سلام
۲۱ سالمه ۵ ماهه نامزدم . ما تهران زندگی میکنیم نامزدم تبریز ، بعد ازدواج قراره برم  اون جا زندگی کنم . بعد عید هم عروسیمه . موضوع اینه که میترسم نتونم اون جا رو تحمل کنم  هر بار که میرم اون جا بیشتر از چند روز نمیتونم بمونم و لحظه شماری میکنم برگردم خونمون .
ما قبل ازدواج حرفامون و زدیم و اون گفت اصلا حاضر نیست بیاد تهران زندگی کنه . چه الان چه در آینده . منم قبول کردم . ولی از اون جایی که بشدت وابسته ی خانوادم و شهرم هستم تحملش برام سخته .
بدبختانه من یه بیماری هم دارم به اسم هراس یا فوبیای اجتماعی و اصلا نمیتونم تنها برم جایی ، همیشه باید یکی پیشم باشه به همین دلیل بشدت به مادرم وابسته ام . اون جا هم برم چون کسی رو ندارم مجبورم بشینم تو خونه .
بیماری سخت و عذاب آوریه ، انواع داروها رو خوردم چند تا دکتر عوض کردم ولی بی فایده بوده و الان دیگه بی خیال درمانش شدم . بخاطر همین مشکلم میترسم که نتونم .
لطفا اونایی که تجربه ازدواج راه دور داشتن بگن چه جوری با شرایط جدیدشون کنار اومدن؟ غربت سخته براشون یا نه ؟ کسی هست که این بیماری رو داشته باشه؟

کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (تجربیات خانم هایی که در شهر غریب عروس شدند) ، (۶۰) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل زنان (۱۷۰ مطلب مشابه) مسائل زنان خانه دار (۳۲ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق