قحطی نام داستان کوتاهی برای نوجوانان از نویسنده جوان معاصر، امیر جانفدا (-۱۳۷۹) است.

بخشی از داستان :

قلبش تند تند میزد. باورش نمیشد که چی شنیده ، نه امکان نداشت آنها بخواهند این چنین کاری بکنند. این کار خلاف قانون است. اونها نمیتوانند یک پسر ۱۵ ساله رو تنها رهاش کنند اون هم تو این قحطی. حتما از گرسنگی می مرد.

داستان کوتاه و تخیلی درباره پسر یتیمی در دوران قحطی .

خودم نوشتم و درون نرم افزار طاقچه وجود داره، لطفا بخونید و نظر بدید


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مطالب کاربران (۸۱۲ مطلب مشابه)