سلام

من دختری ۲۱ ساله هستم Tبا داشتن کل امکانات زندگی قیافه خوب خانواده ی خوب شرایط مالی خوب از لحاظ درسی هم جز بهترین ها بودم با وجود این که خودم رو برای کنکور آماده نکرده بودم رتبه ی ۹۰۰ کشوری آوردم ؛ اما که چی  ؟

بهترین خواستگاران رو داشتم که چی ؟  شاید بیشتر از ۵۰ تا اومدن ، اما همشون با صد بار جواب منفی شنیدن بیخیالم شدن . چرا چون به خاطر افسردگی مامانم مجبورم  . میفهمین مجبورم . آخه چرا باید به من وابسته باشه آخه چرا ؟ خسته م به خدا خستم .

حتی یه ثانیه هم دوریم رو تحمل نمیکنه به خاطر اون قید درس و دانشگاه رو زدم ، حالا هم باید قید ازدواج و مادر شدن و همسر شدن رو .

شاید خیلی هاتون بگین خیلی مسخره س اما حقیقت نمیدونم دیگه برا درمانش چیکار کنیم؟ همه روش ها رو امتحان کردیم ، روانشناس ، دکتر اعصاب و مغز ، حتی به فال گیرها و این مزخرفات خرافی هم رو آوردیم . من که دیگه کل شیخ و ملا های طرفمون رو میشناسم .

خواهش میکنم راهنماییم کنین اگه دکتری چیزی که خودتون تجربه ش رو دیده باشین بگین هر جا باشه میریم . ارومیه یا تهران یا تبریز خلاصه هر جا باشه .


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۳۰ مطلب مشابه) معرفی پزشک (۴۵ مطلب مشابه)