضاوت می کنند که جای انتقاد داشته باشد .

انجام این مغالطه در بحث های که تعصب در آن وجود دارد به کرات دیده می شود.در بحث های مذهبی و سیاسی به وضوح این مغالطه قابل رویت است .

مثلا سیاست مداران برای توجیه رفتار حزب خود به اخلاق فایده گرا استناد می کنند ولی برای زیر سوال بردن رفتار حزب مخالف خود به اخلاق وظیفه گرا استناد می کنند .

امّا علاوه بر احساسات و تعصبات یکی از مسائلی که اجازه نمی دهد ما در قضاوت های اخلاقی مان منطقی باشیم ساختار بایولوژیک مغز است .

پس باید ببینیم دانشمندان چه می گویند .نوروساینتیست ها می گویند قسمتی که در

مغز انسان مسئول قضاوت های اخلاقی ماست قسمتی مستقل از قسمت پردازش های منطقی مغز است .

حال به پاسخ تان در ۴ سوال مطرح شده در ابتدای متن رجوع کنید .

اکثر شما سوال اول را اخلاقی-فضیلت گرا سوال دوم را غیر اخلاقی -فضیلت گرا .سوال سوم را اخلاقی -فایده گرا و سوال چهارم را غیراخلاقی -وظیفه گرا . پاسخ داده اید. و این همان قسمت مغز است که غیر منطقی عمل می کند .


پیشنهاد:

بین شما کسی هست که واقعا خوب زندگی کرده باشه؟

از لحظات خوب و ناب زندگی مون صحبت کنیم

با توقع کم زندگی خوبی داشته باشیم

در زندگیم همه چی خوبه، فقط این ازدواج برام شده یه معما

تجربیات خوب تون رو از صبر کردن در برابر ناملایمات زندگی بگید



برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مطالب کاربران (۸۱۲ مطلب مشابه)