سلام 

من تا بحال خیلی دوست داشتم ازدواج کنم ولی دیگه تصمیم گرفتم رویه زندگیم رو عوض کنم چون وقت و انرژی زیادی ازم میگیره و نهایتا چیزی به جز آه و حسرت و افسوس برام نمی مونه ، میخوام برم دنبال فوق لیسانس و دکتری و همزمان یه جایی پاره وقت کار کنم بعد برم دنبال تئاتر و موسیقی که خیلی دوست دارم به ویژه تئاتر ، خوشبختانه نیاز جنسی ندارم اما این نیاز عاطفی نمی ذاره من نفس بکشم امونم رو بریده ، تا چند وقت دیگه میتونم برم از پرورشگاه بچه بیارم فکر کنم مامان خوبی واسش بشم . 

فقط یه چیزی میمونه من که نمیتونم دست دخترمو بگیرم بیارم خونه ی بابام خودم هم اضافیم و خانوادم با تئاتر و موسیقی رفتن مخالف هستند .

من که تا اینجای زندگیم تباه شده از این به بعد دوست دارم زندگی کنم به نظرتون یه خونه مستقل بگیرم؟ فقط یه چیزی میمونه که من در این صورت باید دیگه به پدر مادرم فکر نکنم چرا که اصلا دیگه منو به عنوان دخترشون قبول ندارن شما جای من بودید چی کار می کردید؟


لطفا این مطلب را با دوستان تان به اشتراک بگذارید ←
از کاربران محترم خانواده برتر در این پست ، (۱۷) نظر تائید شده است، برای مطالعه نظرات یا کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خودسازی در دختران (۴۶۰ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی درد دل های پسران آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج