محمد علوی :
به عنوان مقدمه عرض می کنم که ما در احکام الهی تابع شریعت و ادله شرعی هستیم نه تابع اینطور استحسانات و قیاسات. 
اینطور مسائل و موارد را در مورد خیلی مسائل دیگر می شود مطرح کرد. در مورد ازدواج دائم هم می شود مطرح کرد. در مورد نماز و روزه هم می شود مطرح کرد کما اینکه مطرح می کنند برخی ها.
و البته از آن طرف نیز میتوان اینطور مسائل را مطرح کرد. یعنی از ابعاد دیگری کسی بیاید بگوید اتفاقاً متعه به لحاظ آثار اجتماعی اش خیلی هم خوب است و فلان فواید را دارد. کما اینکه افرادی که خودشان در این زمینه تجربه دارند این حرفها را می زنند. کما اینکه مثلاً عده ای می آیند برای دوستی دختر و پسر فوایدی بر می شمرند. خب این فواید مشابهش در متعه نیز وجود دارد.
حال ملاک ما چه چیزی است؟ اگر ملاک ما ادله شرعی است که خب ادله شرعی حرفهای جناب «اوه مای کامپیوتر» را تأئید نمی کنند. اگر نیز ملاک ما اثرات و فواید و مضرات اجتماعی است. خب در کنار این مضراتی که ایشان فرموده اند؛ فوایدی نیز دارد. حال کدام را در نظر بگیریم؟ فواید را یا مضرات را؟
اما در مورد تک تک موارد:

۱- گویی شما و همفکران شما تصورتان از متعه صرفاً دخول است. که نگران این مطلب هستید. در صورتی که متعه اینچنین نیست. افرادی متعه می کنند و روابطشان مانند خواهر و برادر است. الان یکی از دوستان بنده ۸ سال است که دختری باکره را متعه کرده و هنوز نیز آن دختر خانم باکره هستند. دقت بفرمائید ۸ سال نه یک ساعت و دو ساعت و یک روز و دو روز و یک ماه و دو ماه.
فرضاً هم اینطور باشد خب خانم محترمی که نگران این مطلب است اصولاً متعه نشود. چون کسی که دختر خانم را مجور نکرده بیاید متعه شود. متعه با رضایت طرفین است. خب اگر دختر خانمی راضی نباشد متعه نمی شود. فرضاً هم راضی شد؛ میتواند شرط بگذارد دخولی واقع نشود و این شرط نیز طبق نظر همگی مراجع صحیح است. و اگر این شرط گذاشت بر مرد واجب است دخول نکند و صرفاً میتواند سایر لذات را داشته باشد.
علاوه بر آن این حالتی که مردان ما به قضیه بکارت حساس هستند؛ شاید به دلیل این باشد که متعه رایج نیست. چه بسا اگر متعه فرهنگ شود و رایج؛ این حساسیتی که الان در بین مردان وجود دارد نیز کم شود. بلاتشبیه مانند فرهنگ غرب که الان زن و مرد چه قبل ازدواج و چه حین آن هر کدام با شرکای متعددی هستند و هیچکسی نیز با این مسأله مشکلی ندارد. همین مسأله در مورد جامعه اسلامی نیز هست که اگر واقعاً روز متعه باب شود و رایج شود و خیلی عادی شود این مسأله مطمئن باشید حساسیتی که امروزه در باب بکارت وجود دارد نیز نخواهد داشت.

اما چرا پسر باید بدبختی بگیره؟؟!! خب پسر غلط میکنه که بیش از حد روی مسأله بکارت حساس باشه.
در صدر اسلام نیز اینطور بوده. هم متعه کردن هم ازدواج مجدد پس از فوت همسر عادی بوده.
نکته ی بعد آنکه همین اشکال در دائم نیز وجود دارد. فرض بفرمائید کسی زنی را به عقد دائم خویش در آورد و پس از یک ساعت یا چند روز حداکثر که او را ازاله کرد او را طلاق دهد.
خب این را چه می فرمائید؟

و یک سوال:
مردها ترجیح میدهند که برای ازدواج بروند سراغ دختری که به حکم شرع رابطه ای داشته؛ یا اینکه پاک!!!! مانده باشد اما هزاران کار خلاف شرع کرده باشد و ذهنش آلوده به مسائل جنسی باشد و حتی مثلاً مبتلا به خودارضایی باشد یا دوست پسر داشته باشد؟!

۲- اولاً اینطور نخواهد شد. چون کارکردهای دائم و موقت با هم فرق می کند و هیچگاه موقت موجب بی نیازی از دائم نمی شود. در متعه صرفاً ارضای غریزه جنسی مطرح است اما سکون و آرامشی که در دائم هست در موقت نیست. این را خود افرادی که هم متعه کرده اند هم دائم به تجریه درک کرده اند. تولید نسل نیز عموماً در دائم رخ میدهد نه در موقت. ثانیاً فرضاً هم اینطور شد. خب بشود. مگر اشکالی دارد؟! خب فرضاً ازدواج دائم تعطیل شد یا کمرنگ شد در جامعه. خب مشکلش چیست؟ ثم ماذا؟!

۳- مگر ملاک ما حرف غربی هاست؟؟!! ملاک ما شرع انور و احکام آن است. ضمناً مگر هر کاری غرب بکند و هر چه بگوید بد است؟؟!!!

۴- اولاً مگر ما قرار است عیوب مردم را کشف کنیم و بدانیم چه کسی زناکار است و چه کسی نیست؟ که حالاً شما از این مسأله نگران هستید که زنا قابل تشخیص نخواهد بود؟!
ثانیاً حتی اگر متعه هم نباشد؛ شرایط اثبات زنا به لحاظ شرعی آنقدر سخت است که می شود گفت کالمحال است که زنا با شهود ثابت شود. مگر اینکه کسی خودش اقرار کند.
برای توضیح بیشتر اندکی از شرایط اثبات زنا را می نویسم:

الف- تعداد شهود باید ۴ مرد عاقل عادل بالغ باشند. اگر نبود در قبال هر مرد باید ۲ زن باشد یعنی یا ۴ مرد یا ۳ مرد و ۲ زن یا ۲ مرد و ۴ زن. البته طبق فتوای مشهور تعداد شهود مرد از ۲ عدد نباید کمتر باشد. یعنی حالت ۱ مرد و ۶ زن و ۸ زن قابل قبول نیست.

ب- شهود باید زنا را دقیق و با جزئیات و به عینه کالمیل فی المکحلة دیده باشند. یعنی با عرض معذرت بصورت واضح و دقیق دیده باشند که مرد آلت تناسلی خود را وارد واژن زن کرد. پس اگر مثلاً شهود گفتند ما یک مرد و زنی را دیدیم که لخت در آغوش هم بودند قبول نیست. یا فرضاً گفتند صداهایی را شنیدیم قبول نیست. یا حتی اگر حالت آمیزش را هم دیده باشند اما دقیق آلت تناسلی مرد را مشاهده نکرده باشند که وارد واژن زن می شود نیز قبول نیست. البته در این فروض مرد و زن تعزیر می شوند اما زنا اثبات نمی شود.

ج- شهود این مسأله را در حین تجسس و فضولی ندیده باشند. بلکه بطور اتفاقی و تصادفی این مطلب را مشاهده کرده باشند.

د- تعداد شهود دقیقاً باید همان تعداد باشد. پس فرضاً نمی شود گفت اگر ۳ تا مرجع تقلید شهادت دادند چون مرجع تقلید هستند و حرفشان محترم است پس نیازی به فرد چهارم نیست. خیر. باید دقیق ۴ نفر باشد یا دو حالت دیگر.

ه- اگر فرضاً ۳ نفر آمدند شهادت دادند نه تنها چیزی اثبات نمی شود؛ بلکه بر این ۳ نفر حد قذف یعنی حد تهمت زنا جاری می شود و دیگر شهادتشان قبول نیست. در روایتی داریم که ۳ نفر آمدند پیش امیرالمومنین ع شهادت دادند فلان مرد و زن را دیدیم که زنا می کردند؛ حضرت فرمود چهارمی شما کجاست؟ آنها گفتند در راه است دارد می آید. حضرت دستور داد بر آنها حد جاری کنند. نکته ی جالب اینجاست که در این حالت چون شهادت اینها دیگر قبول نیست اگر فرد چهارم نیز می آمد بر چهارمی نیز حد قذف جاری می شد.
به همین خاطر روایت دیگری از حضرت داریم که فرمودند در زنا دوست ندارم اولین فرد شهادت دهنده باشم چون چه بسا نفر دوم و سوم پشیمان شوند از شهادت دادن و من حد قذف بخورم.

حال با این تفاصیل شما انصاف دهید؛ اصولاً زنا قابل اثبات است؟ به نظر میرسد قابل اثبات نباشد مگر اینکه مرد و زنی وسط خیابان زنا کنند.

ثالثاً زنا با متعه به لحاظ ظاهری نیز تفاوت های زیادی دارد. فرضاً هم هیچ تفاوتی نداشت. خب خدا گفته این حلال. آن حرام و ما نیز متعبد بودیم. رابعاً اگر متعه نیز نبود باز اگر زن و مردی را گرفتند می توانستند بگویند ما زن و شوهر دائمی هستیم.

۵- اولاً ظاهراً از نظر شما کسی که متعه کرده ناپاک است که فرمودید سنت بر این است که پاکان با پاکان. ثانیاً خدا کجا گفته است بکرها برای همدیگر و غیر بکرها برای همدیگر؟؟؟!!! ثالثاً ظاهراً از نظر شما کسی که به طریق شرعی و حلال رابطه داشته ناپاک است. اما کسی که ذهنش درگیر هزار آلودگی جنسی بوده و خیلی کارهای حرام را کرده اما فقط دخول را نداشته است؛ پاک!!!! است. خب اینهم تعریفی هست. 

۶- در مورد بند ۴ توضیحی داده شد. که زنا با متعه تفاوت های ظاهری زیادی نیز دارد. برای مثال در زنا هیچگونه محدودیتی وجود ندارد. در صورتی که در متعه بحث عده مطرح است در صورت دخول. زن و مرد فقط در زمان تعیین شده به هم محرم هستند و همین که زمان تمام شد مانند باقی نامحرمان با هم هستند. مرد با هر زنی نمی تواند ازدواج موقت کند. در صورتی که در زنا اینطور نیست. و سایر تفاوت ها. و باز هم مگویم بفرض که هیچ تفاوت ظاهری ای نداشت جز همان یک جمله. خب خدا گفته با خواندن این یک جمله هر کاری حلال بدون این یک جمله هر کاری حرام و ما نیز متعبد هستیم و حلال خدا را حلال میدانیم و حرام خدا را حرام.
و یک سوال:
اینکه فرموده اید: «همه ی چیزایی که باید تا وقت اصلیش حفظشون کنیمو ... میایم مثل آب خوردن به تاراج میذاریم .»
اصل و فرع رو چه کسی مشخص میکند؟ بنده و شما یا شرع مقدس؟ از کجا و طبق کدام دلیل میگوئید ازدواج دائم اصل است و موقت فرع؟؟!!!

۷- اینکه هم متعه برای شرایط خاصی است؛ نیز از آن حرفهای مشهوری است که امروزه زیاد مشهور شده است اما هیچ مبنای شرعی ندارد.اولاً شرع مقدس میگوید متعه در هر شرایطی جایز است و مختص شرایط اضطرار نیست.
ثانیاً فرضاً هم بپذیریم برای شرایط خاص و اضطرار است؛ نکند ار نظر شما وضعیت امروز جامعه با اینهمه انحرافات جنسی و اینکه سن ازدواج بعضاً تا بیشتر از ۱۰ پس از بلوغ رسیده است؛ شرایط اضطراری نیست؟؟؟!!!

اما در مورد أهل تسنن:
اولاً متعه را ندارند اما چند نوع ازدواج دارند که کارکردش شبیه متعه است. مثل ازدواج مسیار یعنی ازدواج به قصد طلاق. یعنی مرد و زن با هم ازدواج می کنند که مثلاً مرد یک هفته بعد زن را طلاق دهد. پس آنها نیز متوحه ضرورت وجود همچین نهادی شده اند. اما شکل و اسمش را اندکی تغییر داده اند.
ثانیاً خیلی از آنها دچار استمناء می شوند. (که البته در این آلودگی ما شیعیان نیز متأسفانه مانند انها هستیم چون ما نیز که متعه را داریم به هزار و یک بهانه نمی رویم سراغش.)
ثالثاً خیلی از آنها بی توجه به حکم تحریم عمر بن خطاب میروند متعه می کنند. چون خود عمر نیز اقرار می کند که در زمان رسول الله ص این عمل حلال بوده و من دارم آن را حرام می کنم.
رابعاً خیلی از آنها دچار زنا می شوند. اینجاست که به صدق گفتار امیرالمومنین ع پی میبریم که اگر عمر متعه را تحریم نمی کرد؛ جز شقی زنا نمی کرد.

حالا واقعاً معلوم است خوشبحال چه کسی است.

برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل اعتقادی (۱۱۶۹ مطلب مشابه)