سلام

من و همسرم حدودا یک سال و نیمه که ازدواج کردیم ایشون برای یک ماموریت کاری مجبور شدن امشب به شهری دیگه البته نزدیک برن. ما به خاطر مشغله کاری زیاد ایشون یک هفته تقریبا همدیگه رو ندیدیم و من به خاطر اینکه مزاحم کارشون نباشم زیاد پیگیرشون نمیشدم در حد معمول .

امشب که قصد سفر داشتن میخواستن بیان خداحافظی کنن البته فقط به قصد دیدن من! چون خیلی وقت بود همو ندیده بودیم. من واسم مشکلی پیش اومد و گفتم خونه نیستم و ایشون گفتن باشه. بعدا به من پیام دادن که تو خیلی بی احساسی!

شاید بقیه زیاد واسشون مهم نباشه اما این حرف منو خیلی شوکه کرد و به شدت ناراحت شدم ایشون گفتن: (ما از نظر احساسی متناسب نیستیم. با اینکه من سعی در کنترل احساسم دارم. اما تو هیچ احساسی نداری). واقعا ناراحتم نمیدونم احساس خوبی اصلا ندارم .

خدا شاهده من رعایت حالشونو میکردم که مزاحم نباشم چون خیلی از مردا به عینه دیده بودم که از زناشون مینالیدن چرا یکسره زنگ میزنی و ... خلاصه از پیگیری خانوماشون کلافه میشدن . 

منم خواستم همسرم راحت باشه و مثلا زیاد آویزون نباشم !!! اما حالا میبینم اشتباه کردم واقعا نمیدونم این وسط  چی کار کردم که اشتباه بوده ؟

دوستان خانم ها جواب بدید اشتباهم چی بوده؟


مرتبط :

من چطور باید رفتار کنم که آویزون محسوب نشم ؟

نمی خوام آقایون فکر کنن دختر آویزونی هستم

اگه دختری واقعا عاشق تون باشه بهش برچسب آویزون بودن میزنید ؟



کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (می خواستم زیاد آویزون شوهرم نباشم ولی اون بد برداشت کرده) ، (۴۶) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
راهنمای زوج های جوان (۱۰۸ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق