سلام

دختری بین ۲۰ تا ۲۳ ساله هستم و تا حالا با هیچ کسی دوست نبودم و دختر معتقدی هم هستم و همیشه دلم میخواست تمام عشق و محبتم رو برای کسی که قراره همسرم بشه نگه دارم. در حال حاضر دانشجو هستم و از لحاظ زیبایی هم چیزی کم ندارم و همه اطرافیانم هم قبولم دارن ولی متاسفانه به یه بیماری ژنتیکی مبتلا هستم که اگه همسرم ناقل این ژن نباشه تاثیری رو فرزند نمیذاره.

همیشه از نوجوانیم نگران این مسئله بودم که شاید به خاطرش کسی منو نخواد و علاوه بر اون مشکلات مالی هم مزید بر ترسم بود تا جایی که گاهی اوقات کلا بیخیال ازدواج میشم. تا الان هم چندین خواستگار داشتم که از طرف خانواده طرف پسندیده شدم ولی خب خودم یا خانوادم بدون اینکه بیان ردشون کردیم.

چند وقت پیش یه اشتباهی مرتکب شدم و تو فضای مجازی با پسری آشنا شدم، البته فقط جهت حرف زدن و درد و دل. هم اون منو مثل خواهرش میدونست هم من اونو مثل برادر. هر دو فقط از مشکلات مون برای هم میگفتیم اونم برای سبک شدن.

ولی بعد مدتی من بهش حس پیدا کردم و خواستم تموم کنم ولی اونم گفت که خوشش اومده ازم و خواست که ادامه بدیم. من عقلم رو کنار گذاشتم و ادامه دادیم و واقعا به هم علاقمند شدیم مخصوصا اون.

با اینکه شهر ها مون خیلی از هم دور بود  ولی اون با خانوادش برای ازدواج صحبت کرد و من با اینکه میدونستم خیلی سخته و خانوادم صددرصد مخالفن بهش گفتم اگه بتونی منو زود به زود بیاری پیش خانوادم من میام اون جا. خلاصه علاقه روز به روز بیشتر شد و خصوصا اینکه اون با مشکلات من کنار اومد.

ولی من از دوری میترسیدم و همین که ایشون کار مشخصی نداشتن و وضع مالیشون هم در حد خودمون بود . من در مورد ترس هام باهاش حرف زدم و اونم گفت که من نمیخوام با ترس وارد زندگیم بشی و با اینکه عاشقتم هر چی بگی همون کار رو میکنم حتی شده قید دلم رو میزنم.

من به خدا قبل اینکه نگران خودم باشم نگران اون بودم اینکه در آینده کم بیارم و اون داغون شه یا روابط مون رو ادامه بدیم و خانوادم مخالفت کنن و اون وقت جدایی سخت تر میشد. این شد که گفتم تموم کنیم و با تموم وجودم داغون شدنش رو حس کردم .

از دیروز تا الان فقط کارم شده گریه. نگران حالشم نگران اینکه اهش منو بگیره. هر چند که به نفع هر دو مون بود.

امروز حتی با مامانم در موردش حرف زدم و گریه کردم و مامانم گفت کار درستی کردم چون اصلا منطقی نبود. ولی من هنوز حالم خیلی بده ، به نظر شما خدا منو خواهد بخشید . نکنه به خاطر شکستن دل اون برای همیشه تنها بمونم .


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۵۰۱ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۱۳ مطلب مشابه)